یکبار یک درخت سنجد را از نزدیک دیدم . کنار جوی آب کم عمقی رشد کرده بود . تنه و شاخه هایش اندکی به سمت جوی آب خمیده شده بودند . بیست - سی ساله به نظر می رسید (؟)
بازیگوشانه با شاخه هایش بازی و برگ های نقره ای زیباش رو نوازش . در آن فصل میوه نداشت ، پس من به اشتباه فکر که یک درخت زیتونه ، چون این دو از لحاظ ظاهر ، بسیار به هم شبیه هستند ! نان محلی من را از اشتباه درآوردند .
اما چیزی که اونروز ، در مورد درخت سنجد برای من بسیار خوشایند بود ، عطر جالب توجه آن بود که احتمالا مربوط به شکوفه های درخت بود (؟) بوی نوعی آدامس بادکنکی را می داد که ما ک ن دوران جنگ هشت ساله ، اغلب آن نوع آدامس را مصرف می کردیم ! یه جور آدامس صورتی رنگ ، با قابلیت ارتجاعی بالا و نوعی عطر شاد و خاص ! یکی از سرگرمی های آن دوران ما این بود که آن آدامس ها را جویده و سر اینکه : هرکی بزرگتر باد کنه برنده است ! کورس می گذاشتیم ... ! بسیار اتفاق می افتاد که آدامس بادشده ی مذکور در صورتمان می ترکید و به شکل فجیعی به سر و صورتمان میچسبید ( کاری) در اینطور مواقع بیرحمانه همدیگر را دست انداخته و از ته دل به یکدیگر می خندیدیم !!
اولین بار وقتی عطر شاد و آشنای یک درخت سنجد به مشامم خورد : در وهله ی اول جا خوردم ؛ بعد برایم رنگ صورتی سیر ، طعم شیرین آدامس های بادکنکی ، شیطنت های ک نه ، بازی و دوستی های بی غل و غش تداعی شد ؛ و امروز فکر می کنم که احتمالا از اسانس شکوفه ها (شاید هم برگ های) این درخت در ساخت آن آدامس ها استفاده می شده است (؟؟)
به هرحال این درخت به نظرم یک درخت  دوست داشتنی است ، ضمن اینکه شباهت ش به درخت زیتون هم در نوع خود جالب توجه است : زیتون مقدس ، سنجد شاد !! :))