اگر باران به دلها نبارد ...

با توجه به اهمیت محتوای وبلاگ اگر باران به دلها نبارد ... خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است مسئولیت کلیه اطلاعات پست و وبلاگ نمایش داده شده با عنوان اگر باران به دلها نبارد ... برعهده مرجع و منبع اصلی آن میباشد. و یاسمین هیچ گونه مسئولیتی در قبال مطالب ندارد.

عوامل دین-گریزی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8308607718/d3ngor3zy_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8308608218/d3ngor3zy_5.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8308608492/d3ngor3zy_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8308608776/d3ngor3zy_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8308608984/d3ngor3zy_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8308609250/d3ngor3zy_6.jpg

 

 حرف از اما و اگر و احتمال و شاید نیست. وجود دارد، به قطعیت. دین گریزی و تضاد داشتن با رویکردهای دینی در بطن جامعه نفوذ کرده است و دارد عمق می گیرد. سر بچرخانید مصداق هایش را می بینید. در سبک زندگی آدم ها، در باورها و اعتقاداتشان، در زبان و بیان شان و... دینی که رس ش از ازل این بوده است که بشود یک نقطه امن برای تمسک جستن به آن برای تشخیص مطلوب از نامطلوب، حالا چه شده است که در معرض بی مهری و بی توجهی عده ای از جوان ها قرار گرفته و برای خیلی ها دیگر کارکرد زیبایش را از دست داده است؟ پیرامون این قضیه و چند و چون آن گپ و گفتی داشتیم با حجت ال سیدحمید حسینی، کارشناس مذهبی و عضو هیئت علمی قرآن و حدیث؛ که ماحصلش در اختیار شما است.
  این چیزی که مردم نسبت به آن دلسرد و بی علاقه شده اند همان دین حقیقی خودمان است؟
واقعیت این است که من فکر نمی کنم ی از دین زده بشود. از دین حقیقی، دینی که زیباست و دقیقا مطابق فطرت انسان ها تعریف شده است. تابه حال دیده اید ی از یک گل زیبا زده بشود؟ نمی توان از زیبایی ها زده شد. برخی جوان ها از چیزی که به اسم دین معرفی می شود زده شده اند. چیزی که به جای دین قرار داده شده است. همان چیزی که المومنین علی(ع) آن را به پوستین وارونه تشبیه کرده و بلای جامعه دانسته اند. البته نباید فراموش کرد که عامل تمام این مخالفت ها زدگی مردم و بد جلوه داده شدن دین نیست. حتی زمانی که دین حقیقی به مردم معرفی می شود برخی ها که تابع نفس شان هستند و دین را مزاحم تنبلی ها و منافع باطلشان می بینند آن را نمی پذیرند.
  اگر بخواهیم عمیق تر مسئله را کنکاش کنیم، این قضیه از کجا آب می خورد؟
عوامل متعددی برای این موضوع وجود دارد و مقالات و مطالب گوناگونی هم در موردش نوشته شده است.
من اخیرا مقاله ای را خوانده ام که در آن هفت عامل را ذکر کرده بود: تبلیغات و توصیه های بیش از حد دینی در سطج جامعه، احساس ناسازگاری دین با زندگی و در نظر نگرفتن جایی برای تنفس و هنر و شادی مردم، بایدها و نبایدهای فراوان و بیش از حد طاقت افراد عادی، حجیم شدن تعالیم دینی و دغدغه های نگران کننده، ابهامات و مشکلاتی که در تاریخ دین وجود دارد، ترویج دینی که حقوق انسان را محترم نمی شمارد و در خدمت انسان نیست و تناقض گفتار و رفتار متولیان دین. به نظرم تمام این ها تا حدودی درست است. اما من تمایل دارم این مشکل را از نگاه خود دین و دغدغه هایی که پیشوایان مطرح می د بررسی کنم.
 عوامل دین گریزی جوانان در نگاه شما چیست؟ 
 اگر کمی با قرآن و متون اصیل دین آشنا باشیم می توانیم در این منابع سه عامل مهم برای زده شدن از دین پیدا کنیم. اولین عامل تغییر اولویت ها و جا به جا شدن اصل ها و فرع ها است.
وقتی به اصل دین مراجعه می کنیم می بینیم اولویت اصلی آیات قرآن و احادیث پیشوایان دین، موضوع اخلاق و انسانیت است و بقیه مسائل از جمله عقاید و احکام شرعی در اولویت های بعد قرار دارند. در حالیکه در دین رایجی که تبلیغ می شود اولویت با ظواهر و ضوابط شرعی است و به اخلاق به عنوان یک موضوع تزئینی نگاه می شود. البته منظور این نیست که عقاید و احکام اهمیت ندارند اما در دین واقعی عقاید و احکام جایگاه شان را از اخلاق می گیرند.
 دو عامل دیگر چیست؟ 
 دومین عاملی که در توصیه ها و هشدارهای پیشوایان دین خیلی روی آن تاکید شده است
بی توجهی به ظرفیت ها و تفاوت های افراد است. حکایت همان تازه مسلمانی که همسایه اش او را آنقدر به مسجد برد تا باعث شد از دین، زده و مرتد بشود مصداق خوبی برای این قضیه است. ان ما فراوان توصیه کرده اند به پیروان شان و مبلغان دین که از همه توقع ی ان نداشته باشید و فکر نکنید همه وظیفه دارند از همان زاویه دید شما به مسائل نگاه کنند. فرمودند خدا آدم ها را با تفاوت ها و ظرفیت های گوناگون آفریده است و اگر شما از مردم انتظار داشته باشید مثل شما فکر و عمل کنند حتما آن ها را از دین زده می کنید.
 عامل سومی که در این زمینه بسیار موثر است شیوه زندگی و رفتار متولیان و مبلغان دین است.
برخی از این افراد در حالیکه باید برای مردم حکم الگو و مصداق عینی دین باشند، حرف و عمل شان تناقض دارد. سخت گیری ها و تندخویی ها و دنیاگرایی برخی از آن ها موجب بدبینی مردم به دین می شود. مخصوصا اگر ت و حکومت هم به اسم دین تشکیل شده باشد و عده ای در پشت سنگر دین بخواهند قدرت را در دستان خود نگه دارند. طبیعتا همه مشکلات و نارسایی ها به جای اینکه به افراد برخورد کند به آن سنگر بر می خورد.
  راه چاره چیست؟ می شود بازهم برای حفظ دین جوانان، محدودترشان کرد؟ 
 واقعیت این است که تا وقتی علما و حوزه های علمیه ما اخلاق و انسانیت را بر احکام و شریعت اولویت ندهند و دین را به جایگاه درست خودش برنگردانند نباید انتظار داشته باشند با استقبال مردم مواجه شوند. در دنیای کنونی سطح آگاهی ها خیلی بالا رفته است و ارتباطات و دسترسی به اطلاعات باعث شده راه هایی که شاید در گذشته برای توجیه احکام و موضع گیری ها جواب می داده است دیگر تاثیری نداشته باشد. دیگر نمی شود با ممنوع کتاب ها و محدود شبکه ها و دسترسی ها جلوی پرسش ها و انتقادات را گرفت.
  بحث از اجبار در رعایت دستورات دین که بیشتر، ذهن جوان هایی چون من ناخواسته به سمت حجاب می رود؛ ماحصل این ماجرا و ماجراهای مشابه چیست؟
 متاسفانه از تجربه ها درس نمی گیریم.
ای کاش بررسی می کردیم که آیا اجبار در زمینه دین و دینداری تاثیر مثبتی هم داشته یا اینکه همین قبیل کارها باعث دورتر شدن مردم از دین واحساس نفرت و لجبازی شده است؟ من در اینجا به اینکه اساسا در دین اجباری نیست و پیشوایان هم ی را به این مسائل مجبور نکرده اند کاری ندارم. اما عرضم این است که حتی اگر فقط و فقط به اجرا شدن حکم خدا درباره حجاب هم فکر کنیم بازخوب است نگاهی علمی و منصفانه به پشت سر خودمان بیندازیم و ببینیم آیا این شیوه تا کنون موجب گسترش حجاب شده یا هرروز مشکلات بیشتری را در این زمینه به وجود آورده است.
  در حالیکه جامعه ما دارد سمت و سوی غربی پیدا می کند، هستند انی که از مذاهب دیگر دارند به سمت گرایش پیدا می کنند. علت این تضاد رفتاری چیست؟
تاریخ به ما ثابت کرده است که هرزمان اجازه مطرح شدن دیدگاه های گوناگون وجود داشته، پیشرفت حق و گرایش مردم به دین هم افزایش پیدا کرده است. علتش هم این است که حرف دین منطقی است و منطق می تواند به سایر حرف ها و افکار غلبه پیدا کند. بخش دیگری از این ماجرا ناشی از بی برنامگی خودمان و برنامه ریزی و فعالیت جدی آن هاست است. وقتی دیگران کار و تلاش و تبلیغ می کنند و از روش های علمی برای ترویج فرهنگ شان استفاده می کنند و ما هنوز در روش های کهنه و بی خاصیتمان گرفتاریم و صدها موسسه و نهاد فرهنگی مشغول ضایع بودجه ها و خنثی کار یکدیگر هستند، طبیعی است که نتیجه همین می شود. هر همان چیزی را به دست می آورد که برایش زحمت می کشد.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: دین حقیقی، پوستین وارونه، تابع نفس ، حقوق انسان، تناقض گفتار و رفتار، عوامل دین گریزی، اخلاق و انسانیت،
منبع :
برچسب ها : عوامل دین-گریزی - مردم ,می شود ,دینی ,عامل ,احکام ,چیزی ,پیشوایان ,انتظار داشته ,رفتار متولیان ,تناقض گفتار ,معرفی می شود
عوامل دین-گریزی مردم ,می شود ,دینی ,عامل ,احکام ,چیزی ,پیشوایان ,انتظار داشته ,رفتار متولیان ,تناقض گفتار ,معرفی می شود
نگاهی شاید بدبینانه ولی محتمل

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

    نگاهی شاید بدبینانه ولی محتمل   

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

وبلاگ ف ، غلامرضا ، خبرآنلاین : با آمدن ت ترامپ بر روی کار و تهدیدات بیش از حد او بر علیه ایران و با مستمسک قرار دادن و نیز حمایت همه جانبه مجالس سنا و کنگره و نیز دو حزب جمهوری خواه و دمکرات از آن و کج دار و مریز رفتار اروپاییان ولو این که به ظاهر حمایت های محتاطانه از می کنند این مطلب را به ذهن متبادر می کند که نکند این جنگ لفظی و زرگری است که و اروپا با هم راه انداخته اند و در خفا با هم هم پیمانند. ما که نمی دانیم در جلسات خصوصی آنها با هم چه قرار و مداری می گذارند.
دلائل من به این شرح است:
۱- و اروپا هیچ گاه با میانه خوبی نداشته اند و در جنگ ۸ ساله آن را به خوبی نشان دادند. در بسیاری از موارد دیگر هم با هم هماهنگ و همگام بوده اند. شمارش آن از حد بیرون است، اگر چه بعضی اوقات بنا به مقتضیاتی تفاوت هایی هم مشاهده شده است. آنها در هر حال ۱+۵ هستند و در مقابل ایران. فکر نکنیم تغییر مواضع داده اند. شاهد از غیب رسید و رئیس جمهور فرانسه که پس از سخنان ترامپ در سازمان ملل امسال (۱۳۹۶) که آن را نادرست خوانده بود در اظهار نظر بعدی گفته است که می توان بر ایران فشار بیشتری آورد.
۲- اروپا و همواره با رژیم صهیونیستی دوست بوده و از آن حمایت کرده اند.
۳- دو حزب جمهوری خواه و دمکرات علی رغم اختلاف سلیقه ها در رابطه با طرفداری از رژیم صهیونیستی و مخالفت با ایران یکی بوده اند. اوباما با اینکه نمی خواست را کند ولی تحریم های فراوان دیگری را بر علیه ایران وضع کرد. ترامپ همان کاری را می کند که او کرد منتها با شدت بیشتر. به عبارت دیگر می توان گفت که ت قبلی امریکا های بعدی را داشت و این ت های بعدی را عجولانه می خواهد در همین انجام دهد. به نظر نمی رسد از نظر محتوایی با هم فرق چندانی ند.این اقا فقط قدری عجول است. ایران باید آنقدر عاقل باشد که این زیرکی ها را پاسخ گوید. ترامپ زیاده خواهی می کند و ضمنا می خواهد مانور دهد که با سیاست دمکرات ها مخالف بوده است اگرچه این مخالفتهای انتخاباتی دارد کمرنگ می شود.
۴- به دنبال آتش افروزی و ترساندن و متحد کشور های عربی با هم است بر علیه ایران بمنظور بهره برداری اقتصادی بیشتر و اکنون هیچ سوژه ای بهتر از این نیست و عربها با تمایلات وه گری که بعضا دارند با این امر موافقند و نشان داده اند که تهدیدشان نیست چون نوچه امریکا است و با وجود امریکا زورشان به آن نمی رسد و چه بسا از نظر فکری وعقیدتی هم با آن هماهنگ بوده اند ولی رو نمی کرده اند. آ ین آن را در آشتی حماس با رژیم خودگردان فلسطین دیدیم. امریکا از این تهدید ها سود می برد و اسلحه های خود را می فروشد و سهمی هم در این زمینه نصیب اروپا و به ویژه انگیس می شود. پس این مناقشات به نفع امریکا و اروپا هر دو هست.
۵- اینکه اروپا بر نگهداشتن اصرار دارد چون واقعا به نفعشان هست. ما همه تعهدات در انجام دادیم و دیگر «از حق مسلم ماست» هم سخن نمی گوئیم و نبض کلی اقتصادمان توسط تصمیم گیرندگان طراز اول هم با معاملات خارجی و به ویژه غربی می زند و آنها هم از این بهتر چه می خواهند. هم فال است و هم تماشا. با حضورشان هم ارزی بیشتر ملت ایران و هم وابسته تر اقتصاد ما و در مواقع لازم هم آشکارا و یا زیرکانه تهدید از ان آنهاست. اکنون همه فعالیت های اتمی ایران زیر ذره بین سازمان انرژی اتمی دنیا است و تازه لفظ راستی آزمایی را هم برای ما به کار می برند!
۶- معاملات با ایران همچنان در هاله ای از ابهام است و این برای کشور ما همیشه دغدغه و نگرانی است. اروپا هم از این بی بهره نیست. پول های ما هم که به کشور برنمی گردد و ما منفعلانه باید در مذاکرات به نوعی تمکین کنیم و این برای اروپائی ها هم بد نیست. هر وقت بخواهیم حرفی بزنیم مسئله ادعاهای امریکا را به رخ ما می کشند.
۷- برای عده ای از ایرانی هایی که دل به آنطرف آب دارند هم بد نیست. آنها در نهایت میل به سمت غرب و امریکا دارند و لو هر چه باشد از وضع موجود ایران برایشان بهتر است. هر روز که از خواب بر می خیزند منتظرند تا افاضات آن طرف را بشنوند و سرگرم تحلیل حرفهای آنها باشند.
۸- اظهارات آقای در مورد به گونه ای است که انگار معجزه ای در قرن رخ داده است و تابوئی برای ایشان شده است که هیچگاه حاضر نیست و اجازه نمی دهد ی به آن نگاه چپ کند. او می گوید بر روی کلمه به کلمه آن کارشناسان ما کار کرده اند معنایش چیست؟ این این ایده آل و منتهای آرزوی ما بوده است و نه اینکه ما آن را بر حسب اضطرار پذیرفته ایم. در حالیکه ظریف می گفت این آنچه بود که توانستیم و نه آنچه که می خواستیم. این مسئله در زبان رئیس جمهور گم شده است و این اصرار بر حفظ به عنوان تابوئی که ی نباید به آن اعتراض کند امریکا را بیشتر ترغیب می کند که با نقض آن ما را بترساند. در حالیکه بهتر بود وی اشاره می کرد این ما بودیم که به آنها امتیاز دادیم که حاضر شدیم همه توانمندی های خود را نابود کنیم و از موضع خود کوتاه بیائیم و نه اینکه آنقدر فضائل دارد که مطلوب واقعی، و صد در صد ماست این موضع انفعالی در مورد است. باید ایشان مدعی باشد که در به ضرر ما عمل شده و ما کلی از منافع خودمان چشم پوشی کرده ایم و نه اینکه صددرصد مطلوب ما بوده که حالا مواجه با زیاده خواهی امریکا بشویم که اگر بر فرض کوتاه بیاید و دست از این زیاده خواهی ها بردارد ما خوشحال بشویم و از آن متشکر!
ما چقدر در مورد نقض کار حقوقی کرده ایم و در مجامع بین المللی آن را به ثبت رسانده ایم. اظهار نظر های روزمره باد هوا است و نمی ماند. مهم این است که اگر ما مدعی نقض توسط امریکا و یا دیگران هستیم با استمداد از کازشناسان حقوقی قوی آن را مستند کنیم.
به مسائل نباید دل بست و به اینکه امریکا در جهان مفتضح شد و مانند آن! در اجلاس وزرای خارجه در نیویورک هم هیچیک از اعضای ۱+۵ امریکا را با آن سخنان نادرستش در مورد ایران محکوم ن د و جلسه بدون نتیجه پایان یافت. سیاست این چیزها را نمی شناسد. الان در میانمار دارند قتل عام می کنند و هیچ کوچکترین اعتراض عملی جز اظهار تأسف نمی کند. زور همه چیز را دگرگون می کند. تروریست را به جای قربانی می نشاند و بر ع قربانیان می شوند تروریست. مگر نمی بینیم که عربستان که م ع و به وجود آورنده تروریسم بود و هست حالا مدعی مبارزه به تروریسم شده و رسانه هم دارند آن را به مردم القا می کنند.
اما نتیجه این تحلیل اگر درست باشد برای آنها به این قرار است:
۱- ایران را وادار می کند که به هر قیمت که شده از حمایت کند و سر انجام از اینکه نشود خوشحال باشد و لو اینکه چیزی از آن باقی نمانده باشد؛
۲- به اروپا دل می بندد و به هر لبخند آنها کلی خوشحال می شود و برای آنکه به امریکا نشان دهد که ضرر نکرده است به هر قرار دادی پایبند می شود و از ترس آنکه مبادا آنها هم با وی مخالفت کنند زیر بار هر تحمیلی می رود
۳- عرب ها خوشحال اند از این که مشغولیاتی برای ایران درست شده و این جنگ لفظی همچنان برقرار است و توجیهی برای اتلاف سرمایه های ملی شان می شود.
۴- ایران همیشه چشمش به سمت اروپا است کما اینکه تا کنون این طور نشان داده است و در نتیجه از تولید و اشتغال داخلی که مصیبت بزرگ کشور است باز می ماند و این مطلوب غرب و نیز ست.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: ، اتحادیه اروپا، جنگ زرگری، رژیم صهیونیستی، تحریم ها، اتحاد اعراب و ، زیاده خواهی امریکا،
منبع :
برچسب ها : نگاهی شاید بدبینانه ولی محتمل - ,امریکا ,اروپا ,اینکه ,بوده ,دارند ,زیاده خواهی ,علیه ایران ,اینکه ,نشان داده ,مورد
نگاهی شاید بدبینانه ولی محتمل ,امریکا ,اروپا ,اینکه ,بوده ,دارند ,زیاده خواهی ,علیه ایران ,اینکه ,نشان داده ,مورد
انشاالله که خیره ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

نتیجه تصویری برای دو صد گفته چون نیم کردار نیست

 

 

 

    انشاالله که خیره ...  

که تو چاله-ی عمیقی افتاد که بلندا وُ پهنایش تقریبا دو برابر هیکل او بود. کدخدای خودخواه که خودش سفارش کندن چاه را داده بود ، وقتیکه خبردار شد اون چاه نزدیک دامنه-ی ص ه، خیلی ج داره تا به آب برسه ، کار رو تعطیل وَ چاه رو همونطور ول کرد وُ رفت تا چند هزار متر پایین-تر، تو زمین دَرَندَشتی که داشت ، چاهی بکـَـنـــه که با ج کمتر به آب برسه.  وقتیکه  تو چاه افتاد با آه وُ ناله گفت : «خودم که لعنت بر خودم باد»!
 وَسطای روز بود که کم کم اهالی آبادی از ماجرا خبردار شدن. ِ منطقه اولین نفری بود که بالا سَر چاه وَ کدخدای بیچاره رسید. فورا دستی به ریش-اش کشید وُ گفت :
«کدخدآ آ ... استغفار کن، چه گناه کبیره-ای کردی»!؟

 نفر بعد، کشاورزی ِ تازه-واردی بود که برای رسیدگی وَ تهیه-ی گزارشی راجع به منطقه تشریف-فرما شده بود. تا به بالای چاه رسید، فقط یک مُشت خاک چاه رو تو دستش گرفت وُ «نوچ نوچ»-ی کرد وُ سَرش رو بعلامت تأسف حرکت داد.
 خبرنگار

 

 یکی بود، یکی نبود، کدخدای خسیس وُ از خود-راضی-ای بود که یک شب تیره وُ تار داشت با پای پیاده از سور-چرونی ِ مُفَصلی بطرف خونه-اش میرفت

جوان رادیو که یکی دو روز بود برای گزارشی از اوضاع منطقه اومده بود، تا به چاه نیمه کاره وُ رها شده رسید، زیر لب گفت : «اونوقت میگن وضع مالی مردم اینجا ابه! همینطور چاه رو ول رفتن ؛ اونوقت ما برای چندر غاز "حق مأموریت" باید از اون سَر مملکت پاشیم بیآییم اینجا» ...

 پزشک «خانه بهداشت» که همه آقای صداش می وُ اصل کارش فقط تزریقات وُ دادن قرص وُ شربت «خود-تجویزی» به مریضها بود، از اون بالا به کدخدا گفت : «بیخودی آه وُ ناله نکن، هیچ چـیت نیس! خیالات وُ ترسیه که کردی! در علم پزشکی بهش میگن "ایلوژن"»! ...

 معلم روستا که تا اونوقت انگار تو فکر حل ِ مسأله-ی ریاضی بود، بالا ه نطق-اش باز شد وُ گفت : «نکنه چشمآت آب مروارید گرفته وُ چاه رو ندیدی»! ...

 مکتبدار پیر روستا که خونه-نشین شده وُ لنگان لنگان، آ از همه به معرکه رسیده بود ، -ای صاف کرد وُ گفت : «دو صد گفته چون نیم کردار نیست! یک کاری کنیم زودتر بیآریمش بیرون ... انشاالله که خیره».

 نوشته : عـبـــد عـا صـی


برچسب ها: طمع، راه حل، منیّت، خودنمایی، نگاه متفاوت،
منبع :
برچسب ها : انشاالله که خیره ... - بود، ,منطقه ,کدخدای ,انشاالله
انشاالله که خیره ... بود، ,منطقه ,کدخدای ,انشاالله
بعضی ها ما را از اصل غافل می کنند ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  بعضی ها ما را از اصل غافل می کنند ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
  نتیجه تصویری برای زائری خندوانه

 

 

 در مقابل تهدیدها، چه واکنش نشان می دهید؟
 غیرت ناشی از احساس تعهد برای نگهبانی وَ مقاومت از آنچه خداوند به انسان امانت داده وَ رفتار وُ واکنش متناسب با تهدید است. خطرات بسیاری این امانت ها را تهدید می کنند،
اگر ی تهدیدی را ملاحظه کرد اما نسبت به آن بی ‎اعتنا و بی توجه بود به او بی غیرت گویند؛ چه این تهدید متوجه و کیان و خانواده او باشد یا متوجه دین و اعتقاد او باشد.
 مؤمنین و مسلمانان با هر تهدیدی مقابله می کنند
 باید با هر گونه تهدیدی مقابله کرد و غیرتمندانه در مقابل دشمن ایستاد و این مقابله، غیرت مندی مؤمنین و مسلمانان است.  
احساس تعهد، چه در حوزه ی فردی و چه در حوزه ی اجتماعی و جمعی ناشی از این است که ما یقین و باور داریم که روزی باید در مقابل فرصت ها، امانت ها و موقعیت های که خداوند به ما عطا فرموده است، جوابگو باشیم.
 غفلت جوانی، پشیمانی و حسرت
 در مناجات شعبانیه می خوانیم؛"أِلهی وَ قَد أَفنَیتُ عُمری فی شِرَّتِ سَهوِ عَنک وَ أَبلَیتُ شَب فی سَکرَتِ تَعابُدِ مِنک"، خدایا عمرم را در سرمستی و گیجی غفلت از تو گذراندم و جوانی ام را در سرمستی بی خبری و دوری از تو سپری و جز پشیمانی و حسرت چیزی برایم حاصل نشد.
 اگردر جامعه، کیان نظام اجتماعی، دستاوردهای جامعه ی دینی و حکومت ی در معرض خطر قرار گیرد، بی اعتمادی و بی غیرتی نسبت به این امانت های بزرگ الهی، به صلاح نیست. طبیعتاً باید با هر گونه تهدیدی مقابله کرد و غیرتمندانه در مقابل دشمن ایستاد و این مقابله، غیرت مندی مؤمنین و مسلمانان است.
 قمر بنی هاشم، ظهور کامل غیرت
 انسان با احساس مسئولیت و تعهد، نمی تواند نسبت به خطرها بی تفاوت باشد. همه ی اصحاب حسین علیه السلام غیرت الهی دارند، اما غیرت الهی و غیرت دینی در وجود مقدس قمر بنی هاشم تا آن جایی است که ظهور و بروز کامل غیرت است.
 اولین کار دشمن، ایجاد بی تفاوتی است
 آرام آرام بی غیرت می شویم ...
 غیرت الهی و دینی، یعنی انسان در مقابل تهدیدهایی که نسبت به امانت های خداوند احساس می کند، بی تفاوت نباشد.
دشمن اولین کاری که می کند این است که غیرت را ازما بگیرد و ایجاد بی تفاوتی کند.
 آرام آرام تا بی تفاوتی ...
 گناه لحظه به لحظه و آرام آرام مثل یک کرمی که از داخل میوه را می خورد و شما ظاهر میوه را نگاه می کنید اما کرم را نمی بینید و وقتی سیب را گاز می زنید می فهمید در آن چه خبر است ولی از ظاهرش پیدا نیست. گناه آرام آرام، کار خودش را انجام می دهد و انسان را نابود می کند. ما نسبت به بعضی چیزها آرام آرام بی اعتنا می شویم.
 بِمیرد مَرد
"وعلی ال سلام و لقد بلغنی ان الرجل منهم کان یدخل علی المرأه المسلمه..."، المؤمنین علیه السلام فرمودند، شنیده ام که ی در مرز، خلخال از پای یک دختر یهودی درآورده است، ای مسلمانان! « فلو ان المراَ مسلما مات من بعد هذا اسفا ما کان به ملوما»
جا دارد مرد از غیرت اینکه خلخال از پای یک دختر یهودی در نیروهای دشمن در مرز درآورده اند، بمیرد.
 غیرت سیم خاردار است
 فساد و رشوه داریم، فقط نگاه می کنیم، ربا تمام جامعه را گرفته و داریم نگاه می کنیم.
ما همان آدم ها هستیم ولی تغییر کرده ایم. غیرت این است که ما را تکان دهد؛ اما ضعیف شده است. آن دوربین مدار بسته از کار افتاده است، آلارم از کار افتاده است، سر نگهبان را بریده اند و ی فریاد نمی-زند. بحث غیرت بسیار اهمیت دارد، اگر غیرت نباشد دشمن می تواند تعرض کند. غیرت حصار است، سیم خاردار است، کانالی است که جلوی دشمن را می گیرد. غیرت که نباشد؛ حیا آرام آرام ازبین می رود ...
 ارتباط بی اعتنایی، غیرت و نفاق
 رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند، "ان الغیرت من الایمان "
غیرت نتیجه ایمان است. ایمان مراتب دارد؛ اگر می خواهی بدانی وضع ایمانت چطور است؛ ببین چقدر غیرت داری؟ "ان الغیرت من الایمان و ان المضاء من النفاق"، در مقابل ایمان، نفاق است. اگر بی رگی و بی غیرتی و بی اعتنایی و بی خیالی در مقابل تهدیدات و دشمن در وجود ی باشد؛ به همان اندازه نفاق وجود دارد؛ فرد کم غیرت؛ فرد منافق است.
 مفاسد اجتماعی وَ غیرت
 جامعه کم غیرت؛ جامعه منافق است.
جامعه ای که ایمانش به مرورضعیف شود؛ خود به خود آثارش را هم نشان می دهد؛ دروغ، تظاهر، ا، ریاکاری ، بدحج ، فساد، حق مردم را خوردن، بی اعتنایی به حق الناس. ظواهر مفاسد اجتماعی علت دارد؛ علت را باید پیداکرد. دروغگویی بین مردم؛ بدحج بین زن ها، عدم اعتنا به قول و قرار، مفاسداجتماعی، رفتارهای ناپسند، این ها علتی دارد و باید علت را پیدا کرد.
 خداوند، انسان بی اعتنا را دوست ندارد
 خداوند انسان غیور را دوست دارد." ان الله تعالی یحب من عباده الغیور" در مقابل" لیبغض الرجل یدخل علیه فی بیته فلا یقاتل" خداوند خشم می کند بر ی که دشمن به او تعرض کند و این شخص در مقابل دشمن بی اعتنا باشد و شمشیر نکشد.
 افراط وتفریط ها ناشی از بی غیرتی است.
 همه ی گرفتاری های ما از افراط وُ تفریط است. یک وقتی شمشیر را بر می داریم و دوست و دشمن را با هم شمشیر می زنیم و یک وقتی به تفریط می افتیم و می خواهیم به دشمن خود هم شاخه گل بدهیم. " اشداء علی الکفار رحماء بینهم " مبنای قرآن این است، با دشمن در کمال خشونت و جدیت باید برخورد شود، میدان جنگ محل رزم و شمشیر است. انی هستند که می گویند کدام جنگ؟ و انگلیس دوست ما هستند و شما خیلی بدبین هستید.
 گرفتار حاشیه ایم و از اصل غافل شده-ایم
 گرفتار حاشیه ها نشوید، اسیر بعضی مسایل بی اهمیت نشوید، اصل دعوا را در نظر بگیرید. واقعیت امروز ما، خیلی خیلی بزرگتر از تیترهای رو مه ای و جنجال ها است، بعضی ها با مشغول به حاشیه ها، ما را از اصل غافل می کنند.
 در کدام جبهه هستیم؟
 استکبار جهانی یکباره و یکجا در مقابل قرار گرفته است. امروز یک طرف، جبهه ای است از یمن، بحرین، فلسطین، لبنان، عراق و افغانستان، که در مقابل جبهه ی دیگری از ، اسراییل، انگلیس و فرانسه، ایستاده است. باید اصل این جبهه بندی را فهمید تمام مظلومیت های بشر در تاریخ معاصر یک جا در این جبهه جمع شده است. در مقابل استکبار ایستاد، مرد معمولی نبود. مرحوم اژه ای فرمودند، من از مرحوم از حادثه ی هفت تیر و حتی از ساعتش هم، خبر داشتم. همه ی ما باید تکلیفمان را معلوم کنیم که در کدام طرف جبهه هستیم؟
 غیرت در مقابل تهدید
 راجع به جزییات بحثی نداریم یک نفر پیراهن این رنگی دوست دارد و یکی آن رنگی، یکی شلوار جین می پوشد ... من به اینها کاری ندارم، مهم این صف بندی است؛ آیا نسبت به تهدید غیرت داریم یا نه؟ نسبت به دشمن غیور هستیم یا نه؟ نسبت به تعرض به خانواده مان حساس هستیم یا نه؟ نسبت به فساد اخلاق جوانانمان غیرت داریم یا نه؟
 امداد غیبی، نقشه دشمن را نابود می کند
 با آن چیزی که ما در جامعه می بینیم. اگر امداد غیبی، توجهه الهی، مدد قمر بنی هاشم و عنایت سیدال نباشد، وضع امیدوارکننده نیست؛
اگر صحنه ی زندگی اجتماعی امروز ما، خیابان های ما، دادگاه های ما، قوه ی قضائیه پلیس و همه ی اینها را روی میز بگذارید و یک نقشه بکشید ، حسین علیه السلام ، شب احیا، قمر بنی هاشم و لطف خدا و این ها را بردارید، با این وضعی که امروز در جامعه است؛ جای امیدواری هست؟ دشمن اتفاقاً درست پیش بینی می کند، اما چون در محاسباتش حسین علیه السلام، شب احیا، ماه رمضان، قرآن بر سر گرفتن و گریه بر قمر بنی هاشم، در محاسباتش نیست، می گوید این جامعه نابود می شود. تنها امیدی که هست، خیمه های عزا، مجالس، گریه ها و پارچه های مشکی است، تنها امیدی که هست همان "السلام علیک یا ابا عبدالله" است.

  ویرایش وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: تهدید، تعهد، قمر بنی هاشم، اصحاب حسین، غیرت الهی، بی رگی، مفاسد اجتماعی،

منبع :
برچسب ها : بعضی ها ما را از اصل غافل می کنند ... - غیرت ,دشمن ,مقابل ,است، ,نسبت ,آرام ,غافل می کنند ,علیه السلام ,آرام آرام , حسین ,حسین علیه ,مقابله، غیرت مندی مؤمنین ,گونه تهدیدی مقابله
بعضی ها ما را از اصل غافل می کنند ... غیرت ,دشمن ,مقابل ,است، ,نسبت ,آرام ,غافل می کنند ,علیه السلام ,آرام آرام , حسین ,حسین علیه ,مقابله، غیرت مندی مؤمنین ,گونه تهدیدی مقابله
مردم برای آن انقلاب د که ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  مردم برای آن انقلاب د که ... 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

https://scontent-vie1-1.cdninstagram.com/t51.2885-19/s320x320/20214187_275036759645549_3492494365169811456_a.jpg

 

نتیجه تصویری برای و سیاست

 

نتیجه تصویری برای و سیاست

 

تصویر مرتبط

 

 

 تابناک: می-خواهیم بحث اخلاق وُ سیاست وَ حدود و صغور آن را در ارتباط با همدیگر داشته باشیم. این که آیا آنچه هدف سیاست در جامعه ی است چه ارتباطی با اخلاق دارد و تفاوت آن با نگاه غیر دینی در چه است؟
 ملاک دیدگاه ی در سیاست فقط قدرت نیست
 محمد رضا زائری : اساس سیاست قدرت طلبی است. سیاست راه به قدرت رسیدن را به ما نشان می دهد و سیاست ورزی تلاشی است برای به دست آوردن، حفظ و توسعه قدرت از طرف دیگر تلاش اخلاق برای ایجاد تعادل بین قوا است. تعریفی که از اخلاق می شود این است که انسان یا جامعه بین قوه غضب، و قوای دیگر تعادل برقرار کند. طوری که نه چنان دل رحم باشد که نتواند حکم خدا را اجرا کند و مجرم و متهم را در دادگاه محاکمه و مجازات کند و نه چنان بی رحم شود که فقط به ش تن و بستن و خوردن و بردن فکر کند و دیگران را نبیند. اینجا به نظر من تعارض به وجود می آید . ملاک دیدگاه ی در سیاست فقط قدرت نیست و نمونه های درخشانی در این زمینه در و سیره و اهل بیت و یارانشان داریم. اینکه در تصمیم گیری و قرار گرفتن در دوراهی ها اولویت را به ارزش ها داده اند. چون مکتب و اهل بیت برای تعالی بشر و انسان سازی آمده است و هویت بزرگانان این دین معلمی و پدری است. نه فقط در در یت هم حضرت به عنوان معلم محسوب می شود. یک معلم و یک پدر مساله اش حفظ قدرت نیست. مساله صلاح و سعادت فرزند و دانش آموزش است. وقتی به اکرم در بدترین شرایطی که حتی ایمان آوردن یک نفر هم برایش اهمیت داشت عده ای از مشرکین می گویند که ما ایمان می آوریم ولی نمی خوانیم، با هر محاسبه ظاهری و مادی بخواهیم حساب کنیم می گوییم باید قبول می کرد قدرت با تعداد افراد ایمان آورده بیشتر زیادتر می شد. همان اول می گوید مساله من این نیست هیچ هم یاری ام نکند باید وظیفه ام را انجام بدهم. المومنین بارها در شرایطی قرار می گیرد که کافی بود کمی بعضی معیارها را کنار می گذاشت تا قدرت بیشتری داشت اما هرگز زیر بار نمی رود. علی در رویارویی با معاویه و در شرایط دشوار آن موقع شام متهم می شود که زیرکی و سیاستمداری معاویه را ندارد در مورد این اتهام می گوید: به خدا قسم معاویه زیرک تر و سیاستمدار تر از من نیست. اگر تقوا نبود من از همه زیرک تر بودم. این که من خوب می دانم چگونه می شود دروغ گفت و فریب داد اما من برای اینها نیامده ام.
 در حادثه عاشورا صحنه های بسیار عجیب است که کمتر به آنها اشاره می کنیم. ما روضه ها را می گوییم ولی برخی از این آموزه های اخلاقی تاریخی را کمتر مورد توجه قرار می دهیم.
وقتی مسلم بن عقیل در خانه هانی بن عروه در است و ابن زیاد به عیادت هانی آمده است کافی است مسلم از پشت بیرون بیاید و ابن زیاد تنهای در موضع ضعف را از پشت گردن بزند. اگر با این محاسبه نگاه کنیم شاید اصلا حادثه کربلا اتفاق نمی افتاد و حسین شهید نمی شد. اما مسلم این کار را نمی کند چون متعلق به مکتبی است که که معیار دارد و به دشمن شبیخون نمی زند حتی اگر خودش کشته شود.
 خود حسین وقتی در کربلا با حر مواجه می شود و راه را به حضرت سد می کنند.
حضرت در کنار آب بودند. نه تنها آب را به لشکر حر نمی بندند بلکه خود حسین(ع) دستور می دهد که چون اینها همه خسته اند به همه شان آب دهید. از جانب یک یکی از لشکریان ابن زیاد نقل شده است حسین به من آب داد و وقتی خودم سیر شدم دستش را زیر دهان اسب من گرفت و از مشکش آب ریخت و به اسب من آب داد.
 آن چیزی که این مکتب را پایدار و زنده نگه داشته است این موارد است. در این گلوگاه ها و در این مقاطع حساس پیشوایان ما حاضر نشدند به هر قیمتی قدرت را به دست بیاورند.
_ یعنی «در مکتب دین تفاوت معنی داری در نگاه به سیاست، نسبت به غرب و نگاه غیردینی وجود دارد؟».
  کاملا است اما سیاست برای قدرتی که بتواند اه اساسی دین را تامین کند. بتواند جامعه را نجات دهد و خیری را فراهم کند.
 در دنیای غرب یک سیاست مدار قدرت می خواهد که بر منابع تسلط یابد و به ثروت برسد. اما در دین ما قدرت برای اصلاح است. برای این است که بتوانید عد را برقرار کنیم و سعادت ا وی را فراهم سازیم. برای همین است که المومنین می گوید به خدا قسم اگر نتوانم حقی را اقامه کنم و جلوی ظلمی را بگیرم این حکومت از آب بینی بز برایم کم ارزش تر است. برای المومنین حکومت به هر قیمتی هدف نیست.برای همین است که سالها می رود در خانه می نشیند و در کارش در مزارع چاه کندن و درخت کاشتن است. برای اینکه نمی خواهد به هرقیمتی حکومت کند. حتی وقتی مردم می آیند با ازدحام زیاد با خواهش و تمنای فراوان از او می خواهند برای حکومت بیاید ایشان می گوید: «من اگر بیایم بیت المال را از ک ن و مهریه نشان هم باشد پس می گیرم. اگر بیایم بر اساس سیره حکومت خواهم کرد». این روندی بود که پیشوایان ما در پیش می گرفتند. رویکرد کاملا است اما سیاست برای قدرتی که بتواند اه اساسی دین را تامین کند. بتواند جامعه را نجات دهد و خیری را فراهم کند. اگر غیر از این باشد و اگر در هر مرحله ای لازم باشد کاری را که با آن اصول تعارض دارد قطعا باید رفتارمان را متوقف کنیم. ما دنبال این نیامده ایم.
 _بعد از استقرار با همین شیوه جلوه آمده ایم؟
 تمام این سیاست ورزی و سیاست پیشگی و نهاد سازی و دستگاه های اجرایی و مجلس خبرگان و شورای نگهبان تا مجلس شورای ی وریاست جمهوری همه این ها وسیله بوده برای تحقق هدفی بزرگ تر.
 از شهید بهشتی چند خاطره عجیب نقل شده است. ایشان در برابر دشمن خودش در مناظره با سران حزب توده، وقتی شخص آیه ای از قرآن کریم را اشتباه می خواند، شهید بهشتی روی کاغذ آرام بی سر و صدا، شکل صحیح آیه را می نویسند و بی آنکه ی متوجه شود او را راهنمایی می کنند.
بعد از پایان جلسه، ایشان که رقیب و طرف مناظره بوده است به شهید بهشتی می گوید تعجب می کنم تو چرا این کار را کردی؟ من اگر جای تو بودم و طرف مقابلم بخشی از کتاب سرمایه مار را اشتباه می خو همان را چماق می و بر سر تو می زدم و مناظره را به نفع خودم تمام می . شهید بهشتی می گویند ما نیامده بودیم که با هم بجنگیم. آمده ایم که حقی را با کمک هم آشکار کنیم. در آن ایام ملتهب و انقل اول انقلاب وقتی مردم در ضد شاه شعار داده بودند که شاه زاده است. شهید بهشتی با تندی و عصبانیت می گویند شما شرعا و اخلاقا حق ندارید چنین چیزی بگویید. پدر و مادر شاه ازدواج شرعی کرده بودند. شما حق ندارید به دشمن خودتان تهمت بزنید. یا در جایی دیگر وقتی طرف مقابلشان بنی صدر است و کار او تا درگیری مسلحانه پیش رفته، گروهی برای زن بنی صدر تعقیب و مراقبت گذاشته اند تا از این طریق بتوانند خود بنی صدر را دستگیر ند. ایشان جلوی این کار را می گیرند و به تندی برخورد می کنند می گویند ما حق نداریم در امور خانوادگی افراد دخ کنیم. ما با خودش کار داریم با خانواده-اش چکار داریم؟!
 اینجاست که مفهوم قدرت متمایز می شود و ارزش محسوب می شود. ما نیامدیم به هر قیمتی این قدرت را حفظ کنیم. نیامدیم به هر قیمتی قدرت را به دست بگیریم. ما برای یت دیگری آمده بودیم. تمام این سیاست ورزی و سیاست پیشگی و نهاد سازی و دستگاه های اجرایی و مجلس خبرگان و شورای نگهبان تا مجلس شورای ی وریاست جمهوری همه این ها وسیله بوده برای تحقق هدفی بزرگ تر.
_ به نظر نمی-رسد که ما نسبت به اول انقلاب، در دعواهای و مباحثات انتخاباتی از آن رویکرد آرمان گرایانه فاصله گرفته ایم؟ شاید با مروری بر آرشیو رو مه ها و تیتر آنها، شکل و محتوای مناظره-های فکری و انتخاباتی و تحلیل آماری واژگان به کار رفته این تغییر را لمس کنیم. به نظر شما اخلاق و سیاست ورزی در جامعه ها دچار چه تحولی شده است؟ آیا مبانی و اصولی که بر روی آنها سیاست اخلاقی را می خواستیم پیش ببریم دچار آسیب شده است؟
 مدعیان اخلاق مداری از جمله خود ما ون گاهی آلوده شده ایم ...
 شد غلامی که آب جوی آرد / آب جوی آمد وُ غلام ببُرد
 خیلی وقتها ما برای هدف دیگری و کار دیگری شروع کردیم ولی ممکن است سر از جای دیگر درآوردیم. در دوره های اول و دوم مجلس شورای ی یکی از نامزدهای انتخابات مجلس را به خاطر دارم که وقتی به او می گفتند که چرا برای تبلیغات اقدام نمی کنی؟ می گفت من شرعا وظیفه داشتم به عنوان یک تکلیف الهی و به عنوان یک واجب شرعی نامزد انتخابات شوم تا به خدمت کنم. مردم خواستند رای بدهند این تکلیف گردن من می-آید و اگر رای ندادند از روی گردن من می افتد و بر می گردم سر کار خودم. یادم می آید یک ریال هم هزینه نکرده بود و از ی هم پول نمی گرفت. می گفت اگر ی یک ریال به من بدهد بعدا توقع خواهد داشت و انی هم که می خواستند برای او پوستر چاپ کنند وَ تبلیغ کنند، می گفت اگر بین خدا و خودتان این را وظیفه الهی می دانید انجام بدهید حتی اگر به من اطلاع هم ندهید تا من به شما احساس دین م. تا اینکه امروز وقتی ی می خواهد مجلس شود باید میلیاردی ج کند با صاحبن زر و زور و تزویر هماهنگ شود. در بعضی مناطق حتی کار انقدر شکل نازل پیدا می کند که سران برخی طوایف و قبایل را جمع می کنند و تراول چک پخش می کنند و وعده وُ وعید می دهند. سیب زمینی توزیع کند، شام بدهد وعده های دروغ که ربطی به مسولیت نمایندگی ندارد. تا مسائل ت یبی. برخی شرکت ها و گروه ها رسما رقم اعلام می کنند که برای زمین زدن رقیب شما این قدر مبلغ بدهید تا مثلا در فضای مجازی او را نابود کنیم با ع فوتوشاپی و خبر دروغ و فضاسازی که انجام خواهد شد رقیب نابود بشود. از آن خاطره مجلس اول انقلاب تا این موردی که ذکر در دوره اخیر به طور مصداقی مواجه شده-ام.
 این مساله و این تغییر کاملا مشهود است. علت اصلی وضعیت امروز منفعت طلبی و دنیاگرایی و سودجویی وُ حرص است. متاسفانه مدعیان اخلاق مداری از جمله خود ما ون گاهی آلوده شده ایم. انی که در جایگاه دعوت مردم به تعالیم اخلاقی و دینی بودند به منفعت طلبی های حزبی و آلوده شده اند. طبیعتا در چنین جایگاهی نسبت مردم و سیاستمداران مثل بچه ها و والدینشان خواهد بود. وقتی بچه ها دیدند که پدر و مادر دارند کاری انجام می دهند خودشان به شکل اولی آن کار را انجام خواهند داد. «اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی/ برآورند غلامان او درخت از بیخ» ...
  ی که از یک ثروتمند مشهور شهر خودشان چند میلیارد پول می گیرد این پول را چگونه برخواهد گرداند؟ با حقوق نمایندگی؟ طبیعتا تخلفی از قانون، یک کار مجرمانه و پنهان و غیراخلاقی انجام خواهد داد تا این پول را برگرداند.
 وقتی مردم ببینند مجلسشان، استاندارشان، مدیرکلشان و رئیس اداره-شان در موضوعی چندان پایبند و ملتزم نیست طبیعتا وضعیت بدتری خواهند داشت. این منفعت طلبی، دنیاگرایی و سودجویی باعث شده معیارهایمان را کنار بگذاریم و حاضر شویم به هر قیمتی قدرت را به دست بگیریم. حتی کار به جایی برسد که محاسبه مادی و چرتکه بیاندازیم که انقدر میلیارد ج کنم بعد از به دست آوردن منصب فلان میلیارد می توانم جبران کنم. ی که از یک ثروتمند مشهور شهر خودشان چند میلیارد پول می گیرد این پول را چگونه برخواهد گرداند؟ با حقوق نمایندگی؟ طبیعتا تخلفی از قانون، یک کار مجرمانه و پنهان و غیراخلاقی انجام خواهد داد تا این پول را برگرداند.
 شاید این امر و هزینه کرد انتخاباتی به این شکل در دنیای سیاست مرسوم در دنیا پذیرفته شده باشد ما با مدلی متفاوتی که مدعی آن هستیم وَ به این عرف معتقد نیستیم ساز وُ کار وَ نهاد خاصی نداریم که به این مساله را کنترل کند؟ از لحاظ نظارت و قانون و غیره؟
 _اگر یک ناهنجاری فراگیر شد دیگر قابل کنترل نیست.
 کنترل اولا زمانی اتفاق می افتد که آن اجرای قانون خودش آلوده نباشد و بتواند سفت بایستد و برخورد کند. البته در این حوزه قوه قضاییه ضعیف عمل کرده است. اینجا باید با قدرت وارد می شد. از قوه قضاییه که بگذریم خود دستگاه های اجرایی که متولی کنترل و نظارت و قانونمداری بودند گاهی خودشان آلوده شدند. و نتوانستند کنترل کنند. ثانیا کنترل و نظارت و جلوگیری و برخورد قانونی وقتی معنی دارد که در واقع یک ناهنجاری استثنتا باشد. اگر یک ناهنجاری فراگیر شد دیگر قابل کنترل نیست.
 اگر ع ی از نامزد انتخابات به دست شورای نگهبان برسد که آن آقا با خانمی در خارج از کشور ع انداخته است نسبت به این واکنش جدی نشان خواهند داد. اما اگر گزارش به دستشان برسد که هزینه های انتخاباتی فلان نامزد انتخابات به شکل خاصی تامین شده است شاید به آن صورت روی این موضوع حساسیت به ج داده نشود.
 در سیستمی که رشوه گرفتن و زیرمیزی گرفتن رویه و قاعده شد و همه آلوده شدند طرف می گوید حقم است چرا من نخورم. اتفاقی که در مسائل ما می افتد متاسفانه این است. نمی خواهم بگویم همه آلوده شده-اند. ولی میزان آلودگی و سطح خطا و انحراف آن قدر است که دیگر نمی شود آن را استثنا به شمار آورد. بلکه دارد به قاعده تبدیل می شود. و انی که انتظار می رفته با قاطعیت بایستند متاسفانه کوتاهی کرده اند. مثلا اگر ع ی از نامزد انتخابات به دست شورای نگهبان برسد که آن آقا با خانمی در خارج از کشور ع انداخته است نسبت به این واکنش جدی نشان خواهند داد. اما اگر گزارش به دستشان برسد که هزینه های انتخاباتی فلان نامزد انتخابات به شکل خاصی تامین شده است شاید به آن صورت روی این موضوع حساسیت به ج داده نشود. به هر حال این سوال به وجود می آید که این همه ج های تبلیغاتی از کجا تامین می شود؟
 شما در برخی موارد دیدید که افرادی مثل شهرام جزایری و بابک زنجانی یا دیگران در حواشی که پیرامونشان به وجود آمد، یکی از مسائل مطرح شده این بود که به برخی از مسئولان و چهره های کمک های مالی کرده اند. ی نیامد بررسی کند و آن مسئول هم نیامد صادقانه جواب دهد که من برای چه این را گرفتم. یکی از آقایان که مبلغی از او گرفته بود در جواب گفته بود او به همه کمک کرده است.
 امروزه در رقابت ها ، بحث ها و مبازرات ادبیاتی در حال رایج شدن است که قبلا وجود نداشت. ادبیاتی نزدیک به ادبیات ناسزا، واژه هایی که به نظر ادبیات لمپنیستی محسوب می شود. حال ممکن است این ادبیات از رو مه ای، تریبونی، کانال تلویزیونی و امثال آن منتشر شود. به نظر شما این ادبیات تا چه حدی برای جامعه ما قابل قبول و قابل توجیه است؟
 داماد شهید بهشتی خاطره-ای از ایشان نقل می کنند؛ می گوید: رفته بودیم قبر یکی از فلاسفه مشهور که به الحاد شناخته می شود در گورستانی قدم می زدیم می خواستیم قبر او را ببینیم. همین طور که می گشتیم یکی از همراهانمان که آنجا بود قبری را نشان داد که روی آن سگی نشسته بود و گفت حتما همان قبری است که سگی روی آن نشسته است و تعبیری توهین آمیز استفاده کرد. شهید بهشتی به قدری ناراحت شد و به تندی عتاب کرد که ما با او به جهت اعتقادی و فکری مشکل داریم. حق توهین و ناسزا گفتن نداریم. ادبی که پیروانش را با آن تربیت می کند طوری است که حتی به دشمن خودشان ناسزا نگویند. تعبیری از خواجه عبدالله انصاری نقل است؛ ی نامه ای به جناب خواجه و تعبیر بسیاری زشتی در مورد ایشان به کار برده بود. خواجه در پاسخ نوشته بود در مورد خودم فکر . به نظرم می رسد که شما اشتباه کرده اید. سگ با آن اوصافی که دارد آن صفت ها را در خودم نمی بینم. چهار دست و پا راه نمی روم و بدنم مو ندارد و ناخن هایم دراز نیست و غیره. می گویند طرف از این برخورد خواجه شرمنده شد. این درس را محمد باقر به جناب خواجه دادند. ی که وقتی طرف به مادر بزرگوارشان اهانت کرد حضرت جواب فرمودند: اگر نسبتی که به مادرم دادید راست است امیدوارم که خدا او را ببخشد و اگر آنچه گفتی دروغ است و ناروا خداوند از تو بگذرد. این منطق و منش و متانت و شخصیت در برخورد چیزی است که می خواهد در بین پیروانشان رایج باشد.
 _امروز مصیبت ما مصیبت دروغ است
 متاسفانه بالاتر از این اهانت ها در رفتارهای دروغ روا دانسته می شود.
بعضی از دوستان ما خبری را که صحت و سقمش معلوم نیست و حتی میدانند که شایعه است منتشر می کنند. وقتی به آن دوست اعتراض می کنم که چرا این کار را کردید؟ می گوید: تکذیبیه بفرستند تکذیبیه-اش را منتشر می کنیم. این رفتار را به هیچ وجه قابل توجیه و ی نمی-دانم.این با هیچ منطقی سازگار نیست. این کار انجام می شود که رقیب از میدان به در شود.
 _وقتی افراد دچار آلودگی می شوند و با متخلف هم برخورد نمی شود، مردم احساس می کنند که دوغ و دوشاب فرقی ندارد
 مصیبت ما امروز مصیبت دروغ است. که در احادیث اهل بیت و روایات تاکید شده است که بالاترین معصیت ها و رذایل دروغ است. این دامن همه ما را گرفته است. وقتی افراد دچار آلودگی می شوند و با متخلف هم برخورد نمی شود، مردم احساس می کنند که دوغ و دوشاب فرقی ندارد و فرقی بین راست گفتن و دروغ گفتن وجود ندارد این احساس در بین مردم ایجاد می شود که اگر تخلف نکنند ضرر کرده اند.
 اگر در جامعه شرایط طوری شود که مثلا کارمند یک اداره احساس کند اگر دروغ نگوید و چاپلوسی و ریاکاری نکند کارش پیش نخواهد رفت همه منافق می شوند. خطر اینجاست که همه فکر می کنند خوب و بد فرقی نمی کند. این شرایط اگر در جایی که بحث خدا و اعتقادات وجود ندارد باشد خطر کمتر است. ولی اگر این شرایط در فضایی باشد که مظاهر دینی همه جا را فرا گرفته، آن وقت اعتقادات مردم آسیب می بیند. چون اینجا همه اتفاقات به اسم دین انجام می شود و همه این اشتباهات به پای دین نوشته می شود.
 همه این آلودگی ها دامن دین را لکه دار می کند. منی که در جایگاه دعوت مردم به دین هستم وقتی دروغ می گویم، چاپلوسی و ریاکاری می کنم و تخلف انجام می دهم مردم می گویند شاید اصلا قیامت و بهشت و جهنمی که تا دیروز می گفت شاید خیلی هم واقعیت نداشته باشد. چون اگر واقعیت داشت خودش باید می ترسید و عمل می کرد. حالا که نگران نیست و احتیاط نمی کند و نگران نیست نکند سرکار هستیم.
 یکی از مسائلی هم که چند سال است در فضای رقابت و دعواهای و انتخاباتی بیشتر دیده می شود مساله افشاگری است. از سوی دیگر همین مقوله افشاگری در مطبوعات و رسانه هاست. اینجا مرز باریکی بین اخلاقی بودن و نبودن افشاگری وجود دارد.
آیا وقتی تخلفی را می بینید به عنوان یک مسلمان و یک شهروند به عنوان احساس مسولیت می توانید آن را اعلام کنید تا مورد رسیدگی قرار بگیرد یا آن را رسانه ای کنید. اینجا مساله آبروی مومن و اثبات تخلف و جرم در دادگاه هم مطرح می شود. ما کجا مجازیم سکوت کنیم و کجا در مقابل تخلف و فساد نباید سکوت کنیم؟
 در مسائل عمومی که باید تند و قاطع و جدی برخورد می شد آنجا شل عمل کردیم و هی گفتیم آبروی مسلمان در خطر است بد عمل کردیم.
 به نظرم باید بین دو حوزه تفکیک قائل شد.
یکی در حوزه خصوصی و مسائل فردی است. آنجا اتفاقا اصل بر پوشی و تجاهل و بی اعتنایی است. اما حوزه دیگر، حوزه عمومی است که باید سخت گیری و افشاگری و دادگاه و محاکمه تند و جدی باید صورت گیرد. متاسفانه در سال های گذشته در حوزه خصوصی افراد بسیار بسیار تند عمل کردیم. طرف در خیابان با خانمی میرفته رفتیم از آنها شناسنامه خواستیم در حالی که شرعا مجاز نبودیم این کار را . یا گزارش رسیده در فلان خانه فلان اتفاق دارد می افتد ریخته در خانه و جمعشان کرده. از آن طرف در مسائل عمومی که باید تند و قاطع و جدی برخورد می شد آنجا شل عمل کردیم و هی گفتیم آبروی مسلمان در خطر است بد عمل کردیم.
 
آنجا که حوزه خصوصی است تخلف طرف به پول بیت المال و مسائل اداری و مسئولیت عمومی فرد ربطی ندارد. زمانی در دوره جنگ فردی نظامی در بخشی توپخانه ای مسئولیت مهمی داشته . به حضرت خبر می دهند این فرد مثلا در اهل مشروبات الکلی است. می پرسند که آیا در محل کار مشروب خورده؟ در محل کار چطور آدمی است؟ اتفاقا خیلی منظم است. صبح ساعت 8 می آید و 4 بعد از ظهر می رود. کارش ایرادی ندارد. آدم دقیق و مطمئنی است. می پرسد پس مشکلش چیست؟ می گویند شنیده ایم بعد که خانه اش می رود فلان کار را می کند. اتفاقا آنچه که برای ما مهم است چیست؟ آنجا که زندگی شخصی است نه تنها حق نداریم برخورد کنیم بلکه باید به روی خودمان نیاوریم.
 روایات کم نیست
در مورد اینکه المومنین در حوزه شخصی افراد وارد نمی شود و نمی-بیند و نمیشنود. همین المومنین وقتی خبردار می شود فلان فرماندار و فلان حاکمش در منطقه ای تخلفی کرده چنان برخورد می کند که آبرویی برای او در تاریخ باقی نمی گذارد و چنان برخورد می کند که ی جرات نکند دخ کند.
 وقتی به حضرت علی اطلاع می دهند که دختر شما گردنبندی را از بیت المال گرفته است، چنان عصبانی می شود و فریادی بر می آورد که بروید اسناد را بیاورید ببینم قید امانت شده است یا نه؟ وقتی دفتر بیت المال را می آورند و مشخص می شود که قید امانت شده است،
حضرت فریاد می زنند که به خدا قسم اگر قید امانت نشده بود در اسناد امانی بیت المال رسید نداشت و حساب و کتاب نداشت، دست دخترم را به عنوان اولین دختر از بنی هاشم انگشتانش را قطع می . مساله این است که وقتی پای بیت المال و مسائل عمومی به میان می آید شدت و حدت و قاطعیت لازم است.
 _گاهی به اسم کار ، حزبی و تشکیلاتی و رسانه ای اخبار دروغ را منتشر میکنیم.
 متاسفانه ما این دو حوزه را با هم قاطی کرده-ایم. گاهی یک سری حرف ها را که معلوم نبوده تا چه حدی درست و راست است را منتشر کرده ایم که اتفاقا وظیفه داشته ایم که سکوت کنیم. در روایات داریم برای دروغگویی یک نفر همین بس است که هر چه می شنود او را بیان کند. تا وقتی یقین پیدا نکردی که این حرف راست است حق نداری آن را منتشر کنی. در 1400 سال پیش برای جلوگیری از اشاعه شایعه چنین اصلی گذاشته-اند که بین حق و باطل اندازه 4 انگشت فاصله است فاصله بین دیدن و شنیدن فاصله بین چشم و گوش. فقط چیزی را نقل کن که خودت دیدی و اسنادش را داری و مستند است. متاسفانه گاهی به اسم ، حزبی و تشکیلاتی و رسانه ای اخبار دروغ را منتشر کرده-ایم. اینجا ما و رقیب کمک می کنیم تا یک اصل مشترک از بین برود.
_ وقتی اعتماد عمومی از بین برود اعتماد نسبت به هر دو جناح از بین می رود
 وقتی اعتماد عمومی از بین رفت اعتماد نسبت به هر دوی ما از بین می رود. مخاطب نمی گوید قرمز خوب است آبی بد است یا بالع . مخاطب نمی گوید اصولگرا خوب است و اصلاح طلب بد یا اصلاح طلب خوب است اصولگرا بد. همه باهم از بین میروند.
مشکلی که داریم که منفعت دراز مدت عمومی و مصالح مشترک را درک نمی کنیم.
 _ن یتی عمومی حاصل همه رفتارهای غیراخلاقی جناح ها و گروه ها و جریانات مختلف در طول این سالهاست.
 منفعت دراز مدت را بر منفعت آنی مقدم نمی کنیم. همه جای دنیا مردم این را رعایت می کنند. خیلی وقت ها ضررهای کوتاه مدتی را تحمل می کنند تا یک منفعت بزرگ تری حاصل شود. وقتی این اتفاق می افتد و مصلحت عمومی کشور را بر مصالح فردی خودمان مقدم نمی دانیم، به این فکر نمی کنیم که قرار است 50 سال دیگر هم بچه های ما در این کشور زندگی کنند. به این فکر نمی کنیم نیاز دارم آبرو داشته باشم 10 سال دیگر هم در این کشور زندگی کنم. مساله این است که الان رای بیاورم به مجلس بروم. الان حزب من قدرت به دست بیاورد. اینکه بعدش چه اتفاقی خواهد افتاد برایمان مهم نیست. نتیجه اش می شود بی اعتمادی عمومی و ن یتی و شیوع حال بد مردم. در تا ی و اتوبوس می بینید به طرز عمومی ن یتی را شاهد هستید. این حاصل همه رفتارهای غیراخلاقی جناح ها و گروه ها و جریانات مختلف در طول این سالهاست.
 _یکی از مواردی که می خواهیم نظر شما را در رابطه با آن بدانیم مساله دو قطبی شدن یا نشدن جامعه در مباحث انتخاباتی و است. ی اخیرا به یکی از ک داهای احتمالی توصیه داشتند که برای جلوگیری از دوقطبی شدن برای جامعه فعالیت های انتخاباتی نکنند. از طرفی دیگر انتخابات نیازمند فضای پرشور و شوق و رقابتی است . به نظر شما چگونه باید رفتار کرد که هم جامعه را دوقطبی نکرد و هم انتخاباتی پرشور برگزار کرد؟
  بزرگوار انقلاب سالهاست روی این نکته تاکید داشتند و از وقتی من یادم می آید ایشان نسبت به این موضوع با حساسیت برخورد می د که مسائل کلان نظام و اصول اساسی انقلاب باید حفظ شود.
آنچه ایشان نگرانند و آسیبی را که در پس دوقطبی شدن انتخابات می بینند این است که ما نسبت به مبانی و اصول و منافع مشترک بی توجه شویم. از این حوزه که بگذریم به طور طبیعی رقابت وجود دارد. افراد و جریانات که مثل هم نیستند. در دیداری که رو مه نگاران در سال 75 با انقلاب داشتند خاطرم است که ایشان به صراحت اعلام د که مساله ما دگر ش نیست.
 باید بر سراصول و منافع مشترکی کنار هم بایستیم
 آن ایام در رسانه ها اصطلاح «دگر ش» رایج بود. ایشان در آن دیدار به صراحت بیان د که دگر ش بودن ایرادی ندارد و بعد از آن هم دیگر این اصطلاح کمتر استفاده شد. طبیعی است افراد دگر ش باشند. قرار نیست همه مثل هم فکر کنند. آن چیزی که خطرناک است و در طول این سالها ایشان نسبت به آن حساسیت نشان داده اند این است که ما مبتلا به وضعیتی نشویم که آن ریشه ها را بخواهیم از بین ببریم. ما باید بر سر منافع مشترکمان بایستیم. در رقبای اگرچه رقیب هم هستند ولی در یک سری اصول مشترک کنار هم می ایستند. آنچه مهم است این است که ما باید بر سراصول و منافع مشترکی کنار هم بایستیم. اخیرا از طرف 30 نفر نامه ای خطاب به ترامپ نوشته شده است و در خواست تحریم بیشتر ایران شده است. شما ببینید. حتی انی که خیلی هم با شرایط موجود کشور از لحاظ همراهی و همدلی ندارند محکوم د. چون همه می فهمند این خیانت و وطن فروشی است. ما باید یک جایی بتوانیم کنار هم بایستیم. گرچه با هم کلی اختلاف نظر داشته باشیم.
 _در چند ماه گذشته مساله املاک نجومی، حقوق های نجومی، برخی مفاسد اقتصادی و تخلفات مالی در رسانه ها و افکار عمومی موضوع بحث و گفتگو بوده است. همین موارد در رقابت های و انتخاباتی هم به عنوان سوژه داغ مطرح شده و خواهد شد. به نظر شما تا چه حدی می شود این مباحث را وارد مسائل انتخاباتی کرد؟ و شایسته است مردم، رسانه ها و نظام با این مسائل چگونه برخورد کنند؟
 _پاشنه آشیل نظاممان آلودگی مالی است
 مردم برای آن انقلاب د که حلبی آباد نداشته باشیم
 در این که چشم اسفندیار و پاشنه آشیل نظاممان آلودگی مالی است تردیدی ندارم. متاسفانه در این زمینه خیلی ها پایشان گیر است. آن چیزی که باعث شد مردم جذب انقلاب ی شوند این نبود که مثلا انقلاب برای آنها برج بسازد و تلفن همراه را گسترش دهد. چون مردم می فهمیدند شاه شاید بهتر از این را می توانست انجام دهد. وضع دوبی قبل انقلاب را با الان مقایسه کنید. اگر قرار بر مسابقه اینچنینی با دوبی بود قطعا وضع ما بهتر از این بود. اگه قرار بود شاه همچنان حکومت کند و یا پسرش شاه ایران باشد، آیا و غرب به ما کمک نمی کرد که اتوبان و ساختمان داشته باشیم؟ اما مردم برای این ها انقلاب ن د. مردم برای آن انقلاب د که حلبی آباد نداشته باشیم. وقتی به خیابان می آمدند و شعار می دادند هدفشان این بود که دستورات دینی آنگونه که در سیره و اهل بیت خونده بودند اجرا شود. این بود که آنچه ون در بالای منبر می گفتند را در عرصه عمل ببینند.
 شهید بهشتی در یک سخنرانی پس از بازگو سیره رسول خدا(ص) در برخورد با مردم، افزودند: «ای مسئولان ! (خطاب به خودم که یکی از شما هستم و خطاب به بقیه که شما هستید)، ما اگر ذرّه ای از این سیره نبی اکرم منحرف شویم، اگر مناسبات داخل جامعه ی و مناسبات بیرون جامعه ی تنها الفبایی که با آن حرف می زنیم الفبای قدرت باشد، به خدا سوگند این جمهوری دیگر باقی نخواهد ماند.
ما اگر در هر برخورد، در هر رفتار، در هر رابطه نشان بدهیم که عاشق آن هستیم که انسان هایی را به راه نورانیت و وارد کنیم، با سخنمان، با علم مان، با عدل مان، با حق مان و با صدق مان و حاکمیت بر جامعه ی حاکمیت صدق و حق و عدل شود، آن وقت است که می توانیم مطمئن باشیم جمهوری ما باقی خواهد ماند». اگر رفتار ما و کردار ما طوری بود که مردم احساس د در سیره و رفتار اهل بیت شنیده اند و خوانده اند و منتظرش بودند آن وقت این هویت هویتی است که مردم پای آن می ایستند و آن وقت این تمامیت و این شاکله طوری است که مردم حاضرند جان خودشان را هم برای آن بدهند. اما اگر احساس د به هر میزان بین آن آرمان و این واقعیت فاصله است به همان میزان هم وفاداری مردم نسبت به نظام کاسته خواهد شد.
 _برای اینکه این به تعبیر شما پاشنه آشیل دستاویز گروه ها نشود و عادلانه مورد بررسی و برخورد قرار بگیرد چه باید کرد؟
 اینجا قوه قضاییه باید فارغ از رفتار و جناحی و حزبی به شکل امین مردم و دستگاه مردم و به عنوان دادستانی که قرار است داد مردم را بستاند وارد میدان شود و فارغ از اینکه هرمتخلفی به چه دستگاه و جریان ، نهاد، حوزه و جریان فکری اعتقادی تعلق دارد طبق قانون برخورد کند. ی که همه باید از آن حراست ند و قاعده-ای که همه باید به آن زام داشته باشند قانون است. هر چه حرمت قانون بیشتر شود سلامت و امنیت جامعه افزایش خواهد یافت.
 

گفتگو کننده: سایت تابناک
 

منبع :
برچسب ها : مردم برای آن انقلاب د که ... - مردم , ,کنیم ,قدرت ,برخورد ,سیاست ,شهید بهشتی , ,نامزد انتخابات , حسین ,مردم برای ,مجلس شورای ی ,فلان نامزد انتخابات ,گفتیم آبروی مسلمان ,آباد نداش
مردم برای آن انقلاب د که ... مردم , ,کنیم ,قدرت ,برخورد ,سیاست ,شهید بهشتی , ,نامزد انتخابات , حسین ,مردم برای ,مجلس شورای ی ,فلان نامزد انتخابات ,گفتیم آبروی مسلمان ,آباد نداش
مرده ان ببرد با بمب هسته ای- تان! ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  مرده ان ببرد با بمب هسته ای- تان! ...      

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای کره شمالی پادگانی تمام عیار

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

 

نتیجه تصویری برای کاریکاتور کره شمالی

 

نتیجه تصویری برای کاریکاتور کره شمالی

 

 وبلاگ محمد مهاجری ، خبرآنلاین:  4سال پیش تقریبا در همین ایام، کره شمالی بودم. همین کشوری که این روزها تیتر اول رسانه های دنیاست و دلواپس های وطنی قند توی دلشان آب می شود که همین الان "اون" (پسرشجاع )یک موشک می-زند به قلب امریکا و به همه دنیا نشان می دهد که " " یعنی کشک!
 کره شمالی را نه من، که خیلی ها اینجوری دیده اند:
- از دم گیت ورودی فرودگاه، یک امنیتی دنب می آید که اسمش "راهنما"ست. همه جا همراهت است حتی - ببخشید- تا پشت در دستشویی.
-مردم صبح زود که می روند سر کار، ل تر و خموده تر و افسرده تر از بی هستند که از کار به خانه برگشته اند.
-مردم ماشین شخصی ندارند، و آنطور که راهنمایم می گفت:" انمان بخاطر اینکه سلامت بمانیم ماشین بهمان نمی دهند تا پیاده برویم و چاق نشویم"
-کنکور و حتی در پایتخت مال فرزندان مقامات امنیتی و نظامی و حزب حاکم است.
در بقیه ا،حد تحصیلات مشخص شده. عده ای می توانند دیپلم بگیرند، تعداد بیشتری سیکل و عده بیشتر تری،تا پایان ابت درس می خوانند.
-
هیچ ایمیل شخصی ندارد و اگر آدرس پست الکترونی ا بخواهی یک ایمیل تی تحویلت می دهد و می گوید مربوطه که بداند برای من فرستاده ای، پرینتش را به من می دهد.
-
اگر هوس رو مه خواندن کنی باید امروز سفارش بدهی، تا شب برایت چاپ کنند و فردا بروی بگیری.
-
محکومی به دیدن2شبکه تلویزیونی . یکی از عصر تا سر شب . و دیگری از عصر تا یکی دوساعت بعد از غروب آفتاب.
نصف بیشتر برنامه ها هم به نشان دادن"اون" و و آواز و طبیعت اختصاص دارد.
- حتی اگر بخواهی به سفارت ک بروی، امنیتی لازم می داند همراهت بیاید.
-
گاه و بیگاه مجبوری بروی جلوی مجسمه بابا و بابابزرگ"اون"تعظیم کنی.
- بر اساس جایگاه اجتماعی-ات، درآمدی داری که فقط می توانی از فروشگاههایی که مربوط به طبقه خودت است ید کنی.
اگر بخواهی گوشت بخوری و مثلا هوس گوشت کنی باید 2تا3برابر گوشت سگ هزینه کنی.
- غیر از پایتخت که به زور بزک دوزک قیافه اش را - آن هم در معابر اصلی- تزیین کرده اند، بقیه کشور را نکبت فراگرفته و فقر از در و دیوارش بالا می رود.
-...
 کاش دلواپس های عاشق موشک و سلاح هسته ای که قبله شان"اون" است و قطعا با ویزای سریع و تور مجانی می توانند به کره شمالی بروند یک هفته را در کعبه آ ان بگذرانند و بعدا نظر بدهند. شاید آنها زودتر از امثال من به این نتیجه برسند که حتی اگر در آن کشور روزی صدتا بمب هسته ای هم تولید کنند،هیچ شرفی برای مردم و کشورشان ندارد. و یقین دارم این مهمانان دلواپس موقع برگشتن از خاک کره زیر لب خواهند گفت:"مرده ان ببرد با بمب هسته ای تان". (البته اگر وجدانشان را پیش"اون" جا نگذارند.)
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

منبع :
برچسب ها : مرده ان ببرد با بمب هسته ای- تان! ... - هسته ,مردم ,امنیتی ,بخواهی ,گوشت , ,مرده ان , ان ببرد , امنیتی
مرده ان ببرد با بمب هسته ای- تان! ... هسته ,مردم ,امنیتی ,بخواهی ,گوشت , ,مرده ان , ان ببرد , امنیتی
ارزشمندتر از طـــلای نـــآب؟! ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  ارزشمندتر از طـــلای نـــآب؟! ...  

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای فلفل سیاه

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای فلفل سیاه


فلفل سیاه میوه های خشک شده تیره رنگ گیاه فلفل است. گیاه فلفل بومی جنوب هند است. فلفل سیاه علاوه بر این که خواص درمانی دارد و به غذا طعم می دهد، کاربردهای دیگری نیز دارد که در این مطلب به آن اشاره شده است.
 
براق نگه داشتن رنگ لباس : بعضی از لباس ها پس از شست و شو، کدر می شود اما این بار هنگام شست و شو مقداری فلفل سیاه (یک قاشق چای خوری) روی لباس ها بریزید و سپس ماشین لباسشویی را روشن کنید. این امر باعث براق شدن لباس ها می شود.
 رفع سرفه خلط دار : اگر دچار سرفه خلط دار شده اید، کافی است یک فنجان چای سیاه حاوی مقداری فلفل سیاه و عسل مصرف کنید. این یک شیوه درمان قدیمی انگلیسی و طب سنتی چینی است.فلفل، گردش خون را بهبود می بخشد و باعث جریان یافتن خلط غلیظ می شود. عسل تسکین دهنده طبیعی و آنتی بیوتیک است.یک قاشق چای خوری فلفل سیاه تازه آسیاب شده و 2 قاشق غذاخوری عسل را در فنجان مخلوط کنید و روی آن آب جوش بریزید و بگذارید 15 دقیقه دم بکشد. یا این که مقداری فلفل سیاه روی برش لیمو بریزید و بمکید.
 ترک سیگار : نتایج تحقیق سال 2013 نشان می دهد زمانی که مصرف کننده نیکوتین، روغن فلفل سیاه را استنشاق می کند، تمایل وی به مصرف این ماده (نیکوتین) کاهش پیدا می کند. داوطلبان احساس سوزش خفیفی را گزارش دادند که هنگام سیگار کشیدن نیز احساس می کنند. محققان به افرادی که سیگاری هستند توصیه می کنند هر زمانی که هوس سیگار کشیدن د، کمی روغن فلفل استنشاق کنند.
 رفع گرفتگی بینی : فلفل سیاه، یک ضد احتقان طبیعی و حاوی ماده شیمیایی است که باعث رقیق شدن خلط می شود و از این طریق سینوس ها پاک می شود. تقریباً 5 قطره روغن فلفل سیاه با کمی روغن اوکالیپتوس را به آب جوش اضافه کنید. با استنشاق این مایه سینوس ها باز می شود.
تسکین درد عضلات : پس از یک تمرین ورزشی سخت، تقریباً همه دچار گرفتگی عضله می شوند که با ماساژ دادن با روغن فلفل سیاه می توان درد گرفتگی عضلانی را کم کرد. این روغن باعث گردش خون و ایجاد حرارت در عضلات می شود. این روغن به سفت شدن عضلات کمک می کند. 2 قطره روغن فلفل سیاه را با 4 قطره روغن رزماری و در صورت تمایل 2 قطره روغن زنجبیل به قسمت موثر بمالید.
 مراقبت از پوست : فلفل دارای خاصیت ضدباکتریایی و آنتی ا یدانی است که باعث صاف شدن پوست می شود. فلفل به طور طبیعی گردش خون را افزایش می دهد و این امر کمک می کند با ایجاد حرارت ملایم روی پوست، منافذ آن باز شود. فلفل سیاه به عنوان اسکراب، دانه های سرسیاه پوست را از بین می برد.
 درمان زخم : فلفل خاصیت ضدباکتریایی دارد و باعث ه شدن خون و در نتیجه متوقف شدن خونریزی نیز می شود. در جنگ جهانی دوم برای درمان سربازان زخمی و رفع خونریزی آن ها از فلفل سیاه استفاده می د.
 خواص فلفل سیاه : در برخی از ای هند مردم روز را با یک فنجان قهوه سیاه همراه با مقداری پودر فلفل سیاه که داخل آن حل شده، آغاز می کنند. بسیاری از مطالعات و آزمایشات پزشکی تایید می کنند که فلفل سیاه فعالیت مجاری گوارشی را تقویت می کند و علاوه بر بهبود فرآیند هضم غذا، تحریک کننده ترشحات بزاقی است. این ادویه هم چنین در بهبود عملکرد معده نقش مفیدی دارد.
 فلفل سیاه پرزهای چشایی را تحریک می کند و پیامی به معده می فرستد که باعث ترشح اسید هیدروکلوریک و در نتیجه هضم بهتر غذا می شود. وجود اسید هیدروکلوریک برای هضم پروتئین ها و دیگر مواد غذایی در معده ضروری است. در استعمال داخلی به عنوان محرک اشتها، مدر، بادشکن، گرم کننده و ضد سم و برای رفع انواعی از مسمومیت های غذایی به کار می رود. همچنین فلفل سیاه برای معالجه اسهال تابستانه، اسهال خونی، کاهش احتمال سرماخوردگی و دردهای روماتیسمی مفید است. فلفل سیاه هم چنین خواص آنتی ا یدانی فوق العاده ای دارد. این ادویه تاثیر فوق العاده ای برای مقابله با رشد باکتری های مضر بویژه در روده دارد.

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی   


برچسب ها: فلفل سیاه، سرفه خلط دار، ترک سیگار، گرفتگی بینی، درد عضلات، درمان زخم، هضم غذا،

منبع :
برچسب ها : ارزشمندتر از طـــلای نـــآب؟! ... - فلفل ,سیاه ,روغن ,باعث ,مقداری ,لباس ,فلفل سیاه ,روغن فلفل ,قطره روغن ,مقداری فلفل ,اسید هیدروکلوریک
ارزشمندتر از طـــلای نـــآب؟! ... فلفل ,سیاه ,روغن ,باعث ,مقداری ,لباس ,فلفل سیاه ,روغن فلفل ,قطره روغن ,مقداری فلفل ,اسید هیدروکلوریک
شَرم از خدا نباشه، انجام هر کاری مُجازه ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   شَرم از خدا نباشه، انجام هر کاری مُجازه ...  

 

  شَرم از خدا نباشه، انجام هر کاری مُجازه ...  

 

 

  پیروزی از نگاه آدمـخـــواران ...  

 

 

  باطلی که تا دندان مُسلح-ست ،

 تحمل ِ هیچ فریاد اعتراضی را ندارد ...  

 

 

 اینم تَندیس یکی دیگه از مُزدوران «نظام سلطه» ...

 

 

 باز هم خون تو جـــوهَـــر قلم ِ خواهان میشود ...

 

 

 ثـمـــره-ی «زر ، زور ، تبعیض» ...

 

 

 وقتی با قطع شاخه-ها به نتیجه نمیرسند،

 هر تَرفندی میزنند تا به ریشه-ها برسند! ...

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: شَرم از خدا، آدمـخـــواران، فریاد اعتراض، مُزدوران نظام سلطه، تبعیض، ریشه-ها،

منبع :
برچسب ها : شَرم از خدا نباشه، انجام هر کاری مُجازه ... - شَرم ,مُجازه ,کاری ,انجام ,نباشه، ,کاری مُجازه ,نباشه، انجام
شَرم از خدا نباشه، انجام هر کاری مُجازه ... شَرم ,مُجازه ,کاری ,انجام ,نباشه، ,کاری مُجازه ,نباشه، انجام
مردم نان ندارند، اینها می خواهند به عیاشی بروند!؟ ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  مردم نان ندارند، اینها می خواهند به عیاشی بروند!؟ ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

مردم نان ندارد، اینها می خواهند به یوم بروند

 

 عصر ایران ؛ مصطفی داننده : این روزها بحث ورود خانم ها به ورزشگاه برای دیدن مسابقات فوتبال داغ داغ است. قبل از این نیز ماجرای لغو کنسرت ها در برخی ا به ویژه مشهد تبدیل به داستان هزار و یک شب کشور شده بود. وقتی این دغدغه ها مطرح می شود، عده ای با پاک صورت مسئله می گویند مردم نان ندارند بخورند اینها می خواهند به یوم بروند یا وقتی جوانان بیکار هستند چرا کنسرت برگزار می کنند.  این افراد اعتقاد دارند مسئولان کشور نباید وقت خود را صرف این کارها کنند و بهتر است به مشکلات اقتصادی کشور برسند.  حرف این افراد در مورد این که کشور دچار مشکلات عدیده اقتصادی است درست است. بله، بسیاری از جوانان درگیر اشتغال، ازدواج، مسکن و ... هستند. بسیاری از مردم با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته اند اما آیا این مشکلات باعث نمی-شود ما چشم خود را بر دیگر مشکلات دیگر ببندیم و مانع از حقوق مردم بشویم.
 علاوه بر این، این موارد ارتباطی با هم ندارند. عدم برگزاری کنسرت یا عدم حضور خانم ها در ورزشگاه ها، مشکلات اقتصادی را حل نمی-کند بلکه تنها بخشی از جامعه را از حق و حقوق خود محروم می کند. همچنین صاحبان چنین استدلال هایی انگیزه اصلی خود را در مخالف با برگزاری کنسرت یا ورود خانم ها به ورزشگاه ها را در پشت چنین استدلال هایی پنهان می کنند.
 تصور کنید خانه شما دچار مشکلات عدیده ای است. دیوارش ترک خورده، آب قطع است، برق ندارید. قطع بودن آب احتمالا برای شما جدی تر از مشکلات دیگر است. سعی می کنید آن را حل کنید اما آیا در این میان تلاش نمی کنید به مشکل برق هم رسیدگی کنید یا فکری به حال دیوار ترک خورده کنید.  امروز هم ایران یک مشکل اساسی به نام اقتصاد دارد و مسئولین هم در حال تلاش برای حل آن هستند اما نمی شود به خاطر این مشکل، چشم خود را برای دیگر مشکلات کشور ببندیم.
 همین نرفتن جوانان به کنسرت به ویژه در شهر مشهد و یا نرفتن ن به یوم می تواند در سال های پیش رو تبدیل به معضلی بزرگ برای کشور شود.
 معمولا در جهان ورزشگاه ها و سالن های کنسرت محلی برای تخلیه انرژی جوانان است. جوان احتیاج به تخلیه انرژی جوانی دارد. برای جوان به ویژه خانم ها چه جایی امن تر از کنسرت و ورزشگاه ها.
 تصور کنید جوانان نتوانند انرژی ها نهفته خود را تخلیه کنند. می دانید این انرژی های نهفته و البته سرخورده می تواند چه مشکلاتی برای این افراد بوجود بیاورد.  به راحتی با دست خودمان مشکلات کوچک با راه حل های ساده را چنان بزرگ می کنیم که نمی توانیم از پس آن بر بیاییم.
 نکته ای که برخی دوستان فراموش کرده اند این معناست که جوان امروز با جوان ده یا بیست سال پیش فرق دارد. برای این جوانان این نسل، اندازه جهان برای به اندازه یک موبایل یا تبلت است.
 به واسطه شبکه های جهانی امروز تمام اتفاقات دنیا پیش چشم آنهاست. متولدین دهه 60، 70 و حتی 80 در جریان تمام اتفاقات فرهنگی و اجتماعی دنیا هستند.
 با مشکلات این نسل نمی شود همانگونه برخورد کرد که در دهه 60 برخورد می شد. جوانان امروز احتیاجی به رفتاری ایج دارند نه برخوردی سلبی. باور کنیم با رفتن ن به ورزشگاه یا برگزاری کنسرت هیچ مشکلی برای کشور پیش نخواهد آمد و تازه بسیاری از مشکلات هم حل خواهد شد.
 کاش از خودمان سوال می کردیم دلیل گرایش برخی جوانان امروز ایران به سمت رفتارهای غیرصحیح، پرخطر و آسیب های اجتماعی از جمله چیست؟
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

منبع :
برچسب ها : مردم نان ندارند، اینها می خواهند به عیاشی بروند!؟ ... - مشکلات ,جوانان ,کشور ,کنسرت ,مردم ,ورزشگاه ,اینها می خواهند ,برگزاری کنسرت ,برای کشور , تصور کنید ,تخلیه انرژی ,ندارند، اینها می خواهند
مردم نان ندارند، اینها می خواهند به عیاشی بروند!؟ ... مشکلات ,جوانان ,کشور ,کنسرت ,مردم ,ورزشگاه ,اینها می خواهند ,برگزاری کنسرت ,برای کشور , تصور کنید ,تخلیه انرژی ,ندارند، اینها می خواهند
صمدی-های خودبین ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

    صمدی-های خودبین ...    

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8306544434/xodb3ny_hem8qat_ast_2.jpeg

 

http://s9.picofile.com/file/8306544518/xodb3ny_hem8qat_ast_4.jpeg

 

http://s9.picofile.com/file/8306544642/xodb3ny_hem8qat_ast_6.jpeg

 

http://s8.picofile.com/file/8306545284/xodb3ny_hem8qat_ast_1.jpeg

 

http://s8.picofile.com/file/8306545334/xodb3ny_hem8qat_ast_3.jpeg

 

http://s8.picofile.com/file/8306545442/xodb3ny_hem8qat_ast_5.jpeg

 
چند سال پیش تو محله ما همسایه-ای داشتیم خود شیفته و از خود راضی، خودشو عقل کل میدونست. تو کار همه اهالی محل دخ میکرد اما اجازه نمیداد ی در موردش حرفی بزند ، اسمش هم آقا صمد بود.
 یک عادت بسیار بدی هم خانوادگی داشتن این بود که حتما در طول هفته با یکی درگیر میشدند. بعد کلی داد و بیداد تو کوچه می وُ میرفتن بالا پشت بام شروع می د به جیغ و داد و گفتن بد و بیراه به طرف. به خیال خودشون میخواستن آبروی طرفو ببرن. تا اینکه خدا خواست یکی از همسایه ها میخواست خونه-شو بفروشه بره به شهر همسرش. بقول همسرش میگفت آ عمری میخوام در کنار بابا و مامانم که پیر شدن باشم و عصای دستشون. این آقا خونه را فروخت به یه نفر به اسم آقا طاهر. ظاهرش خیلی خوش تیپ و بلند قد و صدای رسایی هم داشت . سه تا پسر و دوتا دختر هم داشت اما همسرش واقعا کلانتر بود و از خدا خواسته کلانتر محل هم شد. زن و شوهر افرادی بودند مردم دار، اما اگر ی میخواست به ی زور بگه یا ی رو اذیت کنه حس جلوش در می-اومدند . البته اولش با نصیحت و آیه و حدیث. اما اگر نمیشد، حتما طرف یه سیلی از آقا طاهر که واقعا هم برای خودش غولی بود میخورد. همه اهل محل بهشون احترام میذاشتن بخاطر این اخلاق حسن-شون. تا اینکه زد یه روزی همسر صمد آقای خود شیفته که دل خوشی هم از اینا نداشت با همسر آقا طاهر درگیر شد. طبق معمول تو کوچه داد و بیداد د بعدش رفتن پشت بام جیغ و داد . وقتی آقا طاهر از سر کار برگشت اومد خونه وضعو دید رفت درشونو زد. کلهم اجمعینهمشون ریختن بیرون. آقا طاهر با خوشرویی سئوال میکرد اونا همشون یهویی با داد و بیداد جواب میدادند. هرچه آقا طاهر خواهش میکرد پدر خانواده حرف بزنه هیچکدام راضی نمیشدن و همگی باهم برای یه سئوال جواب میداند. آقا طاهر دید نه بابا اینا اهل صحبت و احترام نیستن. دو قدم گذاشت جلو یقه-ی آقا صمد رو گرفت بلندش کرد کوبیدش زمین بعد پسرشو زد زمین ، بعد زنشو زد زمین. دختراش رفتن تو درو بستن. آقا طاهر گفت ضعیفه ی سلیطه بلند شو برو گمشو حالا با هرکدوماز دستاش پدر و پسر رو گرفته کله شونو بهم میزد، اینا هم اولش بد و بیراه میگفتن بعدش افتادن به خواهش تمنا و غلط کردیم. همسایه ها رفتن جلو وَ پا در میانی موضوع حل شد اما همگی خوشحال بودن که این آقا صمد خود شیفته بد جوری دماغ سوخته شد اونم برای اولین بار. دیگه محل امن و امان شده بود آقا صمد و خونواده-اش هم سر براه شده بودند به همه سلام میدادند.
 تو مملکت ما هم هستن افرادی که خود شیفته هستن گاهی دماغ سوخته میشن باز هم از شیطون نمیان پائین.
مکرو ومکر الله والله خیر و الماکرین. یدالله فوق ایدیهم ...

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

منبع :
برچسب ها : صمدی-های خودبین ... - طاهر ,شیفته ,اینا ,زمین ,رفتن ,خونه ,دماغ سوخته
صمدی-های خودبین ... طاهر ,شیفته ,اینا ,زمین ,رفتن ,خونه ,دماغ سوخته
آیت الله امجد: بدبختی ما این است که همه را جهنمی و خود را بهشتی می دانیم ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

آیت الله امجد: بدبختی ما این است که همه را جهنمی و خود را بهشتی می دانیم ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

     به گزارش جماران، آیت الله امجد شب احیاء ، شب نوزدهم ماه مبارک رمضان در موسسه نوید صالحین، گفت: در این عالم، برخی احکام بر برخی احکام دیگر و برخی قوانین بر برخی قوانین دیگر حاکم هستند. تبعیت بر همه چیز حاکم است و اگر تبعیت بر همه چیز حاکم باشد، جامعه به این بدبختی نمی افتد.
آیت الله امجد در ادامه تصریح کرد: به راستی شکر کدام نعمت خدادادی را می توانیم به جا آوریم؟ شما می توانید شکر کنید که خدا ما را وادار کرده روزی ۱۰ مرتبه قرآن بخوانیم؟ با آن همه گرفتاری روزی چندین مرتبه قرآن می خواند؛ چهره مظلومی است.
وی با اشاره به اینکه هرچه خدا گفت، برع انجام دادیم، تصریح کرد: ما امانت خدا هستیم و به خودمان خیانت کردیم؛ خدا گفت «نکنید»، انجام دادیم؛ خدا گفت «انجام دهید»، نکردیم. ما گوش شنوا نداریم.
 آیت الله امجد با تاکید بر اینکه اعتدال نداریم، گفت: یا هیچ کاری را انجام نمی دهیم، یا همه کار می کنیم. مدیر باید دارای ۴ شرط مدیریت باشد؛ مدیر باید اختیار داشته باشد، امین باشد، حسابرس باشد و آگاهی داشته باشد.
وی با تاکید بر اینکه مشکلات زیادی در جامعه وجود دارد که انسان را خُرد می کند، اظهار کرد: امشب آمده ایم تا قرآن را روی سر بگذاریم؛ قرآن نور است، قرآن هدایت است. مشکلات جامعه کم نیست؛ مشکلات جامعه آدم را د می کند. امشب آمدیم برای ظهور زمان (ع) دعا و طلب مغفرت کنیم. باید از گناهان خود توبه کنیم.
آیت الله امجد با اشاره به شهادت آیت الله مدنی، گفت:
آیت الله مدنی ۴۰ سال قبل از شهادتش، شک کرده بود که کشته می شود، وی یکپارچه نور بود؛ شب احیاء بالای منبر رفته بود و به مردم گفته بود که «آقایان شما آمدید از گناهانتان توبه کنید، من آمده ام از منبر هایم توبه کنم». آیت الله مدنی، شهید بزرگوار، نسبت به ارزش ها حساس بود اما بالای منبر رفته بود و گفت که می خواهم از منبر خود توبه کنم.
وی با تاکید بر اینکه آمده ایم امشب با علی (ع) آشتی کنیم و او را بشناسیم، اظهار کرد: این دنیا متاع غرور و متاع بلاغ است؛ دنیا معبد، و جای انبیاء است؛ اینجا از بهشت بالا تر است چرا که در بهشت ترقی عملی نیست، در دنیا با یک صلوات به عرش می رسید. اینجا، جای متاع بلاغ است. اما هیچ به اندازه حضرت علی (ع) به دنیا تیر نزده است، چیست دنیا؟ از خدا غافل شدن.
آیت الله امجد با تاکید بر اینکه انسان نباید اسیر نان و آب باشد، گفت: ما همه ابزار خدادادی، زمین، آسمان، ک شان و... را که برای انسان آفریده شده را به یاد داریم؟ فرض کنیم بهشت و جهنم نباشد، آیا درست است که گناه کنیم؟ همه این ها برای این است که انسان نان و آب داشته باشد.
وی تصریح کرد:
پیغمبر (ص)، حضرت علی و زمان (عج) پدران شما هستند، چه غم دارید؟ ی پدر دارد، غم دارد؟ علی (ع) بعد از جانشین است، علی جان شیرین است. خدا به نام علی (ع) جلوه کرده است، می خواهید خدا را ببینید، علی (ع) را ببینید.
آیت الله امجد با تاکید بر اینکه اگر مجتهد عادل و رساله عملی داشته باشیم، پیرو علی می شویم، خطاب به حاضرین اظهار کرد: انسان درصورتی که خود را بشناسد می تواند خدا را بشناسد، خود را بی د تا خدا را بشناسید. چه بخواهید و چه نخواهید بهشت و جهنم وجود دارد، امشب خود را بشناسید.
وی ادامه داد: فردی به حسین (ع) می گوید، می خواهم گناه کنم؛ حسین (ع) مانند ما نیست که به او بگوید خبیث، ملعون؛ او را بگیرید، ببرید، ۱۱۰ را خبر کنید و ببرید زندان؛ حسین (ع) انسان است. بشر با انسان فرق می کند؛ این بشر آمده تا انسان شود، انسان بی نهایت بزرگ. حضرت می فرماید، اگر می خواهی گناه کنی، برو جایی که خدا تو را نبیند؛ این بزرگان این گونه تربیت می د.
آیت الله امجد افزود: ممکن است فردی اهل گناه باشد و در نهایت به بهشت برود، ممکن است فردی تمام عمر در حوزه باشد و به ته جهنم برود. تمام بدبختی ما از خودبینی و تمام سعادت در خدا پرستی است. انسان باید بداند که مبداء است. دریا است؛ خویش را باید در خویش پیدا کند. ما خودبینیم. خودبینی، تکبر، کبر به همراه می آورد.
ما دو دشمن چون نفس و زینت دنیا داریم و تمام بدبختی ما از خودپرستی، خودبینی و عدم خداپرستیمان است. ما همه را جهنمی و خود را بهشتی می دانیم.
وی با تاکید بر اینکه امشب برای توبه آمده ایم، اظهار کرد: خدا غیر از قاتل حسین (ع) همه را می بخشد؛
هر ، هرچه، هرجا، هر فرصت می تواند توبه کند. توبه، پشیمانی است. ما مرده های عمودی هستیم که بعدا افقی می شود. باید «خ مان» را کنار بگذاریم، در این صورت آدم می شویم؛ تا خ می کنیم، آدم نمی شویم. اگر بتوانیم امشب خودخواهیمان را کنار بگذاریم به عرش می رویم.

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

منبع :
برچسب ها : آیت الله امجد: بدبختی ما این است که همه را جهنمی و خود را بهشتی می دانیم ... - الله ,انسان ,امجد , ,اینکه ,امشب ,الله امجد , حسین ,بهشتی می دانیم ,بالای منبر ,الله مدنی،
آیت الله امجد: بدبختی ما این است که همه را جهنمی و خود را بهشتی می دانیم ... الله ,انسان ,امجد , ,اینکه ,امشب ,الله امجد , حسین ,بهشتی می دانیم ,بالای منبر ,الله مدنی،
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

    ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ...   

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

  جهل وُ بی-تفاوتی ...

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

تصویر مرتبط

  جماعتی که خود را بخواب زده-اند ...

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

  چشم وُ هم-چشمی ... 

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

  چشم-بسته هر غذای روحی را میخورند ... 

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

 

http://s5.picofile.com/file/8115897126/duste_n8d8n_1.jpg

  خلق را تقلیشان بر باد داد ... 

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

  تمس اهل بصیرت ... 

نتیجه تصویری برای ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ

  سرانجام احمق ِ خودبین ... 

 

    ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
دوتا ﺍﻟﻨﮕﻮ ﺗﻮﯼ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﻭ دوتا ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺧﺮﺍﺏ ﺗﻮﯼ ﺩﻫﻨﺖ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ:
ﺭﻭﮊ ﻟﺒﺖ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﻧﺦ ﺩﻧﺪﻭﻧﺖ ﺗﻤﻮﻡ بشه.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﻋﺮﻭﺱ ﻓﺨﺮﯼ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻭُ ﺯﻥ ﺻﯿﻐﻪ ﺍﯼ ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻄﯿﺶ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺣﻔﻆ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﻣﺎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﻭ ﻧﺪﻭﻧﯽ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺗﻮﯼ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺁﺷﻐﺎﻝ ﺑﺮﯾﺰﯼ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻤﯿﺰﯼ ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﻬﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﯽ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺗﻮﻣﺎﻧﯽ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺸﯽ ﻭ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺭﻭ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﻧﮑﻨﯽ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺩﻡ ﺍﺯ ﺩﻣﻮﮐﺮﺍﺳﯽ ﺑﺰﻧﯽ ﻭﻟﯽ ، ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﭽﻪ ﺍﺕ ﺟﺮأﺕ ﻧﮑﻨﻪ ﺍﺯ ﺗﺮﺳﺖ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻪ ﮐﻪ ”ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻗﺎﺏ ﻋﮑﺲ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﺕ ﺭﻭ ﺷﮑﺴﺘﻪ”..
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻭﺭﺯﺵ ﻧﮑﻨﯽ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻨﺎﺳﺐ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﻏﺬﺍ ﻧﺨﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻭ ﺩﺍﺭﻭ ﮐﻤﮏ ﺑﮕﯿﺮﯼ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺩﺭ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻓﺮﺍﻏﺘﺖ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﭼﺮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﺑﺪﻧﺖ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﯽ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﺕ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮ ﺍﺯ ﯾﺨﭽﺎﻟﺖ ﺑﺎﺷﻪ.
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﮐﻤﮑﻪ، ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺖ ﺭﻭ ﺩﺭﺑﯿﺎﺭﯼ ﻭ ﺍﺯﺵ ﻓﯿﻠﻢ ﻭ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﯼ .
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: فقر فرهنگی، فقر اجتماعی، فقر اقتصادی، تجملگرایی، چشم وُ همچشمی، جهل وُ بی-تفاوتی، غذای روحی،
منبع :
برچسب ها : ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ... - ﺍﯾﻨﻪ
ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ... ﺍﯾﻨﻪ
اداره جامعه قبل از چماق به عقل و تدبیر نیاز دارد ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  اداره جامعه قبل از چماق به عقل و تدبیر نیاز دارد ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

وبلاگ محمدرضا زائری، خبرآنلاین: پس از بازنشر ویدئوی گشت ارشاد که به بهانه آن چیزی درباره حجاب نوشته بودم برخی دوستان پاسخ ها و یادداشت هایی منتشر د که شاید لازم بود من نیز در مقابل توضیحاتی بدهم.
لیکن هر چه فکر می کنم می بینم ادامه بحث به همان چیزی دامن می زند که از آن پرهیز دارم و به همین دلیل مدتهاست نه مصاحبه ای در این زمینه می کنم و نه سخنرانی و میزگرد و ... را می پذیرم، از این روی هر چه فکر دیدم جواب دادنش مصلحت نیست و ترجیح می دهم که گذشت زمان همه چیز را-بیش از امروز- روشن کند و مسؤولان امر را به این نتیجه برساند که اداره جامعه قبل از چماق به عقل و تدبیر نیاز دارد و رویارویی با مردم بیش از زور بازو نیازمند استفاده از دل و جان است .
فقط چون برخی در اصل تشکیک کرده بودند عرض می کنم که من از چند طریق از صحت اطمینان ب ولی با این حال خودم در آن پست احتمالات دیگر را برای گرفتن زهر مطلب مطرح کرده بودم. الآن هم مدارک و شواهد دیگری از سرنوشت دردناک برخوردهای انتظامی با موضوع حجاب دارم ولی فقط به عنوان نمونه همین دو نمونه برای انی که همچنان از گشت ارشاد دفاع می کنند منتشر می کنم.
اولی پیامک یکی از مأموران که هم کار خودش را زیر سؤال می برد و مقام مافوق و همکاران خود را عقده ای می نامد! و هم می خواهد باب ارتباط با شخص مثلا "مجرم" راباز کند! و دومی هم گزارش یکی از دنبال کنندگان این صفحه از تجربه خودش با یکی از مأموران ! واقعیت این است که این شیوه غیر عقلانی و رفتار نادرست که هر ی با اندک تأمل می تواند آسیب ها و عوارضش را درک کند به طور طبیعی نتایج و پیامدهای سیاه تر از این هم خواهد داشت!
نیروی انتظامی یکی از ارکان اساسی استقرار ثبات و امنیت کشور است و برخی از انی که پرسنل شریف نیروی انتظامی را در این سطح درگیر و گرفتار ساخته اند بی سر وصدا دارند کارکردهای اصلی این نیروی ارزشمند را ت یب می کنند.
متأسفانه انی که از گشت ارشاد دفاع می کنند متوجه نیستند که این روند در آینده نزدیک چه بنیان هایی را در نظام مان سست تر و لرزان تر خواهد ساخت و چگونه همین اندک فرصت باقیمانده برای ترویج ارزشهاى دینی را هم از ما خواهد گرفت. اشتباه فاحش دوستان دلسوز ما این است که به خاطر نگرانی شان در موضوع حجاب یک خطر و تهدید بزرگتر را نمی بینند و متوجه ابعاد خطرناک آن تهدید نیستند.
هنر آن است که انسان دورتر از اینجا و دیرتر از امروز را بییند و با تأمل در احوال پیشینیان از تاریخ درس بگیرد و بفهمد یک سیاست غلط و ناشیانه حتى با نیت صحیح چه غلط های بزرگی را رفم می زند.
کشور ما متاسفانه اکنون در شرایط بسیار سخت و دشواری قرار دارد و متن جامعه دچار آسیب های فراوان و در معرض بحران های سخت است ولی این بار بیش از آن که تهدید و نظامی باشد، این خطر در حوزه اجتماعی است.
امثال شهید محسن حججی با نثار جان خود تهدید و نظامی را پاسخ گفته و می گویند اما تهدید اجتماعی و مشکلات روزافزونی از قبیل بیکاری و فقر و فساد و اعتیاد و ... را با خون دادن نمی توان تدبیر کرد.
مصرف مشروبات الکلی به مراتب خطرناک تر از بی حج است، چرا ی نگران این خطر خانمان سوز نیست؟ خی ان را راحت کنم، اینجا دیگر با جان دادن و خون دادن و کربلا و عاشورا آف مشکل حل نمی شود! بلکه عقل و تدبیر و برنامه ریزی و صبر می خواهد!
آنان هم که نگران هستند باید تکلیف را روشن کنند، اگر قبول دارند که و المؤمنین را بهتر از آنان می شناسند باید به سراغ عد مظلوم و غریب بروند و اگر معتقد هستند که را از صاحبان خانه وحی بهتر می فهمند پس لااقل بدون تعارف و به صراحت بگویند و ما را راحت سازند!

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها: بدحج ، حجاب، پلیس امنیت اخلاقی، طرح امنیت اخلاقی،
منبع :
برچسب ها : اداره جامعه قبل از چماق به عقل و تدبیر نیاز دارد ... - تهدید ,تدبیر ,جامعه ,امنیت ,نیروی ,دادن ,اداره جامعه ,نیاز دارد ,تدبیر نیاز ,امنیت اخلاقی، ,تهدید
اداره جامعه قبل از چماق به عقل و تدبیر نیاز دارد ... تهدید ,تدبیر ,جامعه ,امنیت ,نیروی ,دادن ,اداره جامعه ,نیاز دارد ,تدبیر نیاز ,امنیت اخلاقی، ,تهدید
دوست آن باشد که ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 
  دوست آن باشد که ...  

 

http://s8.picofile.com/file/8304894134/duste_b8wafaa_1.jpg

http://s9.picofile.com/file/8304895500/raf3q_raf3qe_bachegyhaa_1.jpg

http://s8.picofile.com/file/8304895926/raf3qe_n8rae3q_1.jpg

http://s9.picofile.com/file/8304896318/raf3qe_n8rae3q_2.jpg

http://s9.picofile.com/file/8304897026/raf3qe_n8rae3q_3.jpg

نتیجه تصویری برای نارفیق شعر

نتیجه تصویری برای نارفیق شعر

نتیجه تصویری برای نه من شیر پر زور

تصویر مرتبط

 

  جان شیرینم ، هر چه فکر میکنم یادم نمیآد که حرفآی امشبم رو اینطور رُک وُ راست به تو گفته باشم ؛ درواقع هیچوقت موقعیت وُ فرصت مناسبی برای گفتن وُ شنیدن پیشآمد نکرده ، تا امشب ...

 «اگر رفیق شفیقی، درست پیمان باش / حریف خانه وُ گرمابه وُ گلستان باش» ...
 ممکنه تو یا همسالان تو بگن «ای بآبآ ... دلت خوشه. این رفیقی که خواجه-ی شیراز توصیه کرده مربوط به اون دورانه، چنین رفیقی دیگه "کیمیا" شده» ... درسته خیلی کمیاب شدن ، ولی نسل-شون منقرض نشده! ... درسته، حتی نسبت به چهل، پنجاه سال پیش هم خیلی کم شدن وَ رنگ عوض ، وَ الان هم رنگ وُ لعاب-شون هر روز بیشتر وُ بیشتر میشه.

   تقریباً بیست سالی شده که به این نتیجه رسیدم «بیشتر آدما با یک عینک "سیاستمدار ِ دلال-مآب" دوستآشونو انتخاب میکنند»!؟ یعنی ملاک انتخابشون اینه که طرف چی داره، چقدر داره، وَ کلا چقدرش به اونا «می-مـآسه» ... در واقع، به چشم یک ِ پُر-شیر ِ پُر-زور بهشون نگاه میکنند تا بتونند به بهترین وجه ، هر جا وَ هر وقت که لازم شد، ازشون سوء استفاده کنند تا اینکه تاریخ مصرفشون تموم بشه! ...  نمیگم همه، ولی اکثرشون اینطوری-ند ؛ کارشون که باهات تموم شد، بی-خبر وُ بی-خدا حافظی، حذفت میکنند. انگار نه انگار که هر چی تونستین «فقط محض رفاقت» کمک-شون کردی. بعضیاشون که حسابگر خوبی نیستن ، نامردیآی خودشونو نادیده میگیرن وُ برای کاری که باهات دارن، با کمال وقاحت وَ روی ِ خوش وُ چاپلوسانه میآن سراغت! ... صد رحمت به وفای گرگی که دو، سه بار لقمه-ای بهش دادین ...

   بدترین نارفیق یه که هرجایی که بخواد اظهار فضل میکنه وُ نظر میده، الا وقتیکه بیراه رفتن تو رو می-بینه وُ درک میکنه ؛ ولی بخاطر نامر سکوت میکنه، در حالیکه تو رو بطرف بیراهه-های مُ ب دیگه وَسوسه وُ تشویقت میکنه وَ از این سادیسم «دیگر-آزاری»، در خفا لذت می-بَره! ... اگه به راه دوری برای زندگی بری، حتی جواب نامه-تو هم نمیده ؛ تو مَرامش اینه : «مُرغی که از قفس پرید، ارزش جواب نامه رو هم نداره، با شکار دیگه-ای باید جاشو پُر کرد»! ...

     بعضی وقتآ اینآ برای اثبات دوستی-شون ، احتمالاً کمکی به شما میکنند که در حقیقت نوعی نون قرض دادن وَ «دون پاشیدنه» تا اعتمادتونو بشتر جلب کنند.

 شاید متوجه شده باشین که منظور کل ِ حرفآی من این نیست که یک خط قرمز دور خودتون بکشید وَ تنهایی وُ عُزلت رو انتخاب کنید ؛ دلـبـنــــدم ، منظورم اینه که هر دستی که بطرفتان دراز میشه، زدن هر لبخند دوستانه-ای به روی ماهتان، هر تعریف وُ تمجیدی، هر دعوت وُ تقاضایی، وَ خلاصه هر چیزی مثل اینآ ، ممکنه خالصانه وُ صادقانه نباشه، دام فریبی باشه برای خام شما ؛ خصوصاً از طرف آقایون به خانمها! ...

     اگه با ی دوست میشین، «زودی میخهای عاطفه وُ دوستی» رو نکوبین، فرصت بدین تا مَحَکهای دوستی اثبات بشه، بعد به تدریج ، اعتمادتونو نشون بدین.

 

   عـبـــد عـا صـی 

منبع :
برچسب ها : دوست آن باشد که ... - میکنه ,میکنند ,اینه ,دوست ,جواب نامه
دوست آن باشد که ... میکنه ,میکنند ,اینه ,دوست ,جواب نامه
ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺘﻤﺎ
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
    ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺘﻤﺎ    


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8304378076/y8dam_b8shad_fardaa_sobh_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8304378226/y8dam_b8shad_fardaa_sobh_6.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8304378618/y8dam_b8shad_fardaa_sobh_4.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8304379200/y8dam_b8shad_fardaa_sobh_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8304379500/y8dam_b8shad_fardaa_sobh_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8304379818/y8dam_b8shad_fardaa_sobh_5.jpg

 

 ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺩﻡ ﺻﺒﺢ 
 ﺟﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﺷم 
 ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺷﻢ، ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻬﺮ 
 ﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻨﻢ، ﻫﺮ ﭼﻪ ﮔﺬﺷﺖ 
 ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﺩﻝ، ﺑﺘﮑﺎﻧﻢ ﺍﺯﻏﻢ 
 ﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﮔﺬﺷﺖ، 
 ﺑﺰﺩﺍﯾﻢ ﺩﯾﮕﺮ،ﺗﺎﺭ ﮐﺪﻭﺭﺕ، ﺍﺯ ﺩﻝ 
 ﻣﺸﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ، ﺗﺎ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﯽ ﮔﺮﺩﺩ 
 ﻭ ﺑﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺧﻮﺵ 
 ﺩﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ 
 ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺩﻡ ﺻﺒﺢ 
 ﺑﻪ ﻧﺴﯿﻢ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺻﺪﻕ، ﺳﻼﻣﯽ ﺑﺪﻫﻢ 
 ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻧﺨﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺴﺖ 
 ﺗﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ، ﻧﮕﺮﺩﺩ ﻓﺮﺩﺍ 
 ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺍﺳﺖ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺮﺩ 
 ﮔﺮﭼﻪ ﺩﯾﺮ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ 
 ﮐﺎﺳﻪ ﺍﯼ ﺁﺏ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺮﯾﺰﻡ ،ﺷﺎﯾﺪ 
 ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ ﺯ ﺳﻔﺮ ﺑﺮﮔﺮﺩﺩ 
 ﺑﺬﺭ ﺍﻣﯿﺪ ﺑﮑﺎﺭﻡ، ﺩﺭ ﺩﻝ 
 ﻟﺤﻈﻪ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﺑﻢ 
 ﻣﻦ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻣﺤﺒﺖ ﺑﺮﻭﻡ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ 
 ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺧﻮﺩﻡ، ﻋﺮﺿﻪ ﮐﻨﻢ 
 ﯾﮏ ﺑﻐﻞ ﻋﺸﻖ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﺨﺮم 
 ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺘﻤﺎ 
 ﺑﻪ ﺳﻼﻣﯽ، ﺩﻝ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﯼ ﺧﻮﺩ ﺷﺎﺩ ﮐﻨﻢ 
 ﺑﮕﺬﺭﻡ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺗﻘﺼﯿﺮ ﺭﻓﯿﻖ ، ﺑﻨﺸﯿﻨﻢ ﺩﻡ ﺩﺭ 
 ﭼﺸﻢ ﺑﺮ ﮐﻮﭼﻪ ﺑﺪﻭﺯﻡ ﺑﺎ ﺷﻮﻕ 
 ﺗﺎ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺮﺳﺪ ﻫﻤﺴﻔﺮﯼ ، ﺑﺒﺮﺩ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﻣﺎﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ 
 ﻭ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﻗﻬﺮ ﻫﻢ ﭼﯿﺰ ﺑﺪﯾﺴﺖ 
 ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺘﻤﺎ 
 ﺑﺎﻭﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﻢ، ﮐﻪ ﺩﮔﺮ ﻓﺮﺻﺖ ﻧﯿﺴﺖ 
 ﻭ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﯾﺮ ﮐﻨﻢ ،ﻣﻬﻠﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﺮﺍ 
 ﻭ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺷﺒﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺭﻓﺖ 
 ﻭ ﺷﺒﯽ ﻫﺴﺖ، ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺮﺩﺍﯾﯽ 

 

 «فریدون مشیری»
 

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

منبع :
برچسب ها : ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺘﻤﺎ - ﻓﺮﺩﺍ ,ﺑﺎﺷﺪ , ﯾﺎﺩ ,ﺑﺪﺍﻧﻢ ,ﺻﺒﺢ ,ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ,ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺘﻤﺎ
ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺘﻤﺎ ﻓﺮﺩﺍ ,ﺑﺎﺷﺪ , ﯾﺎﺩ ,ﺑﺪﺍﻧﻢ ,ﺻﺒﺢ ,ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ,ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺘﻤﺎ
حجت ال زائری، رامبد جوان، خندوانه، وظیفه ت، وَ ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

   حجت ال زائری، رامبد جوان، خندوانه، وظیفه ت، وَ ... 




  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 
حجت ال محمدرضا زائری

انتقاد حجت ال زائری از مسابقه خنداننده شو و پاسخ رامبد جوان

نتیجه تصویری برای زائری در خندوانه

تصویر مرتبط

     به گزارش خبرنگار حوزه رادیو تلویزیون گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ حجت ال محمدرضا زائری مهمان ب خندوانه بود.
او که با هدیه هایی از جمله نسخه جدید ترجمه قرآن کریم به این برنامه آمده بود؛ در آغاز یک صفحه از کت را که شامل احادیث قدسی بود، خواند. حجت ال زائری این روزها مشغول آماده سازی و انتشار مجله خود است.
وی در مورد توانایی آشپزی خود گفت: نیمرو می توانم درست کنم. ما بین ها آشپز خوب زیاد داریم، چون مجبورند در دوران طلبگی و حجره نشینی آشپزی کنند.
این متولد کرمان و بزرگ شده بندرعباس، در مورد برنامه خندوانه گفت: خندوانه جزو افتخارات تلویزیون و قابل دفاع است و کار ارزشمندی است. اما فقط دیکته نانوشته است که ایراد ندارد.
ما گاهی آنقدر مطلق انگارانه نگاه می کنیم که گویا نباید هیچ ایرادی وجود داشته باشد. در صورتی که هیچ چیزی به صورت مطلق بدون ایراد نیست. مخصوصاً در مورد مسائلی که الگویی برای آن وجود ندارد. خیلی از کارهای ما آزمون و خطاست برای اینکه کشف کنیم، چه کارهایی باید انجام دهیم. وقتی کاری بزرگ باشد ایرادهایی به آن وارد می شود.
وی افزود: در برنامه های فصل های گذشته خندوانه، این مشکل وجود داشت که طوری رفتار می شد انگار خنده به خودی خود فضیلت است اما این اشکال است. ما باید بفهمیم برای چه می خندیم. ما قطعا دنبال خنده ایم و خدا به خنده ما راضی است. متاسفانه ی ری تصورهای غلطی داریم ولی
واقعیت این است که دینی که ما را در جاهایی به گریه تشویق می کند، به خنده و شادی نیز تشویق می کند. اما مهم این است که ریشه این شادی کجاست. چون می خواهد شادی امتداد داشته باشد. من جرات و جسارت خندوانه را ستایش می کنم.
وی افزود: این برنامه فرصت شادی ایجاد کرده و چیزی که باید همه به دنبال آن باشیم، خانواده است. داغی مثل مرگ ستایش و آتنا همه ما را می سوزاند. تهدید خانواده جدی ترین مشکل همه ماست. تعجب می کنم با مشکلات بزرگی مثل بی آبی، بیکاری، فساد و اعتیاد روبرو هستیم و سر چیزهای بی ارزشی دعوا می کنیم.
خندوانه فضایی ایجاد می کند که خانواده کنار هم باشند و در روایت داریم نشستن زن و مرد در کنار خانواده از اعتکاف در مسجد باارزش تر است.
حجت ال زائری در ادامه با نقدی به خنداننده شو گفت: در مورد بعضی اجراهای خنداننده شو هرچند من به تعارف داشتن اعتقادی ندارم،
اما گاهی نمایشی اجرا می شد که مناسب خانواده نبود.
رامبد جوان در پاسخ گفت: تصمیم ما این بود که شادی، احترام و محبت را ترویج کنیم و ذهن همه به این مسائل حساس شود. ی ری جوان را دعوت می کنیم که در خندوانه استعداد خود را بروز دهند و این حواشی شروع می شود و شما می گویید مناسب خانواده نیست. ما زبان رسانه را می دانیم و رعایت می کنیم اما آن بچه ها، جوانان همین کشور و واقعی هستند و وارد این قالب رسانه نشده اند.
حجت ال زائری گفت:
ولی وقتی ارتباطات مشترک را در نظر می گیریم، باید سطح توقع همه جامعه را در نظر بگیریم. حساسیت هایی که روی برنامه خندوانه است، نشان می دهد که این برنامه دیده شده است.
جوان پرسید:
پس تلویزیون وظیفه اش این است که کند؟
مهمان خندوانه پاسخ داد:
اتفاقاً یک برنامه وقتی حس ایجاد می کنند که پنجره باشد نه قاب ع . منتها همه جای دنیا شیوه بیان واقعیت را مدیریت می کنند. نه فقط تلویزیون بلکه من به عنوان یک هم وظیفه ام همین است. اگر بخواهم مخاطب با من ارتباط برقرار کند، باید در مورد یک چیزی صحبت کنم که مخاطب من بفهمد و قبول داشته باشد.
در بین صحبت های مهمان و میزبان خندوانه صدای باران شنیده شد و حجت ال زائری گفت: یکی از جاهایی که دعا مستجاب می شود، موقع بارش باران و در جمع مومنان است. خدایا دل مردم ما را شاد کن و غم و غصه را از دل مردم بردار. پدرها و مادرها و دخترها و پسرها را با هم مهربان کن.
بعد از یک رفت و برگشت رسانه ای صحبت ها ادامه یافت.
مهمان خندوانه، نقش یک را چنین بیان کرد:
ت قرار بوده نقش معنوی و عاطفی در جامعه داشته باشد. یعنی درد مردم را بشنود، در مشکلات همراهشان باشد و از جهت عاطفی مددکاری کند. به دلایلی از جمله مدرنیته این ارتباط روز به روز کمتر شد. هر دو طرف از این قطع ارتباط ضرر می کنند.
وی پس از بیان خاطره ای گفت: جامعه ما با بافت سنتی این خلأ را احساس می کند. قشرهای مختلف اجتماعی ما اگر با هم ارتباط نداشته باشند، جامعه از هم گسسته می شوند. این مسئله جامعه و زندگی و آینده ماست نه خوش آمدن یا نیامدن ما یا دیگران از یک قشر.
مسئله اینجاست که ما با هم صحبت نمی کنیم و این مصیبت امروز ماست.
رامبد جوان گفت: من می گویم کوتاهی از شماست. مردم که زندگی خود را می کنند؛ شما یا بیرون از مردم هستید یا بین انی هستید که تحت هر شرایطی شما را قبول دارند. مگر وظیفه شما این نیست به سراغ انی بروید که آغوششان برای شما باز نیست؟
حجت ال زائری پاسخ داد:
شما تا به حال شده که وقتی می بینید به سراغش بروید و با او صحبت کنید؟ اینکه من باید زبان مخاطب را یاد بگیرم قبول. مردم از ت فقط خطبه جماعت را می بینند. یک بخشی از این مشکل هم عرف اجتماعی است. روابط اجتماعی دو طرفه است.
او سپس به مشکلات ایجاد شده به علت کم حرف زدن و فاصله گرفتن افراد از یکدیگر اشاره کرد.
پس از بازی دارت مهمان و میزبان خندوانه، در پایان برنامه حجت ال زائری به دوربین خندوانه لبخند 20 ثانیه ای زد.

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: محمدرضا زائری، خندوانه، رامبد جوان، ارتباط با مخاطب، نقش یک ، زبان مخاطب،

منبع :
برچسب ها : حجت ال زائری، رامبد جوان، خندوانه، وظیفه ت، وَ ... - خندوانه ,برنامه ,زائری ,خانواده ,ال ,مردم ,ال زائری ,داشته باشد ,رامبد جوان، ,برنامه خندوانه ,رامبد جوان ,خندوانه، وظیفه ت، ,جوان، خندوانه، وظیف
حجت ال زائری، رامبد جوان، خندوانه، وظیفه ت، وَ ... خندوانه ,برنامه ,زائری ,خانواده ,ال ,مردم ,ال زائری ,داشته باشد ,رامبد جوان، ,برنامه خندوانه ,رامبد جوان ,خندوانه، وظیفه ت، ,جوان، خندوانه، وظیف
بهار ایرانشهر
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

    بهار ایرانشهر   



  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 
تصویر مرتبط

http://s8.picofile.com/file/8303200134/islamicconquestsiroon.png

http://s8.picofile.com/file/8303200826/arteshe_hax8maneshy8n_3.jpg

http://s8.picofile.com/file/8303206926/arteshe_hax8maneshy8n_2.jpg

http://s8.picofile.com/file/8303207218/arteshe_hax8maneshy8n_1.jpg

http://s8.picofile.com/file/8303207326/arteshe_hax8maneshy8n_4.jpg

http://s8.picofile.com/file/8303207484/arteshe_afsh8ry8n_5.jpg

http://s9.picofile.com/file/8303207726/dor8ne_pahlavy_1.jpg

http://s9.picofile.com/file/8303207934/sarnegunye_pahlavy_1.jpg

http://s9.picofile.com/file/8303208168/em8m_xomeyny_12_bahman_1.jpg

 

      به نظر من اشکالی ندارد که ی سالهایی طولانی از عمر خود را به نقالی و نقادی نسبت به تاریخ کهن ایران زمین تلف و اصرار کند که آیین و رسوم قدیمی ایرانیان و تاریخ قدیم ایران زمین چیزی به جز افه نیست وهمینطور معتقد باشند بهتر است امروزیان کهنه پرستی را کنار گذاشته و امور خود را فارغ از آنچه در گذشته و بر اساس علم جدید،تدبیرکنند. بدیهی است که جهل دلیل نیست و نمی تواند بهانه موجهی برای تبیین هر چیزی که ما نمی توانیم بفهمیم باشد. مشکل اینجاست که همین افراد بعضا در مقام تصمیم گیری باشند و دانسته یا ندانسته شریک و عامل خیانتی هستند که در هر جای دنیا مجازات سنگینی برای مرتکبان آن اعمال میشود. بر اساس روایت های مورد اجماع بسیاری از دانشمندان ایرانی و بیگانگان، تاریخ با ایران شروع میشود و ایرانیان نخستین انی بودند که توانستند ملت باشند و نخستین ت تاریخ بشر را تاسیس کنند. البته این ملک بارها میدان تاخت و تاز بیگانگان شد.از آتشی که بر تخت جمشید افتاد و پایتخت با شکوه هخا ان را سوزاند تا سقوط ایران در حمله اعراب مسلمان و یورش قوم تاتار و استقرار آنان در بخشهایی از ایران، همه، گواهی بر پایداری فرهنگ سترگ ایرانیان در برابر مهاجران بیگانه است.ایرانیان با وجود ش ت در جبهه نظامی اما، در جبهه فرهنگی مقاومتی بی بدیل از خود نشان دادند.نه فقط به جانشینان اسکندر اجازه حضور طولانی مدت در این خاک ندادند،که بعد از پذیرش آیین مسلمانی و تغییر دین خویش نیز تمامی نحله های فکری و شه ای آیین جدید را با تکیه بر میراث کهن خود تدوین د به نحویکه سهم ایرانیان در نحوه نگارش،قواعد دستوری و استواری زبان عربی که زبان رسمی دربار خلافت بود، به مراتب بیش از خود اعراب بود.علاوه بر آن ایرانیان زبان ملی خود را بر خلاف نان تمدن مصر حفظ د و با رسم الخطی متاثر از گذشته خود،هویت ملی خویش را تداوم بخشیدند.نقش ایرانیان در متمدن اعقاب چنگیزخان و ایرانی ساختن آنها بی نظیر و چیزی شبیه معجزه بود.در عصر پس از مغولان نیز با وجودیکه ایران هر از گاهی کنام پلنگان وشیران بوده اما از معدود کشورهایی است که همواره دارای ملت بوده هر چند در بعضی مواقع نمی توانسته تی ملی داشته باشد.سه آیین چهارشنبه سوری،نوروز و سیزده بدر به دنبال هم و با فاصله کوتاهی از یکدیگر کهن ترین و پایدارترین آداب فرهنگ ایرانشهری اند که هیچوقت و حتی در سخت ترین شرایط اقتصادی و فرهنگی گرامیداشت آن توسط ملت ما فراموش نشده است.به روایت تاریخ دوران ی،آیین نوروز حتی در دربار خلافت و بعد از آن دربار مغولان البته به یاری ان شمند ایرانی همواره به عنوان نمادی از فرهنگ غنی ایران گرامی و مورد احترام بوده است.دربار پادشاهی صفوی و با وجودیکه تاکید بسیاری بر آموزه های مذهبی شیعه داشتند هیچگاه آیین نوروزو جشن های آن را ترک ن د به نحویکه هر گاه روز عاشورای حسینی با اولین روز بهار تقارن میافت،روز اول را در مصیبت شهید کربلا میگریستند و روز بعد مجلس جشن پادشاهی را می آراستند.این آیین کهن که یکی از مهم ترین نمادهای ماندگاری ملتی به نام ایران است و میتواند و باید نشانه ای از زنده بودن و مانایی ملتی به نام ایران فهمیده شود که میطلبد همواره و تحت هر شرایطی حفاظت و حراست شود.بدیهی است که مشکلات عدیده اقتصادی و فرهنگی و... که امروزه با ان دست به گریبانیم نمی تواند معلول فرهنگ ایرانی ما باشد. و راه حل آن نه تقلید از دیگران است و نه بومی سازی چیزهایی است که در دنیای توسعه یافته موفق بوده است.بلکه راه ممکن آن فهم و تعریف صحیح مشکلات و اجتهاد در حل آن است
پ.ن:در نویس های سال قبل هم نوشته ام که کمک و شراکت در شادی دیگران از خصوصیات پسندیده دینی و انسانی است.چنانچه بخشی از آنچه را که برای خودمان در نظر گرفته ایم،برای دیگران هزینه کنیم و اگر به مفهوم مهمی به نام برکت معتقد باشیم به صواب و ثواب نزدیکتر است.بهار ایرانشهر بسیار نیکوتر خواهد بود اگر همه ایرانیان بتوانند در شادی آن شریک باشند.

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

منبع :
برچسب ها : بهار ایرانشهر - ایرانیان ,آیین ,تاریخ ,دربار ,بوده ,فرهنگ ,بهار ایرانشهر ,دربار خلافت ,ایران زمین
بهار ایرانشهر ایرانیان ,آیین ,تاریخ ,دربار ,بوده ,فرهنگ ,بهار ایرانشهر ,دربار خلافت ,ایران زمین
این آقا را محاکمه کنید ...

  این آقا را محاکمه کنید ... 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 





سخنگوی جامعه ت مبارز گفت: شبهات مطرح شده درباره محاکمه محمود معنی ندارد زیرا این تشکل به صورت رسمی نظر خود را اعلام کرده است.

به گزارش ایرنا؛ حجت ال غلامرضا مصباحی مقدم با بیان اینکه حرف جدیدی درباره بیانیه جامعه ت مبارز برای محاکمه ندارد، اظهار داشت: بنده خودم مصاحبه و زمانی که سخنگو نظرجامعه ت را می گوید یعنی این نظر همه است.

سخنگوی جامعه ت مبارز ادامه داد: کنفرانس خبری تشکیل دادم که حدود 20 خبرنگار حضور داشتنند و رسما وارد این بحث شدم، پس شبهات درباره صحت و سقم بیانیه جامعه ت معنی ندارد.

گفتنی است او عصر دوشنبه در نشست خبری با خبرنگاران در محل دفتر خود، اظهار داشت: از قوه قضائیه می خواهم و تقاضا می کنم خواسته جامعه ت مبارز را عملی و پرونده های محمود را بررسی کنند و ملاک، قانون است. جامعه ت مبارز در بیانیه ای خواستار محاکمه توسط قوه قضاییه شده است.

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 



منبع :
برچسب ها : این آقا را محاکمه کنید ... - ت ,جامعه ,مبارز ,احمدی ,نژاد ,بیانیه ,جامعه ت , ت مبارز , ,محاکمه احمدی ,اظهار داشت ,جامعه ت مبارز ,بیانیه جامعه ت ,سخنگوی جامعه ت
این آقا را محاکمه کنید ... ت ,جامعه ,مبارز ,احمدی ,نژاد ,بیانیه ,جامعه ت , ت مبارز , ,محاکمه احمدی ,اظهار داشت ,جامعه ت مبارز ,بیانیه جامعه ت ,سخنگوی جامعه ت
عوارض روانگردان ها ...

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s8.picofile.com/file/8302830376/masraf andeye_raw8ngard8nhaa_6.jpg تا به حال نام"ا تاسی" را شنیده اید؟ احتمالا در بین دوستان شما انی هستند که اسم این ماده را شنیده اند یا آن را مصرف کرده اند؟! ا تاسی در قالب قرص های شادی بخش به "طاعون ه عصر ما" تبدیل شده است.

-
به گزارش میگنا حسین ابراهیمی مقدم، روان شناس در گفت وگو با شفقنا زندگی با بیان اینکه ا تاسی که mdma نیز نامیده می شود، داروهای مهمانی یا داروی باشگاهی رایج است که فرمول شیمیایی آن با آمفتامین ها که محرکند و هم با مسکالین که توهم زاست، شباهت هایی دارد، اظهار داشته: «در ایران این قرص را با نام های مختلفی می شناسند، از جمله
ا تیسی، ا تاسی، ا تازی، xtc، e، ex، x، قرص شادی، قرص عشق، قرص نشئه، بمب شادی، من، مرسدس، استار، جت و... این ماده به صورت قرص های خوراکی و جویدنی، کپسول و مواد تدخینی و تزریقی موجود است که البته متداول ترین شکل آن به صورت قرص است.مصرف ا تیسی در مصرف کنندگان باعث ایجاد نیروی محرکه در آنها می شود و پس از مصرف فرد به طور ناگهانی به سمت انرژی زیاد می رود. این قرص به عنوان توهم زای ملایم، مصرف کننده را از واقعیت دور می کند. از این رو به نظر می رسد که ترکیب این دو (ایجاد انرژی و توهم )، مصرف کنندگان را تا حدی از بازداری ها و آگاهی از نتایج احتمالی رفتار خطرناک مانند رفتار بدون استفاده از کاندوم آزاد کند.»
وی در ادامه اظهار داشت: «از ا تیسی نخست در دهه 1970 به صورت قانونی استفاده می شود و حتی پزشکان آن را برای کمک به درمان تجویز می د. این دارو در دهه 1980، بخشی از صحنه داروی تفریحی و خلاف قانون شده بود. امروزه هم تلاش می شود تا پژوهش ها در جهت استفاده های دارویی mdma هدایت شود، اما مقاومت های زیادی وجود دارد. همان گونه که برای تحقیق در استفاده های پزشکی ماری جوانا وجود دارد در حالی که جر و بحث ادامه دارد به نظر می رسد که محبوبیت مصرف این داروی مهمانی یا باشگاهی، در میان دانش آموزان دبیرستانی و دانشجویان دوره لیسانس در حال افزایش است.»
ا تیسی، با کاهش سروتونین به کارکرد حافظه فعال آسیب می رساند
وی با اشاره به اینکه مصرف این داروی باشگاهی می تواند باعث بروز اضطراب در مصرف کننده شود، افزود: «ا تیسی به معنای زندگی در مرز بوده و علت آن تا اندازه ای خطرهای شناخته شده و چندخطر بالقوه برای آن است. نتایج آزمایش روی جانداران آزمایشگاهی مانند موش نشان می دهد که mdma (ا تیسی) می تواند اضطراب را افزایش دهد. همچنین باعث کاهش فعالیت ناقل های عصبی سروتونین و دوپامین شود. درحالی که کاهش سروتونین به کارکرد حافظه فعال آسیب می رساند و باعث بروز مشکلاتی در خوردن، خو دن و خلق و خوی فرد می شود. بعضی پژوهشگران نیز نگرانند که حتی مصرف کنندگان اتفاقی این دارو، خود را در معرض مشکلاتی مربوط به کاهش سروتونین و دوپامین قرار بدهند. از این رو هرگوه تغییر ناگهانی در افکار، احساس، کلام و حتی اشتها و خواب جوانانی که اقدام به مصرف قرص های (ا تازی) می کنند را باید به عنوان یک زنگ خطر جدی قلمداد کرد.»
مصرف مکرر ماری جوانا باعث ایجاد وابستگی در فرد می شود
عضو هیات علمی آزاد در ادامه گفت وگو اشاره ای به تعریف داروی توهم زاها داشت و گفت: «داروهای توهم زا را به این علت توهم زا می نامند که بدون محرک بیرونی، باعث ایجاد احساس ها و ادراک هایی در مصرف کننده می شود. مصرف مواد روانگردان توهم زا ممکن است باعث بروز آثار دیگری مانند آرمیدگی، شنگولی یا در برخی موارد وحشت زدگی در مصرف کننده شود. ماری جوانا هم جزو مواد روانگردان توهم زا محسوب می شود که از گیاه شاهدانه که به صورت خودرو و در مناطق زیادی از جهان می روید به دست می آید و از آنجا که مصرف آن باعث آرمیدگی در برخی از مردم می شود، مصرف کننده این احساس را دارد که مصرف آن روحیه او را بالا می برد و توهمات خفیفی را هم به وجود می آورد.»
وی با اشاره به اینکه گرایش به سمت استفاده از ماری جوانا و اعتیاد به آن در دنیای امروز شیوع فراوانی یافته و در اغلب موارد نخستین گزینه برای افرادی است که استفاده از را تجربه می کنند، بیان کرد: «درتصور عوام ماری جوانا یک ماده بی خطر گیاهی است و استفاده از آن ضرری برای انسان ندارد در صورتی که بیش از 400 نوع ماده شیمیایی خطرناک در آن دیده شده.
مصرف مکرر ماری جوانا اعتیادآور بوده و باعث ایجاد وابستگی در فرد می شود. این وابستگی با علائمی از قبیل وسوسه های شدید برای مصرف بیشتر، بی حوصلگی، بی خو ، زودرنجی، استرس در فرد مشخص می شود. نتایج پژوهش های انجام شده نشان می دهد افرادی که به استفاده از ماری جوانا معتاد شده اند در برابر فقدان این ماده مخدر دچار عصبانیت، خشونت و اعمال خلافکارانه شده و در نهایت به مواد مورد نیاز خود دسترسی پیدا می کنند. با بررسی های انجام شده توسط موسسه بین المللی سوء مصرف مواد اثری که ماری جوانا بر هر فردی دارد به میزان استفاده، میزان ماده موثر و درجه خلوص آن بستگی دارد.»
ماری جوانا حافظه کوتاه مدت را تضعیف و یادگیری را کند می کند
واکنش های روانپریشی در مصرف کنندگان ماری جوانا
ابراهیمی مقدم همچنین در ادامه افزود: «ماده توهم زای عمده در ماری جوانا دلتا- 9 - تتراهیدروکان نول یا thc است که در ساقه و برگ های شاهدانه یافت می شود اما
ماده یادشده در رزین بسیار غلیظ شده است و مواد روانگردان یا بنک از رزین به دست می آیند که قوی تر از ماری جواناست.»
به گفته این روانشناس در قرن نوزدهم، ماری جوانا به آن اندازه که امروزه آسپیرین برای سردردها و دردهای جزئی مصرف می شود مورد استفاده قرار می گرفت و مردها می توانستند ماری جوانا را بدون نسخه از داروخانه ب ند اما در حال حاضر، هم مصرف ماری جوانا و داشتن آن در بیشتر ای ها غیرقانونی است.
وی غیرقانونی بودن ماری جوانا را چندین خطر بهداشتی دانست و گفت: «مصرف این ماده روانگردان به هماهنگی ادراکی-حرکتی آسیب می رساند، حافظه کوتاه مدت را تضعیف و یادگیری را کند می کند. علاوه بر این، با آنکه مصرف آن در بسیاری از مردم باعث بروز تغییرات خلقی می شود ولی مواردی از اضطراب و آشفتگی پریشان کننده و گزارش هایی از واکنش های روانپریشی نیز در مصرف کنندگان دیده شده است.»
به گفته ابراهیمی مقدم
برخی از مصرف کنندگان هم اظهار می کنند که ماری جوانا به آنها کمک می کند تا اجتماعی شوند. سرخوشی متوسط تا شدید با گزارش هایی از ادراک تیزبینانه افزایش خودپیشی فکر خلاق و همسویی با دیگران ارتباط دارد. به نظر می رسد که با مصرف آن، زمان کند شده باشد و ممکن است آهنگ معینی که چند دقیقه است، چنان به نظر برسد که یک ساعت طول کشیده است. آگاهی از احساس های بدنی مانند ضربان قلب افزایش می یابد. همچنین مصرف کنندگان ماری جوانا گزارش می دهند سرخوشی شدید باعث گم گشتگی می شود. درصورتی که مصرف ماری جوانا باعث ایجاد شنگولی شود ممکن است فقدان هویت شخصی به عنوان هماهنگی با جهان تعبیر شود اما مصرف کنندگانی که گم گشتگی را تهدیدکننده می دانند و می ترسند که هویت خود را دوباره به دست نیاورند، افزایش ضربان قلب و افزایش آگاهی از احساس های بدنی شان منجر می شود که از کنترل خارج شدن قلبشان بترسند.
"ال اس دی" باعث از دست دادن قدرت تشخیص می شود
طیف مواد توهم زا بسیار وسیع است و محدود به یکی دو موردی که اشاره شد، نمی شود. این توهم زا به طریق شیمیایی و در آزمایشگاه یا از قارچ ها است اج می شوند؛ lsd یا اسید لیزرجیک دی اتیل آمید نیز از دیگر توهم زای به شمار می رود.
مصرف کنندگان این ماده، ادعا می کنند که اسید لیزرجیک دی اتیل آمید هوشیاری را گسترش می دهد و دنیای تازه ای را به روی آنها باز می کند و وقتی ال اس دی مصرف می کنند به بینش های بزرگی دست می یابند اما هنگامی که اثرش از بین می رود نمی توانند آنها را به یاد بیاورند.
ابراهیمی مقدم با بیان اینکه ال سی دی، دارویی است که احساس شخص را نسبت به جایی که در آن است مختل می کند و اگر زیاد مصرف شود باعث ایجاد توهم می شود، اظهار داشت: «
وخیم ترین پیامد ال سی دی را از دست دادن قدرت تشخیص واقعیت است دگرگونی هوشیاری که در اثر مصرف ال سی دی ایجاد می شود، ممکن است به رفتاری بسیار غیرمنطقی و همراه با گم گشتگی، یا گهگاه به ح ی از وحشت زدگی منجر شود که طی آن قربانی احساس کند نمی تواند اعمال یا افکار خود را کنترل کند. بوده اند انی که در این ح از مکان های بلند به پایین پریده و مرده اند. مصرف کنندگان lsd علائم روانپریشی های نسبتا درارمدت مانند اسکیزوفرنی یا افسردگی های شدید را نشان می دهند.»
مصرف مرتب توهم زاها ممکن است به تحمل و وابستگی روانی منجر شود
به گفته ابراهیمی مقدم از دیگر پیامدهای مصرف ال سی دی، بازگشت به گذشته است؛ ادراک های تحریف شده یا توهماتی که سیر و سیاحت ال اس دی را تقلید می کنند. انجمن روانپزشکی به زبان فنی، بازگشت به گذشته را اختلال ادراک ادامه دار توهم زا hppd نامیده است. بنابر اظهارات این انجمن، توضیح روانشناختی بازگشت به گذشته این است: اشخاصی که به طور مرتب ال سی دی مصرف می کنند به احتمال زیاد پروازهای خیال بافی را ممکن می سازند. نتایج پژوهش ها روی 38 فرد مبتلا به اختلال ادراک ادامه دار توهم زا hppd نشان می دهد که دنبال مصرف کنندگان pcd به صورت داروی بی حس کننده و آرام بخش گسترش یافته و به نام های خیابانی گرد پریان، اوزون، خل و چل و سوخت راکب رفته شناخته می شود.»
عضو هیات علمی آزاد در پایان با اشاره به اینکه اصطلاحات خیابانی مفصل های کشنده و خبرچین بلورین نیز اشاره به pcd مخلوط با ماری جوانا دارد، گفت: «مصرف مرتب توهم زاها ممکن است به تحمل و وابستگی روانی منجر شود با این حال هنوز مشخص نیست که وابستگی فیزیولوژیک ایجاد می کند یا نه. ولی مصرف دوزهای بالا می تواند هماهنگی حرکتی بدن را تضعیف و قضاوت را مختل کند و باعث تغییر خلق و خو و بروز توهمات ترسناک و هذیان شود.»

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

منبع :
برچسب ها : عوارض روانگردان ها ... - مصرف ,می شود ,ماری جوانا ,باعث ,مصرف کنندگان ,مواد ,باعث ایجاد ,باعث بروز ,ماری جوانا ,نشان می دهد ,کاهش سروتونین ,ادراک ادامه دار توهم زا ,اختلال
عوارض روانگردان ها ... مصرف ,می شود ,ماری جوانا ,باعث ,مصرف کنندگان ,مواد ,باعث ایجاد ,باعث بروز ,ماری جوانا ,نشان می دهد ,کاهش سروتونین ,ادراک ادامه دار توهم زا ,اختلال
تمس بیماران روانی ، روانپزشکان، روانشناسان و مشاوران در ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
  تمس بیماران روانی ، روانپزشکان، روانشناسان و مشاوران در ... 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 
تمس بیماران روانی و ت یب روانپزشکان، روانشناسان و مشاوران در برنامه «دورهمی»!

در آ ین شب تابستانی تیرماه مردم و خانواده های ایرانی پای برنامه دورهمی مهران مدیری نشستند تا احتمالا ی بیاسایند و پای نمایش های طنز برنامه لبخندی به لبانشان بنشیند.

شب گذشته (31 تیر 1396) برنامه طنز دورهمی موضوع خود را به م و مراکز مشاوره اختصاص داد.
به گزارش میگنا مجتبی ارحام صدر - روانپزشک، طی یادداشتی اعتراضی نسبت به این برنامه در رو مه شرق نوشت: در آ ین شب تابستانی تیرماه مردم و خانواده های ایرانی پای برنامه دورهمی مهران مدیری نشستند تا احتمالا ی بیاسایند و پای نمایش های طنز برنامه لبخندی به لبانشان بنشیند.  اما این «دورهمی» از جنس دیگری بود و ب را در رسانه ملی فتح کرد که تاکنون سابقه نداشته است.
  در حضور تماشاگران برنامه و در مقابل چشم مردم، سازندگان و بازیگرانی که احتمالا قصد نقد عملکرد روان پزشکان و روان شناسان را داشتند،
شروع به تمس و استهزای علائم بیماری های جدی و سخت روان پزشکی د و با ذکر نام علمی و لاتین بیماری ها به صورت نمادین به بیماران روان پزشکی خندیدند! 
مهران مدیری، مجری و سازنده برنامه، هم از کنار گود برنامه سریال نه چندان زیبای تمس بیماری یک عده انسان بی گناه را تکمیل می کرد و دم به دم آتشی می داد که معلوم نیست چه چیزی را نخواهد سوزاند!
گذشته نه چندان دور: در سال های اخیر افکار عمومی ما با طنزپردازی های آقای مدیری که گهگاه جنجالی هم می شود غریبه نیست. 
ایشان که نبض زمانه را خوب می شناسد و سمت وزیدن باد را خوب می فهمد، گاهی به تحصن نمایندگان مملکت و گاهی به عملکرد سیاست مردان خوشنام کشور گیر می دهد و به این ترتیب مایه و ماده طنز برای خودش فراهم می آورد.  مدیری یک سریال کامل و درسته هم در نقد و هجو پزشکان و پزشکی مملکت ساخت و تا مراحل آ آن را پیش برد و تقریبا هرچه بود و نبود گفت.
اما این برنامه از جنس دیگری بود؛ هنوز هم معتقدم سریال سازی در نقد پزشکان اشکالی ندارد، اگرچه ت یب جای نقد را در آن گرفته باشد، اما تمس بیماری و علائم بیماران مظلوم روان پزشکی هیچ توجیهی ندارد، مگر اینکه احتمال بدهیم عده ای دارند با مستمسک قراردادن نشانه ها و اسم بیماری های روان آدمی، برنامه طنز می سازند و با درد بیماران کاسبی می کنند.
نکته نگران کننده همین جاست که جای نقد پزشک و روان پزشک و روان شناس با لودگی در مورد نشانگان و رنج و درد بیمار روان پزشکی عوض شود.
نمونه های مشابه: خوشبختانه در جهانی زندگی می کنیم که نمونه و مشابه برای هرچیزی زیاد است. کارگردانان زیادی به سراغ پرداخت طنز از آموزه های روان شناختی رفته اند. حتی بسیار نویسنده و هنرمند و ساز داریم که مستقیما سروقت بیماری روان پزشکی و نشانه های آن رفته اند، اما هوشیار بوده اند تا در دام مس ه بیماران روان پزشکی نیفتند. نویسندگانی مثل ساعدی، مرتضاییان آ ار و آیدا مرادی آهنی در ایران و خارجیانی چون سالینجر، وونه گات، بکت، کامو و کارور همگی از گرفتاری های روان انسان محترمانه گفته اند و نوشته اند بدون اینکه برچسب بیماری روانی به پیشانی ی بزنند. 
چه ی است که نوشته ها و ساخته های وودی آلن را فارغ از دغدغه های روان شناختی بداند، درحالی که او هم طنزپرداز است، اما همواره مرز مشخصی دارد بین نقد درمانگر و استهزای بیمار و بیماری. برادران کوئن در اکثر هایشان شخصیت های گرفتار بیماری روان پزشکی را نمایش می دهند، ولی آیا چون طنزپرداز ما به دام ریشخند بیماری و رنج دیگری می رفتند؟
بازی خطرناک با اخلاق و سلامت عمومی: در زمانه ای که بیش از هر زمان دیگری احتیاج به ارتقای شاخصه های اخلاق عمومی و سلامت روان داریم، برنامه ای زنده روی آنتن می رود که در آن علنا بیماران روان پزشکی دست انداخته می شوند و دورهمی به آنها و رنج و دردشان می خندد!
این چنین نشان بیماری را بر پیشانی تعدادی انسان بی گناه زدن چه پیامی به جامعه می دهد؟
در کارزاری که متخصصان سلامت روان، اعم از روان پزشک و روان شناس و مشاور در مبارزه با بیماری ها و مشکلات روان شناختی جامعه دارند،
یکی از موانع همیشگی برای مراجعه و طرح مشکل، ترس و نفرت بیماران از انگ و استیگمای بیماری روان پزشکی است. نام و شهرتی که به اسم بیماری روانی مطرح می شود همیشه مانعی است که انسان گرفتار را از آغوش درمانگران دور می کند و به کنج تنهایی دردآورش سوق می دهد. بنابراین مبارزه با انگ بیماری همواره در دستور کار دست اندرکاران سلامت روان جوامع قرار دارد.
در چنین شرایطی شاهدیم که مدیری و تیمش چنین ناشیانه و توهین آمیز به سراغ علائم و نشانه ها و نام چند بیماری نادر روانی می روند و با آنها دستمایه طنز می سازند! آیا این برنامه و این نگرش درست در مسیر خلاف سیاست های سلامت عمومی نیست؟!
مشاهده : اینجا
لینک کامل برنامه


تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

برچسب ها: مشکلات روان شناختی، دورهمی، نقد و هجو پزشکان، مهران مدیری، تمس بیماران روانی،
منبع :
برچسب ها : تمس بیماران روانی ، روانپزشکان، روانشناسان و مشاوران در ... - برنامه ,بیماری ,روان پزشکی ,بیماران ,تمس ,سلامت ,بیماران روان پزشکی ,تمس بیماران ,بیماری روان پزشکی ,برنامه لبخندی ,مهران مدیری، ,مهران مدیری ن?
تمس بیماران روانی ، روانپزشکان، روانشناسان و مشاوران در ... برنامه ,بیماری ,روان پزشکی ,بیماران ,تمس ,سلامت ,بیماران روان پزشکی ,تمس بیماران ,بیماری روان پزشکی ,برنامه لبخندی ,مهران مدیری، ,مهران مدیری ن?
به روز شده ها
اتفاقی
با توجه به اهمیت محتوای سایت خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج در سایت را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است یاسمین فقط منتشر کننده مطالب با ذکر منبع بوده و هیچ گونه مسولیتی در خصوص مطالب نشر داده شده ندارد.
All rights reserved. © Yasamin 2016-2017