بیست دقیقه مانده به هفت صبح بیدارشدم، صبحانه گذاشتم، تا۹ صبح بانک بودم، سه ساعت و نیم جلسه کانون ن و نامه نگاری،اقدامات انجام شده و پیشنهادات و...

ظهر خانه آمدم یک و نیم بود نهار پختم، مادر را بردم، فرستادم مطب پزشک، رفتم کلاس پیلاتس که اینروزها کار نامرتبشان کرده، بعد وقت یک ماه قبل را الوعده وفا موها کوتاه و مرتب شد ، ید رسیدم خانه بیست دقیقه به یازده شب بود شام پختم ها همه قضا ،!

خواستم بگویم آنها که به ف ا. های صد رکعتی و عبادات صبح تا شام می گویند لابد کار ندارند، که مگر کار عبادت نیست ورسول الله نفرمود که اَلْعِبادَﺓُ عَشَرَﺓَ اَجْزاءٍ تِسْعَـﺔٌ مِنْها فی طَلَبِ الْحَلالِ. عبادت ده جزء است که نه جزء آن در کار و تلاش برای به دست آوردن روزی حلال است.


حالا چرا بیدارم؟

ماشین لباسشویی لباسهارا بشوید پهن کنم و بخوابم. فردا هم مثل امروز، با حذف ورزش!