سالها قبل مطلبی خوندم در مورد تصادفات جاده ای با حیوانات که با محاسبات دقیق میگفت برخورد خودرویی با سرعت 100 کیلومتر به یک سگ 40 کیلویی، ضربه ای معادل چند تُن به ماشین وارد میکنه. راستش دو روزه از کار و زندگی افتادم و مشغول ولگردی اینترنتی هستم تا بتونم اصل این مقاله رو پیدا کنم تا بتونم اعداد و ارقام رو درست خدمتتون ارائه بدم. ولی متاسفانه مثل همیشه هر چیز بیربطی پیدا (مثلاً روش درست نخ دندون کشیدن برای یک کفتار خانگی!) اما اونی که میخواستم پیدا نشد.

یا در یک تصادف، وزن جعبه دستمال کاغذی که در طاقچه عقب ماشین گذاشته شده، با محاسبات جرم و میزان شتاب و (کلاً چیزایی که ازشون سر در نمیارم) حتی به 13 کیلوگرم میرسه که برای یک ضربه مغزی کفایت میکنه.

در رانندگی جاده ای، یکی از وحشتناک ترین اتفاقات غیرمنتظره، برخورد با حیواناته و این اتفاق اونقدر می تونه به ماشین و سرنشینان صدمه وارد کنه که قابل تصور نیست. در جاده داراب به شیراز، شاهد بودم که برخورد یک پژو پارس با یک سگ کوچولو باعث شد که جلوی ماشینشون تا وسط جمع بشه و کل رادیاتور همراه با بسیاری از متعلقات موتور به فنا رفت.

یک بار هم شاهد چپ پراید به واسطه برخورد با سگ بودم که خوشبختانه تلفات جانی نداشت.

بدون شک زاویه برخورد و اینکه سگ قصۀ ما به کدوم بخش از جلوی خودرو برخورد کنه و آیا ما ترمز کرده باشیم یا اینکه با دیدن سگ، سرعت و زاویه رو تغییر ندیم، همگی می تونن در میزان خسارت نقش داشته باشن که موضوع بحث ما نیست.

اما وحشتناک ترین جونوری که ممکنه در جاده بهش برخورد کنیم موجودیست به نام شتر. ارتفاع زیاد پاها و وزن سنگینش طوریه که با برخورد اونهم نه با سرعت چندان بالا (مثلا با سرعت 80) برای مرگ یک یا چند سرنشین کافیه.

شخصاً در رانندگی شب جاده های کویری همیشه با کابوس شتر دست به گریبان هستم. چند سال قبل یکی از همکارانمون رو بخاطر برخورد با شتر در یکی ازجاده های اسان جنوبی از دست دادیم. (با خودروی ال 90)

چند روز قبل خبری شنیدم که از خوشحالی بندری میزدم!

خوشحالی از این بابت که یک شرکت تولید کننده لاستیک خودرو کشورمون واقع در استان اسان جنوبی (شهر بیرجند) پشت حرکت تبلیغاتی خودش کار بسیار ارزشمندی انجام داده.

حرکت زیبای شرکت کویر تایر با همکاری زحمتکشان محیط زیست برای تجهیز شترهای منطقه کویری به نوار شبرنگ بر روی گردن و پاهاشون رو واقعاً ستودنی و ارزشمند می دونم. خدا خیرشون بده

و خدا حفظش کنه اون ی رو که برای اولین بار این جرقه در ذهنش زده شد.

این حرکت زیبا با همکاری آژانس تبلیغاتی بادکوبه انجام شده که از کاربلد ترین و حرفه ای ترین آژانس های تبلیغاتی کشورمونه و با مدیریت آقای بابک بادکوبه ادامه مسیر میده. راستی بابک رو میشناسین؟ قدیمیها بابک بادکوبه رو خوب یادشونه.

محسن، پسر دست و پا چلفتی سریال "در خانه" که نقش پسر اکبر عبدی رو بازی میکرد و جزء برنامه هایی بود که بهیچوجه از دست نمیدادیمش.

در تصویر، جناب اکبر عبدی در حال کشیدن گوش محسنه! محسنی که امروز تبدیل شده به یکی از قدرتمندترین افراد کشور در زمینه تبلیغات

با آرزوی موفقیت روزافزون برای مدیران و تمامی پرسنل شرکت کویر تایر و همچنین آقای بابک بادکوبه عزیز

******************************

پ.ن) قبلاً هم در یکی از پست ها عرض و بار هم تکرار میکنم اگر دیدین شخصی با سرعت مثلا 110 کیلومتر در ساعت در جاده ای رانندگی کرد و شب هم با همون سرعت رانندگی رو ادامه داد مطمئن باشین که نه تنها رانندۀ حرفه ای نیست بلکه اصلاً راننده هم نیست! رانندگی شب شوخی بردار نیست عزیزان. من و شما و مایکل شوما هم سرش نمیشه.

کی فکر میکرد بزرگان عرصه اتوموبیلرانی که حرفه ای ترین های کشورمون با انواع و اقسام مدال های رنگارنگ بین المللی بودن فقط در یک تصادف ساده با گاردریل در اتوبان همت تهران کشته بشن؟ (مرحوم شرقی و مرحوم اعر )

خطرناک ترین اتفاق رانندگی شب، برخورد با حیواناته. مخصوصاً شتر که وقتی می بینیمش که دیگه خیلی دیر شده. معمولاً در این ح ، بهترین کار اینه که شبها پشت یک کامیون یا اتوبوس با رعایت فاصله مطمئن رانندگی کنیم و صدالبته با نور پایین (برای جلوگیری از ویبره زدن اجدادمون در قبر!)