از نو برایت مینویسمـ ...

با توجه به اهمیت محتوای وبلاگ از نو برایت مینویسمـ ... خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است مسئولیت کلیه اطلاعات پست و وبلاگ نمایش داده شده با عنوان از نو برایت مینویسمـ ... برعهده مرجع و منبع اصلی آن میباشد. و یاسمین هیچ گونه مسئولیتی در قبال مطالب ندارد.

دلتنگ ترین موجود دنیام انگار...

اما دوست داشتن

دل بزرگی می خواهد ...


+جسمم مریضه روحمم داغونترینه این روزا....تاکجا میخاد بکشه بدنم؟!

منبع :
برچسب ها : دلتنگ ترین موجود دنیام انگار...
دلتنگ ترین موجود دنیام انگار...
خداحافظی!

جلو تلویزیون ک میشینم گریه مادر ب بچش رو میبینم، دوست برای رفیقش، بچه برا گربه ش یا دونفر ک همو دوست دارن یا داشتن برا همو فقط از خودم میپرسم چیشد اونی ک ب معرفتش همه شهر قسم میخوردن اینقد بیمعرفت و بی وجدان شد؟ ینی سرسوزنی محبت تو دلت نکاشتم من؟ واقعا دلت تنگ نمیشه؟ بعد داغ دلم تازه میشه و ده برابر اون آدم میشینم به گریه و ته همشون مامانم میگه آه نکشی آ...

دلم میخاد برم یه جای دور... دور دور دور...

منبع :
برچسب ها : خداحافظی!
خداحافظی!
گفتم محاله طاقت بیارم نگو نگفتی

دیگه با گریه هم خالی نمیشم، نگا کن با غرور من چه کردی

یه کاری با دلم کردی که حتی، به حال من خودت هم گریه کردی


+ دستامو میندازم اون ته تهای جیبم و بی هدف تو خیابون تنهایی پرسه میزنم. میرم میشینم تو پارک روبروی قورقور غورباقه های اون دریاچه نصفه نیمه خشک... حرف اقای شریفی رو هی برا خودم مرور میکنم: ولی خانوم الف شما خیلی مظلومی ها... به خودم میگم اونی ک دوسم داشت بهش گفتم این بار بزنی زیرش نابود میشم ماسش زرت زد نابودم کرد الانم حتمن تو ترکیه ای گرجستانی کوفتستانی جاییه ... دیگه هیچ و هیچ چیز تو دنیا برام ذره ای ارزش نداره چه برسه همه چیزایی ک بقیه میگن یا جز افتخاراتم میدونن... کلاهو میکشم تا روی چشمم. گریه میکنم و گریه میکنم و گریه میکنم...

منبع :
برچسب ها : گفتم محاله طاقت بیارم نگو نگفتی - میکنم ,کردی ,گریه میکنم
گفتم محاله طاقت بیارم نگو نگفتی میکنم ,کردی ,گریه میکنم
جعبه قرمزه..

نشسته بودم رو تخت زل زده بودم به جعبه قرمز رو پام. به بهانه بوی نرگسا مامان اومد تو اتاقو برا بار هزارم گفت: کل روز تو اتاق نشستی تنها...

باز زل زدم به جعبه قرمز روپام... هنوز کاغذ کادوش روشه... هنوز باز نکرده بودمش..


منبع :
برچسب ها : جعبه قرمزه.. - جعبه قرمز
جعبه قرمزه.. جعبه قرمز
چجوری میتونی؟

رفته بودم آرشیو نوشته های قبلیم...

چجوری آخه اینارو ، اینارو، اینارو ، اینارو ، اینو هم حتی بخونم حالم بهم نریزه؟ چجوری اون پی نوشتنم آخه یادم بره؟ چجوری یادت میره این همه عشقمو...؟!


منبع :
برچسب ها : چجوری میتونی؟ - چجوری ,اینارو
چجوری میتونی؟ چجوری ,اینارو
مرنجان دلم را ...

بگم چقد نشستم زل زدم به این گل و به این مهمونش مشخصه حالم چه شکلیه؟!


منبع :
برچسب ها : مرنجان دلم را ...
مرنجان دلم را ...
وقت آن شد دلم را بگذارم بروم
صبح که ازخواب پاشدم احساس گِزگِزی مز فی تو پاهام . هنوز خوابالو بودم و اونقدی بیدار نبودم بفهمم کجای دنیام. یه چند لحظه بعد ک مغزم رفرش شد دیدم کمرم سنگینه و فقط انگشتامه که حس داره. انگار ساق پاهام عین یه تیکه گوشت سریع به انگشتام وصل میشد...حس یه آن با یه آمپول گنده ازهمونا ک تو دندونپزشکیاسُ من تمام عمرم ازش ترسیدم یه عالمه ترس تو جوونم تزریق ... حس خیلی بدی داشتم... حال خیلی بدی داشتم... یهو ب یادم اومد... چقد گریه کرده بودم... یهو حرف سمر یادم اومد ک میگفت:نباید دوباره بهش فرصت میدادی... تیکه اندختنش به دسته گل بجا خوشحال شدنش: عه اینم جدیده؟ یادحرف کیسان افتادم: اگه ولت کنه چی؟ یاد حرف خودش افتادم: ولت ... یاد حرف ندا افتادم :اگه یبار دیگه اینجوری شوکه شی... یه دفعه جیغ زدم و مامارو صدا زدم... جیغ پشت سرهم...
الان که دارم اینارو مینویسم بعدکلی آمپول و سِرُم درازکشیدم تو تخت و دارم فکر میکنم به حرفای هوپ جان. شاید خانم نازم حرفش راسته و ج اولین درد روحی بزرگه و بعدش از دست دادن آدماس. شاید سمیرا راس میگه و خدا جای حق نشسته و انقد مظلومیتمو میبینه.شاید ویدا راس میگه اگه دوسم داشت هرگز به اینهمه دردم راضی نمیشد...
حالا دیگه حرف زدنم بی فایدس ... حالا دیگه مطمئنم ویدا راس گفته... مطئنم خدا جای حقه...
+مرسی برا کامنتای بامحبتتون.مرسی ک لااقل شما با معرفت ترین شدین...


منبع :
برچسب ها : وقت آن شد دلم را بگذارم بروم - شاید ,افتادم ,حالا دیگه ,یادم اومد
وقت آن شد دلم را بگذارم بروم شاید ,افتادم ,حالا دیگه ,یادم اومد
[ ب مثل بیمعرفتی]
کاش حال خوب دگمه داشت...
کاش چسبوندن قلب چسب مخصوص داشت...
کاش پاک نامردی و بی معرفتی از حافظه رفرش داشت...
منبع :
برچسب ها : [ ب مثل بیمعرفتی]
[ ب مثل بیمعرفتی]
وقت آن شد دلم را بگذارم بروم
صبح که ازخواب پاشدم احساس گِزگِزی مز فی تو پاهام . هنوز خوابالو بودم و اونقدی بیدار نبودم بفهمم کجای دنیام. یه چند لحظه بعد ک مغزم رفرش شد دیدم کمرم سنگینه و فقط انگشتامه که حس داره. انگار ساق پاهام عین یه تیکه گوشت سریع به انگشتام وصل میشد...حس یه آن با یه آمپول گنده ازهمونا ک تو دندونپزشکیاسُ من تمام عمرم ازش ترسیدم یه عالمه ترس تو جوونم تزریق ... حس خیلی بدی داشتم... حال خیلی بدی داشتم... یهو ب یادم اومد... چقد گریه کرده بودم... یهو حرف سمر یادم اومد ک میگفت:نباید دوباره بهش فرصت میدادی... تیکه اندختنش به دسته گل بجا خوشحال شدنش: عه اینم جدیده؟ یادحرف کیسان افتادم: اگه ولت کنه چی؟ یاد حرف خودش افتادم: ولت ... یاد حرف ندا افتادم :اگه یبار دیگه اینجوری شوکه شی... یه دفعه جیغ زدم و مامارو صدا زدم... جیغ پشت سرهم...
الان که دارم اینارو مینویسم بعدکلی آمپول و سِرُم درازکشیدم تو تخت و دارم فکر میکنم به حرفای هوپ جان. شاید خانم نازم حرفش راسته و ج اولین درد روحی بزرگه و بعدش از دست دادن آدماس. شاید سمیرا راس میگه و خدا جای حق نشسته و انقد مظلومیتمو میبینه.شاید ویدا راس میگه اگه دوسم داشت هرگز به اینهمه دردم راضی نمیشد... شاید پریسا راس میگفت و فقط تصور می مَرده...
چشام میفته به شمعدونیای تو پنجره اتاقم. دیگه اونام کم کم دارن خشک میشن... حالا دیگه مطمئنم ویدا راس گفته... حالا دیگه حرف زدنم(وقتی اونی که باید بشنوه عین بچه ها دستشو گذاشته رو گوشا و چشماش) بیفایدس و خیلی ازون چیزایی که داشتم و میبایست سرجاش میبود دیگه نیس... آره خدا جای حق نشسته... مطمئنم ...


+مرسی که لااقل شما بامعرفت درومدین...مرسی که توکامنتاتون پا به پای من به چیزی که حقم نبود اشک ریختین.. مرسی برای محبتتاتون... خ ظ
منبع :
برچسب ها : وقت آن شد دلم را بگذارم بروم - شاید ,مرسی ,افتادم ,داشتم ,خیلی ,حالا دیگه ,یادم اومد
وقت آن شد دلم را بگذارم بروم شاید ,مرسی ,افتادم ,داشتم ,خیلی ,حالا دیگه ,یادم اومد
sen ağlama dayanamam

دیروز رامین داشت ماس میکرد تلگرام بزن.اولش فک برای فایلای خودشه.رفتم اومدم دیدم فایل نصبیشم زده. میگفت عین کبکی شدی که سرشو کرده تو برف قایم شده اما انتظار داره دمبشو نبینن! گفتم دارم خودم تو گوشیم بچه جان... حتی آقای خاص که عین جت کار میکنه رو هم دارم نشون به اون نشون پسوردش فقط دست خودش بود و خودم، و روزی که برام میدادش گفت نداریم که...

امروز ظهر گوشیمو که اومدم چک کنم دیدم مسیج یکی ازدوستای قدیمیمه. تقریبا شاخ دراورده بودم! نوشته بود "یهو رفتی که رفتیا... مارو نمیپسندی یا با همه قطع رابطه کردی؟ دلم برات تنگ شده کجایی تو این دوساله؟" نوشتم براش عزیزم من نه تلگرام دارم نه اینستا دارم نه چیز دیگه.. خودمم تو دنیای خودم غرق... فقطم تو نیستی خیلی وقته از همه بیخبرم ...

مسیجوکه زدم تمام حرفاو آدمایی که چیزی دیدم و شنیدم همشون از جلو چشمم گذشت... یاد اون روزی های سیما افتادم که بحثمون سر داکتیو اینستام بود. یاد حرص خوردن ثمن که میگفت میبینم عینکتو گذاشتی یخچال حرص میخورم برات.. یاد آرزو افتادم که ساندویچو به زور میچپوند دهنم و به عالم و آدم میداد و گریه میکرد...یادحرفای خودش روزای اول که دم از مردونگی و موندن میزد... عین یه ...

کاش میشد منم مثل تو بشم دلبر جان کاش..

منبع :
برچسب ها : sen ağlama dayanamam - فایل
sen ağlama dayanamam فایل
دلم تنگه پرتغال من ...
گفتم: آخی اینو ببین... قول میدی اینجوری دوسم داشته باشی...قول میدی هرروز اینجوری باشی هرروز بوسم کنی؟
گفت: عااررررهههه .. هرروز همین مدلی ...
با خنده گفتم: پس واجب شد ازین پیرژامه ها ...

+صدای آهنگ که درومد تمااااااام زورمو زدم گریه نکنم نشد...
منبع :
برچسب ها : دلم تنگه پرتغال من ... - هرروز
دلم تنگه پرتغال من ... هرروز
کی بهتر از تو ..

ماه هاست جواب بهترین دوستمُ قاطی بقیه مسیجا ندادم...
وقتی می بینیم یهو بی مقدمه اینجوری نوشته نمیشه بغض نکرد، نمیشه گریه نکرد، نمیشه به خدا شاکی نشد نگفت خدایا چرا من، میشه؟!
منبع :
برچسب ها : کی بهتر از تو .. - نمیشه ,نکرد، نمیشه
کی بهتر از تو .. نمیشه ,نکرد، نمیشه
وقت آن شد که دلم را بگذارم بروم



مطمئنم خدا جای حق نشسته و می بینه ...

+مرسی برا همه محبتتاتون...مرسی ک شما حداقل بامعرفت بودبن..

منبع :
برچسب ها : وقت آن شد که دلم را بگذارم بروم
وقت آن شد که دلم را بگذارم بروم
[دال مثل دلتنگی]
ی که بخاد بره راهشو بلده، ی م که بخاد بمونه بهانه شو ...
منبع :
برچسب ها : [دال مثل دلتنگی]
[دال مثل دلتنگی]
صدام غمگینه از بس گریه ...

میگن یه روایتی هست صادق گفته که هر انسانی رو بخاطر گناه و اشتباهش سرزنش کنه از دنیا نمیره تا روزی ک اون اشتباهو خودش مرتکب بشه...

تمام این مدت هرشب ک سرمو گذاشتم رو بالش، هربار ک چشمام قبل خواب خیس شده، هربار که از گریه سردردای وحشتناک اومده سراغم، کیلومترها زندگیمو دنده عقب رفتم و با خودم گفتم خدایا ینی کجای راه زندگیم دل یو ش تم الان سرم اومده؟!

منبع :
برچسب ها : صدام غمگینه از بس گریه ...
صدام غمگینه از بس گریه ...
کی بهتر از تو ..

ماه هاست جواب بهترین دوستمُ قاطی بقیه مسیجا ندادم...
وقتی می بینیم یهو بی مقدمه اینجوری نوشته نمیشه بغض نکرد، نمیشه گریه نکرد، نمیشه به خدا شاکی نشد نگفت خدایا چرا من؟!
منبع :
برچسب ها : کی بهتر از تو .. - نمیشه ,نکرد، نمیشه
کی بهتر از تو .. نمیشه ,نکرد، نمیشه
جانا

به غم نشانده ای دل مارا ...



+تو آدمای شهر که راه میرم حس میکنم رو شونه هام یه بار غمه، آدما همشون رو صورتاشون نقاب زدن و من همون آدم فضاییم که به هیچکدوم اعتمادی نداره... هیچی نمیاد رو لبم بگم... حالم به توان بی نهایت قاطی پاتی و بده...بد... بد... خیلی بد ...
منبع :
برچسب ها : جانا
جانا
بو پاستیل میدی...

ماما گفت پستچیه میگه نامه دارین. گفتم بامن ک کاری نداره.. رفت اومد پاکتو داد دستم گفت برا توس. بازش دیدم ادکلنه! نوشته بود ازونروز که نارحت بودی زدی این عطرتو ش دی من تو دلم پرشده بود ... یدم عوض همون بوپاستیلی ک میگفتیو... یهو چشمام پرشد زدم گفتم ولی بوپاستیلیه این نبود...

منبع :
برچسب ها : بو پاستیل میدی...
بو پاستیل میدی...
چقد تلخ شدم ... اینجوری نبودم ....
زنگ میزنم مریم گوشیو ک قط میکنم میگم برم مشهد؟
دوتایی عجیب نگام میکنن که مثلا تو تازه اومدی و اونهمه ور دل مریم بودی و شب تا صب تو تراسشون بیدار بودی ولی فقط نگاهه وچیزی نمیگن...

حدودای چهارصب لیوان آب به دست کنارتختم نشسته میگه چیکارکنم باباح خوب شه میری دوباره مشهد؟
منبع :
برچسب ها : چقد تلخ شدم ... اینجوری نبودم ....
چقد تلخ شدم ... اینجوری نبودم ....
فقط سکوت میکنم ...

کی میخایی بفهمی چقد تو تاریکی چراغا گریه گفتم خدایا این حق من نبود...

منبع :
برچسب ها : فقط سکوت میکنم ...
فقط سکوت میکنم ...
به روز شده ها
اتفاقی
با توجه به اهمیت محتوای سایت خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج در سایت را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است یاسمین فقط منتشر کننده مطالب با ذکر منبع بوده و هیچ گونه مسولیتی در خصوص مطالب نشر داده شده ندارد.
All rights reserved. © Yasamin 2016-2017