سلام

پسری هستم 27 ساله، تا اون جایی که یادمه همیشه بی پول بودم. همیشه دنبال کار و تلاش بودم تا حداقل های یک زندگی رو واسه خودم بسازم. تک فرزندم و پدرم چند سال پیش فوت . منی که تا این سن نتونستم ازدواج کنم و فکر هم نمیکنم تا 10 سال دیگه هم بتونم ازدواج کنم .

منی که گرم مزاجم چطور باید خودم رو کنترل کنم. وقتی میرم خواستگاری حتی همون به اصطلاح مومن ها و مذهبی ها هم بهم میگن تو خیلی پسر خوبی هستی خیلی با اخلاقی ولی نمیتونی دختر ما رو خوشبخت کنی چون حداقل ها رو نداری، خوب من جوون چیکار کنم ؟ توقع دارین نرم طرف یا ؟ تا کی صبر کنم که شاید یه روزی ازدواج کنم ؟

جوونیم داره تباه میشه ، نمیتونم که تا 60 سالگی عفت پیشه کنم . همه جوره کلافه ام. از ت مون که اگه من جوون حداقل های یه زندگی رو داشتم الان نه به فکر بودم نه به فکر ی خیابونی. مثل بچه آدم ازدواج می . یه عده چطور میخوان جواب خدا رو با ندونم کاری هاشون بدن. من تو اون دنیا یقه خیلی ها رو میگیرم که باعث و بانی وضعیت الان من شدن. اگه من الان بیراهه برم خیلی ها مسئول هستند