سرگشته چو پرگار همه عمر دویدیمآ به همان نقطه که بودیم رسیدیم

با توجه به اهمیت محتوای سرگشته چو پرگار همه عمر دویدیمآ به همان نقطه که بودیم رسیدیم خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است مسئولیت مطالب جستجو شده با عبارت سرگشته چو پرگار همه عمر دویدیمآ به همان نقطه که بودیم رسیدیم برعهده مرجع و منبع اصلی آن میباشد.
سرگشتگی  
سرگشته ام چی. درمون ِ سرگشتگی ِ؟ بهم گفت بگو. گفتم نمیتونم حرف بزنم. اینجور وقتا بلد نیستم حرف بزنم. پرسید.پاسخ دادم. پرسید،گفتم،پرسید... سوالایی که به چشمم بی اهمیت و بی ربط بودن... طبیب ، عالمه، حقا که کلامش مثل حریر سفیده. مثل زلالی آب چشمه. مثل... نبض نگرفت،ولی ، با سوالاش نبض میگرفت... حالم خوب شد. چطور بعضی آدما این قدر نفوذ کلام دارن. گفت سرگشته نیستی. گفت اگه سرگشته بودی، به تو میگفتم، بگردی و خودتو پیدا کنی. اما تو گم نشدی،تو خودتو گم نکردی. گ

درخواست حذف این مطلب
دلی گم کرده ام...  
دلی گم کرده ام آن را ندیدید ؟شما را جان من آن را ندیدید ؟همان قلبم که بی صبر و قرار استهمان که در پی گم کرده یار استدل سرگشته ام منزل ندارددلم من یار منتظر نداردشما را به خدا آن را ندیدید ؟دل من آن دل سرگشته منکجا رفته به ناگه از بر من ؟ کجا رفت از برم این قلب حیراننمیدانم کجاست ای وای ای وایخدایا ای کاش میبستمش من که اینگونه نمیرفت از بر منآهای ای مردم این شهر بی ناماگر که یافتید آن را من اینجامدل من جز خودم صاحب نداردرود هر جای دنیا گردد اینجا

درخواست حذف این مطلب
مطلب عمومی  
سلام. حالا که از خودم چیزی ندارم بنویسم از بقیه نقل میکنم یک سه گانه تراژیک که طی دو هفته رخ داد، و ما به اندازه فاصله های غیرمرتبط این سه نقطه، تمامی عمر سرگشته و کلاف سر در گم بوديم. روح آقایان لئونارد کوهن، ابراهیم شریف زاده و حاج سلیم مؤذن زاده شاد و قرین رحمت ایزدی برام جالبه که این دوستم این سه تا اسم رو کنار هم آوردهروح هرسه شاد با تشکر از آقای ... عزیز، برای شنیدن کارهایی از ... شریف زاده مرحوم به اینجا بروید

درخواست حذف این مطلب
پرگار : علی مطهری کیست؟  
عبدالله گنجیعلی مطهری در توئیتی نوشته پافشاری آیت الله منتظری بر حفظ جایگاه مرجعیت و افتا و اینکه برای حفظ نظام از هر وسیله ای نمی توان استفاده کرد آن سرنوشت را برای او رقم زد تحلیل در جایی مطرح می شود که بخشی از خبر در دسترس نباشد. در این صورت شنونده با تحلیل موضوع پازل ذهنی خود را تکمیل می کند و در قالب اظهار نظر بیان می کند.اگر جناب مطهری به جای وقت گذاری در توئیتر و اظهار نظرهای شخصی به خود زحمت دهد و در صحیفه ... نامه های تاریخهای 25 7 13656 1 13688

درخواست حذف این مطلب
تلنگر  
گاهی اوقات یک تلنگر، یک درد ، حتی یک شادی می تواند زندگیت را در یک نقطه ثابت کند. در یک نقطه می مانی، تو هستی که باید تصمیم بگیری بمانی، بروی یا حتی عقب بکشی گاهی اوقات هم میشود نقطه عطف، نقطه پرش. حس می کنی از اه ت دور م و ان موقع سعی میکنی تندتر حرکت کنی. چشم هایم را می بندم، ی تند و سریع از جلوی چشمهایم می گذرد چشم هایم را باز می کنم، زندگی در جریان است نمی خوام در همان نقطه بمانم حرکت می کنم شاید با نگرشی جدید، دیدی تازه شاید هدف هایم رنگ و.بوی د

درخواست حذف این مطلب
فاصله خدا و جدا شدنش از ما شاید یک نقطه باشد!  
«خدا» با یک نقطه جا به جایی و گناه «جدا» می شود؛ پس حواسمان را جمع کنیم... آن نقطه می تواند لغزشی به اندازه ی همان نقطه باشد که به تدریج تبدیل به کوهی عظیم از گناه و شرمندگی در مقابل خدا می شود. پس بیایید آن نقطه را پاک نماییم و جدا بودنمان را با خدا بودن بر چیره گردانیم. مسعود کلهری نژاد

درخواست حذف این مطلب
شعر سه نقطه (...)  
ای دلبر من، ای قد و بالات سه نقطه ای چهره ی تو در همه حالات سه نقطه لب بووووق دهن بووووق تمام سر و تن بووووق اصلاً چه بگویم که سراپات سه نقطه برخیز و میان همگان جلوه گری کن حال همه در حال تماشات سه نقطه با دشمن خود یاری و با یار چو دشمن ای آنکه تولّا و تبرّات سه نقطه آ ... به زری یا ضرری یا که به ... ؟ می ... رم از آن گوشه ی لبهات سه نقطه چشم من و ... سوی تو نه ، چادر تو خوب دست من و بازوی تو نه ، پات سه نقطه تا باد صبا ... ز رخسار وی انداخت این بخش خطرناک شده ک

درخواست حذف این مطلب
عشق را ... کن...  
عشق را ... کن... عشق را ... کن...تا بلندای سفر تا براندازی شب..تا ... وشی شعله ور... عشق را ... کن.... به تمنای گل مضطرِ سر به توی خاک گریه ای سیر غزلواره بریز... در محیط خواب اجباری من...در شب خا ... تری خلوت تو عشق را ... کن...رمز شب را هم نیز... تا بدانند و بنوشند عوام عشق از برگ گلی نازکتر... و ز ابر ابدی بارانتر... وَ زِ دوّاره ی پرگار خدا فرّاختر... هر چه نی ... ت آنست.

درخواست حذف این مطلب
ویرانه های باغ تخیل  
امروز، روز اول دی ماه است و آنکه میخندد، خبر هولناک را نشنیده است. دیروز من فالی زدم ...عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی عشق داند که در این دایره سرگردانند... nbsp لاف عشق و گله از یار؟ زهی لاف دروغ عشقبازان چنین مستحق هجرانند و اول سر نفهمیدمش. بعدا فهمانده شدم. nbsp ساعت ضربه ها مینوازد مینوازد مینوازد...

درخواست حذف این مطلب
ستاره پنج پر  
در این معمای بازی گونه هدف این است که ۹ عدد مهره را بر روی ۹ نقطه از ۱۰ نقطه موجود در شکل بگذاریم. برای گذاشتن هر مهره سه نقطه روی یک خط مستقیم را به ترتیب می شماریم و مهره را بر روی نقطه سوم قرار میدهیم. به عنوان مثال سه نقطه ۳، ۶ و ۹ هر سه بر روی یک خط مستقیم هستند، در این صورت میتوانیم از شماره ۳ شروع به شمارش کنیم و مهره را بر روی نقطه ۹ قرار دهیم. به علاوه شرط زیر را نیز رعایت کنیم نقطه شروع برای شمارش همواره باید نقطه ای خالی باشد، اما نقطه دوم

درخواست حذف این مطلب
من از کِی هستم !؟  
چند روز پیش خدمت یکی از دوستان بوديم که از اولین مضرابِ تاری که برای خودش ساخته بود ؛ آنهم با کلاهخود خ ر بیک تا حالا شاید 28 سالی می گذرد یک درددلی هم داشتیم از گردش پرگار روزگار و اینکه چرا و چگونه ما اینجای دایره افتادیم ؟ ؟ ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
* بلبل مست  
بلبل مستم ..... در طرب یار در حیران سرگشته و گیجم ........... چو اسیری در میدان یافته ام گنجی .... مثال کیمیا ............. در زمین خدا شده ام زخمی به دستانش ..... بیفتم ............ بهر هر درمان منم آن بلبلی که خدا آزاد کرد امیدم به اوست ...... چه نهان ......... چه در عیان

درخواست حذف این مطلب
عاقلان...  
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی ... عشق داند که در این دایره سرگردانند دریافت کیفیت اصلی و ادامه شعر در ادامه مطلب در نظربازی ما بی خبران حیرانند من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی عشق داند که در این دایره سرگردانند جلوه گاه رخ او دیده من تنها نیست ماه و خورشید همین آینه می گردانند عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا ما همه بنده و این قوم خداوندانند مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم آه اگر ... قه پشمین به گرو نستانند وصل خورش

درخواست حذف این مطلب
مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار  
در نظر بازی ما بی خبران حیرانند من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی عشق داند که در این دایره سرگردانند \+حضرت اقا توصیه به شنیدن سخنرانی امسال ... پناهیان ... توضیح بحث راه های مختلفی برای عبور از رنج های زند ... و رسیدن به لذات بند ... وجود دارد. ولی در بین راه های مختلف رازی وجود دارد که آن راز مورد غفلت است. اگر چه راههایی مانند افزایش علم، آگاهی پرهیز از حب الدنیا، توجه به مرگ، جلسات اخلاقی و ..... نیز می توانند برای عبور

درخواست حذف این مطلب
برای درد بی درمون دلم (3) ...  
غمی در چشم هایم نقش بستست خوشی ها از دل من رخت بر بست جهان چهار فصلم یک خزان شد از آن روزی که باران دل ش تست در این بزمی که ماتم ساقی ماست خدا داند که عزرائیل مستست هوس را شرم کن ای آدم دهر که تنهایی در این مجلس برهنست وجودم عاقبت سرگشته یار و زین زندان تن عمریست خستست

درخواست حذف این مطلب
کافه های لعنتی ولیعصر  
عاقلانه اش این است که وقتی دختری سرگشته و تقریبا عصبانی در خیابان به پستتان می خورد، فکر نکنید خدای جذ ت و مزه پرانی هستید و عوض تنه زدن، تیکه پرانی و کارهایی از این قبیل، راه را برایش باز کنید. اما خب گفتیم عاقلانه و عقل دیگر گزینه انتخ مردم نیست... این را هنگامی فهمیدم که در آن ظهر تابستانی زیر گرمای بی رحم خیابان های ولیعصر دستم را به طرف کیفم بردم و ناگهان سرگشته و تقریبا عصبانی وسط خیابان خشکم زد. درست حدس زدید. کیفی در کار نبود. یادآوری محت

درخواست حذف این مطلب
تونل ... در میکروتیک  
تونل های نقطه به نقطه تونل های نقطه به نقطه مدلی از تونل هستند که در واقع یک نقطه دسترسی یا ... سرور در آنها تعریف می شود و دیگر به تعداد نا محدود میتوانیم کلاینت به آن متصل کنیم در ضمن کلاینت ها لازم نیست یک روتر باشند و در واقع اکثر وسایل شبکه از جمله کامپیوترها ، آموزش میکروتیک تلفن های ip ، پرینتر ها و ... معمولا از تعدادی از پروتکل های این نوع تولنیگ پشتیبانی می کنند .

درخواست حذف این مطلب
نقطه ها را دوست دارم....  
نقطه ها را دوست دارم... من جمله هایی را که آ آن ها نقطه می گذارند، دوست دارم. به نقطه که می رسی انتظار به پایان می رسد. همه چیز تمام می شود. خی راحت است. نه دلهره ای نه دغدغه ای. نه نگرانی و نه اضطر حتی. خودت می مانی و آ خط و یک نقطه که تکلیف همه چیز را روشن کرده است. نه بلا تکلیف می مانی که ی بیاید یا نیاید که بخواهد توضیحی بدهد یا ندهد، دلشوره ی اما و اگرش را نداری دیگر... دل نگران نیستی که هر به میل خود، هر جور که دلش خواست تفسیرش کند و هر بار دلت هری بر

درخواست حذف این مطلب
ما مست نگاه تو تماشاءالله  
ما مست نگاه تو تماشاءاللهسرگشته ی ماه تو تماشاءاللهاحسن تویی و تبارک الله لبتچشمانِ سیاه تو تماشاءالله جلیل صفر بیگی

درخواست حذف این مطلب
عد ... ؟  
نامه هایی بی نام و نشان، بی هویت، سرگشته، اصلا باید در نامه بودنشان شک کرد آن وقت می شوند متن دادخواهی و عد ... طلبی هجویاتی هزل آمیزل و رذل گونه، با سبکی نه چندان تازه من که به ظاهر دادستان این پرونده ام، این روزها یاد گرفته ام بگویم اصلا به من چه؟

درخواست حذف این مطلب
ولادت حضرت مهدی را به شما مسلمانان تبریک عرض می کنیم.  
منم سرگشته حیرانت ای دوست کنم یکباره جان قربانت ای دوستتنی نا ساز از شوق وصل کویت دهم سر بر سر پیمانت ای دوستدلی دارم در آتش خانه کرده میان شعله ها کاشانه کردهدلی دارم که از شوق وص وجودم را ز غم ویرانه کردهمن آن آواره بش ته حالم ز هجرانت بُتا رو به زوالممنم آن مرغ سرگردان و تنها پریشان گشته شد یکباره حالمزِ هَر سر بر سر سجاده دعایی بهر آن دلداده ز حسرت ساغر چشمانم ای دوست زبان از ی ره از باده دلا تا کی اسیر یاد یاری؟ ز هجر یار تا کی داغداری؟بگو

درخواست حذف این مطلب
قدمت خیر ای ماه مهربان!  
باز آمد مهر، ماه مهربان، حس کودکی، یاد جاویدان، اضطراب صبح،خنده های شب، آسمان و ابر، کوچه های سرد،سلام به ناظم، سلام به یاران، حس شاد در زیرِ باران، مشق و مدرسه، درس و امتحان، نقش و خط عشق، تاریخ و قرآن، زنگ تفریح و جیغ و هیاهو، دویدن در باد، چون بچه آهو، ورزش و املا، هیجان و ترس، تراش و پاک کن، نقطه سرِخط،دوستیهای خوب، قهرهای قشنگ، بچه های شاد، تنبل و زرنگ، پشتِ سرِ هم، همگی به صف، یک قدم به پیش، یک قدم عقب، دفتر نمره، حضور و غیاب، گردش علمی،

درخواست حذف این مطلب
شماره بیست  
نامبرده برای اولین بار پس از بیست و پنج سال و خورده ای زندگانی امروز بابت کاری که انجام داد پول دریافت کرد نقطه وی بسیار مشعوف می باشد نقطه وی امیدوار است که روزهای امروزی مستدام باد نقطه تمام

درخواست حذف این مطلب
چه کنم با چه کنم های دل بی هدفم؟  
ماه خندید به کوتاهی شور و شعفمدست بردم به تمنا و نیامد به کفمکشش ساحل اگر هست چرا کوشش موج؟جذبه ی دیدن تو می کشد از هر طرفمراه تردید، مسیر گذر عاشق نیست چه کنم با چه کنم های دل بی هدفم؟پدرانم همه سرگشته ی حیرت بودندمن اگر راه به جایی ببرم، نا خلفم زخم بیهوده مزن، ... ام از قلب تهی استبهتر آن است که سربسته بماند صدفم فاضل نظری

درخواست حذف این مطلب
 
تو لیله القبری ، برو ، تا لیله القدری شوی ... یه بار با تهران به دور خورشید چرخیدم، الان انگار باز رو نقطه شروعم. دیدی دایره رو ، نقطه 360 درجه ش همون صفره شه. الان رو نقطه صفرم انگار. نقطه صفر یا سفر یه ح ... مقاومت دارم نسبت به تغییر، به هر نوع تغییری. حتی در حد تغییر مکان که وقتی خونهم پام نمی کشه برم بیرون، وقتی بیرونم پام نمی کشه برم خونه. امروزافسانه می گفت انگار زند ... ت کف دستته و نمی دونی می خوای باهاش چیکار کنی می خوام دستم و مشت کنم، می خوام م

درخواست حذف این مطلب
تونل ... در میکروتیک  
تونل های نقطه به نقطه تونل های نقطه به نقطه مدلی از تونل هستند که در واقع یک نقطه دسترسی یا ... سرور در آنها تعریف می شود و دیگر به تعداد نا محدود میتوانیم کلاینت به آن متصل کنیم در ضمن کلاینت ها لازم نیست یک روتر باشند و در واقع اکثر وسایل شبکه از جمله کامپیوترها ، تلفن های ip ، پرینتر ها و ... معمولا از تعدادی از پروتکل های این نوع تولنیگ پشتیبانی می کنند . ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
تونل ... در میکروتیک  
تونل های نقطه به نقطه تونل های نقطه به نقطه مدلی از تونل هستند که در واقع یک نقطه دسترسی یا ... سرور در آنها تعریف می شود و دیگر به تعداد نا محدود میتوانیم کلاینت به آن متصل کنیم در ضمن کلاینت ها لازم نیست یک روتر باشند و در واقع اکثر وسایل شبکه از جمله کامپیوترها ، تلفن های ip ، پرینتر ها و ... معمولا از تعدادی از پروتکل های این نوع تولنیگ پشتیبانی می کنند . ادامه مطلب

درخواست حذف این مطلب
نوک پیکان  
نوک پیکانی که سمت م رفته ای پرگار نیست خون درون رگ بجوشد معنی اش پیکار نیست میتپد دل میتپد اما نمی پرسی چرا بسته ای مقصد بسویم سهم من دیوار نیست تا تعجب می کنی از این سماجت پر دهم دل بسوی ات تا بدانی کشته ی دیدار کیست عاشقی حتمن به سوز و ساز مستی نیست نیست ملتفت باشی تو بینی رنج دوری طاقت تکرار نیست ماه فروردین من تا کی بمانی پشت ابر عمرها بر ما گذشت این بازی خون بار چیست

درخواست حذف این مطلب
عاشق و معشوق...  
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدمچشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدمفارغ از خودشدم و «انا الحق» بزدمهمچو منصور یدار شدمغم دلدار فکنده است به جانم شرریکه به جان آمدم و بازار شدمدرمیخانه گشایید به رویم شب و روزکه من از مسجد و از مدرسه بیزار شدمجامه زهد و ریا کندم و بر تن قه پیر اباتی و هشیار شدمواعظ شهر که از پند خود آزارم داداز دم رند می آلوده مددکار شدمبگذارید که از میکده یادی ممن که با دست بت میکده بیدار شدم روح الله ال ال ره و جواب معشوق تو که خود

درخواست حذف این مطلب
3:18  
خیلیییی حال داد از 12 بیرون بوديم تا نزدیکایه 9 ک اومدیم خونه تو سینما وره دلم ی بچه زر زرو بود مخمو بگا داد اینقد ور زد سمته چپمونم ی مشت دختره لشه سخیف میخاستم دهنشون ب هم بمالونم نکبتارو ولی درکل چون سه تایی رفته بوديم و ب لطفه مس ه بازیایه بنده خوش گذشت

درخواست حذف این مطلب
  
به روز شده ها
اتفاقی
با توجه به اهمیت محتوای سایت خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج در سایت را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است یاسمین فقط منتشر کننده مطالب با ذکر منبع بوده و هیچ گونه مسولیتی در خصوص مطالب نشر داده شده ندارد.
All rights reserved. © Yasamin 2016-2017