خدا خنده می زند به چشــم های روشن م

با توجه به اهمیت محتوای وبلاگ خدا خنده می زند به چشــم های روشن م خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است مسئولیت کلیه اطلاعات پست و وبلاگ نمایش داده شده با عنوان خدا خنده می زند به چشــم های روشن م برعهده مرجع و منبع اصلی آن میباشد. و یاسمین هیچ گونه مسئولیتی در قبال مطالب ندارد.

رسیدن به تو آرزوی منه.کی به آرزوهای من می رسه؟؟؟!!!

نشسته بود روی پله های حیاط و داشت آقا جان را نگاه می کرد که درخت مو را می برید.سرم را گذاشتم روی شانه هایش و دست هایش را گرفتم توی دست های م گفتم اگه ب ... نرو نمی رم.اصلا هر چی تو ب ... زیاد فک نکن.گفت می ترسم از فرداهای تو می ترسم تو به خاطر من به خاطر آقات از دلت هم گذشتی .حرفی نزدم نمی خاستم به گذشته ها فکر کنم نمی خاستم ته دلش را خالی کنم ته دل خودم اما خالی بود خالی از عشق.گفتم دل م تنگ میشه.دست هایش را حلقه کرد دور کمرم و گفت عادت می کنی.گفتم از تنهایی می ترسم گفت هستم باهات نمی ذارم تنها بمونی نبات....بعد از آرزوهایش گفت از تک تک حسرت های توی دلش از اینکه همیشه پای آرزوهایش که رسیده زنجیر شده بود به سنت و رسم و عیب بودنش به حکم دختر بودن.گفته بود الان پدرم نیست تا من وبا حسرت هام ببینه که ببینه دخترش جای ایستاده که تمام وجودش حسرته.گفته بوداگر سنت می ش ... تم و می رسیدم به آرزوهایم ... ی سرزنش م نمی کرد مگه الان ... ی هست که بگه امروز من انتخاب دیروز آقا جانمه نه خودم.نبات به ارزوهات فک کن بزار هر کر ... ی که دلش خاست هو هو کنه اما تو راهتو برو چیزی که می خای بهش برسی با چنگ دندون به دست بیار که انتخاب کنی راهتو زند ... تو.این زند ... حق تو نه مال منه نه مال آقات نه مال مردمی که فقط حرف می زنن زند ... تو فدای حرف مردم نکن.سرم را گذاشتم روی پاهایش و اشک های م قل خورد دل م می خاست بگویم چرا اون موقع که از دل م گذشتم نگفتی این حرفارو حالا که.....یک آه عمیق می کشم و می گویم دل تن ... اذیت م می کنه می گوید عادت می کنی به همه چیز عادت می کنی به چن سال بعد فک کن که جایی رسیدی که ارزوته.


برچسب ها : رسیدن به تو آرزوی منه.کی به آرزوهای من می رسه؟؟؟!!! - عادت ,خالی ,ترسم ,گفتم ,هایش
رسیدن به تو آرزوی منه.کی به آرزوهای من می رسه؟؟؟!!! عادت ,خالی ,ترسم ,گفتم ,هایش
لطفا بدهید

اینجا یک پست که تماش من بود را حذف ... پستی که دوستش نداشتم اما خود خود من بود.تماش را حذف می کنم و فکر می کنم مگر من پاک شدم؟خنده ام می ... رددردم می آید. ... ی که دارد خودش را سانسور می کند دادن هم دارد لطفا با جان دلتان بدهید

لعنتی دل م می خواهد بنویسم.....

برچسب ها : لطفا بدهید
لطفا بدهید
فردای من کی میرسه؟؟؟

چند وقتی است که کلمه ها ترمز کرده اند و کنار کشیده اند.روزهایم می گذرد و من دست و پا می زنم توی قصه ای که نه ابتدایش را من نوشته بودم نه انتهایش را بلدم.از خست ... زل می زنم به ترک دیوار و مات نگاه می کنم دل م می خواهد این نبات را ببرم یک گوشه از این شهر گمش کنم.

رشته ی تحصیلی ام را دوست ندارم.این شهر ماتم زده را دوست ندارم.تنهایی غذا خوردن را دوست ندارم.تنهایی سینما رفتن را دوست ندارم.تنهایی قدم زدن را دوست ندارم.تنهای ... ید ... را دوست ندارم.تنهایی ....دوست ندارم ن د ا ر م

برچسب ها : فردای من کی میرسه؟؟؟ - دوست ,ندارم ,تنهایی ,دوست ندارم ,ندارم تنهایی ,دوست ندارم تنهایی
فردای من کی میرسه؟؟؟ دوست ,ندارم ,تنهایی ,دوست ندارم ,ندارم تنهایی ,دوست ندارم تنهایی
لبریز بهانه دل من...از تنهایی گریه مکن


امروز با تمام دردهایم رفتم بازار تره بارتجریش.فکر کرده بودم اگر قرار نباشد لابد قرار نیست دیگر. ... ید ... هوا سرد شده شلغم ... یدم.ماه مان گفته بود برا سرما خوبه.برای اولین بار شلغم ... یدم.این روزها خیلی کارها را برای اولین بار انجام می دهم. ... یدن ترشی جزو اولین بارهای م است.رفته بودم توی مغازه و مثل زن های خانه دار طعم ها را می چشیدم.این روزها دوباره مثل هفت قرن پیش طعم دروغ را چشیدم.طعم ش ... ته شدن دیوار اعتمادم و سخت م آمده.....تنهاقدم زده بودم و فکر کرده بودم اگر درد داشته باشم باید بزنم توی زند ... .بین ادم ها.

دارم یاد می ... رم دروغ بگویم.شروع کرده ام به عزیزترین های م دارم دروغ می گویم ماه مان پرسیده بود خوبی؟گفته بودم آره خوبم.پیله های درد تمام تن م را تنیده بود.دروغ شنیدن بلد نبودم اما این روزها سعی می کنم یاد ب ... رم ادم ها فقط دروغ می گویند.فقط دروغ....

توی آشپزخانه دور خودم می چرخیدم و کباب ترش درست می ... .الناز گوشه ای نشسته بود و داشت نگاه م می کرد.حس ... زیادی آرام شده ام.الناز پرسیده بود نبات؟؟؟نگاه کرده بودم.پرسیده بودخوبی؟آمده بودم توی حیاط.فکر کرده بودم به ساره.ساره نیست چند وقتی است که نیست.وقتی امد دنبال مرد و مرد زد زیر تمام حرف هایش برنگشت.حتی کنار من هم بر نگشت.نمی دانم کجای این شهر سرگردان مانده اما هنوز پیش من برنگشته....الناز ژاکت ... دلی ام را می اندازد روی شانه ام .سرم را می گذارم روی شانه اش و می گویم اگه قرار به شدن باشه میشه.سرم را محکم می چسباند به ... اش و می گوید اگه بخای میشه.آدم برای چیزی که بخاد می جنگه بجنگ که بشه.می گویم وقتی جنگ میشه همه خونی میشن همه زخمی میشن تازه دوم هم نمیاره اون چیزی که با جن ... دن به دست اومده.نمی تونم رها کنم ساره رو.اما نمی خوامم بجنگم...خستم نمی خوام بجنگم.حرفی نمی زندمی گویم چرا اسمون اینجا ستاره نداره؟می خندد می گوید اخه ستارش رو زمینه....لبخند می زنم و پیشانی ام را می بوسد....می گویم بر می گرده؟می گوید برمیگرده....

خودم را زند ... ام را از دور نگاه می کنم.پرواز می کنم و نبات را با تمام دغدغه هایش از ان بالا نگه می کنم.از دور مثل غریبه و از نزدیک مثل عاشق.من نبات را با تمام وجودم عاشقانه دوست دارم.عاشق صبوری هایش هستم.عاشق سکوتش.عاشق حرف هایش.حتی وقتی توی آیینه نگاه می کند به چشم های ریز و گردش و می گوید چرا منو اذیت می کنی یاز هم دوستش دارم.وقتی بغض می کند.وقتی به جای داد زدن آرم تر می شود.وقتی دارد آشپری می کند و با تمام وجودش دل می دهد به آشپزی.وقتی صادقانه ک نه حرف دلش را می زندوقتی دروغ بلد نیست و وقتی می گوید بلافاصله می گوید خدا منو ببخش یک جور خوبی می شوم من نبات را دوست دارم.نبات هدیه خداست به من.



برچسب ها : لبریز بهانه دل من...از تنهایی گریه مکن - دروغ ,تمام ,گوید ,کرده ,گویم ,هایش ,کرده بودم ,دوست دارم ,برای اولین
لبریز بهانه دل من...از تنهایی گریه مکن دروغ ,تمام ,گوید ,کرده ,گویم ,هایش ,کرده بودم ,دوست دارم ,برای اولین
با اصرار و خواهش نمی خوام تو رو همون حال خوب م گرفتی ازم

لاک قرمز هم نتوانست حال م را خوب کند.نمی دانم افسرد ... این روزهای م را بیاندازم تقصیر هورمون ها یا دردی که هفت قرن است مهمان دل م شده است هیچ دوست ندارد برود آنقدر که فکر می کنم او شده صاحب خانه و من باید بروم.دلتن ... نشسته است روی پتوی چل تکه م و با دهان نیمه بازش نگاه م می کند.نبات را می بینم که پشت پنجره ایستاده دارد به سه گربه ی توی حیاط خانه پشتی نگاه می کند.نباتی که تا دیروز از گربه می ترسید اما حالا توی خیابان های این شهر بیشتر ازآدم گربه می بیند و سگ.دل م می خاست جیغ بکشم و خودم را تخلیه کنم.سانازدست م را گرفته بود برده بود پارک.گفته بود جیغ بکش و من جیغ کشیده بودم آنقدر که تا یک هفته صدای م در نمی آمد.حسین گفته بود تو باید جیغ های دلت رو بکشی با این چیزا سبک نمیشی.نگاهش کرده بودم و درد دست هایش را حلقه کرده بود دور تن م و من....بغض لعنتی.....با رستاک ... می کنم غلط کردی به رویاهام دست زدی...ساناز می پرسد املت بپزم می خوری؟من به نوشتن فکر می کنم.درد می شوم وقتی نمی توانم ساره را بنویسم.ساره... ... می کنم ساره....ساره کجای این شهر سرگردان مانده؟ساره شده بود تمام نور زند ... ام.حالا این نور زند ... را ندارم.زند ... ام تاریک شده....بغض لعنتی....ساناز می پرسد می خوری املت؟می گویم می پزم الان.گوجه های شسته را ... د می کنم و چشمم می افتد به نبات توی آیینه .به نباتی که هیچ وقت من نبودم.نبات این روزها دم نوش دم می کند.ته چین مرغش خوب در نمی اید و ساناز گفته بود چن بار که بزاری لمش دستت میاد و خوب میشه.نگاه ش کرده بودم و فکر کرده بودم ته چین پر از رنگ است.یک جور هایی برای پختن ته چین باید عشق بریزی.ح ... انقدر خوب باشد که با بوی زعفران دم کرده ح ... خوش باشد.باید ... ی باشد وقتی داری زعفران رابا قند می س ... عشق را توی چشم هایت ببیند.باید نمک مهربانی بپاشی توی غذا.ته چین از ان دست غذاهایست که نمی شود وقتی کم حوصله و دلتن ... بتوانی بپزی وقتی عشق کم داری نمی شود ته چین پخت.گفته بودم یاد می ... رم مثل تمام چیزای که دارم یاد می ... رم.املت را می گذارم وسط سفره ای لیمویی رنگ.ساناز می خورد و می گوید خیلی خوشمزه شده با رستاک ... می کند یه رویا ازت تو سرم داشتم غلط کردی به رویاهام دست زدی...و درد دست می کشد به تمام تنم.....لقمه را با بغض فرو می دهم....

برچسب ها : با اصرار و خواهش نمی خوام تو رو همون حال خوب م گرفتی ازم - کرده ,ساناز ,ساره ,گفته ,گربه ,نبات ,کرده بودم
با اصرار و خواهش نمی خوام تو رو همون حال خوب م گرفتی ازم کرده ,ساناز ,ساره ,گفته ,گربه ,نبات ,کرده بودم
آهنگ عمرم با کلمه ها نواخته شده

گاهی آدم ها جمله ای می گویند که تو را پرت می کنن به دنیای دیگر.گاهی این جمله ها می شود حال تو،فردای تو،گذشته ی تو...گاهی بعضی از جمله ها انقدر به دلت می نشیند که باورش می کنی و همین جمله ی کوتاه می شود تمام دنیای تو.....غلط یا درست بودنش را نمی دانم و در ... ر می شوی با مفهوم جمله....آخ که اگر این جمله ی کوتاه دروغ باشد و دیوار اعتمادت را بشکند....درد خواهد داشت وقتی همین جمله ی کوتاه تمام زند ... ات را ب ... رد

برچسب ها : آهنگ عمرم با کلمه ها نواخته شده - جمله ,کوتاه ,گاهی ,همین جمله
آهنگ عمرم با کلمه ها نواخته شده جمله ,کوتاه ,گاهی ,همین جمله
باز آآآکه جز تو جهان من حقیقتی ندارد....

ناامیدی مثل یک پیر زن قوز دار زشت نشسته کنارم و هی غر غر می کند.من روی تخت از درد مچاله شده بودم و به صدای نم نم باران گوش می ... .می خاستم محلش نگذارم که برود که تنهایم بگذارد اما انگار قصد رفتن ندارد و پا روی پا انداخته وزل زده به چشم های نا امید من .....

فکر کرده بودم به نبات.به این همه سال.به نوشته هایش به بودنش،فکرهایش،خست ... هایش،دردهایش دلتن ... هایش.....بغض می کنم.به اینکه نه می تواند به جلو برود نه به عقب و هی توی خودش فرو می رود و انگار قرار است تا به ابد توی مرداب احساس فرو رود.به اینکه این همه سال از سرش گذشته و هنوز دخترک هفت قرن پیش است....

بالای پل هوایی ... ایستاده بودم رو به روی کوهای بلند و با سمانه حرف می زدم.حرف زده بود و گفته بود خسته شدم از بشور و بساب.خسته شدم از اینکه هر جا می رم اول سراغ مهدی و بچه ها رو می ... رن و انگار من نیستم.دایره ی زند ... م فکرم بچه هان و مهدی.خودمو یادم رفته.دیگه وقت نمی کنم کتاب بخونم به خودم برسمیه کلاس برم.حرف زده بود و من توی سکوت گوش دادم.حرف هایش که تمام شد گفت زوخوشحالم که توهستی که می تونم تمام حرفامو بزنم و خودمو سبک کنم نترسم از قضاوتت.تو هم حرف بزن تو هم بگو اگه تو هم حرف بزنی منم ... ت میشم و به حرفات گوش می کنم.لبخندکمرن ... می نشیند روی لب های م. سکوت لب های م را بهم می دوزد.

نگاه می کنم به نبات توی آینه.استیصال توی چشم هایش مظلوم ترش کرده.دستی می رود لای موهای م.نگاهش می کنم.الناز بالای سرم بود با یک لیوان شیر کاکائو.موهای فرش رارها کرده روی شانه هایش.یک ... ره صورتی همرنگ بلوزش زده وسط موهای ... مایی رنگش.لبخند می زند می گویدزو کتابت چاپ شد من نمیرم ب ... ما باید بهم هدیه کنی.برگه های ... شده را جمع می کنم.سجاده ... م هنوز روی زمین پهن بود.ژاکت طوسی ام را می اندازم روی شانه هایم/ برگه های ... شده را آتش می زنم.الناز فقط دیوانه بازی هایم را نگاه می کند و حرفی نمیزند.می ایستد کنار.سردم شده بود.اما باید همه را آتش می زدم.بی هیچ حرفی کنارم می نشیندو شعله های آتش را نگاه می کند.صدای عزیز جان فریدون را زیاد می کنم و هق هق گریه می کنم.

سانازم شعر ترکی اسفند دونه دونه اسفند سی و سه دونه را خواند و دور سرم چرخاند.دیروز توی ایستگاه اتوبوس پسری گفته بود خانم برا دوستتون اسفند دود کنیدو من تلخ لبخند زده بودم.

گوشی توی دستم بود و داشتم توی اینستا چرخ می زدم.ع ... های اینستایش را نشانم داد.ع ... پروفایلش ع ... مادرش بود.آرام گفتم شبیه مادرتی.نگاه م کرد.گفت بزر ... ،رفتارت،منشت حرفات.اما احساست هنوز هنوز یه دختر 17 ساله اس.وقتی 15 سال داشتم مادرم رو تخت بیمارستان بود.تموم زند ... مون درد بود.مادر که نباشه بغضش را قورت میدهد...هیچی نیست.وقتی مردتموم شد.من م فک می ... می میرم باهاش.هنوزم فکر می کنم که مرده ام و فقط یه جنازه متحرکم.وقتی مادرمو تونستم تنها بزارم فهمدیم دیگه هیچ دردی نمی تونه منو از پا دربیاره.درنیاورد هیچ دردی هیچ غمی.وقتی دردمیاد سراغ م فک می کنم اینا فقط یه شوخی با دلمه.غصه هیچی رو نمی خورم.مادرت هست.پدرت هست.خوشبختی نبات.سرم را می گذارم روی پاهایش و می گویم من فقط اعتماد ... ....می گوید اونی که اوردت اینجا اونی که خاسته اینجا باشی فک کن این همه نظم و نظام.فک کن به پازلای گم شده ی زندیگت.خدا خاسته اینجا باشی.صلاح دیده دروغ بشنوی و باور کنی.دلیلی داره که ناامید شی.خدا بهتر از تو میدونه.دل م می خاست لج کنم با این خدا....خدا را...خدا را...خدا را...

شده ام دختری با کفش های پاشنه نوک تیز 20سانتی که قرار است توی خیابان و کوچه های برفی راه برود.جاده سوز دارد.سرد است حتی اگر بیفتم دوباره می توانم بلند شوم و راه بروم.می توانم مگر نه؟من هنوز ایستاده ام من هنوز می توانم.....

برای م نوشته با مامان و بابام پنج شنبه رفته بودیم زیارتگاه.اولین ... ی که اسمش اومد تو دهنم نبات بود.مراقب خودت باش نبات.بغض می کنم.زیاد بغض می کنم.دل م می خواهد فقط و فقط توی بغل خدا گریه کنم و تا ارام ب ... رم.فقط خدا....هر بار که خاستم بلغزم وهر بار که راهم تاریک شد هر بار که دنیا برای م تنگ شد ... ی حال م را با گفتن همین کلمه های کوچک پر از مهربانی خوب کرده.من گم نمی شوم وقتی توی دعاهای یکی از شما هستم.ممنون م....


برچسب ها : باز آآآکه جز تو جهان من حقیقتی ندارد.... - نبات ,هایش ,کرده ,دونه ,توانم ,اسفند ,اینجا باشی ,خاسته اینجا
باز آآآکه جز تو جهان من حقیقتی ندارد.... نبات ,هایش ,کرده ,دونه ,توانم ,اسفند ,اینجا باشی ,خاسته اینجا
با توجه به اهمیت محتوای سایت خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج در سایت را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است یاسمین فقط منتشر کننده مطالب با ذکر منبع بوده و هیچ گونه مسولیتی در خصوص مطالب نشر داده شده ندارد.
All rights reserved. © Yasamin 2016-2017