امروز صبح قرار بود عازم سفر بشیم.

به پیشنهاد مستر قرار شد موقع اذان ظهر بخونیم و ناهار بخوریم و بعد راهی شیم .

حالا ساعت ۲ ظهره و پسرکم تب کرده! :/

و آ ین تصمیم حاکی از اینه که تا فردا صبح صبر کنیم و اگر تبش قطع شد بریم.

این که میگن هیچ وقت به برنامه ی خودت دل نبند، درست میگن...



+دوست داشتیم در دهه ی کرامت مهمان حضرت خواهر باشیم. ان شالله که ما رو بطلبن.

+وَلاَ تَقُولَنَّ لِشَیْ ءٍ إِنِّی فَاعِلٌ ذلِکَ غَداً إِلَّا أَن یَشَاءَ اللَّهُ وَاذْکُر رَّبَّکَ إِذَا نَسِیتَ وَقُلْ عَسَی أَن یَهْدِیَنِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَداً(۲۳و۲۴ کهف مبارکه)

و هرگز درباره چیزى مگو که: من فردا آن را انجام می دهم، مگر این که [بگویى: اگر] خدا بخواهد. و هرگاه [گفتن ان شاءالله را] از یاد بردى، پروردگات را یاد کن و بگو: امید است پروردگارم مرا به چیزى که از این به صواب و مصلحت نزدیک تر باشد، راهنمایى کند.