امروز واسه خودم موکای بسیار خوشمزه خوشمزه خوشمزه درست :) و یکی از قسمتای فصل یک شهرزاد [به علت در دسترس نبودن قسمت های فصل جدید] رو دیدم.

شب هم یه پیتزای مزغ خوشمزه گرفتم و سه قسمت از فصل جدید شهرزاد رو پشت سرهم دیدم.چه لذتی داره اینکه هی پشت سرهم یک سریال رو ببینی و منتظر نشی تا قسمت بعدی بیاد :) الان تا قسمت شش دیدم و کلی مونده تا برسم به آ ین قسمتی که تا حالا اومده.

اینکه مینویسم دقیقا چه چیزی خوردم پای به این علته که دوست دارم دقیقا بنویسم چیکار که بعدا بخونم و دقیق تر یادم بیاد اون روز رو. کلا هم من پای باید یه چیزی بخورم :)

دیگه اینکه دیروز از ظهر رفتیم باغ و غذاهای ناهار عبارت بودند از کوفته،مرغ،کباب و قلیه ماهی.که من همشون رو مورد عنایت خودم قرار دادم =))) البته بیشترین چیزی که خوردم اول کوفته بود بعد مرغ.کباب برگ رو فقط دو تا، یعنی دقیقا دو تا نه دو سیخ،و قلیه ماهی رو چون دوست ندارم فقط یک قاشق.اما به هرحال دهان مبارک رو از هیچکدوم بی بهره نگذاشتیم :) به اضافه هزار تا چای که خوردم.البته من اگه از عصر بریم باغ بسیار دوست تر میدارم و این دفعه با از ظهر رفتنمون بسیار مخالفت کرده و خواهم کرد :)

خپ همینا دیگه :)