تـآ جنـون فـآصلهـ ای نیست از اینجـآ کهـ منمـ ...

با توجه به اهمیت محتوای وبلاگ تـآ جنـون فـآصلهـ ای نیست از اینجـآ کهـ منمـ ... خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است مسئولیت کلیه اطلاعات پست و وبلاگ نمایش داده شده با عنوان تـآ جنـون فـآصلهـ ای نیست از اینجـآ کهـ منمـ ... برعهده مرجع و منبع اصلی آن میباشد. و یاسمین هیچ گونه مسئولیتی در قبال مطالب ندارد.

می م سالِ دیگه واست النگوی طِلا
برچسب ها : می م سالِ دیگه واست النگوی طِلا
می م سالِ دیگه واست النگوی طِلا
کلا بنده رو عفو بفرمایید:))))

میدونم دلتون میخواد کلم رو ید و منتظر تایید شدن نظراتتون

منتظر اون پستی که گفتم 17 تیر میذارم

منتظر حرفام هستین

حالا شایدم نباشین و بگین چقدر خودشو تحویل میگیره

ولی بوخودا قسم که من دارم از فرط درگیری پوره میشم :))))

نمیخوامم الان بگم چرا چون متن مفصلی میطلبه و یهویی گفتنش ذوق کمتری داره.

ولی اومدم بگم برید وبلاگ تد. متن های مسابقه رو بخونید. رای بدین :))) (لازم به ذکره متن بنده هم جزو سه متن امروزه *_*)

[و از گوشه سمت چپ تصویر فرار میکند. :))))]

برچسب ها : کلا بنده رو عفو بفرمایید:)))) - منتظر
کلا بنده رو عفو بفرمایید:)))) منتظر
اینااااهااااش

فرمودند که پست پسا کنکوریت کو؟ تو عنوان جوابشونو دادم :)) همین پیش پای شما در جواب احوال پرسی شان گفتم روبراه تر از همیشه! به دو دلیل. یک اینکه روبراهی باید در دل انسان باشد نه در ظاهرش. دو اینکه آدم با یکم درگیری و سرشلوغی که خسته فکری و جسمی اش میکند که نباید از روبراهی خارج شود! شما همیشه بگویید عالی. اصلا تلقینش هم معجزه میکند :) از آ بیام به اول یا از اول به آ ؟ بذارید همینطوری هردنبیل(مثل انباری که نون اش میم خوانده میشود دیگر؟) برم جلو. صبح برفتم بر در شمس العماره، نه چیز! ها. رفتم مدرسمون که دست به گرفتن کارنامه درخشان بزنم :)) و حدس میزنید با چه مواجه شدم؟ فیزیک مردود، شیمی مردود، زیست مردود، زمین مردود، ریاضی مردود. البته دور از انتظار نبود. لابد میپرسید چرا؟ خب چون نخونده بودم! لابد میپرسید چرا؟ خب چون داشتم چیزای دیگه میخوندم. لابد میپرسید مثلا چی؟ اینجا باید بگویم کتاب های هنر :))) عرضم به خدمتتان که در روزی روزگاری نه چندان دور، همین چند ماه پیش، مادر پریشان حال سمت دختر که بنده باشم آمد و گفت: یا همااا! جانم را به لب رسانده ای! چرا درس نمیخوانی دخترک؟ دخترک چونان بغضش ترکید که بیا و ببین. که آه و فغان من این درس ها را ندوست و من هنر دوست. من عکاس خواه شد. (از شدت نمک پراکنی فراوان میمیرد.) مادر چشمان گرد کرده، دو دستش را بر روی زانوانش کوفته و با سخنانش مشت محکمی بر دهان بنده زدند. :دی اما دخترک کوتاه نیامد. رفت با پس اندازش کتب هنری تهیه نمود و نشست به خواندن. اما از آنجایی که دخترک کلا بیشعور بود (وی تاکید زیادی هم داشت که به خودتون توهین نکنین ولی اینجا نیاز بود. :|) و زیاد نمیخواند. مادر باز هی حرص میخورد. پدر از ماجرا بی خبر بود. مادر میگفت به پدرت چه گویم؟ دق میکند بنده خدا تو که اینها را هم درست و حس نمیخوانی! دخترک بینوا ت در افکار خویش غوطه ور بود. گذشت و گذشت تا روز کنکور. شاید باورتان نشود کنکور را هم دادیم و گذشت. حال آنکه اواسط مرداد کنکور عملیست و دختر قصه ما دارد کتاب متاب راجع به عکاسی میخواند و زین رو اگر کمکی میتوانید در زمینه دوربین یا عکاسی ید چشمانش را ستاره باران خواهید کرد. دیگر برایتان بگویم که شهریور هم که باید برویم امتحانات رد شده را بدهیم. هر چند پدر حرص فراوان میخورد و دخترک شرمنده است... در به در دنبال دوربین و ورکشاپ عکاسی می باشیم. (بماند که پدر جان سر لج افتاده میگویند تا قبول نشوی دوربین بی دوربین. فعلا واسه کارگاه سی ام (پوسترش)(نمیاید شما؟ بیاین ببینیمتون :دی) از سمیرایم دوربینش را قرض گرفتم. :* (قلب قلب) تا ببینیم چه میشود.) دنبال آموزشگاه رانندگی میباشیم. (برنامه های زیادی در سر داریم که منتظریم به قول مادر این ها را بزاییم تا به بعدی برسد.) حال از این سو و آن سو هم هی مهمانی فلانی. مراسم بیساری. گردهم آیی بهمانی هم نازل میشود و اِلا و بلا دیگر بهانه کنکور نداری پاشو بیا! :| ارغوان این چه رازیست که این بساط ها تمامی ندارد؟ میدانم متن درهمی شد. فکرم که درهم باشد متن هم درهم میشود. شما ببخشید. ولی باید برایتان میگفتم. البته کلی از شرق و غربش فاکتور گرفتم که در حوصله تان بگنجد. در آ آیا ی هست که بتواند برای ما یک قالب تک ستونه، منتهی از آن ستون کلفت ها بِطراحییَد؟ از اتاق فرمان اشاره میکنند بنده با واژه پررو آشنایی ندارم. و شاعر هم میفرماید یا پرتقالا! (پ ندارن که) به کجا چنین شتابان خلاصه؟ به جون ماهی تو تنگمون قسم که یادم نیس نظر خصوصیای کودومتونو جواب دادم کودومتونو ندادم. ولی بدانید و آگاه باشید که عزیز هستید. نکته آ (هی میگم آ هی تموم نمیشه) اینکه عمیقا خوشحالم و به قول مدیری عمیقا احساس خوشبختی میکنم. هیچ تابستانیم اینقدر هدفمند نبوده :) و این هسته سلول هایم را خندان میکند. مسلما وقتی کارهایتان در زندگی حقیقی زیاد میشود اولویت زندگی مجازی پایین می آید. اما با وجود همه اینها، من زندگی مجازی ام را هم خیلی دوست دارم و نمیگذارم دل مرده شود. کاش بی دریغ بی قضاوت بی توقع همدیگر رو دوست داشته باشیم. اون هم آدمایی که ممکنه کیلومتر ها ازمون دور باشن. حق یارتون :*



برچسب ها : اینااااهااااش - دخترک ,مادر ,میشود ,دوربین ,کنکور ,بنده ,لابد میپرسید ,زندگی مجازی ,میپرسید چرا؟
اینااااهااااش دخترک ,مادر ,میشود ,دوربین ,کنکور ,بنده ,لابد میپرسید ,زندگی مجازی ,میپرسید چرا؟
کلا بنده رو عفو بفرمایید:))))

میدونم دلتون میخواد کلم رو ید و منتظر تایید شدن نظراتتون

منتظر اون پستی که گفتم 17 تیر میذارم

منتظر حرفام هستین

حالا شایدم نباشین و بگین چقدر خودشو تحویل میگیره

ولی بوخودا قسم که من دارم از فرط درگیری پوره میشم :))))

نمیخوامم الان بگم چرا چون متن مفصلی میطلبه و یهویی گفتنش ذوق کمتری داره.

ولی اومدم بگم برید وبلاگ تد. متن های مسابقه رو بخونید. رای بدین :))) (لازم به ذکره متن بنده هم جزو سه متن امروز *_*)

[و از گوشه سمت چپ تصویر فرار میکند. :))))]

برچسب ها : کلا بنده رو عفو بفرمایید:)))) - منتظر
کلا بنده رو عفو بفرمایید:)))) منتظر
دوستتون دارم

بچه ها زندم

فقط به شدددددددت سرم شلوغه

خیلی جریانات داره

صبر پیشه کنید


پ.ن: واسه اونایی که کنکورو پرسیدن: حس خیلی خنثی ای به ماجرا دارم و همه چی بستگی به نتایج داره :))

برچسب ها : دوستتون دارم
دوستتون دارم
در من خسرو ای زندگی میکند.

خسرو عصاقورت داده نیست. دنیا تو نگاهش سخت و پیچیده نیست. خسرو دیوانه است. عاشق هنر و موسیقی. وسط خیابان گیتار میزند. از لحظه های زندگی اش لذت میبرد. می د و آواز میخواند.

ی منکر اختلال دو قطبی خسرو نیست. منکر داشتن زمینه های ارثی این بیماری نیست. منکر نیاز دنیا به آدم هایی با استعداد ها و مشاغل مختلف. حرف خسرو چیز دیگه ای بود.

تمام حد و حدودی که در زندگی برای خودتان دارید برای من تا وقتی قابل احترام است که باعث آزار من نشود. اشتباه نکنید. اصول و اخلاق انسانی جای خود را دارد. مثلا همه میدانند بد است. پس نمیشود گفت من جایی دور از چشم تو به ی دیگر و به تو چه مربوط است اصلا؟!

شما با نگاه به آدم ها دنبال چه چیزی هستید؟ شباهت ها یا تفاوت ها؟ من فکر میکنم اگر حس مثبتی به فردی داشته باشم به دنبال شباهت ها خواهم گشت. به دنبال نقاط اشتراک برای احساس بیشتر. شاید برای همین است که وقتی به تماشای ی مینشینم با شخصیت اصلی داستان همزاد پنداری میکنم، حتی اگر مشترکات بین من و قهرمان داستان چیز های فرعی و کوچکی باشند. حال برای منی که عاشق سینما و بازیگری و دنیای صحنه و دیالوگ است این فرایند تشدید می یابد.

این ها را نوشتم که بگویم به نظرم خوب میشود اگر "برادرم خسرو" را ببینید.


image result for ‫ سینمایی برادرم خسرو‬‎

برچسب ها : در من خسرو ای زندگی میکند. - خسرو ,منکر ,زندگی ,نیست منکر
در من خسرو ای زندگی میکند. خسرو ,منکر ,زندگی ,نیست منکر
یه کتاب بنویس. بذار کنارش...

- صدا جیغ میاد.

- مال کیه؟

- نمیشناسمش.

- از کجاس؟

- ‏صفحه 77، خط 23 ام، کتاب دهم از سمت چپ توی قفسه پایینی.

- ترسیده؟

- نه. فک کنم دلش پره.

- یو نداره بغلش کنه؟

- شاید داشته باشه ولی لابد نیستش.

- دیگه چیا ازش میدونی ؟

- ب هم و پف میکرد. نمیذاشت بخوابم. هر شب یه جوری هستش. دو شب پیش داشت نصفه شب غذا میپخت. بوش کل اتاقو گرفته بود.

- دسپختش خوبه پس.

- تا حالا نیاورده چیزی من بخورم. بهشم گفتما ولی فک کنم دوست نداره منو.

- مگه قهر کرده باهات؟

- از اولشم باهام دوست نبود. حتی اسمشم بهم نگفت.

- خوب پس چی میخواد اونجا؟

- میخواد منو اذیت کنه لابد. ولی من دوسش دارم...

- میخوای باهاش حرف بزنم؟

- چی بگی بهش؟

- ببینم داستانش چیه؟ چرا باهات دوست نمیشه؟

- اگه با تو دوست شد چی؟

- من در دلمو بستم. تو توشی مراقبشی.

- کاش یکم میرفت صفحه های بعدی. شاید خودش یه دوست پیدا میکرد دست از سر من برمیداشت.

- خب ورق بزن!

- ما که نمیتونیم بریم پیشش تو کتاب.

- یه کتاب بنویس بذار کنارش تا با اون دوست شه.

برچسب ها : یه کتاب بنویس. بذار کنارش... - دوست ,کتاب ,بذار کنارش ,بنویس بذار ,کتاب بنویس
یه کتاب بنویس. بذار کنارش... دوست ,کتاب ,بذار کنارش ,بنویس بذار ,کتاب بنویس
همزاد پنداری میکنم، پس هستم! :))
- حق با توعه! غریب شبیه امشب و غریب موجودیه آدمیزاد. گاهی آدم تو جنگ با خودش باید اونقدر پیش بره که یه ویرونه بسازه از وجودش. اونوقت از دل اون ویرونه یه نوری، یه امیدی، یه جرئتی جرقه میزنه. غروب وقتی گفتم جوابم منفیه، خودمو با خاک ی ان . بعد یاد حرفای اون شب افتادم. جلوی کافه نادری. هما؟ بس این این همه ناکامی؟ این همه بدبختی؟ توی دنیایی که دو روز بیشتر نیست، منتظر چی هستیم؟ کودوم معجزه؟ کودوم خوشبختی باد آورده؟ بیا! اینو دوباره به من بده.

-/ مرغ آمین دردآلودیست کاواره بمانده
رفته تا آنسوی این بیداد خانه
بازگشته رغبتش دیگر ز رنجوری نه سوی آب و دانه
نوبت روز گشایش را
در پی چاره بمانده /-


.: امیدوارم شاهد خبر جذ از من در روز 17 تیر باشید =)))) حدس هاتون رو پذیرایم :))
برچسب ها : همزاد پنداری میکنم، پس هستم! :))
همزاد پنداری میکنم، پس هستم! :))
182- خلأ

چقدر یه حسِ پوچ و مز فی دارم!


پ.ن: کامنت هایی با مضمون "چی شده؟" یا تو این مایه ها رو جواب نمیدم.


برچسب ها : 182- خلأ
182- خلأ
183- البته اینم یه حرف جالبه! که ما تموم حرفامون حق به جانبه! هه!

ما از خوبیامون دم زدیم وگرنه، منم به خیلیا کم بدی ن !

اما بذار بد و بیراها رو حواله ام کنن! بلکه خالی شن و منو حلالم کنن!

"یاس"


اصن من بداخلاق! من بدون ثبات شخصیت! من تصور اب کن! من سنگ دل!

آدم وقتی از این پست ها میذاره غالبا چند تا از دنبال کننده هاش کم میشه! اصلا برام مهم نیست ها! فقط میخوام بگم تو دنیای واقعی وقتی اون روی سکه و حال بد آدم ها رو میبینید هم میتونین با یه کیلیک بذارید و برید؟


و کنکور:

ع به دلیل 6 بار کپی شدن برداشته شد :///

(همه نمره هام بالا 18 بودن کلا اگه مشتاقین بدونین:/)


این نمره های پارسال یه که نمره های امسالش این ریختی بوده! | کلیک | کلیک |

برچسب ها : 183- البته اینم یه حرف جالبه! که ما تموم حرفامون حق به جانبه! هه! - نمره
183- البته اینم یه حرف جالبه! که ما تموم حرفامون حق به جانبه! هه! نمره
184- همنوع خواری!


ما پرتقال آبدار داریم! خشک هم نیستن! بیخود بد نگید از پرتقالا!

همین الان هم نوش جانشون !

برچسب ها : 184- همنوع خواری!
184- همنوع خواری!
185- اگر پویایی را از موضوعی دریغ کنید، حاصل مرد بد بو است.
تک همسری، چند همسری، چه از ناحیه مرد و چه از ناحیه زن، همسری و کلا انواع و اقسام ازدواج ها با توجه زمان، مکان، عرف، وضعیت ذهنی و روانی فرد (افراد) و مدل های گزینش همسر، آنچه که افراد از ازدواج طلب میکنند بسیار متفاوت و همه قابل احترام و بررسی است. اینکه سیستم فعلی جامعه ما چند همسری را برای مردان تحت شرایط خاص ممکن دانسته برگرفته از دین است و متاسفانه به بخشی از ن در جامعه ما در ارتباط با این موضوع ظلم میشود.
باید در نظر داشت که چند همسری مردان در زمانی تایید شد که پیغمبر، که درود بر او باد، با موج عظیمی از ستمگری جامعه عرب بر علیه ن رو به رو بود. در آن جامعه تقریبا 13 نوع ازدواج عرف بود (کلا وضعیت ن بسیار نابسامان بوده است و توضیح آن از این مقال خارج است. رجوع شود به کتبی همچون صحیح بخاری، تاریخ ابن اثیر، لسان العرب و ... . ضمنا کتب معرفی شده هیچکدام چاپ نیست!!!). پیغمبر با توجه به آیات قران و شرایط جامعه عرب تقریبا 11 نوع را باطل و دو نوع (دائم و متعه) را امضا (تایید) کرد. حقیقتا رسیدگی به امور ن در نبود ngo ها، بهزیستی، خیریه ها، کمک رسان های مردم نهاد و ... به جز از طریق چند همسری مردان در آن زمان و مکان، امکان پذیر نبوده است. ضمنا طبق مطالعات تاریخی، جمعیت ن در شبه جزیره عربستان از مردان بیشتر بوده است (به دلایلی همچون جنگ های پی در پی اعراب). ، که درود بر او باد، بهترین و کم عارضه ترین روش را برای بهبود حداکثری وضع ن در نظر گرفت. زمانی که همسر از پدر به پسر به ارث میرسید، یک هشتم اموال شوهر متوفی را برای همسرش تعیین کرد. زمانی که بعد از پدر، برادر ارشد اختیار دار کامل دختر (حتی بالغ) بود، ارث دختر را نصف پسر قرار داد. آنچه توسط در جامعه عرب تغییر داده شده، نمونه بارز پیشرفت قواعد و روابط اجتماعی ست و بیشتر شبیه یک دگرگونی اساسی است.
آنچه مورد اشکال است طابق النعل بالنعل سیره، سنت و توصیه های صدر در جامعه کنونی است. اگر پویایی را از موضوعی دریغ کنید، حاصل مرد بد بو است. اگر فقیه و شارع، شروط موضوعه را در تفقه و تشرع خود دخیل نداند، آنچه که امروز پیش روست اجتناب ناپذیر است.

نویسنده: میم پ (با ب رضایت از وِی!) (وبلاگ هم ندارد!)

برچسب ها : 185- اگر پویایی را از موضوعی دریغ کنید، حاصل مرد بد بو است. - جامعه , ن ,همسری ,مردان ,آنچه ,زمانی ,حاصل مرد ,کنید، حاصل ,دریغ کنید، ,موضوعی دریغ ,همسری مردان
185- اگر پویایی را از موضوعی دریغ کنید، حاصل مرد بد بو است. جامعه , ن ,همسری ,مردان ,آنچه ,زمانی ,حاصل مرد ,کنید، حاصل ,دریغ کنید، ,موضوعی دریغ ,همسری مردان
186- وای از آن دم که بخواهم دهنی باز کنم!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برچسب ها : 186- وای از آن دم که بخواهم دهنی باز کنم!
186- وای از آن دم که بخواهم دهنی باز کنم!
187- امروز عقل من ز من، یکبارگی بیزار شد!
15: دارم میرم پشت بوم بارونو ببینم
15:19 - منم میام
15:20 + بیا:)
15:22 - الان رو پشت بوممونم
15:32 + گریه نکنی حالا
15:32 - دیر گفتی
15:35 + دعا زیر بارون بیشتر میگیره آیا؟
15:35 - میگن
15:35 + کاش بگیره
15:36 - چه دعایی کردی؟
15:36 + بماند:)
15:38 - نمیگی بهم؟ میدونی دارم لبه پشت بوم راه میرم؟
15:39 + برای چی دیوانه بیا پایین جان من
15:39 - بذا یه دورم تموم بشه
15:40 + یا خدا خدا رحم کنه
15:40 - حالم بهتر شد
برچسب ها : 187- امروز عقل من ز من، یکبارگی بیزار شد!
187- امروز عقل من ز من، یکبارگی بیزار شد!
188- فرهنگسرا نیاوران! / هشت بهمن

واران گفت پست بذار :) دیگه گفتم روشو زمین نندازم:))

نظرات پست 185 رو هم تایید :)


وسط نویس: کمترین کاری که باید توی وبلاگ نویسی رعایت کنید اینه که لااقل دو دور پستاتون رو بخونید که غلط املایی و تایپی نداشته باشه!



دستای هممون یخ زده بود و من داشتم به این فکر می چطوری تو این سرما با دستای سِر شده داره سیمای گیتارو ت میده؟...


قسمتی که میخونه:


ز روی مهت جانا بر گشا
در آسمان مه را منفعل نما، منفعل نما
به ماه رویت سوگند
که دل به مهرت پایبند به طره ات جان پیوند
قسم به زند و پازند
به جانم آتش افکند اب رویت یک چند


[آتش دل-جلال الدین تاج اصفهانی]


برچسب ها : 188- فرهنگسرا نیاوران! / هشت بهمن
188- فرهنگسرا نیاوران! / هشت بهمن
190- بعد میگه بهترین نیست!

بهم گفت: گفتن دردای اینطوری حال آدم رو خوب نمیکنه هیچ وقت. فقط بدترش میکنه. راس میگی. بذار درد بیاد. ازش فرار نکن. آدم باید مثل لیوان آبی که میخوره خیلی راحت نوش جانش کنه. چاره دیگه ای تو زندگی نیست. بعضی روزها دردها تنها چیزی هستن که تو زندگی برامون مونده... همیشه که همه چیز نارنجی و پرتقالی نیست:) گاهی وقتها باید وسط اون همه سیاهی یه پرتقال دیوونه خودش رو دوباره پیدا کنه:)


پ.ن: دوست داشتم 29 اسفند بهتون عید رو تبریک بگم ولی خب نمیتونم. پس از الان عیدتون پیشاپیش مبارک :) پست بعدی: 15 تیر 96 :)

برچسب ها : 190- بعد میگه بهترین نیست!
190- بعد میگه بهترین نیست!
با توجه به اهمیت محتوای سایت خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج در سایت را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است یاسمین فقط منتشر کننده مطالب با ذکر منبع بوده و هیچ گونه مسولیتی در خصوص مطالب نشر داده شده ندارد.
All rights reserved. © Yasamin 2016-2017