وبلاگ فرهنگی مذهبی وسرگرمی ابن تیهان

با توجه به اهمیت محتوای وبلاگ وبلاگ فرهنگی مذهبی وسرگرمی ابن تیهان خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است مسئولیت کلیه اطلاعات پست و وبلاگ نمایش داده شده با عنوان وبلاگ فرهنگی مذهبی وسرگرمی ابن تیهان برعهده مرجع و منبع اصلی آن میباشد. و یاسمین هیچ گونه مسئولیتی در قبال مطالب ندارد.

عوامل مؤثر در قیام حسین (علیه السلام)



عوامل مؤثر در قیام حسین (علیه السلام)



در قیام حسین علیه السلام چند عامل را باید بررسی کرد :
الف - از حسین(ع)براى خلافت یزید بیعت و امضاء مى خواستند. آثار و لوازم این بیعت و امضاء چقدر بود؟ و چقدر تفاوت بود میان بیعت با ابوبکر یا عمر یا عثمان و صلح با معاویه و میان بیعت با یزید. به قول عقاد اولین اثر این بیعت امضاء سب و لعن على علیه السلام بود که در زمان معاویه شروع شده بود، و هم امضاء ولایت عهد و وراثت خلافت بود.

ب - خودش مى فرماید: اصلى در است که در مقابل ظلم و فساد نباید سکوت کرد، اصل امر به معروف و نهى از منکر.

ج - مردم کوفه از او دعوت به عمل آوردند و نامه ها نوشتند و هجده هزار نفر با مسلم بیعت د. باید دید آیا عامل اصلى ، دعوت اهل کوفه بود، و الا ابا عبدالله هرگز قیام با مخالفت نمى کرد و بیعت مى کرد؟ این مطلب خلاف راى و عقیده حسین علیه السلام بود و قطعا چنین نمى کرد؟ بلکه تاریخ مى گوید: چون خبر امتناع حسین از بیعت به کوفه رسید، مردم کوفه اجتماع د و هم عهد شدند و نامه دعوت نوشتند. روز اول که در مدینه بود از او بیعت خواستند، بلکه معاویه در زمان حیات خود از او بیعت خواست و حسین علیه السلام امتناع کرد.

بیعت با یزید صحه گذاشتن بر حکومت او بود که ملازم بود با امضاء بر نابودى : و على ال السلام اذ قد بلیت الامه براع مثل یزید پس موضوع امتناع از بیعت خود اص داشت . حسین علیه السلام حاضر بود کشته بشود، و بیعت نکند؛ زیرا خطر بیعت خطرى بود که متوجه بود نه متوجه شخص او، بلکه متوجه اساس ، یعنى حکومت ى بود، نه یک مسئله جزئى فرعى قابل تقیه .

ادامه مطلب
برچسب ها : عوامل مؤثر در قیام حسین (علیه السلام) - بیعت ,حسین ,السلام ,امضاء , ,کوفه ,علیه السلام ,حسین علیه , حسین ,حسین علیه السلام ,قیام حسین
عوامل مؤثر در قیام حسین (علیه السلام) بیعت ,حسین ,السلام ,امضاء , ,کوفه ,علیه السلام ,حسین علیه , حسین ,حسین علیه السلام ,قیام حسین
علی اکبر (ع)؛ الگوی ایمان و ادب و شجاعت


علی اکبر (ع)؛ الگوی ایمان و ادب و شجاعت



یکی از بارزترین نمونه های کمال و اسوه های پاکی و مردانگی، «علی اکبر»، شهید بزرگ حماسه ی عاشورا و فرزند با فضیلت سیدال (ع) است. سزاوار است که از رهگذر آشنایی با شخصیت و ویژگی های این جوان برومند و رشید و باصلابت، از او درس جوان مردی و مقاومت و ایمان و ادب بیاموزیم و نسلی را تربیت کنیم که پویای راه نورانی آن شهید باشد.

دودمان پاک

حضرت علی اکبر (ع) مولود خانه ی ت و پرورده ی دامان ولایت و نجابت است. تولد او در روز یازدهم شعبان سال 33 هجری در مدینه بوده است.(1) پدرش حسین بن علی (ع) و مادرش لیلی دختر « مره» بود که از خاندانی جلیل و با شرافت بود. به دلیل این که او بزرگ ترین پسر سیدال بود، به علی اکبر مشهور شد. البته بعضی هم سجاد(ع) را پسر بزرگ حسین (ع) می دانند.
تربیت شایسته ی حسین(ع) سبب شد که علی اکبر به بهترین صفات کمال آراسته شود. عواملی همچون: اص خانوادگی، تربیت و وراثت، ب علم و فضایل از عناصر تشکیل دهنده ی شخصیت هر است، در وجود و زندگی او فراهم بود. خلق و خوی او و رفتار و حرکات و ادب و متانتش در حد اعلای برجستگی و درخشندگی بود. آن گونه که گفته و نوشته اند، رفتارش یادآور حرکات و رفتار خدا(ص) بود و همین سبب می گشت تا در چهره ی او شخصیت را مشاهده نمایند و با دیدن او یاد حضرت رسول (ص) را در ذهن ها زنده کنند. علی اکبر، نسخه ای برابر با اصل نسبت به رسول خدا و شاخه ای از آن شجره ی طیبه و ریشه ی پاک بود و وارث همه ی خوبی های خاندان عصمت و طهارت به شمار می رفت.
ادامه مطلب
برچسب ها : علی اکبر (ع)؛ الگوی ایمان و ادب و شجاعت - اکبر , ,حسین ,شخصیت ,ایمان ,تربیت , حسین ,الگوی ایمان
علی اکبر (ع)؛ الگوی ایمان و ادب و شجاعت اکبر , ,حسین ,شخصیت ,ایمان ,تربیت , حسین ,الگوی ایمان
به میدان رفتن حضرت عباس(ع)


به میدان رفتن حضرت عباس(ع)




مطابق معتبرترین نقلها اولین ى که از خاندان پیغمبر شهید شد،جناب على اکبر و آ ینشان جناب ابوالفضل العباس بود،یعنى ایشان وقتى شهید شدند که دیگر از اصحاب و اهل بیت ى نمانده بود،فقط ایشان بودند و حضرت سید ال ء.آمد عرض کرد:برادر جان!به من اجازه بدهید به میدان بروم که خیلى از این زندگى ناراحت هستم.

جناب ابوالفضل سه برادر کوچکترش را مخصوصا قبل از خودش فرستاد،گفت:بروید برادران! من مى‏خواهم اجر مصیبت‏ برادرم را برده باشم.می‏خواست مطمئن شود که برادران مادری ‏اش حتما قبل از او شهید شده ‏اند و بعد به آنها ملحق بشود.
نا بر این ام البنین است و چهار پسر،ولى ام البنین در کربلا نیست،در مدینه است.آنان که در مدینه بودند از سرنوشت کربلا بى خبر بودند.به این زن،مادر این چند پسر که تمام زندگى و هستی ‏اش همین چهار پسر بود،خبر رسید که هر چهار پسر تو در کربلا شهید شده‏اند.البته این زن زن کامله‏اى بود،زن بیوه‏اى بود که همه پسرهایش را از دست داده بود.
گاهى می ‏آمد در سر راه کوفه به مدینه می ‏نشست و شروع به نوحه سرایى براى فرزندانش می ‏کرد.تاریخ نوشته است که این زن خودش یک وسیله تبلیغ علیه دستگاه بنى امیه بود.هر که مى‏آمد از آنجا عبور کند متوقف مى‏شد و اشک مى‏ریخت.مروان حکم که یک وقتى حاکم مدینه بوده و از آن دشمنان عجیب اهل بیت است، هر وقت مى‏آمد از آنجا عبور کند بى اختیار مى‏نشست و با گریه این زن مى‏گریست. این زن اشعارى دارد و در یکى از آنها مى‏گوید:
لا تدعونى ویک ام البنین
تذکرینى بلیوث العرین
کانت‏بنون لى ادعى بهم
و الیوم اصبحت و لا من بنین --- (منتهى الآمال،ج 1/ص386‏)
مخاطب را یک زن قرار داده،مى‏گوید:اى زن،اى خواهر!تا به حال اگر مرا ام البنین مى‏نامیدى،بعد از این دیگر ام البنین نگو،چون این کلمه خاطرات مرا تجدید مى‏کند،مرا به یاد فرزندانم مى‏اندازد،دیگر بعد از این مرا به این اسم نخوانید،بله،در گذشته من پسرانى داشتم ولى حالا که هیچیک از آنها نیستند.
رشیدترین فرزندانش جناب ابوالفضل بود و بالخصوص براى جناب ابوالفضل مرثیه بسیار جانگدازى دارد،مى‏گوید:
یا من راى العباس کر على جماهیر النقد
و وراه من ابناء حیدر کل لیث ذى لبد
انبئت ان ابنى اصیب براسه مقطوع ید
ویلى على شبلى امال براسه ضرب العمد
لو کان سیفک فى یدیک لما دنى منه احد- (منتهى الآمال،ج 1/ص386‏)
پرسیده بود که پسر من،عباس شجاع و دلاور من چگونه شهید شد؟دلاورى حضرت ابوالفضل العباس از مسلمات و قطعیات تاریخ است.او فوق العاده زیبا بوده است که در کوچکى به او مى‏گفتند قمر بنى هاشم،ماه بنى هاشم.در میان بنى هاشم مى‏درخشیده است.اندامش بسیار رشید بوده که بعضى از مورخین معتبر نوشته‏اند هنگامى که سوار بر اسب مى‏شد،وقتى پاهایش را از رکاب بیرون مى‏آورد،سر انگشتانش زمین را خط مى‏کشید.
بازوها بسیار قوى و بلند، بسیار پهن.مى‏گفت که پسرش به این آسانى کشته نمی ‏شد.از دیگران پرسیده بود که پسر من را چگونه کشتند؟به او گفته بودند که اول دستهایش را قطع د و بعد به چه وضعى او را کشتند.آن وقت در این مورد مرثیه‏اى گفت.
مى‏گفت:اى چشمى که در کربلا بودى،اى انسانى که در صحنه کربلا بودى آن زمانى که پسرم عباس را دیدى که بر جماعت‏شغالان حمله کرد و افراد دشمن مانند شغال از جلوى پسر من فرار مى‏ د.پسران على پشت‏سرش ایستاده بودند و مانند شیر بعد از شیر، پشت پسرم را داشتند.واى بر من!به من گفته‏اند که بر شیر بچه تو عمود آهنین فرود آوردند.عباس جانم،پسر جانم!من خودم مى‏دانم که اگر تو دست در بدن مى‏داشتى، احدى جرات نزدیک شدن به تو را نداشت.
و لا حول و لا قوة الا بالله

---------------------------
مقتل حضرت عباس(ع) به نقل از کتاب شرح شمع
عصر عاشورا، پس از شهادت اصحاب و یاران، حضرت عباس علیه السلام تنهایی و بی ی را نتوانست تحمل کند. محضر (ع) رسید و رخصت میدان رفتن و جانفشانی خواست و عرضه داشت : برادر جان! اجازه میدان می دهی؟ حسین(ع) گریه شدیدی د و فرمودند: برادر! تو پرچمدار منی.
عباس(ع) عرض کرد: « ام تنگی می کند و از زندگی سـیر گشتـه ام.» (ع) فرمودند: مقداری آب برای این طفلان تهیه نما. جناب قمر بنی هاشم(ع) مشک به دوش گرفت و روانه میدان شد. با حریف، درباره آوردن آب به خیمه ها سخن گفت.
وقتی از آن ها مأیوس شد، نزد (ع) بازگشت و طغیان و سرکشی دشمن را به عرض رسانید. در این حال صدای العطش ک ن فضای خیمه ها را پر کرده بود.
سقّا نگاهی به چهره معصوم ک ن انداخت و بدون تأمل سوی شریعه فرات برگشت و به نگهبانان شریعه حمله کرد و جمع کثیری را کشت و وارد شریعه شد، دست زیر آب برد تا مقابل صورت آب را بالا آورد. «ذَکَرَ عَطَش الحسین و اهل بیته» به یاد لبان خشکیده حسین و اهل بیتش افتاد و آب را برگرداند به شریعه.
هنگام بازگشت، دشمن راه را بر او بست. حضرت برای محافظت از مشک به سمت نخلستان رفت و دشمن نیز به دنبالش.
از هر طرف تیر و نیزه به سمتش پرتاب می د، تا اینکه زره از انبوه تیرها همچون خار پشت به نظر می رسید. ابرص بن شیبان دست راست حضرت را قطع نمود، حضرت مشک را به دوش چپ انداخت و با دست چپ جنگید و این گونه رجز خواند: «وَ اللهِ اِنْ قَطَعْتُموا یَمینی، اِنّی اُحامی اَبَداً عَنْ دینی»، به خدا قسم اگر دست راستم را قطع کنید، من از حمایت از دینم دست بر نمی دارم.
در این هنگام دست چپ حضرتش را حکیم بن طفیل از مچ قطع کرد. مشک را به دندان های مبارک گرفته سعی می کرد آب را به خیام برساند. لذا خود را به روی مشک انداخت. در این حال دشمن تیری به چشم و تیری به مشک زد، حکیم بن طفیل با گرزی آهنین فرق مبارک را نشانه گرفت و ضربتی وارد کرد و او را بر زمین انداخت.
عباس(ع) عرضه داشت: «یا ابا عبد الله علیک منی السلام»، ای اباعبد الله بر تو سلام، مرا دریاب.
خود را به نعش برادر رسانید، وقتی قمربنی هاشم در بالین حسین(ع) جان سپرد، حضرت فرمودند: «الان انْکَسَر ظَهری»، عباسم الآن کمرم ش ت و چاره ام از هم گسست.(شرح شمع:صفحه 210 و 211)
-----------------------------------
وقتى که قد سرو خم شد
انى که حسین علیه السلام خود را به بالین آنها رساند مختلف بودند،هر در یک وضعى قرار داشت.وقتى وارد مى‏شد یکى هنوز زنده بود و با آقا صحبت می ‏کرد، دیگرى در حال جان دادن بود.
در میان انى که ابا عبد الله علیه السلام خود را به بالین آنها رسانید،هیچ وضعى دل اش‏تر و جانسوزتر از برادرش ابو الفضل العباس براى او نداشت،برادرى که حسین علیه السلام خیلى او را دوست می ‏دارد و یادگار شجاعت پدرش المؤمنین است.
در جایى نوشته ‏اند ابا عبد الله علیه السلام به او گفت:برادرم‏«بنفسى انت‏»عباس جانم!جان من به قربان تو.این خیلى مهم است.عباس در حدود بیست و سه سال از ابا عبد الله علیه السلام کوچکتر بود(ابا عبد الله 57 سال داشتند و عباس یک مرد جوان 34 ساله بود).ابا عبد الله به منزله پدر ابا الفضل از نظر سنى و تربیتى به شمار می ‏رفت،آنوقت‏به او می ‏گوید: برادر جان!«بنفسى انت‏»اى جان من به قربان تو!
ابا عبد الله کنار خیمه منتظر ایستاده است.یک وقت فریاد مردانه ابا الفضل را مى‏شنود.(نوشته‏اند ابا الفضل علیه السلام چهره‏اش آنقدر زیبا بود که‏«کان یدعى بقمر بنى هاشم‏»در زمان خود معروف به ماه بنى هاشم بود.
اندامش به قدرى رسا بود که بعضى از اهل تاریخ نوشته‏اند:«و کان یرکب الفرس المطهم و رجلاه یخطان فى الارض‏»سواراسب تنومندى شد،پایش را که از رکاب بیرون مى‏کشید،با انگشت پایش مى‏توانست زمین را اش بدهد.حالا گیرم به قول مرحوم آقا شیخ محمد باقر بیرجندى یک مقدار مبالغه باشد،ولى نشان مى‏دهد که اندام بسیار بلند و رشیدى داشته است، اندامى که حسین از نظر به آن لذت مى‏برد).
وقتى که حسین علیه السلام به بالاى سر او مى‏آید،مى‏بیند دست در بدن او نیست،مغز سرش با یک عمود آهنین کوبیده شده و به چشم او تیر وارد شده است.بى جهت نیست که گفته‏اند:«لما قتل العباس بان الان ار فى وجه الحسین‏»عباس که کشته شد،دیدند چهره حسین ش ته شد.خودش فرمود:
«الان انقطع ظهرى و قلت‏حیلتى‏».
و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم و صلى الله على محمد و آله الطاهرین.

کتاب: مجموعه آثار ج 17 ص 260
نویسنده: شهید مطهرى
aviny.com

برچسب ها : به میدان رفتن حضرت عباس(ع) - حضرت ,عباس ,الله ,علیه ,حسین ,السلام ,علیه السلام ,حضرت عباس ,جناب ابوالفضل ,حسین علیه ,الله علیه
به میدان رفتن حضرت عباس(ع) حضرت ,عباس ,الله ,علیه ,حسین ,السلام ,علیه السلام ,حضرت عباس ,جناب ابوالفضل ,حسین علیه ,الله علیه
چگونه عزاداری کنیم؟


چگونه عزاداری کنیم؟



بر مؤمنین لازم است از سرودن اشعار نامناسب و سبک و دور از شأن اهل بیت «علیهم السلام» یا کفرآمیز و غلوگونه اجتناب ورزند و از اختلاط زن و مرد در تشکیل محافل، مجالس و دسته ‏ها پرهیز نمایند و از قمه زدن و حرکاتى که موجب وهن شیعه در جهان است و بهانه به دست دشمن مى‏ دهد و ضرر و زیان بر بدن وارد مى‏ کند، دورى کنند.

چگونه عزاداری کنیم؟

مراسم عزادارى عاشوراى حسینى که هر سال باشکوه‏تر و فراگیرتر از سال قبل، در میان «اشک و آه» عاشقان مکتب سالار شهیدان برگزار مى‏شود، نباید ما را از روح حماسى آن غافل سازد.



اگر یک نگاه اجمالى- ولى با دقّت- به تاریخ کربلا از روز نخست تا امروز بیفکنیم، شاهد تغییر فاحشى در برداشت‏هاى پیرامون این مکتب از این تاریخ خواهیم بود. در آغاز، عاشورا به صورت یک حماسه ظهور کرد؛ سپس فقط به صورت یک حادثه غم‏انگیز توأم با اشک و آه درآمد، و در قرن اخیر بار دیگر چهره آغازین خود را بازیافت، یعنى در میان سیل اشک و آه عاشقان مکتب حسینى، روح حماسى خود را نیز آشکار ساخت و توده‏هاى مسلمین را به حرکت درآورد.



شعارهاى انقلابى «هیهات منّا الذلّة» و «إنّ الحیاة عقیدة و جهاد» که برگرفته از تاریخ کربلا بود، در کنار اشعار پر اشک و آه محتشم:



در بارگاه قدس که جاى ملال نیست سرهاى قدسیان همه بر زانوى غم است‏

جنّ و ملک بر آدمیان نوحه مى‏کنند گویا عزاى اشرف اولاد آدم است‏



چرخشى را در افکار خطبا و شعرا و مدّاحان پدید آورد و ضمن عزادارى با ارزش سنّتى- که هرگز نباید فراموش شود- ابعاد حماسه کربلا نیز تشریح گردید. این حماسه مخصوصاً در انقلاب ى و برنامه‏هاى حزب اللَّه جنوب لبنان و اخیراً در عاشوراها و اربعین‏هاى عراق نقش بسیار مؤثّرى ایفا کرد، و نداى «کلّ أرض، أرض‏کربلا» و «کلّ یوم عاشورا» در فضاى کشورهاى ى طنین انداز شد.


ادامه مطلب
برچسب ها : چگونه عزاداری کنیم؟ - کربلا ,حماسه ,تاریخ ,مکتب ,کنیم؟ ,عزاداری ,چگونه عزاداری ,عزاداری کنیم؟ ,تاریخ کربلا ,عاشقان مکتب ,چگونه عزاداری کنیم؟
چگونه عزاداری کنیم؟ کربلا ,حماسه ,تاریخ ,مکتب ,کنیم؟ ,عزاداری ,چگونه عزاداری ,عزاداری کنیم؟ ,تاریخ کربلا ,عاشقان مکتب ,چگونه عزاداری کنیم؟
مداحی (شور) زیبای حاج حسین سیب سرخی(الحمدلله نوکرتم عبدالله )

مداحی (شور) زیبای حاج حسین سیب سرخی(الحمدلله نوکرتم عبدالله )






دریافت




باذکر صلوات

برچسب ها : مداحی (شور) زیبای حاج حسین سیب سرخی(الحمدلله نوکرتم عبدالله ) - ,الحمدلله نوکرتم ,سرخی الحمدلله , مداحی ,سرخی الحمدلله نوکرتم
مداحی (شور) زیبای حاج حسین سیب سرخی(الحمدلله نوکرتم عبدالله ) ,الحمدلله نوکرتم ,سرخی الحمدلله , مداحی ,سرخی الحمدلله نوکرتم
اعتراف معاویه به شایستگی علی اکبر (ع)


اعتراف معاویه به شایستگی علی اکبر (ع)



حضرت علی اکبر (ع) فرزند حسین بن علی بن طالب(ع) و لیلی بنت مرة بن عروة بن مسعود ثقفی ، در اوایل خلافت عثمان بن عفان، یازدهم شعبان سال 33 هجری قمری در مدینه به دنیا آمد و در سن 28 سالگی در کربلا به شهادت رسید.

از نظر وجاهت وزیبایی، ملاحت و دلربایی، شبیه ترین مردم به رسول خدا(ص) بود. همچنین دارای صورت و سیرتى جذاب و طبع بلند، منظره ملیح، داراى ادب و تربیت بى نظیر، و پیوسته با خضوع و خشوع و با صلابت و بزرگوار بود.
علی اکبر همچنین دارای صدای خوشی بود به گونه ای که گاهی که اباعبداللّه الحسین(ع) برای صوت قرآن جدّ عزیزش دلتنگ می‏شد، به علی می‏فرمود: "علی جان! برایم قرآن بخوان تا از آن لذت و بهره برم."

ادامه مطلب
برچسب ها : اعتراف معاویه به شایستگی علی اکبر (ع) - اکبر ,همچنین دارای ,اعتراف معاویه
اعتراف معاویه به شایستگی علی اکبر (ع) اکبر ,همچنین دارای ,اعتراف معاویه
چند مداحی زیبا از حاج سید محمدرضا طاهری به مناسبت شروع ماه عظیم محرم الحرام


چند مداحی زیبا از حاج سید محمدرضا طاهری به

مناسبت شروع ماه عظیم محرم الحرام





دریافت
دوباره اومد محرم



دریافت
حی علی العزا





دریافت
شد محرم




دریافت
صدای مادرونه


باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

ماس دعا

برچسب ها : چند مداحی زیبا از حاج سید محمدرضا طاهری به مناسبت شروع ماه عظیم محرم الحرام - محرم الحرام ,عظیم محرم ,مناسبت شروع ,محمدرضا طاهری ,مداحی زیبا
چند مداحی زیبا از حاج سید محمدرضا طاهری به مناسبت شروع ماه عظیم محرم الحرام محرم الحرام ,عظیم محرم ,مناسبت شروع ,محمدرضا طاهری ,مداحی زیبا
گاهی استغفار کن...


گاهی استغفار کن...



گاهی
اگر دعایت مستجاب نشد
برو گوشه ای بشین ...
زانو هایت را بغل بگیر
و یک دل سیر گریه کن ...


شاید لازم باشد میان گریه هایت بگویی:

اَللّهُمَّ اغْفِرْلىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعاَّءَ


خدایا ببخش آن گناهم را که دعایم را حبس کرده است

منبع: elyacin.parsiblog.com


برچسب ها : گاهی استغفار کن... - گاهی استغفار
گاهی استغفار کن... گاهی استغفار
احادیثی از علی (ع) درباره بردباری



احادیثی از علی (ع) درباره بردباری


- ارزش بردباری
لا عِزَّ کَالْحِلْمِ.(1)
هیچ عزت و سربلندیى همچون حلم و بردبارى، نیست.


- پوشاننده عیوب
الْحـِلْمُ غـِطـَاءٌ سـَاتـِرٌ، وَالْعـَقـْلُ عـُسـَامٌ قـَاطـِعٌ. فـَاسـْتـُرْ خـَلَلَ خـُلُقـِکَ بـِحِلْمِکَ وَ قَاتِلْ هَوَاکَ بِعَقْلِکَ.(2)
حـلم پـرده اى است پوشنده و عقل شمشیرى است برنده، بنابراین، عیوب اخلاقى ات را با حلمت بپوشان، و هوس هاى سرکشت را با عقلت بکش.


- نقش ارزنده حلم
مَنْ حَلُمَ... عاشَ فِى النّاسِ حَمیداً.(3)
آن که حلم ورزد در میان مردم با ستایش [و خوشنامى ] مى زید.


- بردبارى در برابر سبک مغزان
وَ بِالْحِلْمِ عَنِ السَّفِیهِ تَکْثُرُ الاَْنْصارُ عَلَیْهِ.(4)
نخستین عوضِ بُردبار از بردبارى خود، آن بود که مردم در برابر نادان یار او بوند.


-محصول بردبارى و متانت
الْحِلْمُ وَالاَْنَاةُ تَوْاءَمَانِ یُنْتِجُهُما عُلُوُّ الْهِمَّةِ.(5)
بردبارى و متانت، فرزندان دوقلویى هستند که از همت بلند زاده شده اند.


- خویشتن دارى به هنگام خشم
وَاحْلُمْ عِنْدَ الْغَضَبِ.(6)
هنگام خشم ، خویشتن دار باش.


- شرط ریاست
اَلْحِلْمُ رَاءْسُ الرِّیاسَةِ.(7)
بردبارى سر[لوحه ] ریاست است.

----------------------------------

پی نوشت
1ـ نهج البلاغه ، ح 1، ص 1139.
2ـ همان ، ح 416، ص 1285.
3ـ همان ، ح 30، ص 1100.
4ـ همان ، ح 215، ص 1185.
5ـ نهج البلاغه ، ح 452، ص 1297.
6ـ همان ، ح 69، ص 1067.
7ـ شرح غررالحکم ، ج 1، ص 197

منبع: moudeomam.com



برچسب ها : احادیثی از علی (ع) درباره بردباری - بردبارى ,درباره بردباری
احادیثی از علی (ع) درباره بردباری بردبارى ,درباره بردباری
نام المؤمنین علی (ع) در قرآن آمده است


نام المؤمنین علی (ع) در قرآن آمده است



در قرآن کریم به وضوح نام المؤمنین علی (ع) در قرآن آمده است.

در آیه 84سوره شعراء حضرت ابراهیم از خدا درخواست میکند که

وَاجْعَل لِّی لِسَانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ (84)(و برای من زبانی راستگو ، و دعوت کننده ای راستین ، در میان آیندگان قرار ده.)


و خداوند در سوره مریم جواب دعای حضرت را مستجاب اعلام میکند آیه 50 سوره مریم

وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِیًّا

و از رحمت خود به آنها بخشیدیم وبرای آنها علی را «لسان صدق»ی قراردادیم»


متاسفانه، اغلب مفسران اهل سنت، به ویژه در زمان بنی امیه و بنی عباس، عبارت «لِسَانَ صِدْقٍ عَلِیّاً» را به صورت «ثناءا حسناً»[4] تفسیر کرده که معنای آیه این می شود که «برای آنها مدح نیکویی قرار دادیم». بعدها این تفسیر شیوع پیدا کرده و در برخی تفاسیر شیعه هم به عنوان تنها معنای آیه وارد شده است. اما چنین تفسیری چه اندازه قابل دفاع است؟

انی که چنین تفسیری ارائه داده اند، (یعنی «علی» را نه اسم حضرت، بلکه به معنای لغوی آن مد نظر قرار داده اند) در تحلیل نحوی، «علی» را صفت (نعت)[5] برای «لسان صدق» ویا حال[6] قلمداد کرده و بر همین اساس بوده که آن را به «ثناء حسن» ترجمه کرده اند؛ مثلا محیی الدین درویش می گوید: «و لسان صدق هو المفعول الاول و علیًّا صفة للسان و هو الثناء الحسن کما سیأتی فی باب البلاغة»[7]

ادامه مطلب
برچسب ها : نام المؤمنین علی (ع) در قرآن آمده است - قرآن ,معنای ,صِدْقٍ ,آمده , المؤمنین ,قرآن آمده ,چنین تفسیری ,لِسَانَ صِدْقٍ ,سوره مریم
نام المؤمنین علی (ع) در قرآن آمده است قرآن ,معنای ,صِدْقٍ ,آمده , المؤمنین ,قرآن آمده ,چنین تفسیری ,لِسَانَ صِدْقٍ ,سوره مریم
ماجرای مباهله نجران که بین (ص) و یان صورت گرفت چگونه بوده است؟


ماجرای مباهله نجران که بین (ص) و یان صورت گرفت چگونه بوده است؟




اِنَّ مَثَلَ عیسی عِنْدَ اللّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ* الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلا تَکُنْ مِنَ الْمُمْتَرینَ* فَمَنْ حآجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جآءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْنآءَنا وَ أَبْنآءَکُمْ وَ نِسآءَنا وَ نِسآءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَی الْکاذِبین
) سوره آل عمران آیات 59 - 61(

بی‏ شک داستان عیسی نزد خدا مانند داستان آدم است که او را از خاک آفرید سپس به او گفت: باش پس موجود شد. حق از سوی پروردگار توست پس، از شک‏کنندگان نباش. پس هر با تو درباره او (عیسی) پس از دانشی که بر تو آمده ستیز کند،
پس بگو: بیایید فرزندان ما و فرزندان شما و ن ما و ن شما و جانهای ما و جانهای شما را بخوانیم سپس مباهله (دعا و زاری) کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار بدهیم.

قرآن مجید با صراحت به (ص) دستور می دهد، در مقابل انی که با استدلال و مذاکره قانع و تابع نمی شوند راه مباهله را پیش گیرد.[۱]
مباهله چیست؟ در اصل به معنی رها از قید و بند و در دعا به معنی تضرع و واگذاری کار، به خداست و از نظر مفهوم متداول در آیه فوق به معنی نفرین دو نفر به یکدیگر است، افرادی که درباره مسأله مهم مذهبی گفت­و گو دارند در یک جا جمع می شوند و به درگاه خداوند تضرع می کنند و از او می خواهند که دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند.[۲]
ادامه مطلب
برچسب ها : ماجرای مباهله نجران که بین (ص) و یان صورت گرفت چگونه بوده است؟ - مباهله ,معنی ,مِنْ ,عیسی , ,چگونه بوده ,بوده است؟ ,گرفت چگونه ,صورت گرفت ,مباهله نجران ,ماجرای مباهله نجران
ماجرای مباهله نجران که بین (ص) و یان صورت گرفت چگونه بوده است؟ مباهله ,معنی ,مِنْ ,عیسی , ,چگونه بوده ,بوده است؟ ,گرفت چگونه ,صورت گرفت ,مباهله نجران ,ماجرای مباهله نجران
عوامل توکل برخدا کدامند؟


عوامل توکل برخدا کدامند؟



چه چیزهایی باعث توکل ن می شود؟ و چگونه می توان توکل کرد؟
یکی از مفاهیم عام در اخلاق ی که ناظر به صفتی نفسانی و بیانگر رابطه ای خاص میان انسان و خداوند است، مفهوم « توکل » است. توکل، منزلی از منازل سالکین الی الله و مقامی از مقامات موحدین است و از بالاترین درجات اهل یقین است. [1] [2]


توکل، عبارت است از اعتماد و اطمینان قلبی بنده در جمیع امور خود به خدا، و حواله همه کارهای خود را به او و تکیه بر حول و قوه الهی نمودن.[3]


اکرم (ص) فرمود: «از جبرئیل (ع) پرسیدم: توکل چیست؟ پاسخ داد: آگاهی به این واقعیت که مخلوق، نه زیان می رساند و نه عطا و منعی دارد، و اینکه چشم از دست و سرمایه مردم برداری؛ هنگامی که بنده ای چنین شد جز برای خدا کار نمی کند و به غیر او امیدی ندارد، و اینها همگی حقیقت و مرز توکل اند».[4]


این صفت با ارزش آثار بسیار مثبتی در زندگی انسان دارد و شایسته است که همه ما با فراهم آوردن اسباب و عوامل آن از آثار و برکات توکل بهره مند شویم.

ادامه مطلب
برچسب ها : عوامل توکل برخدا کدامند؟ - توکل ,عوامل ,برخدا کدامند؟ ,توکل برخدا ,عوامل توکل ,توکل برخدا کدامند؟
عوامل توکل برخدا کدامند؟ توکل ,عوامل ,برخدا کدامند؟ ,توکل برخدا ,عوامل توکل ,توکل برخدا کدامند؟
سطحی نگری و تئوریزه نافرمانی از ولایت، غدیر را به غیبت ختم کرد!


سطحی نگری و تئوریزه نافرمانی از ولایت، غدیر را به غیبت ختم کرد!


تبیین و تحلیل علل عقب گرد جامعه ی از غدیر به غیبت

برای پاسخ به این سوال توجه به چند نکته لازم است؛ نخست اینکه مهم ترین مسئله ای که در صدر موجب شد ولایت مداری و عهد بستن با المومنین علیه السلام و اطاعت از ایشان نادیده گرفته شود، «نوع نگاه به رس » بود. برخی بسیار سطحی نگرانه از کنار رس رسول خدا صل الله علیه وآله گذشتند. یعنی تصور د همین که رسول خدا(ص) را دوست داشته باشند و در زمان حیات (ص) با ایشان باشند و به سخنان حضرت(ص) گوش فرا دهند، دین شان کامل است و مسئولیت دیگری ندارند.

بسیاری از این افراد دین شان بند به شخص رسول الله(ص) بود؛ یعنی تا وقتی رسول خدا صل الله علیه وآله در میان آنان بودند، ایمان آنها هم پابرجا و استوار بود و وقتی _ص) در میان آنها نبود ایمان شان فروکش می کرد. به عنوان مثال در جنگ احد تا زمانی که شایعه کشته شدن رسول خدا صلوات الله علیه وآله در میان نبود، همه خوب می جنگیدند اما همین که شایعه کشته شدن حضرت(ص) پخش شد بسیاری از افراد پا به فرار گذاشتند و حتی گفتند «بهتر است پیش عبدالله بن اُبَی برویم که نزد ابوسفیان برای ما وساطت کند تا به خاطر این مدتی که مسلمان بوده ایم کاری با ما نداشته باشد.» یعنی به یکباره فروغ ایمان در دل آنها از بین می رفت.

ادامه مطلب
برچسب ها : سطحی نگری و تئوریزه نافرمانی از ولایت، غدیر را به غیبت ختم کرد! - رسول ,الله ,علیه ,میان ,یعنی ,وآله ,الله علیه ,علیه وآله ,شایعه کشته ,ولایت، غدیر ,تئوریزه
سطحی نگری و تئوریزه نافرمانی از ولایت، غدیر را به غیبت ختم کرد! رسول ,الله ,علیه ,میان ,یعنی ,وآله ,الله علیه ,علیه وآله ,شایعه کشته ,ولایت، غدیر ,تئوریزه
ولادت موسی کاظم علیه السلام مبارکباد


ولادت موسی کاظم علیه السلام مبارکباد


سفر حج به پایان رسیده بود. صادق (ع) و همراهان در راه بازگشت به مدینه بودند. به (ع) خبر دادند که وضع حمل همسرتان نزدیک است. (ع) با شادمانی به سوی خیمه همسرشان حمیده رفتند تا اولین زائر آن نو رسیده باشند. پدر با شادمانی فرزند را در آغوش گرفت و در گوش راست اذان و در گوش چپش اقامه گفت. سپس به سوی اصحاب بازگشت و با شادمانی فرمود: «خداوند پسری به من مرحمت کرده که بهترین مخلوق خداست. به هوش باشید، به خدا سوگند که او س رست شماست».
کاروان به سمت مدینه حرکت کرد. صادق (ع) پس از ورود به شهر ، به منظور گرامی داشت نوزاد خجسته اش ، سه روز به مردم طعام داد و پیروان آن حضرت، گروه گروه برای عرض تبریک و شرکت در جشن و سرور به محضر آن بزرگوار شرفیاب می شدند.[1]

به نظر می رسد که روستای ابواء واقع در بین مکه و مدینه بیش از سایر اماکن قافله های حجاج اهل بیت را به سوی خود جلب می کرد زیرا آرامگاه مادر آمنه دختر وهب در آنجا قرار داشته است.
در راه بازگشت از حج بیت الله الحرام (بحارالانوار، ج 48، ص 4، المحاسن، ج 2، ص 418) قافله ابو عبدالله الصادق (علیه السلام) در این روستا توقف کرد. آن روز بنابر مشهورترین روایات 7 صفر سال 128 هـ .ق بود که برای میهمانانش سفره غذا گسترده بود که پیکی از جانب نش به سوی او آمد تا مژده ولادت خجسته فرزندش را به وی برساند.

ادامه مطلب
برچسب ها : ولادت موسی کاظم علیه السلام مبارکباد - ,شادمانی ,مدینه ,علیه ,ولادت ,السلام ,علیه السلام ,السلام مبارکباد , صادق ,کاظم علیه , موسی ,علیه السلام مبارکباد
ولادت موسی کاظم علیه السلام مبارکباد ,شادمانی ,مدینه ,علیه ,ولادت ,السلام ,علیه السلام ,السلام مبارکباد , صادق ,کاظم علیه , موسی ,علیه السلام مبارکباد
گاهی استغفار کن...


گاهی استغفار کن...




گاهی
اگر دعایت مستجاب نشد
برو گوشه ای بشین ...
زانو هایت را بغل بگیر
و یک دل سیر گریه کن ...


شاید لازم باشد میان گریه هایت بگویی:
اَللّهُمَّ اغْفِرْلىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعاَّءَ

خدایا ببخش آن گناهم را که دعایم را حبس کرده است

منبع: elyacin.parsiblog.com


برچسب ها : گاهی استغفار کن... - گاهی استغفار
گاهی استغفار کن... گاهی استغفار
اعمال روز عید غدیر


اعمال روز عید غدیر


برچسب ها : اعمال روز عید غدیر
اعمال روز عید غدیر
واقعه مهم غدیر


واقعه مهم غدیر


روز هجدهم ذی الحجه از بزرگ ترین اعیاد شیعیان است.

بنابر روایات در روز هجدهم ذی حجه سال دهم هجرت اکرم(ص) به دستور خدا علی(ع) را به مقام خلافت و ت منصوب کرد.

واقعه غدیر در سفر حجة الوداع سال دهم هجری و در سرزمین غدیر خم روی داد.

در احادیث شیعه تع ری هم چون عیدُاللهِ الاکبر (بزرگ ترین عید الاهی)، [۱] عید اهل بیت محمد(ص)،[۲] و اشرف الاعیاد (والاترین عید)[۳] برای این روز به کار رفته است.

شیعیان در سراسر جهان این روز را جشن گرفته، مراسم مختلفی در گرامی داشت آن برگزار می کنند.

در قرون اخیر برگزاری این جشن از شعائر شیعه محسوب می شود.



ماجرای غدیر

سفر حج
بنابر روایات، (ص) در ۲۴ یا ۲۵ ذیقعده سال دهم هجری همراه هزاران نفر برای ادای مناسک حج از مدینه به طرف مکه حرکت کرد (برخی این تعداد را تا ۱۲۰ هزار نفر هم گفته اند).[۱] این سفر رسول خدا (ص)، حجة الوداع، حجة ال و حجة البلاغ نامیده می شود. در آن ماه علی(ع) برای تبلیغ در یمن بود و هنگامی که از تصمیم (ص) برای سفر حج آگاه شد، همراه عده ای به سمت مکه حرکت نمود و پیش از آغاز مناسک، به رسول خدا (ص) پیوست.[۲] اعمال حج پایان یافت و (ص) همراه مسلمانان مکه را ترک و به طرف مدینه حرکت کرد.

ادامه مطلب
برچسب ها : واقعه مهم غدیر - غدیر , ,واقعه
واقعه مهم غدیر غدیر , ,واقعه
ولادت علی النقی (علیه السلام)


ولادت علی النقی (علیه السلام)



خجسته سالروز میلاد باسعادت و سراسر خیر و برکت
دهمین پیشوای هدایت؛ حضرت علی بن محمد النقی الهادی ( علیه السلام )
را تبریک و شادباش عرض می نماییم.

چکیده ای از زندگینامه علی النقی (ع)
نام : علی
لقب : هادی ، نقی
کنیه : ابوالحسن
نام پدر : محمد ( حضرت جواد (ع) )
نام مادر : سمانه مغربیه
تاریخ ولادت : 15 ذی الحجه سال 212 هجری قمری
محل ولادت : مدینه طیبه
مدت عمر شریف : ۴۲ سال

مدت ت : 33 سال

تعداد فرزندان : 4 پسر و 1 دختر
تاریخ شهادت : 3 ماه رجب سال 254 هجری
علت و نحوه شهادت : طعام زهر آلود
نام قاتل : متوکل عباسی
محل دفن : سامراء

ولادت علی النقی (ع)
هادی(ع) در روستای صریا که در یک فرسخی مدینه قرار داشت، در روز ، نیمه ذی الحجه دیده به جهان گشود. پدر بزرگوارش نام او را علی نهاد.

پیش از آنکه هادی(ع) به ت برسد، پدرش، جواد(ع) در فرصت های مناسب به ت و جانشینی او تصریح کرده بود. برای مثال، آن هنگام که در سال 220 هجری از مدینه به سوی بغداد می رفت، یکی از یاران حضرت به نام اسماعیل بن مهران پرسید: بعد از شما کیست؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: «امر ت پس از من به عهده پسرم علی ( هادی) است».

ادامه مطلب
برچسب ها : ولادت علی النقی (علیه السلام) - ,ولادت ,النقی ,حضرت ,هادی , ت , هادی ,ولادت ,علیه السلام ,النقی علیه , جواد
ولادت علی النقی (علیه السلام) ,ولادت ,النقی ,حضرت ,هادی , ت , هادی ,ولادت ,علیه السلام ,النقی علیه , جواد
بی توجهی به دعا


بی توجهی به دعا


برچسب ها : بی توجهی به دعا
بی توجهی به دعا
اعمال روز عید قربان


اعمال روز عید قربان



روز عید قربان است که بسیار شریف است، و اعمال آن چند چیز است:

اوّل: غسل، که در این روز مستحبّ مؤکدّ است، و بعضى از علما آن را واجب دانسته اند.


دوّم: عید، به همان صورت که در عید فطر ذکر شد، اما در این روز، مستحبّ است پس از از گوشت قربانى افطار شود.


سوم: خواندن دعاهایى که پیش از عید و بعد از آن وارد شده، و آن دعاها در کتاب «اقبال» آمده و شاید بهترین دعاهاى این روز، دعاى چهل وهشتم صحیفه کامله سجادیه باشد، که اوّل آن: «اللّهمّ هذا یوم مبارک» است، و دعاى چهل وششم: «یا من یرحم من لا یرحمه العباد» را نیز بخواند.

ادامه مطلب
برچسب ها : اعمال روز عید قربان - ,است، ,قربان
اعمال روز عید قربان ,است، ,قربان
به روز شده ها
اتفاقی
با توجه به اهمیت محتوای سایت خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج در سایت را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است یاسمین فقط منتشر کننده مطالب با ذکر منبع بوده و هیچ گونه مسولیتی در خصوص مطالب نشر داده شده ندارد.
All rights reserved. © Yasamin 2016-2017