معماری

با توجه به اهمیت محتوای وبلاگ معماری خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است مسئولیت کلیه اطلاعات پست و وبلاگ نمایش داده شده با عنوان معماری برعهده مرجع و منبع اصلی آن میباشد. و یاسمین هیچ گونه مسئولیتی در قبال مطالب ندارد.

پاو وینت بررسی مفهوم معماری ی
پاو وینت بررسی مفهوم معماری ی


تاریخ ایجاد 13/11/2015 12:00:00 ق.ظ    تعدادبرگ: 24 اسلاید   قیمت: 7500 تومان     تعدادمشاهده  10


بخشی از مطلب
آداب و رسوم و ضوابط معماری چگونه تعیین می شود؟ شارع مقدس اگر قالب معماری می داد، جلوی تکامل را می گرفت. محتوای آثار معماری کشور های ی با معماری ی یا آنچه که قبلاً در مورد معماری قدیم آمده است، فرق دارد. اگر معماری اثری را ارائه دهد که در آن ایده های غیر ی خود یا دیگران را به کار گرفته باشد؛ دیگر آن اثر معماری، معماری ی نیست؛ بلکه معماری ای است با ایده های متفاوت یا حتی معماری من درآوردی.
 
پس چگونه می توان اثری را با معماری ی به وجود آورد یا چگونه می توان آن را که کمتر ی است، بیشتر ی نمود؟ فراموش نشود وقتی که صحبت از کلمه ی به میان می آید، در مقابل آن، کلمه غیر ی هم وجود دارد. لذا این سؤال مطرح می شود: معماری ی چیست؟ چه چیزی باعث ی شدن یک اثر معماری می شود؟
 
همان گونه که از نام بر می آید این گونه از معماری شامل معماری گستره ای از جهان می شود که ما با عنوان جهان می شناسیم. معماری این کشورها تحت تأثیر ایدئولوژی در طول زمانی مشخص قرار گرفته و به همین خاطر دارای برخی ویژگی های مشترک شدند.
 
همان طور که از نام این سبک معماری پیداست پیدایش این سبک با ظهور و تاثیر آن بر معماری رواج یافت و نمودهای آن را می توان در مساجد، آرامگاه ها، قصرها و دژها مشاهده نمود. از اولین نمودهای این هنر می توان به گنبد ص ه (dome of the rock (qubbat al-sakhrah)) در اورشلیم اشاره نمود. که در قرن ۶ میلادی ساخته شد و کاشی هایی با نقوش آبی، سبز و طلایی از گل، بته و تاج بود. در مکان معبد دوم اورشلیم. مسلمانان باور داشتند این مکان مکانی بود که از آن به بهشت عروج نموده بود.
 
بنای دیگری با همین نمونه مسجد بزرگ دمشق است که بر روی یک معبد رومی بازسازی شد و باور بر این است که نقوش گل، درخت، شهر و .. همان بهشت برین است که به مسلمان باتقوا وعده داده شده است. در هر دوی این مساجد از سبک برش سنگ ای استفاده شده است و رواج گنبد در هنر معماری ی است.
در وا قرن ۷ و اوایل قرن هشتم استفاده از هنر گچ کاری در معماری به اوج رسید که نمونه آن را در قصر صحرا (khirbat al-mafjar) در اردن امروزی می توان یافت. هنر ی با تغییر پایتخت امپراطوری عباسیان به بغداد و سپس به سامرا نیز نمونه هایی را به یادگار گذاشت. از آن جمله می توان به مسجئ بزرگ سامرا اشاره نمود که مناره های یلند آن مثال زدنی است. هم چنین هنر معماری ایران در دوران ساسانیان نیز تا قبل از قرن ۱۰ میلادی نمونه ای از دوران اوج هنر معماری ی است که بر کشورهای اطراف نظیر نیز اثرگذار شد.
باگسترش قلمرو مسلمانان به اسپانیا و شمال آفریقا معماری ی در این کشورها اثرگذار شد و معماران با سبک معماری ی در این مناطق به ساختن بنا پرداختندو نمونه ای از آن مسجد حسنین در قاهره است که نمودهایی از هنر معماری ی ایران در آن نمایان است.
 
معانی و تعاریف
 
معماری یا مهرازی یعنی ارائه بهترین راه حل، چه استفاده از راه حل های گذشته، چه خلق راه حل جدید برای رسیدن به هر هدفی.
معماری هنر و دانش طراحی بناها و سایر ساختارهای کالبدیست. تعاریف جامع تر، بیش تر معماری را شامل طراحی تمامی محیط مصنوع از طراحی شهری و طراحی منظر تا طراحی د جزییات ساختمانی و حتی طراحی مبلمان می دانند.
 
طراحی معماری در اصل استفاده خلاقانه از توده، فضا، بافت، نور، سایه، مصالح، برنامه و عناصر برنامه ریزی مانند هزینه، ساخت و فناوری است به منظور دستی به اه زیباشناختی، عملکردی و اغلب هنری. این تعریف، معماری رااز طراحی ی که استفاده خلاقانه از مصالح و فرمها با بهره گیری از ریاضیات و قواعد علمی است، متمایز می کند.
 
آثار معماری به عنوان نمادهای فرهنگی، و اجتماعی یک کشور شناخته می شوند. تمدن های تاریخی نخست از طریق همین آثار معماری شناخته می شوند. ساختمان هایی چون تخت جمشید، اهرام ثلاثه مصر، کالاسیوم روم از جمله چنین آثاری محسوب می شوند. آثاری که پیوند دهنده مهم خودآگاهی های اجتماعی بوده اند. ا، مذاهب و فرهنگ ها از طریق همین یادواره ها خود را می شناسانند.
 
باید توجه داشت که امروزه واژه « معماری » در دو معنای وابسته بکار می رود:
 
 
یکی معماری به عنوان «فرایند ساماندهی فضا» که اسم معنا شمرده شده است و به یک فعالیت آفرینشگر (خلاقانه) آدمی توجه دارد و بر پایه ی علمی-تجربی، هنر و فناوری ساخت پدید می آید. این برداشت بیشتر از سوی معماران صورت میگیرد.
 
دوم معماری به عنوان «دستاورد ساماندهی فضا» یا اثر معماری که اسم ذات شمرده شده است و به ساختمان هایی اشاره دارد که پیش از ساخت آنها این فرآیند پیموده شده است. این برداشت بیشتر از سوی باستان شناسان و مورخین معماری بکار می رود.
 
در یک تعریف کلی از معماری ویلیام موریس چنین می نویسد:
معماری؛ شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشر را در بر می گیرد و تا زمانی که جزئی از دنیای متمدن بشمار می آییم، نمی توانیم خود را از حیطهٔ آن خارج سازیم، زیرا که معماری عبارت از مجموعه اصلاحات و تغییراتی است که به اقتضای نیازهای انسان، بر روی کرهٔ زمین ایجاد شده است که تنها صحراهای بی آب و علف از آن بی نصیب مانده اند. ما نمی توانیم تمام منافع خود را در زمینه معماری در اختیار گروه کوچکی از مردمان تحصیل کرده بگذاریم و آنها را کنیم که برای ما جستجو کنند، کشف کنند، و محیطی را که ما باید در آن زندگی کنیم شکل دهند و بعد ما آن را ساخته و پرداخته تحویل بگیریم و سپس شگفتزده شویم که ویژگی و کارکرد آن چیست. بع این بر ماست که هر یک، بنوبه خود ترتیب صحیح بوجود آمدن مناظر سطح کره زمین را س رستی و دیدبانی کنیم و هر یک از ما باید از دستها و مغز خود، سهم خود را در این وظیفه ادا کند.
 
در تعریفی دیگر از لوکوربزیه (یکی از بزرگترین معماران تاریخ) میگوید:
معماری بازی است با اشیاء در زیر نور
 
 
ریشهء واژه
 
واژه «معماری» در زبان عربی از ریشهٔ «عمر» به معنای عمران و آبادی و آبادانی است و «معمار» ، بسیار آباد کننده. در زبان فارسی برابرهایی گوناگونی برای آن آمده است مانند : «والادگر» ، «راز» ، «رازیگر» ، «زاویل» ، «دزار» ، «بانی کار» و «مهراز». مهراز، واژه ای است که از «مه» + «راز» درست شده و مه برابر مهتر و بزرگ بنایان است. بنابراین از دو بخش « مه » ، به معنای بزرگ و «راز» به معنای سازنده درست شده است. این واژه برابر معمار به تعبیر امروزی است. در زبان لاتین نیز واژه «architect» از دو بخش archi به معنای سر، س رست و رئیس و tecton به معنای سازنده درست شده که کاملاً همتراز با واژه مهراز می باشد. مفهوم دقیق واژه معماری ریشه در واژه یونانی archi-tecture به معنای ساختن ویژه دارد, ساختنی که هدایت شده و همراه با آرخه باشد. آرخه(arkhe)از فعل آرخین(arkhin) به معنای هدایت و اداره است.


کلمات کلیدی مرتبط:
بخشی از مطلب ,آداب و رسوم و ضوابط معماری چگونه تعیین می شود؟ شارع مقدس اگر قالب معماری می داد، جلوی تکامل را می گرفت. محتوای آثار معماری کشور های ی با معماری ی یا آنچه که قبلاً در مورد معماری قدیم آمده است، فرق دارد. اگر معماری اثری را ارائه دهد که در آن ایده های غیر ی خود یا دیگران ر,
مقالات مرتبط در این دسته
پاو وینت تاریخچه کاشی در ایران
معماری ی
پاو وینت بررسی چفد
پاو وینت بررسی نقوش اسلیمی
پاو وینت بررسی معماری مساجد و ابنیه در عصر صلی الله علیه و آله و سلم
پاو وینت مسجد جلوه گاه هنر ی
پاو وینت راز گره های هندسی ی
پاو وینت بررسی تاریخچه مناره در معماری ی
پاو وینت بررسی گنبد ایرانی و جایگاه آن در معماری ی
پاو وینت بررسی مشخصات بنیادین معماری ی ـ ایرانی
پاو وینت بررسی معماری مسجد جامع یزد، شا ار معماری ی با ایوان رفیع
پاو وینت بررسی معنای رویکرد به در معماری ی ـ ایرانی
پاو وینت بررسی سیر تاریخی بناهای حرم حضرت معصومه(س)
پاو وینت بررسی معماری مکروه در معماری ی
پاو وینت بررسی اصول معماری ایرانی ی
پاو وینت بررسی وم وجود آب در اماکن مقدس
پاو وینت بررسی معماری سامانیان
پاو وینت بررسی گرافیک در معماری ی
پاو وینت مسجد مطالعات ی قطر -مسجدی با معماری نوین
پاو وینت هنر کاشیکاری ی در قم

عنوان وبلاگ : معماری
منبع :
برچسب ها : پاو وینت بررسی مفهوم معماری ی - معماری , ی ,پاو وینت ,بررسی ,طراحی ,واژه ,معماری ی ,پاو وینت بررسی , ی پاو وینت ,بررسی معماری ,آثار معماری , ی پاو وینت ب
پاو وینت بررسی مفهوم معماری ی معماری , ی ,پاو وینت ,بررسی ,طراحی ,واژه ,معماری ی ,پاو وینت بررسی , ی پاو وینت ,بررسی معماری ,آثار معماری , ی پاو وینت ب
پاو وینت بررسی معماری مکروه در معماری ی
پاو وینت بررسی معماری مکروه در معماری ی


تاریخ ایجاد 13/11/2015 12:00:00 ق.ظ    تعدادبرگ: 20 اسلاید   قیمت: 7500 تومان     تعدادمشاهده  9


بخشی از مطلب
از احادیث نبوی (ص) چنین بر می آید که او نزدیکان خود را به زندگی در ساختمان ها تشویق نمی نمود و حتی این ممنوعیت ها در قرآن نیز پیداست. آثار معماری را می توان به لحاظ ی بودن در سه گروه دسته بندی نمود: معماری ی، معماری مکروه (یا قابل سرزنش) و معماری غیر ی. معماری غیر ی آن است که با آنچه در شریعت بدان اشاره شده مغایرت داشته باشد که نمونه های بسیاری را می توان در ساختمان های موجود مشاهده نمود؛ به عنوان مثال، ساختمان هایی که مشرف بر منازل مسلمین است. معماری سزاوار سرزنش، همان طوری که توسط پیغمبر اکرم (ص) سفارش شده، من جمله پرهیز از زینت مساجد و زیاده روی در اتلاف ثروت مسلمین است.
 
معماری ی، اثری است که ارتباط قلبی انسان را در پرستش خدای قادر تبارک و تعالی برقرار می سازد. حقیقت آن است که در آغاز طلوع خود، جز اصول اخلاقی، چیز دیگری همراه نداشته و در مراحل اولیه اش به لحاظ ایجاد و یا الهام یک هنر جدید، از یت هم ضعیف تر بوده است. از طرفی می دانیم هنر هرگز از هیچ برنمی خیزد و اص آن، داشتن ریشه در آثار گذشته است؛ به قول معروف تا ریشه در آب است، امید ثمری هست.
 
آندره گدار معمار فرانسوی و مؤلف سه جلد کتاب آثار ایران می نویسد: تفاوت در ساختمان های قبل از با ساختمان های بعد از ، نه در ساختمان و نه در شکل آن و نه حتی در طرح نقشه آن ها است؛ بلکه در منظر و لباسی است که بر اندام ساختمان های دوره ساسانی پوشانده و خواسته است مفهومی به آن ها بدهد که معماری ایرانی با معماری مردمی که تحت رژیم ی زندگی می کنند به وضوح متمایز باشد.
 
این که می گوییم معماری رنگ و بوی ی پیدا کند، یعنی چه؟ چون جهان شمول است و برای همه ملل ظهور نموده، چنین به نظر می رسد که در مرحله نخست، معماران باید ساختمانی بسازند که در آن سه نکته اساسی در نظر باشد؛ اول، توجه به عملکرد صحیح بنا؛ چرا که ساخت و ساز بنا برای تفنن نیست.آنچه لازم است باید ساخته شود و این ملازمت توجه دقیق به عملکرد درست بنا است؛ دوم، باید بدانند در کجا و در چه مکانی می سازند. توجه به پارامتر زمانی و مکانی، لازمه انجام کار درست است؛ سوم، اینکه در اجرای این اثر، یک پیام فرهنگی هم داشته باشد؛ چرا که هدف ایجاد محیطی برای تکامل انسان است که بتواند به سوی کمال صعود کند.
 
یک معمار مسلمان می داند خداوند متعال صاحب جلال و اکرام بوده و در عین حال جمیل است و جمال را دوست دارد. همچنین اعتقاد دارد هدف از زندگی دنیوی، رجعت به سوی خداوند و رسیدن به کمال است. پس اثر معماری خود را بر سه پایه جمال، جلال و کمال بنا و استوار می کند.
 
آنچه در نقوش و تزئین بنای ی جلوه گر است، جمال خوانده می شود و به آنچه به ابعاد و کشش سطوح و به کمپوزیسیون احجام توجه دارد، جلال اطلاق می شود. همچنین اگر این شیوه از معماری در جهت محتوای معنوی و تلفیق با مبانی ی و در قالب کبریایی باشد، به آن کمال گویند. بدیهی است با وجود جمال و جلال، کمال هم به وجود می آید. به قول غزالی، ساختمان زیبا جمال باطن سازنده آن را هویدا می سازد و معنوی و معرفت حق است. ابن مرزوق نیز معتقد است که ابنیه و مساجد ایرانی، جل را آشکار می کند، چنانچه در مرمت و تعمیر آن ها قصوری روی دهد، در روز قیامت عندالله مسئول خواهند بود.
 
سیدحسین نصر می نویسد: معماری مسجد از روی قرآن سرچشمه می گیرد. هر چند در برخی متون دیده می شود معماری را مسلمین از منابع ساسانی و نظیر آن اقتباس کرده اند، ولی شکل بیرونی مسجد به صورت رمزی تجلی اسماء و صفات خداوند است؛ به این نحو که گنبد جلوه گر جمال الهی است و مناره ها نشانه جلال و در مجموع، کبریایی او، یعنی کمال را نشان می دهند.»
 
«اریک اشرودر» مستشرق انگلیسی که سال ها در معماری ی کار نموده و در این زمینه کتاب هم دارد، می نویسد: یکی از رموز پایداری اصول دین در ایران، ساخت مساجد آن ها است که با گذشت قرن ها این مساجد با ساخت عناصری نظیر گلدسته ها و گنبد و سردرها و صحن آب نما و هشتی و شبستان که با رعایت جوهره اصلی شان به صورت های مختلف ولی تکرار اندر تکرار در ساخت و سازها حفظ کرده اند، می باشد.»


کلمات کلیدی مرتبط:
بخشی از مطلب ,از احادیث نبوی (ص) چنین بر می آید که او نزدیکان خود را به زندگی در ساختمان ها تشویق نمی نمود و حتی این ممنوعیت ها در قرآن نیز پیداست. آثار معماری را می توان به لحاظ ی بودن در سه گروه دسته بندی نمود: معماری ی، معماری مکروه (یا قابل سرزنش) و معماری غیر ی. معماری غیر ی,
مقالات مرتبط در این دسته
پاو وینت تاریخچه کاشی در ایران
معماری ی
پاو وینت بررسی چفد
پاو وینت بررسی نقوش اسلیمی
پاو وینت بررسی معماری مساجد و ابنیه در عصر صلی الله علیه و آله و سلم
پاو وینت مسجد جلوه گاه هنر ی
پاو وینت راز گره های هندسی ی
پاو وینت بررسی تاریخچه مناره در معماری ی
پاو وینت بررسی گنبد ایرانی و جایگاه آن در معماری ی
پاو وینت بررسی مشخصات بنیادین معماری ی ـ ایرانی
پاو وینت بررسی معماری مسجد جامع یزد، شا ار معماری ی با ایوان رفیع
پاو وینت بررسی معنای رویکرد به در معماری ی ـ ایرانی
پاو وینت بررسی سیر تاریخی بناهای حرم حضرت معصومه(س)
پاو وینت بررسی مفهوم معماری ی
پاو وینت بررسی اصول معماری ایرانی ی
پاو وینت بررسی وم وجود آب در اماکن مقدس
پاو وینت بررسی معماری سامانیان
پاو وینت بررسی گرافیک در معماری ی
پاو وینت مسجد مطالعات ی قطر -مسجدی با معماری نوین
پاو وینت هنر کاشیکاری ی در قم

عنوان وبلاگ : معماری
منبع :
برچسب ها : پاو وینت بررسی معماری مکروه در معماری ی - معماری , ی ,پاو وینت ,بررسی , ,کمال ,پاو وینت بررسی ,معماری ی , ی پاو وینت ,بررسی معماری ,معماری مکروه , ی پاو وینت
پاو وینت بررسی معماری مکروه در معماری ی معماری , ی ,پاو وینت ,بررسی , ,کمال ,پاو وینت بررسی ,معماری ی , ی پاو وینت ,بررسی معماری ,معماری مکروه , ی پاو وینت
پاو وینت بررسی معماری سامانیان
پاو وینت بررسی معماری سامانیان


تاریخ ایجاد 13/11/2015 12:00:00 ق.ظ    تعدادبرگ: 32 اسلاید   قیمت: 7500 تومان   حجم فایل: 3244 kb  تعدادمشاهده  59


بخشی از مطلب
سامانیان نخستین فرمانروایان ایرانی پس از بودند که در سال های 204 تا 395 ه.ق. در اسان و فرارود (ماوراالنهر) پادشاهی می د. آنها خود را از بازماندگان ساسانیان می دانستند. تنها ساختمان بجامانده از این روزگار ، آرامگاه اسماعیل سامانی در بخارا است که شیوه ای « اسانی - رازی» دارد. این ساختمان را باید موزه آجرکاری دانست.
 بخارا از ای مهم اسان بزرگ در دوره ی است. در این شهر بناهای باشکوهی بنا گردیده که هر یک از نظر معماری و تزیینات از اهمیت خاصی برخوردارند. در دوره سامانی بخارا مورد توجه حکمرانان این سلسله قرار گرفت و رو به آبادانی گذاشت و مرکز هنرمندان و شاعران شد در حدود سال 300 هجری بنای کوشک و زیبایی که یاداور معماری عهد ساسانی است در این شهر بنا شد. این بنا در مرکز شهر قرار دارد و آرامگاه اسماعیل یکی از معروف­ترین شاهان سلسله سامانی است. بنای مزبور به شکل مربع بوده اندازه هر ضلع آن ده متر است. مقبره دارای گنبد نیم­کره­ای است که در چهار گوشه آن چهار گنبد کوچک بنا کرده­اند. گنبد بر فراز اتاق چهارگوش با کمک سه کنج احداث شده که قابل مقایسه با شیوه گنبد سازی در معماری پارتی ساسانی است. مقبره اسماعیل سامانی گرچه بنای بسیار کوچکی است؛ ولی سادگی و موزون بودن اجزای آن و بالا ه تریین فوق­العاده در سطوح داخلی و خارجی این بنا آن را در زمره شا ارهای معماری صدر قرار داده است. کریستین ویلسن بنای مقبره شاه اسمعیل را بی­ ارتباط به معماری پیش از نمی­ داند و چنین اظهار می­ دارد.
«مقبره اسماعیل سامانی در بخارا از یک دوره فترت بنای عجیبی است و بسیاری از اشکال معماری را در مرحله ابت نشان می­ دهد که بعد در دوره سلجوقی در تمام ایران انتشار یافت. این مقبره شامل ویژگی معماری پیش از هم دارای ویژگی­ های جدید است که بعدها جزو اصول معماری ایران می­گردد».
ناحیه ماورانهر از نظر مصالح ساختمانی نیز فقیر بود و آجر در قسمت­های زیادی از آن ناحیه کمیاب و تهییه آن مشکل و پرهزینه بود. بیشتر آن­ها و حتی مساجد از مصاح گلی و چوب و خشت خام ساخته می­شدن این امر خود سبب ناپایداری بناهای آن دوره می­شد. تمام دیوار بزرگ بخارا و ربض را از خشت خام و یا گل ساخته بودند.
و تنها در مسجدها رباط­ها مناره­ ها و بسیاری از مقبره­ هایی که در آن دوره ساخته می ­شد، آجر به کار می­بردند؛ مثلا در دیوارها و سقف بنای مسجد جامع فرب (فربر) آجر به کار می­ بردند و چوب در آن به کار نرفته بود.
در معماری نخستین بنای اصیلی که به دست معماران ایرانی در اویل سده چهارم هجری ساخته شد بنای آرامگاه شاه اسماعیل سامانی در بخارا بود که سرمشق ساختن برای آرامگاه­ های باشکوه قرار گرفت در این بنا که چهارگوش ساخته شد و گنبدی بر روی آن قرار گرفت از اجر یا ی هرچه تمام­تر برای ایجاد نگاره­های گوناگون بر سطوح داخل و خارج آن و ساختن حواشی انواع قاب­ها و قاب­بندی­ها و حتی ایجاد لچک­ها یا لوزی­های نامنظم و خمیده چهارگوشه قاعده گنبد استفاده شده است.
از حدود سال 390 نوع دیگری از ساختمان ی دوشادوش مسجد و مدرسه رواج کلی یافت و آن عبارت بود از بقعه یا آرامگاه با شکوه که معمولا بنایی بود گرد یا چهاراگوش یا چند ضلعی منظم و یا چون برجی به شکل ستاره که با هرم یا م وطی مسقف می­شد.
هم چنین از نمونه مشابه آن در معماری ساسانی به کار گرفته می­ شد، در مجموع از میان بناهای به جامانده از این دوره می­توان به مسجد جامع فهرج، مسجد جامع نایین، تاریخانه دامغان، مسجد جامع یزد،­ آرامگاه قابوس در گرگان اشاره کرد.
آرامگاه قابوس یا گنبد قابوس یکی از مقابر به جای مانده از این دوره است که مردی دانشمند و حامی شعرا و نویسندگان و هنرمندان بود. این بنا در سال 397(ه.ق) و بر روی تپه­ای به ارتفاع 17 متر بنا شده و به شکل م وطی است و ارتفاع آن به 18 متر می­رسد.
 
مناره ها
مناره ­ها یک گروه از ساختمان ­های چشمگیر و قابل توجه ماورالنهر در قرن پنجم و ششم هجری بودند که در ای بخارا و اوزکند نمونه­ های بسیار جالب و چشم­گیری از آن­ها به جا مانده است. این مناره­ ها که از آجر به صورت میل ه­ای، استوانه ­ای متمایل به م وطی بودند.
به شکل برج و بسیار بلند ساخته می­ شدند و نماد عظمت بودند این آثار با هدف دینی و گفتن اذان ساخته نمی­ شدند، بلکه برج­ های دیده­بانی بودند و یا برای راهنمای مسافران و .. استفاده می ­شدند.
 
درباره آرامگاه اسماعیل سامانی
آرامگاه اسماعیل سامانی (آغاز ساخت: ۲۷۱ خورشیدی، پایان ساخت: ۳۲۲ خورشیدی) در مرکز شهر بخارا و یکی از مهم ترین بناهای باستانی آسیای میانه بشمار می رود.
تا چند دهه اخیر بیشتر این آرامگاه در زیر خاک قرار داشت، و به همین دلیل در گذشت زمان آسیب چندانی بخود ندیده است. امروزه تمام آن از زیر خاک در آورده شده است. این آرامگاه کهن ترین آرامگاه ایرانی تاریخ دار است.
در ساخت این آرامگاه از معماری شیوه رازی الگوبرداری شده است. آجرکاری آن پیچیدگی یسیار زیبایی دارد (ببینید). بنا یک چهارگوش ۱۰ در ۱۰ متر است و دارای گنبد نیم کره ای که در چهار بخش آن چهار بنای کوچک ساخته شده است. گنبد بر فراز اتاق چهار گوشی به کمک کنج استوار شده که قابل مقایسه با شیوه گنبدسازی در دوره پارتی و ساسانی است و سبک آن شباهت زیادی به آتشکده های ساسانی دارد.
نوه اسماعیل نیز در همین آرامگاه بخاک س شده است.
 


کلمات کلیدی مرتبط:
بخشی از مطلب ,سامانیان نخستین فرمانروایان ایرانی پس از بودند که در سال های 204 تا 395 ه.ق. در اسان و فرارود (ماوراالنهر) پادشاهی می د. آنها خود را از بازماندگان ساسانیان می دانستند. تنها ساختمان بجامانده از این روزگار ، آرامگاه اسماعیل سامانی در بخارا است که شیوه ای « اسانی - رازی»,
مقالات مرتبط در این دسته
پاو وینت تاریخچه کاشی در ایران
معماری ی
پاو وینت بررسی چفد
پاو وینت بررسی نقوش اسلیمی
پاو وینت بررسی معماری مساجد و ابنیه در عصر صلی الله علیه و آله و سلم
پاو وینت مسجد جلوه گاه هنر ی
پاو وینت راز گره های هندسی ی
پاو وینت بررسی تاریخچه مناره در معماری ی
پاو وینت بررسی گنبد ایرانی و جایگاه آن در معماری ی
پاو وینت بررسی مشخصات بنیادین معماری ی ـ ایرانی
پاو وینت بررسی معماری مسجد جامع یزد، شا ار معماری ی با ایوان رفیع
پاو وینت بررسی معنای رویکرد به در معماری ی ـ ایرانی
پاو وینت بررسی سیر تاریخی بناهای حرم حضرت معصومه(س)
پاو وینت بررسی مفهوم معماری ی
پاو وینت بررسی معماری مکروه در معماری ی
پاو وینت بررسی اصول معماری ایرانی ی
پاو وینت بررسی وم وجود آب در اماکن مقدس
پاو وینت بررسی گرافیک در معماری ی
پاو وینت مسجد مطالعات ی قطر -مسجدی با معماری نوین
پاو وینت هنر کاشیکاری ی در قم

عنوان وبلاگ : معماری
منبع :
برچسب ها : پاو وینت بررسی معماری سامانیان - معماری ,پاو وینت , ی ,بررسی ,آرامگاه ,گنبد ,پاو وینت بررسی , ی پاو وینت ,معماری ی ,اسماعیل سامانی ,مسجد جامع , ی پاو وین
پاو وینت بررسی معماری سامانیان معماری ,پاو وینت , ی ,بررسی ,آرامگاه ,گنبد ,پاو وینت بررسی , ی پاو وینت ,معماری ی ,اسماعیل سامانی ,مسجد جامع , ی پاو وین
پاو وینت بررسی اصول معماری ایرانی ی
پاو وینت بررسی اصول معماری ایرانی ی


تاریخ ایجاد 13/11/2015 12:00:00 ق.ظ    تعدادبرگ: 35 اسلاید   قیمت: 7500 تومان     تعدادمشاهده  11


بخشی از مطلب
از چهار مکتب معروف هنر ی، مکتب ایرانی از همه وسیعتر است. آن سه مکتب دیگر که خیلی هم بارور است، یکی «مکتب مصر» است که مرکزش مصر است و بر مبنای معماری قدیم مصر استوار است. درباره این مکتب بسیار زیاد صحبت شده، چه به وسیله مصریها و چه به وسیله خارجی ها که در این زمینه خیلی کار کرده اند. یکی دیگر «مکتب شام» است که از قسمت غربی ترکیه، یعنی از نزدیک ما شروع می شود و شام قدیم، ، اردن و لبنان و فلسطین را در بر می گیرد و تا حجاز پیش می رود و در آنجا به معماری مکتب مصر بر می خورد. سومی «مکتب مغرب» است که ریشه ایرانی دارد، هم از لحاظ تاریخی و هم از نظر انی که این هنر را به مغرب منتقل کرده اند. این مکتب تمام مغرب عربی قدیم (یعنی مراکش و تونس و لیبی و الجزایر) را در بر می گیرد و دو شعبه می شود که یک شعبه اش، شعبه اندلس است که مکتب بسیار وسیعی است و بسیار هم روی آن کار شده است. این مکتب نفوذش را به طرف شرق خیلی پیش نیاورده و همانجا رو به غرب منتشر شده است. پربارتر از همه، «مکتب ایران» است؛ نه اینکه عقیده بنده باشد، کتبی که راجع به هنر ی در هر رشته ای نوشته می شود، می بیند دو، سه ع از و مصر - با همه پرباری اش - هست و مابقی جملگی تعلق به ایران، هندوستان و یا بین النهرین دارد.
این مکتب اولاً وسعتش از لحاظ جغرافیایی بسیار زیاد است. از بین النهرین شروع می شود، از ایران فعلی عبور می کند، تمام ایران قدیم و اسان بزرگ را در بر می گیرد، از آمودریا و کوههای قفقاز بگیرید تا جنوب در مسقط، اثر می گذارد. از این طرف هم که می دانید افغانستان و پا تان و هندوستان را تا اندونزی فرا چنگ می آورد و طوری است که مثلاً اگر شما کتاب «تاریخ هنر هند» را مطالعه می کنید، دفعتاً از معماری هند که به معماری ایران می رود، اصلاً دنیای آن معماری تغییر می کند و تاثیر معماری ایران ظاهر می شود و البته منکر این نمی توان شد که آثار محلی بر آنها تاثیر گذاشته؛ چنان که در ای مختلف ما اثر گذاشته است. مانند شیوه معماری یزد و کاشان و نائین که خودش جزو یزد است، با هم تفاوتهای اندکی دارند؛ ولی به طور کلی از لحاظ اصول یکی هستند.
درباره این مکتب مهم است که به خودم اجازه می دهم پیغام گذشته آن را تا آنجا که دریافته ام، بدون کم و کاست تحویل بدهم. اینها را باید دانشمندان جوان ما تبلیغ کنند. هنر ما اصولی دارد که اگر هنرمند از آن منحرف نشود و در راه نادرست نیفتد (به خصوص با این سلیقه هایی که به ما تحمیل شده است) هر خطی که بکشد و هرچه بسازد، ی است. واقعاً باید ببینیم خودمان چه داریم و اگر منطقی نیست، آن را با دلیل رد کنیم و اگر منطقی است، دنباله اش را بگیریم. این گونه که باشد هیچ گاه این پیوند گسستنی نیست و همیشه ادامه دارد.
به هر حال آن اصول را اگر بخواهیم بررسی کنیم، می بینیم در این چهار شیوه معروف معماری ایران بعد از که اسانی، آذری، رازی و اصفهان است، تمام این اصول سر جایش باقی است و هیچ گونه تغییری نکرده است، الان هم نباید تغییر پیدا کند. اینها را که آدم در نظر بگیرد، می تواند دنباله آن را بگیرد و این رشته شده و گسسته از هم را دوباره به یکدیگر گره بزند. البته این پارگی و ستردگی فقط در هنر معماری نیست، در نقاشی و شعر و ادبیات هم هست. باید از صد و بیست سال پیش شده این دو را با یکدیگر گره زد و دنباله اش را گرفت؛ منتها اگر راه نادرست پیموده شود، نتیجه ع می دهد، مثلاً اگر ما بخواهیم جایی را نوسازی کنیم و از معماری ی استفاده کنیم، فکر می کنند که معماری ی حتماً باید گنبد و مناره داشته باشد و در گنبدش هم از کاشی استفاده شده باشد و پنجره هایش هم قوس وار باشد و گوشه هایش هم کج و هشت ضلعی باشد! این حرفها اصلاً مطرح نیست.
 
اصول هنر ایرانی
 
هنر ایران بعد از اعم از معماری، نقاشی و صنایع دستی، چند اصل مهم دارد که اگر اینها رعایت شود، آنگاه می توان از هنر ی دم زد.
1- قبل از همه مردم داری است، وقتی یک معمار قدیمی را می برید در یک اتاق قدیمی که متناسب نیست و از او می پرسید که: «این اتاق چه عیبی دارد؟» می گوید: «مردم دار نیست»، یعنی مقیاس انسانی ندارد. این خیلی مهم است. شما اگر مثلاً سه دری خانه های یزد یا کاشان را بنگرید که جای خواب زن و شوهر با بچه هایشان است، می بینید آن خانواده آنجا خو ده اند و اسبابهایی را که کمتر با آن سرو کار داشته اند، در طاقچه بلند گذاشته اند و بعداً دور آن را خط کشیده اند و به همان اندازه ساخته اند. از لحاظ مساحت هم درست از آنجایی که لازم نبوده، از همان جا خط کشیده اند و به همان جا محدودش کرده اند. از لحاظ ارتفاع درست آن چیزی است که باید داشته باشند، نه یک ذره زیاد نه یک ذره کم و گاهی اوقات این دقت به سانتیمتر می رسد. فرض بفرمایید مقیاس اتاق خواب چیزی است در حدود 4/20 در 3/70 که الان هم در هتلها می بینیم اتاق خوابها به همین اندازه است؛ یعنی به همین نتیجه رسیده اند. از لحاظ ارتفاع هم درست همان ارتفاعی است که نزدیک 2/80 است؛ همان ارتفاعی است که الان معماری مدرن هم در همه جا پذیرفته است. معمار، اینها (یعنی افراد مورد نظر) را کنار یکدیگر گذاشته و دورش را به اندازه لازم خط کشیده؛ این طور شده که این خانه در خور آدمی شده است.
هیچ وقت یک معمار ایرانی نیامده یک سالن سینما بسازد و اسمش را اتاق خواب بگذارد. درست آن چیزی را ساخته که به اندازه و به قاعده بوده است. وقتی وارد راهرو می شوید، یک در دارد که روبرویش در «پستو» است و مثلاً جایی که دیوار کلفت بوده، « ابچه» درآورده است و جایی که دیوار کلفت نبوده «طاقچه» درآورده است. آنجا از لحاظ «نیارش» و «استاتیک» بنا که خیلی به آن اهمیت می دادند، اندازه اش مشخص و بر اساس منطق است نه هوس، تا ی بتواند آن را تغییر بدهد؛ ولی در همان «پنج دری» که می رویم، جایش تغییر می کند یا در اتاق «ارسی» اندازه اش تغییر می کند. اینها همه همین طور است که گویی واقعاً معمار آدمها را در داخل اتاق گذارده و دورش را خط کشیده است. در مدرسه و مسجد هم بدین گونه است؛ مثلاً «مدرسه خان شیراز» را در نظر بگیرید. البته آن خدا بیامرز بزرگ حسین شعاع ، شیفته و دیوانه اهل بیت بود. هیچ اصراری نبود که اعداد مقدس را در معماری بگنجاند. نه ی او را مجبور کرده و نه داعیه چنین کاری داشته است؛ ولی خود به خود این مشقت را تحمل کرده تا به آن عشقش برسد و چند عدد مقدس را در معماری اش بگنجاند. اینجا 92 حجره دارد که عددش اسم مقدس پیغمبر (ص) است. 12 راهرو دارد، تناسب خود اینها با یکدیگر را ببینید! راهرو جایی است که آدمی را به قسمتهای مختلف هدایت می کند، با 2 رواق در طبقه دومش که می شود 14 تا. تعداد مَدَرس هایش 5 و یک مسجد دارد. اینها را که با هم جمع می کنید، می شود 110 تا با 4 اتاق خادم و موذن 114 می شود. تمام اعداد مقدس ی را در این مدرسه آورده است. 114، تعداد سوره های قرآن کریم است. او هیچ اجباری نداشته که چنین کند؛ ولی عاشق و شیفته بود. از اینها که بگذریم، در این مدرسه فقط فضا برای درس خواندن است. یک محوطه باغ مانند، مثل بهشت در وسط و دورش را حجره قرار داده است. طلبه ای که از حجره اش بیرون می آید تا به سراغ همدرسش برود و با او بحث کند، رد آن صفه و ایوانچه جلو وارد می شود. حجره درست به اندازه نیاز آدم است، یک طرفش رختکن است و طرف دیگرش جای بخاری است، بعد پستو است. معمار از ارتفاع استفاده می کند و پستوی دو طبقه می سازد. طبقه پایینش انبار و آشپزخانه است و با چند تا پله بالا می رود تا به جای خ که پنجره هایش رو به باغ باز می شود - و جای بسیار خوبی برای درس خواندن و مطالعه و تفکر است - می رسد این را می گویند «مردم داری».
این مدرسه از طبقه بالایش به جای راهرو و رواق که در پشت انداخته، به طرف باغ و حجره ها بزرگتر شده و متعلق به انی است که تحصیلات ابت را طی کرده اند؛ یا مثلاً درس «خارج » می خوانند، آن ایوان که رو به حیاط است، از طرف حیاط به آن دسترس نیست و جایی است که اگر بخواهند چیزهایی آنجا بگذارند، می توانند و حکم پستو را پیدا حالا بیاییم و این مدرسه را برداریم و ع ش کنیم و درست مثل هتل، یک راهرو بیندازیم در وسط، اتاقهایی هم در این سو و آن سویش بسازیم و تو و هم در آنجا قرار بدهیم و کاری کنیم که آدمی از فرط تنبلی هیچ گاه از اتاق خارج نشود، در حالی که حتی در مدارس جدید هم که در اروپا و ساخته شده، متخصصان تعلیم و تربیت به این نتیجه رسیده اند که تو و را باید از اتاق جدا کرد تا شاگرد از اتاقش خارج شود و به هوای آزاد بیاید و این عیناً همان طور است. مدرسه خان شیراز شش راه دارد که به تو و دستشویی و رختشویی که در زیرزمین بوده، منتهی می شود.
حالا بیاییم این ساختمان را به هتل تبدیل کنیم، طلبه ها چه زمانی همدیگر را می بینند؟ درست مثل خانه من است که در آپارتمان بغل دستی ام همسایه ام را نمی شناسم و هرگز او را ندیده ام. او به پارکینگ می آید و سوار اتومبیلش می شود و می رود. من هم سرم را زیر می اندازم و می روم تا زودتر به خیابان برسم. اصلاً کاری به همسایه بغلی ندارم. بنده معتقدم اگر الان هم بخواهیم مدرسه ای بسازیم، باید به همان گونه سابق باشد. اگر این طور نباشد، دیگر ی نیست، دیگر مدرسه نیست، چیز دیگری است. این مردمداری که در تمام چیزها در نظر می گرفتند، چه در باغ سازی، چه در ساختن مسجد و مدرسه، چه در خانه و چه در هر بنایی آن را رعایت می د، اصل خیلی مهمی بوده است.
2- اصل دوم، خودبسندگی است. یکی از آقایان به من ایراد می گرفت که: «این اداها چیست و خودبسندگی چه ای است؟» گفتم: یادم است که 60 سال پیش پدر خدا بیامرزم اصرار داشت که بعضی از اشعار شعرای شیعه را حفظ کنیم، یکی از آنها این شعر معزی است که من از 60 سال پیش حفظ بوده ام:
 
مرا شفاعت این چند تن بسنده بود:
محمد و علی و فاطمه، حسین و حسن
 
گذشتگان به خود بسندگی بسیار اهمیت می دادند و اصطلاحاتی که در کنار این کلمه هست، نشان می دهد که تا چه اندازه خود را راحت کرده بودند. یک معمار اهل کاشان یا یزد هیچ گاه راضی نمی شد که سیمان از یک شهر دیگر بیاید و او شروع به کار کند. اگر واقعاً چیز لازمی بود، از آن سر دنیا می آورد، ولی اگر می توانست از اطراف خودش تهیه کند، اولیتر بود. او حتی سنگ آ را از نزدیکترین کوهی که دم دستش بود، پیدا می کرد.
خاک رس را پیدا می کرد، ولی گاهی یکی از مصالح مثل آجر را نمی توانست به کار ببرد، مثل شیراز که خاکش آجر نمی گیرد و همیشه آجر را از جاهای دیگر می آورند و تا زمان کریم خان چنین می د و الان هم آجر شیراز از اصفهان می آید. حالا جایی را در نظر بگیرید مثل «مسجد فهرج» که در سال 45 یا 46 ق ساخته شده و از قدیمی ترین مساجد دنیاست که بر جای مانده، وقتی آن را نگاه کنید، می بینید که همه چیزش را از همان محل تهیه کرده، اگر گاه نداشته که کاهگل بسازد (چه برای نماسازی و چه کاهگل معمولی برای اندود) خارشتر را دست ساز کرده و از آن کاهگل ساخته اند که از خود کاهگل هم بهتر شده است و می دانید که به این خار «ژاژ» می گویند و ژاژخایی یعنی هر چه می جوند، جویده نمی شود، و همچنین ات و حیوانات موذی روی آن اثر نمی گذارند. شما بناهای دیگر یزد و کاشان را که می بینید، کاههای توی کاهگل را خورده اند، با آنکه آنها را تعمیر کرده اند، آقای ی می گفت که: «کاههای تمام این بناهای جدید را موریانه خورده است.» در صورتی که مسجد فهرج با آن عمرش سالم مانده. در همان جا بنایی است به نام « ی فهرج» که سرو بسیار زیبایی هم دارد که متاسفانه خشک شده. در آنجا زیارتگاهی قرا دارد. یکی از انی را که در آنجا دفن کرده اند، ظاهراً وحشی قاتل حمزه سید ال ست که بعد از به اینجا می آید و کشته می شود و دیگری هم خواهرزاده حضرت المومنین(ع) است. اینجا دیده می شود که در خود بنا همه اش خشت و چینه است، نمای آن هم کاهگل است. البته با ریگ روان و ژاژ، همان که به جای کاه کار می د و گل رس. فقط می مانده که اینجا را چه کند؟ چون نمی توانسته از آن مصالح استفاده کند. ببینید که چه حسن سلیقه ای به ج داده است: در سیلهایی که در بیابان و کویر می آید و سنگریزه های کوچک رنگارنگ با خودش می آورد، او این سنگها را نشانده و از آن استفاده کرده و چقدر هم زیبا کار کرده، واقعاً یک تابلو نقاشی است! آدمی وقتی اینها را می بیند، در می یابد که اینها چگونه برای هر چیز کوچکی فکر می د و این نشات یافته از تربیت ی شان بود.
خیلی تعجب می کنیم وقتی می بینیم که قرآن صراحتاً به ما معماری را یاد می دهد، به خصوص در مورد معماری می گوید که چه کنیم: «والله جعل لکم من بیوتکم سکنا و جعل لکم من جلود الانعام بیوتا تستخفونها یوم ظعنکم و یوم اقامتکم و من اصوافها و اوبارها و اشعارها اثاثاً و متاعاً الی حین: خداوند برای شما، از خانه هاتان آرامگاهی قرار داد و از پوست چا ایانتان خانه هایی که به روز رفتن یا ماندنتان سبک بر می گیریدشان و از پشمها و کرکها و موهاشان پوششی و دست مایه ای قرار داد تا... هنگامی.» (سوره نحل، آیه 80)
این یک دستور کامل است و اگر آدمی دنبال آن را بگیرد، به همه این نتایج می رسد: «از پوست چها ایان برای شما خانه هایی فراهم کردیم که سبک باشد.» چون در عربستان همیشه لازم نبود که سقف باشد، وقتی آفتاب نبود، سقف را بر می داشتند. پوست در آن زمان، سراجی نمی شد و معمولاً ارزان قیمت هم بود، اینها را برای سقف به کار می بردند و در ضمن سبک هم بود و سفر هم که می رفتند، چادرهایشان را با همین ها می ساختند و از پشم و کرک و مویش، از همه اینها می توانید رخت و کالا تهیه کنید و هیچ چیزش را دور نیندازید. را همان طور که تا زنده است از همه چیزش استفاده می کنید، وقتی هم که کشته می شود، حتی شاخش را هم دور نیندازید و از آن دسته چاقو بسازید.
این خود بسندگی در کنارش یکی دو اصطلاح هست که خیلی مرا گرفته و اینکه رویش تکیه می کنم، برای این است که خیلی با منطق است: یک اصطلاح «بوم آورد» است، بوم آورد مثل «مادر آورد»، یعنی چیزی که از خود این سرزمین حاصل می شود. خود این درس است. یکی دیگر اصطلاح «ایدر» است، یعنی متعلق به همین جا باشد. ی که می خواست خانه بسازد، تا آنجایی که گل رس داشت، خاکش را بر می داشت، همین را بر می داشت و خشت می زد. اگر گچ و آ می خواستند، از نزدیکترین محل ممکن تهیه می د، نمای ساختمان از کاهگل «ارزه» یعنی ریگ روان بود. این را چون به کاهگل می زدند، به آن کاهگل «ارزه» می گفتند که مخصوص نما بود. خاک کاه را می شستند و رس رنگی را هم از معدن است اج می د. رس رنگی در بعضی جاها تنوعش بسیار زیاد است؛ مثل انه که سه یا چهار رنگ است: ارغوانی، زرد، قهوه ای و حنایی. یا در قان که هزار رنگ دارد؛ ولی جاهایی مثل یزد و کاشان و اصفهان، جاهای مخصوصی با خاکهای بسیار خوشرنگ داشته که با آن کاهگل، نما را می ساختند. آن هم نمایی که تشعشع فوق العاده آفتاب را می گرفته و دم گیری هایی با گچ داشته است که به آن کاه گل دم گیری می گویند که زیباترین نماهاست. این را نه فکر کنید فقط در یزد و کاشان که باران نمی آید استفاده می د، در ماسوله هم عیناً همین کار را می د؛ منتها 8 سال یک مرتبه، 6 سال یک مرتبه. همین طور در مازندران؛ منتها به جای کاه، شلتوک برنج به کار می بردند که قشنگتر هم هست. در سواد کوه هم چنین است.
الان ما باید تا حد امکان صرفه جویی کنیم. این همه سیمان را از کجا باید بیاوریم؟ جای اینها را «چارو» می گرفته؛ یکی چارو که همان «ساروج» است، یکی «نم بند» است که از انواع و اقسام ساروج است که با خا تر و ماسه و آ می ساختند. یکی هم «چاروی گچی» است که برای ملاط آجر و سنگ به کار می بردند. الان دیوار را با آجر می سازند و ملاطش ماسه سیمان است. آجر بعد از مدتی از بین می رود، به خصوص آجرهای فعلی، ماسه سیمانی در لای آجر می ماند که ترک می خورد، یا مثلاً به جای آن دو ملاطی که پیشتر با ماسه آ می ریختند، یا آ «وش» کرده می ساختند که قرنها می ماند. در قصر شیرین آن جویی که به عراق می رفته، هنوز «دوال» اش نش ته، درست مثل فولاد، در صورتی که شما هر سال دور باغچه را با ماسه سیمان دوال می ریزید، زمستان بالا می آید و از نو باید سیمان به این گرانی را بردارید و کار ید؛ منتها این را باید بر اساس اصول ساخت. همه چیزش در همه جای ایران پیدا می شود: گل رس خالص دارد، شکر سنگ در همه جای ایران پیدا می شود که به آن «سنگ مها» هم می گویند، در بعضی جاهای ایران به صورت خمیر است. بعضی جاها به صورت گرد است؛ مثلاً در سلطانیه به صورت گرد است، خاکه است. در اصطهبانات به صورت خمیر است. وقتی آن را اندود کنیم، مثل سنگ تراورتن می شود، سیلیس خالص است. در اطراف قزوین و به خصوص در گردنه ی آوج به صورت رگه سفید موجود است. در کرج دیده اید کف رودخانه مثل اینکه ظرف چینی ش ته باشد، معدنش هم در نزدیک گچسر است. پیشتر شیره سوخته انگور یا شیره سوخته ما یا سوخته نیشکر هم به آن می زدند و این بسته به محل بود؛ یعنی هر جایی که از آن بیشتر می یافتند. امروزه این مشکل وجود دارد که شیره انگور آن همه نیست تا بگذارند بسوزد و ثانیاً اگر باشد، آن را می خورند. گفتند: «با سکنجبین می توان وضو گرفت؟» ظریفی گفت: «اول بخور تا بعد من فکر وضویش را هم م!»
حالا اگر این نمی شود، در عوض چیزی ارزانتر و راحت تر در بازار هست. مانند «قیر چارو» که خیلی ارزان است. ما در قزوین این کار را کردیم. اگر به چهلستون قزوین بروید، مشاهده می کنید که ستونی کنار در وسطی هست که ما آن را تعمیر کردیم. این را با شیره انگور سوخته ساخته ایم و خیلی هم خوب شد؛ ولی چون دیدیم گران تمام می شود، همین قیر چارو را به جای شیره انگور سوخته زدیم. شما چاقو بردارید و رویش بکشید، اگر توانستید بر آن خط بیندازید. تیزترین چاقو را با بیشترین فشار اگر بر آن وارد آورید، باز نمی توانید خطش بیندازید. وقتی چنین چیزی دم دست هست و همه جا هم هست و این قدر هم با دوام است، چرا آدم این را بگذارد کنار؟ این سیمان را از کجا می آورید و چرا؟ چرا این همه زحمت بکشیم؟ چرا از راه دور سیمان را به اینجا بیاوریم؟ از اینها می توان استفاده کرد. اینها را باید زنده کرد؛ منتها با مطالعه. باید آزمایشگاه باشد و گروهی روی آن کار کنند، این خود بسندگی واقعاً اهمیت دارد.
3- سومین اصل پرهیز از هرگونه بیهودگی است. وقتی ی اتاقی برای خواب می ساخته، درست برای خو دن یک زن و شوهر و بچه شان می ساخته، نه آن طور که یک سالن بزرگ سینما بسازد با تزیینات فراوان. بعضی ها تا اینها را می گوییم، جواب می دهند: «پس این همه تزیینات در هنر ی چیست؟» اینها توجه ندارند که کاش عایق حرارت و رطوبت بوده نه فقط یک عامل تزیینی. می گویند: «چرا نقش انداخته اند؟ » آن هم برای این بوده که بتوان آن را رفو کرد؛ برای اینکه کاشیی را که هشت سال بیشتر دوام ندارد، بتوان ترمیم کرد؛ مثلاً قطعه ای از کاشی گنبد شیخ لطف الله وقتی می افتد، معماری کمند می اندازد، بالا می رود و آن قطعه را سرجایش قرار می دهد. این همیشه با همان طرحی که اولین داده، سرجایش می ماند؛ مثل رفو کرن قالی که اگر نقش داشته باشد، می توان آن را دقیق رفو کرد، و الا ماهرترین رفوگرها نمی تواند یک ساتن یک دست و ساده را رفو کند. به قدری اینها پایبند به پرهیز از بیهودگی بودند که حتی در عزیزترین جا - ما عزیزتر از حرم حضرت رضا (ع ) که نداریم - حتی در آنجا هم به خود اجازه نمی دادند که چیزی بیهوده به کار ببرند. هرچیزی را که به نظر می آید تزیین است، می بینید که ضرورت داشته؛ منتها هنرمند مسلمان ایران سعی می کرده تا آنچه ضرورت داشته و ناگزیر بوده که آن را کار کند، به بهترین نحوی ارائه اش بدهد.
پوشش در ایران باید «دو پوشه» باشد، اعم از طاق چوبی و سنگی که با شیروانی ساخته اند، یا با طاق یا با گنبد. اینها باید دوپوش باشد، علتش هم این است که چون قالب نداشته اند، نمی توانستند زیرش را مرتب کنند. آن گنبد را مثل تابلو با کمال راحتی از پشت می ساخته و بالا می رفته و با آن طرز خیلی قشنگ کار می کرده و یک محفظه با عایق هوا هم می گذاشته. خانه های تهران تا 30، 40 سال پیش این گونه بود؛ مثلاً ما خانه ای داشتیم که سه دری های رو به حیاط با دو سقف داشت: یکی شیب دار و یکی هم با تیرهای نازکتر که یک طرفش 30 سانتیمتر بود و طرف دیگرش 60، 70 سانتیمتر. به این ترتیب آب پشت بام وارد ناودان می شد و لکه هم ایجاد نمی کرد و جلوی حرارت تابستان را هم می گرفت و در برابر سرمای زمستان هم سدی شدید بود. این را یا به صورتهای مختلف در می آورد که خودش زیباترین چیزهاست یا به صورت «کاربندی».
بعضی ها فکر می کنند که کاربندی را ساخته اند برای اینکه زیبا باشد؛ ولی علت واقعی این بوده که کار دیگری نمی توانسته انجام بدهد. اگر می توانست، قاب می بست. همان یزدی یا کاشی اگر می توانست، قاب می بست، قشنگتر هم بود. شاید او نمی توانسته، نه مصالحش را داشته و نه می توانسته آن کار را د، برای اینکه موریانه در همان روز اول کلکش را می کند. این است که با گچ و نی سقف دومی را می بسته. این جواب انی است که می گویند: «حالا نمی شود ی ساخت.» آن وقتی که هنوز ر تس را به ایران نیاورده بودند، من یادم است که صندوقهایی با نی می ساختند که شبیه به حصیر بود و بیشتر هم رشتی ها اینها را می ساختند. اینها را باید برداشت و ساخت، لازم هم نیست ف ش را از جای دیگری بیاوریم. خودمان الان ذوب آهن داریم، من نمی گویم از سیمان استفاده نکنیم، ولی چرا وقتی سیمان نداریم از جای دیگر بیاوریم؟ البته اگر لازم شد، حتماً باید سیمان به کار ببریم.
4- چهارمین اصل پیمون است. این کلمه معادل «م » است در زبانهای خارجی. «پیمون» ضوابطی بوده که یک بنای معمولی روستایی در یک روستای دورافتاده کرمان می توانست یک گنبد را با دهانه 10 متر آن گونه بسازد که بزرگترین معمار در پایتخت می ساخت. پس لازم نبود هر جایی یک بزرگ داشته باشد. در زمان شاه عباس، هزار کاروانسرا در ایران ساخته می شود. معروف است شاه عباس می خواست هزار کاروانسرا بسازد، اما ش می گوید: «999 تا بساز، برای اینکه هزار را آدمی می گوید و رد می شود، ولی 999 جلوه خاصی دارد!» من تا آنجا که شمرده ام و متوجه شده ام، تعداد این کاروانسراها 820 عدد است؛ اگرچه اب شده، ولی هست. همه اش هم متعلق به زمان شاه عباس نیست، بلکه به زمان شاه عباس دوم، شاه صفی و شاه تهماسب هم تعلق دارد. بالای آنها سر در دارد، این سردرها کاربندی می خواسته، آنها که نمی توانستند در بیابان برای ساختن هر کاروانسرایی یک بزرگ بگمارند. این از اصفهان راه می افتاد و تا بندرعباس می رفت و ر این مسیر به نظارت در ساخت و ساخت تمام کاروانسراها می پرداخت.
بنا هم با «پیمونی» که داشت، دیوار را بدون هیچ گونه اشکالی سوار می کرد. برای اینکه مثلاً در یک مستطیل 5*3 فقط می توان یک کار 12 در آورد. این فرمولی دارد که از آن نمی توان گذشت و این خود به خود بیرون می آید. خوشبختانه روی این مطلب کتاب خوبی به نام «هندسه در معماری ایران» نوشته شده است که این کار بندیها را نشان می دهد. همین طور پیمون و اندازه هایی که به هیچ وجه امکان اشتباه نداشته است یا مثلاً به آژندها و ملاط و اندودها و چیزهای چسباندنی روی کار می پردازد.
کاربرد «پیمون» با «فرمول» خیلی فرق دارد. فرمول همه چیز را یکنواخت می کند. این وقتی کار را انجام می داد، مطمئن بود که از لحاظ طرح و تناسب و محاسبه از هر لحاظی کارش درست است و طرح و محاسبه و اجرا را تواماً با کمک «پیمون» انجام می داد.
معماری ایران به رغم آنکه بعضی ها ادعا می کنند، هیچ گاه یک هنر خالص نبوده و همیشه با فن توامان بوده است. اصلاً «هنرمند» به انی می گفتند که ما الان به آنان «صنعتگر» می گوییم و آنهایی که با علم سر و کار داشتند، مثلا «استتیک» را جزو هنر می دانستند و به اینها برع می گفتند «صانع»؛ مثلاً ی که خوب نقاشی به کرده، به او «صانع» می گفتند.
 
یکی صنعتگر از چین، نام، فرهاد
غلام تو، ولی از خویش آزاد
 
به اینها صنعتگر می گفتند. هنرمند به انی می گفتند که کار صنعتی ند و به این خیلی اهمیت می دادند. در قدیم فنی بود شامل استتیک امروز به اضافه مصالح شناسی. معلوماتی در مورد جنس مصالح و ساختن و کاربرد اندودها و آژندها و اینها را روی هم رفته «نیارش» می گفته اند. هر جایی ضابطه خاصی داشته که همین نیارش تکلیفش را روشن می ساخته است؛ بنابراین معمار اشتباه نمی کرده و فرقش با «م » یونانی همین است.
5- اصل پنجم معماری سنتی ما همین به کارگیری نیارش است. این طور که بنده از اساتید زبان شناسی پرسیده ام، نیارش یعنی «آنچه بنا را نگه می دارد» این دو فن وقتی با هم مخلوط می شده، به آن «نیارش» می گفته اند و این محصول 60 سال کار مداوم و مستمر بوده است؛ یعنی دانشکده معماری قدیم ایران از پنج سالگی یک معمار شروع می شد تا وقتی به 60 یا 65 می رسید، تازه آنگاه می شد! گنبدی بود در ابرقو که درست از وسط اب شده بود. البته این گنبد الان بسیار خوب تعمیر شده است، حتی اندود هم ندارد که نشان بدهد این تکه تعمیر شده! این قشنگ نشان می دهد و بهترین کتاب است. اگر ی می خواهد درباره معماری ایران مطالعه کند، باید از این بناها دیدن کند. الان ی نیاز به طاق زدن ندارد، مگر جایی که واقعاً باید این کار را د. چرا در بلوچستان بناها را بی خودی با آهن و بتون بسازند؟ در آنجا اصلاً بتون نمی شود ساخت. یا با آهن برای چه بسازند؟ زمین هم که زمین خداست، دیوار را 9/5 متر هم بگذارند، هیچ مانعی ندارد! بنابراین هیچ دلیلی ندارد که در آن هوا با تیرآهن و بتون بسازند. آنجا را هنوز می توان همان گونه ساخت؛ منتها اصول را به بهترین نوع در نظر بگیرند، نه اینکه ادا در بیاورند، بازار شام نشود.
در یزد چهار گنبد مدرسه ضیائیه را داریم که مقارن حمله مغول ساخته شده و این جواب انی است که به این گنبد، گنبد مغولی می گویند. خیال می کنند چنگیز خان شیوه ساخت این گنبد را به ایران آورده است! حتی انی متاسفانه مثل عباس اقبال آشتیانی که خدا بیامرزدش، با همه دقتش در تاریخ مغول می گوید: «این گنبد به شیوه مغولی است.» در صورتی که این گنبد مقارن حمله مغول تمام شده بود. در «تاریخ جعفری یزد» می خوانیم که اینجا 613 ه.ق تمام شده است. یا مثلاً کاشیکاری معرق را که می گویند بعد از مغول رایج شده، در دوره های قبلی هم داشتیم، مثل دوره «قراختایی» که قبل از مغول در ایران بودند. مثالش گنبد سبز کرمان است که سردرش تقریباً شبیه مسجد کبود تبریز است و کاشیکاری معرق به این زیبایی دارد. اینها اشتباهاتی است که گردن ما انداخته اند. مثل قیر و گونی که همه خیال می کنند از فرنگ آمده، در نزهه القلوب راجع به قلعه اصطهبان می گوید که عضدال ه دیلمی فرمود برای اینکه آب است بیرون نرود، با دو توپ کرباس و سه لای زفت پوشاندند و بعد دیوارش را چیدند؛ یعنی قبل از همه، ما بناهایمان را عایق می کردیم. چه عایق رویش که با کاشی می کردیم و چه عایق زیرینش و از همه اینها بالاتر، زیرزمین های مقبره ای چغازنبیل - 1250پ، م - که اصلاً ملاطش با قیر است. ساختمان های دیگرش هم با اینکه با خشت است، اما اول در قیر طبیعی می خواباندند و بعد آن را می ساختند و بالا می آوردند. این هم شیوه گنبد سازی ما بوده است از خشت و هم استفاده از قیر و گونی.
حالا ملاحظه بفرمایید مسجدی را که با کوهی از آهن ساخته شده! وقتی با خشت آن بابا ساخته و هیچ هم تعمیرش نکرده گفته اند که پول ج مدرسه ضیائیه را درون گنبد گذاشته اند، که بزرگواری تکمیلش کرد. آنها فکر کرده بودند در زیر گنبد گنج است و به همین دلیل آن را اب د، و گر نه از آنوقت تا حالا کاری به آن نداشتند. تازه رویش هم فضله کبوتر است، که خیلی هم به ساختمان صدمه می رساند. در آنجا مقبره دو تن از بزرگان شیعه بود : علاء ال ه کاکویه و زنش. حالا آدم بیاید این زمانه با یک جنگل آهن، مسجدی بسازد، آن هم در شرایطی که کمبود آهن داریم، نباید این کار را ند. این را می گویند غیر ی! در حالی که این مدرسه به عنوان نمونه معماری ی مطرح شده است. این در معماری ی، کفر محض است، توهین به قرآن و به است!
6. اصل دیگر، درون گرایی است. ما می بینیم که تمام بناهای روی سکوی تخت جمشید دور یک حیاط است ؛ درست است که الان چیزی از آن به جای نمانده. آپادانا هم به صورت بیرونی است و مثل یک بالا خانه سردر است که در خانه های ایرانی رو به بیرون است و کاری به داخل ندارد، به خصوص آن تالار خشایارشا که الان موزه و کتابخانه تخت جمشید است. ملاحظه بفرمایید که چه وسواسی به کار برده. این که می گویند کاخ مرکزی، درست همان «کریاس» خانه است، با یک راهروی پیچ دار به حیاط می آید و بعد به ایوان وارد می شود، جلویش بسته است. بعد به حیاط خلوت می رود و مجدداً به راهرویی که دارای 6 اتاق است و در خودش دستشویی و پستو هم دارد، می رسد. اگر ی قدری کاوشگر باشد، باید خیلی زحمت بکشد تا یکی از اصحاب اندرونی را ببیند، این مساله همیشه بوده. دیگر اینکه آدم می خواهد در خانه اش راحت باشد و هر چه می خواهد، د؛ مثلاً بنده دلم می خواهد بنشینم کنار حوض خانه ام و چایی بخورم، پیژامه هم پایم باشد و یک پیراهن تکه و هم تنم کنم؛ نمی خواهم هیچ از خانه روبرو نگاهم کند و ببیند چه می کنم. انسان به این درون گرایی احتیاج دارد. هنرمندان ایران هم مثل عرفا به درون بیشتر از برون توجه داشتند و این هم باز یک مساله مذهبی است وانسان باید در خانه یا کلاس یا محل کارش آرامش داشته باشد و حواسش پرت خیابان و این بر و آن بر نشود. «مدرسه میرزا جعفر» را در نظر بگیرید، شما فکر می کنید در این حجره هایی که رو به میدان است، با توجه به جمعیتی که در اطراف می آیند ومی روند، طلبه می تواند درس بخواند؟ مسلماً اگر مطالعه یم، می بینیم آنهایی که اتاقشان رو به حیاط است، درسشان بهتر از آنانی است که حجره هایشان رو به خیابان است.
بعضی ها خیال می کنند که پس از آمدن به ایران موضوع حجاب پیش می آید، در حالی که چنین نیست. اولاً حجاب پیش از هم در ایران بوده؛ حجاب زرتشتی ها خیلی مفصل است. در مورد زن های هخا کلمه «پردگی» همه چیز را می رساند؛ یا مثلاً آن داستانی که مبنای کتاب «استر» است. در هر صورت آن موقع هم این موضوع بوده و به همین مناسبت امری است که در همه جای ایران مطرح بوده، حتی در شمال ایران که پوشیده از جنگل است. اگر خانه های قدیمی را در بابل و آمل و لاهیجان و تنکابن نگاه کنید، در می ی د که عیناً بدین گونه است که گفتم. این برای آن است که وقتی شب شد، آدمی سلطان خود باشد. اینکه می گویند چهار دیواری اختیاری، و در کتب لغت آن را کاخ اختصاصی ترجمه کرده اند، هیچ معنای این چنینی ندارد، بلکه معنایش نهانخانه وخلوتخانه است که به آن «اسپرلوس» یا به قول یزدی ها «اسپردلوس» یعنی جدا شده، آزاد و گستاخ می گویند؛ یعنی یک جای جدا شده آزاد. همشهری های مابه مقاطعه «اس » می گویند و به ی که سهم خاصی دارد، می گویند :«نبودی، اس ات را جا گذاشتیم.» یعنی سهم جدا شده ات را. این چیزها مردم دوست داشتند و هیچ اهمیتی به خارج نمی دادند. می بینید که خانه واقعاً یک نیمه کاخ است یا شاید از کاخ هم قشنگتر باشد.
بنا در دنیا دو جور است : یک وقت مثل قفسی است که در وسط باغی گذارده اند واز آن روزنهای گشاده اش می شود مناظر اطراف را دید؛ در شرق و غرب و شمال و جنوب ایران به خاطر طبیعت و اقلیم منطقه شان چنین جاهایی وجود دارد. در ایران اگر می خواستیم چنین بنایی بسازی، فرض بفرمایید در ماهان کرمان، این حیاطهای بهشت مانند مثل مقبره شاه نعمت الله ولی را می خواستند در یک سطح بزرگتری درست کنند، مگر امکان داشت؟ ولی آن حیاط کوچک و متناسب را می توان به این صورت زیبا در آورد. ی هم که این کار را کرده، با نیت خیر بوده و فکر می کند که مسجد اگر گنبد نداشته باشد، مسجد نیست. پیشتر، یک دهانه 10 یا 15 متر را غیر از اینکه با گنبد بپوشانند، هیچ راه دیگری نداشت. مجبور بودند با استفاده از پیشرفته ترین تکنیک ها این گنبد را بسازند و می بینیم که تا حالا هم دوام داشته است؛ ولی الان یک دهانه 60 یا 120 متری را با کمال راحتی می زنند.از مردم داری بیرون آمدن و دروغ گفتن یک گناه نابخشودنی است.
 
ایران و یونان
من نمی خواهم هنر یونانی را که می گویند پیشرفته ترین و مادر همه هنرهاست، تخطئه کنم؛ ولی بد نیست مطلبی را که پروفسوری یونانی گفته، بازگو کنم. او گفته بود: «من توصیه می کنم هر می خواهد بناهای باستانی را ببیند، اول یونان را ببیند و بعد ایران را.» پرسیده بودند : «چرا؟» گفته بود: «اگر اول به ایران برود، می تواند دو بنا را که هر دو به یک کار می آمده و در یک زمان و شاید به دست یک نفر هم ساخته شده باشد، ببیند که شباهتی به هم ندارد.» واقعاً هم این گونه است، ما این همه مسجد داریم. کدام اینها به یکدیگر شباهت دارند؟ یا مثلاً بناهای زمان ساسانی، هیچ دو بنایی به یکدیگر شباهت ندارند، یا مثلاً همین چهلستون قزوین حتی در دو گوشه اتاق این بنا شبیه به هم نیست. معماری ما تا این حد تنوع دارد؛ ولی در یونان بدون اغراق همه اتاقها یک مستطیل است که دو ردیف ستون در دو طرفش قرار گرفته است. البته نمی توان منکر هنرشان که فوق العاده عالی است، شد ؛ ولی این یکنواختی را «م » به وجود آورده است.
یادم است در سالهای 1318 و 19 که ما دانشکده هنرهای زیبا بودیم، بچه ها را وادار می د که از روی آثار کلاسیک کپی بردارند. ستونهای دروه یونیک دوریک، کورنتیان و غیره اصلش از ایران است ؛ منتها اینجا موقعیت پرورش نداشته، متروک شده و فقط به صورت یک سمبل در ساختان ها در آمدهاست ؛ ولی در آنجا پیشرفت کرده، چون با وسایلشان متناسب بوده است. اینجا وقتی که می خواستند بنایی را طرح کنند، بچه هایی را که پروژه می دادند، وادار می د که از همین چیزهای کلاسیک طرح کنند؛ مثلا یک بنای سه طبقه یا چهار طبقه بوده، پایینش باید توسکان باشد، بعدش دوریک، بعدش یونیک و آ سر هم کورنتیان. گاهی اوقات اتفاق می افتاد که مثلاً طبقه چهارم به 6 متر ارتفاع می رسید! کار دیگر هم نمی شد انجام داد؛ چون «م » است و نمی شد آن را به هم بزنند، در صورتی که درایران امکان ندارد بناهای ی اش دو تا طارمی نامناسب داشته باشد. هر چیزی متناسب با قاعده خودش است و همه اش هم «پیمون»؛ این تفاوت «م » با «پیمون» است.
وقتی ی می خواهد یک شهرک تازه بسازد، فکر نکند که وقتی می گویند: « ی بساز»، یعنی طاق و گنبد بزن و درجایی که اصلاً خاک ندارد، آجر بپز! ی بودنش یعنی این که اگر در خوزستان و گرد می خواهی خانه بسازی، حتماً سقفش دو متر باشد؛ حتماً جایی باشد که مسائل درون گرایی را در نظر بگیری؛ مصالحش را تا حد امکان از محل تهیه کنی، چیز بیخودی نسازی. اگر فرنگیها می گویند: « چون شما تختخواب نداشتید، اتاق خوابهایتان را کوچک می ساختید.» از ایشان بپرسید که : «جای خشکی مثل کاشان یا یزد، تختخواب به چه کار می آید؟» حالا ی نمی گوید که حتما این گونه زندگی کن، مگر ژاپنی ها این کار را نمی کنند؟ شما هتل ژاپنی را ببینید، واقعاً به اندازه یک قوطی است. این است که وقتی این مسائل را در نظر بگیرند، هر جوری بیافرینند و با هر چه بسازند، معماریشان ی است.
 


کلمات کلیدی مرتبط:
بخشی از مطلب ,از چهار مکتب معروف هنر ی، مکتب ایرانی از همه وسیعتر است. آن سه مکتب دیگر که خیلی هم بارور است، یکی «مکتب مصر» است که مرکزش مصر است و بر مبنای معماری قدیم مصر استوار است. درباره این مکتب بسیار زیاد صحبت شده، چه به وسیله مصریها و چه به وسیله خارجی ها که در این زمینه خیلی کار ک,
مقالات مرتبط در این دسته
پاو وینت تاریخچه کاشی در ایران
معماری ی
پاو وینت بررسی چفد
پاو وینت بررسی نقوش اسلیمی
پاو وینت بررسی معماری مساجد و ابنیه در عصر صلی الله علیه و آله و سلم
پاو وینت مسجد جلوه گاه هنر ی
پاو وینت راز گره های هندسی ی
پاو وینت بررسی تاریخچه مناره در معماری ی
پاو وینت بررسی گنبد ایرانی و جایگاه آن در معماری ی
پاو وینت بررسی مشخصات بنیادین معماری ی ـ ایرانی
پاو وینت بررسی معماری مسجد جامع یزد، شا ار معماری ی با ایوان رفیع
پاو وینت بررسی معنای رویکرد به در معماری ی ـ ایرانی
پاو وینت بررسی سیر تاریخی بناهای حرم حضرت معصومه(س)
پاو وینت بررسی مفهوم معماری ی
پاو وینت بررسی معماری مکروه در معماری ی
پاو وینت بررسی وم وجود آب در اماکن مقدس
پاو وینت بررسی معماری سامانیان
پاو وینت بررسی گرافیک در معماری ی
پاو وینت مسجد مطالعات ی قطر -مسجدی با معماری نوین
پاو وینت هنر کاشیکاری ی در قم
عنوان وبلاگ : معماری
منبع :
برچسب ها : پاو وینت بررسی اصول معماری ایرانی ی - معماری , ی ,است، ,اینها ,پاو وینت ,گنبد ,پاو وینت بررسی ,معماری ی , ی پاو وینت ,برای اینکه ,معماری ایران , ی پاو وینت برر
پاو وینت بررسی اصول معماری ایرانی ی معماری , ی ,است، ,اینها ,پاو وینت ,گنبد ,پاو وینت بررسی ,معماری ی , ی پاو وینت ,برای اینکه ,معماری ایران , ی پاو وینت برر
پاو وینت مقایسه مسجد و کلیسا از لحاظ کاربری،جایگاهی
پاو وینت مقایسه مسجد و کلیسا از لحاظ کاربری،جایگاهی


تاریخ ایجاد 08/07/2015 12:00:00 ق.ظ    تعدادبرگ: 30 اسلاید   قیمت: 3000 تومان   حجم فایل: 12565 kb  تعدادمشاهده  24


_جایگاه نیایش در تاریخ زندگی انسان ها
_معنی کلیسا از لحاظ لغوی
_ یان در ایران
_ویژگی کلیساهای ارمنی
_کلیساهای دوران صفویه
_تقسیم بندی درونی در کلیسا
_بررسی کلیسا از لحاظ جهت شکل گیری
_اندامهای کلیسا
_کاربرد گنبد در کلیسا
_کاربرد در آیگاه در کلیسا
-مقایسه مسجد و کلیسا از لحاظ کاربری،جایگاهی
_بررسی سلسله مراتب در کلیسا و مسجد


کلمات کلیدی مرتبط:
_جایگاه نیایش در تاریخ زندگی انسان ها ,_معنی کلیسا از لحاظ لغوی ,_ یان در ایران ,_ویژگی کلیساهای ارمنی ,_کلیساهای دوران صفویه ,_تقسیم بندی درونی در کلیسا ,_بررسی کلیسا از لحاظ جهت شکل گیری ,_اندامهای کلیسا ,_کاربرد گنبد در کلیسا ,_کاربرد در آیگاه در کلیسا ,-مقایسه مسجد و کلیسا از لحاظ کاربری،جایگ

عنوان وبلاگ : معماری
منبع :
برچسب ها : پاو وینت مقایسه مسجد و کلیسا از لحاظ کاربری،جایگاهی - کلیسا ,لحاظ ,مسجد ,کلیساهای ,کاربرد ,مقایسه ,مقایسه مسجد ,کلیسا کاربرد ,لحاظ کاربری،جایگاهی ,تقسیم بندی ,بندی درونی ,دوران صفویه تقسیم ,کلیسا ب
پاو وینت مقایسه مسجد و کلیسا از لحاظ کاربری،جایگاهی کلیسا ,لحاظ ,مسجد ,کلیساهای ,کاربرد ,مقایسه ,مقایسه مسجد ,کلیسا کاربرد ,لحاظ کاربری،جایگاهی ,تقسیم بندی ,بندی درونی ,دوران صفویه تقسیم ,کلیسا ب
با توجه به اهمیت محتوای سایت خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج در سایت را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است یاسمین فقط منتشر کننده مطالب با ذکر منبع بوده و هیچ گونه مسولیتی در خصوص مطالب نشر داده شده ندارد.
All rights reserved. © Yasamin 2016-2017