زنی که سر دو شوهر را خورده بود و شوهر سیمش در مرض موت بود، بر او گریه می کرد و میگفت:
ای خواجه، کجا می روی و مرا به که میسپاری؟
خواجه گفت: به چهارمی...

عبید زاکانی