من آهی در بساط ندارم

با توجه به اهمیت محتوای من آهی در بساط ندارم خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است مسئولیت مطالب جستجو شده با عبارت من آهی در بساط ندارم برعهده مرجع و منبع اصلی آن میباشد.
جعبه عبادت ...  
دیروز را دیدم . در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود . فریب می فروخت . مردم دورش جمع شده بودند . هیاهو می د ، هول می زدند و بیشتر می خواستند . در بساطش همه چیز بود حرص ، دروغ ، خیانت ، غرور و... هر چیزی می ید و به ازایش چیزی می داد . بعضی ها تکه ای از قلبشان را می دادند . و بعضی ها ای از روحشان را . بعضی ها ایمانشان را می دادند و بعضی شان را . می خندید و دهانش بوی گند جهنم می داد . حالم را به هم می زد . انگار ذهنم را خواند . موذیانه خندید و گفت من با ی کار ندارم

درخواست حذف این مطلب
تقدیم به آقا  
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود گاهی بساط عیش خودش جور میشود گاهی دگر تهیه بدستور میشود گه جور میشود خود آن بی مقدمه گه با دو صد مقدمه ناجور میشود گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود گاهی گدای گ و بخت با تو یار نیست گاهی تمام شهر گدای تو میشود گاهی برای خنده دلم تنگ میشود گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود گاهی تمام آبی این آسمان ما یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود از هرچه زندگیست دلت سیر میشو

درخواست حذف این مطلب
 
\+من وقتی دلم میگیرد خیلی ___ هستم . جای خالی را با کلمه ی مناسب پر کنید 20 نمره _ من مثل آ ای ندارم که وقتی دلم میگیرد تا خودِ صبح با ماشین به دور دور دعوتم کند _ من مثل ف برادری ندارم که وقتی دلم میگیرد با موتورِ آبیِ خوشگلش درخیابانها بچرخاند _ من مثل ر معشوقه ای ندارم که وقتی دلم میگیرد با اون در آن پارکِ مز ف قرار بگذارمُ دلم باز شود _ من مثل ز ای ندارم که در سختی هایم مثل کوه پشتم باشدُ زرتُ زرت برایم بلیت رفتن به شمال ب د _ من مثل س مادری ندارم که م

درخواست حذف این مطلب
 
گلوم درد میکنه. فردا صبح باید برم . دلم یه تغییر میخواد. سجادم یه هفته خوبه بعد باز یه چیزی میگه و ناراحت میشم. دیگه حوصله ی اونم ندارم. حوصله ی خودمم ندارم. حوصله ی هیشکیو ندارم. نمی دونم چه مرگم شده. دلم میخاد برم از این شهر. برم و دور بشم.

درخواست حذف این مطلب
بازار مَجِ نام خَیلی زمات که اویره  
بازارِ جابجایی واسی بازار مَج ی ایسه که ایتا لقمه نان حلالِ دونبال ، هفتگی بازارانَ گرده ، بساط پهنَ ه، تا غروب دم فروشندگی ه تا خو زن و زاکِ دیل خوشی واسی با دست پور بشه بخانه.بازار مجان همه چی فروشید از محصولات محلی بیگیر تا رخت و لباس و تخته و ساطور، اردک و ش و مورغانه تا میوه و سیب زمینی پیاز ،حتی داس،تبر ، اره ، چکش خلاصه هرچی آدم دیل بخوایه بازارمجانِ بساط میان پیدا به. خولاصه شیمی خدمت عرض بو م که بازار مج هون کاسبه که از قدیم و ندیم بوگفت

درخواست حذف این مطلب
تقدیم به آقا  
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود گاهی بساط عیش خودش جور میشود گاهی دگر تهیه بدستور میشود گه جور میشود خود آن بی مقدمه گه با دو صد مقدمه ناجور میشود گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود گاهی گدای گ و بخت با تو یار نیست گاهی تمام شهر گدای تو میشود گاهی برای خنده دلم تنگ میشود گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود گاهی تمام آبی این آسمان ما یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود از هرچه زندگیست دلت سیر میشو

درخواست حذف این مطلب
بحث جالب فلانی و باباش  
\- بابا... راستش نمی دونم چطوری بگم...\+ دختر؟؟؟؟ \-او..... اوعوم \+خب خوبه دیگه... چرا نمی ری خواستگاریش؟؟؟؟ \-خب پول ندارم..... نه خونه نه کار نه ماشین نه ... \+پس چطور اصلا به خودت اجازه دادی دوسش داشته باشی؟؟؟ \- آخه دل که دارم \+ فرض کن من شوهرتم تو هم زنم... با این وضع تو بهم بگو برو نون ب \- نون می خوام \+ندارم... هیچی ندارم ... ببین جیبمو خالیه با عشق سیزش کن شکمتو

درخواست حذف این مطلب
برتری به چیست؟  
سلام قدیما تو کتاب فارسی کلاس سوم درسی بود با عنوان برتری به چیست؟ من همین عنوان را به دانش آموزان کلاس پنجم دادم تا انشایی بنویسن ، محمد تا جایی که یادمه این جوری نوشته بود برتری به این است که آدم زرنگ باشد و عقلش کار کند مثلا من امسال نزدیک عید با پدرم و عمویم بساط کردیم تا تخمه بفروشیم پدرم اول بازار تخمه می فروخت کیلویی500 تومانن، وسط بازاز عمویم همان تخمه ها را می فروخت به 450 تومان، در آ بازار من بساط کرده بودم و همان تخمه ها رابه 400 تومان می

درخواست حذف این مطلب
زندگی  
مگه میشه یه آدم انقده عوض بشه تا نمینوشتم آروم نمیشدم هرروز به دفترم سر میزدم همیشه یه تیکه کاغذ و خ ر پیشم بود ادبی نبودن واسه دل خودم مینوشتم واسه سرو سامون دادن به افکارم راست و ریس برنامه روزانم کارای عقب افتادم ولی حالا........ اصن نیازی به نوشتن احساس نمیکنم کت نمیخونم دوستی ندارم تفریح بخصوصی ندارم کاملا یه آدم معمولی ام کار،خونه،خوردن،خو دن اصن غصه ندارم،دیگه حرص هیچیو نمیخورم ،فک کنم خیلی خیلی به این زندگی که دارم دل بستم و راضی ام فک

درخواست حذف این مطلب
قرار ندارم  
پر از تلاطمم و لحظه ای قرار ندارم چو حس و حال نشستن ، دل فرارندارم همیشه دلخورم از آنچه اتفاق می افتد همیشه غم زده از آن که اختیار ندارم جواب طعنه زدن های گاه گاه رفیقان سکوت می کنم ، آری ... چون اعتبار ندارم نمی رسم به زمانی که خنده بر لبم آید در این زمانه گمانم که یار غار ندارم اگر به بدرقه ام دست خالی آمده کاسه یواش میروم و میدوم ... غبار ندارم منی که گریه کنی بعد مرگ بر کفنم نیست غمی ندارم اگر بعد خود مزار ندارم

درخواست حذف این مطلب
بساط عمر نیرزد بزحمت چیدن  
بساط عمر نیرزد بزحمت چیدنچه چیدنی که باید نچیده بر چیدنببین بچشم حقارت دو روز دنیا راچه گریها بپاست بعدیک دو روز خندیدنگلیم ... درویش وتخت پادشهیتفاوتی نکند وقت مرگ سنجیدنچنان بساط عمل پهن کن در این عالمکه دست و پا نکنی گم بوقت برچیدن

درخواست حذف این مطلب
فردای من کی میرسه؟؟؟  
چند وقتی است که کلمه ها ترمز کرده اند و کنار کشیده اند.روزهایم می گذرد و من دست و پا می زنم توی قصه ای که نه ابتدایش را من نوشته بودم نه انتهایش را بلدم.از خست ... زل می زنم به ترک دیوار و مات نگاه می کنم دل م می خواهد این نبات را ببرم یک گوشه از این شهر گمش کنم. رشته ی تحصیلی ام را دوست ندارم.این شهر ماتم زده را دوست ندارم.تنهایی غذا خوردن را دوست ندارم.تنهایی سینما رفتن را دوست ندارم.تنهایی قدم زدن را دوست ندارم.تنهای ... ید ... را دوست ندارم.تنهایی ....

درخواست حذف این مطلب
آ خدا... شکرت!  
این چند وقت که بساط عمل و اینور اونورو داشتم با دیدن هر بچه ای گریم می گرفت... اوایل که خیلی. افتضاح بود و حتی شنیدن صدا یا دیدن لباسایی که خیلیییی وقت پیش ... یده بودم هم حالمو بد می کرد... کل پیجای بچه تو اینستا که فالو میشدن آنفالو شدن چون هر بار که یکیشون پست می ذاشت اذیت می شدم... حتی پوشه نی نی تو گوشیمم پاک ... ... لباسای ... یده شده رفتن جایی که چشمم م بهشون نخوره و هنوزم سعی می کنم بهش فکز نکنم و خودمو تو موقعیتش قرار ندم... می دونم که این کارم در حکم

درخواست حذف این مطلب
گاهی....  
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود♡♡♡♡♡♡♡♡♡گاهی بساط عیش خودش جور میشود گاهی دگر تهیه بدستور میشود♡♡♡♡♡♡♡♡♡گه جور میشود خود آن بی مقدمه گه با دو صد مقدمه ناجور میشود♡♡♡♡♡♡♡♡♡گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود♡♡♡♡♡♡♡♡♡گاهی گدای گ ... و بخت با تو یار نیست گاهی تمام شهر گدای تو میشود♡♡♡♡♡♡♡♡♡گاهی برای خنده دلم تنگ میشود گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود♡♡♡♡♡♡

درخواست حذف این مطلب
خواستن..  
میگن ...خواستن توانستنه...من که با همه وجود و قلبم خواستمت با همه توان و آنچه داشتم برایت جن ... دم و nbsp تلاش ... پس کجای خواستن و توانستنم لنگ میزد nbsp که لایقت نبودم... پ.ن این روزها خیلی تنها شدم...خیلی...کنج بی ... ی ام نشسته ام...نای زند ... ندارم... رمق نفس کشیدن nbsp ندارم ...توان بودن ندارم..میشه منو با خودت ببری؟

درخواست حذف این مطلب
چند روزه حوصله ندارم  
چند روزی حوصله ندارم خبر انتشار بدم ، البته اخبار هم زیاد جالب نیست. مشکل اینجاست حوصله نقد و بررسی هم ندارم ، واقعا که نگهداشتن وبلاگ کار سختیه. امیدوارم ... صلح بشه و با این امیدواری هم امشب رو به پایان میرسونم. راستی فردا جشن تولد خواهرمه . اینجا هم بهش تبریک میگم.

درخواست حذف این مطلب
t__t  
میخوام دوباره کتاب بخونم ولی حوصله ندارم همونجوری که میخوام نقاشی ... م ولی حوصله ندارم همونجوری که میخوام درس بخونم ولی حوصله ندارم همونجوری که میخوام قرانمو حفظ کنم ولی حوصله ندارم... این ا ... ی رو که من 4\-5 ساله هنوز کامل شروعشم ن ... | ولی عذاب وجدانش منو ول نمیکنه و تا وقتی تموم نشه نمیتونم نفس راحت بکشم اگه ... ی اینجا هست که حفظ کرده یخورده منو نصیحت کنه | تشکر | البوم ... چرا نمیااادددد twt

درخواست حذف این مطلب
چه داده ایم ...  
مرد خانه از در وارد می شود و زن خانه ... ید ها را که به صورت پاگت در دست مرد بود را می ... رد و بعد از کمی قربون صدقه رفتن ها مرد رخت عوض می کند . حیاط حس ... جارو خورده و آب زده شده است بوی نم مطبوعی که با نسیم شبانه با بوی گل های گوشه حیاط ترکیب می شد فضای عجیبی را ایجاد می کرد .دوست داشتنی بود .بعد مرد می رود لب حوض و وضویی می ... رد و زن سجاده را پهن کرده و میرود شام را حاضر کند . مرد به سوی ... رفته و مدتی به راز و نیاز می پردازد . سجاده ای که بوی عطر خاصی داش

درخواست حذف این مطلب
حرف مفت  
زند ... ... چطور باید میبود و من چطور پیش بردمش هدفای غلط به خاطر بزرگ شدن غلط تو محیط پر از اشتباه و تباهی.هدفای غلط منو بردن تا جایی که به هرچیزی متوسل میشدم تا پیشتر برم.الان به تهش رسیدم. پیش روم خالی. هیجان و س ... و آرامش و رضایت و nbsp هیچیهیچی ندارمدلخوش نیستمدلِ خوشی ندارمدلخوشی ندارمتنها و دور از آدماگریزون ازشوننخواستم هیچوقت nbsp نتونستم پس

درخواست حذف این مطلب
ت مثه تولد  
...بمناسبت سالروز تولدم که یکم شهریور بود و گذشت............. تولدم مبارک چون تولد....چون تولد میر سد از راهبارها تبریکروز ها تبری ال ها تبریکمیگذارد عمر از قرارم بی قراریمی نهد سر تا به پایم یادگارییادگاری دارد ازعمرم یادگاریمو سپید است دست لرزان بی قراریشعر باید گفتحرف باید زدتا گذاریافتدم بر بساط سازگاریدانم اکنون گویم این رازدانم اکنون می زند سازساز....سا ... کوک بی قراریسالها دادن دلدل چو کندن سخت باشدحیف از آن روز های بی قراری....ساده آیدرفته آ

درخواست حذف این مطلب
زندگی چیست؟  
حس خوبی ندارم. حس خوبی ندارم. حس خوبی ندارم. حس خوبی ندارم. حس خوب... حس خوب... 4 2 96 حس خوبی دارم. 5 2 96

درخواست حذف این مطلب
آرزوها  
چه آرزوهاکه داشتم من و دیگر ندارمچه ها که می بینم و باور ندارمچه ها چه ها چه هاکه می بینم و باور ندارم

درخواست حذف این مطلب
بار  
به دوستم گفتم میرم خونه چون کلی کار دارم ...اومدم خونه و هیچ کاری ن ، حوصله دوختن ملحفه هارو ندارم ، اصلا حوصله خیاطی ندارم . خونه رو تمیز ن ، ظرف های ناهار رو نشستم ، گردگیری ن حتی جایی رو هم مرتب ن ، این روزها حوصله ندارم ...

درخواست حذف این مطلب
"هدیه به روحش صلوات"  
شهید شده باشی اما همچنان بساط شلیک موشک های بالستیک تو به راه باشد...آرام خو ده باشی اما توپخانه هایت همجنان روی سر آتش بریزند...\#شهید حاج حسن تهرانی مقدمافسر مولا

درخواست حذف این مطلب
خسته ام  
انقدر خسته ام که حال ادامه دادن ندارم. حال حرف زدن ندارم. حال گریه ندارم.. اگر نفس کشیدنمم اتومات نبود و دست خودم بود حال اونم نداشتم. از خستگی مردن یعنی همین که حال زندگی نداشته باشی فقط زنده ام چون نفسم قطع نشده وگرنه فرقی با مرده ندارم. مرگ این وبلاگ هم رسیده چون حال نوشتن ندارم. خسته ام از تنهایی ادامه دادن این زندگی... فقط می خوام تنهایی بمیرم

درخواست حذف این مطلب
کودوم شهر  
الان اومدم یت مثلا به یکی ازون شهرایی که اسمشو همه قاطی میکنن الان خودم دقیقا نمیدونم بیرجندم یا بروجن با بجنورد یا بروجرد حال و حوصله ندارم اصلا یه کافی شاپ باحال داشت هتل یه باد خنکی می وزید دوس داشتم ولی کلا حس خوبی ندارم تو اینترنت غرق شدم برگشتنی باید برم .. حالا میام میگم فعلا ما خانومها تو هتلیم بحث ازدواجه چرا من جون ندارم اصلا میخوام برم خونمون

درخواست حذف این مطلب
دوستت ندارم  
تنها یک روز در هفته دوستت ندارم استراحت که فقط برای کارگرها نیست من هم گناه دارم... خسته میشوم \#ازمحالات

درخواست حذف این مطلب
حال ندارم  
چند روزیه انگار انرژیم تخلیه شده حال هم ندارم

درخواست حذف این مطلب
دل  
دل آن است که پیوسته بسوزدآتش بگیراند وُ شعله ور شوداگر به قلب و جان آتشی نمی دهدپس آن دل ، دل نیستو من به آن نیازی ندارماگر که شاد نمی گردد و نمی خندداگر ضربان اش را ی نمی داند وتپش اش را نمی شنودپس آن دل ، دل نیستو من به آن نیازی ندارمبه وقت ضرورت اگر برای وطنمثل فولاد سپر نکند وبر خاک وطن اش بوسه نزندپس آن دل ، دل نیستو من به آن نیازی ندارمآن دل به چه کارم آیداگر رویا و آرزویی ندارد ؟اگر نمی تواند دوست داشته باشدپس آن دل ، دل نیستو من به آن نیاز

درخواست حذف این مطلب
چرا؟  
من که جز تو ی را ندارم. پس چرا تو را هم ندارم؟تماما مخصوص عباس معروفی

درخواست حذف این مطلب
  
به روز شده ها
اتفاقی
با توجه به اهمیت محتوای سایت خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج در سایت را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است یاسمین فقط منتشر کننده مطالب با ذکر منبع بوده و هیچ گونه مسولیتی در خصوص مطالب نشر داده شده ندارد.
All rights reserved. © Yasamin 2016-2017