مرآت دز

با توجه به اهمیت محتوای وبلاگ مرآت دز خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است مسئولیت کلیه اطلاعات پست و وبلاگ نمایش داده شده با عنوان مرآت دز برعهده مرجع و منبع اصلی آن میباشد. و یاسمین هیچ گونه مسئولیتی در قبال مطالب ندارد.

تصویری دیده نشده از آیت الله هاشمی شاهرودی، در کنار انقلاب را مشاهده می کنید

آیت الله هاشمی شاهرودی ارزنده ترین خدمات را به نظام ارائه داد

ایشان از شاگردان برجسته #شهید_صدر بوده و از شخصیت علمی بسیار ممتازی برخوردار بودند.

ایشان تقریرات درس اصول شهید صدر را نوشته اند و خودشان نیز صاحب تألیفات بسیار با محتوایی بودند.

مرحوم آیت الله هاشمی شاهرودی قبل از مهاجرت از عراق به ایران، جزء نیروهای انقل نجف به شمار می رفتند و از همان دوران در راستای حرکت (ره) گام برمی داشتند.


ø¢ûŒøª ø§ù„ù„ù‡ ø´ø§ù‡ø±ùˆø¯ûŒ ø¯ø± ú©ù†ø§ø± ø±ù‡ø¨ø±ûŒ

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : تصویری دیده نشده از آیت الله هاشمی شاهرودی، در کنار انقلاب را مشاهده می کنید - هاشمی ,هاشمی شاهرودی ,الله هاشمی ,الله هاشمی شاهرودی
تصویری دیده نشده از آیت الله هاشمی شاهرودی، در کنار انقلاب را مشاهده می کنید هاشمی ,هاشمی شاهرودی ,الله هاشمی ,الله هاشمی شاهرودی
آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی،

آیت الله شاهرودی: بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیمِ. اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِ الْعالَمین. الصَّلاة وَ السَّلام عَلی سَیِّدِ الْمُرْسَلینَ وَ خاتَمِ النَّبِیِّین و صَلَّی اللهُ عَلی مُحمَّدٍ وَ آلهِ الطّاهِرین. بنده هم از فرصتی که در اختیارم قرار دادید و حسن ظن شما به اینجانب تشکر می کنم. اگر خداوند توفیقی داده است و کاری انجام داده ایم، امیدواریم مورد قبول درگاه حق قرار بگیرد و در راستای خدمت به ، تشیع، نظام و مردم عزیز باشد ان شاءالله.

درباره سابقه تلاش های علمی و کار علمی حقیر، بنده شاید بیش از هفده هجده سال نداشتم که دوره سطح را تمام و وارد درس خارج شدم و از همان ابتدا در نجف سه درس را شروع . یکی درس شهید صدر، دومی درس و سومی هم درس آقای خوئی بود. در درس در نجف آقای رحیمیان هم بود. منشاء حضور در محضر آقای صدر هم این بود که بعضی از اساتید سطح و کفایه ما از شاگردان ایشان بودند و به وسیله آنها با ح ها، قدرت و توان علمی ایشان آشنا شدیم.

مکاسب را نزد کدام خو د؟

آیت الله شاهرودی: مکاسب و اکثر دروس را را نزد آقای موحدی اصفهانی خواندم. آقای موحدی انسان بسیار متدین و مؤمنی بود. یک مقدار هم پیش آسید کاظم حائری درس خواندم. ایشان هم شاگرد آقای صدر بود و تازه با ایشان مرتبط شده بود و از امتیازات ایشان بیان می کرد، لذا بعد از تکمیل سطح به درس ایشان رفتم. البته خود آقای صدر هم در نجف به اینکه از فضلای حوزه هستند معروف شده بودند و کتاب های «فلسفتنا» و «اقتصادنا»ی ایشان هم مخصوصاً در میان طلبه های جوان جلوه خاصی پیدا کرده بود.

به حمدالله توفیق استفاده از محضر ایشان حاصل شد. وقتی در درس ایشان حضور پیدا کردیم، تفوق علمی ایشان بر ما مشخص و معلوم شد و دیدم که ایشان ی علمی خوبی، هم در بحث های فقهی و هم در بحث های اصولی دارد.

چه مدت در محضر ایشان بودید؟

آیت الله شاهرودی: بنده حدود دوازده سال خدمت ایشان بودم و یک دوره از اصول و مقداری از اول طهارت تا مسائل دماء ثلاثه را نزد ایشان خواندم. و از ایشان اجازه اجتهاد دارم و ایشان به احدی اجازه اجتهاد کتبی نداده اند. هم بحث بیع را در نجف شروع کرده بودند و تقریباً تا اواسط بحث خیارات را خدمت ایشان رفتم. این مبداء آشنایی ما با شهید صدر بود. ایشان جامعیت بسیار خوبی داشت و مسائل را هم خوب تحلیل می کرد، هم بر مبانی و ابعاد آن اشراف داشت و هم در هر مسئله و بحثی ی خوبی داشت. خداوند توفیق داد و بنده مقداری از درس در بحث بیع را نوشتم و همان جا در نجف خدمت عرضه و ایشان بسیار خوشحال شدند. تقریرها را به آقای صدر هم نشان دادم و خیلی خوششان آمد.

** نظر شهید صدر درباره جزوه

پس از اینکه بحث حکومت ی شروع شد، جزوه ها را خدمت آقای صدر می بردم. ایشان بسیار مجذوب این جزوه ها شده بودند و یک روز در درس فقه خود مطرح کرد. درس فقه ایشان صبح ها بعد از درس در مقبره کوچک آل یاسین در نجف که مقبره جد مادری ایشان بود برگزار می شد. ایشان در درس فقه این موضوع را مطرح کرد که فلانی دو جزوه از درس های آیت الله را آورده و به من داده که نقطه عطفی در تاریخ است و یک مرجع از بحث در مکاسب، صغار مؤمنین، اطفال و مهجورین به بحث کلی حکومت ی و امور ، اجتماعی و حاکمیت رسیده است. آنگاه فصل مشبعی درباره اهمیت این دیدگاه و اینکه نقطه عطفی در تاریخ است صحبت کرد. حوادث بعدی هم نشان داد که آن مباحث واقعاً نقطه عطفی در فرهنگ فقهی و مبانی فقهی شیعه و است.

شهید آیت الله صدر طوری صحبت کرد که گویی عقده ای در دلش باز شده بود و ابعاد این بحث را باز کرد که در تاریخ شیعه سابقه ندارد که یک مرجع تقلید از یک بحث معمولی فقهی که مرحوم شیخ در مکاسب به مناسبتی بدان متعرض شده است، بحث مهمی را استنباط کند و مطرح سازد.

ایشان با خواندن آن جزوات خیلی خوشحال شد و گفت به همه شما توصیه می کنم این جزوه ها را بگیرید و از آنها استفاده کنید و به درس ایشان هم بروید. این نظریه، تحول بزرگ و دیدگاه جدیدی در فقه و بسیار ارزشمند است. واقعیت این است که خود من هیچ تصور نمی که ایشان به این شکل واکنش نشان بدهد و مسئله را طرح کند.

خداوند توفیق داد که ما در این جریانات علمی قرار گرفتیم. البته تحصیل شرایطی دارد که خداوند باید توفیق بدهد تا آن شرایط جمع شوند و انسان بتواند رشد کند. یکی از این شرایط خوب است و دیگر اینکه وقت داشته باشد و با شاگرد سر و کله بزند و شاگرد سئوال کند و بعد هم تلاش در اینکه انسان بحث را هم خوب بفهمد، هم خوب بنویسد و هم مباحثه کند. این شرایط کمتر برای افراد جمع می شود. خداوند لطف کرد و در این ده سالی که در آنجا بودیم، تقریباً این شرایط جمع شد. ما کاری غیر از تحصیل نداشتیم.

وجود این گونه اساتید در نجف، مخصوصاً ، شهید صدر و آقای خوئی، با امتیازاتی که هر یک از این بزرگواران داشتند، جو علمی طلایی را ایجاد کرده بود،. دیدگاه های جدید ، مخصوصاً در ابعاد حقوقی و فقهی مربوط به مسائل و اجتماعی بسیار جالب بود. ایشان در هر موضوعی مثل بحث سعی می کرد به جای تمرکز روی مسائل فرعی، تطبیقی و جزئی که مطرح می شود به کلیت توجه و نگاه کند. این نگاه خاص را داشت و همین نگاه هم یکی از عواملی بود که موجب شد ایشان در بحث به اصل مسئله بپردازد و باب را در کلیت بحث ولایت باز کند.

در بحث استدلالات، مهم این است که با استفاده از دلایل راه به افق وسیع تری باز شود که اهمیت پیدا می کند. اصل، باز جاده و طرح این نگاه است که امتیاز خاص درس بود. درس آقای خوئی و آقای صدر هم امتیازات ویژه خود را داشتند، در نتیجه به نظر من این دوره، عصر طلاییِ علمی نجف بود و امتیازات علمی خاص خود را داشت و ی که می خواست واقعاً تربیت شود و درس بخواند، خوب می توانست از این سه درس استفاده و سیر دقیق درس های حوزه را که سئوال و جواب و اشکال و دنبال مباحثه و نوشتن و... است دنبال کند.

ما هم الحمدلله از این فرصت استفاده و همین کار را کردیم. هم خدمت آقای صدر و هم خدمت که بودیم،. اشکال می کردیم و جواب می دادند. غالباً هم بعد از درس تا منزل خدمتشان بودیم و سئوال می کردیم. اینها ح هایی است که شاگرد را رشد می دهد و هم بسیار دوست دارد.

** شهید صدر ایمان داشت که اجرای احکام و حدود ی جز به وسیله یک حکومت ی میسر نیست

علاوه بر دیدگاهی که شهید محمدباقرصدر به بحث داشتند، دیدگاهشان نسبت به انقلاب و نهضتی که آغاز کرده بودند قابل توجه است.

آیت الله شاهرودی: یکی از امتیازات آقای صدر، به تعبیری نگاه انقل به بود که در کتاب های «فلسفتنا» و «اقتصادنا» به خوبی مشهود است. ایشان مثل خود ، حکومت و ب ایی دین را یک اصل می دانست و اختلاف این دو بزرگوار تنها در ادبیات و تعبیرات بود. آقای صدر از همان ابتدا ایمان داشت که اجرای احکام و حدود ی جز به وسیله یک حکومت ی میسر نیست و بعد اجتماعی مهم تر از بعد فردی آن است. ایشان در باره تاریخ و نقش ائمه در تاریخ مطالعات خوبی داشت و در مناسبت ها به جای درس، تاریخ و سیره ائمه را می فرمود. طرز تفکر ایشان از تحلیل هایش هم مشخص بود.

کتاب های «فلسفتنا» و «اقتصادنا» در تقابل با جریان حزب توده عراق نوشته شدند. ایشان در تشکیل «جماعت العلما» در نجف در کنار بزرگانی چون آشیخ محمدرضا آل یاسین و دیگرعلمای بزرگ، نقش برجسته ای داشت. مرحوم آقای حکیم که به کفر و الحاد کمونیست ها فتوا داد، آقای صدر هم دو کتاب «فلسفتنا» و «اقتصادنا» را در رد افکار مار یست ها و کمونیست ها که افکارشان به شکل گسترده ای پخش شده بودند، نوشت و از مرجعیت آقای حکیم دفاع کرد. آقازاده های آقای حکیم، آسید مهدی، آسید باقر و آسید عبدالعزیز و... شاگرد ایشان بودند.

** چرا شهید صدر "حزب الدعوه" را تشکیل داد؟

آقای صدر با کمک آقای علامه عسکری و علمای دیگر «حزب الدعوه» را تأسیس کرد که جوانان را به این طرف بکشانند تا به کمونیست ها، بعثی ها و قومی که احزاب فعالی داشتند، ملحق نشوند. مبارزین ایران، به خصوص انی که با آقا موسی صدر مربوط بودند، وقتی به نجف می آمدند و خدمت حاج آقا مصطفی می رسیدند، سری هم به ایشان می زدند. این اوا ارتباطی هم بین آنها ایجاد شده بود و آنها از فکر و دیدگاه های آقای صدر استفاده می د و بحث های خیلی خوبی مطرح می شدند. مرحوم آسید احمد آقا هم خیلی پیش آقای صدر می آمد، چون داماد آقای سلطانی بود که ایشان هم داماد مرحوم آقای صدر_پدر آقا موسی_ بود، لذا رفت و آمد زیادی داشتند.

بین جوانان مسلمان ایرانی و عراقی رابطه برقرار شده بود و در واقع واسطه این امر آقای صدر بود. ما ی را نداشتیم که این ح در او باشد، الا ایشان. یادم هست آقای صادق طباطبایی، پسر آقای سلطانی که با جریانات لبنان و عراق ارتباط داشت، از آلمان نزد آقای صدر می آمد. اینها در آلمان مجله ای را چاپ می د. آقای طباطبائی می گفت به عرض که ما هر مطلبی را که آقای مطهری و دیگران داستند، گرفتیم و چاپ کردیم. حالا مطالب جدید می خواهیم. به نظر شما به چه ی رجوع کنیم؟ گفتند به آقای سید محمد باقر صدر و ما را به آقای صدر ارجاع دادند.. شاید ان دیگری هم این ایده و فکر را داشتند، ولی مانند نبودند که این را اصل قرار بدهند و مردم را به این سمت هدایت و بسیج کنند و این موضوع را هدف و مقصد خود قرار دهند. این ویژگی در دیگران نبود و لذا آقای صدر از همان ابتدا به ارادت پیدا کرده بود.

ولی فکر می کنم مواردی که موجب گردید این دو بزرگوار خیلی به هم نزدیک نشوند، یکی مشکل زبان بود، چون آقای صدر فارسی را خوب نمی فهمید و دیگری سیر تحولات است. آقای صدر بیشتر شاگرد آقای خوئی بود. اوضاع مرجعیت نجف و مرجعیت آقای حکیم و توجه بیشتر آنان به عراق و توجه بیشتر به ایران، یک مقدار سبب شده بود اختلاط و امتزاج این دو چندان زیاد نباشد. فکر می کنم اگر اختلاط بیشتری بود، می شد همفکری بیشتری را هم ایجاد کرد. شاید از خود آقای صدر هم می شد بیشتر استفاده کرد.

اما در هر حال ایشان در بحث و حکومت ی ح عجیبی با داشت و لذا همیشه هم از من می پرسید و بحث را دنبال می کرد. یادم هست در شروع نهضت و حرکت ، آقای صدر بسیار نگران بود. در عراق حزب و تشکیلات ی تأسیس شده بود، اما در ایران چنین تشکیلاتی وجود نداشت و لذا ایشان نگران بود که نکند دیگران سررشته کار را در دست بگیرند و نهضت ش ت بخورد. برخی شبهاتی را هم مطرح می د که این حرکت خوبی است، ولی مثل حرکت آیت الله کاشانی آ ش به نفع دیگران نشود و این بار هم دیگران حاصل کار را ببرند یا مثل عصر مشروطه بشود که...

دیگران موج سواری د...

آیت الله شاهرودی: بله؛ ایشان همیشه این دغدغه را داشت. یک بار که من هم حضور داشتم، ایشان از آسید احمد پرسید: «اگر این حرکت به نتیجه رسید، ی را دارند که بخواهد اوضاع را در دست بگیرد؟ چه ی در نظرشان است؟» آسید احمد پاسخ داد که انی هستند و اسم برد. مثلاً اسم بازرگان را برد و گفت که از اینها می شود استفاده کرد. آقای صدر پرسید: «آیا اینها واقعاً صد در صد به نظر و تئوری معتقدند؟ اینها برای خودشان نظری، ساختاری، فکری، حزبی و تشکیلاتی دارند.»

** جمله ای که شهید صدر بعد پیروزی انقلاب فرمودند

خلاصه اینکه ایشان این دغدغه ها را داشت. در عین حال هر وقت پیروزی ای به دست می آمد، ح وجد به ایشان دست می داد. در روز 22 بهم 1357 1357 دیگر درس ایشان درس نبود. آن موقع من در نجف بودم و دو هفته بعد بیرون آمدم. طلبه ها زیاد شده بودند و ایشان در مسجد جواهری و مسجد طوسی درس می داد. آن روز جلسه درس در مسجد جواهری بود و طلبه ها هم زیاد بودند. ایشان به جای درس، با این جمله شروع کرد: «الیوم تحقق حُلُم الانبیاء»: آرزو و مقصد اصلی انبیا امروز با انقل که در ایران شکل گرفت، محقق شد. در آن اوضاع و شرایط، اظهارنظر عجیبی بود همین هم منشاء حساسیت بعثی ها علیه ایشان شد. بعد هم دیگر ایشان موفق نشد درس بدهد و درسش هفت هشت جلسه بیشتر طول نکشید.

خلاصه آن روز به این نحو صحبت کرد. بعد هم تظاهراتی راه افتاد و طلبه ها در نجف راه افتادند و عده ای دستگیر شدند. این حادثه که رژیمی به دست یک مرجع ساقط شد و قرار بود یک حکومت ی ایجاد شود از نظر ایشان یک نقطه عطف تاریخی بود. برایش خیلی عجیب بود و کانه داشت این تحولات بزرگ و ز له ای را که در دنیا پدید آمده بود، می دید. گویی همه عمر را در انتظار چنین روزی سپری کرده و اینک این آرزو محقق شده بود.

ایشان آن روز آثار این تحول را گفت که اگر این حکومت محقق شود، چه خواهد شد و چگونه پیاده می شود، استعمار چگونه از بین می رود و چگونه این رویداد مقدمه تحول بزرگی در منطقه و تاریخ خواهد شد. بسیار زیبا صحبت کرد. ایشان همیشه وقتی تاریخ ائمه «ع» و سیره آنها را هم بیان می کرد، قضایا را از این زاویه می دید. اخیراً هفت هشت سخنرانی ایشان در باره ائمه چاپ شده است. همه موضوعات را به نوعی به تحولات اجتماعی و وصل می کرد و واقعاً تحلیل های بسیار زیبایی داشت.

شهید صدر به جای درس، با این جمله شروع کرد: «الیوم تحقق حُلُم الانبیاء»: آرزو و مقصد اصلی انبیا امروز با انقل که در ایران شکل گرفت، محقق شد. در آن اوضاع و شرایط، اظهارنظر عجیبی بود همین هم منشاء حساسیت بعثی ها علیه ایشان شد.

از صحبت ها و سخنرانی ها معلوم می شود که ایشان کلاً را این طور می فهمد که فهم و برداشت بدیعی است. مثل دیدگاه ، منتهی هر کدام با ادبیات خود بیان می د که به نظر من بینش ی انی است. در قانون اساسی ما هم در مورد آمده است که باید بینش و اجتماعی داشته باشد. یکی از مهم ترین مسائل همین است که انسان اساساً را چگونه بفهمد. یک وقت انسان، را این طور می فهمد که می خواهد حکومتی را ب ا و تمدن ی ایجاد و بشریت را هدایت کند و تاریخ را حرکت بدهد. کما اینکه «ص»، انبیا «ع» و ائمه «ع» همین کار را د و برای همین هم شهید شدند، والا فتوا را که همه می دادند.

ابوحنیفه و مالک هم فتوا می دادند و ی هم به آنها کاری نداشت. این نگاه است که اهمیت دارد. به نظر من این یک فهم، دانش و بینش بسیار اصولی و اصل و مبنای است. این مبنا را داشت و آقای صدر هم داشت و هر دو هم برای آن زحمت فراوان کشیدند. خدا به توفیق داد که این کار بزرگ را به سرانجام برساند. به ایشان هم توفیق داد که در این راه شهید گردد و خون خودش و خواهرش در این راه برزمین ریخته شود. خلاصه اینکه ایشان عجیب به شوق آمده بود. خاطرم هست تنها ی هم که در زمان حصر در نجف به دیدن رفت ایشان بود. همه می ترسیدند بروند.

در روزهای آ حضور در عراق؟

آیت الله شاهرودی: بله، مانع می شدند. ایشان می گفت حس می کنم خداوند توفیق بزرگی به ایشان خواهد داد و کارهای بزرگی خواهد کرد. انگار حس کرده بود کار بزرگی صورت خواهد گرفت. بعد هم که آن جمله معروف را گفت که همه در ذوب شوید.

«ذوبوا فِی اِل َ الخُمینی کَما ذابَ هُوَ فِی اِل » در ذوب شوید، همان طور که ایشان در ذوب شده است. بعضی از دوستان ایشان که قبل از پیروزی انقلاب در تشکیلات مراجع دیگر خدمت می د و را درست نمی شناختند، برای ایشان نامه نوشته بودند که این مرجع این طور و آن طور است و خدمات این جوری دارد. شما چطور روی ایشان تمرکز کرده اید؟ ایشان می گفت اینها درست تشخیص نداده اند. بعد که انقلاب پیش آمد، ایشان با تعبیر «ذوبوا» در حقیقت می خواست بگوید راه را گم نکنید و از این مسیر بروید.

درباره شکل گیری مجلس اعلا و مسئولیتتان در آنجا هم لطفا بفرمایید.

آیت الله شاهرودی: در اول فروردین 1358 به ایران برگشتم، چون یک بار هم در عراق من را به زندان برده بودند. بعدهم تظاهراتی را که اشاره راه افتاد و من حس دیگر در آنجا امنیت نخواهم داشت. عده ای را گرفته بودند و می دانستم که نوبت ما هم می رسد. به آقای صدر گفتم اوضاع این طوری است و ایشان گفت شما حتماً برو. به کویت رفتم و از آنجا به ایران آمدم و خدمت رفتم که آن موقع در قم بودند. از حال آقای صدر پرسیدند. هنوز قضیه حصر ایشان پیش نیامده بود و من اوضاع ایران را با تلفن به آقای صدر اطلاع می دادم. مثلاً شهادت آقای مطهری را که در همان سال رخ داد به ایشان اطلاع دادم و ایشان در مسجد هندی فاتحه خیلی مجللی گرفت.

قضایای خوزستان هم که پیش آمد زنگ زدم و ایشان نامه ای نوشت که به شکل عمومی اعلام شد و این نامه را در بخش عربی خواندند. ایشان عرب های خوزستان را به انقلاب دعوت کرده و گفته بود تحت تأثیر خلق عرب و این جور جریانات قرار نگیرید، چون بعثی ها در آنجا نفوذ کرده و اغت به راه انداخته بودند. عراقی هایی که به ایران می آمدند، امثال آقای مالکی در عراق زیر فشار بودند.

عراق بعد از پیروزی انقلاب در ایران مخصوصاً روی جوان های مسلمان عراقی حساس شده بود و اعضای حزب الدعوه را یکی یکی می گرفت. عده زیادی از آنها فرار د و به ایران آمدند، از جمله آقای مالکی، آقای ابوزینب که شهید شد. اینها پیش ما می آمدند و از طریق برادران کمکشان می کردیم. خدا رحمت کند آقای چمران را، آن موقع دفاع بود و پادگانی را گرفته بود و آنها در اینجا آموزش می دیدند. حدود یک سال بعد هم که جنگ ایران و عراق شروع شد.

این کارها را برای این آقایان می کردیم و به دنبال آن بودیم که در اینجا با کمک علمایی چون آقای حائری، آقای تسخیری، آقای نعمانی، آقای اشکوری و... که با شهید صدر و عراق ارتباط داشتند و از قبل به ایران آمده بودند، یک تشکیلات علمائی به راه بیندازیم. هنوز آقای حکیم نیامده بود. اوا سال 59 بود که ایشان آمد و تشکیلات «جماعـة العلما» راه افتاد که چیزی مثل جامعه ت مبارز خودمان بود. آیت الله که خدا حفظشان کند، از طرف حضرت مسئول شده بودند بحث عراق را دنبال کنند.

گمانم اوایل ریاست جمهوری ایشان بود. اعضای «جماعه العلما» همه از ها بودند. کربلایی ها هم مستقلاً برای خود جماعت هایی را راه انداخته بودند و بیشتر با آقای منتظری و سید مهدی هاشمی سر و کار داشتند. آقا دیدند این شیوه مناسبی نیست و پیشنهاد د مجلسی به نام مجلس اعلی تشکیل شود. جنگ هم شروع شده بود و ضرورت ایجاب می کرد که یک مجلس درست و حس تشکیل شود که همه اینها را در خود جمع کند. در واقع پیشنهاد مجلس اعلی را ایشان دادند و از همه ما که بیشترمان در قم بودیم دعوت د. به بنده هم مستقیم زنگ زدند. تا قبل از آن با ایشان سلام و علیک داشتیم، ولی نه زیاد. یکی یکی افراد را دعوت د و خدمتشان رفتیم. ازبعضی آقایان کربلایی هم دعوت کرده بودند. شیخ دیگری هم بود که فوت کرده است. او هم عده ای از کربلایی ها را تحت عنوان «العمل ال ی» جمع کرده بود.

ی همه را در مجلس اعلی جمع کرد و در اولین جلسه بحث های مفصلی هم شد. بعضی ها موافق و برخی مخالف بودند. ایشان گفت که من از طرف مسئول هستم. خلاصه ایشان این تشکیلات را ایجاد و اساسنامه ای را تنظیم کرد و از ما خواست بنشینیم و در باره آن بحث و آن را تنظیم و تکمیل کنیم و خدمت ایشان بدهیم. ما هم این کار را کردیم. البته آقای حکیم محور بود. دو سه نفر کربلائی و بقیه بودند. بنا شد یکی از عالمان اهل سنت هم باشد که از اهالی کرد دعوت شد. خلاصه تشکیلاتی راه افتاد، اساسنامه تنظیم شد، انتخابات صورت گرفت و رئیس و سخنگو انتخاب شدند. دوره های اول مجلس اعلی یک ساله بود و من دو یا سه دوره به عنوان رئیس انتخاب شدم.

بعد از شما آقای حکیم انتخاب شد؟

آیت الله شاهرودی: بله، بعد آقای حکیم انتخاب شدند. هم من و هم آقای حکیم با آقا جلسات خصوصی داشتیم. در یک جلسه خصوصی ایشان به من گفتند گفته اند که از این مجموعه روی شما دو نفر نظر بیشتری دارند. جلسه اول که تشکیل شد خدمت رفتیم. من رئیس بودم و گزارشی را عرض و خیلی اظهار محبت د.

در جلسه همه اعضا را معرفی . جلسه که تمام شد، از من پرسیدند: «قم هستید؟» گفتم: «بله.» گفتند: «درس را رها نکنید.» خدا رحمتشان کند. گفتم: « من در حوزه درس دارم. به تهران می آیم و می روم.» خلاصه به این ترتیب تشکیلات راه افتاد.

توصیه ای که به جنابعالی فرمودند خیلی جالب بود.

آیت الله شاهرودی: بله، ایشان روی این قسمت خیلی حساس بودند. هم به آقای گفته بودند که من در جمع این آقایان روی دو نفر بیشتر تاکید دارم. یکی فلانی است و یکی هم آقای حکیم. به ایشان هم توصیه کنید درس و بحث را ادامه بدهد. ایشان ما را از نجف تربیت کرده بود. بار اول که به ایران آمدم، ایشان یک بار آقای اشراقی را به منزل ما فرستادند. تازه وارد قم شده بودم و بعضی از بستگان ما مثل آقای سید عبدالهادی شاهرودی در اینجا بودند، ولی در هر حال غریب بودم. ایشان آقای اشراقی را فرستادند و صد هزار تومان لطف د.

یک بار هم آقای صانعی را در سال های آ عمر شریفشان به دفتر ما فرستادند. دفتر مال بود که در اختیار ما گذاشته بودند.. هفت هشت سال در اختیار ما بود خیلی تأکید و عنایت داشتند که حوزه را رها نکنم. همین طور هم شد و از روزی که به قم آمدم درس و بحث را شروع . درنتیجه درس بحث کتابهایی مثل خمس در دو جلد، اجاره و مضاربه و یک دوره کامل اصول تالیف شد. اینها را غالباً در مدرسه فیضیه درس داده ام. اول انقلاب یک دوره حدود، دیات و قضا درس دادم. آنهم در سه جلد است که هنوز چاپ نشده.

غرض اینکه توصیه و دعای واقعاً اثر کرد. این آقایان هم که از طرف می آمدند و به شکلی که اشاره کمک می شد. یک اجازه مطلق هم به ما داده بودند. آقای رسولی مسئول اجازات بودند. آقای رحیمیان هم بود.

آقای رسولی زنگ زد و من به آنجا رفتم. ایشان گفت: «نمی دانم با چه کار کردی؟ مدتی است هر یک از علمای استان ها و بزرگان اجازه خواسته اند، غیر از شما و یک نفر دیگر همه را رد کرده است.» لطف خاصی به ما داشتند. در نجف هم ما را در لیست خاص خود قرار داده بودند و از طریق آشیخ عبدالعلی قرهی شهریه خاصی به فضلا می دادند. ایشان ماهی یک بار شب ها دم در منزل می آمد و شهریه را به بنده می داد. از علم و بحث خیلی خوششان می آمد، مخصوصاً وقتی شاگرد اشکال می کرد. ایشان عاشق علم بود و به ما لطف داشت و همین لطف هم ما را حفظ کرد که وقتمان تلف نشود.

تأکید بر مسئله تحصیل نکته آموزنده ای بود. اگر خاطره دیگری از دارید که برای نسل امروز ما، طلاب و غیرطلاب آموزنده باشد بیان بفرمایید.

آیت الله شاهرودی: بارها به دوستان گفته ام غبطه می خورم که چرا در نجف که آن قدر راحت خدمت بودیم، فقط به درس و بحث اکتفا کردیم؟ همه ما می توانستیم از بهره های فراوانی بگیریم. واقعیت امر این است که عمق را نمی شناختیم و فقط مرجع، عالم و بودن ایشان را می فهمیدیم. بیانات خاصی هم که داشتند، مخصوصاً بعد از شهادت آقا مصطفی خیلی آموزنده بودند، ولی عمق خیلی بیش از اینها بود. حالا که فکر می کنم می بینم اگر از این عمق اطلاع داشتم، شده نوکری ایشان را می خیلی استفاده می . اخلاق و رفتار نشان می داد که ایشان خود را ساخته است.

این خودساختگی چیزی ورای جنبه های علمی و فکری و عرفانی است. اینها علم هستند، ولی جوهره و ف آدم چیز دیگری و غیر از اینهاست. آن کمالی که انسان به آن می رسد مطلب دیگری است. ایشان توانسته بود این راه را سیر و خود را تربیت کند و به آن کمالات برسد. اینهاست که می خواهد. علم را از کتاب و بحث و نوار هم می توان گرفت. اینهاست که باید از آموخت. نفس مرشد می خواهد.

اگر را درست می شناختیم، به هر قیمتی بود می م م و استفاده می کردیم. مخصوصاً که ایشان طلبه های ساعی و فاضل را خیلی دوست داشت. یک سال آقای اشراقی، داماد به نجف آمد و در بیرونی منزل دید و بازدید داشت. اولین بار بود که آقای اشراقی را می دیدم. دو سه سال بود. رفتم و سلام و علیک . آقای شیخ احمد انصاری ـ که خدا رحمتش کند ـ در بیرونی ایستاده بود و با آقای اشراقی صحبت می کرد. مرا که دید شناخت و معرفی کرد و گفت ایشان فلانی است.

همین که اسم مرا برد آقای اشراقی گفت ب ذکر خیر شما را کرد و گفت که در درس اشکالات خوبی می کند. معلوم بود که عنایت و لطف داشتند، لذا غبطه ای که می خورم این است که باید به هر شکل ممکن استفاده بیشتری از می .

آقای معلم دامغانی با خدمت مرحوم شاه آبادی درس خوانده بودند. ایشان می گفت ما وقتی پیش آقای شاه آبادی فصوص می خو م، بیشتر از ایشان فصوص را می فهمید. تعجب می که اگر بیشتر از او می فهمد، پس این همه «روحی له الفداه» که برای آقای شاه آبادی می گوید برای چیست و چرا این همه اصرار و ماس برای درس خواندن پیش ایشان؟ بعد می گفت دنبال نفس و محضر آقای شاه آبادی بود، نه علمش.

واقعاً همین طور است. به نظر من همه زندگی باید به همان شکل که واقعاً بود تبیین شود تا الگو و اسوه برای همه علما باشد. در هر قسمت و بخشی امتیازات بسیار عظیم اند. ایشان واقعاً اسوه، الگو و نسخه است. اگر ی بخواهد خود را کامل کند، باید یک یک اینها را یاد بگیرد. ایشان سیزده سال در نجف بود و هر شب به حرم می رفت. آقایانی که متولد نجف بودند، در عمرشان به اندازه حرم نرفته بودند، مگر هفته ای یک شب یا در مناسبت ها، اما مقید بود هر شب حرم برود.

با یک حساب سرانگشتی یعنی در این مدت بیش از 4500 بار به زیارت المؤمنین«ع» رفته بود.

آیت الله شاهرودی: چه توفیق بزرگی! عبادات، تهجد، علم و از همه مهم تر توان روحی و تصرف در همه امور حیرت انگیز بود. هیچ چیزی جز خدا را نمی دید و این بسیار عظیم است. شجاعت و نترسیدنش همه در جهت خدا بود. همان طور که آقای صدر گفته بود ذوب در . این حرف شوخی و این سلوک تصنعی نیست. به عقیده من همه زندگی ، مخصوصاً برای طلبه ها و علما درس است. ما عالمی نداریم که این قدر جامعیت داشته باشد و بعد هم خدا این توفیق بزرگ را به او بدهد که چنین حرکت عظیمی را ی کند. این به خاطر اخلاص است.

توفیق بزرگی است که خداوند حتی به برخی از انبیا و اولیا هم نداده است. فقط بعضی از انبیا توانستند در تاریخ تحول ایجاد کنند، ولی نه همه . شرایط زمانه به آنها اجازه نداد که این کار را ند. کاری که ایشان کرد و انقل که ایجاد گردید، حقیقتاً نقطه عطفی نه تنها در تاریخ که در تاریخ بشر است. می بینید که با این حرکت، همه معادلات دنیا را به هم زده است و هنوز هم دارد به هم می زند.

یقین دارم این حرکت پیش می رود تا به نقطه اصلی خود، یعنی نقطه ظهور برسد. قطعاً این طور می شود. اینها همه تمهیدات آن واقعه عظیم اند. این تحولات بزرگ شوخی نیستند، در تاریخ سابقه بسیار کمی دارند و یک چیز عادی نیستند. این توفیق را هم خدا به ایشان داد. نظام شیعی و نظام ی صحیح، آن هم با این عظمت و این سبک و شیوه مدرن. دیگران هنوز روی کار نیامده صحبت از خلافت و حرف های کذایی می زنند، اما ایشان این شیوه مدرن، عقلانی، معقول، منطقی و دینی را مطرح کرد که همه چیز در آن هست.

از آن طرف یا در می آید یا حکومت اخوان المسلمین که یک سال هم نمی تواند دوام بیاورد. اخوان تازه با دست هم داده بود. یا ، و ظواهری در می آید که غیر از کشتن و وحشی گری کار دیگری نمی کنند.

می فرماید گمان نکنید انقلاب ی مخصوص ایران است. این نقطه آغاز نهضت جهانی حضرت ولی عصر(عج) است.

آیت الله شاهرودی: بله، خود ایشان هم این را حس کرده بود. این به خاطر همان اخلاص و اشراف خوبی بود که خداوند به ایشان داده بود. همواره گفته ام ایشان روح و قرآن را فهمیده بود و می دانست از انبیا، ائمه، علمای ربانی ای که تابع ائمه هستند چه می خواهد. روح را خوب فهمیده بود. بعضی ها این روح را نمی فهمند. فهمیدن روح قبل از فهمیدن چیزهای شکلی خیلی مهم است.

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی، - ایشان , ,آقای ,بودند ,خیلی ,کرده , آیت الله شاهرودی ,آقای حکیم ,آیت الله شاهرودی ,حکومت ی ,تاریخ , آیت الله شاهرودی بله، ,یافتید؟ آیت الله شاهرودی
آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی، ایشان , ,آقای ,بودند ,خیلی ,کرده , آیت الله شاهرودی ,آقای حکیم ,آیت الله شاهرودی ,حکومت ی ,تاریخ , آیت الله شاهرودی بله، ,یافتید؟ آیت الله شاهرودی
محبت اهل بیت علیهم السلام؛ کشتی امن در طوفان بلا


حضرت آیت الله : «در این دریای طوفانیِ این منطقه و این دنیا -این طوفان، امروز به اروپا هم رسیده است؛ فرانسه را ملاحظه کنید؛ کشورهای اروپایی هم اسیر طوفانند- در این طوفان، ملّت ایران به برکت در کشتی امن محبّت اهل بیت و قرار گرفته اند.» ۱۳۹۷/۰۹/۲۱
پایگاه اطلاع رسانی khamenei.ir براساس این بخش از بیانات انقلاب لوح «محبت اهل بیت علیهم السلام؛ کشتی امن در طوفان بلا» را منتشر می کند.


عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : محبت اهل بیت علیهم السلام؛ کشتی امن در طوفان بلا - کشتی ,علیهم السلام؛ کشتی
محبت اهل بیت علیهم السلام؛ کشتی امن در طوفان بلا کشتی ,علیهم السلام؛ کشتی
تلنگر ی

حضرت آیت الله انقلاب ی در جریان دیدار رئیس جمهور و اعضای هیئت ت در ۲۴ تیرماه ۱۳۹۷، مسئولان کشور را به صحبت شفاف و صادقانه با مردم و حضور در جمع اقشار مختلف از جمله کارگران توصیه د. پایگاه اطلاع رسانی khamenei.ir متن و این سخنان را در قالب مجموعه ی «بروید در میان مردم» منتشر می کند.
انقلاب در جریان این دیدار می فرمایند: به صورت روبه رو و رودررو با مردم حرف بزنید، مسائل را به مردم بگویید، بگویید که دشمن میخواهد از رخنه ی اقتصادی استفاده کند؛ این را صریح به مردم بگویید. بگویید البتّه ما مشکلات اقتصادی ای داریم، دشمن میخواهد از این استفاده کند، ما نخواهیم گذاشت و به کمک شما احتیاج داریم... بروید با کارگر تماس بگیرید، بروید پای کوره، بروید محصول را تماشا کنید، بروید انبارها را ببینید، بروید با مجموع کارگرها حرف بزنید، وارد کار بشوید؛ این اگر شد، مردم می بینند بله، دارد کار انجام میگیرد.








عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : تلنگر ی - مردم ,بروید ,بگویید ,دشمن میخواهد , انقلاب
تلنگر ی مردم ,بروید ,بگویید ,دشمن میخواهد , انقلاب
گفت و شنود/ بشکه

گفتم: یکی از دخترانی که در خیابان انقلاب کشف حجاب کرده بود به کانادا پناهنده شده و طی مصاحبه ای از کشورهای غربی خواسته است بر تحریم های ایران بیفزایند!


گفت: مدعیان اصلاحات را بگو که برای کشف حجاب این ا و های خیابانی چه کف و سوتی می زدند؟! انگاری سر برف زردآلو گرفته اند!


گفتم: آنها در جریان فتنه یی- ی ۸۸ چه غلطی توانستند ند که با کف و سوت برای این ا و ها بتوانند؟!


گفت: اما خودمانیم ها! عجب پیشنهاد خطرناکی کرده است؟! چون مدت هاست که و کانادا و اروپا منتظر پیشنهاد او بودند تا تحریم ها را بیشتر کنند!


گفتم: پشه رفته بود خون بده! پرستار پرسید؛چند سی سی میدی؟! پشه گفت؛ سی سی چیه، بشکه بیار!

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : گفت و شنود/ بشکه - گفتم
گفت و شنود/ بشکه گفتم
قضاوت زود هنگام
جاهایی که «دقت» را فدای «سرعت» کردیم

مجله فارس پلاس؛ حمیدرضا تاجی: حسام الدین آشنا مشاور فرهنگی رئیس جمهور چند سال پیش طی یادداشتی ماجرای شیخ هادی، جماعت محله شان را تعریف کرد که به دلیل قضاوت اشتباهش (درباره اقامه بدون وضوی جماعت)کم کم باعث بی اعتمادی مردم و گزاران نسبت به شیخ هادی شد و کار تاجایی پیش رفت که وی از محله و حتی شهر رفت. (ماجرای کامل را اینجا بخوانید)

حکایت آشنا و شیخ هادی، حکایت این روزهای فضای رسانه ای و بخصوص فضای شبکه های اجتماعی کشورمان شده؛ کافی است تا مطلبی در یکی از کانال های تلگرامی، پیج های اینستاگرامی و یا صفحات توئیتری منتشر شود، آن وقت است که بدون اطلاع از صحت و سقم آن، خیل نظرات و هشتگ های مختلف درباره آن منتشر می شود.

در واقع بسیاری از پیام هایی که در شبکه های اجتماعی منتشر می شود بدون کمترین بررسی و تامل توسط کاربران بازنشر داده می شود و در این میان حتی بعضی خبرنگاران و اهالی رسانه نیز برای از دست ندادن زمان، سرعت را فدای دقت می کنند و در این دام گرفتار می شوند. متاسفانه چنین نمونه هایی کم نیستند و به رسانه های یک جناح هم اختصاص ندارد.

مشکل اساسی از جایی آغاز می شود که اغلب این مطالب عجولانه ای که در رسانه های رسمی منتشر می شود و درباره آن حتی گزارش و مصاحبه گرفته می شود، با آبروی مستقیم افراد در ارتباط است؛ موضوعی که برای آن احترام زیادی قائل است و حتی صادق(ع) حرمت آن را از حرمت کعبه بالاتر می داند. (المومن اعظم حرمة من الکعبه)

بد نیست مروری به تعدادی از این اقدامات شتابزده بیاندازیم و برای یک بار هم که شده به خودمان بیاییم و ببینیم که اشتباهات ما چگونه با آبروی افراد بازی می کند.

* ماجرای لاکچری بودن سیداحمد

اخیرا تصویری از سیداحمد (فرزند سیدحسن نوه راحل) در رسانه ها منتشر شد و بسیاری از کاربران بدون کمترین بررسی شروع به موضع گیری علیه وی د و رفتار احمد را لاکچری خواندند؛ برخی ها حتی قیمت نگهداری اسب را هم محاسبه د!

اما پس از مدتی سیداحمد توضیح داد که تصویر مربوط به بیش از یک سال قبل بوده که به دعوت یکی از دوستانش به یک باشگاه ورزشی در کرج رفته و خودش تا همین روزها هم این ع را ندیده بوده. وی توضیح داد که اسبی ندارد که بخواهد پولی برای هزینه اش بدهد و در عمرش بیش از یکی دوبار سوار اسب نشده است.

حتی عده دیگری شایعه د خانم حاضر در ع ، همسر احمد است که قبل از ازدواج نیز با او رابطه دوستی داشته. اما این شخص، یکی از افرادی است که تمایل داشته ع ی به یادگار با او داشته باشد. جوان در توضیح این شایعه گفته وقتی ی از او تقاضای ع کند، اگر حداقل مسائل شرعی را رعایت کرده باشد، امتناع نمی کند و به همین دلیل با هزاران نفر از آشنا و غریبه ع دارد.

* ماجرای عمل گردن خانم !

انتشار بخشی از صحبت های پروانه سلحشوری در یک خبرگزاری تی، با این مضمون که سر چادر باعث شده تا وی گردن درد بگیرد و گردنش را جراحی کند، با واکنش شدید کاربران روبه رو شد؛ این خبرگزاری صحبت های این مجلس را جوری وانمود کرد که گویا وی علیه حجاب موضع گرفته است.

این درحالی بود که متن کامل صحبت های پروانه سلحشوری چنین چیزی را به مخاطب القا نمی کرد.

* طرح شایعه به دنیا ویسی

دنیا ویسی دانش آموز کلاس اول دبستان، چند ماه پیش بر اثر فروریختن دیوار مدرسه در روستای گرماش استان کردستان جان خود را از دست داد ، اما برخی از کاربران و در پی آن برخی نشریات و سلبریتی ها شایعه به وی را مطرح د.

این شایعه آن قدر بی اساس بود که هم طرح کننده آن مجبور به پاک توئیتش شد و هم مسئولان پزشکی قانونی آن را رد د و پدر دنیا اعلام کرد که از منتشرکنندگان شایعه شکایت می کند.

هرچند این شایعه تکذیب شد اما فشار روحی که به خانواده دنیا آمد مگر با یک عذرخواهی و پاک مطلب و به قول رسانه ای رذها دادن تکذیبیه تسکین پیدا می کند؟

* نسبت اشرافی گری به آیت الله جنتی

چندسال پیش تصویری از آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان در فضای مجازی تحت عنوان «صندلی شاهانه آیت الله جنتی» منتشر شد و برخی وی را متهم د که برخلاف سخنرانی هایش، زندگی ساده ای ندارد. این تصویر، همچنان هم توسط صفحات و کانال های ضدانقلاب به عنوان شاهدی بر اشرافی گری رئیس مجلس خبرگان مورد استفاده قرار می گیرد.

اما واقعیت این ماجرا این بود که این تصویر مربوط به سفر ایشان به عراق بوده و ع نیز در پاویون فرودگاه گرفته شده و ربطی به زندگی شخصی ایشان نداشته است.

* تنها جلوه دادن آیت الله جنتی هم دیگر موردی بود که به آیت الله جنتی نسبت دادند؛ اوا تیرماه امسال تصویری از جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام پخش شد که یکی از موضوعات آن، بررسی عضویت اقلیت های دینی در شوراهای شهر بود. این ع در لحظه رای گیری گرفته شده و ظاهرا آیت الله جنتی تنها مخالف موضوع به رای گذاشته شده است. بلافاصله برخی رسانه ها این تصویر را با عنوان «آیت الله جنتی، تنها مخالف بازگشت سپنتا نیکنام» منتشر د و عده ای نیز به همین دلیل از ایشان انتقاد د.

اما ساعتی بعد مشخص شد این تصاویر اصلا مربوط به موضوع عضویت اقلیت های دینی در شوراها نبوده و اساسا در زمان رای گیری برای این دستورجلسه، هیچ عکاسی در جلسه حضور نداشته بود.

* دست دادن ابتکار با مرد آلمانی!

یکی از معروفترین قضاوت های زودهنگام مربوط به دست دادن معصومه ابتکار با مرد آلمانی بود. این مصاحفه سر و صدای زیادی به راه انداخت و معترضان فراوانی داشت.

این اشتباه از سوی رسانه ها و کاربران درحالی صورت گرفته بود که شخص مذکور، خانم باربارا هندری ، محیط زیست آلمان بوده نه مرد آلمانی!

* آیت الله علم الهدی و شایعات بی پایان

حجت ال علم الهدی یکی از شخصیت هایی است که معمولا صحبت هایش به صورت غرض ورزانه تقطیع و در فضای مجازی منتشر می شود و جالب اینجاست که بسیاری بر همین اساس در مورد وی قضاوت می کنند.

به عنوان نمونه ی از صحبت های مشهد در فضای مجازی منتشر شد با این مضمون که «اگر این زن ها با عرب های عراقی مبا کنند، ثواب دارد، چون اینها از کربلا می آیند». این به سرعت در میان کاربران بسیاری دست به دست شد و منشا قضاوت خیلی ها قرار گرفت در صورتی که واقعت چیز دیگری بود. این صحبت ها بخشی تقطیع شده از صحبت های آیت الله علم الهدی بود که در آن، ایشان در حال نقل قول از دیگران و البته نفی و تقبیح این قبیل جملات بود.

انتشار صحبت هایی با این مضمون که «قانون اساسی غلط کرده که گفته مجلس خبرگان باید بر ی و عزل او نظارت کند»، هم یکی دیگر از این شایعات بود که قضاوت های نادرست را در پی داشت. چرا که آیت الله علم الهدی «نظارت بر بقای شرایط ی» را جزو وظایف اصلی مجلس خبرگان می دانند.

شایعات پیرامون تدفین همسر آیت الله علم الهدی، انتساب ی از مدح درباریان توسط یک ، تعریف از اوضاع مردم در نابسامانی های اقتصادی اخیر، دستور ت یب مجسمه های فردوسی در ش ز همه و همه شایعاتی بود که برای بردن آبروی آیت الله علم الهدی منتشر شد و واکنش های عجولانه افراد مختلف و از جمله سلبریتی ها را د ی داشت.

* گ ار و وام ۱۰ میلیاردی!

البته این قضاوت های زودهنگام تنها مختص چهره های نیست و صابون این شایعات به تن برخی از هنرمندان هم خورده است.

انتشار نامه ای خطاب به معاونت اعتبارات بانک انصار مبنی بر تسریع وام ۱۰ میلیارد تومانی محمدرضا گ ار چندین روز در رسانه ها منتشر شد و بسیاری گ ار را به گرفتن رانت متهم د.

اما مدتی بعد بانک انصار در اطلاعیه ای ضمن تکذیب این نامه، تصریح کرد که اصلاً معاونتی با عنوان «معاونت اعتبارات» در بانک انصار وجود ندارد.

* فیش حقوق مدیر شرکت گاز!

انتشار فیش حقوقی منتسب به حمیدرضا حقوقی، مدیرعامل سابق شرکت ملی گاز نیز از آ ین اخبار غیردقیقی بود که منتشر شد و مدتی سروصدای زیادی در فضای مجازی به پا کرد.

اما مدتی بعد وی توضیح داد که این فیش حقوقی برای یک ماه وی نبوده و بلکه دریافتی ۶ماه اش، آن هم قبل از ر مالیات بوده است.

* توئیت های عجولانه یک مجلس

گاهی اوقات هم به دلیل دعواهای عده ای در این دام میافتند، مثلا در زمان انتخابات ریاست جمهوری، محمود صادقی مجلس شورای ی توئیتی را راجع به عدم استفاده آستان قدس از کالای ایرانی منتشر کرد تا به زعم خودش حجت ال رئیسی را زیر سوال ببرد.

اما یک سرچ ساده نشان داد که مارکی که صادقی می گفته ایرانی بود.

ماجرای انتشار ع ی از مسعود ده نمکی در پشت صحنه ا اجی ها بجای حوادث کوی در سال۷۸ و یا انتساب یکی از بد اران بانکی به آیت الله مکارم هم نمونه های دیگری ازاین دست بودند.

* صفحه جعلی که بسیاری را به اشتباه انداخت

انتشار مطلبی در صفحه توئیتری منتسب به شهیندخت مولاوردی، دستیار ویژه وقت رئیس جمهور در امور حقوق شهروندی باعث به وجود آمدن اشتباهاتی شد، حتی برخی از افراد خبره تر هم به اشتباه بر اساس این توئیت اظهار نظر د.

شباهت دو اکانت ساخته شده، موجب این قضاوت ها شد و پس از مشخص شدن این موضوع که این صفحه مربوط به مولاوردی نیست، برخی از افراد بابت اشتباه خود عذرخواهی د.

* قضاوت در سطح شهر یا روستا

گاهی اوقات دامنه یک قضاوت از یک فرد هم بیشتر می شود و یک شهر را در بر می گیرد؛ مانندادعای خوردن گوشت گربه و کلاغ مرده در روستاهای حاشیه زابل در ابتدای دادماه که توسط یکی از خبرنگاران صداوسیما منتشر شد و اهالی آن روستا را به شدت ناراحت کرد. اما پس از مدتی مشخص شد که این غذا سیر بوده و نه آنچه که ادعا می شده!

* روی آوردن به جعلیات برای حمله به نهادها

حتی ناچار باید بگوییم که بسیاری از های منتشر شده را هم تا زمانی که از مبادی رسمی و رسانه ای معتبر منتشر نشده، نباید به سرعت باور کرد مانند ماجرای ب گوش کودک کارگر که بعدها مشخص شد برای ت یب ان شهرداری یک منطقه ساخته شده بود.

* شوخی هایی که جدی می شود

انتشار ی با عنوان کولی گرفتن رئیس سازمان برق دشت آزادگان از نگهبان اداره هم قضاوت زودهنگام دیگری بود که در جریان سیل اخیر اهواز در شبکه های اجتماعی دست به دست شد و صحت نداشت چرا که هیچ یک از آن دو فرد حاضر در ، اصلا عضو این اداره نبودند و برای شوخی را گرفته بودند.

البته به این فهرست بلندبالا می توان نمونه های دیگری هم اضافه کرد که مخاطبان دربخش نظرات همین مطلب می توانند به آن اشاره کنند تا توسط کارشناسان خبرگزاری فارس مورد بررسی قرار گیرد. اما نکته مهم و توصیه رسانه ای به خصوص به همکاران رسانه ای و کاربران شبکه های اجتماعی این است که هرمطلب جذاب و وسوسه برانگیزی را که دیدند بلافاصله منتشر و یا بازنشر نکنند. بخصوص درمورد مطالبی که با آبروی مردم در ارتباط است با دیده شک بنگرند و دقت را فدای فرصت نکنند.

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : قضاوت زود هنگام - منتشر ,آیت الله ,بسیاری ,می شود ,کاربران ,قضاوت ,آیت الله جنتی ,آیت الله علم الهدی ,شبکه های اجتماعی ,مجلس خبرگان ,سیداحمد ,صحبت های پروانه سلحشو
قضاوت زود هنگام منتشر ,آیت الله ,بسیاری ,می شود ,کاربران ,قضاوت ,آیت الله جنتی ,آیت الله علم الهدی ,شبکه های اجتماعی ,مجلس خبرگان ,سیداحمد ,صحبت های پروانه سلحشو
لبیک یا حسین علیه السلام
حرم سالار شهیدان و سقای تشنه لب سیاه پوش شد+ع

در آستانه ماه محرم و عزاداری ی کربلا، حرم حسین(ع) و حضرت عباس(ع) رخت عزا بر تن کرد.

به گزارش خبرنگار حج و زیارت خبرگزاری فارس، در آستانه ماه محرم، صحن و شبستان های حرم حسین(ع) و حرم حضرت عباس(ع) با پارچه های مزین به نام ی کربلا سیاه پوش شد.

از ماه ها قبل تولیت حرم حسین(ع) و حضرت عباس(ع) سفارش سیاهپوش این دو حرم را داده بودند که خیاط های کربلا در حال تکمیل پارچه های مزین به نام ی کربلا بودند که پس از آماده شدن این پارچه نوشت ها، صحن و شبستان حرم های کربلا برای عزاداری سید و سالار شهیدان رخت سیاه بر تن کرد.

هر ساله با نزدیک شدن به ایام محرم برنامه های متنوعی در کربلا برگزار می شود و علاوه بر سیاهپوش شدن حرم حسین(ع) و حضرت عباس(ع)، بین الحرمین نیز سیاهپوش شده و چراغ های اطراف آن نیز از سبز به قرمز تغییر می کند. در ادامه تصاویری از سیاهپوش شدن حرم حسین(ع) و حضرت عباس(ع) را مشاهده می کنید.

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : لبیک یا حسین علیه السلام - حسین ,کربلا ,عباس ,حضرت , ,سیاهپوش , حسین ,حضرت عباس , ی کربلا ,پارچه های مزین
لبیک یا حسین علیه السلام حسین ,کربلا ,عباس ,حضرت , ,سیاهپوش , حسین ,حضرت عباس , ی کربلا ,پارچه های مزین
تأثیر فال بد زدن در کارها

حجت ال والمسلمین احمد عابدی در درس خارج اصول در مسجد خاتم الانبیای پردیسان به مناسبت ماه صفر و نحوستی که به آن ماه منتسب است نکاتی را درباره نحس و سعد زمان و مکان بیان کرد.

سعد و نحس بودن زمان و مکان

کلمه نحس، هم به صورت مفرد و هم به صورت جمع در قرآن به کار رفته است. در جایی فرموده «فی ایّام نحسات» و در جای دیگر فرموده «فی یوم نحس مستمر». کلمه سعد درباره ایام در قرآن بکار نرفته؛ ولی فرموده «انا انزلناه فی لیلة مبارکة»؛ یعنی هم زمان نحس و هم زمان مبارک، هر دو در قرآن بکار رفته است. علامه طباطبایی در ج 19 المیزان بحثی درباره سعد و نحس ایام ذکر کرده است.

زمان ها مثل مکان ها هستند. یک مکان فی نفسه نه سعد است و نه نحس؛ اما این مکان همین که اسمش بشود مسجد، سعد می شود یا مکانی که در آن قرآن و خوانده شود سعد می شود. اگر انسان در یک مکانی گناهی کرد، برای آدم نحس است.

زمان ها هم همینطور است؛ روزی که خدا عذاب نازل کند نحس می شود؛ روزی که خدا قرآن نازل کند یا مبعوث کند سعد می شود. اگر دریک مکانی آدم خوبی باشد مکان مبارک می شود؛ مثل حرم حضرت معصومه سلام الله علیها که به خاطر وجود ایشان مبارک است.

جایی که آدم خبیث باشد نحس می شود؛ مثلا گفته شده در مسیر مدینه تا مکه جایی که محل عذاب قوم ثمود و عاد است، توقف نکنید و زود رد بشوید؛ چون ارواح خبیثه در آن جا است؛ پس نتیجه این شد که خود زمان و مکان فی نفسه سعد و نحس ندارد و به اعتبار کاری است که در آن زمان و مکان انجام شده است.

تأثیر فال زدن

حالا اگر زمان و مکانی نه نحس و نه سعد باشد، اگر فال بد بزنید بد می شود و اگر فال خوب زدید خوب می شود. خود فال زدن تأثیر دارد و هم در زمان هست و هم در مکان.

خیلی از استخاره ها همین است؛ استخاره می کنیم مثلا بد است؛ یعنی فال بد زدن برای این کار است. در دعای استخاره است «اللهم انی تفألت بکتابک ....» فال زدن هم همین است. چشم شوری هم همین طور است. اکرم صلی الله علیه و آله فرمود «العین حق» یا قرآن می فرماید: «وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ» یا حضرت یعقوب علیه السلام به فرزندانش فرمود: «یَا بَنِیَّ لَا تَدْخُلُوا مِن بَابٍ وَاحِدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُّتَفَرِّقَةٍ»؛ این همان چشم شوری است.

پس اگر ی فال بد بزند اثر بد می گذارد؛ مثلا اگر استخاره کردید و می دانید که آن شخص این کار را می خواهد انجام دهد و بد آمد نگویید بد است، بگویید خوب نیست؛ چون اگر بگویید بد است ایجاد بدی در آن کار است.

مسلمان ها در ماه صفر چون خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفتند، فال بد زدند و گفتند ماه بدی است. اگر ی که فال بد نزند بدی نمی بیند و اگر فال بد بزند بدی می بیند. صلی الله علیه و آله فرمودند که فال نیک بزنید و فال بد نزنید.

در سوره یاسین آمده است که «قَالُوا إِنَّا تَطَیَّرْنَا بِکُمْ»؛ از قدیم مردم با کلاغ فال می زدند. وقتی کلاغ را می دیدند می گفتند: کاری که می خواهیم انجام بدهیم بد است. به همین جهت فال بد را «تطیّر» می گفتند.

نامه های اعمال را «تطایر کتب» می گویند؛ چون روز قیامت مردم وقتی نامه اع ان را می بینند فال بد می زنند: «ما لِهذَا الْکِتابِ لا یُغادِرُ صَغِیرَةً وَ لا کَبِیرَةً إِلَّا أَحْصاها». راه حل این موارد هم فال بد نزدن، دعا و صدقه و توکل و توسل است.

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : تأثیر فال بد زدن در کارها - مکان ,زمان ,قرآن ,همین , ,علیه ,الله علیه ,قرآن بکار
تأثیر فال بد زدن در کارها مکان ,زمان ,قرآن ,همین , ,علیه ,الله علیه ,قرآن بکار
اصلاح طلبان چگونه از «مرجعیت» هم سوء استفاده د؟ +تصاویر

روز ۵ آبان، در پی انتشار نامه ای سرگشاده از سوی آیت الله محمد یزدی، رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، به آیت الله آقا موسی شبیری زنجانی، از مراجع عظام تقلید، که در پی دیدار این مرجع با جمعی از چهره های اصلی جریان اصلاحات (از جمله سیدمحمد خاتمی) نگاشته شد، موجی از واکنش ها، عمدتا از سوی جریان اصلاح طلب در نکوهش و انتقاد از آیت الله یزدی و بعضا حملات تند به ایشان به راه افتاد.

جالب این جاست که در روزهای پس از این نامه نگاری، بعضا انی در رسانه های وابسته به جریان اصلاحات یا طرفدار ت و شبکه های اجتماعی، به طرفداری از «شان مرجعیت» و غیرت بر سر ادعای «بی احترامی به مرجعیت» شمشیر قلم از نیام کشیده اند که سوابق گفتار و نوشتار و کردار قبلی آنان نشان می دهد که باطنا نه تنها شانی برای مرجعیت قائل نیستند، که اصولا مدت هاست باوری به «تقلید» و «مرجع تقلید» و حتی اصولی فراتر از آن هم ندارند.

نشان به آن نشان که وقتی در ۲۹ داد ۸۱، در همدان، هاشم آغاجری، عضو سازمان مجاهدین انقلاب ی و از اصلاح طلبان رادیکال، با تفسیری از آرای شریعتی، نه تنها تقلید را کار میمون دانست، که اصولا نقش و جایگاه کارکرد قشر ت را به تمامی زیر سوال برد و از «پروتستانتیسم ی» دم زد، حتی یک صدا از اصلاح طلبان (معمّم و مکلّا) در نقد محتوایی این سخنرانی منتشر نشد و البته این حرکت ۱۶ سال پیش و زمانی بود که هنوز بسیاری از وابستگان این اردوگاه، نان «خط ی» بودن خود را می خوردند و به تفکرات امروز نرسیده بودند که حضرت (ره) را به سبک نهضت «آیت الله » یا «آقای » بنامند!

«هاشم آغاجری» (دوم از راست) در کنار عبدالله نوری و سید محمد بجنوردی

آن چه این چند روز، و در هیاهوی نقدها و حملات کوبنده به شخص آیت الله یزدی و نامه او مغفول ماند و چندان به آن پرداخته نشد، قصد و غرض اصلاح طلبان از دیدار -بدون هماهنگی قبلی- با حضرت آیت الله شبیری زنجانی و قرار دادن این مرجع تقلید در چنین موقعیتی و در برابر چنین ترکیبی از فعالان اصلاح طلب بود؛ با لحاظ این که دیدار آیت الله شبیری زنجانی باعبدالله نوری در خانه نوری، به واسطه نسبت خویشاوندی، حرف و حدیثی نداشت، و حرف و حدیث از آن جا شروع شد که نوری بدون اطلاع حضرت آیت الله، خاتمی و دیگر افراد را به این دیدار خانوادگی دعوت کرد.

ترکیب مهمانان دعوت شده به دیدار خانوادگی حضرت آیت الله شبیری زنجانی و عبدالله نوری هم در نوع خود جالب و قابل تامل است: سید محمد خاتمی، لیدر جریان اصلاحات، سید محمد خوئینی ها، مرشد فکری جریان اصلاحات با سوابق قضایی-امنیتی، عبدالمجید معادیخواه، ارشاد ت میرحسین و از چهره های تجدیدنظرطلب اصلاحات، غلامحسین کرباسچی، چهره کلیدی حزب کارگزاران و یکی از منابع مالی جریان اصلاحات و داوود فیرحی، چهره تئوریک جریان اصلاحات در زمینه جریان شناسی حوزه و فقه که چند سالی است برای مطرح «فقه اسانی و علامه نائینی» در برابر «فقه » تلاش بسیار می کند.

حقیقت آن است که سال ها حرکت خزنده اصلاح طلبان در حوزه های مختلف ، فرهنگی و اجتماعی به سوی نوعی از «سکولاریسم»، موجب فاصله گیری آن ها از حوزه و مراجع و نهادهای ریشه دار و پرنفوذ آن در ساحت ت شده است. اصلاح طلبان تلاش بسیاری د تا با پررنگ برخی چهره های حوزوی که البته برخی از آن ها از سابقون انقلاب هم بودند (ولی به مرور تجدیدنظرهایی در ارزش های انقلاب صورت دادند) از قبیل آیت الله یوسف صانعی، آیت الله اردبیلی و آیت الله بیات زنجانی، آن چه را که برکشیدن «مرجعیت غیرحاکمیتی» می خوانند، به پیش ببرند، لیکن هیچ گاه چهره های نامبرده به آن درجه از اشتهار و نفوذ از نظر قدرت علمی و فقهی و میزان مقلد نرسیدند که به جریانی همتراز با مراجع بزرگی که از دل مجمع مدرسین و جامعه ت مبارز بیرون آمدند، برسند.

به واقع، بعد از فوت مرحوم آیت الله حسینعلی منتظری که به لحاظ قوت و قدرت فقهی و حوزوی حتی مورد تایید حضرت (ره) هم بود، اصلاح طلبان به نوعی یک محوریت حوزوی را در جریان خود از دست رفته دیدند، چرا تا پیش از فوت ایشان، اصلاح طلبان بسیار سعی داشتند با پررنگ مکتوبات و مباحث و آرای فقهی «مدرن» آیت الله منتظری، ایشان را به عنوان یک مرشد فقهی برای اردوگاه اصلاحات (در کنار هدایت سید محمد خاتمی) در برابر حاکمیت مطرح کنند. بعد از فوت مرحوم منتظری، اصلاح طلبان از لحاظ پیوند با حوزه دچار خلأ جدی شدند و «مراجع» مورد نظر ایشان برای پر جای مرحوم منتظری، هیچ گاه به آن پایه و مایه از لحاظ جایگاه و نفوذ در حوزه نرسیدند.

مرحوم آیت الله منتظری در محضر (ره)

اصلاح طلبان و به طور خاص شیوخ آن ها (مجمع ون مبارز) به خوبی می دانند که برای بقا و ادامه بازیگری در سپهر نیازمند عقبه حوزوی برای داشتن مشروعیت معنوی لازم در جهت پیشبرد برنامه های ، فرهنگی و اجتماعی خود هستند. حضرت آیت الله سید موسی شبیری زنجانی، به واسطه مشی و روش معتدل و باز خود و البته برخی نسبت های خانوادگی، با هر دو جناح مطرح کشور روابط خوبی داشته اند، و در کنار روابط حسنه با معظم انقلاب، با سران جریان اصلاحات هم در ارتباط هستند.

کما این که بنا بر برخی اخبار، ایشان هم نزد انقلاب برای برداشته شدن حصر مرحوم منتظری وساطت د و هم برای عفو برخی محکومان فتنه امنیتی ۸۸. در زمینه مرجعیت هم ایشان یک مرجع مسلم و از اعاظم حوزه قم محسوب می شوند و از سوی دیگر، سوابق دیدارها و ارتباطات سال های اخیر هم نشان می دهد که بیت ایشان نسبت به چهره های محوری جریان اصلاحات هم دری گشوده تر دارد.

شاید جمع شدن این عوامل، یعنی ارتباطات نزدیک با مقامات عالی نظام، جایگاه مرجعیت و گشودگی نسبت به اصلاح طلبان و البته همراهی و هم جهتی برخی اعضای بیت ایشان با جریان اصلاحات، چهره های کلیدی این جریان را به این طمع انداخته که خلأ نبود مرحوم منتظری را با ایشان پر کنند تا رابطه ی رو به گسستگی خود را با حوزه ترمیم کنند و علاوه بر این از اعتبار و اشتهار این مرجع بزرگوار برای پیشبرد برنامه های خود بهره ببرند.

به تعاریف وبسایت فارسی از این مرجع بزرگوار، به قلم «حنیف مزروعی» ، از فعالان فراری فتنه ۸۸ و فرزند رجب علی مزروعی( رادیکال مشارکتی مجلس ششم و فراری به بلژیک) دقت کنید:

" آیت الله شبیری زنجانی سعی کرده تا خود را از مناصب و مسائل حکومتی کنار نگاه داشته و با تمرکز بر تحصیل و تدریس، امروز تبدیل به یکی از نمادهای ون غیروابسته و مستقل شده و حتی با وجود اعلام نامش به عنوان مرجع از سوی نهادهای وابسته به حکومت از پذیرش آن تا مدتها پرهیز کرد.

این مرجع شیعه با وجود داشتن رابطه ای دوستانه و قدیمی با ان پیشین و کنونی در هیچ منصب حکومتی حاضر نشد و یا در هیچ انتخاباتی به مانند سایرین به حمایت از نامزد خاصی اطلاعیه نداد و هیچگاه مانند دیگر مراجع پا به صداوسیمای نگذاشت.

مجموعه این رفتار و کردار این ظن را بیش از پیش تقویت می کند که وی خواستار نوعی مرزبندی بین حوزه و حکومت است و بر همین اساس از دخ در امور پرهیز کرده است."[۱]

و البته پاراگراف آ این مقاله نشان می دهد که رسانه سلطنتی بریتانیا به دنبال گرفتن چه نوعی ماهی از آب گل آلود است:

" اعتراضات این روزها در واکنش به نامه محمد یزدی، شاید آتشی زیرخا تر بوده که در همه سال های دو دهه اخیر منتظر فوران بود و محمدیزدی که فکر می کرد بهانه مناسبی برای حذف و ت ون غیرحکومتی یافته، این بار از حرکت خود نتیجه مع گرفته و موجب شده تا این صدای خاموش بلند شده و شاید در آینده مجددا اکثریت را در حوزه به دست آورد."

تیتر « »
مقاله فارسی

اما فردی به نام «محسن کدیور» ، از نزدیکان به بیت مرحوم منتظری و سابقی که اکنون در خارج از کشور به فعالیت علیه مشغول است و مکتوباتی به شدت مغرضانه و سرشار از کینه نسبت به از او منتشر می شود، طبق معمول با انتشار نامه آیت الله یزدی به میانه میدان پرید و در مقاله ای موهن به آیت الله یزدی و کل دستگاه ت همراه با نظام حمله کرد. اما بخشی از این مقاله، به خوبی غرض و مقصود جریان اصلاحات را از ایجاد دوگانه «یزدی-شبیری زنجانی» نشان می دهد. این فرد که اموراتش چند سالی است با پول بنیادهای صهیونیستی چون «کارنگی» می گذرد، در این مقاله تلاش کرد با جانبداری از مرجع بزرگوار، آیت الله شبیری زنجانی، منافقانه خط تقابل سازی « حکومتی/ غیرحکومتی» را پررنگ کند که با پوزش از ساحت خوانندگان آن را نقل می کنیم:

" آقا موسی شبیری زنجانی فقیهی نزیه است، نه اهل مبارزه است نه مذاقش با وابستگی و سرسپردگی به حکومت جور می آید. او از جمله فقهای مستقل حوزه علمیه قم است. اینکه ملاقات یک مرجع مسلم تقلید با شاگردان سابقش باعث چنین ع العملی از سوی عمله ی در حوزه علمیه قم شود باعث تعجب است. این ع العمل تند نشان می دهد که ی با ی شوخی ندارد و حتی فقیه عالیقدری همانند آقای شبیری هم اگر با فرد ممنوع صویر نظام ملاقات کند و ع دیدارش ولو در فضای مجازی منتشر شود کارت زرد می گیرد و به او هشدار داده می شود که در صورت تکرار کارت قرمز خواهد گرفت و از صحنه مرجعیت حذف خواهد شد! "

این اهانت های آشکار از یک عنصر خودفروخته (که به واسطه تعبیر نشدن خواب هایش برای وزارت و وک در ی فرضی آیت الله منتظری، کینه عجیبی از نظام بر دل دارد) و این تهمت و توهین آشکار به ساحت معظم انقلاب و یکی از سابقون انقلاب، آیت الله یزدی، در حالی انجام گرفت که در روزهای اخیر، خبر حضور حضرت آیت الله شبیری زنجانی در محضر معظم انقلاب هم منتشر شده است[۲] و سابقه دوستی، الفت و احترام دوجانبه این مرجع بزرگوار و حضرت آیت الله بر هیچ در حوزه پوشیده نیست.

دیدار معظم انقلاب و آیت الله شبیری زنجانی

رو مه «سازندگی» ، نشریه رسمی حزب کارگزاران سازندگی (که دبیرکل آن در همان دیدار حضور داشت) روز ۷ آبان تیر یک و مطلب اصلی خود را به مساله نامه آیت الله یزدی اختصاص داد، که کاملا عامدانه و آگاهانه تلاش کرد «دوقطبی» پیش گفته را دامن بزند. در صفحه ۴ این شماره از رو مه سازندگی، در مطلبی به قلم «محمدتقی فاضل میبدی» باز می بینیم که کد اصلی که استفاده می شود، «مرجعیت مستقل» است. میبدی می نویسد:

" این نامه(نامه آیت الله یزدی) که غیرعرف است حاوی دو نکته است: ۱-تحمل فرد مستقل را در حوزه ندارند ۲-این نامه استقلال حوزه و مرجعیت را هدف گرفته است. "

و باز در بخشی دیگر از این یادداشت کوتاه می نویسد:

" لذا امیدوارم آیت الله یزدی در نامه ای دیگر عذرخواهی کنند، زیرا آیت الله شبیری زنجانی از مراجع بزرگ و از خانواده ای اصیل هستند که تاکنون استقلال خود را حفظ کرده اند. "

آیا این معنای دیگری جز این دارد که دیگر مراجع بزرگوار تقلید، «وابسته» و «غیرمستقل» هستند؟

و در صفحه ۳ همین شماره، «محمدعلی ایازی» ، باز با ادبیاتی تند به آیت الله یزدی می تازد و از «مرجعیت مستقل» می گوید:

" ...آقای یزدی توقع دارند همه مراجع حکومتی شوند و اگر حکومت مساله ای را خوب یا بد بداند، تابع نظر آن ها باشد، و اگر مرجعیتی مستقل بود و دیگاه متفاوتی از دستگاه حکومتی مثل جامعه مدرسین داشت، آن وقت عیب و اشکال دارد. "

این فرد که ظاهرا عضو تشکیلات «غیرحکومتی» ! به نام «مجمع مدرسین حوزه علمیه قم» است، سپس قلم را تندتر می کند و در تهمت و بهتانی بزرگ به حکومت ی، از لفظ « حکومتی» استفاده و نظام را با حکومت بنی امیه و بنی عباس مقایسه می کند. این بخش شرم آور از سخنان این فرد را باز با پوزش از مخاطبان محترم می آوریم:

" زمینه ایجاد چنین رفتاری، خواسته های حکومتی است. در طول تاریخ هم ون وابسته به حکومت مرکزی به همین سیاق عمل می د. به عنوان مثال، در دوران بنی امیه، بنی عباس تا صفویه و حتی مشروطه تا به امروز یک عده از ون بوده اند که تلاش داشته اند تا مردم، ون و مرجعیت تابع حکومت شوند که این مساله باعث ضربه به حوزه می شود! "

این نهایت نادرستی و ناراستی و ناسپاسی است که جریانی، به انواع شیوه ها و روش ها به دنبال نقش آفرینی و ب مناصب و کرسی ها در یک حکومت باشد و این نقش آفرینی را حق خود بداند، لیکن نه تنها به مسلّمات و مبانی آن حکومت باورمند نباشد، که با «فاصله گیری» از همان حکومت و ژست «مخالف خوانی» و اپوزیسیون نمایی و حتی زدن تهمت های شنیع به یک حکومت دینی شیعی(از قبیل مقایسه آن با بنی امیه و بنی عباس) به دنبال ب وجهه و جلب رای در اقشاری از جامعه باشد. به بیان دیگر، این عین «نفاق» است که دست کم بخش های قابل توجهی از جریان اصلاحات سال هاست هم به دنبال نان «در» حکومت بودن و هم نام «بر» حکومت بودن هستند.

شاید همین بازی مزوّرانه و ماکیاولیستی اصلاح طلبان برای شکل دادن یک دوقطبی کاذب به نام « حکومتی- غیرحکومتی»، و تلاش برای استفاده ابزاری از مقام مرجعیت و حضرت آیت الله شبیری زنجانی در این سناریو، موجب واکنش آیت الله یزدی و نگاشتن آن نامه شد، نامه ای که طبق برخی شنیده ها نه تنها از روی خشم و احساس آنی نوشته نشد، که آیت الله یزدی کاملا با تامل و تانّی آن را نگاشت و منتظر هجمه ها و انتقادات بعدی هم بود. گزارش هایی که در چند روز اخیر منتشر شد نشان از آن دارد که خود حضرت آیت الله شبیری زنجانی بسیار از انتشار ع و گزارش این دیدار توسط عوامل وابسته به حاضران در آن دیدار ناراحت و رنجیده خاطر شدند و راضی به بهره برداری از آن دیدار نبودند. [۳]

نکته نهایی این که، امثال عبدالله نوری، سیدمحمد خاتمی، عبدالمجید معادیخواه، خوئینی ها و دیگر شیوخ جریان اصلاح طلب، اگر نام و اشتهاری دارند که آن ها را صحنه گردان یکی از دو جریان اصلی سیاست در کرده، به واسطه نقش های «حکومتی» است که زمانی در همین نظام(که اکنون از سوی وابستگان این جریان با بنی امیه مقایسه می شود!) بر عهده داشتند و اصولا کیست که نداند قدر و منزلت و تاثیرگذاری جریان سازی ت(از صدر تا ذیل) مرهون همان «حکومتی» بود که حضرت (ره) بنا نهاد و امروز انی که مدعی «خط » هستند، تعریف شدن ذیل آن را «انگ» و «اتهامی» برای کوبیدن امثال آیت الله یزدی استفاده می کنند.

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : اصلاح طلبان چگونه از «مرجعیت» هم سوء استفاده د؟ +تصاویر - جریان ,حوزه ,آیت الله ,شبیری ,حکومت ,الله ,شبیری زنجانی ,جریان اصلاحات ,آیت الله یزدی ,آیت الله شبیری , ,آیت الله شبیری زنجانی ,الله شبیری زنجانی
اصلاح طلبان چگونه از «مرجعیت» هم سوء استفاده د؟ +تصاویر جریان ,حوزه ,آیت الله ,شبیری ,حکومت ,الله ,شبیری زنجانی ,جریان اصلاحات ,آیت الله یزدی ,آیت الله شبیری , ,آیت الله شبیری زنجانی ,الله شبیری زنجانی
گفتار نیک

حمزة بن محمّد که نسبش به علیّ بن الحسین (علیه السّلام) می رسد در قم در ماه رجب به سال 339 روایت کرد از پدرش از یاسر خادم از هشتم و از پدران ایشان (علیهم السّلام) از حضرت حسین بن علیّ (علیه السلام) نقل فرمودند که رسول خدا (صلی اللَّه علیه و آله) به حضرت علیّ بن طالب (علیه السّلام) فرمودند:

یا علیّ، تو حجت خدا هستی و تو باب (تقرّب) به خدا هستی و تو راه به سوی خدا هستی و تو آن خبر عظیم هستی و تو صراط مستقیم حقّ هستی و تو مثل اعلای الهی هستی. یا علیّ، تو مسلمین و مؤمنین و بهترین وصیّین و اشرف صدّیقین هستی. یا علیّ تو فاروق اعظم (جداکننده حقّ از باطل) هستی و تو صدّیق اکبر هستی. یا علیّ تو جانشین من بر امّتم هستی و تو ادا کننده دیون من هستی و تو انجام دهنده وعده ‏های من هستی.

یا علیّ تو پس از من مظلوم واقع خواهی شد و مورد ستم قرار خواهی گرفت. یا علیّ پس از من از تو کناره جویند، یا علیّ پس از من محجور و خانه ‏نشین گردی، خدا را گواه می گیرم و هر را که حضور دارد از امّت من که حزب تو حزب من است و حزب من حزب خدا است و حزب دشمنان تو حزب است.

متن حدیث:

حَدَّثَنَا حَمْزَةُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ زَیْدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (ع) بِقُمَّ فِی رَجَبٍ سَنَةَ تِسْعٍ وَ ثَلَاثِینَ وَ ثَلَاثِمِائَةٍ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ یَاسِرٍ الْخَادِمِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا (ع) عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) لِعَلِیٍّ (ع):‏ یَا عَلِیُّ أَنْتَ حُجَّةُ اللَّهِ‏ وَ أَنْتَ بَابُ اللَّهِ وَ أَنْتَ الطَّرِیقُ إِلَی اللَّهِ وَ أَنْتَ النَّبَأُ الْعَظِیمُ وَ أَنْتَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیمُ وَ أَنْتَ الْمَثَلُ الْأَعْلَی یَا عَلِیُّ أَنْتَ إِمَامُ الْمُسْلِمِینَ وَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ خَیْرُ الْوَصِیِّینَ وَ سَیِّدُ الصِّدِّیقِینَ یَا عَلِیُّ أَنْتَ الْفَارُوقُ الْأَعْظَمُ وَ أَنْتَ الصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ یَا عَلِیُّ أَنْتَ خَلِیفَتِی عَلَی أُمَّتِی وَ أَنْتَ قَاضِی دَیْنِی وَ أَنْتَ مُنْجِزُ عِدَاتِی یَا عَلِیُّ أَنْتَ الْمَظْلُومُ بَعْدِی یَا عَلِیُّ أَنْتَ الْمُفَارِقُ بَعْدِی یَا عَلِیُّ أَنْتَ الْمَحْجُورُ بَعْدِی أُشْهِدُ اللَّهَ تَعَالَی وَ مَنْ حَضَرَ مِنْ أُمَّتِی أَنَّ حِزْبَکَ حِزْبِی وَ حِزْبِی حِزْبُ اللَّهِ وَ أَنَّ حِزْبَ أَعْدَائِکِ حِزْبُ الشَّیْطَانِ.

«عیون أخبار الرضا علیه السلام، جلد‏2 ، صفحه 6 - بحار الأنوار، جلد ‏38، صفحه 111»

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : گفتار نیک - أَنْتَ ,هستی ,بْنِ ,علیّ ,عَلِیُّ ,علیه ,عَلِیُّ أَنْتَ ,عَلِیِّ بْنِ ,الْحُسَیْنِ بْنِ ,بْنِ عَلِیِّ ,حضرت
گفتار نیک أَنْتَ ,هستی ,بْنِ ,علیّ ,عَلِیُّ ,علیه ,عَلِیُّ أَنْتَ ,عَلِیِّ بْنِ ,الْحُسَیْنِ بْنِ ,بْنِ عَلِیِّ ,حضرت
مهمترین تفاوت "ما" و "آقا"

فکر می کنید مهمترین تفاوت میان ما و انقلاب چیست؟ بصیرت؟ پیش بینی؟ اطلاعات روز؟ دشمن شناسی؟ همه این ها هست و دهها عنوان دیگر که می شود به آنها اضافه کرد. اما موضوع دیگری وجود دارد که جمع این عناوین است.

اما کدام اختلاف است که سبک تحلیلی بخشی از جریان متدین و انقل را از ی انقلاب دور کرده است؟ پاسخ در کلید واژه "امید" است. ی انقلاب به غایت به آینده امیدوارست و اما ما....

در این باره حرف بسیار است؛ اما آثار این تفاوت کجا خودش را نشان می دهد؟ چنین اختلافی چه اثری در سبک سیاست ورزی ما و ی دارد؟

10 مورد ذیل را با هم مرور کنیم؛

اثر اول، "دیدن نعمت" هاست. امید، نتیجه دیدن نعمت هاست. بسیاری از ما قدرت دیدن توفقیات کشور را نداریم. امکان مشاهده رشدهای کیفی و کمی انقلاب را پیدا نمی کنیم. از کنار پیشرفت ها به سادگی عبور می کنیم و قدر داشته هایمان را نمی دانیم. فردی که نعمت ها و داشته هایش را نبیند از بهره گیری از ظرفیت آنها نیز بی بهره است. به همین دلیل است که بسیاری از ما قادر به شمردن پیشرفت های انقلاب نیستیم.

اثر دوم "اعتماد" است. انسان امیدوار به جامعه اش اعتماد می کند. امید نمی تواند با بی اعتنایی به پیرامون فراهم شود. ادم امیدوار تحقق نصرت دینی را در اعتنای به سنت های رایج در نظام توحیدی می داند. همه اجزای این عالم در اختیار مومن قرار می گیرد تا از جریان نظم طبیعی، پیروزی و پیشرفت ها را محقق سازد. یکی از عناصر تحقق حق و البته مهمترینش خواست مردم است. مردم بخواهند، امر محقق می شود. با این توضیح انسان امیدوار بی اعتنا به مردم نیست. خواسته هایش را از طریق خواست مردم دنبال می کند. پس دومین تفاوت، اعتماد ی به مردم و نااطمینانی ما به جامعه است.

اثر سوم "حرکت" است. ادم امیدوار اهل حرکت است؛ اهل تلاش و حمیت است. پیشرفت را در دل حرکت می بیند و از تلاش خسته نمی شود. نتیجه ناامیدی رخوت و سستی در دل بخشی از جریان انقل است. انسان ناامید تنها به غر زدن و انتقاد اکتفا می کند و حاضر نیست برای رسیدن به هدف تلاش کند.

اثر چهارم در "صبر" است. انسان متدین و البته امیدوار موانع را می بیند اما متوقف نمی شود. صبوری به ج می دهد چون نسبت به ظفر و فتوحات آینده اطمینان دارد. ادم ناامید با اولین مانع ش ته می شود. در مقابل مصائب کم می آورد. اما انسان امیدوار مصیبت را هم در راه حق درست تعبیر می کند و اگر زیبا نبیند، حداقل مصیبت زده نمی شود.

اثر پنجم "فهم دقیق از باطل" است. ادم ناامید منهزم و مقهور باطل است. در مقابل جبهه باطل، مرعوب است و احساس ش ت می کند. اما انسان امیدوار به نصرت الهی یقین دارد؛ اینکه باطل، کف روی آب است و سرنوشت این عالم به قدرت یافتن حق است. دشمن شناسی انسان امیدوار بسیار متفاوت از جامعه ناامید است.

اثر ششم در سبک محاسبات و شکل گیری "اراده" هاست. جامعه امیدوار اراده اش صرفا بر اساس محاسبات کمی و روی کاغذ نخواهد بود. انسان امیدوار هم به جهت اعتقادی و هم کشش و شوق، فراتر از محاسبات تک ساحتی و مادی رفتار می کند و اراده اش را اعتماد و توکل الهی شکل می دهد. پس متوقف در متغیرهای زمینی نخواهد شد.

اثر هفتم "دستگیری" است. انسان امیدوار همراه با خود، جامعه و دیگران را نیز امیدوار می کند و دیگران را هم تعالی می بخشد. اما انسان ناامید حرف زدنش نیز موجب تزریق یاس و رخوت در جامعه است. انسان امیدوار قاهرست و نه تنها حرکتش موجب رشد امید می شود بلکه خودش نیز اراده دستگیری و تقویت روحیه امید در دیگران دارد.

اثر هشتم "ذاکری" است. انسان امیدوار دست خدا را در امور مشاهده می کند و همواره ذاکرست. چنین انسانی چه سر سجاده و چه در مبارزه و چه در کار و تلاش شئونات حق را درک می کند و در بیرون و درون هر امری خدا را می بیند. چنین فردی همواره در عبادت است. برع انسان ناامید بندظهورات ی است.

اثر نهم "محبت و مداراست". انسان امیدوار برای هر امری در تحقق پیروزی سهمی قائل است. چنین انسانی معقتد است همه عالم حق ت و با همین اعتقاد اهل مدارا و محبت به دیگرانست. چنین انسانی هیچ را باطل مطلق نمی پندارد و هر با هر میزان قصور و تقصیری را رها نمی کند و برای او در ایجاد ظفرمندی سهمی قائل است. از همین جهت رفتار بسیاری از ما با مخالفین مان، متفاوت از رفتار ی است.

و اثر دهم و در نهایت و از همه مهمتر سبک "نصرت ولی" است. تفاوت ما و امت در امیدواری به آینده است که اثر قابل اعتنائی در سبک نصرت دادن امر ولایت و راهبرد معصوم دارد. انسان امیدوار در نصرت ولی و یاری رساندن امر ولایت، السابقون السابقون است و منتظر واقعی است و انسان ناامید ولو با هر اسم و عنوانی بجای یارشاطر، بارخاطر ولیست. انسان ناامید و نشسته، در ظاهر منتظر ظهور است و حال آنکه برای تعجیل در ظهور هیچ قدمی بر نمی دارد. چنین انسانی هیچ باری از دوش ولی حاضر و ناظر، برنخواهد داشت و همواره وبال است.

با این ده عنوان، تفاوت سبک رفتاری ما و ی در موضوعات مختلف و اجتماعی را می توانید فهرست کنید. فاصله معنادارست و نگران کننده.

منبع: فارس
عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : مهمترین تفاوت "ما" و "آقا" - امیدوار ,انسان ,ناامید ,چنین ,مردم , انسان ,انسان امیدوار ,انسان ناامید ,چنین انسانی , انسان امیدوار , ی انقلاب
مهمترین تفاوت "ما" و "آقا" امیدوار ,انسان ,ناامید ,چنین ,مردم , انسان ,انسان امیدوار ,انسان ناامید ,چنین انسانی , انسان امیدوار , ی انقلاب
مشاوره

حجت ال والمسلمین سیدعلیرضا تراشیون در یادداشتی به بررسی «علت های لجبازی های ک ن » پرداخته است.

چرا بچه ها لجبازی می کنند؟

گاهی اوقات علت "محرومیت" است؛

الف) محرومیت مطلق

گاهی اوقات به خانواده ها میگوییم: بچه هایتان را از چیزهایی که در اطرافتان هست و به عنوان نیاز محسوب میشود، محرومشان نکنید.

حتی در جاهایی باید زمینه های یک چیز را فراهم کنیم تا بچه احساس محرومیت نکند.

مثلا والدین می گویند: در بین فامیل های ما همه ی بچه ها تبلت دارند و وقتی فرزندمان را به مهمانی میبریم دچار سرخوردگی میشود.

ما چه کار باید ؟

ما دو را ار را ارائه می دهیم:

برویم و بشویم یک فرد فعال در مهمانی؛

وقتی به مهمانی میرویم چندتا بازی فکری با خودمان ببریم و بچه ها را مشغول کنیم تا به سمت تبلت نروند. (شیوه حواس پرتی)

مدیریت ؛

یک تبلت ب یم برای خودمان و در مهمانی یک ساعت بدهیم به بچه و بازی کند تا احساس محرومیت نکند.

یک وقتی یک مادری می گفت: برای دخترم خواستگار آمده و آبروریزی میکند!

می گفت: وقتی خواستگارها می آیند یکی از موضوعاتی که صحبت میکند این است که:

آیا شما معتقد به تلویزیون هستید یا خیر؟ و می ید یا خیر؟

پسر هم که می گوید: هرچه شما بگویی و دختر هم می گوید ب !

چرا؟ چون درمنزلشان تلویزیون نبود.

حالا به این دختر بگوییم که این صحبت را نکن. فکر می کنید نمی گوید، لجبازی می کند.

او را از یک چیز محروم کرده ایم.

امروزه خیلی چیزها هست، چه خوب چه بد ولی ما باید مدیریت خوب .

محرومیت های مطلق را مدیریت کنیم، هرچندآسیب دارد، باید آسیبش را به حداقل برسانیم. به نوعی دفع بدتر به بد .

ب) محرومیت از عواطف؛

بچه ها نیاز به محبت دارند و ما باید این عواطف را تامین کنیم.

مقتضای سنی هم ندارد و در همه ی سنین این مشکل میتواند بوجود بیاید.

بین ما و بچه ها شباهت هایی وجود دارد.

آقا به همسرش محبت نمیکند و در نتیجه همسر لجبازی میکند.

در مورد بچه ها هم همینطور فقط باید افراط و تفریط نکنیم./

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : مشاوره - بچه ها ,محرومیت ,مدیریت ,میکند ,مهمانی ,کنیم ,محرومیت نکند ,احساس محرومیت ,گاهی اوقات
مشاوره بچه ها ,محرومیت ,مدیریت ,میکند ,مهمانی ,کنیم ,محرومیت نکند ,احساس محرومیت ,گاهی اوقات
حجاب نفر اول کنکور انسانی +ع

یک کاربر فضای مجازی در توییتر با انتشار تصویری از نفر اول کنکور انسانی در کنار مادرش، نوشت:

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : حجاب نفر اول کنکور انسانی +ع - کنکور انسانی
حجاب نفر اول کنکور انسانی +ع کنکور انسانی
غیرت

افشین خماند ورزشی نویس کشورمان، این صحنه را محبوب ترین لحظه دیدار تیم های ایران و اسپانیا می داند و درباره آن می نویسد:

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : غیرت
غیرت
سلاله زهر الله علیها

تصویری از آیت الله معظم انقلاب ی را در حیاط منزل پدری شان در شهر مشهد می بینید. این ع را صفحه اینستاگرام khamenei.ir ایشان منتشر کرده است.

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : سلاله زهر الله علیها
سلاله زهر الله علیها
فرهنگی

حجت ال والمسلمین ناصر رفیعی، خطیب برجسته حوزه علمیه و عضو هیئت علمی جامعه المصطفی در سخنانی بر ضرورت گسترش فعالیت های خیرخواهانه تأکید کرد.

ترک کار خیر به بهانه های واهی

گاهی اوقات شنیده می شود، برخی افراد وقتی در کار خیری به بن بست می رسند، انجام کار خیر را به کلی ترک می کنند، بعضی مواقع افراد واسطه ازدواج می شوند و آن ازدواج به دعوا یا ج منجر می شود یا این که کمک گیرنده به دروغ خود را به فقیری و نداری زده است.

این فرهنگ غلطی است که اگر ی در جامعه خطایی را از ی مشاهده کرد، کار خیر را به کلی کنار بگذارد.

فردی به باقر(ع) عرض کرد، بعضی از انی که برای دریافت کمک به شما مراجعه می کنند، دروغ می گویند، حضرت در پاسخ آن فرد فرمودند؛ تو فکر می کنی که ما این مسأله را نمی دانیم؟ گاهی بین آنها، افراد راستگو وجود دارد که برای دست خالی رد نشدن آنها، به همه کمک می کنیم.

اگر بخواهیم بر این اساس عمل کنیم که باید باب کار خیر را به کلی بست، چراکه در همه کارهای خیر، امکان خطا و اشتباه وجود دارد.

بسیاری از این صحبت ها مبنی بر انجام ندادن کار خیر به خاطر دروغ یا خطای دیگران بهانه تراشی است.

افراد خیّر، سبک کننده بار نیازمندان

دو بحث در اینجا مطرح است، ی که بهانه تراشی و شایعه پراکنی کرده است، کار زشتی مرتکب شده و حتی شاید مستحق حدود الهی نیز باشد، اما افراد خیّر نمی توانند کار خیر خود را قطع کنند، بلکه بایستی با کمک های خود باری از دوش مردم و افراد مستحق بردارند.

برخی افراد دیگر هم به چنین بهانه های واهی از رأی دادن خودداری می کنند که مثلا فلان مسئول یا فرماندار مرتکب تخلف یا شده است.

منذر بن جارود فرماندار المؤمنین(ع) هم 400 هزار درهم کرد، در حکومت حضرت چند مورد واقع شده است، کار زشت و حرامی است و فرد مختلس باید محاکمه شود، اما این که گفته شود به دلیل فرماندار حضرت (ع)، دیگر به جماعت ایشان نمی روم یا به دلیل عمل اشتباه فلان یا رییس جمهور دیگر به نمی روم، کار اشتباه، توجیه و بهانه تراشی است.

متوسلین به امور واهی، مورد مذمت قرآن

وقتی جنگ تبوک آغاز شد، برخی از مسلمانان به بهانه بی حج ن رومی در این جهاد شرکت ن د؛ قرآن هم درباره آنها می فرماید؛ به بهانه نگاه ن به نامحرم از جهاد سرباز زدند.

افراد خیّر و اهل فضل اگر اشتباه یا خطایی از مسئول و عالمی مشاهده د، انجام کار خیر خود را رها نکنند، خداوند می فرماید افراد خطاکار عمل زشتی مرتکب شده اند، اما در عین حال شما کمک خیرتان را از آنها دریغ نکنید

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : فرهنگی - افراد , ,است، ,فرماندار ,بهانه تراشی ,مرتکب ,افراد خیّر ,زشتی مرتکب ,وجود دارد ,برخی افراد ,بهانه های واهی
فرهنگی افراد , ,است، ,فرماندار ,بهانه تراشی ,مرتکب ,افراد خیّر ,زشتی مرتکب ,وجود دارد ,برخی افراد ,بهانه های واهی
قضاوت

جام جهانی 2018 روسیه با قهرمانی تیم ملی فرانسه و نسل فوق العاده با استعدادش به پایان رسید. اما برای ایرانیان اما و اگر های این تورنمنت هنوز به پایان نرسیده است؛ شوت طارمی، گل اتفاقی دیدار با اسپانیا و ا اج کریستیانو رونالدو در بازی آ همگی از حسرت های جدی فوتبال دوستان ایرانی در ایام برگزاری جام بیست و یکم بود. اما شب گذشته در یک برنامه تلویزیونی موضوعی فاش شد که می توان حسرت همه ما را تبدیل به یک خشم عمومی کند.

انریکه کاسرس را به یاد دارید؟! داور پاراگوئه ای با اصلیتی آرژانتینی، قضاوت دیدار ایران - پرتغال را بر عهده داشت، که یکی از ضعیف ترین نمایش های داوری در طول این جام را دقیقا در حساس ترین دیدار گروه b این رقابت ها به نمایش گذاشت. کاسرس مهمان برنامه شبکه پنج تلویزیون ملی پاراگوئه بود و درخصوص جام جهانی صحبت می کرد تا اینکه نوبت به سوال مجری در خصوص آ ین قضاوت او در این جام (دیدار ایران - پرتغال) رسید. کاسرس در این خصوص گفت:" بله من دو بازی را در این جام قضاوت . در دیدار اول همه چیز بدون مشکل پیش رفت و قضاوت خوبی داشتم تا بازی دوم. دومین قضاوتم سخت بود زیرا هر دو تیم شانس صعود به دور بعد را داشتند و بازی خیلی درگیرانه دنبال می شد اما بازی را تحت کنترل من بود تا اینکه آن صحنه لعنتی پیش آمد."

مجری این برنامه از کاسرس می پرسد منظورتان آن صحنه درگیری کریستیانو رونالدو با حریف است؟ کاسرس توضیح می دهد:" بله، ابتدا فکر یک صحنه عادی است و بازیکن ایران تمارض می کند اما صدای اعتراض تماشاگران به یکباره جو یوم را بر هم ریخت زیرا بیشتر حاضرین در یوم هوادار تیم ایران بودند. از طریق گوشی به من اشاره شد که صحنه مشکوک به کارت قرمز است. وقتی به کنار زمین رفتم تا تصویر را از طریق مانیتور ببینم تصمیمم را گرفتم که رونالدو را ا اج کنم. اگر او را ا اج می بسیار مشهور می شدم و فکر می کنم تصمیم درست را گرفته بودم".


در ادامه مجری برنامه از او می پرسد آیا نام بزرگ رونالدو باعث شد تا از ا اج او بترسید که این داور ضمن رد این موضوع اعتراف تلخی می کند:" تصویر را دو یا سه بار دیدم که از همه چیز مطمئن شوم زیرا ا اج بزرگترین ستاره آنها می توانست سرنوشت همه چیز را عوض کند و شاید قهرمان اروپا همان جا حذف می شد. صدای پسر بچه ای به گوشم خورد که با زبان خود ما صحبت می کرد. یک پسر 15-16 ساله پاراگوئه ای که کاور پوشیده بود ماس می کرد ا اجش نکن! چندین بار این جمله را تکرار کرد. وقتی وارد زمین شدم در عرض چند صدم ثانیه تصمیم گرفتم کارت قرمز را با زرد عوض کنم! پشیمان نیستم شاید اگر دوباره آن صحنه پیش بیاید رونالدو را ا اج می اما در دنیای داوری این اتفاقات پیش می آید و چیزی نیست که موجب حسرت برای شما شود اما همین صحنه باعث شد تا در ادامه فیفا نام من را از لیست خط بزند و دیگر قضاوتی نداشته باشم."

اعتراف تلخ انریکه کاسرس ثابت کرد که تنها چند ثانیه می تواند سرنوشت یک کشور را عوض کند تا کاسرس هم برای ایرانیان کنار افرادی مانند، مازیچ و بنجامین ویلیامز قرار گیرند. این داور آرژانتینی/پاراگوئه ای تنها دو دیدار مصر-روسیه و ایران-پرتغال را در این جام قضاوت کرد.

لازم به ذکر است تمام کارشناسان داوری حاذق در سطح ایران و جهان تایید کرده اند که این صحنه یا می توانست کارت قرمز داشته باشد یا هیچ جریمه ای نباید برای کاپیتان تیم ملی پرتغال در نظر گرفته می شد.

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : قضاوت - صحنه ,ا اج ,کاسرس ,قضاوت ,رونالدو ,بازی ,کارت قرمز ,ایران پرتغال ,کریستیانو رونالدو ,برای ایرانیان
قضاوت صحنه ,ا اج ,کاسرس ,قضاوت ,رونالدو ,بازی ,کارت قرمز ,ایران پرتغال ,کریستیانو رونالدو ,برای ایرانیان
وعده صادق

اظهارات چند روز گذشته دونالد ترامپ، رئیس جمهور و تهدید ایران علاوه بر اینکه مایه تمس وی در فضای مجازیشده، پاسخ کوبنده بسیاری از مسئولان ایران و به ویژه قدس، سرلشکر قاسم سلیمانی را نیز در پی داشته است.

سلیمانی، در بخشی از سخنرانی روز گذشته خود در پاسخ به اظهارات سخیف سردمداران و به انی که ایران را به اقدامات نظامی تهدید می کنند یادآور شد که نیروهای نظامی آنها، همان هایی هستند که با پوشک بزرگسال پا به میدان جنگ می گذارند.

در همین رابطه تصاویری از پوشک بزرگسال سربازان یی که در جنگ ها می پوشند را مشاهده می کنید.

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : وعده صادق - پوشک بزرگسال , ی ایران , , ایران
وعده صادق پوشک بزرگسال , ی ایران , , ایران
همراه در مواقع حساس
حضرت آیت الله :«یک تجربه ی دیگر که این هم تجربه ی مهمّی است، تجربه ی همراهیِ اروپا با در مهم ترین موارد است. ما بنای دعوا با اروپایی ها را نداریم؛ با این سه کشور اروپایی بنای معارضه و مخالفت و بگومگو نداریم، امّا واقعیّتها را باید بدانیم. این سه کشور نشان داده اند که در حسّاس ترین موارد با همراهی میکنند و دنبال حرکت میکنند.» ۱۳۹۷/۰۳/۰۲
پایگاه اطلاع رسانی khamenei.ir براساس این بخش از بیانات انقلاب، لوح «همراه در مواقع حساس» را منتشر می کند.
عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : همراه در مواقع حساس - ,تجربه ی
همراه در مواقع حساس ,تجربه ی
یاعلی

در شامگاه نیمه رمضان جمعی از شاعران کشور به دیدار انقلاب یرفته و در شب شعری با حضور معظم له شرکت د.

در این دیدار قادر طهماسبی(فرید) از شاعران معاصر قصیده ای در ستایش مولای متقیان علی(ع)، قرائت کرد. متن این اشعار به شرح زیر است.

هیچ نشناخت دردا درد پنهان علی(ع)

چون کبوتر ماند در چاه شب، افغان علی

ای غم از درد علی، بویی نیاوردی به دست

گرچه همچون عود عمری سوختی جان علی

ناله ی مجروح دارد ساز غم، امشب مگر

خورده زخم از ناطرازان فرق میزان علی؟

داده بود انگشتری را بر گدای دیگری

داد جان را بر شهادت، لطف حیران علی

از شکاف زخم، جان را داد با شرمندگی

بر فقیری چون شهادت، لطف علی

سر برآورده ست چون خورشید از جیب فلک

ناله ی افتاده در چاه زنخدان علی

کشتزار آ ت را آبیاری کرده است

در بیابان غریبی، چشم گریان علی

چون علی نشناخت خود را در جهان، یک حق شناس

ماند در ابهام، سیمای درخشان علی

از علی کی زودتر ای صبح، سر برداشتی؟

یک شب از بالین شب تا صبح پایان علی

گرچه ای بغض، آبرویت را علی هرگز نریخت

همچو سنگ آویختی دست از گریبان علی

چاشنی دارد اگر مرگ و حیات از شور عشق

آبرویش مایه دارد از نمکدان علی

از دهانی بر دهانی می رود چون بوی گل

قصّه ی از گوش های خلق پنهان علی

از می تکرارِ نامش، عاشقی سیراب نیست

کز خدا جوشیده نام حال گردان علی

در میان آید اگر پای عد می نهد

داغ بر دست برادر، خشم سوزان علی

پرچم فتحی درخشان بود در روز نبرد

چون درفش صبح صادق، گَرد جولان علی

کودک باهوشِ عقل و علم بازیگوش را

با هزاران خون دل، پرورده دامان علی

کود تان شهادت، دوره ی آمادگی ست

تا که روزی راه ی در دبستان علی

در کویر خاک، باغ لاله پوش کربلا

هست چشم انداز سبزی از گلستان علی

از تب حسرت، زلیخای شهادت، بارها

پیرهن ها چاک زد در یوسفستان علی

در میان تنگدستی ها، شهادت مرده بود

گر نبود او را دمادم روزی از خوان علی

کعبه از شوق لقای او گریبان چاک زد

هست یعنی کعبه هم از چاکان علی

نقش آن چاک گریبان، ماند در بیت عتیق

تا نشانی باشد از زخم نمایان علی

ای شهادت یازده تنگ شکر بردی بس است

رو که تنگ آ ین ما راست از خوان علی

عنوان وبلاگ : مرآت دز
منبع :
برچسب ها : یاعلی - شهادت، ,ماند
یاعلی شهادت، ,ماند
با توجه به اهمیت محتوای سایت خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج در سایت را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است یاسمین فقط منتشر کننده مطالب با ذکر منبع بوده و هیچ گونه مسولیتی در خصوص مطالب نشر داده شده ندارد.
All rights reserved. © Yasamin 2016-2017