در داد ۱۳۵۸ شیخ صادق خلخالی به عنوان حاکم شرع راهی کردستان شد؛ سفری که به دلیل عملکرد وی در دادگاه های این خطه، تا امروز بر قضاوت های تاریخی درباره او سایه انداخته است.
به گزارش تاریخ ایرانی، در تورق تاریخ انقلاب، هنوز بسیاری به دنبال پاسخ این پرسش اند که به راستی جریان های کردستان چه بود؟! خلخالی چه توجیهی برای آن داشت و شدگان چه انی بودند؟ رو مه اطلاعات در اول مهرماه ۱۳۵۸ گفت وگویی در همین باره با خلخالی داشته و پاسخ او را منتشر کرده است:
چرا خلخالی در کردستان حکم صادر کرد؟

آیت الله صادق خلخالی، پیش از ظهر دیروز قم را به قصد همدان ترک کرد. خلخالی، از همدان به کردستان خواهد رفت. خبرنگار ما پیش از عزیمت خلخالی به همدان و کردستان، با طرح این سوال که برای چه به کردستان می رود، گفت و گویی با وی ترتیب داد.

خلخالی پاسخ داد: پس از آنکه کردستان را ترک ، عده ای در آن منطقه توقیف شده اند که ان شاءالله آن ها را از زندان ها آزاد خواهم کرد.

خلخالی در ادامه سخنان خود با گله از ارباب جراید در داخل کشور اظهار داشت: من از ارباب جراید در ایران، گله می کنم که حقایق را آن طوری که شاید و باید اتفاق افتاده، ننوشته اند. در کردستان، شاید میلیون ها تومان، چک و سفته نزولی را از دست نزول خواران گرفته و به نفع یک مشت آدم بدبخت، کرده ام و مبالغ هنگفتی کمک و نقدی به نیازمندان نموده ام. جراید از این ها حرفی به میان نمی آورند؛ ولی سعی می کنند از یک یا چند «جانی» فرشته بسازند که امیدوارم حقایق بیش از این روشن شود.

من ی نیستم
خلخالی در پاسخ این سوال که چرا جراید و رسانه های عمومی در خارج از کشور، به شدت به وی حمله می کنند، گفت: وسایل ارتباط جمعی اروپا و در اختیار صهیونیسم بین الملل است، علیه ما و دادگاه های انقلاب ی، هرچه دلشان می خواهد می نویسند و از این رهگذر، می خواهند روحیه ما را تضعیف کنند و در واقع انقلاب ی ما را به انحطاط بکشانند. آن ها با شخص من طرف نیستند، چون من ی نیستم که با من طرف باشند. بلکه آن ها با و قرآن و دین پیغمبر ما دشمنی دیرینه دارند. همین اروپایی ها در جنگ های اول و دوم جهانی شاید م از ۸۰ میلیون انسان را کشته اند. کشتار بی رحمانه انگلستان را در هندوستان، چین، ژاپن و آفریقا همه می دانیم. کشتار فرانسوی ها در سراسر آفریقا و مخصوصا الجزایر، در همین زمان های اخیر را به یاد داریم. کشتار بی رحمانه در جنگ دوم جهانی و آزمایش بمب اتمی در هیروشیما و ناکازاکی را. دنیا فراموش نکرده است.

قتل عام مردم ویتنام، کامبوج و لائوس در خاطره ها زنده است. در حال حاضر هم با دست کثیف ایالات متحده ، فلسطینی ها بی رحمانه کشتار می شوند و موجودیت آن ها از طرف مقامات یی نادیده گرفته می شود. این همه ظلم و کشتار و شکنجه در رودزیا و آنگولا و موزامبیک و آفریقای جنوبی و سایر نواحی به وسیله دست نشاندگان ایالات متحده صورت می گیرد؛ اما جراید و اروپای غربی نسبت به این همه کشتار و قتل های بی رحمانه سکوت می کنند؛ ولی چند جنایتکار خون آشام که در کردستان و سایر مناطق ایران می شوند، قلم ها به کار می افتد و ستون های رو مه ها پر می شود و صفحات تلویزیون، ع های مونتاژشده را با کمال وقاحت نشان می دهند و حال آنکه همه می دانند هیچ را با برانکار در محکمه انقل کردستان محاکمه نکرده اند. همه آن ها سالم بودند و با پای خود به محکمه آمده اند و با پای خود به طرف جوخه رفته اند. این همه تبلیغات جز مشوش اذهان عمومی و ساده لوحان چیز دیگری نیست.
پاسخ به مفتی زاده
خلخالی، سپس با اشاره به مطالبی که علامه مفتی زاده در مورد محکومین به در کردستان عنوان کرده بود، اظهار داشت: ایشان (علامه مفتی زاده) بیان فرمودند که تقریبا تمام انی که در دادگاه های انقلاب ی سنندج و سایر نواحی کردستان محکوم به شده اند و یا به زندان و تبعید روانه گشته اند، مستحق عفو بوده اند. باید بگویم که آقای مفتی زاده درباره ها و محاکمات تنها و پیش خود و یا با روح ناسیونالیستی کاذب کردی قضاوت می کند. یکی از هایی که در سنندج صورت گرفت، مربوط به قاتل شاطر محمد و پسر او بود که همه مردم با شنیدن او به وجد آمدند؛ چون مردم خود از ماجرا اطلاع کامل داشتند؛ چراکه این مجرم، وقت ارتکاب عمل، ساطور قص را در دست خود می چرخانده و وقیحانه می گفته که «گوشت طرفداران ارزان شده است!» و حرف های دیگری که از گفتن آن شرم دارم.

دومین محکوم، سرهنگ ایوبی بود که خود به سه فقره قتل اعتراف کرده و دستور کشتن ۱۵ نفر را در اطراف همدان صادر کرده بود. سومین محکوم، سرتیپ نیازمند بود که در دوره طاغوت، مردم کردستان را کشته و فرمان قتل عده زیادی را داده بود. چهارمین محکوم، سیروس منوچهری، معاون ساواک منحله سنندج بود که چندین فقره کشتار و ی محصنه داشت. پنجمین و ششمین محکوم دو نفر از فئودال های کامیاران بودند که تمام مردم کشاورز و اسیر منطقه را به انحطاط کشانده و ده ها و صدها ی محصنه مرتکب شده بودند.

هفتمین محکوم، پاسبانی بود به نام احمد اسماعیل زاده که پرونده او مشتمل بر قتل یک بچه و رابطه نامشروع با ن زندانیان دوره طاغوت در سنندج بوده است. هشتمین محکوم ابوالقاسم رشوند ی بود که با اسلحه در سنگر دستگیر شد و از سران حزب منحله دموکرات بود. نهمین و دهمین محکوم حاج محمدعلی بیگلری و حبیب الله کرمی بودند که به جرم با زنی به نام شریفه علی زاده محکوم به شدند. این دو نفر، زن بیچاره را در پاسدارخانه به امانت می گیرند و شب هنگام به او می کنند. این زن بی پناه به کجا باید پناه ببرد؟ آیا به غیر از اینکه باید زیر پرچم باشد، جای دیگری دارد؟

یازدهمین و دوازدهمین محکوم «نقره ای» و رفیق او بود که در سنگر سقز با دستور جلال شافعی و فلسفی در مقابل اولتیماتوم دادند که ما برای مقاومت در مقابل از حزب دموکرات مهاباد و عزالدین حسینی و قاسملو الهام گرفته ایم که این افراد در سقز موجب کشتار ده ها نفر، من جمله سرهنگ فرخ نیا و گروگان گرفتن تعداد زیادی بوده اند. سیزدهمین و چهاردهمین نفر هم قاتلان برادران کهنه پوش در مریوان بودند که پس از ادای شهادت عده زیادی از اهالی محترم و علمای اعلام مریوان محکوم به شدند.

توقع از مفتی زاده
خلخالی آنگاه گفت: چرا آقای مفتی زاده درباره حمله ناجوانمردانه نیمه شب در مهاباد و بانه و سقز که با گلوله ۱۰۶ میلی متری و خم و آ ی جی ۷ به پادگان ها حمله می کنند و پاسداران انقلاب را می کشند، سکوت اختیار می کنند؛ ولی بدون توجه به عواقب گفته های خود، مطالب نادرست را اشاعه می دهند؟ من از ایشان توقع دارم که در جریانات، بیش از این تحمل بفرمایند و بهانه به دست دشمنان ندهند؟