به نام خداوند آسمانها وزمین

با توجه به اهمیت محتوای وبلاگ به نام خداوند آسمانها وزمین خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است مسئولیت کلیه اطلاعات پست و وبلاگ نمایش داده شده با عنوان به نام خداوند آسمانها وزمین برعهده مرجع و منبع اصلی آن میباشد. و یاسمین هیچ گونه مسئولیتی در قبال مطالب ندارد.

کتاب هزارگوهر- حدیث 817


 مولا علی ع



817 «مُذیعُ الفاحِشَةِ کَفاعِلِها»


 آشکار کننده زشتى مانند زشتکار است


ى کاو کند آشکارا بدى،

مر او را بود خلق و خوى ددى‏

 بود او همانند با زشتکار

 ندارد چو ز افشاى بد ننگ و عار

=

 کتاب هزارگوهر

سیدعطاء الله مجدی

=

گردآوری : م. الف زائر



منبع :
برچسب ها : کتاب هزارگوهر- حدیث 817
کتاب هزارگوهر- حدیث 817
کتاب هزارگوهر- حدیث 816


   مولاعلی ع


816 «مجالِسَةُ الأَشرارِ تُوجِبُ َّلَفَ»


 ه نى با بدان موجب نابودى است


بیا از بدان تا توانى گریز

ز نا نبینى بغیر از ستیز

ترا افکند او بخاک هلاک‏

 چنین دوستى گر نباشد چه باک


=


کتاب هزارگوهر

سیدعطاء الله مجدی

=

گردآوری : م .الف زائر


منبع :
برچسب ها : کتاب هزارگوهر- حدیث 816
کتاب هزارگوهر- حدیث 816
کتاب هزارگوهر- حدیث 814


مولاعلی ع



814 «مَوَدّةُ الحَمقى تَزولُ کَما یَزولُ السّرابُ

وَتُقشِعُ کُما یُقشِعُ الضِّباب»


 دوستى ابلهان مانند سراب زود زایل مى‏ شود 

و مانند ابر از هم مى‏ پاشد


بود صحبت ابلهان چون سراب

شود زود زایل، نیابى تو آب‏ 

 چو ابر بهار است ناپایدار

بجائى نباشد مر او را قرار


=

کتاب هزارگوهر

سیدعطاء الله مجدی

=

گردآوری : م .الف زائر


منبع :
برچسب ها : کتاب هزارگوهر- حدیث 814
کتاب هزارگوهر- حدیث 814
کتاب هزارگوهر- حدیث 815


مولاعلی ع


815 «مُصاحِبَةُ العاقِلِ مأمونَةُُ»


 ه نى با دمند موجب 

ایمنى است


اگر ه ن تو عاقل بود

تو را بى شک او راحت دل بود 

 از او بهره‏ ات نیست جز ایمنى‏

نمى‏ باشد او اهل اهریمنى

=

 کتاب هزارگوهر

سیدعطاء الله مجدی

=

گردآوری : م . الف زائر




منبع :
برچسب ها : کتاب هزارگوهر- حدیث 815
کتاب هزارگوهر- حدیث 815
کتاب هزارگوهر- حدیث 814


مولاعلی ع



814 «مَوَدّةُ الحَمقى تَزولُ کَما یَزولُ السّرابُ

وَتُقشِعُ کُما یُقشِعُ الضِّباب»


 دوستى ابلهان مانند سراب زود زایل مى‏ شود 

و مانند ابر از هم مى‏ پاشد


بود صحبت ابلهان چون سراب

شود زود زایل، نیابى تو آب‏ 

 چو ابر بهار است ناپایدار

بجائى نباشد مر او را قرار


=

کتاب هزارگوهر

سیدعطاء الله مجدی

=

گردآوری : م .الف زائر


منبع :
برچسب ها : کتاب هزارگوهر- حدیث 814
کتاب هزارگوهر- حدیث 814
کتاب هزارگوهر- حدیث 813


مولاعلی ع


813 «مَرارَةُ البأَسِ خَیرُُ مِن َّضَرُّعِ اِلىَ النّاسِ»


 تلخى ناکامى و سختى بهتر است تا با زارى 

و خوارى دست نیاز بسوى مردم دراز


بود شدّت سختى و رنج و درد

پسندیده ‏تر نزد آزاد مرد

 که از نا ان حاجتى خواستن،

به آنان فزودن، ز خود کاستن‏

==

کتاب هزارگوهر

سیدعطاء الله مجدی

=

گرد آوری : م .الف زائر



منبع :
برچسب ها : کتاب هزارگوهر- حدیث 813
کتاب هزارگوهر- حدیث 813
کتاب هزارگوهر- حدیث 812


 مولاعلی  ع


812 «مادِحُ الرَّجُلِ بِما لَیسَ فیهِ مُستَهزِءُُ بِه»


 هر انسان را به آن چه در وى نیست بستاید


 او را مس ه کرده است


ستایش زچیزى که اندر تو نیست

تمس بود، موجب غافلى است

 مبادا فزاید ترا ز آن غرور

مبادا شوى از ره راست دور


=

کتاب هزارگوهر

سیدعطاء الله مجدی

-

گردآوری  : م.الف زائر




منبع :
برچسب ها : کتاب هزارگوهر- حدیث 812
کتاب هزارگوهر- حدیث 812
کتاب هزارگوهر- حدیث 811


مولاعلی ع


811 «مَسَرَّةَ الکِرامِ فى بَذلِ العَطاء 

وَ مَسَرَّةَ الِلّئامِ فى سوء الجَزاء» 


شادى بزرگان از بخشش است. شادى نا ان 

از بد پاداش دادن است


بود شادى نیکمرد از کرم 

به بذل و به بخشش چه بیش و چه کم‏ 

لئیم ارزپاداش کاهد خوش است‏

به نیکى چو او کوته آید خوش است‏

=

کتاب هزارگوهر

سیدعطاء الله مجدی

=

گردآوری : م .الف زائر




منبع :
برچسب ها : کتاب هزارگوهر- حدیث 811
کتاب هزارگوهر- حدیث 811
کتاب هزارگوهر- حدیث 810


مولاعلی ع


810 «مُدمِن الشَّهَواتِ سَریعُ الأفاتِ»


  ى که همواره در پى است

 زود آسیب‏ پذیر است


چو را بود حبّ شعار،


ندارد ز هر نا ى ننگ و عار

 پیاپى بدو رنج و سختى رسد

 بر او عاقبت تیره بختى رسد

=

کتاب هزارگوهر

سید عطاء الله مجدی

=

گردآوری : م .الف زائر



منبع :
برچسب ها : کتاب هزارگوهر- حدیث 810
کتاب هزارگوهر- حدیث 810
کتاب هزارگوهر- حدیث 809


مولاعلی ع


809 «مُصاحِبُ الأَشرارِ کَراکِبِ البَحرِ ان سَلِمَ

مِنَ الغَرقِ لَم یَسلَمَ مِن الفَرقِ»


 ه ن بدان مانند کشتى سوار است که 

اگر از غرق نجات یابد از ترس دریا مصون نیست


بود ه ن بدان بیقرار

بدریا همانند کشتى سوار 

 گر از غرق او را رهائى بود،

کى از بیم دریا جدائى بود


=

کتاب هزارگوهر

سیدعطاء الله مجدی

=

گردآوری : م. الف زائر




منبع :
برچسب ها : کتاب هزارگوهر- حدیث 809
کتاب هزارگوهر- حدیث 809
کتاب هزارگوهر- حدیث 808


مولاعلی ع


808 «مَثَلُ المَنافِق کَمَثلِ الحَنظَلَةِ


الخَضَرةِ اَوراقُها المُرِّ مَذاقُها» 


داستان منافق مانند هندوانه ابو جهل است که 

برگهایش سبز و مزه ‏اش تلخ است


چو حنظل بود مرد پست دو رو

بتر نیست زان کاذب زشتخو 

 ورا تلخ بار است و سبز است برگ‏

بظاهر حیات است و باطن چو مرگ‏


=

کتا ب هزارگوهر

سیدعطا ء الله مجدی


=

 گرد آوری : م .الف زائر




منبع :
برچسب ها : کتاب هزارگوهر- حدیث 808
کتاب هزارگوهر- حدیث 808
کتاب هزار گوهر- حد یث 807



مولاعلی ع



807 «مارَفَعَ امرَأََ کَهِمَّتِه وَ لا وَضَعَهُ کَشَهوَتِه»


 هیچ چیز انسان را مانند همّتش بالا نمى ‏برد

 و مثل ش او را نمى‏ افکند و خوار نمى‏ دارد


نباشد چو به مرد افکنى 

چرا تیشه بر ریشه خود زنى‏

چو همّت، نه چیزى بر افراشت مرد

 نه چون کاهلى ساحتش روى زرد


=

کتاب هزارگوهر

سیدعطاء الله مجدی

=

گردآوری : م. الف زائر




منبع :
برچسب ها : کتاب هزار گوهر- حد یث 807
کتاب هزار گوهر- حد یث 807
کتاب هزارگوهر- حدیث 806


 مولاعلی ع


806 «ماحَصَلَ الأَجرُ بِمِثلِ اِغاثَةِ المَلهوفِ»


 هیچ چیزى مانند بفریاد بیچاره رسیدن 

تحصیل اجر نمى‏ کند


ستمدیده را یار و یاور شدن،

بعدل و به انصاف داور شدن

 به اجر است افزونتر از هر ثواب‏

 رهاننده ‏تر باشدت از عقاب‏

=

کتاب هزارگوهر

سیدعطاء الله مجدی

=

گردآوری : م.الف زائر



منبع :
برچسب ها : کتاب هزارگوهر- حدیث 806
کتاب هزارگوهر- حدیث 806
کتاب هزارگوهر- حدیث 804


 مولاعلی ع


804 «ماامَنَ بِما حَرَمَهُ القُرانُ


مَنِ استَحلَّهُ» 


ى که حرام قرآن را حلال بشمارد


به قران ایمان نیاورده است



به قرآن بود حکم هر خشک و تر 


نپیچد ز فرمان آن بنده، سر

ى کاو حرامش نماید حلال


 کجا باشد ایمانش آن بد خصال‏


=

کتاب هزارگوهر

سیدعطاء الله مجدی

=

گردآوری : م. الف زائر



 

منبع :
برچسب ها : کتاب هزارگوهر- حدیث 804
کتاب هزارگوهر- حدیث 804
کتاب هزارگوهر- حدیث 805


مولاعلی ع


805 «ما تَزَیَّنَ مُتَزَیَّنُُ بِمِثلِ طاعَةِ اللّهِ» 


هیچ چیز مانند فرمانبردارى خدا 

انسان را نمى‏ آراید


بود زیور مرد از بندگى

ز طاعت شود بیش ار زندگى‏

 چنو نیست بهر تو زیب و جمال‏

 نه دانش، نه حکمت، نه جاه و نه مال‏


 =

کتاب هزارگوهر

سید عطاء الله مجدی

=

گردآوری : م. الف زائر



منبع :
برچسب ها : کتاب هزارگوهر- حدیث 805
کتاب هزارگوهر- حدیث 805
کتاب هزارگوهر- حدیث 803


مولاعلی ع



803 «ماقَسّمَ اللّهُ سُبحانَهُ بَینَ


عِبادِهِ اَفضَلُ مِنَ العَقل»


 خداوند پاک چیزى بالاتر از عقل بین


 بندگانش قسمت نفرموده است


نبخشید نیکوتر از عقل و راى

بر اولاد آدم بقسمت خداى‏

 چراغ روان از د روشن است‏

  د بر تن آدمى جوشن است‏

==

کتاب هزارگوهر

سیدعطاء الله مجدی

=

گرد آوری : م .الف زائر



منبع :
برچسب ها : کتاب هزارگوهر- حدیث 803
کتاب هزارگوهر- حدیث 803
کتاب هزارگوهر- حدیث 802


مولاعلی ع


802 «ما فَحَشَ کَریمُُ قَطُُّ»


 بزرگ مرد هرگز ناسزا نمى‏ گوید


کریم از بد و زشت دورى کند 

خطا بیند ار او، صبورى کند

به بندد دهان را ز دشنام او

 پسندیده باشد و را خلق و خو

=

کتاب هزارگوهر

سیدعطاء الله مجدی

=

گردآوری : م. الف زائر



منبع :
برچسب ها : کتاب هزارگوهر- حدیث 802
کتاب هزارگوهر- حدیث 802
کتاب هزار گوهر- ازشماره 801 تا 900




مولاعلی ع 

کتاب هزارگوهر - سیدعطاء الله مجدی

گرداوری : م.الف ز ائر

ازشماره 801 تا.....


801 «مااَقبَحَ بِالإنسانِ ظاهِراََ مُوافِقاََ وَ باطِناََ مُنافِقاََ»


 چقدر براى انسان زشت است که ظاهرا 

موافق و باطنا منافق باشد


چه زشت است از بهر انسان نفاق

پراکندگى به از این اتّفاق

 منافق بود دشمن جان ما

‏ بود اجنبى، نیست او ز آن ما


==


802 «ما فَحَشَ کَریمُُ قَطُُّ»


 بزرگ مرد هرگز ناسزا نمى‏ گوید


کریم از بد و زشت دورى کند 

خطا بیند ار او، صبورى کند

به بندد دهان را ز دشنام او

 پسندیده باشد و را خلق و خو


803 «ماقَسّمَ اللّهُ سُبحانَهُ بَینَ عِبادِهِ اَفضَلُ مِنَ العَقل»


 خداوند پاک چیزى بالاتر از عقل بین

 بندگانش قسمت نفرموده است


نبخشید نیکوتر از عقل و راى


بر اولاد آدم بقسمت خداى‏

، چراغ روان از د روشن است‏

  د بر تن آدمى جوشن است‏

==


804 «ماامَنَ بِما حَرَمَهُ القُرانُ مَنِ استَحلَّهُ» 


ى که حرام قرآن را حلال بشمارد 

به قران ایمان نیاورده است



بقرآن بود حکم هر خشک و تر 


نپیچد ز فرمان آن بنده، سر

ى کاو حرامش نماید حلال،


 کجا باشد ایمانش آن بد خصال‏


==


805 «ما تَزَیَّنَ مُتَزَیَّنُُ بِمِثلِ طاعَةِ اللّهِ» 


هیچ چیز مانند فرمانبردارى خدا 

انسان را نمى‏ آراید


بود زیور مرد از بندگى


ز طاعت شود بیش ار زندگى‏

 چنو نیست بهر تو زیب و جمال‏

 نه دانش، نه حکمت، نه جاه و نه مال‏


806 «ماحَصَلَ الأَجرُ بِمِثلِ اِغاثَةِ المَلهوفِ»


 هیچ چیزى مانند بفریاد بیچاره رسیدن 

تحصیل اجر نمى‏ کند


ستمدیده را یار و یاور شدن،

بعدل و بانصاف داور شدن،

 به اجر است افزونتر از هر ثواب‏

 رهاننده ‏تر باشدت از عقاب‏


==


807 «مارَفَعَ امرَأََ کَهِمَّتِه وَ لا وَضَعَهُ کَشَهوَتِه»


 هیچ چیز انسان را مانند همّتش بالا نمى ‏برد

 و مثل ش او را نمى‏ افکند و خوار نمى‏ دارد


نباشد چو بمرد افکنى 

چرا تیشه بر ریشه خود زنى‏

چو همّت، نه چیزى بر افراشت مرد

 نه چون کاهلى ساحتش روى زرد

==


808 «مَثَلُ المَنافِق کَمَثلِ الحَنظَلَةِ

الخَضَرةِ اَوراقُها المُرِّ مَذاقُها» 


داستان منافق مانند هندوانه ابو جهل است که 

برگهایش سبز و مزه ‏اش تلخ است


چو حنظل بود مرد پست دو رو


بتر نیست زان کاذب زشتخو 

 ورا تلخ بار است و سبز است برگ‏

بظاهر حیات است و باطن چو مرگ‏


809 «مُصاحِبُ الأَشرارِ کَراکِبِ البَحرِ ان سَلِمَ

مِنَ الغَرقِ لَم یَسلَمَ مِن الفَرقِ»


 ه ن بدان مانند کشتى سوار است که 

اگر از غرق نجات یابد از ترس دریا مصون نیست


بود ه ن بدان بیقرار

بدریا همانند کشتى سوار 

 گر از غرق او را رهائى بود،

کى از بیم دریا جدائى بود


810 «مُدمِن الشَّهَواتِ سَریعُ الأفاتِ»


  ى که همواره در پى است

 زود آسیب‏ پذیر است


چو را بود حبّ شعار،


ندارد ز هر نا ى ننگ و عار

 پیاپى بدو رنج و سختى رسد

 بر او عاقبت تیره بختى رسد


=



811 «مَسَرَّةَ الکِرامِ فى بَذلِ العَطاء 

وَ مَسَرَّةَ الِلّئامِ فى سوء الجَزاء» 


شادى بزرگان از بخشش است. شادى نا ان 

از بد پاداش دادن است


بود شادى نیکمرد از کرم 

ببذل و به بخشش چه بیش و چه کم‏ 

لئیم ار ز پاداش کاهد خوش است‏

به نیکى چو او کوته آید خوش است‏


812 «مادِحُ الرَّجُلِ بِما لَیسَ فیهِ مُستَهزِءُُ بِه»


 هر انسان را به آن چه در وى نیست بستاید

 او را مس ه کرده است


ستایش ز چیزى که اندر تو نیست،

تمس بود، موجب غافلى است

 مبادا فزاید ترا ز آن غرور

، مبادا شوى از ره راست دور


813 «مَرارَةُ البأَسِ خَیرُُ مِن َّضَرُّعِ اِلىَ النّاسِ»


 تلخى ناکامى و سختى بهتر است تا با زارى 

و خوارى دست نیاز بسوى مردم دراز


بود شدّت سختى و رنج و درد

پسندیده ‏تر نزد آزاد مرد

، که از نا ان حاجتى خواستن،

، به آنان فزودن، ز خود کاستن‏

==


814 «مَوَدّةُ الحَمقى تَزولُ کَما یَزولُ السّرابُ

وَتُقشِعُ کُما یُقشِعُ الضِّباب»


 دوستى ابلهان مانند سراب زود زایل مى‏ شود 

و مانند ابر از هم مى‏ پاشد


بود صحبت ابلهان چون سراب

شود زود زایل، نیابى تو آب‏ 

 چو ابر بهار است ناپایدار

بجائى نباشد مر او را قرار


815 «مُصاحِبَةُ العاقِلِ مأمونَةُُ»


 ه نى با دمند موجب 

ایمنى است


اگر ه ن تو عاقل بود

تو را بى شک او راحت دل بود 

، از او بهره‏ ات نیست جز ایمنى‏

نمى‏ باشد او اهل اهریمنى


816 «مجالِسَةُ الأَشرارِ تُوجِبُ َّلَفَ»


 ه نى با بدان موجب نابودى است


بیا از بدان تا توانى گریز 


ز نا نبینى بغیر از ستیز

ترا افکند او بخاک هلاک‏

 چنین دوستى گر نباشد چه باک‏

==



817 «مُذیعُ الفاحِشَةِ کَفاعِلِها»


 آشکار کننده زشتى مانند زشتکار است


ى کاو کند آشکارا بدى،


مر او را بود خلق و خوى ددى‏

 بود او همانند با زشتکار

 ندارد چو ز افشاى بد ننگ و عار


=


818 «مُجانَبَةُ الرَّیبِ اَحسَنُ الفُتُوَّةِ» 


دورى جستن از بدگمانى کمال جوانمردى است


بود دورى از شکّ و تردید راى،


ره و رسم هر مؤمن پارساى‏

 نباشد بهین رادمردى جز این‏

 جوانمرد نبود جز اهل یقین‏


819 «مُقاساةُ الأَحمَقِ عَذابُ الرّوحِ»


 با ابله سختى کشیدن (و با او بسر بردن) 

روح را آزردن است


بود صحبت احمق آزار جان


مبادا ترا تیره سازد، روان‏ 

 مکن رنجه خود را در این رهگذر

برو تا توانى از او کن حذر


=



820 «مُصَیبةُ یُرجى اَجرُها خَیرُُ مِن نِعمَةِِ لا یُؤَدّى شُکرُها»


 مصیبتى که در آن امید اجر باشد، بهتر از نعمتى 

است که شکرش ادا نگردد


چو بر نعمتى شکر ناید بجا،

بود اجر و مزدى چو اندر بلا

 همانا بنزدیک اهل د،

، از آن نعمت، آن رنج بهتر بود


821 «مَغلوبُ الشَّهوَةِ اَذَلُّ مِن مَملوکِ الرِّقِّ»


  ى که بر او غالب است، از بنده 

و برده خوارتر است


چو در چنگ شود اسیر، 


در افتد ز اوج نزاهت بزیر 

بود بدتر از بنده زر ید

شود جمله عیب و نقصش پدید


822 «مِلاکُ النَّجاةِ لُزومُ الأیمانِ وَ صِدقُ الإیقانِ»


  •  مایه رستگارى ملازم بودن با ایمان و یقین
  •  راست داشتن است


ترا رستگارى ز ایمان بود

نجات تو در صدق ایقان بود

 نباشد چو ایمان استوار،

 بدنیا و عقبى نیابد قرار

==


فصل بیستم کلماتى که با «من» آغاز مى‏شوند


823 «مِن کَمالِ الإیمانِ حِفظُ اللِّسانِ» 


نگهدارى زبان از کمال ایمان است


زبان بستن از هر بد و ناسزا،


نیازردن از طعن خلق خدا،

 نشان باشد از زهد و صدق و یقین‏

 ز ایمان کامل، ز تحکیم دین‏


824 «مِن اَقبَحِ الغَدرِ اِذاعَةُ السِّرِّ»


 فاش ساختن راز از بدترین خیانتها است


مکن هیچگه راز را تو فاش


بیا در امانت تو خائن مباش‏

 که از آن نباشد خیانت بتر

 بپا گردد از آن بسى شور و شرّ

منبع :
برچسب ها : کتاب هزار گوهر- ازشماره 801 تا 900 - «مَن ,«مِن ,نباشد ,ایمان ,مردم ,استچو ,«مِن اَفضَلِ ,«مِن کَمالِ ,پاداش دادن ,«مَن ساءَ ,«مَن عَرَفَ ,«مَن قَلَّ کَلامُهُ ,«مَن عَرَفَ نَفسَهُ ,«
کتاب هزار گوهر- ازشماره 801 تا 900 «مَن ,«مِن ,نباشد ,ایمان ,مردم ,استچو ,«مِن اَفضَلِ ,«مِن کَمالِ ,پاداش دادن ,«مَن ساءَ ,«مَن عَرَفَ ,«مَن قَلَّ کَلامُهُ ,«مَن عَرَفَ نَفسَهُ ,«
کتاب هزارگوهر- حدیث 901


مولاعلی ع


801 «مااَقبَحَ بِالإنسانِ ظاهِراََ مُوافِقاََ وَ باطِناََ مُنافِقاََ»


 چقدر براى انسان زشت است که ظاهرا 

موافق و باطنا منافق باشد


چه زشت است از بهر انسان نفاق

پراکندگى به از این اتّفاق

 منافق بود دشمن جان ما

‏ بود اجنبى، نیست او ز آن ما

=

کتاب هزارگوهر

سیدعطاء اللنه مجدی

=

گرد آوری : م  .الف زائر



منبع :
برچسب ها : کتاب هزارگوهر- حدیث 901
کتاب هزارگوهر- حدیث 901
کتاب هزارگوهر. حدیث 800


مولاعلی ع





800 «ما احسن العفو مع الاقتدار» 

چه خوش است عفو در حال قدرت

چو باشد تو را قدرت انتقام،

بنه خنجر کینه را در نیام‏
 ندانى گذشتت چه زیبا بود

 خنک آنکه اینجا شکیبا بود
=
 کتاب هزارگوهر

سیدعطاء الله مجدی
=
گرد آوری : م.الف زائر


منبع :
برچسب ها : کتاب هزارگوهر. حدیث 800
کتاب هزارگوهر. حدیث 800
به روز شده ها
اتفاقی
با توجه به اهمیت محتوای سایت خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج در سایت را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است یاسمین فقط منتشر کننده مطالب با ذکر منبع بوده و هیچ گونه مسولیتی در خصوص مطالب نشر داده شده ندارد.
All rights reserved. © Yasamin 2016-2017