تفرد

با توجه به اهمیت محتوای وبلاگ تفرد خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است مسئولیت کلیه اطلاعات پست و وبلاگ نمایش داده شده با عنوان تفرد برعهده مرجع و منبع اصلی آن میباشد. و یاسمین هیچ گونه مسئولیتی در قبال مطالب ندارد.

تکنیک شگفت انگیز آنتونی ر نز برای غلبه بر ترس از ش ت


من شما را به چالشِ ساختن یک شا ار از زندگی تان دعوت میکنم.  من شما را به چالشِ پیوستنِ نام تان به لیست افراد موفق، آنهایی که همانطور که دوست دارند زندگی میکنند دعوت میکنم… من از شما میخواهم تصمیم بگیرید بر ترس از ش ت تان یکبار برای همیشه غلبه کنید.
اگر در ایران باشید (یا بوده باشید) و بخواهید بدنبال مسیر موفقیت بگردید، امکان ندارد از لابلای کتاب های موفقیت کتابفروشی ها چشم تان به یکی از کتاب های آنتونی ر نز نخورده باشد.
ر نز، سخنران انگیزشی و استراتژیست مالی است.
یکی از پرطرفدارترین سخنرانانی که بلیط های سخنرانی اش در عرض یک هفته تمام میشود و هزاران نفر در روز سخنرانی با دو گوش باز به صحبت های وی گوش می سپارند.
نمیتوان تلاش های آنتونی ر نز را برای تحول زندگی میلیون ها نفر در سراسر این کره خاکی را نادیده گرفت؛ خیلی ها موفقیت شان را مدیون کتاب ها و سخنرانی های این مرد بزرگ هستند.
در این مقاله میخواهیم بپردازیم به یکی از تکنیک ها یا بهتر است بگوییم، روش های اختصاصی اش برای غلبه بر ترس از ش ت
بلکه، ترس از ش ت !
ترس از جواب رد شنیدن (و هیچوقت محصولی را به مشتری نفروختن)، ترس از ورش ت شدن (و هیچوقت ب و کارتان  را توسعه ندادن)، ترس از ترد شدن (و تحمل رفتارهای ناشایست دیگران)، ترس از ش ت خوردن (و هیچوقت کاری را شروع نکرده(
ترس، ترسی که زندگی را در مقطعی فلج میکند؛ آنرا متوقف میکند و اجازه نمیدهد بیش از آن پیشروی کنید…
اگر میخواهید برای همیشه، بر ترس از ش ت تان غلبه کنید،
نباید این توصیه ر نز را از دست بدید !
 
آنتونی ر نز در یکی از سخنرانی هایش، به ترس از ش ت اشاره میکند و میگوید:
»تا زمانی که نفس میکشید، کامل زندگی کنید. همه چیز را تجربه کنید. از خودتان و دوستان تان مراقبت کنید. خوش بگذرانید، دیوانه باشید، عجیب باشید. بروید بیرون و از زندگی تان یک شا ار خلق کنید… زندگی شما چه بخواهید و چه نخواهید درحال گذر است، پس کاری کنید از این گذر لذت ببرید .«
ترس از ش ت، باعث میشود شما هیچوقت نهایت استفاده را از زندگی تان نبرید، هیچوقت کامل زندگی نکنید و همیشه حسرتی در پشت لبخندهایتان به خاطر کارهایی که میتوانستید انجام بدید اما انجام ندادید وجود دارد.
برای جلوگیری از» ترس از ش ت «باید ابتدا، بدانیم» ش ت«واقعا چیست؟
ش ت، به تعداد آدم های روی کره زمین میتواند تعریف داشته باشد.
هر ی ش ت را میتواند خودش تعریف کند؛ برای یک نفر ش ت میتواند «از دست دادن پول» باشد وبرای دیگری «فرصتی برای یادگیری»!
ش ت هرآنچه که باشد، در برهه ای از زمان میتواند جلوی پیشرفت شما را در زندگی بگیرد و هرچقدر شما در غلبه بر آن تعلل کنید، به همان اندازه قوی تر میشود.
اگر «ترس از ش ت» در زندگی شما ریشه دوانده باشد، باید یکی از این چهار نشانه را در زندگی تان ببینید :
راستی، شما برای مقابله با ترس از ش ت، از چه روش هایی استفاده میکنید؟
 موانع درونی – حسی که مانع تجربه کارهای جدید و چالش های زندگی باشد.
 خودآزاری ملایم – مثلا کارها را به تعویق می اندازید، بیش از حد نگران میشوید، هدفی در زندگی ندارید و تصمیمی قطعی نمیتوانید بگیرید.
 عزت نفس پایین – فکر میکنید به اندازه کافی خوب نیستید یا لیاقت بهترین ها را ندارید.
 کمال گرایی – تلاش برای اینکه هر چیزی را به صورت کامل و بی نقص انجام دهید.

آیا این نشانه ها را در زندگی تان میبینید؟ خب نگران نباشید… فقط به خواندن ادامه دهید!
معنا بخشیدن به ش ت

شما به هیچ وجه نمیتوانید دستآوردهای ارزشمندی در زندگی بدون تجربه ش ت داشته باشید. ش ت جز لاینفک مسیر موفقیت است. ش ت اصلا قسمتی از موفقیت است.

اما تعریف شما از ش ت، میتواند بسیار تعیین کننده موفقیت تان باشد.
اگر تصمیم بگیرید چطور به ش ت نگاه کنید، یعنی طرز فکرتان را نسبت به ش ت تغییر دهید تقریبا اولین گام غلبه بر ترس از ش ت را برداشتید.

برای مثال؛
شما میتوانید ش ت را «از دست دادن همه چیز» تعریف کنید و وقتی ش ت خوردید کاملا داغون و ش ته شوید – و یا اینکه ش ت را «فرصت تجربه یک درس زندگی» تعریف کنید و پس از هر ش ت احساس خوبی داشته باشید که یک درس زندگی مهم را هم یادگرفتید.

تمام افراد موفق دنیا، تعریفی مثبت از ش ت در ذهن شان دارند و اگر نه هیچوقت نمیتوانستند بر یک ش ت در زندگی شان غلبه کنند و به موفقیت دست پیدا کنند:

    مایکل جردن اسطوره تیم بسکتبال شیکاگو بو که به عنوان یکی از بزرگترین بسکتبالیست های تاریخ مشهور است در نوجوانی از تیم بسکتبال دبیرستان شان کنار گذاشته شد چون مربی اش معتقد بود به اندازه کافی استعداد ندارد… یک ش ت بزرگ !؟
    وارن بافت تاثیرگذارترین سرمایه گذار قرن بیستم، دومین فرد ثروتمند دنیا در آزمون ورودی مدرسه ب و کار هاروارد رد شد… یک ش ت بزرگ !؟
    ریچارد برانسون کارآفرین پر سر و صدا و صاحب گروه ش ت های virgin از دبیرستان ا اج شد… یک ش ت بزرگ !؟

حتی شمایی که در حال خواندن این مقاله هستید ممکن است در زندگی بارها ش ت خورده باشید، هزاران بار با هزاران امید شنیدن جواب «بله» جواب «نه» شنیدید و تمام آرزوهایتان بر باد رفته، شاید ش ت مالی بزرگی خوردید و شاید تصمیم های واقعا بدی گرفتید…

خب نگران نباشید فقط فکر کنید اگر مایکل جوردن، وارن بافت، ریچارد برانسون هم پس از ش ت هایشان متوقف می شدند و اجازه میدادند ترس از ش ت احتمالی ریشه در وجودشان بگذارد… آیا میتوانستند به چنین درجه ای از موفقیت در زندگی دست پیدا کنند؟ قطعا نه!

اما توصیه آنتونی ر نز برای غلبه بر ترس از ش ت
آنتونی ر نز، نه فقط به خاطر محتوای صحبت ها و نوشته های انگیزشی اش بلکه به خاطر ساده سازی مفاهیم پیچیده روانشناسی برای استفاده عمومی مردم مشهور است.

برای همین مثال، برای غلبه بر ترس از ش ت ر نز یک ایده بسیار مهم روانشناسی که حدود بیست سال پیش کشف شده را با نام «صندلی راحتی افراد مسن» ساده سازی کرده است.

ر نز میگوید: «بعضی وقت ها می نشینم و با خودم فکر میکنم که اگر ۸۵ ساله بودم و بر روی یک صندلی راحتی نشسته بودم و به گذشته یعنی زندگی امروزم فکر می ، آیا با خودم فکر می که:
‘دمت گرم… تو واقعا گل کاشتی و کلی تجربه ب کردی’ یا ‘حیف… چه کارهایی که میتونستم انجام بدم و ندادم…’
و وقتی میبینیم مورد دوم بیشتر به چشم می آید از صندلی بلند میشود و میروم تا دقیقا کاری که از انجامش می ترسیدم را انجام بدهم»

در واقع، آنتونی ر نز از خودش پرسیده که آیا حاضر است یک «پشیمانی بزرگ» را تجربه کند یا یک «تجربه ارزشمند» که هیچوقت از تلاش اش برای انجام آن کار پشیمان نشود؟

برای مثال خودش، ر نز میگوید که «دوست دارم پرواز با هلیکوپتر را یادبگیرم» سپس وقتی ترس از ش ت در او بیدار میشود از تکنیک «صندلی راحتی افراد مسن» استفاده میکند و خودش را در سن ۸۵ سالگی تصور میکند و با خودش میگوید:
«اگر یاد نگرفته باشم چه میشود؟ اگر بر ترسم غلبه کرده بودم و پرواز با هلیکوپتر را یاد گرفته باشم، چه میشود؟»

و با خودش میگوید «خب در سن ۸۵ سالگی اگر به گذشته برگردم و ببینم که در زمان حال توانسته بودم بر ترس از ش تم غلبه کنم و پرواز با هلیکوپتر را یاد گرفته بودم به خودم افتخار می …»


این یک تمرین ذهنی است.
در واقع، شما با یک مفهوم روانشناسی آشنا شدید که به شما میگوید اقدام شما در کوتاه مدت، پشیمانی کمتری به نسبت عدم اقدام شما در بلند مدت خواهد داشت.

شما اگر ب و کاری راه اندازی کنید (اقدام) و ش ت بخورید، شاید ش تی تلخ باشد اما پس از مدتی آنرا فراموش خواهید کرد یا دیگر اثری بر زندگی تان نخواهد داشت (اگر تعریف تان از ش ت را تغییر داده باشید…)

اما اگر هیچوقت ب و کاری راه اندازی نکنید (عدم اقدام) چون شاید ش ت بخورید، در زندگی همیشه حسرت روزهایی که میتوانستید ب و کاری راه اندازی کنید اما نکردید را خواهید خورد.

پس، ازین به بعد، همیشه در زندگی سعی کنید تعریف تان را از ش ت تغییر بدید و هروقت احساس کردید حسی در شماست که به شما میگوید تلاش نکنید، خودتان را با تکنیک «صندلی راحتی افراد مسن» به آینده ببرید و از آنجا به گذشته فکر کنید و ببینید آیا اگر آن کار را انجام بدید، در  ۸۵ سالگی شاد خواهید بود یا ناراحت؟ حسرت گذشته را خواهید خورد یا به خودتان افتخار خواهید کرد؟


منبع: سایت 12ceo


ترس از ش ت داری؟ در این آزمون رایگان شرکت کن تا بفهمی

عنوان وبلاگ : تفرد
منبع :
برچسب ها : تکنیک شگفت انگیز آنتونی ر نز برای غلبه بر ترس از ش ت - ش ت ,زندگی ,غلبه ,ر نز ,موفقیت ,هیچوقت ,آنتونی ر نز ,برای غلبه ,ش ت بزرگ ,افراد مسن» ,راحتی افراد ,«صندلی راحتی افراد ,تکنیک «صندلی راحتی
تکنیک شگفت انگیز آنتونی ر نز برای غلبه بر ترس از ش ت ش ت ,زندگی ,غلبه ,ر نز ,موفقیت ,هیچوقت ,آنتونی ر نز ,برای غلبه ,ش ت بزرگ ,افراد مسن» ,راحتی افراد ,«صندلی راحتی افراد ,تکنیک «صندلی راحتی
چهار روش برای غلبه بر ترس از ش ت


ش ت جزئی از زندگی همه انسان هاست. هرچه خود را بیشتر در معرض دنیای بیرون قرار دهید دستاوردهای بیشتری خواهید داشت و صدالبته ریسک ش ت هم بیشتر می شود. اگر تمام تلاشمان این باشد که بهترین خود باشیم احتمالا بارها ش ت خواهیم خورد تا به اه مان برسیم.  این همان مسیر یادگیری است.

انسان های موفق همانقدر که موفقیتهای  فروانی در زندگی خود دارند، خیلی وقتها ش ت هم خورده اند که حتی ممکن است قابل شمارش هم نباشد. به نظر غیر ممکن است که بخواهیم  یک شخص بالغ یا باشیم و با ش ت در همان سطوح اولیه مواجه نشویم.
هر چه از ش ت بیشتر بترسیم، بیشتر میتواند بر ما غلبه کند و ما را از تلاش برای دستی به اه و دستاوردهای جدید باز دارد. پس تجربه چیزهای جدید و حرکت روبه جلو داشتن نکته ای است که ما را به سمت بزرگترین موفقیت ها هدایت می کند.
خوب، در اینجا حق انتخاب دارید. آیا دوست دارید یک زندگی کوچک معمولی داشته و از ش تی که در گوشه ای نشسته و منتظر شماست بترسید؟ و یا اینکه از شانس ها استفاده کرده ش ت را تجربه کنید و شهامت داشته باشید تا ورای بدترین کابوس های دنیای خود، به زندگی ادامه دهید؟

در اینجا چهار روش به شما معرفی میکنیم تا بر ترس از ش ت غلبه کنید. در ادامه با اسکیل ما همراه باشید.


1. به این فکر کنید که ش ت هم جزئی از زندگی نرمال شماست
این اصطلاح که "هرچیزی که به آن اصرار دارید، باقی می ماند" در بسیاری از بخش های زندگی ما صادق می باشد. بخش مهمی از یادگیری این است که بدانید قرار نیست در همان نوبت نخست همه چیز را یادبگیرید. به ش ت به عنوان  یک بخش تاثیر گذار در هر تجربه جدید خود نگاه کنید. هرچه سریعتر نسبت به ش ت آسان بگیرید به احتمال بیشتری استرس کمتر و موفقیت بیشتری  را تجربه خواهید کرد.


2. این را بدانید که شما بخاطر هیچ نگران هستید
خیلی وقتها افراد نگران ش ت های خیالی هستند و به همین دلیل تصمیم می گیرند دست از اقدام بکشند. هزینه چیزی که مطابق برنامه پیش نرود شاید خارج از صبر و تحمل باشد. به خاطر داشته باشید که اکثر چیزهای که ما بخاطر آن نگران هستیم هیچ وقت اتفاق نمی افتند. پس ترس های خود را بشناسید آنها را کنار بگذارید و اجازه ندهید شما را از انجام چیزی که می خواهید بازدارد.


3. تامل کنید
به خود زمان بدهید تا بر اشتباهاتی که مرتکب شده اید تامل کنید. از موقعیتی که در آن قرار دارید نکاتی را فرا بگیرید و سپس به حرکت خود ادامه دهید. دست از سخت گیری نسبت به خود بردارید چرا که  انرژی های ارزشمند خود را بر سر س بی مورد و آنالیز افراطی از دست می دهید. اگر ذهنتان نسبت به اتفاقاتی که افتاده است زیاد درگیر است به خود بگوید ایست، از این افکار دست بردار و ادامه بده. ممکن است مجبور باشید 50 بار این را تکرار کنید اما سرانجام ذهنتان به جلو پیش می رود.


4. به خود ایمان داشته باشید 
اعتماد به خود مهمترین درسی است که می توان درباره ش ت داشت. برخی از فرصت ها بدست نمی آیند. این به معنای یک ش ت کامل نیست بلکه آن فرصتهای مورد نظر فقط در زمان مناسب یا موقعیت مناسب پیش نیامده اند. جامع نگر باشید. به گذشته زندگی خود نگاهی بیاندازید، فرصت هایی میبینید که بهترین نحو استفاده شده اند علی رغم اینکه فراز و نشیب هایی در راه آنها رخ داده است. کار خود را به بهترین نحو انجام دهید، خود را به طور تمام و کمال در این راه قرار دهید و ایمان داشته باشید که زندگی فرصت ها و انسان هایی در سر راه شما می گذارد که اثرات عمیقی بر همه بخش های زندگی شما می گذارد.

بسیاری از تصمیمات در ب وکارها از دیدگاه کیفی سورت می گیرند. گاهی اوقات ایده هایی که عملی نمی شوند ایده های بدی نیستند فقط در موقعیت و زمان خود طنین انداز نشده اند. اگر همچین موقعیتی را تجربه کرده اید بهترین کار این است که خود را جمع و جور کنید و به تلاش ادامه دهید. این کار قعطا مطمئین ترین مسیر برای موفقیت است که خیلی آن را تجربه کرده اند.


منبع: سایت اسکیل ما


ترس از ش ت داری؟ در این آزمون رایگان شرکت کن تا بفهمی

عنوان وبلاگ : تفرد
منبع :
برچسب ها : چهار روش برای غلبه بر ترس از ش ت - ش ت ,زندگی ,تجربه ,داشته ,دهید ,هایی ,داشته باشید ,تجربه کرده ,ایمان داشته , ادامه ,قرار دهید
چهار روش برای غلبه بر ترس از ش ت ش ت ,زندگی ,تجربه ,داشته ,دهید ,هایی ,داشته باشید ,تجربه کرده ,ایمان داشته , ادامه ,قرار دهید
را ارهای غلبه بر ترس از ش ت


برای غلبه بر ترس از ش ت باید با ترس هایمان روبرو شده و باور کنیم برای رسیدن به موفقیت و تحقق رویاها ش ت اجتناب ناپذیر است و می تواند مانند یک آموزگار پلکانی برای موفقیت ما در آینده باشد.

تصور کنید می توانستید بدون هیچ احساس ترس و یا احساسات منفی، هر کاری را که می خواهید در جهان انجام دهید. ترس از ش ت در ما از دوران کودکی به وجود آمده است. از همان زمانی که مدام به ما گفته شد این کار را نکن، اینجا نرو و… و این ها باعث شد که به جای اقدام و عمل، محتاط شده و یاد بگیریم که به دنبال اجازه و تائید باشیم. همان طور که بزرگ و بزرگ تر می شویم این باور، ناخودآگاه و خ ر شده و مانند یک سایه نامرئی ما را کنترل می کند.

به گزارش سایک نیوز و به نقل از بهداشت نیوز، غلبه بر ترس از ش ت آسان نیست، اما اگر شما مصمم باشید که در جهت رشد شخصی خود گام بردارید، حتماً موفق خواهید شد تا بر ترس خود غلبه کنید.

هیچ قرص جادویی برای بی تفاوت شدن نسبت به ترس ها وجود ندارد. شما باید با ترس های خود روبرو شوید.


۱- شناخت علت ریشه ای ترس ترس از ش ت شما از کجا ناشی می شود؟

آرام بنشینید، چند نفس عمیق بکشید، از خودتان بپرسید که ترس از ش تتان از چه زمانی شکل گرفته است، و به آنچه می بینید، احساس می کنید یا می شنوید دقت کنید. وقتی متوجه شدید ترس از ش ت از کجا نشات می گیرد، خواهید دید که ذهنتان تفسیر دقیقی از موقعیت ها و ترس ها نداشته است. متوجه خواهید شد که والدین یا معلم بیش ازحد محتاط شما با نیت خیر و برای مراقبت از شما این نوع تفسیر ذهنی را به شما القا کرده اند. به سادگی می توان دید که چگونه حوادث گذشته بر درک ما از خودمان تاثیر می گذارد. اما اگر بتوانید از بیرون به آن وقایع نگاه کنید متوجه خواهید شد که خیلی از احساسات شما به خود شما ارتباطی ندارند. این در بررسی افکار منفی بسیار اهمیت دارد، افکاری که تاثیر بسیاری بر زندگی ما می گذارند.


۲- ساده

اگر سعی کنید یک کار یا فکر سخت و پیچیده را تجسم کنید احتمالا دچار سرخوردگی خواهید شد. ازآنجایی که نمی دانید از کجا و چگونه آغاز کنید دچار ترس و احساس ناامیدی خواهید شد. اما اگر هدفتان را به هدف های ساده و کوچک تقسیم کنید با وضوح بیشتری به سوی جلو گام برخواهید داشت و دیگر هنگام اقدام به عمل مشکل یا ترسی نخواهید داشت. بازهم اگر نمی دانستید چه باید ید از دیگران سوال کنید و کمک بگیرید یا اطلاعات مورد نیازتان را جستجو کنید. شور و شوق خود را پیدا کنید و از مسیری بروید که قبل از آن هرگز نرفته اید.


۳- ش ت اجتناب ناپذیر است

برای داشتن یک زندگی قابل توجه ش ت خوردن اجتناب ناپذیر است. همه ما می خواهیم یک زندگی پر از اشتیاق، معنا و هدف داشته باشیم. اما این میسر نمی شود اگر شما تسلیم ترس هایتان شوید و در جستجوی راحتی باشید. دیر یا زود شما باید بر ترس از ش ت خود غلبه کنید، و در طول زندگی خود ترس های بسیاری هست که باید آن ها را نادیده بگیرید. گاهی اوقات روبرو شدن با ترس ها غافلگیرکننده، خسته کننده و ناامیدکننده است اما هرچه دوره های سختی بیشتری را بگذرانید، بیشتر رشد می کنید. اگر می خواهید رویاهایتان را زندگی کنید باید در بخش هایی از زندگی تان ش ت بخورید.


۴- ش ت بیشتر، موفقیت بیشتر

رابرت آلن می گوید: «هیچ ش تی وجود ندارد، تنها بازخورد است». هر چه بیشتر ش ت بخورید بیشتر موفق خواهید شد. از انتقاد سازنده استقبال کنید چراکه به شما این فرصت را می دهد تا آنچه می خواهید انجام بدهید را بهبود ببخشید.هرگز تصور نکنید همه چیز را می دانید یا هرگز ش ت نخواهید خورد. حتی موفق ترین افراد هم در روزهای مختلف ش ت خورده اند. تفاوت بین یک فرد موفق و ی که هنوز موفق نیست، در تحقق این نکته است که فرد موفق ش ت را یک پله می داند نه پایان راه.


۵- ش ت موقتی است

در ابتدا به نظر می آید ش ت دائمی است اما این گونه نیست. هنگامی که شما ش ت خوردن را تصور می کنید، احتمالا آن گونه بازی خواهید کرد تا تصورتان محقق شود و به راستی ش ت بخورید. اما زندگی واقعی این گونه عمل نمی کند. بعضی از های موردعلاقه خود را در نظر بگیرید. شخصیت اصلی ممکن است مبارزه کند و بارها و بارها ش ت بخورد تا یک درس حیاتی بیاموزد. شما نیز نمی توانید آینده را پیش بینی کنید، به این معنی که نمی دانید این ش ت شما خوب است یا بد و به نفعتان خواهد بود یا نه. اگر از ش تتان یاد بگیرید و ادامه دهید، شانس موفقیت شما بیشتر خواهد بود. درواقع ش ت شما را به خود ایده ان تبدیل می کند. شاید بعد از بارها ش ت بازهم از آن بترسید اما مهم این است که بدانید ترس از ش ت تنها یک تفکر است و احساسات ناشی از آن اغلب غیرواقعی، اغراق آمیز و خارج از کنترل است. این تنها یک ذهنی است که قبل از اینکه داستان حتی شروع شود، باید آن را متوقف کرد. اکثر مردم هرگز این افکار منفی خود را متوقف نکرده و اشتباه بودن آن را قبول نمی کنند. اما بدانید این افکار و احساسات منفی می توانند تمام قدرت شما را بگیرند.


۶- ذهنتان را آزاد کنید

بودا می گوید: «ذهن همه چیز است. شما آن گونه خواهید شد که می شید». ما می توانیم از اسارت افکارمان رها شویم اما چگونه؟ احساسات ما از افکارمان ناشی می شود. اگر من فکر کنم که به اندازه کافی خوب نیستم، و به این باور برسم، احساس مرتبط با آن را تجربه خواهم کرد. به عبارت دیگر، من احساس می کنم که به اندازه کافی خوب نیستم. اما فقط به این دلیل که به آن اعتقاد دارید مجبور نیستید مطابق با آن عمل کنید. این چگونه می تواند به غلبه شما بر ترس از ش ت کمک کند؟ درواقع شما مجبور نیستید مطابق هر شه ای که دارید عمل کنید. اگر افکارتان به شما می گوید که ش ت خواهید خورد، مجبور نیستید واکنش نشان دهید، می توانید آن را تماشا کرده و از کنارش عبور کنید. شما می توانید احساس ترس از ش ت را تجربه کنید و آن را بپذیرید اما بدانید در عمل چیزی برای ترسیدن وجود ندارد.


۷- دیدگاه خود را تغییر دهید

ژاپنی ها می گویند «ش ت آموزگار موفقیت است». چه ی به شما گفته است که ش ت چیز بدی است؟ آیا وما هر چیزی که احساس بدی ایجاد می کند واقعا بد است؟ هر عقیده و شه که باعث می شود ما احساس بدی داشته باشیم باید موردبررسی قرار گیرد. چه خوب است که بدانیم چه چیزی باعث ترس از ش ت در ما می شود؟ هرگز خودتان را برای اینکه کامل نیستید آزار ندهید. همه ما در ناخودآگاهمان ترس های مخصوص به خودمان راداریم که ریشه درگذشته ما دارند. اما این ترس ها به رشد و پیشرفت ما کمک می کند. این ترس ها زمانی ظاهر می شوند که به آن ها بها دهیم. به ش ت به عنوان یک برکت پنهانی نگاه کنید. ما از طریق ش ت هایمان و نه از موفقیت هایمان است که عاقل تر می شویم. شاید این تا حدی ناامیدکننده است اما به ما نظم و ارزی فرایندی که می تواند منجر به نتیجه شود را می آموزد. پس به دوره های ش ت خود به عنوان زمانی برای آموختن نگاه کنید. همین قضیه در مورد زندگی نیز صدق می کند. هر زمان که با مشکلی مواجه شدید، از آن یاد بگیرید و رشد کنید، و بدانید که این نیز می گذرد.


۸- رشد شخصی

همه ما یک سری ترس های اولیه و اساسی داریم. درحالی که با برخی از آن ها به راحتی کنار می یاییم و در برخی از آن ها گیر می کنیم. از ترس های خود به عنوان نشانه هایی استفاده کنید که به شما می گوید کجا می توانید بهتر رشد کنید. ترس از ش ت چیزی است که هر ی با آن مواجه می شود و به خاطر تصورات ذهنی ما ممکن است وحشتناک به نظر برسد. به تصاویر و افکاری که هنگام ترس از ش ت در شما ظاهر می شود فکر کنید. چی می بینید؟ آیا خود را درحالی که ش ت خورده اید و گروه بزرگی از مردم به شما می خندند می بینید؟ این تنها یک داستان یا یک است که می توانید به سادگی آن را کنار بگذارید. به عبارت دیگر شما از عدم موفقیت نمی ترسید شما از ذهنی که در آن بازی می کنید می ترسید.


۹- استقبال از ترس

هر ی به یک میزانی دچار ترس می شود. هیچ متفاوت نیست و به نظر می رسد به dna ما مربوط می شود. اما هرچه زودتر با ترس هایتان دوست شوید، سریع تر می توانید به جلو حرکت کنید. این ترس نیست که شما را از رفتن به سمت رویاهایتان بازمی دارد، بلکه تصمیماتی است که تحت تاثیر ترس هایتان می گیرید. درواقع شما می توانید شیوه واکنشتان به ترس ها، افکار و نگرانی هایتان را تغییر دهید.


۱۰- اقدام کنید

در حال حاضر دسترسی ما به اطلاعات بیش از گذشته است. شما آسان تر از قبل می توانید یاد بگیرید و انجام دهید. این فوق العاده است اما بازهم اگر ندانیم که چگونه شنا کنیم ممکن است در دریا غرق شویم. کلید این است که به اندازه ای یاد بگیریم که بتوانیم یک گام به جلو برویم. و بدانید هنگامی که عملتان با ندای قلبتان همراه شود، پیشرفت شما سریع تر و قدرتمندتر خواهد بود. خواهید دید درحالی که اکثر مردم منتظر رسیدن به لحظه ای هستند که یادگیری شان کامل شود، شما هم زمان در حال یادگیری، اقدام و رشد خواهید بود. این همان چیزی است که شما را به تحقق رویاهایتان نزدیک خواهد کرد.


۱۱-آینده خود را تصور کنید

گاهی اوقات منفی بودن کمک می کند. آینده ای را تصور کنید که ترس زندگی شما را کنترل کرده است. به چه شکل خواهد بود؟ به کجا رسیده اید؟ و آیا در لحظات آ عمرتان احساس پشیمانی می کنید؟ حال زندگی و آینده خود را با توجه به پیگیری علاقه و رویاهایتان باوجود ترس هایتان تصور کنید. زندگی شما آن گونه است که همیشه دوست داشتید. به پشت سر خود نگاه می کنید. مطمئنا اشتباهاتی داشته اید، حتی ممکن است یکی دو بار نیز احساس شرمندگی کنید اما تمام آن ها رنگ هایی است که به بوم زندگی تان پاشیده شده و آن را زیباتر کرده است. می توانیم در خانه بنشینیم و برای خودمان احساس تاسف کنیم اما این هیچ چیز را تغییر نمی دهد. برای داشتن یک زندگی بدون پشیمانی باید به خود اجازه اشتباه بدهید. رنگ ها را به روی بوم بپاشید و ببینید چه اتفاقی می افتد. ممکن است از آنچه که می سازید شگفت زده شوید. این زندگی شماست نه دیگران. این تجربه شماست. از آن لذت ببرید.


۱۲- ماندن در لحظه اکنون

اکثر ما عادت کرده ایم که مدام یا درگذشته باشیم یا به آینده فکر کنیم. یا پشیمانیم از آنچه که انجام داده یا نداده ایم و یا نگرانیم از آنچه که در آینده ممکن است رخ بدهد. استفاده از گذشته در زمان حال اگر با هدف باشد (مانند آنچه در شماره ۱۱ گفته شد) خوب است اما اینکه فرمان افکارتان را به دست گذشته بسپارید اصلا خوب نیست. در لحظه اکنون مشکلی وجود ندارد. اگر شما در حال خواندن این مطلب هستید، به احتمال بسیار زیادی خوب هستید. سقفی بالای سر، غذایی در یخچال و احساس خوبی دارید. شما بدون داشتن سقف بالای سر هم می توانید خوب باشید. آنچه باعث می شود احساس خوبی نداشته باشید ذهنتان و داستان هایی است که از موقعیت شما برایتان می سازد. آنچه لحظه اکنون به شما هدیه می دهد را بپذیرید؛ نفس کشیدن، بوییدن، شنیدن و لذت بردن از ی که هستید. شما از قبل کلید خوشبختی تان را در اختیار دارید.


۱۳- به ندای قلبتان گوش کنید

هنگامی که تصمیم می گیرید به دنبال علاقه تان بروید، احتمال بیشتری دارد که ترس هایتان بزرگ و بزرگ تر شوند اما راه دیگری برای تحقق رویاهایتان وجود ندارد. شاید در جای دیگر بیشتر احساس امنیت کنید اما هرگز خوشحال و راضی نخواهید بود. پیروی از قلب و احساساتتان است که می تواند واقعا شما را هیجان زده کند. راهی جالب برای زندگی که پیشنهاد می کنم حتما آن را امتحان کنید. غلبه بر ترس از ش ت به اندازه ای سخت است که خودتان آن را سخت می کنید. هنگامی که شما با ترس های خود روبرو می شوید، متوجه خواهید شد که آن ها به اندازه ای که فکر می کردید، بد و ناجور نیستند. درنهایت چه چیزی وجود خواهد داشت؟ ترس های شما یا رویاهایی که تحقق پیداکرده اند؟ پس از سواری لذت ببر!


منبع: سایت سایک نیوز


ترس از ش ت داری؟ در این آزمون رایگان شرکت کن تا بفهمی

عنوان وبلاگ : تفرد
منبع :
برچسب ها : را ارهای غلبه بر ترس از ش ت - ش ت ,زندگی ,خواهید ,می توانید ,آنچه ,غلبه ,تصور کنید ,وجود ندارد ,مجبور نیستید ,لحظه اکنون ,نگاه کنید ,مجبور نیستید مطابق
را ارهای غلبه بر ترس از ش ت ش ت ,زندگی ,خواهید ,می توانید ,آنچه ,غلبه ,تصور کنید ,وجود ندارد ,مجبور نیستید ,لحظه اکنون ,نگاه کنید ,مجبور نیستید مطابق
را ارهای غلبه بر ترس از ش ت


برای غلبه بر ترس از ش ت باید با ترس هایمان روبرو شده و باور کنیم برای رسیدن به موفقیت و تحقق رویاها ش ت اجتناب ناپذیر است و می تواند مانند یک آموزگار پلکانی برای موفقیت ما در آینده باشد.

تصور کنید می توانستید بدون هیچ احساس ترس و یا احساسات منفی، هر کاری را که می خواهید در جهان انجام دهید. ترس از ش ت در ما از دوران کودکی به وجود آمده است. از همان زمانی که مدام به ما گفته شد این کار را نکن، اینجا نرو و… و این ها باعث شد که به جای اقدام و عمل، محتاط شده و یاد بگیریم که به دنبال اجازه و تائید باشیم. همان طور که بزرگ و بزرگ تر می شویم این باور، ناخودآگاه و خ ر شده و مانند یک سایه نامرئی ما را کنترل می کند.

به گزارش سایک نیوز و به نقل از بهداشت نیوز، غلبه بر ترس از ش ت آسان نیست، اما اگر شما مصمم باشید که در جهت رشد شخصی خود گام بردارید، حتماً موفق خواهید شد تا بر ترس خود غلبه کنید.

هیچ قرص جادویی برای بی تفاوت شدن نسبت به ترس ها وجود ندارد. شما باید با ترس های خود روبرو شوید.


۱- شناخت علت ریشه ای ترس ترس از ش ت شما از کجا ناشی می شود؟

آرام بنشینید، چند نفس عمیق بکشید، از خودتان بپرسید که ترس از ش تتان از چه زمانی شکل گرفته است، و به آنچه می بینید، احساس می کنید یا می شنوید دقت کنید. وقتی متوجه شدید ترس از ش ت از کجا نشات می گیرد، خواهید دید که ذهنتان تفسیر دقیقی از موقعیت ها و ترس ها نداشته است. متوجه خواهید شد که والدین یا معلم بیش ازحد محتاط شما با نیت خیر و برای مراقبت از شما این نوع تفسیر ذهنی را به شما القا کرده اند. به سادگی می توان دید که چگونه حوادث گذشته بر درک ما از خودمان تاثیر می گذارد. اما اگر بتوانید از بیرون به آن وقایع نگاه کنید متوجه خواهید شد که خیلی از احساسات شما به خود شما ارتباطی ندارند. این در بررسی افکار منفی بسیار اهمیت دارد، افکاری که تاثیر بسیاری بر زندگی ما می گذارند.


۲- ساده

اگر سعی کنید یک کار یا فکر سخت و پیچیده را تجسم کنید احتمالا دچار سرخوردگی خواهید شد. ازآنجایی که نمی دانید از کجا و چگونه آغاز کنید دچار ترس و احساس ناامیدی خواهید شد. اما اگر هدفتان را به هدف های ساده و کوچک تقسیم کنید با وضوح بیشتری به سوی جلو گام برخواهید داشت و دیگر هنگام اقدام به عمل مشکل یا ترسی نخواهید داشت. بازهم اگر نمی دانستید چه باید ید از دیگران سوال کنید و کمک بگیرید یا اطلاعات مورد نیازتان را جستجو کنید. شور و شوق خود را پیدا کنید و از مسیری بروید که قبل از آن هرگز نرفته اید.


۳- ش ت اجتناب ناپذیر است

برای داشتن یک زندگی قابل توجه ش ت خوردن اجتناب ناپذیر است. همه ما می خواهیم یک زندگی پر از اشتیاق، معنا و هدف داشته باشیم. اما این میسر نمی شود اگر شما تسلیم ترس هایتان شوید و در جستجوی راحتی باشید. دیر یا زود شما باید بر ترس از ش ت خود غلبه کنید، و در طول زندگی خود ترس های بسیاری هست که باید آن ها را نادیده بگیرید. گاهی اوقات روبرو شدن با ترس ها غافلگیرکننده، خسته کننده و ناامیدکننده است اما هرچه دوره های سختی بیشتری را بگذرانید، بیشتر رشد می کنید. اگر می خواهید رویاهایتان را زندگی کنید باید در بخش هایی از زندگی تان ش ت بخورید.


۴- ش ت بیشتر، موفقیت بیشتر

رابرت آلن می گوید: «هیچ ش تی وجود ندارد، تنها بازخورد است». هر چه بیشتر ش ت بخورید بیشتر موفق خواهید شد. از انتقاد سازنده استقبال کنید چراکه به شما این فرصت را می دهد تا آنچه می خواهید انجام بدهید را بهبود ببخشید.هرگز تصور نکنید همه چیز را می دانید یا هرگز ش ت نخواهید خورد. حتی موفق ترین افراد هم در روزهای مختلف ش ت خورده اند. تفاوت بین یک فرد موفق و ی که هنوز موفق نیست، در تحقق این نکته است که فرد موفق ش ت را یک پله می داند نه پایان راه.


۵- ش ت موقتی است

در ابتدا به نظر می آید ش ت دائمی است اما این گونه نیست. هنگامی که شما ش ت خوردن را تصور می کنید، احتمالا آن گونه بازی خواهید کرد تا تصورتان محقق شود و به راستی ش ت بخورید. اما زندگی واقعی این گونه عمل نمی کند. بعضی از های موردعلاقه خود را در نظر بگیرید. شخصیت اصلی ممکن است مبارزه کند و بارها و بارها ش ت بخورد تا یک درس حیاتی بیاموزد. شما نیز نمی توانید آینده را پیش بینی کنید، به این معنی که نمی دانید این ش ت شما خوب است یا بد و به نفعتان خواهد بود یا نه. اگر از ش تتان یاد بگیرید و ادامه دهید، شانس موفقیت شما بیشتر خواهد بود. درواقع ش ت شما را به خود ایده ان تبدیل می کند. شاید بعد از بارها ش ت بازهم از آن بترسید اما مهم این است که بدانید ترس از ش ت تنها یک تفکر است و احساسات ناشی از آن اغلب غیرواقعی، اغراق آمیز و خارج از کنترل است. این تنها یک ذهنی است که قبل از اینکه داستان حتی شروع شود، باید آن را متوقف کرد. اکثر مردم هرگز این افکار منفی خود را متوقف نکرده و اشتباه بودن آن را قبول نمی کنند. اما بدانید این افکار و احساسات منفی می توانند تمام قدرت شما را بگیرند.


۶- ذهنتان را آزاد کنید

بودا می گوید: «ذهن همه چیز است. شما آن گونه خواهید شد که می شید». ما می توانیم از اسارت افکارمان رها شویم اما چگونه؟ احساسات ما از افکارمان ناشی می شود. اگر من فکر کنم که به اندازه کافی خوب نیستم، و به این باور برسم، احساس مرتبط با آن را تجربه خواهم کرد. به عبارت دیگر، من احساس می کنم که به اندازه کافی خوب نیستم. اما فقط به این دلیل که به آن اعتقاد دارید مجبور نیستید مطابق با آن عمل کنید. این چگونه می تواند به غلبه شما بر ترس از ش ت کمک کند؟ درواقع شما مجبور نیستید مطابق هر شه ای که دارید عمل کنید. اگر افکارتان به شما می گوید که ش ت خواهید خورد، مجبور نیستید واکنش نشان دهید، می توانید آن را تماشا کرده و از کنارش عبور کنید. شما می توانید احساس ترس از ش ت را تجربه کنید و آن را بپذیرید اما بدانید در عمل چیزی برای ترسیدن وجود ندارد.


۷- دیدگاه خود را تغییر دهید

ژاپنی ها می گویند «ش ت آموزگار موفقیت است». چه ی به شما گفته است که ش ت چیز بدی است؟ آیا وما هر چیزی که احساس بدی ایجاد می کند واقعا بد است؟ هر عقیده و شه که باعث می شود ما احساس بدی داشته باشیم باید موردبررسی قرار گیرد. چه خوب است که بدانیم چه چیزی باعث ترس از ش ت در ما می شود؟ هرگز خودتان را برای اینکه کامل نیستید آزار ندهید. همه ما در ناخودآگاهمان ترس های مخصوص به خودمان راداریم که ریشه درگذشته ما دارند. اما این ترس ها به رشد و پیشرفت ما کمک می کند. این ترس ها زمانی ظاهر می شوند که به آن ها بها دهیم. به ش ت به عنوان یک برکت پنهانی نگاه کنید. ما از طریق ش ت هایمان و نه از موفقیت هایمان است که عاقل تر می شویم. شاید این تا حدی ناامیدکننده است اما به ما نظم و ارزی فرایندی که می تواند منجر به نتیجه شود را می آموزد. پس به دوره های ش ت خود به عنوان زمانی برای آموختن نگاه کنید. همین قضیه در مورد زندگی نیز صدق می کند. هر زمان که با مشکلی مواجه شدید، از آن یاد بگیرید و رشد کنید، و بدانید که این نیز می گذرد.


۸- رشد شخصی

همه ما یک سری ترس های اولیه و اساسی داریم. درحالی که با برخی از آن ها به راحتی کنار می یاییم و در برخی از آن ها گیر می کنیم. از ترس های خود به عنوان نشانه هایی استفاده کنید که به شما می گوید کجا می توانید بهتر رشد کنید. ترس از ش ت چیزی است که هر ی با آن مواجه می شود و به خاطر تصورات ذهنی ما ممکن است وحشتناک به نظر برسد. به تصاویر و افکاری که هنگام ترس از ش ت در شما ظاهر می شود فکر کنید. چی می بینید؟ آیا خود را درحالی که ش ت خورده اید و گروه بزرگی از مردم به شما می خندند می بینید؟ این تنها یک داستان یا یک است که می توانید به سادگی آن را کنار بگذارید. به عبارت دیگر شما از عدم موفقیت نمی ترسید شما از ذهنی که در آن بازی می کنید می ترسید.


۹- استقبال از ترس

هر ی به یک میزانی دچار ترس می شود. هیچ متفاوت نیست و به نظر می رسد به dna ما مربوط می شود. اما هرچه زودتر با ترس هایتان دوست شوید، سریع تر می توانید به جلو حرکت کنید. این ترس نیست که شما را از رفتن به سمت رویاهایتان بازمی دارد، بلکه تصمیماتی است که تحت تاثیر ترس هایتان می گیرید. درواقع شما می توانید شیوه واکنشتان به ترس ها، افکار و نگرانی هایتان را تغییر دهید.


۱۰- اقدام کنید

در حال حاضر دسترسی ما به اطلاعات بیش از گذشته است. شما آسان تر از قبل می توانید یاد بگیرید و انجام دهید. این فوق العاده است اما بازهم اگر ندانیم که چگونه شنا کنیم ممکن است در دریا غرق شویم. کلید این است که به اندازه ای یاد بگیریم که بتوانیم یک گام به جلو برویم. و بدانید هنگامی که عملتان با ندای قلبتان همراه شود، پیشرفت شما سریع تر و قدرتمندتر خواهد بود. خواهید دید درحالی که اکثر مردم منتظر رسیدن به لحظه ای هستند که یادگیری شان کامل شود، شما هم زمان در حال یادگیری، اقدام و رشد خواهید بود. این همان چیزی است که شما را به تحقق رویاهایتان نزدیک خواهد کرد.


۱۱-آینده خود را تصور کنید

گاهی اوقات منفی بودن کمک می کند. آینده ای را تصور کنید که ترس زندگی شما را کنترل کرده است. به چه شکل خواهد بود؟ به کجا رسیده اید؟ و آیا در لحظات آ عمرتان احساس پشیمانی می کنید؟ حال زندگی و آینده خود را با توجه به پیگیری علاقه و رویاهایتان باوجود ترس هایتان تصور کنید. زندگی شما آن گونه است که همیشه دوست داشتید. به پشت سر خود نگاه می کنید. مطمئنا اشتباهاتی داشته اید، حتی ممکن است یکی دو بار نیز احساس شرمندگی کنید اما تمام آن ها رنگ هایی است که به بوم زندگی تان پاشیده شده و آن را زیباتر کرده است. می توانیم در خانه بنشینیم و برای خودمان احساس تاسف کنیم اما این هیچ چیز را تغییر نمی دهد. برای داشتن یک زندگی بدون پشیمانی باید به خود اجازه اشتباه بدهید. رنگ ها را به روی بوم بپاشید و ببینید چه اتفاقی می افتد. ممکن است از آنچه که می سازید شگفت زده شوید. این زندگی شماست نه دیگران. این تجربه شماست. از آن لذت ببرید.


۱۲- ماندن در لحظه اکنون

اکثر ما عادت کرده ایم که مدام یا درگذشته باشیم یا به آینده فکر کنیم. یا پشیمانیم از آنچه که انجام داده یا نداده ایم و یا نگرانیم از آنچه که در آینده ممکن است رخ بدهد. استفاده از گذشته در زمان حال اگر با هدف باشد (مانند آنچه در شماره ۱۱ گفته شد) خوب است اما اینکه فرمان افکارتان را به دست گذشته بسپارید اصلا خوب نیست. در لحظه اکنون مشکلی وجود ندارد. اگر شما در حال خواندن این مطلب هستید، به احتمال بسیار زیادی خوب هستید. سقفی بالای سر، غذایی در یخچال و احساس خوبی دارید. شما بدون داشتن سقف بالای سر هم می توانید خوب باشید. آنچه باعث می شود احساس خوبی نداشته باشید ذهنتان و داستان هایی است که از موقعیت شما برایتان می سازد. آنچه لحظه اکنون به شما هدیه می دهد را بپذیرید؛ نفس کشیدن، بوییدن، شنیدن و لذت بردن از ی که هستید. شما از قبل کلید خوشبختی تان را در اختیار دارید.


۱۳- به ندای قلبتان گوش کنید

هنگامی که تصمیم می گیرید به دنبال علاقه تان بروید، احتمال بیشتری دارد که ترس هایتان بزرگ و بزرگ تر شوند اما راه دیگری برای تحقق رویاهایتان وجود ندارد. شاید در جای دیگر بیشتر احساس امنیت کنید اما هرگز خوشحال و راضی نخواهید بود. پیروی از قلب و احساساتتان است که می تواند واقعا شما را هیجان زده کند. راهی جالب برای زندگی که پیشنهاد می کنم حتما آن را امتحان کنید. غلبه بر ترس از ش ت به اندازه ای سخت است که خودتان آن را سخت می کنید. هنگامی که شما با ترس های خود روبرو می شوید، متوجه خواهید شد که آن ها به اندازه ای که فکر می کردید، بد و ناجور نیستند. درنهایت چه چیزی وجود خواهد داشت؟ ترس های شما یا رویاهایی که تحقق پیداکرده اند؟ پس از سواری لذت ببر


منبع: سایت سایک نیوز


ترس از ش ت داری؟ در این آزمون رایگان شرکت کن تا بفهمی

عنوان وبلاگ : تفرد
منبع :
برچسب ها : را ارهای غلبه بر ترس از ش ت - ش ت ,زندگی ,خواهید ,می توانید ,آنچه ,غلبه ,تصور کنید ,وجود ندارد ,مجبور نیستید ,لحظه اکنون ,نگاه کنید ,مجبور نیستید مطابق
را ارهای غلبه بر ترس از ش ت ش ت ,زندگی ,خواهید ,می توانید ,آنچه ,غلبه ,تصور کنید ,وجود ندارد ,مجبور نیستید ,لحظه اکنون ,نگاه کنید ,مجبور نیستید مطابق
شش مهارت نرم که برای موفقیت در کارآفرینی از نان شب واجب تر است

موفقیت در کارآفرینی از طریق پرورش مهارت های نرم

موفقیت در کارآفرینی، صرفاً نتیجه دانش فنی و سرمایه نیست. بسیاری از کارآفرینان موفق در ابتدای کارشان دانش فنی و سرمایه بالایی نداشتند. عامل مهم دیگری که در موفقیت بسیاری از کارآفرینان نقش داشته است، مهارت های نرم است. مهارت های نرم را به طور ساده می توان شامل مهارت های غیرفنی دانست که مهارت های درون فردی و بین فردی را شامل می شوند. این مهارت ها در مقابل مهارت های فنی که مهارت های سخت نامیده می شوند، قرار می گیرند.
برای مثال دانش فنی ای که در حوزه گرافیک، حسابداری یا برنامه نویسی دارید جزو مهارت های سخت شما محسوب می شود. این مهارت ها را می توان از طریق تحصیلات آکادمیک یا شرکت در دوره های آزاد ب کرد. اما اینکه چطور بتوانید مشتری را به ید محصول یا خدمت خود متقاعد کنید، چطور یک تیم کاری موفق تشکیل داده و آن را ی کنید و چطور زمان پروژه هایتان را مدیریت کنید در زمره مهارت های نرم قرار می گیرد.
در دنیای امروزی، اهمیت مهارت های نرم برای موفقیت در کارآفرینی افزایش یافته است. این مهارت ها بیش از اینکه به دانش خاصی مرتبط باشند با قوهٔ شهودی، نگرش و توانایی شما برای انگیزه دادن به دیگران یا برقراری ارتباط مؤثر با آن ها مرتبط است. این مهارت ها از آن جهت برای موفقیت در کارآفرینی ضروری اند که به کمک آن ها می توانید افکارتان را با دیگران به خوبی در میان بگذارید، با مشتریان و همکارانتان ارتباط مؤثر برقرار کنید و همواره در حال رشد و پیشرفت باشید. سرمایه گذاری بر روی این مهارت ها نقش مهمی در موفقیت شخصی شما و ب وکارتان دارد. برایان تریسی مدرس رشد و توسعه فردی معتقد است: «باید حداقل سه درصد از درآمدی که به دست می آورید، مستقیماً روی رشد و توسعه فردی خودتان سرمایه گذاری کنید».


در ادامه شش مهارت نرم را که برای موفقیت در کارآفرینی ضروری است، معرفی کرده ایم.

موفقیت در کارآفرینی با مهارت های نرم

شش مهارت نرم برای موفقیت در کارآفرینی

اولین مهارت نرم برای موفقیت در کارآفرینی : ی

ی به معنای توانایی انگیزه بخشیدن به دیگران و کمک به آن ها برای تبدیل شدن به بهترین خودشان است. ی خود تلفیقی از چندین مهارت مانند خودآگاهی، هوش عاطفی، ارتباط مؤثر و متقاعدسازی است. مهم ترین بخش ی، برقراری ارتباطی اصیل با دیگران و فهمیدن آن هاست. وقتی اعضای تیمتان را بهتر بشناسید و به توانایی های آن ها بیشتر آگاه باشید، می توانید آن ها را در نقش های مناسب تری قرار بدهید و این به معنای آن است که تیم منسجم تر و کارآمدتری خواهید داشت.
برخی تصور می کنند ی مهارتی صرفاً ذاتی است، اما امروزه ثابت شده است که مهارت ی صرفاً ذاتی نیست بلکه می توان آن را آموخت و در خود پرورش داد. جان م ول نویسنده، مربی و مدرس ارشد ی سازمانی در کتاب معروف خود به نام بیست ویک قانون انکارناپذیر ی اولین قانون را قانون د وش می نامد و در توصیفش می گوید: « یک ب وکار همانند د وشی است که روی یک بطری حاوی مایع قرار می گیرد. همانطور که سقف بالا رفتن مایع درون بطری محدود به محل قرارگیری د وش است، سقف رشد ب وکار نیز محدود به توانایی های ی فردی است که در رأس آن ب وکار قرار دارد. برای رشد ب وکارتان، ابتدا باید مهارت ی خودتان را رشد بدهید».
سایمون سینک نویسنده و متخصص ی نیز بین بودن و ی تمایز قائل می شود و می گوید: « ی همان بودن نیست. بودن یعنی شما بالاترین رتبه را در سازمان دارید، حال چه از روی شایستگی آن را به دست آورده باشید، چه بختتان خوب بوده باشد یا دیگران شما را به آن سمت منصوب کرده باشند. از سوی دیگر، ی به این معناست که دیگران با میل و رغبت و نه از روی اجبار از شما پیروی می کنند. آن ها از شما پیروی می کنند نه به این خاطر که به آن ها حقوق می دهید، بلکه به این خاطر که خودشان این را می خواهند».

دومین مهارت نرم برای موفقیت در کارآفرینی : کار تیمی

هر ی که تجربه کوچکی در زمینه ب وکار داشته باشد می داند که برای موفقیت در کارآفرینی، داشتن تیمی توانمند و اثربخش تا چه اندازه مهم است. اگر می خواهید کارآفرین موفقی باشید، باید بدانید که چطور با دیگران به خوبی کار کنید. کار تیمی مؤثر تلفیقی از چند مهارت نرم است. برای خوب کار در یک تیم، باید بتوانید خوب به دیگران گوش بدهید، بدانید چطور می توانید سرمایه ٔ انسانی تان را به خوبی به کار بگیرید و دیگران را ترغیب کنید تا برای حصول به بهترین نتیجه با شما همکاری کنند. این همچنین به آن معناست که وظایف خودتان در تیم را نیز به خوبی انجام دهید. مسئولیت پذیری و تقدیر از تلاش های دیگران، نقش مهمی در موفقیت تیم شما دارد.
خوشبختانه ابزارهایی مبتنی بر نظریات علمی وجود دارد که می توان با بهره گیری از آن ها اثربخشی کار تیمی را افزایش داد. یکی از این ابزارها، آزمون بلبین است که براساس آن می توان ترجیح افراد برای عهده دار شدن نقش های مختلف در تیم ها را تعیین کرد. ابزار قدرتمند دیگر، تم های توانایی کلیفتون است که توانایی های افراد را در ۳۴ دسته اصلی طبقه بندی می کند و براساس آن می توان فهمید افراد به طور طبیعی چه توانمندی هایی دارند و در چه حوزه هایی بهتر از بقیه حوزه ها ظاهر می شوند. بنابراین اگر موفقیت در کارآفرینی جزو دغدغه های شماست، خوب است که هنگام تشکیل تیم از این ابزارها استفاده کنید و افراد را در نقش های مناسب قرار دهید.

سومین مهارت نرم برای موفقیت در کارآفرینی : ارتباط مؤثر

ارتباط مؤثر مست م استفاده مناسب از کانال های ارتباطی مختلف است. برای رسیدن به بهترین نتیجه باید مهارت های ارتباطی مختلف را پرورش دهید. برخی از مهم ترین مهارت های ارتباطی ضروری برای موفقیت در کارآفرینی عبارتند از:
الف) مهارت گوش دادن

گوش دادن شاید در ظاهر کار ساده ای باشد اما بسیاری از کارآفرینان در این مهارت مشکل دارند. در واقع تصور بسیاری از افراد از گوش دادن همان شنیدن است، در حالی که گوش دادن مهارتی است که باید آن را آموخت و خود دارای پنج سطح است. سطح اول گوش دادن، نشنیدن است. این زمانی اتفاق می افتد که فرد مقابل در حال صحبت است اما توجه ما کاملاً معطوف به موضوع دیگری است. سطح دوم گوش دادن، شنیدن تصنعی است. در این ح ما صدای طرف مقابل را می شنویم اما چون حواسمان جای است تجزیه و تحلیلی روی صحبت های او انجام نمی دهیم و به سر تکان دادن اکتفا می کنیم. سطح سوم گوش دادن، شنیدن محاوره ای است. در این ح صرفاً برای اینکه پاسخ طرف مقابل را بدهیم به حرف های او گوش می دهیم. مثل ح ی که افراد در ابتدای احوالپرسی ها یک سری کلمات را بدون توجه به حرف دیگری تکرار می کنند. سطح چهارم گوش دادن، گوش دادن فعال (active listening) است. در این ح روی حرف های طرف مقابل تمرکز می کنیم و تمام توجه مان را به او اختصاص می دهیم. سطح پنجم گوش دادن، گوش دادن عمیق (deep listening) است. در این ح با تمام وجودمان به طرف مقابل گوش می دهیم و می توانیم خودمان را کاملاً جای او بگذاریم. در این ح قوهٔ شهودی مان به کار می افتد و حرف های ناگفته طرف مقابل را هم می شنویم.
ب) مهارت نوشتن

ارتباط نوشتاری یکی از مؤثرترین ابزارها در روابط تجاری به حساب می آید. این مهارت هم در ارتباط با مشتریان و هم شرکای تجاری و هم کارکنان می تواند تفاوت محسوسی ایجاد کند. آشنایی با اصول درست مکاتبات تجاری، نگارش ایمیل، تبلیغ نویسی (copywriting) و توضیحات صفحه محصول (sales letter) از جمله مهارت هایی است موفقیت در کارآفرینی به ویژه در حوزه ب وکارهای آنلاین را شکلی می دهد.
ج) مهارت ارائه دادن

ارائه دادن به معنای مهارت معرفی اثربخش محتوا، محصول یا خدمتی است که مشتری در ازای آن حاضر است اقدام مورد نظر ما را انجام دهد. مثلاً در خبرنامه ما عضو شود، با برند ما ارتباط برقرار کند یا حتی پولی به ما پرداخت کند. برخلاف تصور بسیاری از افراد، کیفیت یک محتوا، محصول یا خدمت نیست که باعث جذب مخاطب می شود بلکه نحوه ارائه آن محتوا، محصول یا خدمت است. کارآفرینان حرفه ای می دانند که کیفیت مطلق در نزد مشتری معنایی ندارد بلکه آنچه وجود دارد و منجر به اقدام مشتری می شود، کیفیت ادراکی یا تلقی مشتری از کیفیت محصول یا خدمت ماست. بخش مهمی از این تلقی وابسته به نحوه ارائه است. عالی ترین محتواها، محصولات و خدمات در بسته بندی های ضعیف فرقی با نمونه واقعاً ضعیف ندارند.
د) ارتباط کلامی و فن بیان

ارتباطات کلامی بخش قابل توجهی از ارتباطات بین فردی را تشکیل می دهد. اینکه چطور موضوعی را بیان می کنید بیش از این اهمیت دارد که چه چیزی می گویید. آهنگ، جنس و تن صدا در شکل گیری تلقی فرد مقابل از شما به عنوان یک فرد کارآفرین نقش مهمی ایفا می کند. ممکن است در جلسه ای کاری، کارمندی را مجاب کنید تا شیوه کار ش را تغییر دهد. شاید هنگام گفتگو با شریکی تجاری، بخواهید او را ترغیب به همکاری کنید. احتمال دارد در گفتگویی رو در رو، مشتری ای را به اقدام خاصی ترغیب کنید. در تمام این حالات این مهارت شما در استفاده از کلام است که می تواند ش ت یا موفقیت شما را رقم بزند.

همه این مهارت ها برای اینکه مخاطب شما منظورتان را به درستی متوجه شود و سپس اقدام مورد نظر شما را انجام دهد، لازم و ضروری اند. وقتی دیگران منظور شما را درست می فهمند، تمایل بیشتری پیدا می کنند تا با شما همراهی کنند.

چهارمین مهارت نرم برای موفقیت در کارآفرینی : حل مسئله

وقتی کارآفرین هستید باید آمادگی داشته باشید تا در هر لحظه مسائلی را که با آن ها مواجه می شوید، حل کنید. کارل پوپر فیلسوف اتریشی می گوید: «زندگی چیزی جز حل مسئله نیست». شما برای حل مسئله، علاوه بر خلاقیت نیاز به مهارت های تحلیلی هم دارید. با استفاده از مهارت حل مسئله، می توانید موقعیت را تحلیل و از جنبه های مختلف به آن نگاه کنید. مهارت حل مسئله در عالی ترین شکل آن منجر به یافتن راه حل های ساختارشکنان (out of box) می شود.

یک کارآفرین حرفه ای از سه رویکرد در مواجهه با مسائل استفاده می کند:

الف) حل مسئله

در این ح با مسئله ای مواجه اید که قابل حل است. در این ح باید بتوانید ابتدا مشکل (issue) را به درستی تشخیص دهید و ساختار آن را در قالب یک مسئله (problem) تعریف کنید. وقتی این گام را انجام دادید، می توانید با شیوه های مختلف مسئله را حل کنید. یکی از توانمندترین شیوه ها در حل مسئله، شیوه ای است که طراحان و کارآفرینان پیشرو از آن استفاده می کنند و به نام تفکر طراحی یا تفکر طراحانه (design thinking) شناخته می شود. تفکر طراحی شامل پنج مرحله همدلی، تعریف مسئله، ایده پردازی، نمونه سازی و آزمایش است. تفکر طراحی که می توان از آن حتی برای طراحی زندگی هم بهره گرفت تلاش می کند خوشایندترین راه حل های ممکن از منظر فنی و اقتصادی را از دید مخاطب یا کاربر نهایی شناسایی کند. در واقع به جای تفکر ی که دنبال بهینه ترین راه حل ممکن است، تفکر طراحی تلاش می کند تا راه حلی را بیابد که بهترین تجربه کاربری را برای مصرف کننده رقم بزند.

ب) حذف مسئله

گاهی مسائل را نمی توان حل کرد اما می توان به سادگی آن ها را حذف کرد. این مفهوم در کارآفرینی به نام نیز شناخته می شود یعنی راه حل هایی میانبر که خودشان را درگیر مسئله اصلی نمی کنند. شاید شما هم این داستان را شنیده باشید که فردی به روانپزشک مراجعه می کند و به او می گوید: «هیولایی در زیر تختم وجود دارد که شب ها نمی گذارد بخوابم». روانپزشک به جای آن که بخواهد مرد را درگیر انواع و اقسام درمان های دارویی و روان درمانی کند به او می گوید: «به نجاری مراجعه کن و از او بخواه چهار پایه تختت را قطع کند تا تخت تو کاملاً روی زمین قرار گیرد. اینطوری دیگر هیچ موجودی نمی تواند زیر تختت قایم شود». شما هم اگر در ب وکارتان خوب دقت کنید می توانید مواردی را بی د که با حذف مسئله اولیه، عملاً دیگر نیازی به حل آن مسئله ندارید. بسیاری از نمونه های نوآوری اخلالگرانه (disruptive innovation) که به معنای تغییر مختصات بازار در حوزه ای خاص است، از شیوه حذف مسئله استفاده کرده اند یعنی راه حلی ارائه می دهند که دیگر مسئله قبلی را فاقد موضوعیت می کند.

ج) هضم مسئله

مسائلی نیز در زندگی وجود دارند که نمی توان آن ها را حل یا حذف کرد بلکه فقط می توان با آن ها کنار آمد و به عنوان واقعیت (fact) پذیرفت. شما هر کاری کنید مادامی که روی زمین قرار دارید، نمی توانید بدون استفاده از ابزارهای خاص بر جاذبه زمین غلبه کنید. پس بهتر است این موضوع را به عنوان واقعیت بپذیرید و وقتتان را صرف از بین بردن جاذبه زمین نکنید. به این نوع مسائل که اصولاً مسئله نیستند و همانند جاذبه زمین جزو واقعیات زندگی اند، مسائل جاذبه ای نیز گفته می شود. در زندگی وقتتان را صرف مسائل جاذبه ای نکنید بلکه سراغ مسائل واقعی و ارزشمند بروید.

پنجمین مهارت نرم برای موفقیت در کارآفرینی : انعطاف پذیری

آیا می توانید به سادگی مسیرتان را تغییر دهید؟ آیا می توانید دانسته های قبلی خود را کنار بگذارید و چیزهای جدید یاد بگیرید؟ انعطاف پذیری باعث می شود در دنیای کارآفرینی پررقابت امروزی، بقاء داشته باشید. با استفاده از این مهارت، تمایل بیشتری خواهید داشت تا چیزهای جدید یاد بگیرید و به پیشرفتتان ادامه دهید. اگر راه حل جواب نداد یا دیگر مؤثر نبود، باید بتوانید بدون صرف زمان و تلاش زیاد سراغ راه حل دیگری بروید. انعطاف پذیری همچنین به شما کمک می کند برنامه های مختلف را به طور کارآمدتری مدیریت کنید. چابکی در تفکر و در اقدام، همان چیزی است که برای موفقیت در کارآفرینی به آن بسیار نیاز خواهید داشت.

ششمین مهارت نرم برای موفقیت در کارآفرینی : مدیریت زمان

استفان کاوی سخنران و مدرس برجسته و نویسنده کتاب هفت عادت مردمان مؤثر معتقد است: «چالش اصلی مدیریت زمان نیست بلکه مدیریت خودمان است». بسیاری از صاحبنظران معتقدند زمان امری قابل مدیریت نیست بلکه ما صرفاً می توانیم خودمان را به نحوی مدیریت کنیم که بیشترین زمانمان را برای مهمترین کارها بگذاریم. در هر صورت چه نام این مهارت نرم را مدیریت زمان بگذاریم و چه مدیریت شخصی، برای موفقیت در کارآفرینی نیاز داریم از زمانمان بهترین استفاده را داشته باشیم.

گری کلر کارآفرین یی و نویسنده کتاب دومینوی اصلی زندگی معتقد است شیوه اثربخش مدیریت زمان این است که در هر روز کاری صرفاً بر روی مهم ترین کار متمرکز شویم. او برای اثبات رویکرد خود به اصل ۲۰/۸۰ استناد می کند و می گوید: «مطابق اصل پارتو، ۲۰ درصد کارها ۸۰ درصد نتایج را در بردارند. اگر همین قانون را یک بار دیگر روی خودش اعمال کنیم، ۴ درصد کل کارها (یا ۲۰ درصد از ۲۰ درصد) ۶۴ درصد از کل نتایج (۸۰ درصد از ۸۰ درصد) را تشکیل می دهد. اگر این قانون را یک بار دیگر اجرا کنیم، حدود ۱ درصد از کل کارها (۲۰ درصد از ۴ درصد) ۵۰ درصد از کل نتایج (۸۰ درصد از ۶۴ درصد) را تشکیل می دهد. بنابراین اگر یک کارآفرین ۱۰۰ کار مهم داشته باشد، یکی از آن کارها نیمی از نتایج را ایجاد می کند و ۹۹ تای بقیه نیم دیگر را. از این رو عاقلانه تر این است که کارآفرین در هر زمان روی همان یک کار متمرکز شود تا به انجام برسد.

دارن هاردی ناشر سابق مجله موفقیت (success) و نویسنده کتاب های پرفروش اثر مرکب و قطار کارآفرینی نیز بر این باور است که آنچه افراد فوق موفق را از افراد معمولی متمایز می کند توانایی آن ها بر تمرکز روی مهم ترین کارها و نه گفتن به بقیه کارهاست. از نظر او آن چیزی که از وارن بافت و استیو جابز و ریچارد برانسون چنین افراد موفقی ساخته است، کارهای نیست که انجام می دهند، بلکه کارهایی است که انجام نمی دهند.

سخن پایانی

 همانگونه که دیدیم موفقیت در کارآفرینی مست م داشتن مجموعه ای از مهارت های نرم است. اگر تصمیمتان برای موفقیت در کارآفرینی جدی است باید روی این مهارت ها سرمایه گذاری کنید و وقت کافی برایشان بگذارید. این به معنای آن نیست که عواملی همچون مهارت های سخت (دانش فنی) و سرمایه برای موفقیت در کارآفرینی تأثیر ندارند، بلکه به این معناست که مسیر موفقیت در کارآفرینی از ذهن انسان می گذرد و انسان ابتدا باید ذهنش را برای موفقیت پرورش بدهد و بعد سراغ حوزه های دیگر برود.


منبع: سایت عادت دستی
عنوان وبلاگ : تفرد
منبع :
برچسب ها : شش مهارت نرم که برای موفقیت در کارآفرینی از نان شب واجب تر است - موفقیت ,کارآفرینی ,مهارت ,مهارت های ,درصد ,آن ها ,برای موفقیت ,تفکر طراحی ,محتوا، محصول ,نیست بلکه ,باید بتوانید
شش مهارت نرم که برای موفقیت در کارآفرینی از نان شب واجب تر است موفقیت ,کارآفرینی ,مهارت ,مهارت های ,درصد ,آن ها ,برای موفقیت ,تفکر طراحی ,محتوا، محصول ,نیست بلکه ,باید بتوانید
کارگاه آموزشی چطور بر موانع ذهنی کارآفرینی غلبه کنیم؟


کارگاه آموزشی «چطور بر موانع ذهنی شروع کارآفرینی غلبه کنیم؟»

این کارگاهی سه ساعته بر پایه مطالب کاملاً تجربی و عملی است.

تا حالا از خودتان پرسیده اید:

  • چرا با وجود اینکه می دانید در شغل فعلی تان در حال درجا زدن هستید دست از آن نمی کشید؟
  • چرا با وجود اینکه ایده خوبی برای کارآفرینی دارید، تا به حال هیچوقت سراغ راه اندازی ب وکار خودتان نرفته اید؟
  • چرا با اینکه مدتی است ب وکارتان را راه انداخته اید، به نتیجه خاصی دست نیافته اید؟

اگر می خواهید رکود، وضع بد بازار، قوانین دست وپاگیر و فشار خانواده و ... را به عنوان موانع اصلی ذکر کنید باید بگویم مسیر را اشتباه رفته اید. نیازی نیست جای دوری بروید، مانع اصلی پیش شماست.

مانع اصلی برای راه نینداختن ب وکار شخصی یا رشد ضعیف ب وکارتان، همان ذهن شماست.

 

 

منکر نیستم رکود، وضع بد بازار، قوانین دست وپاگیر و فشار خانواده نیز تأثیرگذارند اما سهم اینها در بهترین ح ۱۰ درصد است. ۹۰ درصد بقیه مربوط به مدل های ذهنی ناکارآمدی است که داریم.

 

مخاطبان این کارگاه چه افرادی هستند؟

  • هر ی که قصد شروع کارآفرینی و راه اندازی ب وکار شخصی خودش را دارد
  • افرادی که ب وکار دارند و میخواهند ب وکارشان را رشد بدهند
  • هر ی که به موضوع کارآفرینی علاقه مند هست

 

چرا باید در این کارگاه شرکت کنیم؟

  • در این کارگاه را ارها و ترفندهای امتحان پس داده برای شروع کارآفرینی و غلبه بر موانع ذهنی را به شما یاد میدهیم
  • در این کارگاه خبری از مطالب تئوریک به دردنخور نیست، هر چیزی که میگوییم خودمان قبلاً امتحانش کردیم
  • برای شروع کارآفرینی بیش از اینکه به دانش فنی نیاز داشته باشید به مهارت های ذهنی نیاز دارید که موضوع اصلی این کارگاه است
  • آدم عاقل تجربه را دوباره تجربه نمیکند، در این کارگاه میتوانید از تجربه های عملی سه کارآفرین استفاده کنید


برنامه کارگاه به چه صورت هست؟

  • بخش اول به مدت یک ساعت که در آن سید ساجد متولیان را ارهای عملی برای غلبه بر موانع ذهنی شروع کارآفرینی را آموزش خواهد داد.
  • استراحت و پذیرایی به مدت نیم ساعت
  • بخش دوم گفتگو با دو کارآفرین موفق آقایان میرابوطالبی و رفالیان به مدت یک ساعت (در این بخش سید ساجد متولیان سؤالاتی را در خصوص تجارب مهمانان در زمینه غلبه برموانع شروع کارآفرینی از آن ها خواهد پرسید)
  • بخش سوم و پایانی به مدت نیم ساعت (پرسش و پاسخ، شبکه سازی)

 

کارگاه در چه زمان و مکانی برگزاری می شود؟

چهارشنبه ۱ آذر 1396 از ساعت 15 الی 18

سالن همایش سازمان فناوری اطلاعات ایران  ساختمان شماره ۲


لینک ثبت نام




کد تخفیف 50 درصدی: dastyabi50

عنوان وبلاگ : تفرد
منبع :
برچسب ها : کارگاه آموزشی چطور بر موانع ذهنی کارآفرینی غلبه کنیم؟ - کارآفرینی ,کارگاه ,ذهنی ,غلبه ,موانع ,ساعت ,شروع کارآفرینی ,موانع ذهنی ,فشار خانواده ,مانع اصلی ,قوانین دست وپاگیر ,بازار، قوانین دست وپاگیر
کارگاه آموزشی چطور بر موانع ذهنی کارآفرینی غلبه کنیم؟ کارآفرینی ,کارگاه ,ذهنی ,غلبه ,موانع ,ساعت ,شروع کارآفرینی ,موانع ذهنی ,فشار خانواده ,مانع اصلی ,قوانین دست وپاگیر ,بازار، قوانین دست وپاگیر
محصول رایگان جدید سایت عادت دستی : چرا دست روی دست می گذاریم و کار درست را انجام نمی دهیم؟

از دست روی دست گذاشتن خسته شدید و می خواهید کاری انجام بدهید؟


ما هم چنین شرایطی رو قبلاً تجربه کردیم. به همین خاطر تصمیم گرفتیم توی یک برنامهٔ زنده با عنوان «چرا دست روی دست می گذاریم و کار درست را انجام نمی دهیم» دربارهٔ این موضوع حرف بزنیم و تجربه هامون رو با شما دوستان عزیز به اشتراک بگذاریم.

برنامه ساعت ۱۰ شب ۱۴ مهر ۹۶ از صفحه اینستاگرام عادت دستی پخش شد. می دونستیم که بسیاری از دوستان فرصت نداشتند برنامه رو زنده ببینند یا بعداً از وجود چنین برنامه ای باخبر شدند. به همین خاطر...

برنامه رو به صورت فایل تصویری و صوتی براتون ضبط کردیم و به صورت یک محصول آموزشی رایگان درآوردیم تا بعداً هر موقع دلتون خواست ازش استفاده کنید.


با دریافت این محصول آموزشی چه چیزهایی دریافت می کنیم؟

  1. فایل ویدیویی با کیفیت صدا و تصویر مناسب (480p) با حجم ۳۵۳ مگابایت (فرمت mp4)
  2. فایل صوتی می شده (با حذف بخش های اضافی) به صورت پاد ت با حجم ۷۷ مگابایت (قابل پخش در گوشی و ضبط ماشین)
  3. فایل پی دی اف درس گفتار برنامه ضبط شده (۹ صفحه مطلب رنگی+ لینک هدیه ویژه)

توی این محصول آموزشی درباره چه چیزهایی صحبت میشه؟

  • دربارهٔ چهار باور ناکارآمد صحبت کردیم که باعث می شوند در زندگی دست روی دست بگذاریم و کار درست رو انجام ندیم.
  • از دو تا تلهٔ ذهنی نام بردیم که بسیاری از ما توی اونها می افتیم و راه بیرون اومدن از اونها رو یاد دادیم.
  • دو تا ابزار کارآمد رو آموزش دادیم که به کمک اونها می تونید از انفعال خارج بشید و سراغ انجام دادن برید.
  • سه تا کتاب ساده و کاربردی رو معرفی کردیم که کمکتون می کنند دیگه دست روی دست نگذارید و کار درست رو انجام بدید.
  • یک هدیه ویژهٔ رایگان هم برای دوستانی داریم که به تازگی با سایت عادت دستی همراه شدند. 

چرا این محصول آموزشی رایگانه؟ نکنه کیفیتش خوب نیست؟

ما دلمون نمیخواد وقت و هزینهٔ شما تلف بشه و دوست داریم بهتون کمک کنیم تا توی زندگی تون تغییرات مثبت واقعی ایجاد کنید. به همین خاطر این محصول رو عمداً رایگان قرار دادیم تا شما با خیال راحت کیفیت آموزش های سایت عادت دستی رو چک کنید. بسیاری از سایت ها آموزش هایی با کیفیت پایین تر و غیرعملی تر رو به صورت پولی قرار می دهند. اما ما می خوایم اگر شما بعداً پرداختی بابت محصولات آموزشی به ما دارید با خیال راحت این کار رو انجام بدید. به همین خاطر لطفاً این هدیه رایگان رو از طرف ما بپذیرید و در ازای اون نظرات ارزشمندتون رو به ما بگید.


مدرس این محصول آموزشی چه ی است؟

ساجد متولیان کوچ (مربی) رشد و توسعهٔ فردی و مدیر سایت عادت دستی این محصول آموزشی را تهیه کرده است. برای اطلاع از رزومهٔ ساجد متولیان به بخش دربارهٔ مای سایت مراجعه کنید.


میشه اول نمونه ای از این محصول رو تماشا کرد؟

بله حتماً. توی فایل ویدیویی زیر که مربوط به ابتدای برنامه است، ساجد متولیان دربارهٔ مفهوم «سندروم هملت» که بسیاری از ما دچارش هستیم صحبت میکنه. برای پخش ویدیو روی تصویر کلیک کنید. مدت ویدیو دو دقیقه و نیم است.





برای دریافت این محصول رایگان باید چه کار کنم؟



کافیه وارد لینک زیر شوید و در کادر پایین صفحه آدرس ایمیل (email) صحیح خودتون رو وارد و روی دکمه سبزرنگ کلیک کنید. لینک فایل ها بلافاصله به ایمیل شما ارسال خواهد شد. اگر فایل ها رو در پوشهٔ inbox پیدا نکردید، حتماً پوشهٔ spam رو هم چک کنید. 


دریافت محصول آموزشی رایگان

عنوان وبلاگ : تفرد
منبع :
برچسب ها : محصول رایگان جدید سایت عادت دستی : چرا دست روی دست می گذاریم و کار درست را انجام نمی دهیم؟ - محصول ,آموزشی ,انجام ,رایگان ,برنامه ,دستی ,محصول آموزشی ,عادت دستی ,همین خاطر ,سایت عادت ,کلیک کنید ,محصول آموزشی رایگان
محصول رایگان جدید سایت عادت دستی : چرا دست روی دست می گذاریم و کار درست را انجام نمی دهیم؟ محصول ,آموزشی ,انجام ,رایگان ,برنامه ,دستی ,محصول آموزشی ,عادت دستی ,همین خاطر ,سایت عادت ,کلیک کنید ,محصول آموزشی رایگان
۴ ویژگی ذهنی کارآفرینان موفق که فکرش را هم نمی کردید+آزمون و هدیه رایگان

ویژگی ذهنی کارآفرینان موفق – رمزگشایی ازجعبه سیاه موفقیت

ویژگی ذهنی کارآفرینان موفق همان طلایی است که کارآفرینان توانسته اند آن را از ذهنشان است اج کنند، در حالی که بسیاری از افراد عادی موفق به انجام این کار نمی شوند. هرکارآفرینی با چالش هایی روبرو می شود، اما تنها تعداد کمی از کارآفرینان موفقیت چشمگیری ب می کنند. نظریه های مختلفی برای این موضوع بیان شده اند. برخی از متخصصان، سرسختی را به عنوان عامل اصلی موفقیت این دسته از کارآفرینان ذکر کرده اند. پژوهش های انجام شده حاکی از این است که چهار ویژگی ذهنی کارآفرینان موفق شایع تر است که در این مطلب به آن می پردازیم:

۱) آن ها مرکز کنترل درونی دارند

بسیاری از افراد دارای مرکز کنترل بیرونی هستند. این به معنای آن است که شما باور داشته باشید، سرنوشت زندگی شما را رویدادها و عوامل بیرونی تعیین می کند. شکی در این نیست که عوامل بیرونی، بر زندگی هر ی تأثیرگذارند. سؤال اصلی اینجاست که شما چه وزنی به این عوامل می دهید؟

در نقطه مقابل مرکز کنترل درونی به این معناست که خودتان را در مقابل رویدادها و عوامل بیرونی ناتوان و فاقد حق انتخاب نبینید. افراد با مرکز کنترل درونی سعی می کنند، به جای واکنش های ناخودآگاه در مقابل رویدادها دست به کنش های آگاهانه بزنند. این افراد به راحتی با وقایع زندگی دچار تلاطم روحی نمی شوند.

مرکز کنترل درونی یعنی: «باور اینکه وضعیت فعلی من، تابع عوامل قابل کنترل مانند تلاش، نگرش، آماده بودن و … است». در مقابل مرکز کنترل بیرونی یعنی: «باور اینکه وضعیت فعلی من، تابع عوامل متعددی بوده که همگی از کنترل من خارج هستند»[۱].

 

آزمون سنجش مرکز کنترل (درونی یا بیرونی)

می خواهید بدانید مرکز کنترل درونی دارید یا بیرونی؟ روی دکمه زیر کلیک کنید تا وارد صفحه آزمون شوید.

پژوهش ها نشان داده است که افراد با مرکز کنترل درونی موفقیت های مالی بزرگتری دارند و از سلامت جسمی و روحی بیشتری برخوردارند. نیاز به ذکر این مطلب نیست که این افراد شادی و رفاه بیشتری را در زندگی شان تجربه می کنند.

وقتی به عنوان یک کارآفرین، مرکز کنترلتان بیرونی باشد، بیشتر بر رقبا، وضع اقتصادی، بی عد ی های زندگی و سایر چیزهایی تمرکز می کنید که اختیاری روی آن ها ندارید. چنین ویژگی ذهنی شما را به یک قربانی تبدیل خواهد کرد.

اولین ویژگی ذهنی کارآفرینان موفق داشتن مرکز کنترل درونی است. این بدان معناست که آن ها معتقدند شخصا مسئولیت زندگی شان را به عهده دارند. این افراد چالش ها را به شکل موانعی می بینند که عبور از آن موانع، آن ها را ورزیده تر می کند. آن ها ش ت ها را به شکل بازخورد می بینند. در حالی که افراد با مرکز کنترل بیرونی، خودشان را به رقابت با دیگران مشغول می کنند، افراد با مرکز کنترل درونی روی خلق ایده های نوآورانه تمرکز می کنند.

ویژگی ذهنی کارآفرینان موفق کنترل درونی

۲) آن ها تحمل بالایی در مقابل ابهام و عدم قطعیت دارند

در دوران کودکی، ابهام و ندانستن چندان برایمان آزاردهنده نبود. هر چه بزرگتر شدیم، تحمل ابهام برایمان سخت تر شد. ابهام ممکن است واقعا برای برخی افراد آزاردهنده باشد. آن ها نیاز به قوانین شفاف و قابل فهم دارند. بدون این قوانین افراد از حرکت باز می مانند یا دچار سردرگمی می شوند.

دومین ویژگی ذهنی کارآفرینان موفق تحمل بالای آن ها در برابر شرایط ابهام است.از این نظر این دسته از کارآفرینان، همانند ک ن هستند. آن ها بر مبنای اطلاعات محدود، دست به اقدام می زنند. راه اندازی ب و کار سرشار مست م گام برداشتن در ناشناخته هاست. تحمل پذیری بالا به کارآفرینان کمک می کند وقتی پا به ناشناخته ها می گذارند یا با موقعیت های جدید مواجه می شوند، بتوانند اضطرابشان را مدیریت کنند و تمرکزشان را از دست ندهند.

ویژگی ذهنی کارآفرینان موفق ابهام و عدم قطعیت

۳) آن ها از ترس ها و اضطراب هایشان سوخت انگیزه بخش می سازند

بسیاری از ما وقتی احساس اضطراب می کنیم، سعی می کنیم خودمان را آرام کنیم. آلیسون وودبرو دانشکده ب و کار هاروارد می گوید: اضطراب بسیار فراگیر است. افراد تمایل دارند هنگام اضطراب خودشان را آرام کنند، اما این کار بسیار دشوار و ناکارآمد است. وودبرو از پژوهش هایش دریافته است، تلاش برای آرام سازی اوضاع را بدتر و عملکردتان را تضعیف می کند. به جای این کار، صورت بندی مجدد اضطراب و نگریستن به آن به عنوان هیجان، تاثیر شگرفی در بالا بردن عملکردتان دارد.

سومین ویژگی ذهنی کارآفرینان موفق تبدیل اضطراب به سوخت انگیزه است. قهرمانان ورزشی و کارآفرینان موفق، وقتی اضطراب سراغشان می آید آن را به شکل یک عامل انگیزشی برای اقدام و پیشروی تلقی می کنند.








۴) آن ها بر علت ها تمرکز می کنند نه بر معلول ها

بسیاری از افراد نمی توانند ش ت ها و پیروزی هایشان را درست مدیریت کنند. آن ها سوار بر الاکلنگی هستند که بسته به شرایط رفتارشان را تغییر می دهد. وقتی اوضاع خوب پیش نمی رود، در مشکلات غرق می شوند یا به دام افسردگی می افتند. در عوض وقتی اوضاع خوب است، اعتمادبه نفس کاذب پیدا می کنند و تنبل می شوند.

در عمل، موفقیت دردسرهای بیشتری نسبت به ش ت برای آدم ها ایجاد می کند. خیلی قبل تر از ظهور روان شناسی مدرن، آبراهام لینکلن گفته بود: تقریبا تمام افراد می توانند در برابر مخالفت دوام بیاورند، اما اگر می خواهید واقعا یک نفر را محک بزنید، به او قدرت بدهید. وقتی به موفقیت می رسیم، ممکن است تمرکزمان از علل موفقیت به پیامدهای آن تغییر کند. ممکن است هیاهوهای پیرامون موفقیت مانند تحسین ها، پاداش ها و … حواسمان را از کار پرت کند.

چهارمین ویژگی ذهنی کارآفرینان موفق تمرکز بر علت ها به جای معلول هاست. رفتار آن ها تا حد زیادی مستقل از نتیجه است و چه ش ت بخورند چه موفق شوند، تغییرات رفتاری عجیبی نشان نمی دهند. آن ها می دانند اعتمادبه نفس و نتایج، محصول سختکوشی و کار مداوم آن هاست. از طرفی آن ها می دانند، نتیجه کار خارج از حوزه کنترل آن هاست. بنابراین تمرکزشان را روی رفتار و عملکرد خودشان که در محدوده اختیارشان است، حفظ می کنند.

ویژگی ذهنی کارآفرینان موفق علت موفقیت

سخن پایانی

این چهار ویژگی ذهنی کارآفرینان موفق آن ها را تا حد زیادی از دیگر کارآفرینان و سایر افراد متمایز می کند. بسیاری از افراد تصور می کنند، کارآفرینان آموزش های خارق العاده ای دیده اتد یا توانایی های عجیب و غریبی دارند، اما همان طور که در مطلب حاضر دیدیم، این چهار ویژگی ذهنی کارآفرینان موفق را می توان با تمرین و تکرار ب کرد و در زندگی به کار برد.

 

هدیه رایگان برای شما که می خواهید ویژگی ذهنی کارآفرینان موفق را باشید

راه اندازی ب و کار و ورود به دنیای کارآفرینی جزو تغییرات مهم زندگی است. برای این کار نیاز به ابزارهای مناسب دارید. در دورهٔ آموزشی رایگان سایت عادت دستی این ابزارها را برایتان فراهم آورده ایم تا شما هم ویژگی ذهنی کارآفرینان موفق را داشته باشید. کافی است روی دکمه کادر پایین کلیک کنید و اولین گام را برای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق بردارید.


همین الآن اولین گام برای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق را بردارید

برای ثبت نام در دورهٔ آموزشی رایگان «ده ابزار قدرتمند برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی» کافی است روی دکمه زیر کلیک کنید.

عنوان وبلاگ : تفرد
منبع :
برچسب ها : ۴ ویژگی ذهنی کارآفرینان موفق که فکرش را هم نمی کردید+آزمون و هدیه رایگان - کارآفرینان ,موفق ,آن ها ,افراد ,کنترل ,مرکز ,کارآفرینان موفق ,مرکز کنترل ,ذهنی کارآفرینان ,ویژگی ذهنی ,کنترل درونی ,مرکز کنترل درونی ,دورهٔ آموز
۴ ویژگی ذهنی کارآفرینان موفق که فکرش را هم نمی کردید+آزمون و هدیه رایگان کارآفرینان ,موفق ,آن ها ,افراد ,کنترل ,مرکز ,کارآفرینان موفق ,مرکز کنترل ,ذهنی کارآفرینان ,ویژگی ذهنی ,کنترل درونی ,مرکز کنترل درونی ,دورهٔ آموز
دوره آموزشی رایگان ده ابزار قدرتمند برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی

همهٔ ما تغییرات مثبت را دوست داریم.


همهٔ ما می خواهیم به اه مان در زندگی برسیم.


همهٔ ما دلمان می خواهد رؤیاهایمان را به واقعیت تبدیل کنیم.


اما آیا خواستن کافی است؟

در دورهٔ آموزشی رایگان سایت عادت دستی به نام «ده ابزار قدرتمند برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی» راجع به ابزارهایی صحبت کرده ام که روند ایجاد تغییرات مثبت را برای ما ساده تر و سریع تر می کنند.

دوازده فایل صوتی (مجموعاً ۴ ساعت و ۲۳ دقیقه) به همراه ده فایل تمرین پی دی اف که هر سه روز یکبار به ایمیلتان ارسال می شود.

در این دوره صرفاً راجع به چیزهایی صبحت کرده ام که خودم از آن ها جواب گرفته ام. اگر برای من مؤثر بود پس می تواند برای شما هم مؤثر باشد.

یادمان باشد تغییرات بزرگ با برداشتن یک گام کوچک آغاز می شوند.

اگر شما هم جسارت برداشتن اولین گام برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی تان را در خودتان می بینید روی لینک زیر کلیک کنید:






عنوان وبلاگ : تفرد
منبع :
برچسب ها : دوره آموزشی رایگان ده ابزار قدرتمند برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی - تغییرات ,مثبت ,ایجاد ,همهٔ ,تغییرات مثبت ,ایجاد تغییرات ,برای ایجاد ,ابزار قدرتمند ,آموزشی رایگان ,برای ایجاد تغییرات
دوره آموزشی رایگان ده ابزار قدرتمند برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی تغییرات ,مثبت ,ایجاد ,همهٔ ,تغییرات مثبت ,ایجاد تغییرات ,برای ایجاد ,ابزار قدرتمند ,آموزشی رایگان ,برای ایجاد تغییرات
دوره آموزشی رایگان ده ابزار قدرتمند برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی

همهٔ ما تغییرات مثبت را دوست داریم.


همهٔ ما می خواهیم به اه مان در زندگی برسیم.


همهٔ ما دلمان می خواهد رؤیاهایمان را به واقعیت تبدیل کنیم.


اما آیا خواستن کافی است؟

در دورهٔ آموزشی رایگان سایت عادت دستی به نام «ده ابزار قدرتمند برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی» راجع به ابزارهایی صحبت کرده ام که روند ایجاد تغییرات مثبت را برای ما ساده تر و سریع تر می کنند.

دوازده فایل صوتی (مجموعاً ۴ ساعت و ۲۳ دقیقه) به همراه ده فایل تمرین پی دی اف که هر سه روز یکبار به ایمیلتان ارسال می شود.

در این دوره صرفاً راجع به چیزهایی صبحت کرده ام که خودم از آن ها جواب گرفته ام. اگر برای من مؤثر بود پس می تواند برای شما هم مؤثر باشد.

یادمان باشد تغییرات بزرگ با برداشتن یک گام کوچک آغاز می شوند.

اگر شما هم جسارت برداشتن اولین گام برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی تان را در خودتان می بینید روی لینک زیر کلیک کنید:

https://goo.gl/mcwmys






عنوان وبلاگ : تفرد
منبع :
برچسب ها : دوره آموزشی رایگان ده ابزار قدرتمند برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی - تغییرات ,مثبت ,ایجاد ,همهٔ ,تغییرات مثبت ,ایجاد تغییرات ,برای ایجاد ,ابزار قدرتمند ,آموزشی رایگان ,برای ایجاد تغییرات
دوره آموزشی رایگان ده ابزار قدرتمند برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی تغییرات ,مثبت ,ایجاد ,همهٔ ,تغییرات مثبت ,ایجاد تغییرات ,برای ایجاد ,ابزار قدرتمند ,آموزشی رایگان ,برای ایجاد تغییرات
کوچینگ چیست هفت نکته مهم که باید راجع به کوچینگ بدانید + آموزشی


کوچینگ فرآیندی است مشارکتی که طی آن کوچی با همراهی کوچ مسیر رسیدن به خواسته ها و اه (تغییرات مثبت در زندگی) را طی می کند». کوچینگ از جنس هم آفرینی (co-creation) است یعنی کوچ و کوچی با هم همکاری می کنند تا چیزی ارزشمند (نتیجه گرفتن کوچی) را بیافرینند.


در مطلب جدید سایت عادت دستی می توانید با مفهوم کوچینگ آشنا شده و از هفت نکته مهم که باید راجع به کوچینگ بدانید، باخبر شوید. 


برای خواندن مطلب روی لینک زیر کلیک کنید:


https://dastyabi.com/coaching-seven-facts






عنوان وبلاگ : تفرد
منبع :
برچسب ها : کوچینگ چیست هفت نکته مهم که باید راجع به کوچینگ بدانید + آموزشی - کوچینگ ,کوچی ,باید راجع
کوچینگ چیست هفت نکته مهم که باید راجع به کوچینگ بدانید + آموزشی کوچینگ ,کوچی ,باید راجع
تفکر طراحی در ب و کار (معرفی + خلاصه کتاب)

تفکر طراحی در ب و کار: کت برای مدیران و کارآفرینان

مطالعه ی بیشتر

برای خواندن مطلب «تفکر طراحی یا تفکر طراحانه چیست؟» روی دکمه ی آبی رنگ کلیک کنید.

کتاب تفکر طراحی در ب و کار

در مطلب حاضر می خواهیم به معرفی کتاب تفکر طراحی در ب و کار بپردازیم. این کتاب را جین لیدکا (jeanne liedtka) وتیم اگیلوی (tim ogilvie) نوشته اند، مرتضی خضری پور آن را ترجمه کرده و انتشارات آریانا قلم آن را به بازار عرضه کرده است.

تیم اگیلوی یکی از نویسندگان کتاب تفکر طراحی در ب و کار مقدمه ای مختص نسخه ی فارسی نوشته است که در ادامه آن را می خوانیم:

«نخستین نشانه های آمدن بهار، نامحسوس و ظریف اند. درست همان موقعی که شیشه ی پنجره هایمان یخ زده است، فرآیندهای پنهان، چند سانتی متر زیر زمین ، شروع به کار کرده اند. من بیست سال از عمرم را به طور جدی صرفِ ایجاد رشد و نوسازی در سازمان های بزرگ و کوچک کرده ام. به نظر من، استفاده از روش های طراحی برای پرداختن به چالش های بزرگ تر رشد، یکی از نشانه های آن فرارسیدن تغییر است که به آسانی قابل مشاهده نیست.

به همین دلیل، سندم که ترجمه ی فارسی کتاب تفکر طراحی در ب وکارجعبه ابزاری برای راه حل  ی خلاق را معرفی کنم. علاوه بر نسخه ی انگلیسی، نسخه ی حاضر پنجمین ترجمه ی کتاب به شمار می آید. همان طور که از ترجمه های قبلی آموخته ایم، این رویداد فرصتی برای صادر ایده ها و روش های یی نیست. این روش ها منحصراً یی نیستند، در واقع به کارگیری تفکر طراحی، در اروپای شمالی نسبت به نواحی دیگر، ریشه های عمیق تری دارد.

من نیز این مقدمه را در جایگاه یک ییِ نوعی نمی نویسم؛ دوره ی دبستانم را در چهار کشور گذرانده ام و تفکر طراحی را در ده کشور آموزش داده ام. از این دیدگاه، روشن است که روش های ارائه شده در تفکر طراحی در ب و کار جهانی اند. ما این رویکرد را برای بازتصور سیستم های بهداشت عمومی در آفریقا و سیستم های پشتیبانی دستگاه های پزشکی در به کار بسته ایم و در هر دو، موفقیت ی انی ب کرده ایم؛ و این ابزارها را هم در ب وکارهای نوپا و هم در شرکت های چندملیتی جهانی، با کمترین حد نیاز به تطبیق دادن، به کار برده ایم. روش های این کتاب، همان هایی است که هر روز از آن ها در ب وکارمان استفاده می کنیم، چراکه این روش ها جواب می دهند.

هنگامی که من و جین لیدتکا، نویسنده ی همکارم در سال ۲۰۱۰ شروع به نوشتن تفکر طراحی در ب وکار کردیم، چشم اندازمان این بود که استفاده از طراحی را از ی ابهام درآوریم و آن را برای مدیران قابل فهم کنیم. گمان نمی کردیم طراحانی که به طور رسمی آموزش دیده بودند نیز این کتاب را ارزشمند بیابند. اگر مدیرید، این کتاب روش های بصری ای را که برای برای ایجاد همکاری های ارزان و انسان محور به آن ها نیاز دارید، به صورت گام به گام به شما نشان خواهد داد. نیازی نیست تحصیل کرده ی هنر باشید. اگر طراح هستید، این صفحات به شما کمک می کند تا از زیباسازی و ظاهرگرایی، به تمرکز بر انتخاب مسئله، صورت بندی و در نهایت حل آن ارتقا پیدا کنید.

طراحان و مدیران هر دو نقش مهمی در فرایند رشد و نوآوری دارند. در سراسر دنیا، دیده ایم که این روش ها، بحث را بر سر این که از کدام رویکرد استفاده کنیم، پایان می دهند، و این دو گروه را بر سر یک هدف مشترک، متحد می کنند.

فرهنگ ایرانی به کارآفرینی، و هنر و طراحی ای که مردم را گرد هم می آورد، شناخته می شود. صمیمانه آرزومندم ترجمه ی فارسی کتاب کمک کند که این ویژگی های طبیعی را هدایت و از آن ها برای افشاندن بذرهای رشد بهره برداری کنید، باشد که این ها برای نسل های بعد به گُل بنشیند.

طراحان فردا را به وجود می آورند؛ آن ها چیزی را خلق می کنند که وجود ندارد. برای دستی به رشد، باید چیزی در آینده خلق کنیم که با زمان حال فرق کند. اما اساساً آینده های تأثیرگذار به ندرت از طریق تجزیه و تحلیل کشف می شوند.
جین لیدکا ویرجینیا و نویسنده ی کتاب تفکر طراحی در ب و کار

خلاصه کتاب تفکر طراحی در ب و کار

با کلیک روی تصویر زیر، می توانید خلاصه ی کتاب تفکر طراحی در ب و کار را دریافت کنید.

کتاب تفکر طراحی در ب و کار

ید کتاب تفکر طراحی در ب و کار

برای ید آنلاین کتاب تفکر طراحی در ب و کار می توانید اینجا کلیک کنید.



لینک مطلب در سایت عادت دستی

عنوان وبلاگ : تفرد
منبع :
برچسب ها : تفکر طراحی در ب و کار (معرفی + خلاصه کتاب) - طراحی ,تفکر ,کتاب ,روش های ,کتاب تفکر ,استفاده ,تفکر طراحی ,کتاب تفکر طراحی ,کتاب تفکر ,خلاصه کتاب ,ترجمه ی فارسی
تفکر طراحی در ب و کار (معرفی + خلاصه کتاب) طراحی ,تفکر ,کتاب ,روش های ,کتاب تفکر ,استفاده ,تفکر طراحی ,کتاب تفکر طراحی ,کتاب تفکر ,خلاصه کتاب ,ترجمه ی فارسی
تفکر طراحی چیست؟


تفکر طراحی تا مدت ها در زمینه ی طراحی محصول موفقیت های زیادی را نصیب صاحبان ب وکار می کرد، تا این که طراحان به فکر افتادند تا از این مفهوم در حوزه های دیگر مانند ب وکار و زندگی شخصی نیز استفاده کنند. در این مقاله تفکر طراحی را به زبان ساده توضیح داده ایم و به شما  نشان می دهیم این شیوه از تفکر چگونه به شما کمک خواهد کرد مسائلتان را در زندگی حل کنید و تصمیم گیری بهتری داشته باشید.


این مقاله را می توانید از طریق لینک زیر در سایت عادت دستی مطالعه کنید:


http://dastyabi.com/what-is-design-thinking

عنوان وبلاگ : تفرد
منبع :
برچسب ها : تفکر طراحی چیست؟ - تفکر
تفکر طراحی چیست؟ تفکر
پرسشنامه محصول آموزشی در زمینه رشد و توسعه فردی

سلام دوستان گرامی.
در حال همکاری با تیمی برای تولید محصولی آموزشی در زمینه رشد و توسعه فردی هستم و در مرحله صحبت با مخاطبان هستیم.
بر همین اساس پرسشنامه ای طراحی کردیم تا نیازها و دغدغه های بخشی از مخاطبان رو شناسایی کنیم.
از شما سپاسگزار خواهم بود اگر پنج دقیقه از وقت گرانبهاتون رو در اختیار من بگذارین و این پرسشنامه رو پر کنین.
اگر فکر میکنین شخص دیگه ای رو می شناسین که به مبحث رشد و توسعه فردی علاقمند هست ممنون میشم لینک پرسشنامه رو براش ارسال کنین.
ضمناً نظرات و انتقادات شما عزیزان راجع به محتوا و ساختار پرسشنامه رو به دیده منت میگذارم:
ساجد متولیان

ارادتمند



https://goo.gl/jf4hoq

عنوان وبلاگ : تفرد
منبع :
برچسب ها : پرسشنامه محصول آموزشی در زمینه رشد و توسعه فردی - پرسشنامه ,فردی ,توسعه ,توسعه فردی
پرسشنامه محصول آموزشی در زمینه رشد و توسعه فردی پرسشنامه ,فردی ,توسعه ,توسعه فردی
پنج کار ساده برای طراحی زندگی دلخواهتان با استفاده از تفکر طراحی

پنج راه برای این که زندگیتان را طراحی کنید


تفکر طراحی (design thinking) تحولی شگرف در دنیای ب وکار ایجاد کرده و اکنون این موج تغییر به حوزه ی رشد و توسعه ی فردی نیز رسیده است. ایدی گسکل (adi gaskell) نویسنده و متفکر در حوزه ی نوآوری، در مقاله ای که در مجله ی فوربس (forbes) منتشر کرده پیشنهادهایی راا برای طراحی زندگی با استفاده از رویکرد تفکر طراحی ارائه کرده است. این مطلب را می توانید از طریق لینک زیر در سایت عادت دستی بخوانید:



https://goo.gl/c63fwa

عنوان وبلاگ : تفرد
منبع :
برچسب ها : پنج کار ساده برای طراحی زندگی دلخواهتان با استفاده از تفکر طراحی - طراحی ,کرده ,طراحی زندگی ,برای طراحی ,برای طراحی زندگی
پنج کار ساده برای طراحی زندگی دلخواهتان با استفاده از تفکر طراحی طراحی ,کرده ,طراحی زندگی ,برای طراحی ,برای طراحی زندگی
ترس از موفقیت: چطور آن را بشناسیم و بر آن غلبه کنیم؟

موفقیت چیست؟

ترس از موفقیت، عبارت عجیب و نأمانوسی به نظر می رسد. از کودکی به ما یاد داده اند که باید تلاش کنیم تا در زندگی به موفقیت دست بی م. همچنین در پایان گفتگوهای روزمره بسیار پیش می آید که به هم بگوییم: «موفق باشی» یا «برایت آرزوی موفقیت دارم». به نظر می رسدد دستی به موفقیت، بهترین چیزی است که بسیاری از ما دلمان می خواهد در زندگی برایمان اتفاق بیفتد. پس چرا برخی افراد از موفقیت می ترسند؟ پیش از پاسخ به این سؤال، بهتر است ابتدا ببینیم اصلاً تعریف خود موفقیت چیست؟

هر ی ممکن است تعریفی شخصی از موفقیت داشته باشد. برخی موفقیت را رسیدن به خواسته ها و اه در زندگی تعریف می کنند؛ مثلاً اگر هدفشان این باشد که در رشته و خاصی قبول شوند، قبولی در آن رشته و به این معناست که به موفقیت دستت یافته اند. این نوع تعریف از موفقیت را می توانیم هدف محور (goal-orientedd) بنامیم.

تعریف هدف محور از موفقیت

برخی افراد، موفقیت را با تعدادی سنجه مانند ثروت، قدرت، شهرت، محبوبیت، جایگاه اجتماعی و دانایی اندازه می گیرند و بر این اساس افرادی را که در هر کدام از این سنجه ها، به کمیت بالاتری دست یافته باشد، موفق تر می دانند؛ مثلاً از نگاه این افراد، فردی که ۲۰۰ میلیون تومان پول داردد نسبت به ی که ۱۰۰ میلیون تومان پول دارد، فردی که رئیس یک شرکت است نسبت به ی که معاون همان شرکت است و فردی که صفحه اینستاگرامش یک میلیون نفر دنبال کننده دارد نسبت به ی که پانصدهزار نفر دنبال کننده دارد، موفقیت بیشتری ب کرده است. اینن نوع تعریف از موفقیت را می توانیم نتیجه محور (result-orientedd) بنامیم.

تعریف نتیجه محور از موفقیت

برخی دیگر نیز موفقیت را به معنای داشتن احساسات مثبت و خوشایند می دانند؛ مثلاً این که در محیط خانواده، محل کار و جامعه بتوانند با دیگران ارتباط خوبی برقرار کنند، از سوی دیگران مورد محبت، توجه و احترام قرار بگیرند، احساسات خوبی را در مورد خودشان و دیگران تجربه کنند و ازز زندگی شان احساس رضایت داشته باشند، برایشان به منزله موفقیت خواهد بود. این نوع تعریف از موفقیت را می توانیم احساس محور ((feeling-orientedd) بنامیم.

تعریف احساس محور از موفقیت

ممکن است از خودتان بپرسید کدام یک از تعریف های بالا، تعریف درستی از موفقیت است؟ در پاسخ به این سؤال شاید بهتر باشد بگوییم همان تعریفی که برای شما کار می کند و با ویژگی های منحصربه فرد شخصیتی تان همخوانی دارد، تعریف درست شماست. آدم ها باورها، نگرش ها،، مدل های ذهنی و نظام های ارزشی متفاوتی دارند و در زندگی به دنبال چیزهای متفاوتی می روند؛ بنابراین چیزی که برای شما جواب می دهد و برایتان احساس رضایت به دنبال دارد، ممکن است برای فرد دیگری چندان جذاب نباشد و برع . اگر فکر می کنید از تعریفی که تاکنون از موفقیت داشته اید راضی نیستید، می توانید تعاریف دیگر را امتحان کنید یا حتی تعریف شخصی خودتان را بسازید.

تعریف درست موفقیت، همان تعریفی است که برای شما کار می کند و با ویژگی های منحصربه فرد شخصیتی تان همخوانی دارد. اگر فکر می کنید از تعریفی که تاکنون از موفقیت داشته اید راضی نیستید، می توانید تعاریف دیگر را امتحان کنید یا حتی تعریف شخصی خودتان را بسازید.

ترس از موفقیت چیست؟

صرف نظر از این که چه تعریفی از موفقیت داریم، شاید این سؤال در ذهنمان شکل بگیرد که چرا بسیاری از ما به سوی همان تصویری که از موفقیت برای خود ساخته ایم حرکت نمی کنیم؟ انگار چیزی ما را به عقب می راند و به ما اجازه پیشروی را نمی دهد. جرج برنارد شاو نویسندهه مشهور ایرلندی زمانی گفته است: «دو ماجرای غم انگیز در زندگی وجود دارد. یکی از آن ها نرسیدن به خواسته های قلبی است و دیگری رسیدن به آن ها». شاو به زبان طنز به چیزی اشاره می کند که ترس از موفقیت (fear of success) نام دارد. ترس از موفقیت به معنایی ترس از رسیدن به وضعیتی است که خودمان را موفق بدانیم؛ حال این موفقیت می خواهد از جنس دستی به یک هدف، رسیدن به یک موقعیتت  یا داشتن احساساتی خوشایند باشد.

ترس از موفقیت چیست

ترس از موفقیت را نباید با اضطراب معمولی ناشی از انجام دادن کارهای جدید اشتباه گرفت. برای مثال، همه ی ما اضطراب قبل از امتحان یا ورود به یک محل کار جدید را تجربه کرده ایم؛ اما ترس از موفقیت چیزی فراتر از اضطراب های روزمره است.

اولین و بارزترین نشانه ی ترس از موفقیت، اهمال کاری (به تعویق انداختن کارها) است. دنیس ویتلی (denis waitley) نویسنده ی کتاب ده فرمان انسان های موفق معتقد است (این کتاب را طاهری و وحید ایمن ترجمه و انتشارات نسل نو ش ترجمه کرده است) اهمال کاری نشانه یی ترس از موفقیت است و علت آن را امتناع فرد از پذیرش مسئولیت خود می داند.

دومین نشانه ی ترس از موفقیت، بی عملی یا فرار از عمل است. شاید «عروس فراری» (runaway bride) با بازی ریچارد گیر و جولیا رابرتز را دیده باشید. در این جولیا رابرتز، نقش زنی به نام مگی را بازی می کند که قبلاً سه بار در مراسم عروسی اش از محل مراسم گریخته و داماد را در محراب کلیسا تنها گذاشته است. این رفتار می تواند نشانه ای از وجود ترس از موفقیت باشد.

نوع دیگری از ترس از موفقیت بعد از رسیدن به موفقیت خودش را نشان می دهد. از منظر روان شناسی، رفتارهای خودت یبی چهره های مشهور همچون بازیگران، ورزشکاران، خوانندگان و سیاستمداران که باعث سرش تگی و لطمه به شهرت و محبوبیت آن ها می شود نیز می تواند جلوه یی دیگری از ترس از موفقیت باشد. برای مثال، با کمی جستجو می توان نمونه های زیادی را در میان بازیگران هالیوودی یافت که برخی از آن ها پس ازز تجربه ی موفقیت های بزرگ، با انجام دادن کارهایی همچون ی از فروشگاه، کتک زدن اعضای خانواده، اظهارات توهین آمیز و نژادپرستانه و... باعث سرش تگی خود شده اند.

تایگر وودز ترس از موفقیت

شاید در نگاه اول ترس از موفقیت، امری غیرواقعی یا حتی باورن ی به نظر برسد. احتمالاً با خودمان می گوییم: «آیا ممکن است از رسیدن به چیزی که همیشه دلمان می خواست، بترسیم یا دچار اضطراب شویم؟». در هر حال این موضوع را باور کنیم یا نه، پژوهش های روانشناسی معاصر نشان می دهد که ترس از موفقیت امری واقعی است و بسیاری از افراد آن را تجربه می کنند. برای مثال، ماتینا هورنر (matina horner)) روان شناس یی در پژوهشی که در سال ۱۹۶۸ بر روی دانشجویان پزشکی انجام داد متوجه شد، برخی ن نسبت به ب موفقیت درر مشاغلی که مطابق هنجارهای اجتماعی مناسب ن ارزی نمی شود، واهمه دارند. حال این سؤال مطرح می شود که واقعاً چرا از موفقیت می ترسیم؟ گروهی از روان شناسان تلاش کرده اند ریشه ی این ترس را تببین کنند.

چرا از موفقیت می ترسیم؟

شاید بتوان گفت اولین ی که به موضوع ترس از موفقیت پرداخت، زیگموند فروید (sigmund freud) پزشک و عصب شناس اتریشی و بنیانگذار مکتب روان تحلیل گری بود. او در نامه ای که در سال ۱۹۳۶ به رومن رولان (romain rolland) نویسنده ی فرانسوی نوشته، ماجرای سفر خودش وو برادرش به شهر آتن در سنین میانسالی را شرح داده است. فروید در کودکی علاقه ی زیادی به آتن و یونان باستان داشت و سفر به این شهر همواره برایش همچون آرزو بود؛ اما وقتی در سنین میانسالی به همراه برادرش به آتن سفر می کند و بر فراز بنای تاریخی آکروپولیس می ایستد، حس ناخوشایندی از جنس احساس گناه را تجربه می کند. او بعدها این احساس گناه را اینگونه تحلیل می کند که چون می دانست پدرش یاکوب فروید هرگز به چنین موفقیت ها و بلندی هایی دست نیافته است، از این رو احساس می کرد کاری خطرناک و سنگدلانه در حق پدرش کرده است. از نظر او وقتی به آرزوهای خود جامه ی عمل می پوشانیم، ممکن است به طور ناخودآگاه دچار تشویش و اضطراب شویم نه به این دلیل که دچار سردرگمی شده ایم تا با مقام یا ثروت تازه ی خود چه کنیم، بلکه از این بابت که تصور می کنیم با پیشی گرفتن از والدین خود به آن ها آسیب زده ایم و آن ها را از خود رنجانده ایم.

دیدگاه زیگموند فروید راجع به ترس از موفقیت

فرد دیگری که به موضوع ترس از موفقیت می پردازد، آبراهام مزلو (abraham maslow) روان شناس یی است. او با استفاده از داستان یونس (ع) الهی، مفهومی به نام «عقده ی یونس» (jonah complex) را معرفی می کند که به معنای ترسی بنیادین از خودشکوفایی یا سر باز زدن از تحقق استعدادهای بالقوه ی خویشتن است. مطابق روایات دینی، یونس (ع) مردم سرزمین نینوا را به یکتاپرستی و ترک جهل وو بت پرستی دعوت کرد؛ اما آن ها دعوت او را نپذیرفتند و حتی اعلام د که از عذاب الهی هراسی ندارند. یونس (ع) هر چه مردم را دعوت کرد،، آنان ایمان نیاوردند و حجت و برهان او را نپذیرفتند. بدین ترتیب یونس (ع) تصور کرد که مسئولیت او به پایان رسیده و آنچه انجام داده است کفایت می کند، در صورتی که اگر او بر دعوت خود پافشاری و با صبر بیشتر آن را پی گیری می کرد، شاید در میان مردم افرادی پیدا می شدند که به او ایمان بیاورند. با ترک شهر توسط یونس (ع)، عذاب الهی بر مردم نازل می شود و آن ها که متوجه اشتباه خود شده بودند به درگاه خدا توبه می کنند و درصدد جبران اشتباه خود و بازگرداندن یونس (ع) برمی آیند. از آن طرف یونس (ع) سوار بر کشتی ای شده و آن سرزمین را ترک می کند. بر اثر ماجراهایی کشتی نشینان، یونس (ع) را به دریا می افکنند و ماهی غول پیکری به اذن خدا او را می بلعد. یونس (ع) در شکم ماهی متوجه اشتباهش (نیمه کاره رها رس خود) می شود و از پروردگار طلب بخشش و استمداد کمک می نماید. به اذن خدا ماهی او را به ساحل می رساند. یونس از شکم ماهی خارج می شود و مدتی در ساحل به استراحت و تجدید قوا می پردازد. سپس به سرزمین نینوا بازمی گردد و مردم را به یکتاپرستی دعوت می کند.

عقده یونس دیدگاه مزلو راجع به ترس از موفقیت

نلسون گود (nelson goud) روان شناس یی دیگری است که به شرح نظریه مزلو در زمینه ی ترس از موفقیت می پردازد و ریشه های این ترس را معرفی می نماید. مزلو معتقد بود هر فرد تحت تأثیر دو نیرو (تکانه ی) اساسی است که بر وضعیت رشدی او تأثیرگذارند. اولی تکانه ی رشدد (growth impulse) است که گرایش برای تغییر، پیشروی، به پایان رساندن کارها و تحقق ظرفیت ها و استعدادهای نهفته است. دومی تکانه ی امنیت (safety impulse) است که در خلاف جهت اولی عمل می کند و فرد را به سمت عقب گرد، نیمه کاره رها کارها، س و باقی ماندن در منطقه ی امن فرامی خواند. گود معتقد است که ترس از موفقیت وجه دیگری از ترس از ش ت و برخاسته از تکانه ی امنیت است؛ زیرا هر نوعع رشد و پیشرفتی مست م صرف هزینه (پول، زمان، انرژی و...) و ریسک است و ناکامی در دستی به موفقیت، احساسات منفی همچون بی ارزشی، ناامیدی، سرخوردگی و طردشدگی را در فرد بیدار می کند؛ بنابراین شخص برای خودداری از تحمل درد و رنج های احتمالی، از اقدام و پیشروی سر باز می زند. او همچنین با بررسی مطالعات سایر روان شناسان، عواملی را به عنوان ریشه های محتمل ترس از موفقیت معرفیی  می کند که عبارتند از :

  • ترس از اصیل نبودن (یعنی فرد ویژگی ها و توانمندی های خودش را واقعی تلقی نمی کند و خودش را شایسته ی دستی به موفقیت نمی داند)
  • ترس از رسیدن به سقف توانایی ها (یعنی فرد از این که با تلاش پی به ناتوانی های خود ببرد و بفهمد قادر به انجام بسیاری از کارها نیست، واهمه دارد)
  • ترس از سرخوردگی (یعنی فرد از این که توانایی لازم برای حفظ موفقیت ب شده را نداشته باشد یا موفقیت موردنظر به اندازه کافی  برایش خوشایند نباشد، نگران است)
  • ترس از دست دادن جایگاه فعلی (یعنی فرد از این که با ناکامی در مسیر موفقیت، نزد دیگران خوار و کوچک شود می ترسد)
  • ترس از دانستن ( ب دانش و آگاهی در مسیر موفقیت، همراه با قبول مسئولیت های جدید است و همین ممکن است برای فرد دلهره آور باشد)
  • ترس از واکنش دیگران (فرد از این که به دلیل موفقیت های ب شده مورد حسادت و تهدید دیگران قرار بگیرد، دچار ترس می شود)

ترس از موفقیت

هندری روان شناس یی در کتاب خود به نام «پرواز تا اوج» (این کتاب را فرناز فرود ترجمه و انتشارات کتابسرای تندیس منتشر کرده است) ترس از موفقیت را «اوج هراسی» (the upper limit problem) می نامد و معتقد است، اوج هراسی باعث می شود زمان هایی از زندگی که در شرایط نزدیک به اوج موفقیت شخصی، مالی، شویی و  پرش به سطح بالاتری از زندگی خود قرار می گیریم یا احساسات خوشایندی را تجربهه می کنیم، با انجام دادن کارهایی موفقیت و احساس خوشایند ناشی از آن را تباه کنیم و دوباره به محدوده ی امن خود بر گردیم. چون تمام اینن اتفاقات در بخش ناخودآگاه ذهن ما در حال وقوع است، معمولاً از آن باخبر نمی شویم و فقط احساسی از سردرگمی به ما دست می دهد که واقعاًً چه اتفاقی افتاد. هندری معتقد است چهار باور نادرست پایه و اساس اوج هراسی را شکل داده است. این باورهای نادرست عبارتند از:

  • من نمی توانم تا منطقه ی اوج خلاقیتم رشد کنم؛ زیرا ایرادی اساسی دارم. اکثراً افرادی که با این باور دست به گریبان هستند که در کودکی اعتماد به نفس شان از سوی اعضای خانواده یا دیگران مورد ت یب قرار گرفته است.
  • نمی توانم به حداکثر موفقیتم دست پیدا کنم؛ زیرا باعث می شود تنها بمانم و به خانواده و نزدیکانم بی وفایی کنم. افرادی با این باور دست به گریبان هستند که در گذشته ترس شدید از طردشدگی و تنها ماندن را تجربه کرده اند و به همین علت ترجیح داده اند با سرکوبب استعدادهای درونی از محیط آشنایی که در آن قرار داشته اند فاصله زیادی نگیرند.
  • نمی توانم به بالاترین توان و امکانم برسم؛ زیرا از این هم بیشتر به دیگران فشار خواهم آورد. این باور عمدتاً در ذهن افرادی شکل می گیرد که در کودکی مدام به آن ها القا شده است که سربار دیگران هستند و جز زحمت و عذاب چیزی برای خانواده نداشته اند.
  • نباید به حداکثر موفقیتم برسم؛ زیرا درخشش زیاد من باعث کمرنگ جلوه دیگران می شود. ک نی که از نظر استعداد و هوش نسبت به سایر فرزندان خانواده در سطح بالاتری قرار دارند ممکن است درگیر این احساس گناه شوند که اگر خیلی خوب ظاهر شوم،، ممکن است خواهر یا برادرم ناراحت شود و از چشم پدر و مادرم بیفتد.

از نظر هندری ، بروز شش چیز در زندگی، نشانه ی فعال شدن اوج هراسی است:

  • نگرانی های غیرضروری
  • سرزنش خود و دیگران
  • منحرف انرژی مثبت (مثلاً وقتی ی به ما می گوید: «در جلسه مطلبت را خیلی خوب ارائه کردی»، به او پاسخ می دهیم: «نه بابا، اصلاً هم به درد نمی خورد)
  • بگومگو با دیگران و از کاه کوه ساختن (خود را قربانی و دیگران را ظالم پنداشتن)
  • بیمار شدن و آسیب دیدن از طریق افراط یا تفریط (کار بیش از حد، سیگار کشیدن، انجام کارهای خطرناک و...)
  • زیر پا گذاشتن راستی (انجام دادن عملی بر خلاف ارزش های اخلاقی)

بروز شش چیز در زندگی نشانه ی فعال شدن اوج هراسی است: ۱) نگرانی های غیرضروری ۲) سرزنش خود و دیگران ۳) منحرف انرژی مثبت ۴) بگومگو با دیگران و از کاه کوه ساختن ۵) بیمار شدن و آسیب دیدن از طریق افراط یا تفریط ۶) زیر پا گذاشتن راستی 

تا اینجای کار فهمیدیم ترس از موفقیت چیست، چه عواملی ممکن است آن را ایجاد کنند و چطور خودش را در زندگی مان نشان می دهد. سؤال مهم تری که ممکن است برایمان پیش بیاید این است که با دانستن این موارد چطور می توانیم بر ترس از موفقیت غلبه کنیم و اجازه ندهیم مانعع  رشد و پیشرفتمان شود؟ در ادامه را ارهای پیشنهاد شده توسط پژوهشگران مختلف را بررسی می کنیم.

چطور بر ترس از موفقیت غلبه کنیم؟

سوزان جفرز (susan jeffers) روان شناس یی در کت با عنوان «بترسید، با این حال انجام دهید» (این کتاب را مهدی قراچه داغی ترجمه و انتشارات پیکان منتشر کرده است) دیدگاهش راجع به ترس از موفقیت را اینگونه مطرح می کند که: «هر گاه از فرصتی استفاده می کنیم و بهه قلمروی ناشناخته قدم می گذاریم و یا به طرز جدیدی با دنیا برخورد می کنیم، هراس را تجربه می نماییم. در بسیاری از مواقع این هراس مانع از آنن می شود که با زندگی خود به پیش حرکت کنیم. راه برخورد با این مسأله این است که ترس را احساس کنیم و با این حال انجامش بدهیم». از نظر جفرز، «تا زمانی که به رشدمان ادامه می دهیم احساس ترس وجود خواهد داشت»؛ بنابراین تلاش برای از بین بردن این احساس امری بی فایده است و را ار مؤثرتر این است که گامی به جلو برداریم و کاری انجام بدهیم. از نظر او « در دل ترس حرکت و پیش رفتن به مراتب هول و هراسش کمتر از زمانی است که تحت تأثیر احساس یأس و درماندگی دچار هراس می شویم».

غلبه بر ترس از موفقیت

دیدگاه جفرز از سوی دیگر پژوهشگران حوزه ی رشد نیز مورد تأیید قرار گرفته است و اکثر آن ها معتقدند، ترس نهفته در رشد و پیشرفت را نمی توان کاملاً از بین برد (شاید چون ساختار مغز انسان اینگونه شکل گرفته است)؛ اما می توان آن را مدیریت کرد و اثرات منفی اش را کاهش داد. در ادامه به مرور را ارهایی پرداخته ایم که توسط پژوهشگران مختلف برای غلبه بر ترس از موفقیت پیشنهاد شده است:

  • زمان هایی را به یاد بیاورید که قبلاً در موقعیت های مشابهی قرار داشتید و توانستید با استفاده از فکر و توانمندی های خودتان از موانع و مشکلات عبور کنید و به موفقیت دست بی د. می توانید از دوستانتان هم کمک بگیرید تا در یادآوری این موارد به شما کمک کنند و صحتت آن را مورد تأیید قرار بدهند. اگر قبلاً توانسته اید، پس باز هم می توانید. مثلاً اگر قبلاً توانستید در کنکور کارشناسی و کارشناسی ارشد قبولل شوید، پس دلیلی ندارد که نتوانید در کنکور ا هم قبول شوید.
  • صرفاً به گام بعدی فکر کنید و ذهنتان را درگیر نتیجه ی نهایی نکنید. به این روش «هر بار یک گام کوچک» هم گفته می شود. به خودتان بگویید: «الان صرفاً می خواهم روی گام کوچک بعدی که لازم است بردارم تمرکز کنم». مثلاً اگر قرار است یک کتاب سیصد صفحه ای را ترجمه کنید، ذهنتان را روی این متمرکز کنید که امروز صرفاً قرار است پنج صفحه از فصل اول را ترجمه کنید.
  •  افکار غیرمعقول و باورهای بازدارنده تان را روی کاغذ بنویسید و سعی کنید به صورت عقلانی آن ها را به چالش بکشید. در این زمینه می توان از تکنیک های رفتاردرمانی عقلانی – هیجانی که در کتاب «زندگی عاقلانه» (این کتاب را آلبرت الیس و رابرت ها ر نوشته، مهرداد فیروزبخت ترجمه کرده و انتشارات رشد منتشر کرده است) آمده است استفاده کرد. برای مثال، ممکن است فکر کنید اگر در مصاحبه ی شغلی جدیدی که در پیش دارید قبول نشوید، افتضاح می شود و آبرویتان پیش دوستانتان می رود؛ بنابراین تردید دارید که اصلاً به آن مصاحبه بروید یا نه. می توانید همین فکر را روی کاغذ بیاورید و سپس آن را به این صورت به چالش بکشید: «شاید قبول نشدن در مصاحبه نوعی ش ت باشد؛ اما هیچ دلیلی وجود ندارد که آن را افتضاح بدانم. ممکن است افراد دیگری هم در این مصاحبه شغلی شرکت کنند که از من شایسته تر باشند؛ اما تا خودم را در معرض امتحان قرار ندهم نمی توانم نتیجه ی کار را بدانم. از طرفی اگر دوستی دوستانم واقعی باشد نباید مرا با یک ش ت قضاوت کنند و من هم نباید این اجازه را به آن ها بدهم. توانمندی های من تنها بر اساس نتیجه ی یک مصاحبه ی شغلی سنجیده نمی شود».
  • خودتان را عادت بدهید موفقیت های دیگران را ببینید و تحسین کنید. تا زمانی که نتوانیم از مشاهده ی موفقیت های دیگران لذت ببریم و آن را تحسین کنیم، نمی توانیم همین رفتار را در قبال موفقیت های خودمان داشته باشیم. بسیاری از افراد با مشاهده موفقیت های دیگران دچار احساس حقارت و سرخوردگی می شوند؛ اما اگر تمرین کنند که با مشاهده ی شایستگی های دیگران، شایستگی های خودشان را هم ببینند می توانند ترس از موفقیت خود را مدیریت کنند و در مسیر رشد و پیشرفت گام بردارند.
  • از یک روان درمانگر کمک بگیرید. ممکن است ترس از موفقیت، حاصل طرح واره ی ش ت (failure schema) در ما باشد. طرح واره ها باورهای هسته ای و بنیادین ما هستند که در دوران کودکی و بر اساس تجربیات زندگی در ذهن ناخودآگاه خود شکل داده ایم و بر اساس آن دنیا را می بینیم، مسائل را برای خودمان تفسیر می کنیم و تصمیمات مهم زندگی مان را می گیریم. طرح واره ها آسیب زا هستند و رفتارهای خودت یبی را در ما تقویت می کنند. افرادی که طرح واره ش ت در ذهنشان نقش بسته است، خودشان را در مقایسه با همسن و سالانشان ش ت خورده می بینند و احساس می کنند دستاوردهایشان متناسب با استعدادها و توانمندی هایشان نیست. اغلب این افراد در کودکی به خاطر اشتباهاتشان بیش از حد مورد انتقاد دیگران قرار گرفته اند و از حمایت دیگران برای تجربه ی کارهای جدید برخوردار نبوده اند. یکی از رویکردهایی که این افراد در زندگی بزرگسالی پیش می گیرند، اجتناب از هر نوع ریسک یا کار جدید است. درمانگری که با فنون طرحواره درمانی آشناست می تواند به ما کمک کند، از تله ی ش ت خارج شویم، الگوهای م ب قبلی را کنار بگذاریم و ترسمان از تجربه های جدید را مدیریت کنیم.
  • کارهایی را انجام بدهید که باعث می شوند نبوغ و خلاقیت خود را بروز بدهید. این نوع کارها را می توان کارهای دِلی نامید؛ یعنی کارهایی که هم در آن ها تبحر داریم و هم می توانیم بدون این که زود حوصله مان سر برود یا خسته شویم انجام بدهیم و شبیه کار به نظر نمی رسند. هر ی یک نوع کار دلی دارد. برای مثال، ممکن است فردی از نوشتن لذت ببرد، فرد دیگری به نقاشی کشیدن علاقه داشته باشد، شخصی از متقاعدسازی دیگران احساس رضایت می کند، برخی افراد دوست دارند چیزهای بسازند و برخی دیگر تدریس به منزله ی کار دلی است. انجام دادن کار دلی چند فایده ی مستقیم دارد. اول این که هنگام انجام کار دلی، ذهن در وضعیت تَچان (flow) قرار می گیرد؛ یعنی ح ی که فرد غرق در کار می شود و احساس رضایت و خشنودی فراوانی دارد (پژوهشگران با رویکرد روان شناسی مثبت نگر توانسته اند وجود این ح ذهنی را اثبات کنند). دوم این که هنگام انجام کار دلی در مقایسه با کارهایی که از روی اجبار و بی میلی انجام می دهیم، احتمال بروز خلاقیت و نوآوری بیشتر است. سوم این که از درون کارهای دلی، ممکن است ایده هایی برای یک مسیر شغلی یا حتی ب وکار جدید به ذهنمان خطور کند. چهارم و مهم تر از همه این که کارهای دلی با تقویت اعتماد به نفسمان، ترس از موفقیت را کاهش می دهند.

تا زمانی که نتوانیم از مشاهده ی موفقیت های دیگران لذت ببریم و آن را تحسین کنیم، نمی توانیم همین رفتار را در قبال موفقیت های خودمان داشته باشیم.

سخن آ

در این مطلب تلاش کردیم مفهوم ترس از موفقیت را تبیین کنیم و بر اساس یافته های پژوهشگران روان شناسی را ار هایی برای غلبه بر آن ارائه بدهیم. اگر احساس می کنید ترس از موفقیت، مانعی برای رشد و پیشرفت در زندگی تان بوده است و این مطلب را تا پایان خو د به شما تبریک می گوییم؛ زیرا نیمی از مسیر غلبه بر ترس از موفقیت (که آگاه شدن به مسئله است) را پیموده اید. از الآن کافی است با توجه به را ارهای ارائهه شده در این مطلب، یک گام کوچک راجع به این موضوع بردارید. حتی می توانید را ارهای ابداعی خودتان را اجرا کنید. حتماً از طریق بخش نظرات،، ما و دیگر خوانندگان سایت عادت دستی را در جریان موفقیت های خود در زمینه ی غلبه بر ترس از موفقیت بگذارید.


نویسنده: سید ساجد متولیان

منبع: سایت عادت دستی

عنوان وبلاگ : تفرد
منبع :
برچسب ها : ترس از موفقیت: چطور آن را بشناسیم و بر آن غلبه کنیم؟ - دیگران ,انجام ,ممکن ,می کند ,می شود ,آن ها ,انجام دادن ,برای مثال، ,روان شناس یی ,احساس رضایت ,منتشر کرده ,تعریف از موفقیت را می توانیم ,تحس
ترس از موفقیت: چطور آن را بشناسیم و بر آن غلبه کنیم؟ دیگران ,انجام ,ممکن ,می کند ,می شود ,آن ها ,انجام دادن ,برای مثال، ,روان شناس یی ,احساس رضایت ,منتشر کرده ,تعریف از موفقیت را می توانیم ,تحس
سه حوزه ای که سازمان های ایرانی در پنج سال آینده در آن ها جدی ترین چالش ها را خواهند داشت

نویسنده: سید ساجد متولیان (مربی و پژوهشگر بالندگی سازمانی)

سال ۱۳۹۵ در حالی رو به اتمام است که توافق هسته ای ایران با گروه ۵+۱ در سطح کلان منجر به دستاوردهایی همچون افزایش درآمدهای نفتی ت، بهبود روابط بین المللی و تسهیل تعاملات مالی و بانکی شد، اما به نظر می رسد تأثیر گشایش های حاصل شده از در سطح خُرد برای فعالین اقتصادی و صاحبان ب و کار چندان محسوس نبوده است. از طرفی مطابق برخی پیش بینی های انجام شده، انتظار می رود هشتاد درصد فعالین اقتصادی بین سال های ۹۴ تا ۹۶ از چرخه اقتصاد خارج شوند و بیست درصد باقی مانده فعالین اقتصادی با به کارگیری شیوه های جدید تولید، بازاری و فروش جای خالی هشتاد درصد فعالین اقتصادی خارج شده را پر کنند. وجود دارایی های ثابت غیر مولد، نداشتن دارایی های دارای ارزش افزوده اقتصادی، داشتن مطالبات مشکوک الوصول یا سوخت شده و تأمین منابع مالی از طریق اخذ وام از جمله عوامل حذف بنگاه های اقتصادی ناموفق است [۱].

اما سؤال مهم تر این است که آن دسته از بنگاههای ب و کار و سازمان هایی که می توانند به بقای خود پس از این دوران ادامه دهند و از چرخه اقتصادی حذف نشوند (یا جزو بیست درصد باقیمانده باشند) چه نوع چالش هایی را در کدام حوزه ها تجربه خواهند کرد؟ در این مقاله تلاش خواهم کرد، سه حوزه ای که جدی ترین چالش های سازمانی ایرانی در پنج سال آینده در آن حوزه ها رخ خواهند داد را به صورت مستند تبیین کنم.

۱) آموزش

بیش از دو دهه است که صاحبان ب و کار به اهمیت آموزش سازمانی و تأثیر آن بر موفقیت و بقای سازمان پی برده اند. مطالعات انجام شده در دو دهه اخیر حاکی از آن است که بین توجه و سرمایه گذاری سازمان ها در حوزه آموزش مدیران و کارکنان خود و رشد و توسعه پایدار آن ها رابطه ی مستقیمی وجود دارد [۲]. در هزینه های مستقیم آموزش کارکنان در سال ۲۰۰۴ بالغ بر ۵۱ میلیارد دلار بوده است و شرکت هایی مانند آی بی ام چیزی حدود ۵ درصد از مجموع حقوق پرداختی خود را صرف آموزش کارکنان کرده اند [۳]. هر چند آمار دقیقی از هزینه های آموزش سازمانی در بخش خصوصی و تی در ایران در دست نیست، اما پژوهش های انجام شده حاکی از وجود آسیب های جدی در این حوزه است که از جمله این آسیب ها می توان به فقدان الگوهای کارآمد نیازسنجی آموزشی، عدم انطباق بین برنامه آموزشی و اه کلان و استراتژیک سازمان، نبود مشارکت جدی از سوی ذینفعان، صوری بودن برگزاری دوره ها و نگرش صرف به آموزش به عنوان ابزاری برای ارتقاء رتبه شغلی اشاره کرد [۴ و ۵].

اما یکی از آسیب های جدی در حوزه آموزش سازمانی که جزو چالش های جدی سازمان های ایرانی در پنج سال آینده خواهد بود آن است که آموزش های ارائه شده به کارکنان تبدیل به دانش سازمانی و یادگیری سازمانی نمی شود. شاهد این مدعا آن است که: ۱) علیرغم آموزش های ارائه شده به کارکنان، سازمان ها اشتباهات قبلی خود را تکرار می کنند (حادثه اخیر برخورد قطار مصداقی از این موضوع است). ۲) آموزش های ارائه شده منجر به بهبود عملکرد واحدهای سازمانی نمی شود یا دست کم تأثیر آن مشخص نیست. ۳) با وج کارکنان از سازمان، دانش فردی نیز همراه او از سازمان خارج می شود. 

از جمله دلایل احتمالی این پدیده می توان به موارد زیر اشاره کرد:

·       ضعف در نیازسنجی آموزشی (آموزش ارائه شده دقیقاً آن چیزی نیست که مورد نیاز کارکنان است)

·       ضعف در ارزشی آموزشی (معیارهای ارزی اثربخشی آموزش موجود یا مرتبط نیستند)

·       نبود نظام مدیریت دانش و یادگیری سازمانی (روش ها، فرآیندها و ابزارهایی برای تبدیل دانش فردی به سازمانی وجود ندارد)

چرا سازمان های ایرانی باید از بابت این چالش نگرانی داشته باشند؟

پاسخ این سؤال را قبلاً پیتر دراکر از پیشگامان مدیریت داده است: «امروزه دانش قدرت است و دسترسی به فرصت ها و پیشرفت را کنترل می کند». او معتقد بود دانش منبع اقتصادی مهم تری است تا زمین، کار یا دارایی های مالی، و این امر جامعه را به آنچه او «جامعه پساسرمایه داری» می خواند بدل می کند [۶]. شاید در حال حاضر که هنوز «یادگیری سازمانی» یک واژه تجملاتی برای سازمان های ایرانی به شمار می رود، این سازمان ها تهدیدی را از بابت چالش مذکور متوجه خود نبینند، اما ورود قریب الوقوع شرکت های خارجی به بازار ایران که بسیاری از آن ها سازمان های یادگیرنده و بعضاً تندآموز هستند، ساختار رقابت را تغییر خواهد داد.

۲) جذب و نگهداشت نیروی انسانی

مسعود نیلی اقتصاددان برجسته و مشاور اقتصادی رئیس جمهور در مقاله ای با عنوان «زبان حال حکایت های آینده اقتصاد ایران» که در تابستان سال ۱۳۸۸ منتشر شد پیش بینی هایی را راجع به وضعیت کنونی بازار کار ایران انجام داد که هفته نامه تجارت فردا در گزارشی ویژه به بازنشر و تحلیل آن پرداخته است. مطابق پیش بینی نیلی: «بخش بسیار بزرگی از جوانان (متولدین دهه ۶۰) با مشاهده شرایط نامناسب بازار کار از یک طرف و توسعه ظرفیت آموزش عالی از طرف دیگر، ترجیح داده اند ورود به بازار کار را به تعویق انداخته و سطح تحصیل خود را به امید به دست آوردن فرصت شغلی بهتر در آینده ارتقا دهند. از مجموع مطالب مطرح شده می توان نتیجه گرفت طی سال های نه چندان دور آینده بازار کار با هجوم نیروی کار جوان، تحصیل کرده که بخش بالایی از آن را ن تشکیل می دهند مواجه خواهد شد. اقتصاد ما یا باید خود را برای تبعات فقر وسیع ناشی از بیکاری گسترده و با درآمدزایی پایین شاغلان آماده کند یا آنکه با ایجاد تغییراتی اساسی در اولویت ها و سیاست های جاری، محیط ب و کار را تا هنوز فرصت باقی است آماده ایجاد ظرفیت شغلی سالانه بیش از یک میلیون و صد تا یک میلیون دویست هزار شغل کند» [۷].

برخی از ویژگی هایی که برای این گروه (متولدین ۶۰ تا ۶۹) می توان برشمرد به شرح زیر است:

·       سطح تحصیلات بالا (در سطح کارشناسی ارشد و ا)

·       تجربه کاری کم (به خصوص در پسران که بین شش تا دوازده سال را صرف اخذ مدارک عالی و گذراندن دوران سربازی کرده اند)

·       مهارت های شغلی کم یا غیرمرتبط (به دلیل کمبود موقعیت شغلی در بسیاری از گرایش ها مانند رشته های ی یا علوم انسانی، افراد روی به تغییر زمینه شغلی می آورند و از این رو مهارت های لازم در زمینه شغلی جدید را ندارند)

·       احساس سرخوردگی و عقب ماندن (که عمدتاً از مقایسه خود با همسالان موفق تر یا گروه های سنی پایین تر ناشی می شود)

مهم ترین چالش هایی که سازمان های ایرانی با این دسته از متقاضیان کار خواهند داشت عبارتند از:

·       یافتن نیروی کار با تخصص و تجربه لازم (در بسیاری از موارد یا تخصص فرد دقیقاً مرتبط با نیاز سازمان نیست یا تجربه کاری کافی نیست)

·       حقوق و دستمزد (سطح تحصیلات بالا انتظارات افراد را نیز بالا برده است)

·       جای فرد در سازمان (بسیار محتمل است که فرد در جایگاهی قرار می گیرد که مافوق او یک فرد جوانتر اما با تخصص و تجربه بیشتر است و همین خود منشاء ایجاد ن یتی خواهد بود)

·       انگیزش در محیط کار

اما چالش های صاحبان ب و کار در حوزه نیروی انسانی محدود به دهه شصتی ها نخواهد بود، بلکه چالش های مربوط به گروه موسوم به دهه هفتادی ها متفاوت دارد. برخلاف متولدین دهه ۶۰ که ناامید از یافتن شغل مناسب به ها و مقاطع تحصیلی بالاتر از لیسانس پناه بردند، متولدین دهه ۷۰ مطابق آمارها رغبت چندانی به مقاطع عالی آموزشی نشان نمی دهند و ترجیحشان بر این است که پس از فراغت از تحصیل در دروه کارشناسی یا کاردانی وارد بازار کار شوند، جمعیتی بیش از ۱۲ میلیون نفر که اکنون بین ۱۶ تا ۲۵ سال داشته و مطابق با تعاریف اقتصادی در سن کار هستند. مطابق گزارش منتشر شده توسط مرکز آمار ایران از نتایج آمارگیری نیروی کار در تابستان ۱۳۹۵، نرخ بیکاری جمعیت ۱۵ تا ۲۴ سال برای مردان 25.7 درصد و برای ن 47.3 درصد ثبت شده است [۸].

به یک تعبیر می توان گفت، دهه هفتادی ها مدل ذهنی و نگرشی کاملاً متفاوت با نسل های قبلی خود دارند. آن ها همان گروهی هستند که به تعبیر گزارش نشست جهانی اقتصادی، «به فناوری به چشم ابزار نگاه نمی کنند، بلکه فناوری را به جزئی لاینفک از زندگی خود تبدیل کرده اند» [۹] و مطابق گزارش مجله فورچن، همان نسلی هستند که «مختصات بازار کار آینده را به طور کلی تغییر خواهند داد» [۱۰].

برخی از ویژگی هایی که می توان برای این گروه (متولدین دهه ۷۰ تا ۷۹) برشمرد عبارتند از:

·       برخلاف نسل دهه ۶۰ بحران های اجتماعی (مانند جنگ تحمیلی) را ندیده اند و تنش ها و اضطراب های حاصل از آن را تجربه نکرده اند.

·       به طور عمومی در خانواده های کم جمعیت تر (با گرایش به تک فرزندی) رشد کرده و از این حیث امکانات بیشتری را دریافت کرده اند.

·       در دورانی رشد د که ابزارهای فناوری (تلفن همراه، اینترنت، ایمیل) توسعه پیدا کرده و به راحتی در دسترس بود.

·       حضور در دنیای مجازی برای آن ها بسیار مهم است (حتی گاهی مهم تر از حضور در دنیای واقعی) و شبکه های اجتماعی نقش مهمی در زندگی آن ها ایفا می کند.

·       به طور نسبی استقلال فکری بیشتری از خانواده دارند و در مقایسه با متولدین دهه ۶۰ تمایل کمتری به پیروی از خانواده دارند.

·       به تحصیلات عالی به عنوان یکی از گزینه ها (و نه تنها گزینه موجود) برای آینده نگاه می کنند.

·       فرصت های بیشتری را پیش روی خود می بینند و راجع به ازدواج و اشتغال نگرانی کمتری دارند.

·       مستقل کار را بیشتر می پسندند و بیشتر به سبک زندگی کارآفرینانه تمایل دارند تا کارمندی.

مهم ترین چالش هایی که سازمان های ایرانی با این گروه از متقاضیان کار خواهند داشت عبارتند از:

·       مدیریت انتظارات (انتظارات این گروه از شغل، برخلاف متولدین دهه ۶۰ نه حداقلی که از جنس حداکثری است)

·       تمایل بالا به تغییر موقعیت شغلی (ساختار بوروکراتیک سازمان ها و ویژگی های یک شغل کارمندی مستعد آن است که به سرعت برای این گروه  خسته کننده شود و تمایل به ترک سازمان پیدا کنند)

·       شکاف بین نسلی (مدیران فعلی سازمان ها متولدین دهه ۴۰ و ۵۰ هستند که از نظر سنی والدین متولدین دهه ۷۰ محسوب می شوند و چالش هایی را به ویژه در زمینه نحوه استفاده از فناوری در سازمان با این گروه خواهند داشت)

·       تمایل به دورکاری (استدلال متولدین این نسل آن است که وقتی می توان کاری را از طریق ابزارهای فناوری در منزل انجام داد چرا باید در محل کار حضور فیزیکی داشت)

·       تمایل به آزادکاری (freelancing) (متولدین این نسل کار به شیوه آزاد و پروژه ای را بیشتر از شیوه تمام وقت و کارمندی می پسندند)

چرا سازمان های ایرانی باید از بابت این چالش نگرانی داشته باشند؟

علت اصلی آن است که در حال حاضر و دست کم تا ده سال آینده نیروی کار فعال کشور همین متولدین دهه ۶۰ و ۷۰ خواهند بود و انتخاب دیگری برای کارفرمایان وجود ندارد، زیرا متولدین دهه ۵۰ قبلاً وارد بازار کار شده و در موقعیت های شغلی بالاتر حضور دارند و متولدین دهه ۸۰ نیز هنوز به سن کار نرسیده اند.

۳) معنا در سازمان

کارل گوستاو یونگ روانپزشک و روان درمانگر شهیر سوئیسی که پایه گذار مکتب روانشناسی تحلیلی شد معتقد بود، بخش مهم رشد روانی انسان نه در دوران کودکی بلکه در دوران میانسالی رخ می دهد. جمله معروفی را به یونگ منتسب کرده اند که می گوید: «تا چهل سالگی شما صرفاً در حال آزمایش هستید. زندگی از این پس آغاز می شود». یونگ مدل منحصربفردی از ساختار روانی انسان ارائه می دهد و آن را به سه دسته خودآگاه، ناخودآگاه شخصی و ناخودآگاه جمعی تقسیم می نماید. از نظر او تکلیفی که در تمام طول زندگی بر عهده انسان گذاشته شده است خودآگاه نمودن بخش ناخودآگاه روان و یکپارچه نمودن بخش های مختلف روان با یکدیگر است. او نام این سفر را «تفرد» یا «فردیت» نامید و معتقد بود دوران میانسالی یکی از گذرگاههای مهم این سفر است. در این دوران است که برای ادامه حیات روانی ضروری است مرکز کنترل روانی انسان از «من» یا «ایگو» (که بخش بسیار کوچک و محدودی از کلیت روان است) به یک بخش عالی تر و جامع تر به نام «خود» یا «خویشتن» منتقل شود [۱۱].


یونگ زندگی روانی انسان را شامل دو حرکت مهم می دانست: مرحله اول تلاش برای اجتماعی شدن یا ب هویت جمعی که حدوداً تا سی الی سی و پنج سالگی به طول می انجامد. در این دوران تمرکز انسان بر پذیرفته شدن در اجتماع و ب جایگاه اجتماعی، ب دستاوردهایی مانند تحصیلات، شغل، زندگی خانوادگی و غیره است. مرحله دوم تلاش برای ب هویت فردی که از حدود سی و پنج سالگی به بعد یا همان میانسالی شروع می شود. در میانسالی دیگر دستاوردهایی از جنس دنیای بیرونی انسان را راضی نمی کند بلکه ذهن او درگیر پرسش هایی عمیق تر و اساسی تر می شود. مثلاً «معنای حضور من در این دنیا چیست؟»، «چرا باید کاری را انجام بدهم که در حال انجام دادن آن هستم؟»، «خواست واقعی من در زندگی چیست؟»، «چه چیزی می خواهد از طریق من در این دنیا خود را متبلور کند؟» و پرسش هایی از این دست که انسان را دچار تلاطمات و نوسانات روحی می کند. در این دوران است که ن یتی های فرد از کار، ازدواج، روابط خانوادگی، جایگاه اجتماعی و غیره به اوج می رسد و او یک شکاف جدی میان وضعیت موجود و وضعیتی که مطلوب اوست احساس می نماید. همچنین در همین دوران است که انواع روان رنجوری ها نظیر افسردگی، اضطراب و ... به شکلی بارزتر رخ می نمایند، اما یونگ برخلاف تصور عوام معتقد بود این روان رنجوری ها را باید به فال نیک گرفت و به آن ها توجه جدی کرد زیرا آن ها پاسخ طبیعی و سالم روان انسان برای حرکت در مسیر یکپارچگی و فردانیت است. برخی انسان های هوشمند این شانس را دارند که در میانسالی پی ببرند خودآگاهی محدودشان نمی تواند بیش از این به تنهایی آن ها را در این سفر به پیش ببرد و نیاز است آن ها در یک فرآیند حساب شده که در عین حال دشوار نیز هست محتویات ناخودآگاه را به تدریج به خودآگاه خود آورده و از نظر روانی یکپارچه تر شوند [۱۲].

فرافکنی یکی از ساز و کارهای دفاعی روان انسان است که عبارتست از نسبت دادن امری درونی به چیزی در دنیای بیرون. در دوران میانسالی، انسان بیش از گذشته نسبت به فرافکنی های خود آگاه می شود و برخی از این فرافکنی ها برای او رنگ باخته یا خاموش می شوند. برای مثال در رابطه با همسر نسبت به نقاط ضعف و ویژگی های شخصیتی ناخوشایند همسرش و خودش بیشتر آگاه می شود و می فهمد همسر او دقیقاً همان شخص دوست داشتنی ابتدای زندگی مشترک نیست بلکه او خودش بسیاری از ویژگی های مورد پسندش را به همسرش نسبت می داد و ویژگی های ناپسند او را نمی دید یا در مورد کارش ممکن است بفهمد این شغل دقیقاً همان چیزی نبوده که خودش می خواسته بلکه دستور کار و تفکری که از سوی خانواده یا جامعه به ذهن او راجع به «یک کار خوب» تزریق شده عامل انتخاب این شغل بوده است. آگاه شدن به این فرافکنی ها بخشی از فرآیند طبیعی رشد روانی است که در میانسالی اتفاق می افتد، اما چیزی که در مقایسه با آشکار شدن فرافکنی ها مهم تر است، نحوه پاسخ افراد به فرافکنی هاست. یونگ معتقد بود، هدف از فرآیند تفرد این نیست که انسان در نیمه دوم عمر به طور کلی زندگی بیرونی و اجتماعی خود را رها کند و ی ره به خودشناسی و زندگی درونی بپردازد، بلکه هنر فرد در نحوه مشخص اولویت هاست. بسیاری از افراد به اشتباه اولین پاسخ به بحران میانسالی را در دگرگونی کامل و بررسی نشده شرایط موجود جستجو می کنند. از آنجایی که در مورد مردان، بخش اصلی هویت از شغل گرفته می شود بسیاری از مردان تصور می کنند باید این تغییر را در شغل شان ایجاد کنند. در مورد ن، این اتفاق عمدتاً در مورد رابطه می افتد و آن ها تصور می کنند باید در مورد رابطه خود تجدیدنظر کنند.

شرایطی که افراد در طول بحران میانسالی تجربه می کنند را می توان با استفاده از داستان سیزیف توضیح داد. آلبر کامو فیلسوف و نویسنده فقید فرانسوی در کتاب خود با عنوان «اسطوره سیزیف» به معرفی این شخصیت می پردازد و بر اساس آن دیدگاه خود راجع به مواجهه انسان معاصر با «پوچی» که یکی از موضوعات مهم فلسفه اگزیستانسیال (وجودی) به شمار می رود را روایت می کند. سیزیف شخصیتی اسطوره ای بود که مورد غضب خدایان یونان باستان قرار گرفت و محکوم به این بود که تخته سنگی را از پایین دامنه کوه به سمت قله حمل کند اما درست در لحظه ای که به های قله می رسید، تخته سنگ از دست او رها می شد و او باید هر روز به انجام این کار تکراری تن می داد و مجدداً سنگ را به بالای قله حمل می کرد [۱۳]. استعاره «کار سیزیفی» کنایه ای است از کاری که هر روز باید آن را انجام بدهیم و تمامی ندارد. ورنا ت روان درمانگر یونگی معتقد است بسیاری از ما در دوران میانسالی در وضعیتی مشابه «سیزیف» قرار می گیریم و بحرانی ناشی از تکرار روزمرگی های زندگی را تجربه می کنیم [۱۴].

حدس زدن آن کار دشواری نیست که بخش قابل توجهی از نیروی کار فعال در کشور که بسیاری از آن ها در سازمان های تی و خصوصی مشغول به کار هستند، متولدین ۵۵ تا ۶۵ می باشند که تا پنج سال آینده همگی در محدوده سنی سی الی چهل و پنج سالگی قرار خواهند داشت و در معرض تجربه بحران میانسالی یا به تعبیری «سیزیفی» قرار خواهند گرفت. به بیان دیگر بخشی از کارکنان سازمان ها بر اثر تحولات درونی که ناشی از فرآیند طبیعی رشد روانی طبیعی آن هاست دچار بحرانی از جنس معنا در محیط کار می شوند. در همین راستا چالشی که بسیاری از سازمان ها با آن روبرو خواهند شد، معنا بخشیدن به کاری است که ظاهر یک «کار سیزیفی» را دارد. از جمله واکنش های مورد انتظار از سوی این گروه از کارکنان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

·       ترک سازمان (اولین و در دسترس ترین پاسخ)

·       ن یتی از وضع موجود و انتشار ن یتی در سطح سازمان

·       کاهش بهره وری عملکرد (ناشی از دل مردگی و رخوت در انجام کار)

·       تقاضای دائم برای بهبود وضعیت (مثلاً در قالب درخواست حقوق بیشتر یا جابجایی شغلی)

چرا سازمان های ایرانی باید از بابت این چالش نگرانی داشته باشند؟

علت اول این است که ماهیت و نحوه بروز این چالش و گستره اثرات آن توسط مدیران میانی سازمان قابل شناسایی نیست. دوم این که این چالش با را ارهای معمول مانند افزایش حقوق و دستمزد قابل حل نیست. و سوم این که با توجه به موج کارآفرینی و تقویت ا یستم استارتاپی کشور در چند سال اخیر، بسیاری از کارکنان باتجربه تر و ریسک پذیرتر به سمت خویش فرمایی و وج از سازمان خواهند رفت. اگر یک مدیر سازمان نتواند به این پرسش کارمندش (که حتی ممکن است برای خودش هم مطرح شود) پاسخی قانع کننده بدهد که «چرا باید هر روز صبح از خواب بیدار شوم و به سر کار بیایم و کاری را انجام بدهم که سازمان از من می خواهد؟» احتمالاً آن کارمند را خیلی زود از دست خواهد داد.  

در این مقاله تلاش به طور مستند سه حوزه ای را که سازمان های ایرانی در پنج سال آینده بیشترین چالش ها را در آن تجربه خواهند کرد و از دیدگاه من حوزه های آموزش، جذب و نگهداشت نیروی انسانی و معنا در سازمان است را تبیین کرده و ریشه بروز این چالش ها را مشخص کنم. هدفم از انتشار این مطلب این بود که  توجه دست اندرکاران و متصدیان امور به ویژه مدیران منابع انسانی سازمان ها را به چالش های محتملی که از این پس با آن مواجه خواهند شد جلب کنم و امیدوارم بتوانیم با بهره گیری از د جمعی برای مواجهه با چالش های فوق راه حل هایی فراخور شرایط سازمان های ایرانی طراحی کنیم. در مطالب بعدی تلاش خواهم کرد نتایج بیشتری از پژوهش هایی که در این حوزه داشته ام را منتشر کنم.

عنوان وبلاگ : تفرد
منبع :
برچسب ها : سه حوزه ای که سازمان های ایرانی در پنج سال آینده در آن ها جدی ترین چالش ها را خواهند داشت - متولدین ,خواهند ,آموزش ,انسان ,سازمان های ,زندگی ,سازمان های ایرانی ,خواهند داشت ,فعالین اقتصادی ,روانی انسان ,بحران میانسالی ,چالش نگرانی دا
سه حوزه ای که سازمان های ایرانی در پنج سال آینده در آن ها جدی ترین چالش ها را خواهند داشت متولدین ,خواهند ,آموزش ,انسان ,سازمان های ,زندگی ,سازمان های ایرانی ,خواهند داشت ,فعالین اقتصادی ,روانی انسان ,بحران میانسالی ,چالش نگرانی دا
وقت آن رسیده نگاه کلیشه ‏ای به فرهنگ سازمانی را کنار بگذاریم


یک تصور مشترک در حوزه فرهنگ سازمانی آن است که فرهنگ به عنوان یک نیروی وحدت‏ بخش انگاشته می‏شود که افراد را کنار یکدیگر جمع می‏کند تا برای دسترسی به اه سازمانی به طور اثربخشی فعالیت کنند. در این رویکرد، فرهنگ سازمانی به عنوان متغیری در نظر گرفته می‏شود که در پروژه‏هایی همچون ی اجتماعی به کار گرفته می‏شود تا اتحاد و پیوستگی ایجاد کند.

اما این رویکرد نه راه اثربخشی برای شیدن به فرهنگ سازمانی است و نه اینکه ماهیت واقعی فرهنگ سازمانی را بازتاب می‏دهد. شاید از شنیدن این موضوع تعجب کنید، اما فرهنگ سازمانی همان قدر که به «اتحاد» مربوط می‏شود به «چنددستگی» نیز مربوط است. برخلاف تصوری که فرهنگ سازمانی را یک امر معین در نظر می‏گیرد که رفتار افراد در سازمان را شکل داده و آنها را به یکدیگر پیوند می‏دهد، در عمل فرهنگ چیزی است که افراد در سازمان‏ها اغلب به شیوه‏ای راهبردی آن را به کار می‏گیرند تا به اه ‏شان برسند. همچنین فرهنگ سازمانی می‏تواند مبنایی را ایجاد کند که بر اساس آن افراد ایده ‏ها و ارزش‏های مشخصی را در تقابل و رقابت با ایده ‏ها و ارزش‏های موجود مطرح می‏کنند؛ ضمن اینکه بخش‏هایی از ارزش‏ها و ایده ‏های موجود را که از یک بستر فرهنگی خاص نشات گرفته، می‏پذیرند.

حتی ارزش‏های سازمانی که به طور عام از سوی سازمان‏ها و اعضای آنها پذیرفته می‏شود و زیربنای یک فرهنگ را شکل می‏دهد نیز آنقدرها یکدست و مشترک نیست. برای مثال، سیاستمداری را در نظر بگیرید که ارزش‏هایی همچون « » و «اختیار» را بسیار می‏ ستاید. شاید رای‏ دهندگان نیز با او هم ‏عقیده باشند که اینها ارزش‏های مهمی هستند، اما احتمالا تفسیر آنها از این ارزش‏ها با یکدیگر اختلافات عمیقی خواهد داشت. این مفاهیم تا آنجایی می‏تواند به عنوان یک ارزش مشترک مطرح باشد که مردم آن را به شیوه‏ای ی ان تعریف می‏کنند.

در سازمان‏ها، به طور دائمی افراد ارزش‏ها را به گونه‏ای متفاوت تفسیر می‏کنند و بر سر آن با یکدیگر مباحثه دارند. در ی که در آن تدریس می‏کنم، یکی از ارزش‏های بنیادین که از آن حمایت می‏شود، مسوولیت‏ پذیری است که این طور تعریف می‏شود: «خدمت به عنوان یک شتاب‏دهنده برای ایجاد تغییرات مثبت در و فراتر از آن.» این تعریف با چیزی که من مسوولیت‏پذیری را برای خودم تعریف کرده‏ام بسیار متفاوت است. من به جای آنکه مسوولیت ‏پذیری را شتاب‏دهنده‏ ایجاد تغییرات مثبت تلقی کنم، آن را پاسخگویی و وظیفه‏ شناسی می‏دانم. همچنین یک نفر چگونه می‏تواند تغییرات مثبت را تعریف کند؟ به نظر من حتی در تعریف این عبارت نیز بین اعضای اتفاق نظری وجود ندارد. حتی اگر اکثر اعضای قبول داشته باشند که مسوولیت ‏پذیری یک ارزش مهم است، احتمالا بسیاری از آنها موافق هستند که جمله‏ای که برای تعریف آن ذکر شده نمی‏تواند به طور کامل برداشت و ذهنیت تک تک آنها نسبت به این مفهوم را به طور کامل بیان کند.

اوضاع وقتی پیچیده ‏تر می‏شود که افراد در سازمان به مخالفت با «ارزش‏های مشترک» برمی‏ خیزند، درحالی که کماکان به تعهدشان برای موفقیت سازمان متعهد هستند. این موضوع را می‏توان وقتی به وضوح مشاهده کرد که یک مدیر اقدام به بازتعریف و اصلاح یک پروژه می‏کند تا بازتاب ‏دهنده دیدگاه‏های شخصی او راجع به نحوه انجام کارها باشد. افزایش محسوس غیبت از محل کار یا اعتراضات آشکار به تصمیمات اتخاذشده از سوی ان سازمان جلوه ‏های دیگری از این امر است. به بیان دیگر، یک فرد ممکن است دقیقا به خاطر اینکه خود را متعهد به سازمان می‏داند، به مخالفت با سازمان برخیزد، زیرا احساس می‏کند مسیری که ی سازمان در آن جهت حرکت می‏کند اشتباه است.

حتی گاهی ارزش‏هایی که به طور خاص برای گرد هم آوردن افراد کنار یکدیگر شکل گرفته ‏اند نیز ضرورتا خوب کار نخواهند کرد. برخی پژوهش‏ها نشان داده‏اند، به رسمیت شناختن تنوع در محیط کار به جای آنکه به همه کارکنان این احساس را بدهد که به شمار آورده می‏شوند، به برخی افراد این احساس را می‏دهد که کنار گذاشته شده ‏اند یا مورد تهدید قرار گرفته‏اند. موارد فوق ما را به یک نکته مهم می‏رساند و آن این است که تلاش برای متحد سازمان از طریق یک «فرهنگ» در نهایت نوعی تمرین قدرت است. افراد به این ابراز قدرت به شیوه ‏های گوناگونی پاسخ می‏دهند که بستگی به میزان همخوانی ارزش‏های مرتبط با فرهنگ سازمانی با باورهای شخصی خودشان دارد.

اساسا فرهنگ مجموعه ‏ای از باورهای مشترک نیست، بلکه شبکه‏ای از ارتباطات قدرت است که افراد در آن گنجانده شده‏اند و آنها از این شبکه برای رسیدن به اه شخصی و جمعی استفاده می‏کنند، ضمن اینکه در عین حال می‏تواند منجر به محدود شدن توانایی آنها برای دسترسی به همان اه نیز شود. این ارتباطات قدرت می‏تواند ضمن اینکه افراد را گرد یکدیگر جمع کند آنها را متفرق نیز کند، زیرا این روابط محصول دسترسی‏‏ های متفاوت به منابع هستند. علاوه بر این، تفاوت بین قدرت بر اینکه ما چگونه به ارزش‏های مشترک توسط اعضای یک گروه پاسخ می‏دهیم و راجع به آنها فکر می‏کنیم هم تاثیر می‏گذارد.

اتکا به فرهنگ به عنوان راهی برای متحد اعضای سازمان ممکن است منجر به ایجاد سوء برداشت در افرادی شود که در جایگاه قدرت هستند و این تصور نادرست را در آنها به وجود آورد که ارزش‏های بنیادین که از سوی سازمان ابراز می‏شوند بدون چون و چرا از سوی کارکنان پذیرفته شده‏اند. این امر همچنین می‏تواند این واقعیت را کمرنگ کند که پیروی افراد از ارزش‏های بنیادین وما به این خاطر نیست که آن‏ ارزش‏ها را قبول دارند، بلکه آنها ارزش‏های دیگر مانند حفظ امنیت شغلی‏شان را مهم‏تر از دستی به اه شخصی‏شان می‏بینند. این تفکر که اتحاد بین کارکنان می‏تواند از طریق ایجاد یک فرهنگ سازمانی حاصل شود، ناشی از یک پندار ناپخته و سطحی راجع به کارکرد فرهنگ سازمانی است. اما واقعیت فرهنگ‏های سازمانی آن است که آنها دربرگیرنده متغیرهای پیچیده‏ای هستند که می‏توانند افراد را کنار هم جمع کنند یا آنها را متفرق سازند یا به طور توامان هر دو کارکرد را داشته باشند. برای رسیدن به چنین نگرش جامعی باید فراتر از نگاه‏های کلیشه‏ ای به سراغ فرهنگ سازمانی رفت و دقیق‏تر آن را مورد بررسی قرار داد.


مترجم: سید ساجد متولیان

منبع: دنیای اقتصاد

عنوان وبلاگ : تفرد
منبع :
برچسب ها : وقت آن رسیده نگاه کلیشه ‏ای به فرهنگ سازمانی را کنار بگذاریم - فرهنگ ,سازمانی ,افراد ,سازمان ,ارزش‏های ,به طور ,فرهنگ سازمانی ,تغییرات مثبت ,ارزش‏های بنیادین ,برای رسیدن ,به طور کامل
وقت آن رسیده نگاه کلیشه ‏ای به فرهنگ سازمانی را کنار بگذاریم فرهنگ ,سازمانی ,افراد ,سازمان ,ارزش‏های ,به طور ,فرهنگ سازمانی ,تغییرات مثبت ,ارزش‏های بنیادین ,برای رسیدن ,به طور کامل
به مسیر شغلی خود راهبردی فکر کنید


در دنیایی که هر کارمند در روز به طور متوسط ۱۲۲ ایمیل می‏ فرستد و دریافت می ‏کند و در طول ماه در ۶۲ جلسه کاری حضور می ‏یابد، عجیب نیست که رئیس بخش یا واحد منابع انسانی سازمانی که در آن کار می‏ کنید آن قدر فرصت ندارد که به درستی فکر کند چگونه می‏تواند به بهترین نحو استعدادهای شما را شکوفا سازد. در عوض این خود ما هستیم که باید کنترل برنامه ‏ریزی شغلی‏ مان را به دست بگیریم تا مطمئن شویم در مسیری قرار گرفته ‏ایم که متضمن رشد و توسعه بلندمدت ما است. در ادامه، چهار را ار ساده برای اینکه بتوانید به مقوله توسعه شغلی ‏تان به شیوه ‏ای راهبردی ‏تر بین ید ارائه شده است:

 

۱) خودتان را م م کنید زمانی را برای شیدن اختصاص بدهید: وقتی سرتان شلوغ شده و کارها روی هم انباشته می‏ شود، احتمالا اولین چیزی که از برنامه ‏تان حذف می‏کنید فرصتی برای خلوت با خود و شیدن است. اما ماه‏ها و بلکه سال‏ها بدون لحظه‏ ای تأمل و شیدن راجع به آینده شغلی باعث می‏ شود در مسیری قرار بگیرید که از ابتدا قصد نداشتید در آن گام بردارید. همان طور که معا با یک دوست بدنساز باعث می ‏شود که بیشتر به باشگاه رفتن و تناسب اندام‏تان فکر کنید، به همان شیوه نیز می‏توانید خودتان را به تفکر راهبردی ترغیب کنید. تعدادی از دوستان و همکاران‏تان را که مورد اعتمادتان هستند انتخاب کرده و با آنها به طور منظم جلسات همفکری برگزار کنید. در این جلسات با یکدیگر راجع به تصویر بزرگ تر و اه شغلی‏ تانصحبت کرده و به یکدیگر کمک کنید تا به اه و چشم‏ انداز خود متعهد بمانید. داشتن افرادی قابل اعتماد در کنارتان که از قدرت به چالش کشیدن افکارتان نیز برخوردار هستند، می ‏تواند امکانات و ایده ‏های جدیدی را پیش چشم‏تان آشکار سازد که تا پیش از این قادر به مشاهده آنها نبودید.

 



۲) اقدامات بعدی خود را شفاف کنید: شفاف‏ سازی اه حرفه‏ ای ‏تان، نظیر اینکه به مقام مشاور مدیرعامل ارتقا پیدا کنید، ب وکار خودتان را راه ‏اندازی کنید یا در ناحیه جغرافیایی جدیدی مشغول به کار شوید و... صرفا قدم اول محسوب می‏ شود. اغلب افراد حرفه‏ ای در ترسیم نقشه راهی که بتواند آنها را از وضعیت فعلی به وضعیت مطلوب برساند، دچار مشکل  شوند و از حرکت باز می ‏ایستند. در همین رابطه به تکنیکی به نام «پیش‏ نویسی رزومه» اشاره می کنم. در این روش، شما خودتان را در پنج سال بعد تصور کرده و رزومه ‏تان را بر اساس موقعیت شغلی جدید و مسوولیت‏ های کاری که در پنج سال بعد دارید تنظیم می‏ کنید. ترفند به کار رفته در این روش آن است که شما ناگزیرید فاصله زمانی پنج ساله را نیز در رزومه‏ تان با تعدادی عناوین شغلی و مسوولیت‏های کاری پر کنید و این به شما سرنخ‏ هایی می‏دهد که دری د به چه مهارت‏ها، تخصص‏ها و مدارج تحصیلی نیاز دارید تا به جایگاه شغلی مورد نظر برسید و مسیر ترفیع شغلی شما در این پنج سال چگونه خواهد بود. برای مثال اگر با استفاده از این روش دریافتید که برای دستی به موقعیت شغلی مورد نظر در سه سال آینده نیاز به داشتن یک مدرک کارشناسی ارشد دارید، بهتر است از همین الان برای پذیرش در اقدام کنید.

 

۳) زمان‏تان را به انجام کارهای عمیق اختصاص دهید: وسوسه ‏انگیز است که زمان کاری خود را به همان شیوه ‏ای بگذرانید که بقیه می‏ گذرانند، از جمله اینکه مدت طولانی ‏تری در محل کار بمانید، با بیشترین سرعتی که می‏توانید به ایمیل‏ های کاری پاسخ بدهید و.... شاید در سطوح پایین ‏تر سازمانی، این رفتار افراد را به عنوان یک کارمند «سختکوش» نشان بدهد، اما هر چه در سطوح سازمانی بالاتر بروید، این موضوع اهمیت خود را بیشتر از دست می‏ دهد. در عوض چیزی که شما را به عنوان یک فرد موفق متمایز خواهد کرد، خلق پروژه ‏های عمیق و ارزشمند است. این کار می‏تواند نوشتن یک کتاب یا کد یک برنامه ارزشمند یا ی بهره ‏برداری از یک محصول جدید یا ایجاد یک کار بامعنا نظیر سازمان‏دهی مجدد سیستم ارزی عملکرد شرکت باشد. به این منظور باید بتوانید به جای انجام کارهای منقطع، واکنشی و زودبازده، پروژه‏ های خودانگیخته و بلندمدت یا به تعبیر کال نیوپورت و نویسنده حوزه ب وکار، «کار عمیق» انجام بدهید. بسیاری از شاغلان اهمیت این موضوع رادرک نکرده ‏اند؛ زیرا تصور می‏کنند چنین پروژه ‏هایی بازگشت سرمایه ‏ای به دنبال ندارد. اما منافع بلندمدت و اعتباری که از انجام چنین پروژه ‏هایی حاصل می‏شود، قابل توجه خواهد بود.

 

۴) شهرت بیرونی ‏تان را بسازید: در پژوهش انجام شده از سوی پروفسور ماتیو بی ، دانشکده ب وکار وارتون، مشخص شده است که میزان دریافتی افرادی که از خارج از سازمان‏ها استخدام می‏ شوند در مقایسه با افرادی که از درون سازمان به یک موقعیت شغلی ارتقا می ‏یابند، به طور متوسط ۱۸ تا ۲۰ درصد بیشتر است (نکته کنایه ‏آمیز آن است که اغلب این افراد در دو سال اول فعالیت‏شان در سازمان در مقایسه با همتایان‏شان که قبلا در آن سازمان حضور داشتند و به پست‏های مشابه ارتقا یافته ‏اند، عملکرد ضعیف‏ تری داشته ‏اند). شاید این امر تبعیض ‏آمیز به نظر برسد، اما ما را به یک واقعیت مهم می‏ رساند و آن این است که افراد با عملکرد بالا اغلب در سازمان‏های خودشان دست کم گرفته می ‏شوند و مورد بی ‏اعتنایی قرار می ‏گیرند. این به آن معنی نیست که هر چند سال باید سازمان‏ تان را تغییر بدهید. اما این پیام را برای شما در بردارد که اگر می‏ خواهید در سازمان خودتان مورد توجه قرار گرفته و ترفیع بگیرید، نیاز دارید در خارج از سازمان نیز شناخته شوید تا هم فرصت ‏هایی را در دسترس خود داشته باشید و هم به رئیس و همکاران‏تان یادآوری کنید که توانمندی‏های شما در بیرون از سازمان دیده می‏شود و مهم‏ تر اینکه یدار هم دارد. وبلاگ‏ نویسی، انتشار مقالات در مجلات و سایت‏های تخصصی یا شبکه ‏های اجتماعی شغلی نظیر لینکدین، سخنرانی در کنفرانس ‏ها و عضویت در مجامع حرفه ‏ای همگی فرصت‏هایی است که از این طریق می‏توانید در حوزه کاری ‏تان دیده شوید و استعدادهای شما از سوی افراد درون و بیرون سازمان‏تان شناخته شود.

 



صرف وقت برای اینکه راجع به توسعه شغلی ‏تان فکر کنید قطعا مقوله مهمی است، اما در نظر بسیاری از شاغلان امری فوری به نظر نمی‏رسد. به همین علت بسیاری از آنها در این خصوص اقدامی انجام نمی‏ دهند و آن را به تعویق می ‏اندازند. با تمرکز بر این چهار را ار می‏توانید عامدانه و آگاهانه راجع به موضوع توسعه شغلی بین ید و از حالا جایگاه شغلی‏ ای که می‏خواهید در پنج سال آینده یا بعدتر به آن برسید را پایه ‏ریزی کنید.

 

مترجم :  سید ساجد متولیان (مربی و پژوهشگر بالندگی فردی و سازمانی)

 

منبع :   دنیای اقتصاد

 


درباره رفتار حرفه ای و تغییر شغلی بیشتر بدانیم



عنوان وبلاگ : تفرد
منبع :
برچسب ها : به مسیر شغلی خود راهبردی فکر کنید - شغلی ,سازمان ,انجام ,کاری ,اینکه ,مورد ,موقعیت شغلی ,نیاز دارید ,شغلی مورد ,چنین پروژه ,پروژه ‏هایی ,چنین پروژه ‏هایی
به مسیر شغلی خود راهبردی فکر کنید شغلی ,سازمان ,انجام ,کاری ,اینکه ,مورد ,موقعیت شغلی ,نیاز دارید ,شغلی مورد ,چنین پروژه ,پروژه ‏هایی ,چنین پروژه ‏هایی
نقش حیاتی منابع انسانی در استفاده صحیح از زمان، استعداد و انرژی کارکنان


این روزها اهمیت و اثربخشی واحد منابع انسانی در ب وکار به موضوعی داغ تبدیل شده است. اغلب انتقادهایی که راجع به عملکرد واحد منابع انسانی از سوی گروه های مختلف ابراز می‏ شود، مواردی همچون ضعف در یاری ‏رسانی به مدیریت ب وکار، جذب و استخدام ناکارآمد استعدادها، فرآیندهای بی ‏ثمر و ارتباطات غیرفراگیر... را در برمی‏ گیرد. قصد ندارم در این مطلب به دفاع از عملکرد واحدهای منابع انسانی بپردازم یا راجع به اصلاح تمام فرآیندهای ناکارآمد منابع انسانی را ار ارائه بدهم. در عوض قصد دارم بر پایه‏ نتایج پژوهشی که با همکارانم انجام داده‏ام به طور مستدل توضیح بدهم چرا خصومت با واحد منابع انسانی می‏تواند به ضرر سازمان شما باشد و چرا واحدهای منابع انسانی نقشی حیاتی در کمک به سازمان‏ها برای به کارگیری بهینه سرمایه انسانی‏ شان را دارند.

امروزه این سرمایه‏ های انسانی و نه سرمایه ‏های مالی هستند که کمیاب‏ ترین منابع محسوب می ‏شوند. این سرمایه‏ ها را می ‏توان از سه جنبه زیر مورد بررسی قرار داد:

زمان: ساعاتی که کارکنان به انجام وظایف‏شان مشغول هستند.

استعداد: مجموعه مهارت‏ها، توانمندی‏ها و نبوغی که کارکنان در انجام وظایف‏شان به کار می‏ گیرند.

انرژی: میزان دلبستگی، اشتیاق و تمرکزی که کارکنان در حین انجام وظایف‏شان دارند.

تلفیق این سه عامل و تعاملاتی که بین آنها وجود دارد، تعیین‏ کننده آن است که چگونه سرمایه انسانی به بهره وری و ارزش اقتصادی تبدیل می‏شود. ما با کمک واحد هوش اقتصادی که بازوی تحقیقاتی مجله ا ومیست محسوب می‏ شود، پژوهشی انجام دادیم که در آن به بررسی میزان اثربخشی استفاده‏ شرکت ها از سرمایه‏ های انسانی‏ شان پرداختیم. در این پژوهش به این جمع ‏بندی رسیدیم که بهترین شرکت ها (یک چهارم بالایی ج ) آنهایی هستند که در مقایسه با بقیه شرکت ها، بیش از ۴۰ درصد نیروی بهره‏ ور تولید می‏ کنند. برای برخی از این شرکت ها این مقدار در طول زمان چند برابر می‏ شود که به آنها اجازه می‏ دهد از نظر بهره‏ وری نسبت به سایر رقبای خود به برتری قابل توجهی دست پیدا کنند. وقتی در نتایج این پژوهش عمیق‏ تر شویم، می‏توانیم دری م در این دوران که بهره‏ وری به هدفی دشوار تبدیل شده است، واحدهای منابع انسانی چگونه در کمک به شرکت ها برای جلوگیری از اتلاف سرمایه ‏های انسانی نقشی کلیدی ایفا می‏ کنند.

ابتدا با عامل زمان شروع می‏ کنیم. ما در پژوهش خود دریافتیم که شرکت ها به طور متوسط ۲۱ درصد از نیروی بهره‏ وری‏شان را در تعاملات تلف‏ کننده زمان از دست می‏ دهند. بهترین شرکت ها آنهایی بودند که توانسته ‏اند این مقدار را به نصف کاهش بدهند. علل وقوع آن دسته از اتلاف های بهره ‏وری که به زمان مربوط می‏شوند، تلفیقی از عوامل ساختاری و رفتاری است. از منظر ساختاری، واحدهای منابع انسانی نقش مهمی در کمک به ان ب و کار برای ایجاد طراحی ‏های سازمانی اثربخش ایفا می‏کنند که مواردی همچون اشکال سازمانی، سلسله مراتب‏ها، فرآیندها و سیستم‏ها را در برمی‏گیرد. بقیه اتلاف های بهره‏ وری مربوط به عوامل رفتاری یا به تعبیر عام ‏تر فرهنگی است. برای برطرف این نواقص، شرکت ها نیاز دارند هنجارهای تصمیم‏ گیری، گفتمان‏ های حکمرانی، نظامات ارزشی، سیستم‏های بازخوردی و چگونگی تقویت، پاداش و تنبیه رفتارها در سازمان را مورد بازبینی قرار دهند. در این زمینه، واحد منابع انسانی می‏تواند حوزه ‏هایی که اتلاف های بهره‏ وری با منشا زمانی در آن رخ می ‏دهند یا آن گونه که ما آن را می ‏نامیم سنگینی سازمانی (organizational drag) را برای ان ب و کار مشخص سازد. هر چند واحد منابع انسانی به تنهایی نمی‏تواند این مساله را حل کند، اما باید به این واحد به عنوان یک شریک مسوول در زمینه مقابله با اتلاف های زمانی نگریست.

مورد بعدی که در پژوهش ‏مان آن را مورد بررسی قرار دادیم، استعداد است. مطابق یافته ‏های ما بهره‏ وری حاصل از به کارگیری صحیح استعدادها برای بهترین شرکت ها به طور متوسط ۲۹ درصد بالاتر از سایر شرکت ها بود. ما همچنین دریافتیم که شرکت های برتر (یک چهارم بالایی) ۱۶ درصد از استعدادهای‏شان را به عنوان استعدادهای برگزیده و دارای توانایی ایجاد تمایز در ب وکار در نظر می‏ گیرند، درحالی که این مقدار برای بقیه شرکت ها حدود ۱۴ درصد بود. یافته‏ مهم دیگر، میزان کارآیی به کارگیری استعدادها در نقش‏های حساس و در قالب‏های تیمی بود. استعدادهایی که به خوبی در تیم‏ها جای شده بودند و از سوی ان الهام‏ بخشی که در به نتیجه رساندن تیم‏ها تبحر داشتند، هدایت می ‏شدند، نقشی کلیدی در چند برابر بهره‏ وری سازمان‏شان داشتند. ما قویا بر این باور هستیم که واحدهای منابع انسانی با به کارگیری روش‏های پیشرفته و کلان داده  ‏ها می‏توانند در شناسایی و پرورش استعدادهای تمایزبخش نقشی مهم ایفا کنند و برای موفقیت واحد منابع انسانی در این زمینه ضروری است اطمینان حاصل شود استعدادها به درستی به کار گرفته شده و در تیم‏‏ها جای می‏ شوند و تحت هدایت ان الهام ‏بخش قرار می‏گیرند. در پایان عامل سوم یعنی انرژی را بررسی می‏ کنیم. به طور متوسط برای کلیه شرکت ها، انرژی بیشترین سهم را در ایجاد نیروی بهره‏ ور دارد. مطابق یافته‏ های پژوهش ما، پرانرژی‏ ترین کارکنان که ما آنها را ممتاز می‏نامیم، دو برابر کارکنان راضی و ۵۰ درصد بیشتر از کارکنان دلبسته بهره ‏وری داشتند. هرچند عوامل مختلفی در الهام بخشیدن به کارکنان نقش دارند، واحد منابع انسانی با سه دسته از اقدامات فوری می ‏تواند تفاوت محسوسی در این زمینه ایجاد کند:

حذف سیستماتیک عواملی که موجب اتلاف زمان کارکنان و سخت‏تر انجام شدن کارها از سوی آنها می‏ شوند.

بازتعریف شیوه ‏های انجام کارها و ایجاد یک محیط کاری که در آن دو دسته اه پاسخگویی و استقلال کاری به طور هوشمندانه‏ ای متعادل شده‏ اند.

کمک به کارکنان برای مرتبط ساختن اه شخصی‏ شان با اه کلان شرکت که البته باید از سوی ان الهام‏ بخش حمایت و اجرا شود. ما باور داریم که ی الهام ‏بخش نقش مهمی در پیاده ‏سازی موفق طرح های مدیریتی دارد و مهارتی است که می‏تواند آموخته شده و پرورش داده شود.

واحدهای منابع انسانی نقشی کلیدی در آزادسازی انرژی به دام افتاده در سازمان‏ها دارند. اما برای ایفای صحیح این نقش کلیدی و کمک به بهبود عملکرد ب و کارها و افزایش نرخ بازگشت سرمایه در حوزه سرمایه‏ های انسانی، واحدهای منابع انسانی و ان آنها به برندینگ و جای مجدد واحد خود در سازمان نیاز دارند.

 

مترجم: سید ساجد متولیان

منبع: دنیای اقتصاد

عنوان وبلاگ : تفرد
منبع :
برچسب ها : نقش حیاتی منابع انسانی در استفاده صحیح از زمان، استعداد و انرژی کارکنان - انسانی ,منابع ,شرکت ها ,کارکنان ,واحد ,بهره‏ ,منابع انسانی ,واحد منابع ,واحدهای منابع ,بهترین شرکت ها ,نیروی بهره‏ ,واحد منابع انسانی ,واحدها
نقش حیاتی منابع انسانی در استفاده صحیح از زمان، استعداد و انرژی کارکنان انسانی ,منابع ,شرکت ها ,کارکنان ,واحد ,بهره‏ ,منابع انسانی ,واحد منابع ,واحدهای منابع ,بهترین شرکت ها ,نیروی بهره‏ ,واحد منابع انسانی ,واحدها
به روز شده ها
اتفاقی
با توجه به اهمیت محتوای سایت خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج در سایت را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است یاسمین فقط منتشر کننده مطالب با ذکر منبع بوده و هیچ گونه مسولیتی در خصوص مطالب نشر داده شده ندارد.
All rights reserved. © Yasamin 2016-2017