yesterday blue poem mohammad khodkhodaie

با توجه به اهمیت محتوای yesterday blue poem mohammad khodkhodaie خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است مسئولیت مطالب جستجو شده با عبارت yesterday blue poem mohammad khodkhodaie برعهده مرجع و منبع اصلی آن میباشد.
دیروز آبی! شعر:محمدکدخ (عرفان) yesterday blue! poem: mohammad khodkhodaie  
دیروزِ آبی ما زندگی را قدر ندانستیم امروزِ خا تری ، او ما را و فردای سیاه .... ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
غیبت چه ... انی رواست از سعدی  
گفتار اندر ... انی که غیبت ایشان روا باشد سه ... را شنیدم که غیبت رواست وز این درگذشتی چهارم خطاست یکی پادشاهی ملامت پسند کز او بر دل خلق بینی گزند حلال است از او نقل ... خبر مگر خلق باشند از او بر حذر دوم ... بر بی حیائی متن که خود می درد ... بر خویشتن ز حوضش مدار ای برادر نگاه که او می درافتد به گردن به چاه سوم کژ ترازوی ناراست خوی ز فعل بدش هرچه دانی بگوی

درخواست حذف این مطلب
اسایش عشق بهتره  
۱۲ ۶،‏ ۱۷ ۲۵ mohammad وقتی ع ... تو میبینم ،چشمامو مبندم کل خاطراتم یه لحظه میان و میرن،بعد اشکامو پاک میکنم ۱۲ ۶،‏ ۱۷ ۲۵ mohammad تو راحت باش ... ی مزاحم ارامشت دیگه نمیشه ۱۲ ۶،‏ ۱۷ ۲۶ mohammad من به ... ی زنگ نمیزنم تو راحت باش ۱۲ ۶،‏ ۱۷ ۲۷ mohammad هر وقت ،هر جا چشمام نمیبینه دیگه ۱۲ ۶،‏ ۱۷ ۲۸ mohammad عشق رو دروغ بیشتر ندیدم ۱۲ ۶،‏ ۱۷ ۲۸ mohammad تو راحت باش ۱۲ ۶،‏ ۱۷ ۳۰ mohammad دیگه صدای نگرانی نمیشنوی ۱۲ ۶،‏ ۱۷ ۳۰ mohammad اون صدا مهمتره تا من

درخواست حذف این مطلب
هدیه رببع الاول محمد داده شد  
۱۲ ۶،‏ ۱۷ ۲۵ mohammad وقتی ع ... تو میبینم ،چشمامو مبندم کل خاطراتم یه لحظه میان و میرن،بعد اشکامو پاک میکنم ۱۲ ۶،‏ ۱۷ ۲۵ mohammad تو راحت باش ... ی مزاحم ارامشت دیگه نمیشه ۱۲ ۶،‏ ۱۷ ۲۶ mohammad من به ... ی زنگ نمیزنم تو راحت باش ۱۲ ۶،‏ ۱۷ ۲۷ mohammad هر وقت ،هر جا چشمام نمیبینه دیگه ۱۲ ۶،‏ ۱۷ ۲۸ mohammad عشق رو دروغ بیشتر ندیدم ۱۲ ۶،‏ ۱۷ ۲۸ mohammad تو راحت باش ۱۲ ۶،‏ ۱۷ ۳۰ mohammad دیگه صدای نمیشنوی ۱۲ ۶،‏ ۱۷ ۳۰ mohammad اون صدا مهمتره تا من

درخواست حذف این مطلب
yesterday when i was young - farhad mehrad  
لینک yesterday when i was young \- farhad mehrad

درخواست حذف این مطلب
yesterday  
yesterday love was such an easy game to play. now i need a place to hide away. oh i believe in yesterday. \+ listen to yesterday \+ watch today

درخواست حذف این مطلب
سپید و رعشه انگیز! شعر:محمدکدخ (عرفان) white and shy! poem: mohammad khodkhodaie  
وزان روز که خزان آمد در این بوم زمستان هم بدنبالش نیامد هیچ بهاری ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
سپید و رعشه انگیز! شعر:محمدکدخ (عرفان) white and shy! poem: mohammad khodkhodaie  
وزان روز که خزان آمد در این بوم زمستان هم بدنبالش نیامد هیچ بهاری ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
آرزوهای برباد رفته !محمد کدخ (عرفان)  
آرزوهای برباد رفته poem mohammad khodkhodaie بهار در چهره ام به تاراج رفته آفتاب لباس سیاه غم بتن کرده و سر بر بالین سیاهی شب نهاده ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
سکوت ریشه میکرد!شعر:محمدکدخ (عرفان) silence rooted! poem: mohammad khodkhodaie  
وقتی لبهای فریاد را دوختند سکوت\- در حنجره ها ریشه می کرد ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
توفان است !شعر:محمدکدخ (عرفان) the storm is! poem: mohammad khodkhodaie  
آنچه در من نهفته توفان است کی توان گفتنم باشد من ز این توفان میخواهم که رست زین بیش چگونه توان نهفتنم باشد mohammad\-erfan.mihanblog.com sheroerfan.mlog.ir عرفان و اعتراض

درخواست حذف این مطلب
هنوز خواب بودند! شعر:محمدکدخ (عرفان) were still sleeping! poem: mohammad khodkhodaie  
و من از پشت پنجره خانۀ درد شاهد خواب همه مردم شهرم بودم چه گل سرخ و سفیدی که همه خشک شد و مرد چه لبخند قشنگی ،که ز لب ها زمین خورد و ش ت ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
مراباخودببرای موج!شعر:محمدکدخ (عرفان) take me with you! poem: mohammad khodkhodaie  
بیا دستم بگیر\- با خود ببر من را مرا با خود ببر زین ساحل خسته که تمکین سکوت کرده نشسته ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
بده جام دگرباده فروش! شعر:محمدکدخ (عرفان) give a gl of wine! poem: mohammad khodkhodaie  
صدای نمی آید به گوشم نمی دانم که مستم یا به هوشم صدای اعتراض مرده،سکوت جایش نشسته سخنها چون حب در دهان جمله ش ته ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
جنتهای جعلی! شعر:محمدکدخ (عرفان) fake paradise! poem: mohammad khodkhodaie  
عبور باید کرد از این روزهای تاریک تر از شب از این سرمای جانسوز \- استخوان سوز ز دردهای جگر سوز ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
در آرزوی شروع عاشقانه! شعر:محمدکدخ (عرفان) a romantic start! poem: mohammad khodkhodaie  
میدانم دیگر ی مرا به میهمانی عشق و مهربانی نخواهد برد و دلم ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
انعکاس یک خوک! شعر:محمدکدخ (عرفان) reflection of a pig! poem: mohammad khodkhodaie  
پریشان آدمی سرگردان مأیوس و نگران هراسان از نبودن انسان ولولۀ حیوان ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
داره زندگی مز ف همه ی ما رو توصیف میکنه  
yesterday when i was young حجم 4.41 مگابایت \+ همیشه دوست داشتم به عنوان یه مرد همچین ص داشته باشم . خولیو ایگلسیاس یکی از انی هست که از دوران دبیرستان تا حالا انقدر بهش حسودی که چشمم در اومده

درخواست حذف این مطلب
چرا چون سیمانیم ! شعر:محمدکدخ (عرفان) why are we cement! poem: mohammad khodkhodaie  
چرا افکار و شه هایمان اینقدر بسته است چرا حالمان گرفته و خسته است چرا نمیفهمیم لطافت یک شعر را چرا درک نمیکنیم زیبایی یک احساس لطیف را ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
چرا چون سیمانیم ! شعر:محمدکدخ (عرفان) why are we cement! poem: mohammad khodkhodaie  
چرا افکار و شه هایمان اینقدر بسته است چرا حالمان گرفته و خسته است چرا نمیفهمیم لطافت یک شعر را چرا درک نمیکنیم زیبایی یک احساس لطیف را ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
گورهای بی نام ونشان! شعر:محمدکدخ (عرفان) anonymous graves! poem: mohammad khodkhodaie  
خسته ام از هر چه بود و از نبود خسته از هذیان و لاف مردمان بی وجود خسته از مرگ فرشته های پاک خسته از خون جوانانی که می ریزد به خاک ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
my beloved angel,  
i am nearly mad about you as much as one can be mad i cannot bring together two ideas that you do not interpose yourself between them. i can no longer think of nothing but you. in spite of myself my imagination carries me to you. i grasp you i kiss you i caress you a thousand of the most amorous caresses take possession of me. as for my heart there you will always be — very much so. i have a delicious sense of you there. but my god what is to become of me if you have deprived me of my reason this is a monomania which this morning terrifies me. i rise up every moment say to myself ‘come i am going there ’ then i sit down again moved by the sense of my obligations. there is a frightful conflict. this is not a life. i have never before been like that. you have devoured everything. i fee

درخواست حذف این مطلب
خزان است بی بهاران ! شعر:محمدکدخ (عرفان) always is autumn! poem: mohammad khodkhodaie  
خیالش نیست دگر هجرت زمستان نه میبارد دگر باران بر این دشت سراسر مرده زاران نه می آید بهاران ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
گ مرگ! شعر:محمدکدخ (عرفان) begging death! poem: mohammad khodkhodaie  
ای مردمان آنکه چون شمع جانف میکند دل به دریا میزند مرگ را ز عزرائیل گ میکند ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
گ مرگ! شعر:محمدکدخ (عرفان) begging death! poem: mohammad khodkhodaie  
ای مردمان آنکه چون شمع جانف میکند دل به دریا میزند مرگ را ز عزرائیل گ میکند ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
داغ دلهایی که داریم ! شعر:محمدکدخ (عرفان) heart! poem: mohammad khodkhodaie  
آه...که اگر اندکی بردبار بودیم و تحمل میکردیم اگر تنها ، در بارۀ اویی که فرصتی برای جبران میخواست اندکی بخشنده بودیم ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
دردبی فر ! شعر:محمدکدخ (عرفان) pain tomorrow! poem: mohammad khodkhodaie  
در من شۀ خشم و ناشکیبایی حاصل اندوهِ بی همزبانی است و رنج تنهایی غم امروز درد بی فر ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
کاربرد صحیح i و me  
به نظر شما جمله زیر صحیح است؟ ⚛ me and my friend played soccer yesterday. ⚛ من و دوستم دیروز فوتبال بازی کردیم. ⚛ در جمله بالا یک اشتباه گرامری وجود دارد. برای اینکه این اشتباه رایج آشکارتر شود and my friend را از جمله حذف کنید و دوباره جمله را بخونید... . ⚛ me در جمله فوق به عنوان ضمیر مفعولی آمده در صورتی که باید به عنوان ضمیر فاعلی بیاید. . بنابراین شکل صحیح جمله این است ⚛ my friend and i played soccer yesterday. ⚛ نکته برای احترام گذاشتن به یک شخص یا اشخاص باید اسم خود را بعد از اسم آن

درخواست حذف این مطلب
سنگ هم افسرده است!شعر:محمدکدخ (عرفان) stone is also depressed! poem: mohammad khodkhodaie  
در روزگار سخت ما سنگ هم افسرده است مردمانش در ند و دعا مهربانی مرده است mohammad\-erfan.mihanblog.com sheroerfan.blog.ir sheroerfanoeteraz.rozsite.com عرفان و اعتراض

درخواست حذف این مطلب
عین است!(رباعی) شعر:محمدکدخ (عرفان) is the same prayer! poem: mohammad khodkhodaie  
رخسارۀ مردم همه بیچارگی و فقر و نیاز است غیرت افتاده به پای شب و در سوز وگداز است فریاد هیهات از ذلت این ملت چون وقت اذان است پاسخ به چنین مردم خسته ز ستم عین است mohammad\-erfan.mihanblog.com sheroerfan.blog.ir عرفان و اعتراض

درخواست حذف این مطلب
  
به روز شده ها
اتفاقی
با توجه به اهمیت محتوای سایت خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج در سایت را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است یاسمین فقط منتشر کننده مطالب با ذکر منبع بوده و هیچ گونه مسولیتی در خصوص مطالب نشر داده شده ندارد.
All rights reserved. © Yasamin 2016-2017