تصادف .یکشنبه.یه موتوری بهم زد.ووقتی داشتم میرفتم سوار سرویس بشم.و من الان یادمه که کفشم یه طرف بود.کوله ام یه طرف.جـزوم یه طرف گوشیم یه طرف و خودم رو زمین

دیروز و پریروز که یاد آوریش می خیلی بهم برمیخورد.اما الان بهتر به یاد میارم.که چطور افتادم.فقط وفتی موتوری بهم زد رو ندیدم.به بدنم نخورد وگرنه

ممکن بود بیفتم بمیرم.وقتی یه حادثه ای اتفاق میفته ، تا سه چهار روز بعدش آدم تو شوکه بعد متوجه خود اتفاق میشه و این وسط اینکه آدم دقت لازم رو

داشته باشه خیلی مهمه.بعد از تصادف زنگ زدم پلیس بیاد.و اومد و انگار صحبت که منو که یه دانشجوی درحال رفتن به جلوه بدن.فکر من نمیدونم باید چیکار کنم. و فکر میتونن که منو طوری دور بزنن که کار به دادگاه و اینا نکشه.که البته به دادگاه نکشیده، اما موتور طرفو خوابوندن.

شکایت .و رضایت نمیدم که موتور طرف حالا حالاها از پارکینگ دربیاد.

صاحب کارش یه پژو داره.خب براش یکی دیگه ب ه.

خیلی دلم میخواد که دوباره مطمئن بشم چیزیم نیس.