مصاحبه با خبرآنلاین

فکر نکنیم هر مخالفی قصد ساقط ما را دارد

 

مشاور آیت الله هاشمی رفسنجانی یک دلیل عمده برای شکل گیری ات این روزهای مردم در برخی از ای کشور برمی شمارد و آن اینکه مردم می خواهند صدای اعتراض شان را به گوش مسئولان نظام برسانند.

 a

رضوانه رضاییپور: از روزی که از مشهد خبر رسید که عدهای در آستانه ورود معاون اول رییس جمهوری به این شهر، خود را به صفوف معترضان رساندند تا از دغدغه های مالی خود نزد او شکایت ببرند، پنج روز می گذرد. اما این اعتراضات نه با سفر اسحاق جهانگیری پایان یافت و نه به همان یک شهر محدود شد. در برخی ای کشور اتی برگزار شد که اتفاقا اینبار خیلی ها آن را حق مسلم مردم دانستند و از آن به عنوان تلنگری برای شنیده شدن صدای مردم یاد د. 

در روزی که در کافه خبر خبرآنلاین میزبان غلامعلی رجایی، مشاور آیت الله هاشمی رفسنجانی رییس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام بودیم، ابتدا به سراغ مسائل روز کشور رفتیم.  ات مردمی شروع گفتگوی ما با رجایی بود. او با تحلیل از وضعیت موجود جامعه ایرانی، دلایل جالبی را برای خلق چنین پدیده هایی مطرح کرد. او این ات را «پیشامد منتظره» خواند تا از همین اصل به همه نواقصی برسد که در رفتارشناسی نظام با آن روبهرو هستیم. رجایی معتقد است که یک ایرانی جایی را برای خالی اعتراضات و مخالفتهایش حتی با نظام را برای خود نمیبیند. 

مشاور آیت الله تربیت مردم و رفتار اعتراضی آنان را نیز نقد کرد. او معتقد است که ابراز مخالفت در چه در دوران جنگ و چه پس از آن تمرین نشده است. کما اینکه پیش از انقلاب هم اینگونه بوده است. مردم نمیدانند کجا مخالفتشان را بروز دهند.

رجایی در بخش های دیگری از صحبت های خود به واکاوی شکل گیری این ات در کشور پرداخت. او شروع این اتفاق را سازماندهی شده ندانست و آن را در ادامه اعتراضات متضرران موسسات مالی و اعتباری خواند اما، ادامه دار شدن این ات و به تبع آن شعارهای ساختارشکنانه ای که به سمت مسئولان عالی نظام سوق پیدا کرد را برنامه ریزی شده می داند. 

البته او معتقد است که بخشی از جامعه میخواهند دیده شوند و می گوید: اگر جامعه چنین تقاضایی دارد باید آن را ببینیم. نه اینکه آن را تهدید حساب کرده و بخواهیم با آن برخورد کنیم. باید از خشونت پرهیز کنیم.

 در ادامه بخش اول از گفتگوی خبرآنلاین با غلامعلی رجایی را بخوانید:

در مورد ات اخیر در برخی از ای کشور، تحلیل های مختلفی وجود دارد. اعم از اینکه این ات با ی ری برنامه ریزی های داخلی صورت گرفته است و موج آن به ای دیگر کشیده شد و اینکه در درجه اول هدف معترضان نقد ت بود اما یکباره به سمت کلیت نظام سوق پیدا کرد. تحلیل شما از اتفاقات اخیر چیست؟

من این جریان را یک پیشامد منتظره می دانم. یعنی باید انتظار چنین حرکاتی را داشت. به دلیل اینکه ما در هر نظام باید یک منافذی را برای وج پیش بینی کنیم. در هیچ خانه ای فقط در ورودی وجود ندارد. حتما دری هم برای وج هست. انی منتقدند و معترض و انی هم هستند که با اصل نظام مشکل دارند. اینها کجا باید حرفهای خود را بزنند؟ ما حقیقتا این موضوع را پیش بینی نکرده بودیم.

جامعه مشکلات موجود در کشور را درون خود می ریزد، تجربه اجتماعی و ما هم نشان میدهد که وقتی چیزی به درون ریخته می شود وما در همان داخل نمی ماند و به بیرون هدایت می شود. بنابراین چون اینگونه رفتارها غیرطبیعی است، هاضمه جامعه آن را پس می زند. ملت ایران ملت آزاد ش، خواه و مختار است، مثل خیلی از ملتهای دیگر. خدا انسان را آزاد خلق کرده است اما همین انسان جایی را برای خالی اعتراضات و مخالفتها حتی با خود نظام نمیبیند. 

ما همواره برای تخلیه غم هایمان جا داشتیم. مردم به هیاتهای عزاداری می روند و تا صبح می زنند و گریه می کنند، روضه می خوانند و عزاداری می کنند. اما برای شادی هایمان جایی برای تخلیه نداریم. حتی اگر مردم بیایند و یک جایی جمع شوند و به یکدیگر آب بپاشند، خیلی ها می گویند این کار سبک چیست؟! در صورتیکه ما در تمام دنیا جاهایی را داریم که مردم هروقت خواستند می توانند احساسات و هیجانات خود را تخلیه کنند. این هیجان هم اگرچه بیشتر متعلق به جریانات است، اما شامل سایر مردم هم می شود. 

در اسپانیا می بینید که مردم یک شهر می آیند و به سمت یکدیگر گوجه پرتاب می کنند و شهرداری هم همان شب خیابانها را تمیز می کند و فردا هم همه قبراق، سر کارهای خود می روند. به جایی هم برنمی خورد. ی نمی گوید شما نظم شهر را برهم زده اید. خودشان اجازه می دهند که یک روز نظم شهر از میان 365 روز نادیده گرفته شود و بعد از آن وضعیت به روال عادی بازگردد. ی هم این اقدامات را مخالف با سیستم نمی داند.

 

چگونه می توان و باید چنین هایی را برای مردم ایران در نظر گرفت تا کمتر شاهد سرباز غیر مترقبه اعتراضها باشیم؟

 به نظرم در ارتباط با های قبل از اینکه مجبور شویم اختیاراتی را به مردم بدهیم، خود آنها باید اختیاراتی را از خود داشته باشند. مثلا مخالفت های خود را بنویسند و بیان کنند. ما فراموش نکردیم که در دوره آغازین انقلاب یک دیدگاه این بود که مار یست ها به قم بروند و تدریس کنند. یعنی یک مار یست به دیگران شههای مار را درس بدهد. کما اینکه سروش و برخی دیگر می رفتند و دیدگاههای خودشان را بیان می د. 

در برخورد با شه ها و مواجهه با این اتفاقات، نباید فکر کنیم که هر که در مخالفت با ما حرف زد، قصد ساقط ما را دارد. وما هر مخالفی کارش به سقوط و اسقاط کشاندن نیست. چون اصولا برخی انگیزه این کار را ندارند و برخی هم از توانایی لازم برخوردار نیستند و آنهایی هم که در میدان هستند، سیستم امنیتی ما را در مقابل خود می بینند که به قدر کافی قوی هستند.

 

 

اعتقاد من این است که سیستم امنیتی ما از زمان شاه هم قویتر است و به راحتی می تواند این گونه مسائل را جمع کند. حتی اگر تعقل بهتری وجود داشت، توان این را داشتند که فضای سال 88 را بتوانند به راحتی از کف خیابان جمع کنند تا مسائل بعدی پیش نیاید. 

مردم یک سری اعتراضاتی را داشتند و دارند و باید آن را بروز دهند. پس ما باید یک جاهایی را برای حرف زدن مردم پیش بینی کنیم. فرض کنید که در لندن مردم می روند در "های پارک" نطق می کنند و در مورد همه موضوعات حرف می زدند. در مورد دین، خدا، سیاست، مذهب و حتی کشور خودشان و بعد می روند به دنبال کار خود. ی هم به آنها نمی گوید که چرا حرفهای ساختارشکنانه می زنید. اما ما این موضوع را در کشور خودمان پیش بینی نکردیم.

 نکته مهم دیگر اینکه ما تمرین اظهار مخالفت در نکرده ایم، هم در دوران جنگ و هم پس از آن. کما اینکه پیش از انقلاب هم اینگونه بوده است. مردم اینکه کجا مخالفت خود را بروز دهند، را تمرین نکردهاند. ما باید این فرصت ها را ایجاد می کردیم. این فرصت ها از خانه، مسجد، مدرسه شروع می شود. به یاد داشته باشید که سیستم تبلیغی ما "منبر" یعنی متکلم وحده است. طرف می نشیند و یک طرفه حرف می زند و کار مردم هم این است که در دقایق پایانی آمین بگویند. در سیاست نمی توان اینچنین رفتار کرد. چون با این خط مشی مردم ورزیده نمی شوند و اگر منتقد هم باشند آن را به داخل خود می ریزند و بعدها به شکلی آن را بیرون می دهند. اینجا هم بیرون داده شد و خوب هم شد که بیرون داده شد، تاحداقل مسئولین دست اندرکار مسائل و مشکلات را بفهمند.

این موضوع یک جایی باید سرباز می کرد. هیچ نظامی بخصوص نظام ما از حرف زدن مردم ضعیف و ساقط نمی شود. بلکه از حرف نزدن است که ضربه می خورد. این را باید بدانیم و به مفاهمه برسیم. به درک برسیم. جامعه غیرمستقیم می گوید که من را ببینید، من را بشنوید اما چون تمرین نکرده و مشق ننوشته اعتراضات خود را اینگونه نشان می دهد. مثل اینکه جلوی ی دفتر مشق می گذارید ولی بجای اینکه الفبا بنویسد، آن را خط خطی کند. به نظر من این ات از این جهت که درسی به مسئولین داده که خیال نکنند در جامعه خبری نیست، اتفاق خوبی است و به نظر می رسد که خیلی ها هم موافق این تحلیل هستند. به نظر من دستاورد مثبت این ات همین بود. جامعه هم احساس کرد که می تواند حرفش را بزند.

البته تندروی هایی هم در این زمان شد؛ همچون حمله به اموال عمومی، آتش زدن اتوبوس ها، بانکها و دفاتر برخی ون که کارهای غیرقابل توجیهی است. اگر این جریان، صرفا یک جریان خاص اقتصادی بود به اینجاها کشیده نمی شد. موسسات اقتصادی مشکل اصلی هستند اما شعارها علیه حکومت و حاکمیت داده می شود. من این را رد نمی کنم که ممکن است در جایی این ات هدایت شده باشند و شعارها از قبل تعیین شده باشد، اما ادامه یافتن این قضیه می تواند بخشنامه ای باشد.

 یعنی اصل شکل گیری این ات را خودجوش می دانید؟

 بله اما ادامهدار شدن آن را خودجوش نمی دانم. ببینید این ات که همیشه بود. خودم زمانی که در مجمع تشخیص مصلحت کار می هر چند وقت یکبار میدیدم که 300 نفر میآمدند و در پیادهرو روبروی دادگستری مینشستند و ی هم کاری به ی نداشت. آنها با خودشان نوشته و پلاکارد می آوردند و بعد هم میرفتند. آنها گاهی تا سه روز مینشستند تا بگویند که ما را ببینید. من در ابتدای امر فکر می که این ات هم تکرار همان اعتراضات قبل بود. مردم نسبت به موسسات مالی و اعتباری اعتراض داشتند که آن هم باید واکاوی شود. 

نباید فراموش کنیم که در تهای قبلی حتی برای برگزاری مراسم ختم برخی از ون هم مجوز نمی دادند. من حتی طی نامه ای عنوان که در مراسمهای ختم می خواهند قرآن بخوانند، اما شما اجازه برگزاری نمی دهید! امسال اما شا ار د و بعد از سالها برای برگزاری مراسم سالگرد فوت مرحوم فروهر مجوز صادر د. 

نمی دانم آقای سیف دیگر باید چکار کند، تا عوض شود؟ این همه موسسات بطور قارچ گونه سبز شد و پول مردم را جمع د و خوردند و بردند. یک مورد در خصوص بستگان من اتفاق افتاد. او 40 سال بود و از چهره ماندگاری بود و حاصل چهل سال معلمی در را به موسسه ای داد اما سرانجام پولهایش را بردند. مردم حق دارند که مطالبه کنند، بیایند و جمع شوند. این ات هم در ابتدا رنگش با ماههای قبل تفاوت نمی کرد. تفاوتی که پیدا کرد از این جهت بود که عده ای سوار این موج شدند. تیپ هایی که ما در این ات می بینیم، جوان هستند و نمی توانند مالباخته باشند. بعضا شعارهایی را هم که سر می دهند در مورد موسسات مالی نیست.

چقدر چنین اعتراضاتی را منتج به نتیجه خوب و مورد نظر مردم می دانید؟

معتقدم که جریاناتی از این دست، به لحاظ اجتماعی جریانات بی فرجامی هستند. این جریان کوری است که نه لیدر دارد و نه می تواند مراحل آینده را پیش بینی کند و منتج به نتیجه ای شود. ی ری حرکات ت یبی انجام می شود و بعد هم جمع می شود. یک دوره فرازی هم دارد که ممکن است این روزها روزهای فراز آن باشد و بعد فرود بیاید. البته در این دوره باز هم ناشی گری شد و اسراییل و ترامپ و منافین آمدند و گفتند که این بار باید کار تمام شود! اما آنها که جنس کار و مخالفت های اجتماع را می بینند و می شناسند، می دانند که از این موج چیزی عاید نمی شود، جز اینکه ی ری هنجارها ش ته شود.

 بنابراین من اصل قضیه را به فال نیک می گیرم که باعث تنبه می شود. مثل اینکه مثلا یک فردی علایم بیماری را در خود ببیند و باعث شود که به پزشک مراجعه کند و به فکر درمان خود باشد. تا آن علایم بروز داده نشود آدم به فکر درمان خود نمی افتد. البته دلسوزان نظام پیش از این اتفاقات، این مسائل را گفته بودند اما طبق معمول توجهی به آن نشد. 

الان بخشی از جامعه گفت که ما باید دیده شویم و دیده هم شد. یک نمونه کوچک آن را در جریان حاج آقا قرائتی و آقای دوربینی دیدید. در واقع آقای دوربینی نمادی از یک بخش از جامعه ایرانی است که می خواهد دیده شود. این دیده شدن شان هم ضرری برای ی ندارد، نه برای من ناطق و نه ی که پیش آنها نشسته است. اما وقتی به این موضوع به عنوان یک معضل نگاه شود، حتما خطاست. بنابراین اگر جامعه در زمانی بگوید ما را ببینید، باید بگوییم که ما شما را می بینیم. نه اینکه آن را تهدید حساب کرده و بخواهیم با آن برخورد کنیم. ما باید از خشونت پرهیز کنیم.

 جریاناتی همچون ات اخیر در برخی ای کشور، به لحاظ اجتماعی جریانات بی فرجامی هستند. این جریان کوری است که نه لیدر دارد و نه می تواند مراحل آینده را پیش بینی کند و منتج به نتیجه ای شود.

در اتفاقاتی که در پاریس افتاد گاهی بخش هایی از این شهر آتش می گرفت اما خبری از مجروحیت در آن تظاهرات نمی شنیدیم. بنابراین پلیس باید خویشتن دار باشد تا این قضیه با تعقل جمع شود. البته به نظر من ی ری کارهای تعجیلی هم باید بشود. از جمله اینکه تکلیف موسسات مالی روشن شود. چون عمده بهانه برای ب ایی ات این است نه اصل نظام. این موضوع که روشن شد معترضان هم در شعار خلع سلاح می شوند. چون دیگر نمی خواهند به خیابان بیایند. البته ت هم اقداماتی در این مورد انجام داده و مبالغی هم به طلبکاران پرداخت شد اما باید این قضیه را عینی تر کنند تا این بهانه از دست معترضان گرفته شود.

 در اتی از این دست معمولا دو قطبی هایی شکل میگیرد، یا بین جناحین و یا فراتر از آنها. در حال حاضر این دو قطبی را چقدر واقعی میدانید؟

 واقعیت این است که یک عده به دلیل ناکارآمدی تها، بخصوص ت نهم و دهم اینچنین معترض شده اند. تصورم این است که با فرجامی که ت پیدا کرد و از لحاظ وضعیت ارز و روابط خارجی و تحریم ها و... دچار بحران شد قاعدتا نظام با یک بن بستی مواجه شد. درست همانند آنچه که برخی می گفتند؛ کشور تا لب پرتگاه برده شد. رییس جمهور مملکت به کشور خارجی می رفت و از او استقبال رسمی هم نمی شد. یعنی ترک پروتکل هم می شد. من فکر می کنم این مسائل و هایی که در ت شد، فضا را برای چنین اعتراضاتی فراهم کرد. قضیه بابک زنجانی، ماجرای دکل نفتی گمشده که همین هفته قبل دادگاه آن برگزار شد، همه این موارد دخیل هستند.

به هرحال مردم تلویزیون را نگاه می کنند و می بینند که معاون اول رییس جمهور می آید و می گوید که 7/2 میلیارد دلار از کشور خارج شده است و این را از سال 93 تاکنون تکرار می کند اما هیچ خبری هم از برگرداندن آن نیست. مردم هم می گویند که در این مملکت چه خبر است؟ به نظر من این اعتراضات به نوعی ع العمل نسبت به این کارها است. می خواهند بگویند که نظام هنوز هم نتوانسته کاری از پیش ببرد، با این که از نظر خودشان فردی مثل زنجانی مفسد فی الارض است. وقتی خودشان می گویند 4 با این فرد همکاری می کرده اند، پس چه مفسدی است که وزرای ت از او پشتیبانی می د؟ 


 همه اینها در ذهن مردم جمع شد و مردم نمره ناکارآمدی به مسئولان کشور دادند. اما اینکه در این ات بین ت و حاکمیت تفکیک شود، اشتباهی است که یک جریان کور آن را انجام می دهد. جوانان نیز تحریک شدند چون آنها قدرت تحلیل بالایی ندارند. اگر صدا و سیما اینقدر یک طرفه عمل نمی کرد و با حضور چند نفر آدم منتقد دلسوز از مشکلات مردم حرف می زد، در جامعه جا می افتاد که جایی در خود نظام این حرفها زده می شود. ولی صدا و سیما این کار را نکرد.

 نباید فکر کنیم که هر که در مخالفت با ما حرف زد، قصد ساقط ما را دارد. چون اصولا برخی مخالفان انگیزه این کار را ندارند و برخی هم از توانایی لازم برخوردار نیستند و آنهایی هم که در میدان هستند، سیستم امنیتی ما را در مقابل خود می بینند که به قدر کافی قوی هستند.

به نظر من بخشی از جامعه نمره ناکارآمدی به عملکرد نظام داده است، آن هم به دلیل خبرهایی است که اساسا درست است و این ات نیز نوعی پس زدن این ناکارآمدی است. اما اینکه بگوییم این ات از سوی بخش عمده ای از جامعه است و در واقع به «قطب» تبدیل شده، نه من این را قبول ندارم. بلکه صرفا جریانی است که نشان داد وجود دارد و باید جدی گرفته شود.

شما این ات را حق مردم می دانید و آن را به فال نیک می گیرید چون معتقدید که مقامات کشور متوجه وجود ای از مشکلات در کشور خواهند شد. اما معمولا مقامات حاضر به دادن مجوز برای برگزاری ات اعتراضی نمی شوند تا اعتراضات به درستی و قانونمند سازماندهی شوند و کار به اینجاها کشیده نشود. صدور مجوز چه تبعاتی دارد که معمولا از اعطای آن خودداری می شود؟

 فکر می کنم که یک درصدی از این رفتارها (عدم صدور مجوز) طبیعی است؛ به این خاطر که مجوز برگزاری برای یک محیط قابل کنترل، باید داده شود و ترسی هم در این زمینه نباید وجود داشته باشد. 

ولی نباید فراموش کنیم که در تهای قبلی حتی برای برگزاری مراسم ختم برخی از ون هم مجوز نمی دادند. من حتی طی نامه ای عنوان که در مراسمهای ختم می خواهند قرآن بخوانند، اما شما اجازه برگزاری نمی دهید! امسال اما شا ار د و بعد از سالها برای برگزاری مراسم سالگرد فوت مرحوم فروهر مجوز صادر د. بنابراین نوعی افراط و تفریط در این زمینه همواره وجود داشته است.

همواره برای تخلیه غم هایمان جا داشتیم. مردم به هیاتهای عزاداری می روند و عزاداری می کنند. اما برای شادی هایمان جایی برای تخلیه نداریم. حتی اگر مردم به یکدیگر آب بپاشند، خیلی ها می گویند این کار سبک چیست؟! در صورتیکه در تمام دنیا جاهایی هست که مردم هروقت خواستند می توانند احساسات و هیجانات خود را تخلیه کنند.

 اگر انی که می خواهند کنند، هنجارشکنی نکنند، حتما وزارت کشور مجوز برگزاری آن را خواهد داد. اما اگر بناست که بیایند به خیابان ها و از دل این حمله به بانک و اتوبوس و .. را شکل دهند، پیداست که نباید چنین مجوزی صادر شود. اگر اصل این است که صدای مخالف به گوش مسئولان رسانده شود که نباید با ت یب این کار انجام شود. اما واقعیت این است که از هر دو طرف خوب عمل نمی شود. از یک طرف انی که قصد دارند، ممکن است موجی ایجاد کنند که دیگران سوار آن شوند و به سمت ت یب سوق پیدا کنند. از طرف یگر هم چون مقامات نمی خواهند ات این افراد به سمت ت یب برود، اصل قضیه را نادیده می گیرند.

مثلا به مردم بگویند که در یوم شیرودی کنند، حرفهایشان را بزنند، شعارهایشان را بدهند، هرچه می خواهند بگویند و بروند. از آنجا که بیرون آمدند، مانند یک شهروند معمولی باشند. مسئولان اگر از این تضمین مطمئن شوند، حتما مجوز برگزاری خواهند داد.

 البته بهتر است بجای اینکه بگویند ما مجوز نمی دهیم، بگویند که جاهایی را مجوز می دهیم که تحت کنترل باشد تا اگر ی بخواهد تعدی کند با آن برخورد شود. اینکه بعد از حرف زدن به شهر بروی و اتوبوس آتش بزنی، معلوم است که نیامدی حرفت را بزنی.

 برخی تحلیلگران بیم آن را دارند که این اعتراضات منجر به رواج پوپولیست شود و دوباره از داخل این اعتراضات برای انتخابات دوره بعد زمینه حضور فردی مثل فراهم شود. این نگرانی را چقدر جدی میدانید؟

«پوپولیست» یک برچسب است. شما اگر به ای مختلف نگاه کنید می بینید که شعارهای مردم در ات یکی نیست و بیشتر اعتراض به ناکارآمدها است. در برخی موارد هم اعتراضات را متوجه اصل نظام می کنند و یا نهاد ت را نشانه می گیرند. به عبارت دیگر انی که به این ات میآیند، همه از آدمهای مال باخته نیستند و در موارد دیگری نیز دچار محدودیت شده و خسارت دیدهاند. مثلا در ستاره دار شده اند و یا بالای 35 سال سن دارند و شغل ندارد و یا به سن 40 رسیدند و نتوانستند ازدواج کنند و از این دست مسائل. این افراد وقتی نمی توانند حرفشان را بزنند، می آیند و اینگونه خود را نشان می دهند. وگرنه اگر بهانه اصلی بد اری موسسات مالی است که این شعارها نباید به این سمت و سو برود و یک عده هم سوار برآن شوند.

انی منتقدند و معترض و انی هم هستند که با اصل نظام مشکل دارند. اینها کجا باید حرفهای خود را بزنند؟ 

اینکه برخی بیایند و ناشیانه حرف احیای سلطنت بزنند پیداست که تحلیلشان بسیار سطحی و عوامانه است. چون در خصوص مطالبات اقتصادی، آدم بحث تغییر نظام را مطرح نمی کند! بنابراین ترکیب متنوع و متعددی از مطالبات در این ات وجود دارد. عدهای مالباختهاند و عدهای دیگر نیز سوار می شوند و نمره ناکارآمدی نظام را فریاد می کشند و عده ای هم اساسا مثل هر جریانی می آیند و شعارهای خاصی را سر می دهند تا بقیه هم بیایند و آن را تکرار کنند. اگر افراد مالباخته که سن و سالی دارند صف خود را از این افراد جدا کنند، پیدا می شود که جنس اصلی این اعتراضات، مالی نیست. چون گرانی زیادی نداشتیم که مردم به سیم آ بزنند! تنها کالایی که گران شده تخم مرغ بوده که اعلام شد به دلیل بیماری هایی است که در بین مرغها فراگیر شد. مساله دیگر هم پیشنهاد افزایش قیمت بنزین بود که دوستان گفتند منتفی است. این بخش معترض مخالف خوان، منتظر این بستر و حرکت بود تا دیده شود و حرفش را بزند که زد. اما اشتباهشان این بود که این ات متوجه اصل نظام شد و شعارهایی سر داده شد که با جنس اعتراض هم خوانی نداشت.