سوالات اصلی آیین نامه راهنمایی و رانندگی | یاسمین


سوالات اصلی آیین نامه راهنمایی و رانندگی

با توجه به اهمیت محتوای وبلاگ سوالات اصلی آیین نامه راهنمایی و رانندگی خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است مسئولیت کلیه اطلاعات پست و وبلاگ نمایش داده شده با عنوان سوالات اصلی آیین نامه راهنمایی و رانندگی برعهده مرجع و منبع اصلی آن میباشد. و یاسمین هیچ گونه مسئولیتی در قبال مطالب ندارد.

سایت آی پی سیتی زبان انگلیسی اون خوب باشه میتونه از این سایت

 سایت آی پی سیتی زبان انگلیسی اون خوب باشه میتونه از این سایت  ...هر ی که زبان انگلیسی اون خوب باشه میتونه از این سایت راحتتر و بهتر  استفاده کنه امروز در همین لحظه در اینترنت پیداش دیدم ارزششو داره که در وبلاگم بزارم تا همه استفاده کنند به نظرم که این سایت از بقیه سایتهای مثل خودش 1000 برابر بهتره وب مسترها دنبال چیزهای خوب می گردند ترجمه کنید . یا همینجوری در وبلاگ یا سایتان اضافه کنید لینک کنید تا دوستان شما هم از این سایت استفاده کنند مثل من که اینجا در معرض دید عموم گذاشتم : ip.city/

ip.city logo for dark background. home api contact. x. ip: direct ip: 162.158.106.196. city: mountain view. country: united states. isp: googlebot ...
برچسب ها : سایت آی پی سیتی زبان انگلیسی اون خوب باشه میتونه از این سایت - سایت ,استفاده ,city ,میتونه ,انگلیسی ,باشه ,باشه میتونه ,زبان انگلیسی ,استفاده کنند ,سیتی زبان
سایت آی پی سیتی زبان انگلیسی اون خوب باشه میتونه از این سایت سایت ,استفاده ,city ,میتونه ,انگلیسی ,باشه ,باشه میتونه ,زبان انگلیسی ,استفاده کنند ,سیتی زبان
بهترین سایت از نوع خودش در حال معروف شدن ip.city/
این سایت به زودی  جایگزین سایتهای  همانند  خود  خواهد شد بیشتر  وب مستران دوستش  دارند  سایت آی پی سیتی  اگر زبان انگلیسی شما زیاد هم خوب نیست باز هم میتونید  استفاده کنید اگر هم زبان انگلیسی اون خوب باشه میتونه بهتر  از این سایت  بهره ببره ...هر ی که زبان انگلیسی اون خوب باشه میتونه از این سایت راحتتر و بهتر  استفاده کنه امروز در همین لحظه در اینترنت پیداش دیدم ارزششو داره که در وبلاگم بزارم تا همه استفاده کنند به نظرم که این سایت از بقیه سایتهای مثل خودش 1000 برابر بهتره وب مسترها دنبال چیزهای خوب می گردند ترجمه کنید . یا همینجوری در وبلاگ یا سایتان اضافه کنید لینک کنید تا دوستان شما هم از این سایت استفاده کنند مثل من که اینجا در معرض دید عموم گذاشتم : ip.city/
ip.city logo for dark background. home api contact. x. ip: direct ip: 162.158.106.196. city: mountain view. country: united states. isp: googlebot ...
برچسب ها : بهترین سایت از نوع خودش در حال معروف شدن ip.city/ - سایت ,city ,استفاده ,انگلیسی ,زبان ,زبان انگلیسی ,استفاده کنند ,باشه میتونه
بهترین سایت از نوع خودش در حال معروف شدن ip.city/ سایت ,city ,استفاده ,انگلیسی ,زبان ,زبان انگلیسی ,استفاده کنند ,باشه میتونه
دوستی بهتره یا دشمنی؟ دوستی دوستی دوستی خوبه

همه میدونند ..حتی آدمهای  معروف و مهم دنیا میگویند با محبت و دوستی  خارها  تبدیل  به گل  می شود ..درخت دوستی  بنشان ... دوستی خیلی خوبه با دوستان مروت با  دشمنان مدارا - کینه  چیز  خوبی نیست اینو دیگه همه  میدونن کاش  همه با هم مهربون بودند از وقتی که با دشمنهام  دوستی   اونها هم  روش خودشونو تغیر دادند و  خوب شدند از مجبت خارها گل  می گردد  اثر  کینه  فقط روی یک  دل  نمیمونه حتی خضرت علی گفته: کینه و بدخواهى دیگران را از خود دور کن تا بدخواهى به تو از دیگران ریشه کن شود.. اولین ناراحتی درد و کینه و دشمنی به  خود  ادم  میرسه  بعدش به  دیگران هم سرایت میکنه  من که  عاشق  دوستی  هستم......

برچسب ها : دوستی بهتره یا دشمنی؟ دوستی دوستی دوستی خوبه - دوستی ,دیگران ,دوستی ,دوستی دوستی
دوستی بهتره یا دشمنی؟ دوستی دوستی دوستی خوبه دوستی ,دیگران ,دوستی ,دوستی دوستی
آ ش آشتیه پدر من زود آشتی کن دشمنی فایده ای نداره

با هم قهر هستین بیهوده و بی جهت همسایه های دور و نزدیک هم سو استفاده میکنن و ما رو اصلا ادم حساب نمی کنن اما اگر آشتی کنی  اونها همه از ما  حساب می برند نمی دونم چرا پدرم به فکر خانواده اش نیست با اینکه ما همه دوستش داریم اما اون حتی به خاطر ما که فرزندانش هستیم آشتی نمی کنه و هی با همسایه ما که خیلی هم ادم خوبیه اشتی نمی کنه و یک کینه قدیمی رو بدل داره خوب یه زمانی  شرایط یه جوری بود با هم دشمن شدین حالا وقت اشتیه اگر پدر خ.ب ما اشتی کنه  دشمنهای  دیگه که دورو برش هستند و اونها واقعا دشمن هستند حالشون گرفته میشه این همه سختی رو پدر جان با تو تحمل کردیم بسه دیگه دشمنی رو بزار کنار با اون همسایه حالا چه بد باشه جه خوب اشتی کن بزار ما هم راحت باشیم با فرزاندشان بازی کنیم کاش درکمون می کرد معلوم نیست این خواهرش نمیزاره یا کی معلوم نیست.. ا ش که اشتی میکنی یعنی حتما ما باید بمیریم تا اشتی کنین؟

برچسب ها : آ ش آشتیه پدر من زود آشتی کن دشمنی فایده ای نداره - اشتی ,آشتی ,همسایه ,معلوم نیست
آ ش آشتیه پدر من زود آشتی کن دشمنی فایده ای نداره اشتی ,آشتی ,همسایه ,معلوم نیست
هر ی انگلیسی اون خوبه میتونه استفاده کنه ip.city/
هر ی که زبان انگلیسی اون خوب باشه میتونه از این سایت استفاده کنه امروز در همین لحظه در اینترنت پیداش دیدم ارزششو داره که در وبلاگم بزارم تا همه استفاده کنند به نظرم که این سایت از بقیه سایتهای مثل خودش 1000 برابر بهتره وب مسترها دنبال چیزهای خوب می گردند ترجمه کنید . یا همینجوری در وبلاگ یا سایتان اضافه کنید لینک کنید تا دوستان شما هم از این سایت استفاده کنند مثل من که اینجا در معرض دید عموم گذاشتم : ip.city/
ip.city logo for dark background. home api contact. x. ip: direct ip: 162.158.106.196. city: mountain view. country: united states. isp: googlebot ...
برچسب ها : هر ی انگلیسی اون خوبه میتونه استفاده کنه ip.city/ - city ,استفاده ,سایت ,استفاده کنند ,سایت استفاده
هر ی انگلیسی اون خوبه میتونه استفاده کنه ip.city/ city ,استفاده ,سایت ,استفاده کنند ,سایت استفاده
کاشکی میشد تو بدونی چقدر دوستت دارم اما نمیشه

نمیشه دوستم داشته باشی با اینکه همه منو دوست دارند اما من اونها رو نمیخوام فقط تو رو میخوام تو هم مثل من گرفتار ی هستی که اون تو رو  نمی خواد عجب دنیایه شیر تو شیریه گاهی خنده گاهی گریه اخ که چه روزگاریه سرم از غم سرگریبون که جه روزگاریه .. ما به هم برسیم چون  تو یکی  دیگه رو دوست داری که اون اصلا دوستت نداره من باید از این عشق یکطرفه بگذرم اما خیلی  سخته کمکم کن نذار اینجا تک و تنها  بمیرم فقط نکاه تو برام کافیه میدونم تو هیچ علاقه ای به من نداری اما چاره چیه اخه این رسم  روزگاره ی رو که دوستش داری  اون تو رو دوست نداره کاش میشد دست هم رو بتونیم بگیریم کاش میشد با هم بمیریم تا شاید در دنیایی دیگه دست هم رو بتونیم بگیریم اونجایی که دیگه هیج آزاری  نباشه کاشکی میشد وقتی  پنجره خونه مونو باز میکنیم بتونیم همدیگرو ببینیم و با تمام وجود به هم عشق بورزیم ...عاشقم مثل رسیدن مسافری به انتها ...

برچسب ها : کاشکی میشد تو بدونی چقدر دوستت دارم اما نمیشه - میشد ,بتونیم ,دوست ,کاشکی میشد ,بتونیم بگیریم
کاشکی میشد تو بدونی چقدر دوستت دارم اما نمیشه میشد ,بتونیم ,دوست ,کاشکی میشد ,بتونیم بگیریم
انتخاب با خودته یا بمیر یا زندگی کن لذتهایی رو که نشونت دادم ذره ای بود
اون میگفت این ذره ای گوشه ای از لذتها بود فریب جسمت رو نخور با من بیا تا لذتهای  بزرگتر را حس کنی اون دیگه چه لذتی بود امکان نداره ادم قبل از مردن تجربه کنه در لحظه مرگم میگفتم اگه برم به جسمم و بعدش نتونم بمیرم اونقت چه فرصتی رو از دست دادم از طرفی هم نمیدونستم که واقعا دارم میمیرم و فقط ناراحتی من از همین بود که این مرگ واقعی نباشه و همه  خواب و  خیال باشه که  به صورت  واقعی  داره پردازش میشه اون لحظه  تصمیم گیری خیلی سخت بود اخه دست خود ادم بود بمیره یا برگرده و من هر چی به اون میگفتم فقط یک لحظه اجازه بده برم در جسمم ببینم واقعا دارم میمیرم یا همه خیال و  توهمه اون میگفت حیف نیست این همه لذت رو ول کنی بری به جسمت اگه برب به جسمت من دیگه  قدرت بردن تو رو ندارم و فوری میلیاردها سال نوری از تو دور میشم تا در یک  سفر بعدی  ببینمت ..تصمیمت رو زود بگیر و من وقت زیادی برای  بودن با تو در اینجا رو ندارم ...وقتی که از این دنیا  رفتم و پا به دنیای  مردگان گذاشتم چی بر من گذشت؟ ان فرد خیلی  مهربان بود صدایش با صدای  طمینی ها  فرق می کرد کاملا منو میشناخت و درکم میکرد کاش با اون می رفتم ...ان فرد پس از مرگ به  ادم  میگه  با من بیا تا   همه  ان  سوالاتی  که  در  این  دنیا  برایت  بود  پاسخش را پیدا کنی ناگهان  دنیایی به  ادم  نشان  میده  که  این  دنیایی که  در ان  زندگی  میکنیم  حتی  اندازه  یک  سر  سورن هم نیست کاش  میشد  دوباره  ان  لحظات را دید چقدر  زیبا بود... تو نمیتونی پس از مرگ به همه  بگی  من  شماها رو  میبینم  نمیتونی  بگی  من  دارم  خیلی  لذت  میبرم تو حتی  احساسی به پدر مادر همسر فرزند و حتی عشقت نداری نداری تو در  هیچ  زمانی  نیستی  در هیچ  مکانی  نیستی تو  نمی دونی  اصلا  هستی  یا  نیستی  نمیدونی  مرده ای  یا  زنده ای  اما ان فرد نامریی به تو میگه  تو  داری  میمیری و اگر  اماده  رفتن از جسمت هستی  با من  بیا  تو  در این  لحظه  شک  میکنی  این کیه؟ ایا  داری  خواب  میبینی  یا  واقعیه اون  فرد نامریی لذتت را  چندین هزار بار بیشتر و بیشتر میکنه اما با اینکه  در  اوج  لذتی  باز هم  شک  داری  هی  تصمیم   میگیری  بری  هی  تصمیم  میگیری  برگردی  به  جسمت  که  ناگهان ان  فرد نامریی انقدر لذت را بیشتر میکنه که  تو  میگی  حاضری  بمیری  ان هم  با  تمام  وجودت  راضی  هستی و  خوشحالی  و میگی  اگر  مرگ  همینه هزاران بار میگی  کاش زودتر میمردم ... اما  قرار است  بمیری ان هم خیلی زود حواست باشه  پس از  مرگ این  اتفاقات برایت پیش میاد  پس  از الان  امادگی داری  اگر  از این دنیا  مردی  بر نگرد  با اون  برو  اگه  برگردی  پشیمان میشی خیلی  افسوس میخوری ...آیا پس از مردن میتوان زندگی  پس  از  مرگ را دید؟ چگونه میتوان پس از مرگ ادامه زندگی را در این دنیا دید؟ اگر در عالمی باشیم که پس از مردن زیاد از خودمان دور نشویم و هوس برگشتن به جسممان را  نکنیم فقط از طریق ان دومی خودمان که خالی از جسم فیزیکی هست میشه ادامه حیات را دید اما نباید با ان فردی که پیش انسان میاد و میگه برای رفتن اگر  آماده ای بیا برویم تو اگر بگی  نه  من  نمیام  اون باز هم از تو سوال میکنه تو اگر باز هم بگی  نه اون  لذت ان دیا را  میلیاردها بار  بیشتر میکنه لذتی که نمیتوانی از ان دل ی و دوست داری با او  بروی اما اگر  بروی  برای همیشه  رفتی و دیگر از این دنیا  نه  پیامی نه  حرفی هیچی نمیشنوی  و  نمیبینی اما  اگر از ان همه  لذت که در این دنیا  هرگز  حتی یکذره هم تجربه نکردی بگذری در بار سوم بگی  نه نمیام میخوام به جسمم برگردم فوری میای این دنیا و به زندگی خود ادامه میدهی  اما  وقتی  به  جسمت  برگشتی  میلیونها بار  افسوس میخوری من نه تصادف نه در عمل  جراحی فقط رفتم مثل همیشه  در  تختخوابم  بخوابم که  پس از لحظاتی  احساس دارم به سمت سقف خونه بدون اختیار خودم بالا میرم وقتی پایین رو نگاه دیدم در رختخوابم هستم و هم در بالا هستم که 2  تا  شده  بود اون بالایی میتونست پایینی رو ببینه و پایینی  بی حرکت بود برای اینکه  بفهمم خواب هستم یا بیدار  تمام جزییات اتاقم رو نگاه   دیدم  پس از  بیداری  همه  چیز  همانجوری بود که در زمان مرگ  دیدم پس  من خواب  نبودم  تو پس از  برگشت به جسمت  تا  مدتی  محدود میتوانی  تا  حدودی بعضی از حوادث را پیش بینی کنی اما نه همه را  فقط تا 20 درصد تو از این پس دیگه از مرگ  نمی ترسی مگر اینکه  سالیان سال بگذره تا تو کمی از ان لحظاتی که بر تو گذشت فراموش کنی فقط زمانی میتوانی  این دنیا را ببینی  که  با  نروی  و  به جسمت هم بر نگردی بین بودن و نبودن باشی اما نظر خودم در رابطه با این موضوع که برای  خیلی ها پیش اومده  و  پس از بازگشت به جسم از لجظاتی که در هنگام پس از مرگ رخ داده  تعریف د خودم میگم شاید  واقعا این ح پس از مرگ واقعی باشه شاید هم نه مغز هنگ کرده  نمیتونه درست پردازش کنه و ادم به صورت کاملا واقعی  احساس  میکنه که  مرده یا داره  میمیره و اما شاید تنها موضوعی که اینجا برای این  ادمها مهمه و در این دنیایی که ما  زندگی  میکنیم چنین لذتی که با هیچ چیز برابر نیست حتی  عشق 2 نفر به صورت شدید به هم همان  لذت هست که ان فرد رویایی که  قابل  دیدن  نیست یعنی  ان فرد  نامریی هست اما صدایش را میشنوی  و میگه  اگه لذتی که در حال مرگ  میبری کم هست بیشتر کنم و اون لذت با هیچ لذتی  در این دنیا  قابل مقایسه نیست اجساسی که نمیشه با زبان گفت فقط باید  برای  ادمها  پیش  بیاد تا  اون لذت رئ اجساس کنند چون میلیاردها بار از بالاترین لذتی که در این دنیا  هست  بیشتره و  هر  لجظه  هم  میلیاردها بار  ان  لذت بیشتر میشه  که  انسان اصلا  حاضر نیست به  جسمش  برگرده یعنی حتی اگه همه  دنیا رو به ادم  بدن و  بگن برگرد  به  جسمت ادم میخنده میگه این همه دنیا  در مقابل  یک ذره کوچک این لذتها چیزی نیست و اگر  عشق ادم که  دیگه  نهایت  دوست  داشتن در این  دنیا هست  بگه  برگرد  ادم  خنده اش  میگیره  و میگه  این  کیه  چی  میخواد تنها چیزی که باعث میشه  ادم  برگرده  همان شک  و  تردیده که  از اون فرد نامریی در ان  لحظه  میپرسه  ایا من واقعا  دارم  میمیرم حالا فقط شک  دارم  ایا  واقعا دارم  میمیرم یا  خیالات هست از اون  فرد  میخواد  یکبار برگرده  به  جسمش  و  اگر  دید  واقعا  داره  میمیره فوری  به  سمت  مرگ  بره  اما  اون  فرد  نامریی میگه اگه به جسمت برگردی دیگه نمیتونی  منو ببینی یا  بمیری تا در یک  زمان  دیگر حالا 10 سال 50 سال دیگه طول بکشه اما تو عاجزانه به اون میگی  فقط  یک ثانیه یک لحظه  فرصت میخوام مطمین باش بر میگردم  اما  اون  فرصت  برگشت به جسمت رو میده  و  دیگه  نمیتونی  با  اون  بری برگشتن همان  هزاران بار  پشیمان و افسوس  خوردن همان راستی  در یک  لحظه هم میتوان نیمی  از  جهان رو  دید  و  اگر  با  اون  بری  همه  جهان رو میبینی و ا ش  به  نظر  میرسه  جایی  ادم  میره که همه  این  دنیا ناگهان از جلوی  چشم ادم محو میشه  و دیگر  مغز  هیچ چیزی رو  پردازش نمیکنه..............
برچسب ها : انتخاب با خودته یا بمیر یا زندگی کن لذتهایی رو که نشونت دادم ذره ای بود - جسمت ,اگر ,اون ,این ,دنیا ,همه ,بیشتر میکنه ,این دنیا ,دارم میمیرم ,اون فرد ,فرد نامریی
انتخاب با خودته یا بمیر یا زندگی کن لذتهایی رو که نشونت دادم ذره ای بود جسمت ,اگر ,اون ,این ,دنیا ,همه ,بیشتر میکنه ,این دنیا ,دارم میمیرم ,اون فرد ,فرد نامریی
لحظه آ زندگی پس از مرگ دیدن یک فرد نامریی هست اون میگه با من بیا

ان فرد پس از مرگ به  ادم  میگه  با من بیا تا   همه  ان  سوالاتی  که  در  این  دنیا  برایت  بود  پاسخش را پیدا کنی ناگهان  دنیایی به  ادم  نشان  میده  که  این  دنیایی که  در ان  زندگی  میکنیم  حتی  اندازه  یک  سر  سورن هم نیست کاش  میشد  دوباره  ان  لحظات را دید چقدر  زیبا بود... تو نمیتونی پس از مرگ به همه  بگی  من  شماها رو  میبینم  نمیتونی  بگی  من  دارم  خیلی  لذت  میبرم تو حتی  احساسی به پدر مادر همسر فرزند و حتی عشقت نداری نداری تو در  هیچ  زمانی  نیستی  در هیچ  مکانی  نیستی تو  نمی دونی  اصلا  هستی  یا  نیستی  نمیدونی  مرده ای  یا  زنده ای  اما ان فرد نامریی به تو میگه  تو  داری  میمیری و اگر  اماده  رفتن از جسمت هستی  با من  بیا  تو  در این  لحظه  شک  میکنی  این کیه؟ ایا  داری  خواب  میبینی  یا  واقعیه اون  فرد نامریی لذتت را  چندین هزار بار بیشتر و بیشتر میکنه اما با اینکه  در  اوج  لذتی  باز هم  شک  داری  هی  تصمیم   میگیری  بری  هی  تصمیم  میگیری  برگردی  به  جسمت  که  ناگهان ان  فرد نامریی انقدر لذت را بیشتر میکنه که  تو  میگی  حاضری  بمیری  ان هم  با  تمام  وجودت  راضی  هستی و  خوشحالی  و میگی  اگر  مرگ  همینه هزاران بار میگی  کاش زودتر میمردم ... اما  قرار است  بمیری ان هم خیلی زود حواست باشه  پس از  مرگ این  اتفاقات برایت پیش میاد  پس  از الان  امادگی داری  اگر  از این دنیا  مردی  بر نگرد  با اون  برو  اگه  برگردی  پشیمان میشی خیلی  افسوس میخوری ...آیا پس از مردن میتوان زندگی  پس  از  مرگ را دید؟ چگونه میتوان پس از مرگ ادامه زندگی را در این دنیا دید؟ اگر در عالمی باشیم که پس از مردن زیاد از خودمان دور نشویم و هوس برگشتن به جسممان را  نکنیم فقط از طریق ان دومی خودمان که خالی از جسم فیزیکی هست میشه ادامه حیات را دید اما نباید با ان فردی که پیش انسان میاد و میگه برای رفتن اگر  آماده ای بیا برویم تو اگر بگی  نه  من  نمیام  اون باز هم از تو سوال میکنه تو اگر باز هم بگی  نه اون  لذت ان دیا را  میلیاردها بار  بیشتر میکنه لذتی که نمیتوانی از ان دل ی و دوست داری با او  بروی اما اگر  بروی  برای همیشه  رفتی و دیگر از این دنیا  نه  پیامی نه  حرفی هیچی نمیشنوی  و  نمیبینی اما  اگر از ان همه  لذت که در این دنیا  هرگز  حتی یکذره هم تجربه نکردی بگذری در بار سوم بگی  نه نمیام میخوام به جسمم برگردم فوری میای این دنیا و به زندگی خود ادامه میدهی  اما  وقتی  به  جسمت  برگشتی  میلیونها بار  افسوس میخوری من نه تصادف نه در عمل  جراحی فقط رفتم مثل همیشه  در  تختخوابم  بخوابم که  پس از لحظاتی  احساس دارم به سمت سقف خونه بدون اختیار خودم بالا میرم وقتی پایین رو نگاه دیدم در رختخوابم هستم و هم در بالا هستم که 2  تا  شده  بود اون بالایی میتونست پایینی رو ببینه و پایینی  بی حرکت بود برای اینکه  بفهمم خواب هستم یا بیدار  تمام جزییات اتاقم رو نگاه   دیدم  پس از  بیداری  همه  چیز  همانجوری بود که در زمان مرگ  دیدم پس  من خواب  نبودم  تو پس از  برگشت به جسمت  تا  مدتی  محدود میتوانی  تا  حدودی بعضی از حوادث را پیش بینی کنی اما نه همه را  فقط تا 20 درصد تو از این پس دیگه از مرگ  نمی ترسی مگر اینکه  سالیان سال بگذره تا تو کمی از ان لحظاتی که بر تو گذشت فراموش کنی فقط زمانی میتوانی  این دنیا را ببینی  که  با  نروی  و  به جسمت هم بر نگردی بین بودن و نبودن باشی اما نظر خودم در رابطه با این موضوع که برای  خیلی ها پیش اومده  و  پس از بازگشت به جسم از لجظاتی که در هنگام پس از مرگ رخ داده  تعریف د خودم میگم شاید  واقعا این ح پس از مرگ واقعی باشه شاید هم نه مغز هنگ کرده  نمیتونه درست پردازش کنه و ادم به صورت کاملا واقعی  احساس  میکنه که  مرده یا داره  میمیره و اما شاید تنها موضوعی که اینجا برای این  ادمها مهمه و در این دنیایی که ما  زندگی  میکنیم چنین لذتی که با هیچ چیز برابر نیست حتی  عشق 2 نفر به صورت شدید به هم همان  لذت هست که ان فرد رویایی که  قابل  دیدن  نیست یعنی  ان فرد  نامریی هست اما صدایش را میشنوی  و میگه  اگه لذتی که در حال مرگ  میبری کم هست بیشتر کنم و اون لذت با هیچ لذتی  در این دنیا  قابل مقایسه نیست اجساسی که نمیشه با زبان گفت فقط باید  برای  ادمها  پیش  بیاد تا  اون لذت رئ اجساس کنند چون میلیاردها بار از بالاترین لذتی که در این دنیا  هست  بیشتره و  هر  لجظه  هم  میلیاردها بار  ان  لذت بیشتر میشه  که  انسان اصلا  حاضر نیست به  جسمش  برگرده یعنی حتی اگه همه  دنیا رو به ادم  بدن و  بگن برگرد  به  جسمت ادم میخنده میگه این همه دنیا  در مقابل  یک ذره کوچک این لذتها چیزی نیست و اگر  عشق ادم که  دیگه  نهایت  دوست  داشتن در این  دنیا هست  بگه  برگرد  ادم  خنده اش  میگیره  و میگه  این  کیه  چی  میخواد تنها چیزی که باعث میشه  ادم  برگرده  همان شک  و  تردیده که  از اون فرد نامریی در ان  لحظه  میپرسه  ایا من واقعا  دارم  میمیرم حالا فقط شک  دارم  ایا  واقعا دارم  میمیرم یا  خیالات هست از اون  فرد  میخواد  یکبار برگرده  به  جسمش  و  اگر  دید  واقعا  داره  میمیره فوری  به  سمت  مرگ  بره  اما  اون  فرد  نامریی میگه اگه به جسمت برگردی دیگه نمیتونی  منو ببینی یا  بمیری تا در یک  زمان  دیگر حالا 10 سال 50 سال دیگه طول بکشه اما تو عاجزانه به اون میگی  فقط  یک ثانیه یک لحظه  فرصت میخوام مطمین باش بر میگردم  اما  اون  فرصت  برگشت به جسمت رو میده  و  دیگه  نمیتونی  با  اون  بری برگشتن همان  هزاران بار  پشیمان و افسوس  خوردن همان راستی  در یک  لحظه هم میتوان نیمی  از  جهان رو  دید  و  اگر  با  اون  بری  همه  جهان رو میبینی و ا ش  به  نظر  میرسه  جایی  ادم  میره که همه  این  دنیا ناگهان از جلوی  چشم ادم محو میشه  و دیگر  مغز  هیچ چیزی رو  پردازش نمیکنه..............

برچسب ها : لحظه آ زندگی پس از مرگ دیدن یک فرد نامریی هست اون میگه با من بیا - این ,اون ,اگر ,نامریی ,دنیا ,ادم ,بیشتر میکنه ,دارم میمیرم ,اون فرد ,اما اون ,این دنیا
لحظه آ زندگی پس از مرگ دیدن یک فرد نامریی هست اون میگه با من بیا این ,اون ,اگر ,نامریی ,دنیا ,ادم ,بیشتر میکنه ,دارم میمیرم ,اون فرد ,اما اون ,این دنیا
در زمان مرگم تا دوباره برگشتن به جسمم اتفاقاتی که افتاد نوشتم

وقتی که از این دنیا  رفتم و پا به دنیای  مردگان گذاشتم چی بر من گذشت؟ ان فرد خیلی  مهربان بود صدایش با صدای  زمینی ها  فرق می کرد کاملا منو میشناخت و درکم میکرد کاش با اون می رفتم ...ان فرد پس از مرگ به  ادم  میگه  با من بیا تا   همه  ان  سوالاتی  که  در  این  دنیا  برایت  بود  پاسخش را پیدا کنی ناگهان  دنیایی به  ادم  نشان  میده  که  این  دنیایی که  در ان  زندگی  میکنیم  حتی  اندازه  یک  سر  سورن هم نیست کاش  میشد  دوباره  ان  لحظات را دید چقدر  زیبا بود... تو نمیتونی پس از مرگ به همه  بگی  من  شماها رو  میبینم  نمیتونی  بگی  من  دارم  خیلی  لذت  میبرم تو حتی  احساسی به پدر مادر همسر فرزند و حتی عشقت نداری نداری تو در  هیچ  زمانی  نیستی  در هیچ  مکانی  نیستی تو  نمی دونی  اصلا  هستی  یا  نیستی  نمیدونی  مرده ای  یا  زنده ای  اما ان فرد نامریی به تو میگه  تو  داری  میمیری و اگر  اماده  رفتن از جسمت هستی  با من  بیا  تو  در این  لحظه  شک  میکنی  این کیه؟ ایا  داری  خواب  میبینی  یا  واقعیه اون  فرد نامریی لذتت را  چندین هزار بار بیشتر و بیشتر میکنه اما با اینکه  در  اوج  لذتی  باز هم  شک  داری  هی  تصمیم   میگیری  بری  هی  تصمیم  میگیری  برگردی  به  جسمت  که  ناگهان ان  فرد نامریی انقدر لذت را بیشتر میکنه که  تو  میگی  حاضری  بمیری  ان هم  با  تمام  وجودت  راضی  هستی و  خوشحالی  و میگی  اگر  مرگ  همینه هزاران بار میگی  کاش زودتر میمردم ... اما  قرار است  بمیری ان هم خیلی زود حواست باشه  پس از  مرگ این  اتفاقات برایت پیش میاد  پس  از الان  امادگی داری  اگر  از این دنیا  مردی  بر نگرد  با اون  برو  اگه  برگردی  پشیمان میشی خیلی  افسوس میخوری ...آیا پس از مردن میتوان زندگی  پس  از  مرگ را دید؟ چگونه میتوان پس از مرگ ادامه زندگی را در این دنیا دید؟ اگر در عالمی باشیم که پس از مردن زیاد از خودمان دور نشویم و هوس برگشتن به جسممان را  نکنیم فقط از طریق ان دومی خودمان که خالی از جسم فیزیکی هست میشه ادامه حیات را دید اما نباید با ان فردی که پیش انسان میاد و میگه برای رفتن اگر  آماده ای بیا برویم تو اگر بگی  نه  من  نمیام  اون باز هم از تو سوال میکنه تو اگر باز هم بگی  نه اون  لذت ان دیا را  میلیاردها بار  بیشتر میکنه لذتی که نمیتوانی از ان دل ی و دوست داری با او  بروی اما اگر  بروی  برای همیشه  رفتی و دیگر از این دنیا  نه  پیامی نه  حرفی هیچی نمیشنوی  و  نمیبینی اما  اگر از ان همه  لذت که در این دنیا  هرگز  حتی یکذره هم تجربه نکردی بگذری در بار سوم بگی  نه نمیام میخوام به جسمم برگردم فوری میای این دنیا و به زندگی خود ادامه میدهی  اما  وقتی  به  جسمت  برگشتی  میلیونها بار  افسوس میخوری من نه تصادف نه در عمل  جراحی فقط رفتم مثل همیشه  در  تختخوابم  بخوابم که  پس از لحظاتی  احساس دارم به سمت سقف خونه بدون اختیار خودم بالا میرم وقتی پایین رو نگاه دیدم در رختخوابم هستم و هم در بالا هستم که 2  تا  شده  بود اون بالایی میتونست پایینی رو ببینه و پایینی  بی حرکت بود برای اینکه  بفهمم خواب هستم یا بیدار  تمام جزییات اتاقم رو نگاه   دیدم  پس از  بیداری  همه  چیز  همانجوری بود که در زمان مرگ  دیدم پس  من خواب  نبودم  تو پس از  برگشت به جسمت  تا  مدتی  محدود میتوانی  تا  حدودی بعضی از حوادث را پیش بینی کنی اما نه همه را  فقط تا 20 درصد تو از این پس دیگه از مرگ  نمی ترسی مگر اینکه  سالیان سال بگذره تا تو کمی از ان لحظاتی که بر تو گذشت فراموش کنی فقط زمانی میتوانی  این دنیا را ببینی  که  با  نروی  و  به جسمت هم بر نگردی بین بودن و نبودن باشی اما نظر خودم در رابطه با این موضوع که برای  خیلی ها پیش اومده  و  پس از بازگشت به جسم از لجظاتی که در هنگام پس از مرگ رخ داده  تعریف د خودم میگم شاید  واقعا این ح پس از مرگ واقعی باشه شاید هم نه مغز هنگ کرده  نمیتونه درست پردازش کنه و ادم به صورت کاملا واقعی  احساس  میکنه که  مرده یا داره  میمیره و اما شاید تنها موضوعی که اینجا برای این  ادمها مهمه و در این دنیایی که ما  زندگی  میکنیم چنین لذتی که با هیچ چیز برابر نیست حتی  عشق 2 نفر به صورت شدید به هم همان  لذت هست که ان فرد رویایی که  قابل  دیدن  نیست یعنی  ان فرد  نامریی هست اما صدایش را میشنوی  و میگه  اگه لذتی که در حال مرگ  میبری کم هست بیشتر کنم و اون لذت با هیچ لذتی  در این دنیا  قابل مقایسه نیست اجساسی که نمیشه با زبان گفت فقط باید  برای  ادمها  پیش  بیاد تا  اون لذت رئ اجساس کنند چون میلیاردها بار از بالاترین لذتی که در این دنیا  هست  بیشتره و  هر  لجظه  هم  میلیاردها بار  ان  لذت بیشتر میشه  که  انسان اصلا  حاضر نیست به  جسمش  برگرده یعنی حتی اگه همه  دنیا رو به ادم  بدن و  بگن برگرد  به  جسمت ادم میخنده میگه این همه دنیا  در مقابل  یک ذره کوچک این لذتها چیزی نیست و اگر  عشق ادم که  دیگه  نهایت  دوست  داشتن در این  دنیا هست  بگه  برگرد  ادم  خنده اش  میگیره  و میگه  این  کیه  چی  میخواد تنها چیزی که باعث میشه  ادم  برگرده  همان شک  و  تردیده که  از اون فرد نامریی در ان  لحظه  میپرسه  ایا من واقعا  دارم  میمیرم حالا فقط شک  دارم  ایا  واقعا دارم  میمیرم یا  خیالات هست از اون  فرد  میخواد  یکبار برگرده  به  جسمش  و  اگر  دید  واقعا  داره  میمیره فوری  به  سمت  مرگ  بره  اما  اون  فرد  نامریی میگه اگه به جسمت برگردی دیگه نمیتونی  منو ببینی یا  بمیری تا در یک  زمان  دیگر حالا 10 سال 50 سال دیگه طول بکشه اما تو عاجزانه به اون میگی  فقط  یک ثانیه یک لحظه  فرصت میخوام مطمین باش بر میگردم  اما  اون  فرصت  برگشت به جسمت رو میده  و  دیگه  نمیتونی  با  اون  بری برگشتن همان  هزاران بار  پشیمان و افسوس  خوردن همان راستی  در یک  لحظه هم میتوان نیمی  از  جهان رو  دید  و  اگر  با  اون  بری  همه  جهان رو میبینی و ا ش  به  نظر  میرسه  جایی  ادم  میره که همه  این  دنیا ناگهان از جلوی  چشم ادم محو میشه  و دیگر  مغز  هیچ چیزی رو  پردازش نمیکنه..............

برچسب ها : در زمان مرگم تا دوباره برگشتن به جسمم اتفاقاتی که افتاد نوشتم - اگر ,اون ,دنیا ,این ,همه ,نامریی ,بیشتر میکنه ,دارم میمیرم ,اون فرد ,اما اون ,این دنیا
در زمان مرگم تا دوباره برگشتن به جسمم اتفاقاتی که افتاد نوشتم اگر ,اون ,دنیا ,این ,همه ,نامریی ,بیشتر میکنه ,دارم میمیرم ,اون فرد ,اما اون ,این دنیا
در زمان مرگم تا دوباره برگشتن به جسمم اتفاقاتی که افتاد نوشتم
وقتی که از این دنیا  رفتم و پا به دنیای  مردگان گذاشتم چی بر من گذشت؟ ان فرد خیلی  مهربان بود صدایش با صدای  طمینی ها  فرق می کرد کاملا منو میشناخت و درکم میکرد کاش با اون می رفتم ...ان فرد پس از مرگ به  ادم  میگه  با من بیا تا   همه  ان  سوالاتی  که  در  این  دنیا  برایت  بود  پاسخش را پیدا کنی ناگهان  دنیایی به  ادم  نشان  میده  که  این  دنیایی که  در ان  زندگی  میکنیم  حتی  اندازه  یک  سر  سورن هم نیست کاش  میشد  دوباره  ان  لحظات را دید چقدر  زیبا بود... تو نمیتونی پس از مرگ به همه  بگی  من  شماها رو  میبینم  نمیتونی  بگی  من  دارم  خیلی  لذت  میبرم تو حتی  احساسی به پدر مادر همسر فرزند و حتی عشقت نداری نداری تو در  هیچ  زمانی  نیستی  در هیچ  مکانی  نیستی تو  نمی دونی  اصلا  هستی  یا  نیستی  نمیدونی  مرده ای  یا  زنده ای  اما ان فرد نامریی به تو میگه  تو  داری  میمیری و اگر  اماده  رفتن از جسمت هستی  با من  بیا  تو  در این  لحظه  شک  میکنی  این کیه؟ ایا  داری  خواب  میبینی  یا  واقعیه اون  فرد نامریی لذتت را  چندین هزار بار بیشتر و بیشتر میکنه اما با اینکه  در  اوج  لذتی  باز هم  شک  داری  هی  تصمیم   میگیری  بری  هی  تصمیم  میگیری  برگردی  به  جسمت  که  ناگهان ان  فرد نامریی انقدر لذت را بیشتر میکنه که  تو  میگی  حاضری  بمیری  ان هم  با  تمام  وجودت  راضی  هستی و  خوشحالی  و میگی  اگر  مرگ  همینه هزاران بار میگی  کاش زودتر میمردم ... اما  قرار است  بمیری ان هم خیلی زود حواست باشه  پس از  مرگ این  اتفاقات برایت پیش میاد  پس  از الان  امادگی داری  اگر  از این دنیا  مردی  بر نگرد  با اون  برو  اگه  برگردی  پشیمان میشی خیلی  افسوس میخوری ...آیا پس از مردن میتوان زندگی  پس  از  مرگ را دید؟ چگونه میتوان پس از مرگ ادامه زندگی را در این دنیا دید؟ اگر در عالمی باشیم که پس از مردن زیاد از خودمان دور نشویم و هوس برگشتن به جسممان را  نکنیم فقط از طریق ان دومی خودمان که خالی از جسم فیزیکی هست میشه ادامه حیات را دید اما نباید با ان فردی که پیش انسان میاد و میگه برای رفتن اگر  آماده ای بیا برویم تو اگر بگی  نه  من  نمیام  اون باز هم از تو سوال میکنه تو اگر باز هم بگی  نه اون  لذت ان دیا را  میلیاردها بار  بیشتر میکنه لذتی که نمیتوانی از ان دل ی و دوست داری با او  بروی اما اگر  بروی  برای همیشه  رفتی و دیگر از این دنیا  نه  پیامی نه  حرفی هیچی نمیشنوی  و  نمیبینی اما  اگر از ان همه  لذت که در این دنیا  هرگز  حتی یکذره هم تجربه نکردی بگذری در بار سوم بگی  نه نمیام میخوام به جسمم برگردم فوری میای این دنیا و به زندگی خود ادامه میدهی  اما  وقتی  به  جسمت  برگشتی  میلیونها بار  افسوس میخوری من نه تصادف نه در عمل  جراحی فقط رفتم مثل همیشه  در  تختخوابم  بخوابم که  پس از لحظاتی  احساس دارم به سمت سقف خونه بدون اختیار خودم بالا میرم وقتی پایین رو نگاه دیدم در رختخوابم هستم و هم در بالا هستم که 2  تا  شده  بود اون بالایی میتونست پایینی رو ببینه و پایینی  بی حرکت بود برای اینکه  بفهمم خواب هستم یا بیدار  تمام جزییات اتاقم رو نگاه   دیدم  پس از  بیداری  همه  چیز  همانجوری بود که در زمان مرگ  دیدم پس  من خواب  نبودم  تو پس از  برگشت به جسمت  تا  مدتی  محدود میتوانی  تا  حدودی بعضی از حوادث را پیش بینی کنی اما نه همه را  فقط تا 20 درصد تو از این پس دیگه از مرگ  نمی ترسی مگر اینکه  سالیان سال بگذره تا تو کمی از ان لحظاتی که بر تو گذشت فراموش کنی فقط زمانی میتوانی  این دنیا را ببینی  که  با  نروی  و  به جسمت هم بر نگردی بین بودن و نبودن باشی اما نظر خودم در رابطه با این موضوع که برای  خیلی ها پیش اومده  و  پس از بازگشت به جسم از لجظاتی که در هنگام پس از مرگ رخ داده  تعریف د خودم میگم شاید  واقعا این ح پس از مرگ واقعی باشه شاید هم نه مغز هنگ کرده  نمیتونه درست پردازش کنه و ادم به صورت کاملا واقعی  احساس  میکنه که  مرده یا داره  میمیره و اما شاید تنها موضوعی که اینجا برای این  ادمها مهمه و در این دنیایی که ما  زندگی  میکنیم چنین لذتی که با هیچ چیز برابر نیست حتی  عشق 2 نفر به صورت شدید به هم همان  لذت هست که ان فرد رویایی که  قابل  دیدن  نیست یعنی  ان فرد  نامریی هست اما صدایش را میشنوی  و میگه  اگه لذتی که در حال مرگ  میبری کم هست بیشتر کنم و اون لذت با هیچ لذتی  در این دنیا  قابل مقایسه نیست اجساسی که نمیشه با زبان گفت فقط باید  برای  ادمها  پیش  بیاد تا  اون لذت رئ اجساس کنند چون میلیاردها بار از بالاترین لذتی که در این دنیا  هست  بیشتره و  هر  لجظه  هم  میلیاردها بار  ان  لذت بیشتر میشه  که  انسان اصلا  حاضر نیست به  جسمش  برگرده یعنی حتی اگه همه  دنیا رو به ادم  بدن و  بگن برگرد  به  جسمت ادم میخنده میگه این همه دنیا  در مقابل  یک ذره کوچک این لذتها چیزی نیست و اگر  عشق ادم که  دیگه  نهایت  دوست  داشتن در این  دنیا هست  بگه  برگرد  ادم  خنده اش  میگیره  و میگه  این  کیه  چی  میخواد تنها چیزی که باعث میشه  ادم  برگرده  همان شک  و  تردیده که  از اون فرد نامریی در ان  لحظه  میپرسه  ایا من واقعا  دارم  میمیرم حالا فقط شک  دارم  ایا  واقعا دارم  میمیرم یا  خیالات هست از اون  فرد  میخواد  یکبار برگرده  به  جسمش  و  اگر  دید  واقعا  داره  میمیره فوری  به  سمت  مرگ  بره  اما  اون  فرد  نامریی میگه اگه به جسمت برگردی دیگه نمیتونی  منو ببینی یا  بمیری تا در یک  زمان  دیگر حالا 10 سال 50 سال دیگه طول بکشه اما تو عاجزانه به اون میگی  فقط  یک ثانیه یک لحظه  فرصت میخوام مطمین باش بر میگردم  اما  اون  فرصت  برگشت به جسمت رو میده  و  دیگه  نمیتونی  با  اون  بری برگشتن همان  هزاران بار  پشیمان و افسوس  خوردن همان راستی  در یک  لحظه هم میتوان نیمی  از  جهان رو  دید  و  اگر  با  اون  بری  همه  جهان رو میبینی و ا ش  به  نظر  میرسه  جایی  ادم  میره که همه  این  دنیا ناگهان از جلوی  چشم ادم محو میشه  و دیگر  مغز  هیچ چیزی رو  پردازش نمیکنه..............
برچسب ها : در زمان مرگم تا دوباره برگشتن به جسمم اتفاقاتی که افتاد نوشتم - اگر ,اون ,دنیا ,این ,همه ,نامریی ,بیشتر میکنه ,دارم میمیرم ,اون فرد ,اما اون ,این دنیا
در زمان مرگم تا دوباره برگشتن به جسمم اتفاقاتی که افتاد نوشتم اگر ,اون ,دنیا ,این ,همه ,نامریی ,بیشتر میکنه ,دارم میمیرم ,اون فرد ,اما اون ,این دنیا
چگونه میتوان پس از مرگ ادامه زندگی را در این دنیا دید؟
تو نمیتونی پس از مرگ به همه  بگی  من  شماها رو  میبینم  نمیتونی  بگی  من  دارم  خیلی  لذت  میبرم تو حتی  احساسی به پدر مادر همسر فرزند نداری تو در  هیچ  زمانی  نیستی  در هیچ  مکانی  نیستی تو  نمی دونی  اصلا  هستی  یا  نیستی  نمیدونی  مرده ای  یا  زنده ای  تا اینکه یک فرد نامریی به تو میگه تو داری  میمیری تو در بین  زمین  و اسمان هستی میتونی حرکت کنی به همه چیز هم  میتونی  دست  بزنی  اما  از  دیوار  راحت  عبور  میکنی در یک ثانیه  به  کره  مریخ  میری یا حتی  دورتر ... اما  قرار است  بمیری ان هم خیلی زود حواست باشه  پس از  مرگ این  اتفاقات برایت پیش میاد  پس  از الان  امادگی داری  اگر  از این دنیا  مردی  بر نگرد  با اون  برو  اگه  برگردی  پشیمان میشی خیلی  افسوس میخوری ...آیا پس از مردن میتوان زندگی  پس  از  مرگ را دید؟ چگونه میتوان پس از مرگ ادامه زندگی را در این دنیا دید؟ اگر در عالمی باشیم که پس از مردن زیاد از خودمان دور نشویم و هوس برگشتن به جسممان را  نکنیم فقط از طریق ان دومی خودمان که خالی از جسم فیزیکی هست میشه ادامه حیات را دید اما نباید با ان فردی که پیش انسان میاد و میگه برای رفتن اگر  آماده ای بیا برویم تو اگر بگی  نه  من  نمیام  اون باز هم از تو سوال میکنه تو اگر باز هم بگی  نه اون  لذت ان دیا را  میلیاردها بار  بیشتر میکنه لذتی که نمیتوانی از ان دل ی و دوست داری با او  بروی اما اگر  بروی  برای همیشه  رفتی و دیگر از این دنیا  نه  پیامی نه  حرفی هیچی نمیشنوی  و  نمیبینی اما  اگر از ان همه  لذت که در این دنیا  هرگز  حتی یکذره هم تجربه نکردی بگذری در بار سوم بگی  نه نمیام میخوام به جسمم برگردم فوری میای این دنیا و به زندگی خود ادامه میدهی  اما  وقتی  به  جسمت  برگشتی  میلیونها بار  افسوس میخوری تو پس از  برگشت به جسمت  تا  مدتی  محدود میتوانی  تا  حدودی بعضی از حوادث را پیش بینی کنی اما نه همه را  فقط تا 20 درصد تو از این پس دیگه از مرگ  نمی ترسی مگر اینکه  سالیان سال بگذره تا تو کمی از ان لحظاتی که بر تو گذشت فراموش کنی فقط زمانی میتوانی  این دنیا را ببینی  که  با  نروی  و  به جسمت هم بر نگردی بین بودن و نبودن باشی اما نظر خودم در رابطه با این موضوع که برای  خیلی ها پیش اومده  و  پس از بازگشت به جسم از لجظاتی که در هنگام پس از مرگ رخ داده  تعریف د خودم میگم شاید  واقعا این ح پس از مرگ واقعی باشه شاید هم نه مغز هنگ کرده  نمیتونه درست پردازش کنه و ادم به صورت کاملا واقعی  احساس  میکنه که  مرده یا داره  میمیره و اما شاید تنها موضوعی که اینجا برای این  ادمها مهمه و در این دنیایی که ما  زندگی  میکنیم چنین لذتی که با هیچ چیز برابر نیست حتی  عشق 2 نفر به صورت شدید به هم همان  لذت هست که ان فرد رویایی که  قابل  دیدن  نیست یعنی  ان فرد  نامریی هست اما صدایش را میشنوی  و میگه  اگه لذتی که در حال مرگ  میبری کم هست بیشتر کنم و اون لذت با هیچ لذتی  در این دنیا  قابل مقایسه نیست اجساسی که نمیشه با زبان گفت فقط باید  برای  ادمها  پیش  بیاد تا  اون لذت رئ اجساس کنند چون میلیاردها بار از بالاترین لذتی که در این دنیا  هست  بیشتره و  هر  لجظه  هم  میلیاردها بار  ان  لذت بیشتر میشه  که  انسان اصلا  حاضر نیست به  جسمش  برگرده یعنی حتی اگه همه  دنیا رو به ادم  بدن و  بگن برگرد  به  جسمت ادم میخنده میگه این همه دنیا  در مقابل  یک ذره کوچک این لذتها چیزی نیست و اگر  عشق ادم که  دیگه  نهایت  دوست  داشتن در این  دنیا هست  بگه  برگرد  ادم  خنده اش  میگیره  و میگه  این  کیه  چی  میخواد تنها چیزی که باعث میشه  ادم  برگرده  همان شک  و  تردیده که  از اون فرد نامریی در ان  لحظه  میپرسه  ایا من واقعا  دارم  میمیرم حالا فقط شک  دارم  ایا  واقعا دارم  میمیرم یا  خیالات هست از اون  فرد  میخواد  یکبار برگرده  به  جسمش  و  اگر  دید  واقعا  داره  میمیره فوری  به  سمت  مرگ  بره  اما  اون  فرد  نامریی میگه اگه به جسمت برگردی دیگه نمیتونی  منو ببینی یا  بمیری تا در یک  زمان  دیگر حالا 10 سال 50 سال دیگه طول بکشه اما تو عاجزانه به اون میگی  فقط  یک ثانیه یک لحظه  فرصت میخوام مطمین باش بر میگردم  اما  اون  فرصت  برگشت به جسمت رو میده  و  دیگه  نمیتونی  با  اون  بری برگشتن همان  هزاران بار  پشیمان و افسوس  خوردن همان راستی  در یک  لحظه هم میتوان نیمی  از  جهان رو  دید  و  اگر  با  اون  بری  همه  جهان رو میبینی و ا ش  به  نظر  میرسه  جایی  ادم  میره که همه  این  دنیا ناگهان از جلوی  چشم ادم محو میشه  و دیگر  مغز  هیچ چیزی رو  پردازش نمیکنه..............
برچسب ها : چگونه میتوان پس از مرگ ادامه زندگی را در این دنیا دید؟ - اون ,اما ,اگر ,دنیا ,همه ,این ,این دنیا ,دارم میمیرم ,اون فرد ,اما اون ,فرد نامریی
چگونه میتوان پس از مرگ ادامه زندگی را در این دنیا دید؟ اون ,اما ,اگر ,دنیا ,همه ,این ,این دنیا ,دارم میمیرم ,اون فرد ,اما اون ,فرد نامریی
لحظه آ زندگی پس از مرگ دیدن یک فرد نامریی هست اون میگه با من بیا

ان فرد پس از مرگ به  ادم  میگه  با من بیا تا   همه  ان  سوالاتی  که  در  این  دنیا  برایت  بود  پاسخش را پیدا کنی ناگهان  دنیایی به  ادم  نشان  میده  که  این  دنیایی که  در ان  زندگی  میکنیم  حتی  اندازه  یک  سر  سورن هم نیست کاش  میشد  دوباره  ان  لحظات را دید چقدر  زیبا بود... تو نمیتونی پس از مرگ به همه  بگی  من  شماها رو  میبینم  نمیتونی  بگی  من  دارم  خیلی  لذت  میبرم تو حتی  احساسی به پدر مادر همسر فرزند و حتی عشقت نداری نداری تو در  هیچ  زمانی  نیستی  در هیچ  مکانی  نیستی تو  نمی دونی  اصلا  هستی  یا  نیستی  نمیدونی  مرده ای  یا  زنده ای  اما ان فرد نامریی به تو میگه  تو  داری  میمیری و اگر  اماده  رفتن از جسمت هستی  با من  بیا  تو  در این  لحظه  شک  میکنی  این کیه؟ ایا  داری  خواب  میبینی  یا  واقعیه اون  فرد نامریی لذتت را  چندین هزار بار بیشتر و بیشتر میکنه اما با اینکه  در  اوج  لذتی  باز هم  شک  داری  هی  تصمیم   میگیری  بری  هی  تصمیم  میگیری  برگردی  به  جسمت  که  ناگهان ان  فرد نامریی انقدر لذت را بیشتر میکنه که  تو  میگی  حاضری  بمیری  ان هم  با  تمام  وجودت  راضی  هستی و  خوشحالی  و میگی  اگر  مرگ  همینه هزاران بار میگی  کاش زودتر میمردم ... اما  قرار است  بمیری ان هم خیلی زود حواست باشه  پس از  مرگ این  اتفاقات برایت پیش میاد  پس  از الان  امادگی داری  اگر  از این دنیا  مردی  بر نگرد  با اون  برو  اگه  برگردی  پشیمان میشی خیلی  افسوس میخوری ...آیا پس از مردن میتوان زندگی  پس  از  مرگ را دید؟ چگونه میتوان پس از مرگ ادامه زندگی را در این دنیا دید؟ اگر در عالمی باشیم که پس از مردن زیاد از خودمان دور نشویم و هوس برگشتن به جسممان را  نکنیم فقط از طریق ان دومی خودمان که خالی از جسم فیزیکی هست میشه ادامه حیات را دید اما نباید با ان فردی که پیش انسان میاد و میگه برای رفتن اگر  آماده ای بیا برویم تو اگر بگی  نه  من  نمیام  اون باز هم از تو سوال میکنه تو اگر باز هم بگی  نه اون  لذت ان دیا را  میلیاردها بار  بیشتر میکنه لذتی که نمیتوانی از ان دل ی و دوست داری با او  بروی اما اگر  بروی  برای همیشه  رفتی و دیگر از این دنیا  نه  پیامی نه  حرفی هیچی نمیشنوی  و  نمیبینی اما  اگر از ان همه  لذت که در این دنیا  هرگز  حتی یکذره هم تجربه نکردی بگذری در بار سوم بگی  نه نمیام میخوام به جسمم برگردم فوری میای این دنیا و به زندگی خود ادامه میدهی  اما  وقتی  به  جسمت  برگشتی  میلیونها بار  افسوس میخوری تو پس از  برگشت به جسمت  تا  مدتی  محدود میتوانی  تا  حدودی بعضی از حوادث را پیش بینی کنی اما نه همه را  فقط تا 20 درصد تو از این پس دیگه از مرگ  نمی ترسی مگر اینکه  سالیان سال بگذره تا تو کمی از ان لحظاتی که بر تو گذشت فراموش کنی فقط زمانی میتوانی  این دنیا را ببینی  که  با  نروی  و  به جسمت هم بر نگردی بین بودن و نبودن باشی اما نظر خودم در رابطه با این موضوع که برای  خیلی ها پیش اومده  و  پس از بازگشت به جسم از لجظاتی که در هنگام پس از مرگ رخ داده  تعریف د خودم میگم شاید  واقعا این ح پس از مرگ واقعی باشه شاید هم نه مغز هنگ کرده  نمیتونه درست پردازش کنه و ادم به صورت کاملا واقعی  احساس  میکنه که  مرده یا داره  میمیره و اما شاید تنها موضوعی که اینجا برای این  ادمها مهمه و در این دنیایی که ما  زندگی  میکنیم چنین لذتی که با هیچ چیز برابر نیست حتی  عشق 2 نفر به صورت شدید به هم همان  لذت هست که ان فرد رویایی که  قابل  دیدن  نیست یعنی  ان فرد  نامریی هست اما صدایش را میشنوی  و میگه  اگه لذتی که در حال مرگ  میبری کم هست بیشتر کنم و اون لذت با هیچ لذتی  در این دنیا  قابل مقایسه نیست اجساسی که نمیشه با زبان گفت فقط باید  برای  ادمها  پیش  بیاد تا  اون لذت رئ اجساس کنند چون میلیاردها بار از بالاترین لذتی که در این دنیا  هست  بیشتره و  هر  لجظه  هم  میلیاردها بار  ان  لذت بیشتر میشه  که  انسان اصلا  حاضر نیست به  جسمش  برگرده یعنی حتی اگه همه  دنیا رو به ادم  بدن و  بگن برگرد  به  جسمت ادم میخنده میگه این همه دنیا  در مقابل  یک ذره کوچک این لذتها چیزی نیست و اگر  عشق ادم که  دیگه  نهایت  دوست  داشتن در این  دنیا هست  بگه  برگرد  ادم  خنده اش  میگیره  و میگه  این  کیه  چی  میخواد تنها چیزی که باعث میشه  ادم  برگرده  همان شک  و  تردیده که  از اون فرد نامریی در ان  لحظه  میپرسه  ایا من واقعا  دارم  میمیرم حالا فقط شک  دارم  ایا  واقعا دارم  میمیرم یا  خیالات هست از اون  فرد  میخواد  یکبار برگرده  به  جسمش  و  اگر  دید  واقعا  داره  میمیره فوری  به  سمت  مرگ  بره  اما  اون  فرد  نامریی میگه اگه به جسمت برگردی دیگه نمیتونی  منو ببینی یا  بمیری تا در یک  زمان  دیگر حالا 10 سال 50 سال دیگه طول بکشه اما تو عاجزانه به اون میگی  فقط  یک ثانیه یک لحظه  فرصت میخوام مطمین باش بر میگردم  اما  اون  فرصت  برگشت به جسمت رو میده  و  دیگه  نمیتونی  با  اون  بری برگشتن همان  هزاران بار  پشیمان و افسوس  خوردن همان راستی  در یک  لحظه هم میتوان نیمی  از  جهان رو  دید  و  اگر  با  اون  بری  همه  جهان رو میبینی و ا ش  به  نظر  میرسه  جایی  ادم  میره که همه  این  دنیا ناگهان از جلوی  چشم ادم محو میشه  و دیگر  مغز  هیچ چیزی رو  پردازش نمیکنه..............

برچسب ها : لحظه آ زندگی پس از مرگ دیدن یک فرد نامریی هست اون میگه با من بیا - این ,اون ,اگر ,نامریی ,دنیا ,ادم ,بیشتر میکنه ,دارم میمیرم ,اون فرد ,اما اون ,این دنیا
لحظه آ زندگی پس از مرگ دیدن یک فرد نامریی هست اون میگه با من بیا این ,اون ,اگر ,نامریی ,دنیا ,ادم ,بیشتر میکنه ,دارم میمیرم ,اون فرد ,اما اون ,این دنیا
اون که رفته همینجاست میتونم سایه اش رو ببینم
هر چند خونه ام بدون تو همیشه خالیست اما اجساس می کنم تو هنوز نرفتی و اگر هم رفتی سایه ات رو اینجا همین ها می بینم حالا دستم تنهاست دستهام لبهام تو رو می خواد سخته بی تو موندن بی تو و تنها خوندن وقتی رفتی رنگهای خوشبختی هم دورند همه جا رو همه کوچه ها رو  مه  گرفته صدای  شب رو  میشنوم که میگه نگران  نباش اونی که  رفته  همینجاست سیاهی های  غربت با شب میان با ظالمت اما تو همیشه  در  قلب من میمونی ای  پر غرور و پر احساس و پر از نجابت با اینکه خونه ام بی تو خالیه حس خوب با تو موندن هنوز تو  تمام  وجودم هست تو نیستی اما  صدات هست صدای تو  همه وجودمو  پر کرده اونی که  داری  قدرشو  بدون که از  دست  بدی  خیلی  سخته......
برچسب ها : اون که رفته همینجاست میتونم سایه اش رو ببینم
اون که رفته همینجاست میتونم سایه اش رو ببینم
چگونه میتوان پس از مرگ ادامه زندگی را در این دنیا دید؟
تو نمیتونی پس از مرگ به همه  بگی  من  شماها رو  میبینم  نمیتونی  بگی  من  دارم  خیلی  لذت  میبرم تو حتی  احساسی به پدر مادر همسر فرزند نداری تو در  هیچ  زمانی  نیستی  در هیچ  مکانی  نیستی تو  نمی دونی  اصلا  هستی  یا  نیستی  نمیدونی  مرده ای  یا  زنده ای  اما  قرار است  بمیری ان هم خیلی زود حواست باشه  پس از  مرگ این  اتفاقات برایت پیش میاد  پس  از الان  امادگی داری  اگر  از این دنیا  مردی  بر نگرد  با اون  برو  اگه  برگردی  پشیمان میشی خیلی  افسوس میخوری ...آیا پس از مردن میتوان زندگی  پس  از  مرگ را دید؟ چگونه میتوان پس از مرگ ادامه زندگی را در این دنیا دید؟ اگر در عالمی باشیم که پس از مردن زیاد از خودمان دور نشویم و هوس برگشتن به جسممان را  نکنیم فقط از طریق ان دومی خودمان که خالی از جسم فیزیکی هست میشه ادامه حیات را دید اما نباید با ان فردی که پیش انسان میاد و میگه برای رفتن اگر  آماده ای بیا برویم تو اگر بگی  نه  من  نمیام  اون باز هم از تو سوال میکنه تو اگر باز هم بگی  نه اون  لذت ان دیا را  میلیاردها بار  بیشتر میکنه لذتی که نمیتوانی از ان دل ی و دوست داری با او  بروی اما اگر  بروی  برای همیشه  رفتی و دیگر از این دنیا  نه  پیامی نه  حرفی هیچی نمیشنوی  و  نمیبینی اما  اگر از ان همه  لذت که در این دنیا  هرگز  حتی یکذره هم تجربه نکردی بگذری در بار سوم بگی  نه نمیام میخوام به جسمم برگردم فوری میای این دنیا و به زندگی خود ادامه میدهی  اما  وقتی  به  جسمت  برگشتی  میلیونها بار  افسوس میخوری تو پی از  برگشت به جسمت  تا  مدتی  محدود میتوانی  تا  حدودی بعضی از حوادث را پیش بینی کنی اما نه همه را  فقط تا 20 درصد تو از این پس دیگه از مرگ  نمی ترسی مگر اینکه  سالیان سال بگذره تا تو کمی از ان لحظاتی که بر تو گذشت فراموش کنی فقط زمانی میتوانی  این دنیا را ببینی  که  با  نروی  و  به جسمت هم بر نگردی بین بودن و نبودن باشی.....
برچسب ها : چگونه میتوان پس از مرگ ادامه زندگی را در این دنیا دید؟ - بگی ,دید؟ ,زندگی ,میتوان ,دنیا ,اما ,دنیا دید؟ ,ادامه زندگی ,چگونه میتوان ,افسوس میخوری
چگونه میتوان پس از مرگ ادامه زندگی را در این دنیا دید؟ بگی ,دید؟ ,زندگی ,میتوان ,دنیا ,اما ,دنیا دید؟ ,ادامه زندگی ,چگونه میتوان ,افسوس میخوری
وای 40 سال رفت کجا رفت چی شد زندگی پس از 40 سالگی
زندگی پس از 40 سالگی  پایان همه چیز نیست ادمها مخصوصا مردها در سن 52 سالگی تا 56 یکبار دیگه جوان می شوند و مانند  چوان  شور  اشتیاق  جوانی دارند شاید هم  بیشتر چون الان در این سن هم بازنشسته شدند هم پولدارن  هم چاقتر و مهربانتر هم گوشتی تر هم با تجربه تر می دانند  چه ی را ند  ملاقات  چه ی را ند  نصیحت هر چند جوانی و ان شور و نشاط از بین رفته و آدمها پس از این سن چاقتر می شوند و ارام ارام موهایشان خا تری به رنگ  موجودات فضایی میشه اما  زیباتر هم می شوند بعضی از مردان از این سن به بعد یکمی شکم انها بزرگتر میشه و صورتشان گوشتی تر میشه که این ح از بدن برای  بعضی از  افراد بسیار زیبا و خوشایند هست عده ای از افراد هستند  چنین قیافه و اندامی را می پسندند اما باید  مواظب بود فریب این همه زیبایی و درخشندگی را  نخورد و زیاد از حد طبیعی  چاقتر نشوند چون چاقی از یه حدی که بگذره تحرک کمتر میشه و فرد ممکن است بیمار شود. اگر فردی 1/85 سانت قد داره وزنش نباید بیشتر از 95 غش  100 کیلو به بالاتر بره آ ش بشه 110 کیلو از این وزن زنگ خطر پس از 40 سالگی هست...زندگی پس از 40 سالگی 
برچسب ها : وای 40 سال رفت کجا رفت چی شد زندگی پس از 40 سالگی - میشه ,چاقتر ,شوند ,سالگی ,زندگی
وای 40 سال رفت کجا رفت چی شد زندگی پس از 40 سالگی میشه ,چاقتر ,شوند ,سالگی ,زندگی
چرا من برایان تریسی نیستم؟ تا بگویم بخند تا دنیا برات بخنده...
چرا من برایان تریسی نیستم نمیشه در مورد حرفهای آدمهای مهم آدم بتونه از اونها الهام بگیره ...یکی در یک جای گرم و نرم نشسته فارغ از غم دنیا برای خودش حرفی میزنه مثلا میگه زندگی  زیباست. بله زندگی زیباست اما در  محیطی که تو هستی و از نگاه تو چگونه امکان داره یک نفری که در بنگلادش زندگی میکنه بگه زندگی  زیباست. ادمهای  مهم میگن  خنده بر هر دردی  درمان است اما اگر  چنین است  برایان  تریسی که میگه  بخند تا  دنیا برات  بخنده  بیاد بره در  بنگلادش  ی ال  زندگی  کنه  اونقت  بگه  بخند تا  دنیا  برات  بخنده  حرفهای  ادمها  امیدها  دلخوشی ها  همه  بستگی  به  محیطی داره که  ادم اونجا  زندگی  می  کنه حالا نتیجه این حرفها  اینه که  ادم  به  مجیطی که  دورو  بره  خودشه  باید  بتونه به هر  زحمتی که  شده  خودشو با  فکر خودش  بیاره  بالا وقتی  اومد  بالا  میتونه  خودش  برایان  تریسی  باشه  چون اون ادم با تمام سختی ها  خودشو  کشید  بالا  البته  این  ادم  وقتی هم  ثروتمند یا خوشبخت  میشه  که  دیگه دیر شده  و روحش جسمش  اسیب  دید قیافه های  پولدارهایی که با  سختی به  پول  رسیدن  رو  نگاه  کن مثل کارگرهایی رو میمونه که حالا کار شده با اینکه پولدار شدند اما  غم و ناراحتی رو میشه راحت از چهره اونا فهمید فقط نسل بعدی انها ان ثروت را می توانند  ج کنند و لذت شاهانه ببرند  اگر  برایان  تریسی میتونه پولدار  بشه  بیاد  در  بنگلادش پولدار بشه  ببینم  میتونه یا اینکه  در جای  گرم  و   نرم میتونه  حرفهای  قشنگ  بزنه  .....
برچسب ها : چرا من برایان تریسی نیستم؟ تا بگویم بخند تا دنیا برات بخنده... - تریسی ,زندگی ,بخند ,زیباست ,برایان ,برات بخنده ,برایان تریسی ,زندگی زیباست ,برایان تریسی
چرا من برایان تریسی نیستم؟ تا بگویم بخند تا دنیا برات بخنده... تریسی ,زندگی ,بخند ,زیباست ,برایان ,برات بخنده ,برایان تریسی ,زندگی زیباست ,برایان تریسی
اگر ی به تو گفت تغیر کردی یعنی پیشرفت کردی
تو دیگه اون آدم قبلی  نیستی و عاقلتر شدی  فکرشو  ب تو هر 10 هزار نفر  فقط  یکنفر  میتونه  تغیر کنه  منظورم  تغیر  صورت  قیافه نیست  تغیر در  رفتار  هست وقتی فکر ادم تغیر می کنه  یعنی  ادم  یک  پله تا هزاران پله بالا  اومده تو آمادگی  تغیر رو داشتی که عوض شدی  دیگه  نمیتونی  مثل  گذشته هات  باشی جون مثل این رو  میمونه  ادم  از دیپلم  لیسانس  یگیره  و یا  بره باز هم بالاتر  فوق  لیسانس  بگیره  تو  تغیر  کردی من هم تغیر   دیگه  خونه  فامیلها دوستای  قدیمی  به  من  حال  نمیده گلها  در  طبیعت  زیادند  حیف  نیست  ادم همیشه  یک  ح   باشه مثل مرداب  نه نه باید  دریا شد  سپس  اقیانوس  وقت  خیلی  برای  حوان ماندن  کمه....زندگی را دریاب  تغیر کن...
برچسب ها : اگر ی به تو گفت تغیر کردی یعنی پیشرفت کردی - تغیر ,کردی
اگر ی به تو گفت تغیر کردی یعنی پیشرفت کردی تغیر ,کردی
یک سایت بینظیر البته اگر زبان انگلیسی بلدید بهتره ip.city/
این سایت را بیشتر  بشناسید اسم سایت چیه؟ اگر این سایت را دیدید و  خوشتان امد قسمتهای دیگر وبلاگ من را هم نیم  نگاهی  بیندازید  آی پی سیتی وب مسترها و وبلاگداران خودتان بهتره نگاهی به این سایت که همین الان در اینترنت پیداش اینجا معرفی می کنم ....آیا این سایت  همه  نیازهای  یک  وب مستر را  براورده می کنه وب مسترها مدیران سایتها  دیگر  از یک سایت به این خوبی  چه  انتظاری  دارند ..........................................................................................ip.city/
ip.city convert your ip address to location, country and city name. we detect location of ip address by using a big location database which updated on daily ...
برچسب ها : یک سایت بینظیر البته اگر زبان انگلیسی بلدید بهتره ip.city/ - سایت ,location
یک سایت بینظیر البته اگر زبان انگلیسی بلدید بهتره ip.city/ سایت ,location
در دنیای مجازی میشه با یک کلیک دوست شد در دنیای واقعی چی؟

در دنیای مجازی میشه با یک کلیک دوست شد در دنیای واقعی چی؟ دیدم در شبکه های اجتماعی راحت میشه اونی رو که دوست داری فقط با یک کلیک دوست بشی و سالها هم میشه به این دوستی پایبند بود . یه بار همین کار رو در دنیای  واقعی انجام دادم می خواستم ببینم نتیجه چی میشه بنابراین یکی رو که دوست داشتم اما اونو نمی شناختم رفتم جلوش گفتم سلام اون هم گفت سلام گفتم دلم میخواد دوست دارم با شما دوست بشم  در کمال تعجب گفت باشه ما با هم دوست هستیم گفت من هم مثل تو نیاز به یه دوست داشتم بعدش کم کم بیشتر با هم آشنا شدیم گفتم وقتی ادمها میلیونها ادم در دنیای  مجازی  همدیگر رو  میخوان پس  در دنیای  واقعی که باید  بیشتر  بخوان و نتیجه داد....

برچسب ها : در دنیای مجازی میشه با یک کلیک دوست شد در دنیای واقعی چی؟ - دوست ,میشه ,واقعی ,دنیای ,گفتم ,دنیای ,کلیک دوست ,دوست داشتم ,دنیای واقعی ,دنیای واقعی ,دنیای مجازی
در دنیای مجازی میشه با یک کلیک دوست شد در دنیای واقعی چی؟ دوست ,میشه ,واقعی ,دنیای ,گفتم ,دنیای ,کلیک دوست ,دوست داشتم ,دنیای واقعی ,دنیای واقعی ,دنیای مجازی
ی که بفکر دشمنی باشه اول به خودش ضربه میزنه بعدش به دیگران

آدمی که همیشه فکر و ذکرش کاشت دشمنی در دل هست اول از همه دل خودش رو سیاه می کنه فامیل من گفت تو چرا مهمانی  نمیدی گفتم خونه ام کوچیکه و نمی تونم بعضی ها رو  دعوت کنم بعضی های دیگر رو نکنم چون اونها ناراحت میشن ما فامیلها عادت داریم هر بار خونه ای  یکی می ریم گفتند نوبتی هم باشه نوبت تو هست گفتم من فی  ندارم از شما  دعوت می کنم همتانجوری که شماها  پذیرایی می کنید من هم همونجوری پذیرایی میکنم شاید هم بهتر اما حاضرید بریم خونه فامیلی که خونه اش جا دار و  بزرگتره همه گفتند یس یعنی  بله من هم گفتم 4 دست و پاتون نعله خلاصه به اون فامیال نزدیک گفتم همه رو دعوت بیان خونه تو گفت همه  بیان غیر از  تو با  بچه هاش گفتم نمیشه  اصل مهمانها همونند گفتم برای چی اونها  نیان گفت با اونها  دشمنم دشمنیه دیرینه 30 سال پیش  گفتم  اوه تو دیگه  کی  هستی بسه دیگه این همه  دشمنی کردی  کجا رو  گرفتی هیچ چیز بهتر از دوستی  نیست  خودت ضرر میکنی  اول  به  قلب خودت  اسیب میرسونی  هر چند  می دونم اون فقط میخواد ماها رو ازار بده  و  به  خودش اسیب نمیرسونه فامیل من اصلا با اون دشمنی  نداره  اون هی  دشمن دشمن می گه ولی قیافه اش مثل  زامبی ها شده چشم دیدن پیشرفت ماها رو نداره عجب ادم  پستیه....مهمانی رو در  فضای باز باغ پارک گرفتیم دشت با  صفای  خدا... بیشتر هم خوش گذشت  اونو هم  دعوت  نکردیم تا به  دشمنی  خودش  برسه  حسود هرگز  نیاسود....

برچسب ها : ی که بفکر دشمنی باشه اول به خودش ضربه میزنه بعدش به دیگران - گفتم ,خونه ,دعوت ,دشمنی ,خودش
ی که بفکر دشمنی باشه اول به خودش ضربه میزنه بعدش به دیگران گفتم ,خونه ,دعوت ,دشمنی ,خودش
به روز شده ها
اتفاقی
با توجه به اهمیت محتوای سایت خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج در سایت را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است یاسمین فقط منتشر کننده مطالب با ذکر منبع بوده و هیچ گونه مسولیتی در خصوص مطالب نشر داده شده ندارد.
All rights reserved. © Yasamin 2016-2017