اگر باران به دلها نبارد ...

با توجه به اهمیت محتوای وبلاگ اگر باران به دلها نبارد ... خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است مسئولیت کلیه اطلاعات پست و وبلاگ نمایش داده شده با عنوان اگر باران به دلها نبارد ... برعهده مرجع و منبع اصلی آن میباشد. و یاسمین هیچ گونه مسئولیتی در قبال مطالب ندارد.

چرا بعضی ها تحمل درد را ندارند؟

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای احساس درد

 

نتیجه تصویری برای تحمل درد

 

نتیجه تصویری برای بی خو

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای استرس و اضطراب

تصویر مرتبط

 


 میگنا: به لحاظ پزشکی این امر چند علت دارد که در این مطلب به بررسی آن می پردازیم.
ژن ها تعیین کننده آستانه تحمل درد هستند
 تحمل درد در افراد مختلف متفاوت است. میزان تحمل درد یک فرد به بسیاری از عوامل بیولوژیک و روانشناختی بستگی دارد.
پزشکا آستانه ن تاکید دارند که چهار ژن می توانند در توجیه علت تفاوت در تحمل درد در افراد مختلف نقش داشته باشند.

تشخیص اینکه آیا فردی دارای این چهار ژن است می تواند به پزشکان کمک کند تا در مورد میزان تحمل درد در بیماران درک بهتری پیدا کنند.
در یک بررسی، از بیش از 2700 شرکت کننده درخواست شد برای درمان دردهای مزمن از داروهای مسکن که با عنوان «نارکوتیک» شناخته می شوند، استفاده کنند. همچنین از آنان درخواست شد تا میزان درد را از صفر تا 10 اعلام کنند. سپس با خارج افرادی که میزان درد در آنان صفر بود، مابقی شرکت کنندگان را براساس شدت درد در آنها به سه گروه تقسیم بندی د.
همچنین پزشکان در این مطالعه به بررسی ژن های comt ،drd2 ،drd1 و oprk1 در این افراد پرداختند.
به گفته پزشکان، ژن drd1 در افرادی که میزان احساس درد در آنان پایین تر بود، بیشتر دیده شد. علاوه بر این در افرادی که میزان احساس درد در آنان در حد متوسط بود، ژن های comt و oprk1 بیشتر مشاهده شد و ژن drd2 در افراد با احساس درد زیاد به مراتب بیشتر بود.
 دردهای مزمن و طولانی مدت بر جنبه های مختلف زندگی انسان تاثیر می گذارند و شناسایی ژن هایی که تعیین کننده میزان تحمل درد هستند، می تواند راهی برای کشف روش های درمانی جدید باشد و به پزشکان در درک بهتر مکانیسم درد در بیماران کمک کند.
 احساس درد
دو مرحله در احساس درد وجود دارد:
 
مرحله ی اول، مرحله ی بیولوژیک است. برای مثال وقتی شما دچار سردرد می شوید، این مرحله از احساس درد به مغز شما سیگنال هایی می دهد که نشاندهنده ی بروز مشکلی در بدن انسان است.
 دومین مرحله، درک مغز از دردی است که در ناحیه ای از بدن وجود دارد. در این مرحله است که انسان نسبت به درد خود بی اعتنا می شود و به کارهایش ادامه می دهد و یا در نتیجه ی درد، دست از کار می کشد و بر روی درد خود تمرکز می شود.
 عوامل تاثیرگذار بر میزان تحمل درد
- احساسات، قدرت جسمانی و شیوه ی زندگی فرد در میزان تحمل درد نقش دارد.
- افسردگی و اضطراب می تواند افراد را نسبت به احساس درد حساس نماید.
- ورزشکاران به نسبت افراد عادی بیشتر می توانند درد را تحمل کنند.
- افراد سیگاری و چاق کمتر می توانند درد را تحمل کنند.

 علل کاهش توانایی تحمل درد
 بی خو
مشکل بی خو می تواند تحمل درد را کاهش دهد. محققان دریافتند در افرادی که بیش از یک بار در هفته دچار بی خو می شوند، در مقایسه با افرادی که مشکل خواب ندارند، به طور چشم گیری میزان تحمل درد پایین است. افسردگی
اگرچه مشخص نیست که چرا افسردگی خود را به شکل درد جسمی نشان می دهد، اما احتمال دارد به دلیل ایجاد اختلال در مسیر درک درد در مغز باشد.
نتیجه یک بررسی نشان می دهد افرادی که افسردگی دارند، با درد مکرر و شدیدتری مواجه هستند.
 دارو
 مصرف برخی داروها به جای از بین بردن درد، آن را بیشتر می کنند، زیرا بدن به دارو مقاوم می شود و نیاز به میزان بالاتری پیدا می کند. یعنی در ابتدا تنها یک عدد قرص درد را کنترل می کرد، اما به مرور زمان، قرص تأثیر خود را از دست می دهد و لازم است فرد دوز بالاتری مصرف کند. افزایش دوز دارو به تغییرات مغزی منجر می شود و افراد نسبت به درد حساس تر می شوند.  ت
نتایج بررسی ها نشان می دهد پس از عمل جراحی مردان در مقایسه با ن درد کمتری می کشند، زیرا
آستانه تحمل درد در ن پایین تر است.
 مغز
 نتایج بررسی ها نشان می دهد افرادی که استرس و اضطراب دارند، میزان تحمل درد پایین تری دارند
نتایج بررسی که در سال 2014 انجام شده است، نشان می دهد بین حساسیت به درد و ضخامت کورت مغز ارتباط وجود دارد.
mri نیز نشان می دهد کمتر بودن ماده خا تری در مغز را می توان با حساسیت بیشتر به درد مرتبط دانست.
 ورزش
 محققان در مطالعات خود دریافته اند که پس از ورزش ، افراد سالم تحمل بیشتری نسبت به درد دارند.
 رنگ مو
شاید عجیب به نظر برسد اما
نتایج بررسی ها نشان می دهد، افرادی که رنگ مویشان (به صورت مادرزادی) قرمز است، به درد حساس ترند و نسبت به دیگران به ماده بیهوشی بیشتری نیاز دارند. علت این امر می تواند جهش ژنی به نام mcir باشد که باعث قرمزی مو می شود. استرس
استرس بالا باعث مشکلات جسمی و روحی متعددی می شود؛ از جمله افزایش وزن، افسردگی و بیماری قلبی. از طرفی
استرس طولانی مدت می تواند ایجاد درد کند و حساسیت بدن را نسبت به درد افزایش دهد.
نتایج بررسی ها نشان می دهد
افرادی که استرس و اضطراب دارند، میزان تحمل درد پایین تری دارند. هورمون استرس باعث بالا رفتن حساسیت به درد در روده ها می شود که احتمالاً به سندرم روده تحریک پذیر منجر می شود. ژن ها تعیین کننده آستانه تحمل درد هستند
 آستانه تحمل درد در افراد مختلف متفاوت است. میزان تحمل درد یک فرد به بسیاری از عوامل بیولوژیک و روانشناختی بستگی دارد.
پزشکان تاکید دارند که چهار ژن می توانند در توجیه علت تفاوت در تحمل درد در افراد مختلف نقش داشته باشند.
تشخیص اینکه آیا فردی دارای این چهار ژن است می تواند به پزشکان کمک کند تا در مورد میزان تحمل درد در بیماران درک بهتری پیدا کنند.
در یک بررسی، از بیش از 2700 شرکت کننده درخواست شد برای درمان دردهای مزمن از داروهای مسکن که با عنوان «نارکوتیک» شناخته می شوند، استفاده کنند. همچنین از آنان درخواست شد تا میزان درد را از صفر تا 10 اعلام کنند. سپس با خارج افرادی که میزان درد در آنان صفر بود، مابقی شرکت کنندگان را براساس شدت درد در آنها به سه گروه تقسیم بندی د.
همچنین پزشکان در این مطالعه به بررسی ژن های comt ،drd2 ،drd1 و oprk1 در این افراد پرداختند. به گفته پزشکان، ژن drd1 در افرادی که میزان احساس درد در آنان پایین تر بود، بیشتر دیده شد. علاوه بر این در افرادی که میزان احساس درد در آنان در حد متوسط بود، ژن های comt و oprk1 بیشتر مشاهده شد و ژن drd2 در افراد با احساس درد زیاد به مراتب بیشتر بود.
دردهای مزمن و طولانی مدت بر جنبه های مختلف زندگی انسان تاثیر می گذارند و شناسایی ژن هایی که تعیین کننده میزان تحمل درد هستند، می تواند راهی برای کشف روش های درمانی جدید باشد و به پزشکان در درک بهتر مکانیسم درد در بیماران کمک کند.
 احساس درد
دو مرحله در احساس درد وجود دارد:
مرحله ی اول، مرحله ی بیولوژیک است. برای مثال وقتی شما دچار سردرد می شوید، این مرحله از احساس درد به مغز شما سیگنال هایی می دهد که نشاندهنده ی بروز مشکلی در بدن انسان است.
دومین مرحله، درک مغز از دردی است که در ناحیه ای از بدن وجود دارد. در این مرحله است که انسان نسبت به درد خود بی اعتنا می شود و به کارهایش ادامه می دهد و یا در نتیجه ی درد، دست از کار می کشد و بر روی درد خود تمرکز می شود.
 عوامل تاثیرگذار بر میزان تحمل درد
- احساسات، قدرت جسمانی و شیوه ی زندگی فرد در میزان تحمل درد نقش دارد.
- افسردگی و اضطراب می تواند افراد را نسبت به احساس درد حساس نماید.
- ورزشکاران به نسبت افراد عادی بیشتر می توانند درد را تحمل کنند.
- افراد سیگاری و چاق کمتر می توانند درد را تحمل کنند.

 علل کاهش توانایی تحمل درد
 بی خو
 مشکل بی خو می تواند تحمل درد را کاهش دهد. محققان دریافتند در افرادی که بیش از یک بار در هفته دچار بی خو می شوند، در مقایسه با افرادی که مشکل خواب ندارند، به طور چشم گیری میزان تحمل درد پایین است.
 افسردگی
اگرچه مشخص نیست که چرا افسردگی خود را به شکل درد جسمی نشان می دهد، اما احتمال دارد به دلیل ایجاد اختلال در مسیر درک درد در مغز باشد. نتیجه یک بررسی نشان می دهد افرادی که افسردگی دارند، با درد مکرر و شدیدتری مواجه هستند.
 دارو
مصرف برخی داروها به جای از بین بردن درد، آن را بیشتر می کنند، زیرا بدن به دارو مقاوم می شود و نیاز به میزان بالاتری پیدا می کند. یعنی در ابتدا تنها یک عدد قرص درد را کنترل می کرد، اما به مرور زمان، قرص تأثیر خود را از دست می دهد و لازم است فرد دوز بالاتری مصرف کند. افزایش دوز دارو به تغییرات مغزی منجر می شود و افراد نسبت به درد حساس تر می شوند.
  ت
نتایج بررسی ها نشان می دهد پس از عمل جراحی مردان در مقایسه با ن درد کمتری می کشند، زیرا آستانه تحمل درد در ن پایین تر است.
 مغز
نتایج بررسی ها نشان می دهد افرادی که استرس و اضطراب دارند، میزان تحمل درد پایین تری دارند
نتایج بررسی که در سال 2014 انجام شده است، نشان می دهد بین حساسیت به درد و ضخامت کورت مغز ارتباط وجود دارد.
mri نیز نشان می دهد کمتر بودن ماده خا تری در مغز را می توان با حساسیت بیشتر به درد مرتبط دانست.
 ورزش
 محققان در مطالعات خود دریافته اند که پس از ورزش ، افراد سالم تحمل بیشتری نسبت به درد دارند.
 رنگ مو
 شاید عجیب به نظر برسد اما نتایج بررسی ها نشان می دهد، افرادی که رنگ مویشان (به صورت مادرزادی) قرمز است، به درد حساس ترند و نسبت به دیگران به ماده بیهوشی بیشتری نیاز دارند. علت این امر می تواند جهش ژنی به نام mcir باشد که باعث قرمزی مو می شود.
 استرس
 استرس بالا باعث مشکلات جسمی و روحی متعددی می شود؛ از جمله افزایش وزن، افسردگی و بیماری قلبی. از طرفی استرس طولانی مدت می تواند ایجاد درد کند و حساسیت بدن را نسبت به درد افزایش دهد.
نتایج بررسی ها نشان می دهد افرادی که استرس و اضطراب دارند، میزان تحمل درد پایین تری دارند. هورمون استرس باعث بالا رفتن حساسیت به درد در روده ها می شود که احتمالاً به سندرم روده تحریک پذیر منجر می شود.

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

منبع :
برچسب ها : چرا بعضی ها تحمل درد را ندارند؟ - تحمل ,میزان ,افرادی ,افراد ,نشان ,می دهد ,میزان تحمل ,نشان می دهد ,بررسی ها نشان ,نتایج بررسی ها ,وجود دارد ,نشان می دهد افرادی ,اضطراب دارند، میز?
چرا بعضی ها تحمل درد را ندارند؟ تحمل ,میزان ,افرادی ,افراد ,نشان ,می دهد ,میزان تحمل ,نشان می دهد ,بررسی ها نشان ,نتایج بررسی ها ,وجود دارد ,نشان می دهد افرادی ,اضطراب دارند، میز?
هر جا «آقازاده-ای» هست، فساد وُ تبعیض هم هست ...

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   هر جا «آقازاده-ای» هست، فساد وُ تبعیض هم هست ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

  رییس دیده بان شفافیت و عد گفت: برای آ ین بار به دریافت کنندگان تسهیلات از موسسه ثامن الحجج که اکثرا از فرزندان علما، قضات با سابقه و شخصیت های هستند هشدار می دهیم که اقدامی کنند در غیر این صورت اسامی آنها را منتشر می کنیم.
 ایسنا نوشته: احمد توکلی ظهر امروز ( ) در نشستی خبری ابتدا با اشاره به روند کار موسسات مالی، گفت:
بانک با پول مردم به صاحبان ب و کار تسهیلات می دهد و سود می گیرد. بخشی از سود را به س گذاران داده و بخشی را نیز خود بر می دارد. در واقع بانک ها با اعتبار ت این کار را می کنند به همین خاطر وزارت صنایع هیچ وقت ضمانتی دریافت نمی کند اما بانک ها باید ذخیره قانونی داشته باشند یعنی اگر موسسه مالی بشکند، بانک مرکزی می تواند بخشی از طلب مردم را بدهد.
 وی افزود: بانک مرکزی به همین دلیل اختیارات گسترده ای مانند صدور جواز، کنترل مسیر، تشخیص تخلفات، اعمال ضوابط و بازخواست از متخلفان را دارد. یعنی از صفر تا صد یک بنگاه پولی به بانک مرکزی س شده و وقتی بانک مرکزی متصدی حفظ ارزی پول به مقدار متناسب است، بانک ها خلق پول می کنند و بانک مرکزی نیز باید دخ داشته باشد.
 توکلی با بیان اینکه بانک مرکزی مسئولیت ها و اختیارات ویژه ای دارد، تصریح کرد:
بانک مرکزی نمی تواند از مسئولیت خود شانه خالی کند اما آیا به این معناست که اگر بانکی تبدیل به بنگاهی ورش ته شد، خسارت تک تک س گذاران را باید بانک مرکزی پرداخت کند؟ خیر این معنا را نمی دهد اما نمی تواند از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند.
 وی تاکید کرد:
ما نباید از بانک مرکزی انتظار داشته باشیم که اسکناس چاپ کند و پول س گذاران را بدهد اما در برابر جامعه مسئول است بنابراین چون وزارت تعاون و بانک مرکزی غیرعقلایی کار د، باید پاسخگو باشند.
 رییس دیده بان شفافیت و عد یادآور شد:
بانک مرکزی طبق قانون معاون جرم است چون در اقدام به موقع اهمال کرده است.
 توکلی در ادامه گفت:
تخلفات اصلی ثامن الحجج از سال 86 به بعد است که اتفاقا توسط بانک مرکزی نیز حمایت شد به ویژه در زمان مسئولیت آقای بهمنی. در حالیکه این موسسه بازرسان را راه نمی داد اما از سوی بانک مرکزی تشویق نامه دریافت می کرد.
 وی گفت: زمانیکه ت عوض شد و ت یازدهم روی کار آمد بانک مرکزی نسبت به موضوع جدی تر شد اما باز هم تعلل کرد به طوریکه مدیرعامل ثامن الحجج در خانه اش و تحت الحفظ، محصور شد در حالیکه
اگر به زندان و انفرادی می رفت قول می دهم که اموال خود را تحویل می داد.
 این فعال اصولگرا عنوان کرد: نهایتا ما در سازمان دیده بان پیشنهاد دادیم که به موضوع ورود کنیم و یک نفر از ما و ای از س گذاران وارد موضوع شوند چون اینگونه فشار مردم را کم خواهیم کرد.
مسئولین از این موضوع استقبال د اما عمل ن د. بعد هم هیات اجرایی متشکل از نمایندگانی از ، دادستانی و بانک مرکزی تعیین د که این هیات اخیرا استعفا داده است.
 توکلی تاکید کرد: در حال حاضر بانک مرکزی باید به چند سوال پاسخ دهد، اول اینکه چرا در انحلال ثامن الحجج تاخیر کرد؟ دوم اینکه چرا کمیته اجرایی استعفا داده است؟ و در عین حال چرا در وصول تسهیلات پرداختی در اختیار مردم کوتاهی می شود؟  ((( آیا قوه-ی قضائیه وَ زیز-مجموعه-های آن همچون «بازرسی کل کشور» نمی-تواند در این قانون-گریزی دخ ی کند؟! ... _ عـبـــد عـا صـی ))) وی افزود: اخیرا نیز شنیده ایم که می خواهند کار را به بانک پارسیان بسپارند تا پاسخگو باشد اما بانک پارسیان به چه ی تعهد می دهد که این کار را انجام دهد و چه ی ضامن پارسیان می شود؟ چرا که سرمایه اجتماعی در این رابطه به شدت ضربه دیده است.
 رییس دیده بان شفافیت و عد گفت: ما آمدیم و به مردم با توجه به شرایطی که پیش آمده می گوییم که مسئولیت پولی که به بنگاه مورد تایید بانک مرکزی ما سپردید به ما مربوط نیست. توکلی یادآور شد:
ما از رسانه ها انتظار داریم برای شفاف سازی این موضوع تلاش کنند تا بانک مرکزی نیز مسئولیت خود را بپذیرد و با شفافیت به مردم توضیح دهد. در عین حال برای آ ین بار به دریافت کنندگان تسهیلات از موسسه ثامن الحجج هشدار می دهیم که اقدامی کنند در غیر این صورت اسامی آنها را منتشر می کنیم. اکثر آنها نیز از فرزندان علما، قضات با سابقه و شخصیت های هستند.
 وی همچنین اظهار کرد:
آقای آملی لاریجانی رییس قوه قضاییه نیز در سخنانی گفته بودند دنبال مقصر نیستیم اما به نظر من منظور ایشان این بوده که باید ضرر و زیان مردم را کاهش دهیم و پرداخت کنیم و بعد به دنبال مجازات مجرمین باشیم.
 رییس دیده بان شفافیت و عد همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا در زمان حضور خود در مجلس اقدامی در این رابطه کرده یا خیر؟ گفت:
آدم های فاسد در دستگاه های حکومت یار دارند که به کمک شان می آیند به طوریکه مدیرعامل ثامن الحجج یک زمان با حکم جلب آقای بهمنی به بانک مرکزی رفته بود چرا که فاسدها یارگیری کرده و مانند خودشان را تکثیر می کنند.

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

منبع :
برچسب ها : هر جا «آقازاده-ای» هست، فساد وُ تبعیض هم هست ... - بانک ,مرکزی ,مردم ,ثامن الحجج ,مسئولیت ,موضوع ,بانک مرکزی ,دیده بان شفافیت , رییس دیده بان ,شانه خالی ,منتشر می کنیم , رییس دیده بان شفافیت ,طوریک?
هر جا «آقازاده-ای» هست، فساد وُ تبعیض هم هست ... بانک ,مرکزی ,مردم ,ثامن الحجج ,مسئولیت ,موضوع ,بانک مرکزی ,دیده بان شفافیت , رییس دیده بان ,شانه خالی ,منتشر می کنیم , رییس دیده بان شفافیت ,طوریک?
عجب داستان تکراری عبرت آموزی است

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  عجب داستان تکراری عبرت آموزی است 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 


  خبرآنلاین، وبلاگ اوشال، سید جمشید : یادم می آید زمانی که در دهه 40 شاگرد مدرسه بودیم در سطوح جامعه و در رو مه ها و حتی انشاء-های ما دانش آموزان درمورد پیرزن فقیر و محروم فلان استان صحبت و نوشته میشد که باید به او توجه شود. امروز با اینکه آن پیر زن پس از گذشت تقریبا 50 سال مطمئنا زنده نیست و جایش را به دیگر پیر ن س اما حرف همان است که گفته شده یعنی : باید به پیر زن فقیر و محروم فلان استان توجه شود با این تفاوت که امروز جوان بیکار که ممکن است نوه اش باشد هم در کنار آن پیر زن نشسته و با او حرف میزند و از خاطراتش میپرسد. عجب داستانی جالبی است که بیش از 50 سال مکررا تکرار میشود.
 یادداشت امروز من قدری طولانی است که از همه عذر میخواهم. اما برای رساندن مفهوم آن لازم است اینگونه نوشته شود . موضوع یادداشت عجب داستان تکراری عبرت آموزی است. یک شبکه تلوزیونی به نام آی i film داریم که های سریالی قدیمی را پخش میکند . به نظرم شبکه خوبی است و اگر فرصت نکرده باشیم و سریالی را در زمانش ببینیم حالا این فرصت ایجاد میشود. علاوه بر این چون ها نسبتا قدیمی است مطمئنا همراه با خاطرات آن زمان و یادآوری و تازه شدن آن خاطرات است به همین دلیل مورد استقبال مخاطبان خودش قرار میگیرد. شبکه دیگری هم داریم که های خارجی و داخلی قدیمی پخش میکند به نام تماشا. حالا منظورم تبلیغ صدا و سیما نیست بلکه این مقدمه ای است برای طرح یک موضوع جدید. صدا و سیما دارای آرشیو بسیار بزرگی است که در آن علاوه بر نگهداری انواع های هنری و فرهنگی و مذهبی و ... ها و مصاحبه ها و مناظره ها و تحلیل های و اجتماعی و اقتصادی و ... و خبری از حدود 50 و شاید بیش از 50 سال قبل را نیز نگهداری میکند . چند سالی است که صدا و سیما شبکه های آی و تماشا را برای نمایش های هنری و فرهنگی و مذهبی راه اندازی نموده و تقریبا هم موفق بوده و مخاطبان زیادی میلیونی دارد.
 حالا با این تجربه ارزشمند هنری و فرهنگی ، آیا میتواند شبکه خبری و تحلیلی جدیدی را ایجاد و راه اندازی کند که ها و نوارهای خبری و مناظره های و اجتماعی و اقتصادی و ... کشور را در طول بیش از 50 تا 60 یا 70 سال گذشته را به نمایش بگذارد و روند و اجتماعی و اقتصادی و حتی فرهنگی کشور را مورد نقد و ارزی و تحلیل قرار دهد؟
 مطمئنا این کار کمک میکند که حافظه تاریخ که فعلا آ ایمر نگرفته ، تر و تمیز و تازه و مستند بماند و گرد و خاک روزمرگی و بی توجهی به آنچه که بوده بر چهره جامعه ما ننشیند. اما چرا چنین ایده ای و با بودن تجربیات ارزشمند و تیم های حرفه ای در صدا و سیما تاکنون عملیاتی و اجرایی نشده؟ ممکن است به دو دلیل باشد :
 دلیل اول اینکه تاکنون فکری برای طرح این ایده و تولید این برنامه نبوده؟ که در اینصورت تکلیف مشخص است و این ایده و فکر را پیشنهاد میکنیم.
 اما دلیل دوم اینکه این فکر بوده اما شاید میل و اراده و مصلحتی برای این کار نباشد؟
 در اینصورت آن وقت باید پاسخ داده شود که چرا نقطه اشتراک تمامی این مصاحبه ها و مناظره ها و تحلیل های و عمدتا انتقادات که در اینگونه مجالس و گفتگوها و خبرها بیان شده چند موضوع تکراری :
 - فقر ز و / - محرومیت زدائی و / - ضعف و غفلت های مدیریتی در اجرای کار و اداره امور است.
 به علاوه اینکه ، فساد و مرد رندی و نامردی و خیانت در امانتداری یک سری آدم های مسلط به قدرت نقش اصلی در تمامی این گفتمان ها را داشته و دارد؟ اما داستان تکرار مکررات اتفاق می افتند و کار مهم و اتفاق مهمی رخ نداده؟
 یادم می آید زمانی که در دهه 40 شاگرد مدرسه بودیم در سطوح جامعه و در رو مه ها و حتی انشاء های ما دانش آموزان   درمورد پیرزن فقیر و محروم فلان استان صحبت و نوشته میشد که باید به او توجه شود؟
 امروز با اینکه آن پیر زن پس از گذشت تقریبا 50 سال مطمئنا زنده نیست و جایش را به دیگر پیر ن س اما حرف همان است که گفته شده یعنی :
 باید به پیر زن فقیر و محروم فلان استان توجه شود با این تفاوت که امروز جوان بیکار که ممکن است نوه اش باشد هم در کنار آن پیر زن نشسته و با او حرف میزند و از خاطراتش میپرسد؟
 عجب داستان جالبی است که بیش از 50 سال مکررا تکرار میشود؟ یعنی فرقی هم نمیکند که کجا و در چه زمانی و چگونه باشیم؟
قصه همین است که مکررا شنیده ایم و میشنویم؟

 متاسفانه ساختار و شکل کار و تصمیمات در کشور اینگونه است که در رژیم قبل و حتی نظام امروز شاید هم بدتر ، بدون ترس و ظاهرا با قدرت مجموعه ی فساد شکل میگیرد و رشد پیدا میکند و حفظ و بعضا گسترده تر هم میشوند و این داستان های جالب و آئینه های عبرت ادامه دارند؟
 از خودمان میپرسیم :
مگر انقلاب نشد و ریشه های رژیم شاهنشاهی خشک و تک تک ایشان از ساختار قدرت و اجرایی کشور پاک نشد ؟ پس چه شده امروز توسط بعضی از منصوبین و وابستگان به انقلاب ( چون قدرت و امکانات دست عوام نیست ) فساد میشود؟
 پاسخش این است که وقتی شایسه سالاری به معنای اخلاق محوری نباشد و امانت دست اهلش نباشد آنوقت مدل نگاه معاویه ای به پول و قدرت ، ایمان را از بین میبرد و متاسفانه این نگاه در بعضی ها وجود دارد و متاسفانه در جذب متولیان و متصدیان امور ممکن است بلکه سهوا و یا عامدا بی توجهی شده و دقت لازم لحاظ نشده و نتیجه اش این شد که همان آدم های به ظاهر رستگار که هیچ در مخیله-اش نمی گنجید روزی تخلف چراغ راهنمایی کند ، یک مرتبه آن میشود که شاخ از سر آدم بیرون میزند.
 به یاد داستان مارگیر و اژدهای مثنوی می افتیم . داستانی شبیه به آنچه که می بینیم. یعنی فکر میکنیم که ریشه های فساد بی جان و مرده و وجود ندارد؟
اما حقیقت این است که ریشه به ظاهر خشک است ، ولی به محض وجود یک ذره رطوبت و یا قطره آب و یا گرمای فرصت قدرت مجددا زنده و قوی تر و محکمتر میشوند؟
 ببینید : در طول چند ده ساله گذشته ، حرف و عصاره شعارهای مشترک تمام داوطلبین محترم ریاست جمهوری و در امتداد آن وزرا و مسئولین و متولیان امور درکشور فقر و محرومیت زدائی و مبارزه با انواع فسادهاست.
جالب بودن این داستان ها اینجاست که شعارها سالیان سال است همیشگی تازه و ماندگار مانده و کاری که انتظارش را داشتیم نشده؟
 دلیلش چیست؟ خیلی ساده ،
بی مسئولیتی های شعار دهندگان در مقابل حرف و قول شان و مردم پیگیر نبودن و نه پرداختن مردم به چرایی عدم صدق در وعده ها و عدم حمایت رسانه ها از حقوق مردم و انقلاب و در مجموع نبود باور به آنچه که گفتند و شعار دادند؟
 عجب داستان ادامه دار جالبی است و معلوم نیست که کی قرار است به پایان برسد و نتیجه دهد؟
 
اما چه باید کرد؟ چقدر باید نشست و تکرار این داستان ها را دید و ت بود؟ پس کی قرار است روزی مقتدرانه بگوییم کشور ایران و مردم ایران ملبس به اخلاق ی ، ک وسعه یافته ی شده اند؟
 عزیزان هموطنم و مخاطبان عزیز. مشکل خودمانیم؟ فقط انتقاد میکنیم. آن هم بدون را ار و برنامه؟ کمی وقت بگذاریم و فکر کنیم چه باید کرد؟
فکر کنیم از کجا باید شروع کرد تا فقر و محرومیت و فساد و نابرابری در کشور نیست و نابود شود؟ فکر کنیم چ ه میتوانیم به ت و مجلس کمک کنیم و اگر کمک نمیخواهند چگونه ایشان را تحت فشار بگذاریم که مردم را در فرآیند بازی خدمت بکار گیرند و از کمک مردم برای سازندگی کشور استفاده کنند. فکر کنیم چ ه ت و مجلس میتواند بجای حاشیه های صد من یک غاز ، توسعه یافتگی و پیشرفت که حق مردم و انقلاب است و این حداقل مطالبه مردم و انقلاب میباشد را سرلوحه کارشان بگذارد و به مردم پاسخگو باشند. فکر کنیم چ ه ت و مجلس میتواند به مردم گزارش رسمی همراه با نمودار و آمار دهند که چه میکنند و در کجای کار هستند و سهم مردم در این کار و حرکت ت و مجلس چیست و در کجا از مردم خواستند و پاسخ و اجابت ها از مردم چه بود و چرا؟ بجای سرگرم شدن با موضوعات پیش پا افتاده و ... و اینکه من که هستم و تو که هستی به اصل موضوعات کشور بچسبیم ، یعنی توسعه یافتگی ایران ی یعنی :
- فقر ز و / - محرومیت زدائی و / - شایسته سالاری و برنامه محوری تا نشنویم نشد چون ضعف و غفلت های مدیریتی در اجرای کار و اداره امور بود. / - گزینش اصلح برای مبارزه با فساد و مرد رندی و نامردی و خیانت در امانتداری یک سری آدم های مسلط به قدرت نقش اصلی در تمامی این گفتمان ها را داشته و دارد؟
 دیگر نباید وقت کشی کرد و با حسرت به دیگران نگاه کرد.
به نظر میرسد شروعش باید از صدا و سیما و رسانه های با نگاهی ملی بی طرف برای مردم و ایران و انقلاب باشد . البته با حفظ منافع و مصالح و امنیت ملی کشور.

 با اقتباس از آیه 105 سوره انبیاء : َلَقَدْ کَتَبْنا فى ا َّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ اَنَّ الاَرْضَ یَرِثُها عِبادِىَ الصّالِحُونَ ـ اِنَّ فى هذا لَبَلاغاً لِقُوم عابِدین.
در زبور بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: بندگان شایسته ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد.
 جان کلام این است :
در حکومت انقل صالحان جایی برای معاویه صفتان وجود ندارد.
 یا علی. با حترام - سید جمشید اوشال.

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

منبع :
برچسب ها : عجب داستان تکراری عبرت آموزی است - مردم ,داستان , ,کشور ,قدرت ,کنیم ,فلان استان ,محروم فلان ,محرومیت زدائی ,کنیم چ ه ,داستان تکراری ,دیگر پیر ن س ,شاگرد مدرسه بودیم ,داستان تکراری عب
عجب داستان تکراری عبرت آموزی است مردم ,داستان , ,کشور ,قدرت ,کنیم ,فلان استان ,محروم فلان ,محرومیت زدائی ,کنیم چ ه ,داستان تکراری ,دیگر پیر ن س ,شاگرد مدرسه بودیم ,داستان تکراری عب
روستاهای اسان رضوی 8 ماه پس از ز له ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 روستاهای اسان رضوی 8 ماه

 

 پس از ز له ...

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

جام جم - هفت ماه و 18 روزا ز وقوع ز له 6 ریشتری سفید سنگ شهرستان فریمان در مشهد گذشته، اما چادرهای سفید رنگ هلال احمر هنوز کم و بیش در روستاها ب است. کنار هر چادر، روی خانه های کاهگلی آوار شده روستاییان هم البته خانه ای نوساز جان گرفته است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

منبع :
برچسب ها : روستاهای اسان رضوی 8 ماه پس از ز له ... - ز له , اسان رضوی
روستاهای اسان رضوی 8 ماه پس از ز له ... ز له , اسان رضوی
وَعده-های سَرخَرمن، ناامید کننده-تر از تبلیغات دشمنان ما نیست؟ ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  وَعده-های سَرخَرمن، 


 ناامید کننده-تر از تبلیغات دشمنان ما نیست؟ ... 

 

 

 

  جهت مراجعه به متن کامل ، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s6.picofile.com/file/8222658884/wa_adeh8ye_tux8ly_1.jpg

 

http://s3.picofile.com/file/8222658468/wa_adeh8ye_tux8ly_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8281941150/wa_adeye_tux8ly_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8237529818/entex8b8t_ruye_kule_d3gar8n_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8274200350/entex8b8t_ahmady_s8le_1384_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8274200784/entex8b8t_ahmady_s8le_1384_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8274198876/entex8b8t_ahmady_s8le_1384_6.jpg

 

 به گزارش خبرآنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، حجت ال رییس جمهور، آیت الله صادق آملی لاریجانی رییس قوه قضاییه و علی لاریجانی رییس مجلس شورای ی نشستی درباره مهم ترین مسائل کشور و منطقه داشتند.
 رییس جمهور : بسیاری از مسایل در دستگاه اجرایی، یا قضایی و یا مقننه مورد بررسی قرار می گیرند که بهم مرتبط هستند و چنانچه به طور طبیعی و عادی مورد رسیدگی قرار بگیرند، چه بسا نیازمند زمان بسیار طولانی است و این به نفع کشور نیست. لذا در جلسه روسای قوا چنین مسایل مهمی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و تصمیماتی اتخاذ می شود که سرعت عمل را بیشتر کند.
 رییس جمهور با بیان اینکه در جلسه امروز "امیدواری مردم کشورمان نسبت به آینده کشور، شرایط اقتصادی، و فرهنگی" مورد تأکید قرار گرفت، گفت: همه رسانه ها از جمله رسانه ملی، گردانندگان فضای مجازی و تریبون های مختلف، باید متوجه این نکته مهم باشند که تصمیم و هدف قدرت های بزرگ بویژه و آنچه در منطقه شاهدیم نسبت به ایران، نهایتاً برای این است که مردم را به آینده ناامید و کم امید کرده و در فعالیت ها و سرمایه گذاری ها دچار تردید کنند؛
لذا همه باید هوشیار باشند که در زمین دشمن بازی نکرده و در این دام نیافتند.  ((( جناب آقای ، فکر نمیکنید که وعده-های کلان شما به مردم همچون "ریشه-کن فقر وَ بیکاری در ت دواردهم" با وجود این همه مشکلات داخلی وَ خارجی، بیشتر از تبلیغات وَ تهاجمات وَ مزدورانش، این مردم شریف را نا-امید میکند؟! ... « لـیـنـــک ». _ عـبـــد عـا صـی ))) .

  ، بررسی موضوع مالباختگان موسسات اعتباری را یکی دیگر از جلسات سران سه قوه برشمرد و گفت: در این خصوص اولاً اینکه پیش از این مجوز چنین مؤسساتی را دستگاه های مختلف می دادند، لذا اگر از این به بعد، این مؤسسات صرفاً از بانک مرکزی مجوز بگیرند و کاملاً مراقبت و نظارت شود، بخش بزرگی از مشکلات حل و فصل خواهد شد.
  گفت: اگر مؤسسات دچار مشکلاتی شدند، ضمن اینکه وظیفه داریم مشکلات مردم را برطرف کنیم؛
از طرف دیگر بانک مرکزی هم محذوراتی ((( مَعـذوراتی_ عـبـــد عـا صـی ))) دارد و نمی توان گفت که از پول بانک مرکزی برای حل این مشکلات استفاده کند. البته برای این مسایل می توان اعتباراتی در نظر گرفت، ضمن اینکه در این زمینه سه قوه باید با یکدیگر همکاری داشته باشند.
  : مردم منطقه موفقیت های بسیار بزرگی به دست آوردند این در حالی است که در داد سال 93، شاهد بودیم که تروریست ها در عراق جولان داده و شهر بزرگ موصل را تصرف کرد. این خطر برای کل عراق از جمله بغداد نیز متصور بود و در نیز همین شرایط جریان داشت،  ...
 رییس جمهور گفت:
از سوی دیگر به دنبال تجزیه طلبی و بر هم زدن مرزهای جغرافیایی در منطقه برآمدند که در این مسیر هم ناموفق بودند. لذا امروز شاهد موفقیت های بزرگی در سطح منطقه هستیم و با این موفقیت ها طبیعی است که و رژیم صهیونیستی و اذناب آن ناراحت و عصبانی باشند.
  اضافه کرد: در مسأله یمن سال هاست که مردم فقیر این کشور را بمباران می کنند و بیماری وبا شیوع پیدا کرده و مردم در قحطی و گرسنگی بسر می برند و فضای دریا و هوا را برای کمک به مردم این کشور بسته اند و این غیرقابل تحمل است.
 رییس شورای عالی امنیت ملی تصریح کرد:
شرایط امروز منطقه نشان می دهد که توطئه هایی که وجود داشت، نقش بر آب شده، لذا دنبال نقشه ها و توطئه های دیگری در منطقه هستند و مردم لازم است که در این زمینه هوشیار باشند و مسئولین هم توجه و برنامه ریزی های لازم را انجام دهند.
  در پایان
از مردم بزرگوار ایران بخاطر عشق به اهل بیت(ع) و فداکاری در مسیر حسین(ع) قدردانی و از مردم و ت عراق نیز بخاطر میزبانی از زائران ابا عبدالله(ع) سپاسگزاری می کنیم.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: وَعده-های سَرخَرمن، ، امیدواری مردم، ریشه-کن فقر وَ بیکاری، موسسات اعتباری، تجزیه طلبی، ،
منبع :
برچسب ها : وَعده-های سَرخَرمن، ناامید کننده-تر از تبلیغات دشمنان ما نیست؟ ... - مردم ,منطقه ,باشند ,مشکلات , ,مورد ,بانک مرکزی , رییس جمهور ,باشند ,هوشیار باشند ,بررسی قرار
وَعده-های سَرخَرمن، ناامید کننده-تر از تبلیغات دشمنان ما نیست؟ ... مردم ,منطقه ,باشند ,مشکلات , ,مورد ,بانک مرکزی , رییس جمهور ,باشند ,هوشیار باشند ,بررسی قرار
چگونه با ک ن و بازماندگان ز له رفتار کنیم؟

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  چگونه با ک ن و بازماندگان ز له رفتار کنیم؟  

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s8.picofile.com/file/8311980942/kudak8ne_zelzelehzadeh_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8311981092/kudak8ne_zelzelehzadeh_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8311981292/kudak8ne_zelzelehzadeh_1.jpg

 

 وقوع بحران های ناگهانی و حوادث غیرمترقبه بسترهای مناسبی برای بروز آسیب های روانی در میان خیل آسیب دیدگان هستند به همین دلیل هم هست که روان شناسان معتقدند برای جلوگیری از ادامه یافتن آسیب های روانی در سالهای بعد، خصوصا در دوران بزرگسالی باید از خدمات سلامت روان حرفه ای و تکنیک های مداخله در بحران، به شکل تخصصی بهره برد. همزمان با وقوع ز له در غرب کشور و استان کرمانشاه یکی از متخصصان روانشناسی کودک به ارائه توصیه هایی در خصوص نوع مواجهه با شرایط بحرانی و کمک رسانی به آسیب دیدگان پرداخته است.
 چگونه با ک ن و بازماندگان ز له رفتار کنیم؟
 به گزارش میگنا «گوهر یسنا انزانی» در گفت وگو با ایسنا، با اشاره به اینکه شرایط بعد حوادثی مانند بلایای طبیعی یک ptsd یا اختلال استرس پس از یک ضایعه است گفت: حوادثی مانند سیل یا ز له در این دسته بندی قرار می گیرند.
این سندرم در واقع زمانی پیش می آید که رویداد رخ داده از سطح توان روانی فرد بالاتر است. برای مثال فرد خانه و نزدیکانش را از دست می دهد و این مساله آسیب های زیادی برای او باقی می گذارد.
این روان شناس کودک با بیان اینکه بر خلاف تفکر عموم درباره اینکه وجود تعداد زیادی از افرادی که در مصیبت حادثه قرار دارند باعث آرامش و تسکین روانی فرد نمی شود، اظهار کرد: چنین حوادثی اگرچه برای افراد زیادی اتفاق می افتد اما همین مساله باعث می شود تمرکز دیگران از روی یک فرد که امکان دارد یک کودک باشد، برداشته شود و همین مساله میزان آسیب را افزایش می دهد. وقتی فرد در شرایط سوگ قرار می گیرد و برای مثال پدر یا مادرش را از دست می دهد زمانی که به آنها فکر می کند و خاطراتشان را یادآوری می کند، نزدیکانش در کنار او هستند و دلداری می دهند، اما در شرایطی مانند ز له فرد، نه تنها چندین نفر را از دست می دهد بلکه خانه اش نیز که محل امن اوست، ویران می شود و هر ی به فکر داغ خود است.
رئیس کلنیک تنفس دوباره در ادامه تصریح کرد:
وقتی یک فرد با یک مشکل مواجه می شود او را درمان می کنیم اما وقتی افراد زیادی با مشکل مواجه می شوند به احساسات تک تک آن ها توجه نمی شود. چراکه همه به دنبال رفع نیازهای جسمی آسیب دیدگان هستند و فرصتی برای رفع نیازهای روحی و روانی وجود ندارند، بنابراین امنیت روحی برای افراد تامین نشده و ترس ها و اضطراب های آنها باعث می شود آسیب پذیر شوند.
 انزانی با اشاره به اینکه در این شرایط حتی برای افرادی امکانات و غذا نیز به اندازه کافی فراهم نیست، توضیح داد:
وقتی فرد در مرحله اول که انکار واقعیت است قرار دارد تلاش می کند تا خودش را صرفا زنده نگه دارد، آرامشش را حفظ کند و به اطرافیان رسیدگی کند، بنابراین فرد مجبور است حجم مشکلات را انکار کند و در نهایت خشم زیادی در درونش انباشته می شود. این خشم باعث ایجاد کابوس، رفتارهای تهاجمی و برهم خوردن تمرکز او خواهد شد. گاهی فرد به این دلیل که ی نیست با او درباره این خشم صحبت کند نوعی احساس انتقام گیری نسبت به افرادی که در مکان های دیگر زندگی می کنند و خانه هایشان اب نشده است، پیدا می کند.
وی با اشاره به اینکه
گاهی حجم ناراحتی ک ن در بزرگسالی تبعاتی مانند ترس، ناخن جویدن یا شب ادراری به همراه خواهد داشت گفت: حتی ممکن است کودک دوستی را ببیند که مادرش در کنارش است در حالیکه او مادرش را از دست داده؛ این غم باعث می شود کودک نسبت به او احساس حسادت پیدا کند. فرد آسیب دیده گاهی مدت کوتاهی به متخصصان مراجعه می کند اما اغلب نیاز است تا تحت درمان طولانی مدت و مداوم قرار گیرد، شاید چندین سال و ماه نیاز باشد تا فرد با حادثه رخ داده کنار بیاید.
این روان شناس کودک با بیان اینکه معمولا بعد از این حادثه در ذهن فرد یک «ای کاش» برای بازگشت به گذشته باقی می ماند، اضافه کرد: این مساله منجر به افسردگی فرد می شود و امکان دارد تا سالها با او باقی بماند.
وی
مختل شدن حس امنیت را مشکل دیگری عنوان کرد که در این شرایط به فرد دست می دهد و تصریح کرد: در این شرایط فرد دچار شوک، تحریک پذیری، ناباوری و خودسرزنشی می شود. او فکر می کند « حتما کار بدی کرده ام که خدا جوابم را اینطور داده است» و در اثر همین افکار به او بی خو ، ضربان قلب بالا، شوک ، میگرن، معده درد و ... دست می دهد. آسیب دیدگان در این مرحله حتی امیدی ندارند. تا زمانی که خانه هایشان دوباره ساخته شود مدت ها زمان نیاز است، این درحالیست که حتی با وجود برگشت شرایط زندگی به ح قبل، عزیزانشان دیگر در کنارشان حضور ندارند.
وی با اشاره به اینکه در ک ن «ترس از ج » در حوادثی مانند ز له باعث می شود آنها مدام به پدر و مادرشان چسبیده باشند افزود:
ک ن آسیب دیده بعد حوادثی مانند ز له از تمام بیگانه ها می ترسند و نسبت به دیگران بی اعتمادند چرا که فکر می کنند اگر پدر و مادرشان قوی تر بودند آنها را حفظ می د اما حالا با این اتفاق دیگر به ی اعتماد نمی کنند. ترس های آنها از تاریکی، اشیاء و ... افزایش می یابد و دائم دچار رویاهای ترسناک می شوند. همچنین آنها برگشت پذیری به دوران نوزادی دارند. برای مثال رفتارهایی ماند ناخن جویدن، شب اداری، جیغ زدن و ... را از خود بروز می دهند. حتی گاهی برخی از آنها دچار لکنت زبان می شوند. ابتلا به غمگینی و افسردگی شدید در ک ن سنین دبستان بیشتر است.
رئیس کلنیک روانشناسی تنفس دوباره با بیان اینکه در همه افراد ترس از دست دادن والدین وجود دارد گفت:
برای این ک ن ترس از دست دادن عزیزان خیلی شدیدتر است و مشکلات تحصیلی و برهم خوردن تمرکز در آنها شیوع بیشتری دارد. همچنین امکان دارد کودک دچار علائم بیش فعالی شود و به او داروهایی داده شود که نباید استفاده کنند. شکم درد، سرگیجه، اسهال ،استفراغ یا یبوست، رفتارهای خشن مثل کوبیدن سر به دیوار و پرخاشگری در ک ن افزایش می یابد.
این روانشناس کودک با نادرست دانستن این عقیده که فرد این آسیب ها را فراموش خواهد کرد اظهار کرد: اغلب این آسیب تا بزرگسالی ادامه می یابد و در صورت درمان نشدن زندگی او را تباه می کند. در نوجوانان با بیشترین آسیب روبه رو هستیم و این آسیب حتی از ک ن بیشتر است. زیرا از نوجوان انتظار بیشتری وجود دارد که «تو بزرگ شده ای» و به او گفته می شود «گریه نکن، درست می شود». این درحالیست که نوجوان درک انتزاعی را ندارد و نمی تواند آینده را تصور کند. بنابراین چون اطرافیان به اشتباه یک نوجوان 12 ساله را در حد یک بزرگسال می دانند،اجاره نمی دهند تا او با صحبت درباره احساساتش، تخلیه هیجانی شود و یا گریه کند. این نوجوانان در آینده احساس انتقام گیری، دردهای بدنی شدید، تیک های بدنی و پرخاشگری پیدا می کنند.
 وی با انتقاد از اینکه معمولا در این ح ی فکر نمی کند ز له چنین آسیب های عمیق روحی به همراه دارد و ی به آسیب دیدگان کمک های تخصصی ارائه نمی کند افزود: گاهی افراد متخصص هم به محل حادثه می رود اما درباره اصول مداخله در بحران چیزی نمی داند. افرادی که برای کمک به این مناطق می روند باید از قبل مداخله در بحران را آموخته باشند. برای مثال نباید با افراد آسیب دیده «هم دردی» کنند بلکه باید با او «همدلی» داشته باشند. یعنی اگر مشاور هم شروع به گریه با فرد آسیب دید ه کند فرد فکر می کند چه بدبخت است که مشاور هم به خاطر او گریه می کند.
انزانی در ادامه گفت: فرد متخصص نباید ی را قضاوت کند. بلکه باید بپذیرای حس آسیب دیدگان باشد. وقتی اعلام می کنیم به کمک روانشناسان احتیاج داریم روانشناسان باید بدانند که اگر مداخله در بحران را نمی دانند به این مناطق نروند چرا که آسیب های بیشتری برای افراد ایجاد خواهند کرد.
متخصصان توصیه می کنند کودک را نباید از والدین یا فرد امنی که برای او باقی مانده جدا کرد. باید اجازه داد بچه ها حرف بزنند و بازی کنند. ک ن قبل 12 سال با بازی می تونند هیجاناتشان و خشم هایشان را تخلیه کنند.
 رئیس کلنیک روانشناسی تنفس با تاکید بر اهمیت ابراز محبت به ک ن در شرایط بحرانی اظهار کرد: ک ن را باید در آغوش بگیریم. فکر نکنیم یک پسر نوجوان 12 ساله دیگر بزرگ شده است و به آغوش گرفتن نیازی ندارد. حتی توصیه می کنیم تا والدین و نزدیکان کودک و نوجوان را سریع از خود جدا نکنند و اجازه دهند در آغوش آنان آرام بگیرد.
وی در ادامه تصریح کرد:
در این شرایط اگر مدرسه ای در چادر دایر شد، نباید انتظار زیادی برای انجام تکالیف و ... از بچه ها داشت. شاید کودک بخواهد درباره اتفاقی بارها و بارها صحبت کند و باید اجازه داد او تا زمانیکه می خواهد درباره کابوس و مشکلات صحبت کند. باید ترس و اضطراب کودک را درک کرد. همچنین ک ن قبل 5 سال درک درستی از مرگ ندارند، بنابراین نباید با آنها با استفاده از کلمات و مفاهیم دشوار صحبت کرد. نباید از آنها مدام سوال کرد الان چه حسی داری؟ بلکه باید اجازه داد خودشان صحبت کنند. حتی یک جمله ساده ولی اشتباه برای یک کودک قبل 12 سال و نوجوان قبل 18 سال ممکن است یک فاجعه در بزرگسالی خلق کند.
انزانی در ادامه با اشاره به اینکه
باید بپذیریم ممکن است کودک به دلیل ترس ها نتواند در جمع حاضر شود و با سایر ک ن بازی کند توضیح داد: باید اجازه دهیم کودک حتی حسادت هایش را بیان کند. همچنین نباید او را مجبور کنیم به مکانی که قبلا بوده دوباره برگردد. می توان ک ن را با چیزهای کوچک مانند یک هدیه کوچک دل خوش کرد. همچنین باید احساس گناه او را بپذیریم. مثلا اگر کودک فکر می کند که فرد خوبی نبوده است که پدر و مادرش را از دست داده، نباید به او بگوییم: « تو خیلی پسر خوبی بودی و این خواست خدا بوده است» بلکه باید احساس او را بپذیریم چراکه ک ن کوچک معمولا درکی از خداوند ندارند.
این روان شناس کودک در ادامه توصیه کرد: ناآرامی ک ن و بزرگسالان را باید پذیرفت. آنها حتی گاهی دچار دردهای عضلانی می شوند به همین دلیل باید از آنها بخواهیم نفس های عمیق بکشند. در این شرایط معمولا بیشتر از روان پزشکی کمک گرفته می شود و برای آسیب دیدگان دارو تجویز می شود. این حیطه اگرچه به شکل مقطعی می تواند کمک کند اما روان شناسی با گفتگو، هنردرمانی، بازی درمانی و... به بهبود رفتارها و شناخت افراد کمک می کند تا فرد دیگر تنها با دارو به دنبال حل مشکلاتش نباشد. با دارودرمانی فرد مجبور می شود در سالهای بعد تنها دوز داروهایش را بدون حل مشکل افزایش دهد. دارو گرچه روی وضعیت خواب افراد تاثیر می گذارد اما آنها را به وضعیت انکار می برد و باعث می شود برای مثال کودک دیگر درباره هیجانش صحبت نکند. بنابراین حضور یک روان پزشک در کنار روانشناسان کمک کننده تر خواهد بود.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

منبع :
برچسب ها : چگونه با ک ن و بازماندگان ز له رفتار کنیم؟ - ک ن ,آسیب ,کودک ,اینکه ,شرایط ,نباید ,آسیب دیدگان ,برای مثال ,حوادثی مانند ,بلکه باید ,باید اجازه ,بازماندگان ز له رفتار ,حوادثی مانند ز له ,برهم خ
چگونه با ک ن و بازماندگان ز له رفتار کنیم؟ ک ن ,آسیب ,کودک ,اینکه ,شرایط ,نباید ,آسیب دیدگان ,برای مثال ,حوادثی مانند ,بلکه باید ,باید اجازه ,بازماندگان ز له رفتار ,حوادثی مانند ز له ,برهم خ
صادق زیباکلام: آقای رئیس جمهور مطالبات مردم را فراموش کرده اید!؟ ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  صادق زیباکلام: آقای رئیس جمهور مطالبات مردم را فراموش کرده اید!؟ ...  

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

http://s9.picofile.com/file/8310666000/roh8ny_l8r3j8ny_et_teh8d_1.jpg

 

 صادق زیباکلام علوم تهران نامه سرگشاده ای خطاب به رئیس جمهوری منتشر کرد. به گزارش عصرایران، متن این نامه به نقل از رو مه شرق به این شرح است :
 سرور ارجمند، جناب  
 رئیس جمهور ی ایران دامت اقباله 
 با سلام و تحیات،
با اینکه از پیروزی درخشان شما در انتخابات پنج ماه بیشتر نمی گذرد، مع الأسف آثار ناامیدی در میان حامیان شما ظاهر شده. ن یتی که چندان هم به نظر نمی رسد اهمیتی برایتان داشته باشد. در نظام ما مردم و خواسته هایشان به هنگام انتخابات تکریم می شوند و بعد هم فراموش. به نظرمی رسد انتخابات در ایران بیشتر مانوری تبلیغاتی است برای به نمایش گذاردن پشتیبانی مردم از نظام تا توجه به مطالبات آن ها. آمار مشارکت را باافتخار بر سر می کوبیم و بعد هم کماکان همان سیاست های نامطلوب گذشته ادامه می یابند.
 انتظارات و امیدهایی که در انتخابات نسبت به شما به وجود آمده بود به نظر نمی رسد که دیگر اهمیتی برایتان داشته باشند. برع جلب رضایت اصحاب قدرت برایتان مطرح است. برخی این تغییر فاحش را مرتبط با بازداشت ۲۴ساعته برادرتان می دانند. عده ای هم آن را به پای محافظه کاری ذاتی تان و پرهیز از تغییر می دانند. انتخابات سبب شد تا موقتاً مجبور شوید ردای ترقی خواهانه بر تن نمایید. حال که دیگر به رأی مردم نیازی ندارید، دلیلی هم ندارد که همچنان رخت و لباس ترقی خواهانه تنتان باشد.
 بنده
اما تصورمی کنم که جنابعالی وارد تعاملی با اصولگرایان شده اید. آن ها در مجلس و مراکز قدرت و شاید هم در آینده در خبرگان از جنابعالی حمایت خواهند نمود و شما هم خواسته های ترقی خواهانه بدنه اجتماعی که شما را راهی پاستور د را خیلی جدی نگیرید و در انتخابات ریاست جمهوری۱۴۰۰ هم از جناب علی لاریجانی حمایت نمایید.
 جناب آقای ، اگر به راستی وارد تعاملی با اصولگرایان شده باشید، هم شما و هم آنان سخت در اشتباهید. سرخوردگی از عملکرد شما زمینه را نه برای آقای علی لاریجانی و نه برای هیچ اصولگرای دیگری مهیا نخواهد کرد. بلکه راه را برای ظهور یک پوپولیسم دیگری همچون تیر۸۴ مهیا خواهد کرد. با این تفاوت که مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی دیگر وجود ندارد تا پوپولیسم سال۱۴۰۰ وی را به عنوان سمبل اشرافیت به پای توده های محروم بیفکند. اتفاقاً نامزد پوپولیست۱۴۰۰جنابعالی، اصولگرایان میانه رو ازجمله برادران لاریجانی را مسبب فقر و فلاکت توده های محروم هدف قرار خواهد داد؛ دقیقاً همان موجی که آقای سال ۸۴علیه مرحوم هاشمی به راه انداخت.
 اصلاح طلبان چیزی ندارند که راست افراطی از آن ها بستاند؛ اما هزینه های سنگین را حضرت عالی و شرکای اصولگرایتان متحمل خواهید شد. در اعتراضی سال۸۸ عمدتاً جوانان و دانشجویان همراه اقشار و لایه های تحصیل کرده بالنسبه مرفه تر شهرنشین شرکت داشتند. اقشار و لایه های کم درآمدتر در آن اعتراضات شرکتی نداشتند؛ اما اب شدن وضع اقتصادی کشور از ۸۸ به این سو و اینکه آثار بهبودی هم به چشم نمی خورد بیشترین فشارش را بر روی این اقشار گذارده.
برآورده نشدن مطالبات و اجتماعی به کنار، تداوم وضعیت اب اقتصادی کشور و اینکه نوری در انتهای تونل اقتصادی به چشم نمی خورد این بار ممکن است اقشار کم درآمد را هم وارد اعتراضات اجتماعی نماید. اگر زبانم لال چنین شود، تصور نفرمایید به توان به سهولت سال۸۸ آن را جمع نمود.
 ایام به کام باد
 نهم آبان یک هزار و سیصد و نودوشش

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: ، وعده-های انتخاباتی، تعامل با اصولگرایان، علی لاریجانی، پوپولیسم، اصلاح طلبان، مطالبات مردم،

منبع :
برچسب ها : صادق زیباکلام: آقای رئیس جمهور مطالبات مردم را فراموش کرده اید!؟ ... - انتخابات ,مردم ,مطالبات ,آقای ,اقشار , ,وارد تعاملی ,برایتان داشته ,آقای ,توده های محروم ,اقتصادی کشور ,اهمیتی برایتان داشته ,آقای رئیس جمهور مط?
صادق زیباکلام: آقای رئیس جمهور مطالبات مردم را فراموش کرده اید!؟ ... انتخابات ,مردم ,مطالبات ,آقای ,اقشار , ,وارد تعاملی ,برایتان داشته ,آقای ,توده های محروم ,اقتصادی کشور ,اهمیتی برایتان داشته ,آقای رئیس جمهور مط?
باید سیاست-مان دینی شود نه این که دین مان !

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   باید سیاست-مان دینی شود نه این که دین مان !  

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

سخنرانی حجت ال محمد رضا زائری در سنگر اجتماعی، با موضوع نسبت انقلاب ی و فعالیت فرهنگی.

1ـ نباید دچار توهم شویم.  فعالیت های مذهبی و دینی ما حتی همین مجلس عزاداری اباعبدالله الحسین (علیه السلام) در متفاوت بود. حداقل تفاوت در این بود که؛ متأسفانه در حال حاضر ما به دلایل مختلف دچار نوعی توهمِ غالب بودن و در اکثریت بودن را داریم همین باعث میشود که نوع فعالیت مان فرق کند و همین باعث می شود که در این کشور متأسفانه وه ها، بهایی ها، یت تبشیری، عرفان حلقه و... بهتر از شیعیان المؤمنین(علیه السلام) مشغول به کار هستند. به دلیل این که ما فکر می کنیم کارها دست ما انقل هاست، دچار غفلت شده ایم. شاید اگر این توهم را نداشتیم و احساس می کردیم که باید از جان مایه بگذاریم و کار کنیم خیلی قضیه فرق می کرد. شاید اگر احساس می کردیم در اقلیت هستیم و در معرض خطر و آسیب هستیم خیلی وضع متفاوت می شد.
2ـ ورود نهادهای تی به امور اجرایی
 مسأله دیگر نهادهای حاکمیتی-ای هستند که مشغول کار فرهنگی هستند. این یک معضل است، وقتی وزارت ارشاد و سازمان تبلیغات و و نهادهای مختلف دیگر متولی این امر هستند، ما احساس می کنیم که این ها مشغولند و دیگر کافی است.
 این کارها معادله ها را به هم میزند.
وقتی یک نهادی برای یک جلسه سخنرانی به من یک میلیون تومان پرداخت می کند من دیگر با چه انگیزه ای باید به روستا بروم، از جیب خودم هم هزینه کنم، پول کرایه هم بدهم، با سختی خودم را به آن جا برسانم و امثال این ها.
 وقتی فعالیت های موازی در نهادهای مختلف انجام می شود و این که احساس می کنند با ابزارهایی مثل فشارهای قانونی و ایجاد محدودیت و ابزارهای دیگر حاکمیتی می شود، یک هدف فرهنگی را تأمین کرد، چرا دیگر ما باید کار تبلیغاتی ؟ چرا فعالیت رسانه ای داشته باشیم؟!
3ـ چگونگی تعامل نهادهای فرهنگی با انقلاب ی
 بحث دیگر درباره-ی مدل تعاملی که ما به عنوان فعال فرهنگی یا نهادهای فرهنگی با نهادهای حاکمیتی و انقلاب داریم، می-باشد. این هم از آن چیزهایی است که محل چالش جدی است.
 وفاداری ما به عنوان نهادهای فرهنگی و فعالان فرهنگی، به اساس انقلاب و ارزش ها و آرمان های انقلاب است، اما قرار نیست ما ابزار فلان باشیم که اشتباه کرده و ما اشتباهش را تصحیح کنیم. قرار نیست که دست و بازیچه ی فلان استاندار یا فرماندار شویم، چرا؟ به خاطر این که به ما به عنوان یک مؤسسه فرهنگی کمک کرده است و الآن بخواهد از ما سوء استفاده کند.
ـ وفاداریم به اساس انقلاب ،فقط و فقط!
 آن چیزی که قرار است از آن دفاع کنیم اساس انقلاب و مبنای اصیل آن است. از مهمترین مشکلاتی که باعث می شود بعضی نهادها مشروعیت و مقبولیت خود را از دست بدهند همین امر است. به طور مثال؛ وقتی صدا و سیمای فکر کند که می تواند با حذف یک خبر و یک موضوع، فلان مشکل را حل کند، به طور طبیعی مردم رو به شبکه ی خبری خارجی می آورند. نهادهای رسمی ما فکر می کنند، که دفاع از این است که ولی فقیه در فلان جا ابکاری کرده است، باید ابکاری او را درست کنند.  ما وفاداری مان به اصل انقلاب است نه به اشخاص.
ـ انقلاب ی؛ انقلاب در روح و جان
 فعالیت های فرهنگی ما آرمان های اصیل انقلاب را دنبال می کند، چون انقلاب ما، اتفاقی بوده است که در روح و جان مردم رخ داده است. البته همیشه بعضی ظواهر وجود دارد، طبیعتاً ما پرچم را آتش می زنیم، مرگ بر می گوییم. این ها که سرجایش هست. مثل و روزه که سرجایش است، ظهری می خوانیم، چهار رکعت. هیچ گاه چهار رکعت را نمی توانیم دو رکعت بخوانیم. روزه را می گیریم از اذان صبح تا اذان مغرب، آن را هم نمی توانیم تغییر بدهیم. ولی
همه-ی ما می دانیم که این و روزه همه چیز نیست، می دانیم که این یک پوسته و ظاهر است. ما دور کعبه می گردیم و می دانیم که؛ کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود حاجی احرام دگر بند و ببین یار کجاست ...
 انقلاب ی آن کیسه ی شنی و آن اسلحه نبوده است؛ بلکه اتفاقی بوده که در ارزش های مردم رخ داده است.
 به تعبیر شهید بهشتی (ره): انقلاب ما انقلاب ارزش ها بود. یعنی تا دیروز پول داشتن ارزش بوده امروز ارزش ها تغییر کرده است. اگر در انقلاب ما تحول و دگرگونی-ای بوده، همین جا بوده است.
ـ حق،معیاراست نه شخص!
 اتفاقاً با همین معیار می توانیم بفهمیم که با انقلاب و آرمان هایش امروز فاصله داریم یا نه؟ اگر امروز هم بعد از 25، 30 سال چشم مان را باز کردیم و دیدیم که دوباره پول ارزش شده است، این یک زنگ خطر است. چون معیار آن بوده است. اگر امروز بعد از 35 سال احساس کردیم «ان اکرمکم عندالله اتقیکم» دیگر نیست این یک زنگ خطر است. اکرم (صلی الله علیه و آله) هم انقلاب کرد در جامعه ی خاصی که در آن معیارها و آرمان ها چیزهای دیگر بود: دختر را زنده به گور می د. دست دختر را می بوسید، انقلاب ارزشی این جا بود. پس انقلاب این نیست که قیافه و ظاهر تغییر کند. المؤمنین (علیه السلام) فرمودند: ان الحق و الباطل لا یُعرفانِ بِاَغدار الرجال اِعرف الحق تَعرِفَ أهلَه اِعرف الباطِلَ تعرفِ الاَهلَه. حق را بشناس و اهلش را با آن بشناس و بقیه را با آن مقایسه کن، باطل را بشناس و بقیه را با آن مقایسه کن. پس دیگر برای من ملاک نیست که فلان جا اشتباه کرده است، خب اشتباه کرده باشد. این است که المؤمنین (علیه السلام) می فرمایند: اگر دختر من قید امانت در دفتر بیت المال نکرده بود اولین هاشمی ای بود که دستش را قطع می .
 چون معیار داریم و کاری به اشخاص نداریم. چون معیار داریم می بینیم که انقلاب قرار بوده تحولی در ارزش ها و ملاک ها باشد؛ «انَّ اکرمکم عندالله اتقیکم» بشود.
این بود که یک از روستا آمده ممکن بود یک فرمانده لشکر شود و پسر آیت الله فلان و فلان و رئیس جمهور فلان و و زیردست او بروندـ به عنوان یک سرباز و یک و یک نیروی رزمی عادی در جبهه فعالیت کند.  آن معیار، حاکم بوده است. رفتاری که آدم ها از خودشان نشان می دادند، انقلاب بود.
 تجربه موفق صدور انقلاب ما؛ لبنان!
 کما این که امروز هم آثار انقلاب را وقتی به جایی مثل لبنان مراجعه می کنید و بررسی می کنید. به عنوان موفق ترین تجربه صدور انقلاب ما که در لبنان بوده است، اصلاً ظاهر قصه ملاک نیست. ی که برای عملیات استشهادی می رود،
ممکن است لباس و ظاهری که دارد را ما ببینیم و او را به چشم یک بچه حزب الهی و متدین به حساب نیاوریم، اما آن روحیه و باوری که طرف پیدا می کند، ملاک واقعی است. البته اگر بحث مان، بحث سبک زندگی باشد این موضوع هم قابل مطالعه است.
 البته جاهایی در همین لبنان هست، که حتی این ظواهر هم منتقل شده است.
یکی از رسانه های غربی چند روز قبل از آغاز جنگ 33 روزه، در سال2006 گزارشی منتشر کرد، با این مضمون که: شما وقتی در کوچه های ضاحیه لبنان قدم می زنید احساس می کنید در کوچه های قم ایران مشغول راه رفتن هستید!
 ماباید دیدگاهی کیفی نگر داشته باشیم
 طبیعتاً اگر در بحث سبک زندگی وارد شویم در پوشش، موسیقی، خوراک و... این مشابهت ها وارد می شود، اما چیزی که ملاک است این نیست.
اتفاقاً تفاوت دیدگاه عاقلانه و عالمانه با دیدگاه جاهلانه در این است که دیدگاه جاهلانه کاملا کمّی و مصداقی و ظاهری است. اما دیدگاه عالمانه به ظاهر و مصادیق بیرونی و کمیاب کاری ندارد.
 این یک دیدگاه جاهلانه است که مثلاً صدقه دویست هزار تومان از پنج هزار تومان صدقه برایش بهتر و بیشتر است! اما در دیدگاه عالمانه دویست هزار تومان و پنج هزار تومان فرقی ندارد، حتی گاهی پنج هزار تومان ارزش بیشتری داشته باشد! چون نگاه خدا، نگاه کمّی به این معنا نیست. در نگاه کمّی و ظاهری پرچم ، نماد کفر می شود اما در نگاه عالمانه فقط آن نیست، ممکن است دروغ گفتنِ من سبب یی بودن من بشود. ممکن است ی در جامعه-ی ی بیشترین ضربه را بزند و یی تر از همه بشود و دعای ما این بشود که «اللهم اَصلحِ کلّ فاسدٍ من امورِ مُسلمین»
در این دعا بحث بر سر استکبار جهانی نیست، اتفاقاً درباره-ی ی است که در جامعه ی ی فساد می کند. دیگر در این جا ملاک ظاهر و قیافه نیست. ممکن است به طور مثال جریانی مثل مهدی هاشمی، معمم هم باشد و نزدیک ترین ارتباط را با بیت قائم مقام ی هم داشته باشد اما بیشترین ضربه را به انقلاب بزند. یک نفر دیگر هم باشد که اصلاً ظاهرش به انقلاب نخورد اما بیشترین خدمت را به انقلاب ی د.
4ـ موضع تربیتی ؛ موضعی غیراز مدیریت
 و نکته ی آ در مقدمه بحث امروز این است که موضع تربیتی که هدفش آن انسان سازی است کاملاً موضعش با مدیریت جامعه فرق می کند.
انقلاب ی که ان آن هستند. یعنی معلم-اند، نسبتی باید داشته باشد با خود ، که ِ آن را به عنوان یک معلم می شناسیم و در کل ادیان الهی که انش معلم هستند و برای تعلیم آمده اند.
 ما با همه فرق می کنیم
 وقتی با خیلی از بچه های متدین و انقل مان صحبت می کنیم و می گوییم که چرا فلان خبر دروغ بود؟ چرا رئیس جمهور کشور دروغ گفت؟ می گویند: همه جای دنیا این هست. ما جواب-مان این است که ما با همه-ی جای دنیا مگر برابریم؟ مگر انقلاب ی مثلاً یک انقلاب کارگری در فرانسه بوده است!؟ یا یک انقلاب اقتصادی بوده است در جایی دیگر؟ فرق انقلاب ی و بقیه در این جاست، فرق و المؤمنین (علیه السلام) با دیگرمکاتب در این جاست.
 راز ماندگاری؛ پایبندی به اصول
 وقتی مسلم بن عقیل در -ی خانه هانی بن عروه مخفی شده است و عبیدالله بن زیاد به عیادت هانی آمده، با چه منطقی می توان توجیه کرد، که شمشیر به دست، به عبیدالله حمله نکند!؟ که بعد هانی به او گفت: اگر می آمدی این ملعون را می کشتی، کار تمام بود.
 ما اگر بعد از 1400 سال، اگر با منطق خودمان بخواهیم قضاوت کنیم می گوییم کار او اشتباه محض بوده است، اگر این کار را کرده بود دیگر عاشورایی رخ نمی داد، حتی با کمی تندروی می توانستیم بگوییم او می توانست جلوی ریختن خون حسین (علیه السلام) را بگیرد! ولی این کار را نکرد. ولی مسلم بن عقیل می گوید: ما شبیخون به دشمن نمی زنیم، ما به دشمنان هم خیانت نمی کنیم. این است که بعد از 1400 سال نهضت حسین (علیه السلام) مانده است.
 در جنگ بدر دو نفر به (صلی الله علیه و آله) رسیدند و گفتند: یا رسول الله ما در مسیر که می آمدیم، مشرکین ما را گرفتند و گفتند که شما می خواهید به یاری مسلمان ها بروید. ما گفتیم نه. از ما عهد گرفتند که پیش شما نیاییم و ما این عهد را بستیم ولی خودمان را به شما رس م.
(صلی الله علیه و آله) فرمودند: برگردید و بر سر عهدتان باشید و حتی اگر با مشرک عهد بستید بر سر عهدتان بمانید، خدا این قدرت را دارد که ما را یاری کند.
 لذا حضرت فرمودند: ی که جدم حسین (علیه السلام) را با شمشیرش کشته آن شمشیر را به امانت پیش من بگذارد دوباره بخواهد بگیرد به او پس می دهم.
 وقتی من موضع انسان سازی و تربیتی دارم کاملاً با موضع حاکمیت عادی فرق می کند. این که دین ما از سیاست جدا نیست یعنی همین؛ یعنی در سیاست ورزی و حاکمیت هم با معیارهای دینی باید عمل کنیم. اتفاقاً همین باعث می شود که بعد از 1400 سال یک اتفاقی بیفتد. این باعث می شود که ارزشی، مکتبی و تفکری پایدار بشود، چون پای چیزی ایستاده است والّا خیلی مکاتب و نظام در طول تاریخ بوده اند که هیچ چیزی از آن ها باقی نمانده است. آن چیزی که باقی می ماند شیوه و منش المؤمنین (علیه السلام) است.
 اتفاقاً اگر ی بخواهد منش المومنین (علیه السلام) را با همان ملاک های ظاهری مقایسه کند، هیچ توجیهی برای آن نمی تواند پیدا کند. در حاکمیت هدف این است که ی در خیابان شعار علیه منِ مسؤول ندهد. همین برای من بس است، من می خواهم جامعه را اداره کنم که ی شلوغ نکند، ولی در موضع تربیت و انسان سازی مسأله ام این است،که انسان ها را رشد دهم. مسأله باید این باشد که احساسی به انسان ها بدهم که وقتی شب می خواهند بخوابند، رضایت خاطر از بندگی برای خدا داشته باشند. قلباً از این که مشغول عبادت هستند، شاد باشند. من قرار است با کار تربیتی ام انسان ها رابه کمال برسانم.
 به تعبیر قرآن کریم ، پیغمبر آمده است تا غل وزنجیرها را باز کند. حسین(علیه السلام) آمده است خودش را فدا کند و زن و فرزندش را به اسیری بروند برای این که زن و فرزند مردم از اسارت نفس آزاد شوند. خودش تشنگی کشیده تا مردم تشنه ی معرفت نشوند. «وبذل مهجة فیک لیستنقذ عبادک جهالة وحیره الضلاله».
 این مبنای ماست؛ حالا من با این مبنا مشغول کار فرهنگی هستم. اگر قرار باشد دروغ بگویم که بمانم این ماندن هیچ فایده ای ندارد. اگر قرار شود به مردم ظلم کنم، باز هم این ماندن بی فایده است.
 حاکمیت به چه قیمتی؟!
 مبنای ما حاکمیت به هر قیمتی نیست. المومنین(علیه السلام) این کار می د، ایشان اگر می خواستند شمشیر بکشند همه عالم را می توانستند از بین ببرند.
  حسین (علیه السلام) در روز عاشورا اگر می خواست به هر قیمتی بماند، می توانست خیلی کارهای دیگر د. ایشان می فرمودند: عزت و دین مبنای من است. اصلاً این جا هدف وسیله را توجیه نمی کند.
 در اول انقلاب معروف است که می گوید - ی که این را نقل کرده خودش الآن در قید حیات است- مهدی هاشمی، وی را صدا زده و با هم به جایی رفتند. در آن مکان بوی مشروبات الکلی می آمده است، در حد زیاد. یکی از ژنرال های عراق با صدام اختلاف پیدا کرده و به سمت ایرانی ها آمده بوده، مشغول مذاکره با ایرانی ها بود، برای این که از اطلاعات او برای جنگ استفاده کنند.
این شخص می گوید که من با مهدی هاشمی دعوایم شد، آمدم بیرون و با خودم گفتم که به هر قیمتی نمی شود به جنگ کمک کرد. ما باید با دست خودمان برای این طرف مشروب تهیه می کردیم و جلوی ما این را مصرف می کرد، برای این که در جنگ به ما کمک کند؟!؟!.
 این شخص به قم خدمت آیت الله منتظری می رود. نقل می کند: به ایشان مسأله را گفتم، ایشان جواب مرا نداد. بعد به خدمت رسیدم، تا خبر به رسید، دستور دادند که پرونده را رسیدگی کنید ودر اولین فرصت این ژنرال را از کشور ا اج کنید.
 ما معیار ومبنا داریم، قرار نیست من برای کار تربیتی از هر وسیله ای استفاده کنم، در تبلیغاتم به سمت غرب بروم، در مدل رفتار با مردم، مدل غربی بشوم، در شیوه حاکمیتی غربی شوم.
 اگر ایراد به بعضی امور هست ایراد به مسائل فوق هم هست. چطور من در روش تبلیغاتم در مجلس مانند غربی ها رفتار کنم، از فلان کارخانه دار، پور سانت بگیرم که بعد موافقت اصولی برایش جور کنم، بعد هم بگویم این اشکالی ندارد، ولی اگر جوانی شلوار جین بپوشد، اشکال دارد!
 چطور غربی بودن یک دختر خانم دوتار مویش بیرون است اشکال دارد، ولی زد و بندهای اقتصادی بزرگ در کشور اشکال ندارد. این ها غربی نیست ولی آن ها غربی است.
 از هرکجاشروع کردیم از همان جا ادامه دهیم ...
 انقلاب ما، یک انقلاب ی بوده است. معیار ما بوده است. ما با نهج البلاغه انقلاب کردیم؛ نمی شود که با رساله توضیح المسائل ادامه راه انقلاب را برویم، باید ادامه راه را هم با نهج البلاغه پیش برویم. اگر انقلاب ما با شعارهای اصیل وآرمان های بزرگ ومعیارهای اساسی قرآنی و وحیانی بوده است، ادامه حرکتش باید همین گونه باشد. قرار نیست ما با تبلیغات غربی را حفظ کنیم. این جمله با این مفهوم از آیت الله بهجت معروف است، که ایشان می فرمودند: من اگر اراده کنم می توانم تمام عالم را اصلاح کنم، ولی به قیمت جهنم خودم، من چنین کاری را نمی کنم.
 من قبل از هر چیزی وظیفه شرعی دارم و آن بندگی واطاعت خداست. حالا احساس می کنم که بندگی خدا در مسائل اجتماعی هدایت مردم وتبلیغ دینی و فعالیت فرهنگی وامثال این ها است.
 وظیفه ما مطالبه است
 انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی است. کتاب ها در انقلاب ما نقش داشتند، اما اکنون حس می شود که حاکمیت فرهنگ ستیز در معنای عام آن داریم؟ این مسأله را در موضع ساختار تی بیان می کنم؛ هرجا که عیب و نقصی دراین رابطه می بینیم از بدنه مردمی نیست، عموماً از حرکات ناقص و دستوری تی است ودرنگاه کلان هم برای ت اولویت اول فرهنگ نیست.
اگر انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی است پس باید اولویت هم، همین مورد باشد. چه شده است که بعد از این همه مدت به این نقطه رسیده ایم؟ اگر قرار است جایی بودجه ای قطع شود بودجه فرهنگی است. برای عرصه فرهنگ هیچ استراتژی خاصی وجود ندارد.
 من این را قبول دارم که امروز در دستگاه های تی ما، فرهنگ اولویت نیست. این که دلایلش چیست؟ یک بحث دیگر است که نیاز به آسیب شناسی و مطالعه دارد، که نه وقت ما اجازه می دهد، نه موضوع بحث ماست. ولی به هر دلیل ما به این جا رسیدیم. دو نکته را در این رابطه عرض می کنم:
 نکته اول این که؛ ریشه بحث کجاست؟
اگر موضع ما تربیت و انسان سازی باشد، اتفاقاً به فرهنگ، کتاب آموزش وپرورش و... احتیاج داریم. اما اگر موضع ما تربیت انسان نبود ومسأله من مسؤول این باشد که طرف ت باشد واعتراض نکند، آن موقع نیروی انتظامی هم می تواند این کار را د و نیازی به فرهنگ نداریم و ریشه این مسأله دقیقاً همین جاست. ما وقتی می خواهیم انسان سازی ،کار سخت می شود.
 نکته دوم این است که؛ حالا باید چه کار کرد؟ امروز آن چه که وظیفه ماست همین مطالبه است. اتفاقاً جریان های فرهنگی غیر تی و مردمی، دانشجوها و طلبه-های فعال، اگر این مطالبه را داشته باشند، اوضاع خیلی فرق می کند.
 دلخوشی ما این است که انقلاب این دغدغه را دارند. ی، هر تی که سر کار آمده است وخدمت ایشان رفته اند، به شکل جدی این مسأله که فرهنگ باید اولویت باشد را مطالبه کرده اند. شاید به جرأت بتوان گفت که تنها ی که در این سال ها در بحث شبیخون فرهنگی و تهاجم فرهنگی تا بحث جنگ نرم و سبک زندگی و امثال این بحث ها، به طور جدی پای این قصه ایستاده اند، ی هستند. منتهی زمانی ایشان می توانند به طور قطع این مسأله را پیگیری کنند که از پایین هم این مطالبه باشد.
 ما هم مسأله مان این شود که چرا فرهنگ، در اولویت نیست. اولاً همه ما باور داشته باشیم که مثلاً سبک زندگی –به تعبیر ی– با بخش نامه و همایش گذاشتن حل نمی شود. وقتی بازی های کامپیوتری وسریال تلویزیونی فرهنگ غلطی را منتقل کند، با سخنرانی من چیزی عوض نمی شود.
وقتی سخنرانی با موضوع بی اهمیت بودن دنیا از آیت الله فلان پخش می کنند و بعد از آن بلافاصله تبلیغی پخش می شود و از فلان بانک که با قدرت می خواهد به من القا کند که همه چیز بی ارزش است غیر از دنیا! یا این که یک ساعت من با موضوع قناعت سخنرانی کنم اما بعد از آن برنامه ای پخش شود که می توان در اول زندگی، یک زوج جوان، امکانات در سطح بالای زندگی را داشته باشند، این جا می توان توقع داشت که چه اتفاقی برای فرهنگ بیفتد؟!
 این مطالبه را ما باید ایجاد کنیم
 تا حالا یکی از شما به یاد دارد که جایی مردم تظاهرات کنند؛ به طور مثال از آموزش و پرورش مطالبه داشته باشند که چرا در محتوای درسی، ارزش های انقلاب ترویج نمی شود؟! یا این که چرا صدا و سیمای در مورد این همه موضوع روی زمین مانده که جامعه به آن نیاز دارد سریال نمی سازد؟ نهایت کاری که کرده است، صدا وسیما هر جا که نیاز داشته است، با 4 تا ل کرده است و یک بیانیه را 100یا200 آن را امضا کرده اند و در صحن علنی از صدا وسیما تشکر کرده اند. هیچ موقع مطالبه ای از حاکمیت نبوده است که چرا در مورد فلان موضوع کار فرهنگی نمی شود.
 مجله کمان در این کشور –در شرایطی که تأکید زیادی بر پایدار ارزش های دفاع مقدس دارند- تعطیل می شود، چه ی اعتراض کرد؟! مجله نیستان و پنجره تعطیل شد، اصلاً ی فهمید و ع العملی نشان داد؟!
 الآن پس از 35 سال از انقلاب ارزش ها، در کیوسک رو مه فروشی این کشور چه می بینید؟ سر در سینما ها را ببینید!
 ما از مرحله انقلاب ی عبورکرده ایم، در مرحله استقرار هستیم و بعضی می گویند در استقرار در اولویت کارها نیاز به فرهنگ نداریم، نظر شما چیست؟
 اعتراض ما عین وفاداری به انقلاب است!
 می خواهم از این صحبت کنم که می دانید چرا این مطالبه وجودندارد؟ به نظر من دلیلش این است که اگر ما به خیابان بیاییم و شعار بدهیم و یا اگر اعتراضی جمهوری ی تضعیف می شود. ما نا خودآگاه این احساس را داریم. البته گاهی اوقات این را افرادی به ما القا می کنند.
به طور مثال مدیر کل ارشاد به دلیل این که نمی خواهد تضعیف بشود این را به ما القا می کند که تضعیف من، تضعیف است. خب، نتیجه اش می شود همین که هیچ اعتراض نمی کند و هیچ چیز هم تغییر نمی کند. در حالی که ما وفاداری به ارزش های اصیل انقلاب را داریم و این اعتراض ربطی به ندارد. اتفاقاً ما از موضع وفاداری و دلسوزی است که نقد می کنیم و اعتراض می کنیم.
 وقتی ما ی را دوست داریم و می بینیم بیمار شده است و از دست ما می رود این جاست که باید به آن بیماری اعتراض کنیم. اگر را دوست داریم، وقتی می بینیم خطری آن را تهدید می کند باید به آن اعتراض کنیم. این باید در ذهن متدینین و وفاداران به انقلاب تصحیح شود که این اعتراض عین وفاداری به انقلاب است.
 قرار بود سیاست مان دینی شود نه این که دین مان !
 انقلاب ها و نظام های یک کنش مشخص هستند، نسبت این ها با فرهنگ چیست؟ انقلاب ی چگونه توانسته است این نسبت ها را تغییر دهد؟
 اتفاقی که بعد از انقلاب افتاد و تعبیر این که سیاست ما عین دیانت ماست، این بود که سیاست ما دینی شود، نه این که دین ما شود. قرار بود سیاست ما از آلودگی های دنیایی و رایج فاصله بگیرد. یعنی یک تفکر رایج وجود داشت که سیاست یعنی دروغگویی و دغل بازی و سوء استفاده از فرصت ها. هزار البته هنوز، همه جای دنیا همین است. ی می فرمایند: من دیپلمات نیستم، من انقل -ام. این حرف ی به این معناست که وقتی فقیه و مجتهد عالم تر از اول حوزه، جامعه شود، اقتضایش همین امر است و نباید مانند حاکمیت در جاهای در جاهای دیگردنیا باشد.
 اتفاقی که گاهی افتاده و باید به آن اعتراف کرد، این است که هر جایی نتوانستیم به هر دلیل این مسایل را حل کنیم، این طرف درست قضیه را اب کرده ایم.
 قرار بود سیاست مان دینی شود نه این که دین مان، سیاستی شود.
من در یاداشتی در کتاب" باید رفت" آورده ام که: سیاست ما عین دیانت ما هست، اما نه این قدر که من با این عنوان هرکاری را انجام دهم. این همان زیاده روی است که الآن آفات اش را می بینیم.
 فرهنگ یا سیاست فرهنگی ؟!
 در حوزه فرهنگ هم دقیقاً قصه همین است. در یکی از جلسات اول این بحث شد؛ که در اروپا بعد از این که دین را کنار گذاشتند، به جای دین باید یک عنصر اجتماعی می بود که روابط مختلف اجتماعی را سازمان بدهد، نام این را فرهنگ گذاشتند.
ما فرهنگ مان قرار نیست که شود، بلکه قراراست که سیاست مان فرهنگی شود، ما به عنوان نهادهای فرهنگی قرارنیست، بازی کنیم. ما قراراست سیاست را بفهمیم و پای معیارهای اصلی نظام هم بایستیم. مثلاً اگر یک حق مسلمی به نام انرژی اتمی وجود دارد، ما باید با کار فرهنگی این را برای مردم جا بیندازیم. لذا اگر ی کارهای گرافیکی می کند و پوسترهای زیبایی درباره انرژی هسته ای طراحی می کند، این در واقع روی همان خط کار می کند.
 ما نباید خودمان را ج اشخاص کنیم که این دو روز هستند اما فرداهای دیگر نیستند. ما باید خودمان را ج ارزش ها ومعیارهای اساسی وکلان نظام . پس نسبت سیاست و فرهنگ، همان نسبت دین و سیاست است.
 بخش دوم
 پرسش وپاسخ

آیا اساساً کار فرهنگی و غیر انقل هم داریم؟
 هم فعالیت فرهنگی غیر انقل داریم و هم فعالیت فرهنگی غیر انقل ِ دینی داریم و این طبیعی است.
 برخی این گونه فکر می کنند که برای این که آسیب های سیاست وارد فرهنگ نشود، کارفرهنگی صرف کنیم وکاری به سیاست نداشته باشیم. نظر شما چیست؟
 من نظرم این است که اتفاقاً افراط هاست که انسان ها را به تفریط می کشاند. مثلاً اگر در مجلس عزاداری از شب اول تا شب دهم، فقط صحبت از مسایل است یا این که در ماه مبارک رمضان که باید مردم را به معنویت دعوت کنیم، همه اش از مسایل روز صحبت کنیم، از آن طرف انسان به تفریط کشیده می شود. اما اگر شکل اعتدال موجود باشد تضمین شده تر است.
 جهت مطالبه باید چه سازو کاری داشت؟ مطالبات مردمی به دلیل یک سری از محدودیت ها شاید به گوش مسؤولین نرسد، مطالبات از طریق منبر و رسانه بهتر و تاثیر گذارتر نیست!؟
 خیلی از کتب روایی و بزرگ شیعه زمانی به نگارش در آمده است، که از آن ها خواسته شده است. من می خواهم بگویم که شما روی منِ منبری مؤثرید و مطالبه شماست که تأثیر گذاراست.
 اگرگروه های مرجع مثل حوزه علمیه، مدارس و معلمین و... این مطالبه را ایجاد کند، اتفاقات خوبی می افتد. اما اگر این ها این کار را ن د، چه اتفاقی می افتاد؟ این جاست که مطالبه عمومی باید در شعار مردم، در ، یادداشت من در شبکه های اجتماعی، تلفن، خوانندگان رو مه به رو مه، تماس بینندگان صدا وسیما به صدا وسیما باید نمودار شود.
 عموماً فعالیت های فرهنگی تی و مردمی تع تی را با هم پیدا می کنند، راه برون رفت از این مساله چیست؟
 این مشکل فقط در حوزه فرهنگ نیست، در حوزه اقتصاد هم وجود دارد. هر زمانی که دستگاه حاکمیت در هر جای دنیا، در اجرا دخ می کند، مشکل به وجود می آید (در همه حوزه ها) و
خیلی ت های بزرگ دنیا فقط در سه حوزه درگیر می شوند: امنیت، بهداشت ودرمان و آموزش. مثلاً در حوزه رسانه در تمام دنیا ببینید شبکه های تی چقدرند؟ اما در ایران بر ع است، قانون به ما اجازه ی تأسیس تلویزیون خصوصی نمی دهد. عقل مان هم به این نمی رسد که این قانون را که تا 100سال دیگر نمی توانیم اجرا کنیم، حداقل بیاییم به نیروهای انقل ومتعهدمان این اجازه را بدهیم،که شبکه خصوصی ایجاد کنند.
 راه برون رفت این است که ت و نهادهای شبه تی در حوزه اجرا دخ نکنند. حوزه ی نهادهای تی و شبه تی باید سیاست گذاری، نظارت، حمایت و ارزشی باشد.
 چرا شما در تیترمقاله تان به عنوان یک انقل زده اید: نه شرقی، نه غربی، نه ؟
 عبارتی که در قرآن آمده است با این مضمون که حضرت ابراهیم (عیله السلام) در کنار خورشید پرستان می نشیند و می گوید من هم خورشید می پرستم را دیده اید؟ این یک زبان تبلیغی برای جذب مخاطب است که بعد از آن بتوانی حرف حق-ات را بزنی.
 ما در ادبیات یا رسانه، زبانی داریم که برای جلب توجه مخاطب باید از بعضی ظرفیت ها استفاده کند.
در سیره خیلی از علما داریم که گاهی کاری کرده اند، که اگر فقط آن را در نظر بگیریم عالم بودن ایشان را زیر سؤال می بریم، ولی می بینیم که این مسیری بوده است که در آن می خواسته اند دست ی را بگیرند.
 بنده اتفاقاً به عنوان یک فعال فرهنگی باید همین موارد را یاد بگیرم، که آیا در این فعالیت فرهنگی می توان به زبان متفاوتی رسید که حتی اولش هم خیلی قابل هضم نباشد؟!
 گفته می شود که موسی صدر وارد محفلی شدند که خیلی از شیعیان مشغول شرب خمر بودند. تا ایشان را دیدند، ترسیدند وخواستند ها را پنهان کنند. ایشان می دانست که این ها الآن آن را پنهان می کنند، اما فردا دوباره می خورند. ایشان نشست وگفت دست نزنید. خودش هم نشست وگفت: برای من هم بیاور! جلوی ایشان گذاشتند! بعد گفتند که جگر هم برای من بیاورید. آن را هم آوردند. ایشان یک تکه از جگر را داخل لیوان انداخت و مشغول صحبت شد. بعد از نیم ساعت... سه ربع که همه حواس شان به صحبت ایشان بود، گفت: این جگری که من در لیوان انداختم الآن کجاست؟ جگر از بین رفته بود.گفت این با دل شما و با وجود شما همین کار را می کند. خدا سلامت شما را می خواهد که گفته است حرام است. این را گفت و بلند شد و رفت!
 نقل می کنند: شیخ راعب-که دومین شهید حزب الله است – وارد یک خانه ای در یکی از روستاها شد. دید زن خانه که ی هم بود، به خاطر ایشان روسری سرش کرده است. گفت: اگر به خاطرمن حجاب سرت کرده ای در بیاور، تو باید به خاطر خدا حجاب به سرت بیندازی، نه به خاطر من!
اگر همین قسمت را ببینید می گویید که یک ، زنی را امر به منکر کرده است! می گویند بعد از شهادت ایشان اولین ی که در روستا محجبه شد، همین زن بوده است. در این جلسات باید روی همین مسایل بحث کنیم که من به عنوان فعال فرهنگ و افسر جنگ نرم، آیا قرار است من همان رفتاری را داشته باشم که یک پیرمرد سنتی 50 ساله هیأتی با یک جوان دارد؟ یا این که یک کار دیگری باید م؟
 شما گفتید که شخص برای ما ملاک نیست ،وارزش هاومعیارهاهستند که اصل هستند. اصل است.ولی شخص ولی فقیه که اصل نیست؟!
 من در این مورد یک مطلبی نوشته ام باعنوان "ولی فقیه با زن مردم چکار دارد؟" می توانید به آن مراجعه کنید. ما در مسیرهایی مثل مسیر همراهی با ، مثل همراهی یک زن با شوهرش، مثل همراهی یک شاگرد با معلم اش، از کلیت مسیر اطمینان باید حاصل کرد و بعد دنبالش به راه می افتیم. مثل این که شما می خواهید از کوهی بالا بروید، برای یافتن بهترین راهنما، پرس وجو می کنید. بعد از تحقیق در مورد آن راهنما و مطمئن شدن از او، دیگر هیچ بحثی با او نمی کنید. زن اگر قرار باشد در هر مسأله کوچکی با شوهرش بحث کند –چون کلیت مدیریت زن با شوهر است و زن به آن اعتماد دارد – زندگی سامان نمی گیرد. در مورد رابطه ی از طریق ساز و کار مجلس خبرگان به کلیت اعتماد می کنیم.
 چرا بعد از سی و سال که از انقلاب گذشته-انقل که براساس مطالبات عموم رخ داده است- دوباره باید به دنبال مطالبه مردم باشیم برای تغییر درحاکمیت؟ آیا این یک انقلاب جدید نیست؟! آیا مشکل در ی نظام بوده است؟ و یا هنگامی که انقلاب کردیم اه مشخصی نداشتیم؟
در بیان مطالبات فرهنگی مجبوریم که در لوای نهادهای تی کار کنیم ،مگر نه در نهایت ما هستیم که به عنوان ی که مطالبه فرهنگی داریم از جامعه حذف می شویم. در این باره چه باید کرد؟
 بحث ما یک انقلاب مجدد نیست. این جا نیاز به یک جریان مستمر هست. مثلاً نگرانی مادر نسبت به فرزند یک جریان مستمر است، حتی اگر این فرزند 50 یا 60 ساله هم باشد. نسبت ما در این مراقبت ها و کنترل ها برای انقلاب مان مثل یک کارخانه ای است که خط تولید دارد اگر مراقبت روی تولید نداشته باشد بعد از یک مدت یک جنس نامرغوب تحویل می دهد، ولو این که روز اول تمام سیاست گزاری هایش درست باشد. اگر ناظر بالای سر خط تولید نباشد معلوم نیست چه اتفاقی می افتد؟ این نظارت، یک نظارت مستمر است ولی در دوره هایی ضعیف تر شده باید تقویت بشود. نباید یادمان برود،
انقلاب ما از روز اول ماهیت فرهنگی داشت و سردمداران انقلاب از حوزه ها و و ازمحیط های علمی برخاستند. برخلاف خیلی از انقلاب های دنیا که یا نظامی یا امنیتی است یا کلاً صبغه ی اقتصادی و مالی دارد. اما یک جریان مستمر باید بر آن نظارت داشته باشد.
 از طرف دیگر ومی ندارد همه ی کارها تی باشد. مثال همین عاشوراییان، یکی از حرکت های درخشانی است که بعد از انقلاب اتفاق افتاده و الگو شده است و خیلی جاها از آن بهره برداری کرده اند و مشابه سازی کرده-اند. هنوز با قوت دور دوم کارش را شروع کرده است هیچ هم نمی توانید بگویید که تی است. اتفاقاً امثال این نمونه ها را زیاد داریم. همین نمونه ها می تواند عناصر فعال و خلاق تربیت کند. می تواند به دستگاه های تی هم خط بدهد.

منبع :
برچسب ها : باید سیاست-مان دینی شود نه این که دین مان ! - انقلاب ,فرهنگی ,همین ,کرده ,کنیم ,سیاست ,علیه السلام ,انقلاب ی , ,هزار تومان ,حسین علیه ,استقرار ,اکرمکم عندالله اتقیکم» ,سیمای ,عنوان نهادهای فر?
باید سیاست-مان دینی شود نه این که دین مان ! انقلاب ,فرهنگی ,همین ,کرده ,کنیم ,سیاست ,علیه السلام ,انقلاب ی , ,هزار تومان ,حسین علیه ,استقرار ,اکرمکم عندالله اتقیکم» ,سیمای ,عنوان نهادهای فر?
یکی از مفیدترین سبزیجات ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   یکی از مفیدترین سبزیجات ...

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8309662168/z3b8eeye_pust_1.jpeg

 

http://s8.picofile.com/file/8309662326/taqweeyate_ostex8nhaa_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8309662550/taqweeyate_qalb_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8309662718/ofunat_haa_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8309662918/sarm8xordegy_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8309663134/cheshmhaa_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8309663384/sarat8n_1.jpeg


 بر اساس تحقیقات یک سبزی خانگی ضدسرطان در درمان طبیعی سرماخوردگی، زیبایی پوست، تقویت استخوان ها،حفظ سلامت قلب، برطرف عفونت ها،حفظ سلامت چشم ها موثر است.
اتاق خبر 24:  
پیازچه که گاهی به آن پیاز بهاری هم می گویند معمولا به عنوان تزئین غذاها استفاده می شود. اگر جزء آن هایی هستید که پیازچه دوست دارید پس آماده بشوید که بیشتر دوستش داشته باشید چون فواید بسیار زیادی برای سلامتی دارد.
زیبایی پوست: پوست شما برای جوان و زیبا ماندن به کلاژن نیاز دارد. پیازچه به طور طبیعی تولید کلاژن بدنتان را تداوم داده و شاد پوستتان را حفظ خواهد کرد.
تقویت استخوان ها: پیازچه به دلیل داشتن ویتامین c و ویتامین k، برای تقویت استخوان ها عالی است. ویتامین c کلاژن تولید می کند که مسئول قدرت استخوان هاست و ویتامین k هم تراکم استخوان های شما را حفظ می کند.
حفظ سلامت قلب: پیازچه سرشار از آنتی ا یدان هایی است که با رادیکال های آزاد که می توانند به بافت های سلولتان آسیب بزنند مبارزه می کند. پیازچه حاوی ویتامین c است که کلسترول و فشارخون شما را کنترل می کند و در نتیجه از ریسک بیماری های قلبی می کاهد.
برطرف عفونت ها: پیازچه به دلیل داشتن سولفور و ویتامین k، به جریان خونتان کمک کرده در نتیجه ویتامین b1 بهتر جذب بدنتان می شود. بنابراین میزان استرستان کم می شودو شما انرژی بیشتری دارید و کمتر احساس ضعف و خستگی خواهید کرد. ویتامین c موجود در پیازچه، از بافت های بدنتان در برابر آسیب های ناشی از میکروب ها محافظت می کند و در نتیجه کمتر بیمار خواهید شد. افزودن پیازچه به وعده غذایی، بدون شک فواید بی شماری برای سلامت و زیبایی تان دارد.
درمان طبیعی سرماخوردگی: پیازچه عاملی آنتی باکتریال و ضدویروس است که برای مبارزه با آنفلوآنزا، عفونت های ویروسی و درمان سرماخوردگی بسیار عالی است. دلیلش هم این است که به طور طبیعی، سیستم تنفسی را وادار می کند تا ترشحات را دفع کند.
حفظ سلامت چشم ها: پیازچه غنی از کاروتنوئیدهایی چون لوتئین است که باعث می شود برای حفظ سلامت چشم هایتان بسیار مفید باشد. همچنین پیازچه حاوی ویتامین a است که بینایی تان را در سطح نرمالی نگه داشته و ضمنا از چشم هایتان در برابر هاب و تباهی لکه زرد محافظت می کند، بنابراین احتمال اینکه بینایی تان ضعیف شود کم خواهد شد.
کاهش خطر سرطان:
یکی از ترکیبات سولفور موجود در پیازچه، آلیل سولفید است که مستقیما مسئول کاهش احتمال ابتلا به سرطان کولون است. فلاوونوئیدهای پیازچه، با توقف آسیب های رادیکال های آزاد به سلول ها، سرطان را از شما دور می کنند. غذاهای ضد سرطانی چون پیازچه همراه با رژیم غذایی سالم، بهترین راه پیشگیری از این بیماری است.
منبع: باشگاه خبرنگاران
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: پوست، استخوان ها، قلب، عفونت ها، سرماخوردگی، چشم ها، سرطان،
منبع :
برچسب ها : یکی از مفیدترین سبزیجات ... - پیازچه ,ویتامین ,سلامت ,می کند ,سرطان ,نتیجه ,به دلیل داشتن ,رادیکال های آزاد ,پیازچه حاوی ,حاوی ویتامین ,پیازچه به دلیل ,پیازچه به دلیل داشتن
یکی از مفیدترین سبزیجات ... پیازچه ,ویتامین ,سلامت ,می کند ,سرطان ,نتیجه ,به دلیل داشتن ,رادیکال های آزاد ,پیازچه حاوی ,حاوی ویتامین ,پیازچه به دلیل ,پیازچه به دلیل داشتن
عوامل دین-گریزی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8308607718/d3ngor3zy_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8308608218/d3ngor3zy_5.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8308608492/d3ngor3zy_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8308608776/d3ngor3zy_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8308608984/d3ngor3zy_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8308609250/d3ngor3zy_6.jpg

 

 حرف از اما و اگر و احتمال و شاید نیست. وجود دارد، به قطعیت. دین گریزی و تضاد داشتن با رویکردهای دینی در بطن جامعه نفوذ کرده است و دارد عمق می گیرد. سر بچرخانید مصداق هایش را می بینید. در سبک زندگی آدم ها، در باورها و اعتقاداتشان، در زبان و بیان شان و... دینی که رس ش از ازل این بوده است که بشود یک نقطه امن برای تمسک جستن به آن برای تشخیص مطلوب از نامطلوب، حالا چه شده است که در معرض بی مهری و بی توجهی عده ای از جوان ها قرار گرفته و برای خیلی ها دیگر کارکرد زیبایش را از دست داده است؟ پیرامون این قضیه و چند و چون آن گپ و گفتی داشتیم با حجت ال سیدحمید حسینی، کارشناس مذهبی و عضو هیئت علمی قرآن و حدیث؛ که ماحصلش در اختیار شما است.
  این چیزی که مردم نسبت به آن دلسرد و بی علاقه شده اند همان دین حقیقی خودمان است؟
واقعیت این است که من فکر نمی کنم ی از دین زده بشود. از دین حقیقی، دینی که زیباست و دقیقا مطابق فطرت انسان ها تعریف شده است. تابه حال دیده اید ی از یک گل زیبا زده بشود؟ نمی توان از زیبایی ها زده شد. برخی جوان ها از چیزی که به اسم دین معرفی می شود زده شده اند. چیزی که به جای دین قرار داده شده است. همان چیزی که المومنین علی(ع) آن را به پوستین وارونه تشبیه کرده و بلای جامعه دانسته اند. البته نباید فراموش کرد که عامل تمام این مخالفت ها زدگی مردم و بد جلوه داده شدن دین نیست. حتی زمانی که دین حقیقی به مردم معرفی می شود برخی ها که تابع نفس شان هستند و دین را مزاحم تنبلی ها و منافع باطلشان می بینند آن را نمی پذیرند.
  اگر بخواهیم عمیق تر مسئله را کنکاش کنیم، این قضیه از کجا آب می خورد؟
عوامل متعددی برای این موضوع وجود دارد و مقالات و مطالب گوناگونی هم در موردش نوشته شده است.
من اخیرا مقاله ای را خوانده ام که در آن هفت عامل را ذکر کرده بود: تبلیغات و توصیه های بیش از حد دینی در سطج جامعه، احساس ناسازگاری دین با زندگی و در نظر نگرفتن جایی برای تنفس و هنر و شادی مردم، بایدها و نبایدهای فراوان و بیش از حد طاقت افراد عادی، حجیم شدن تعالیم دینی و دغدغه های نگران کننده، ابهامات و مشکلاتی که در تاریخ دین وجود دارد، ترویج دینی که حقوق انسان را محترم نمی شمارد و در خدمت انسان نیست و تناقض گفتار و رفتار متولیان دین. به نظرم تمام این ها تا حدودی درست است. اما من تمایل دارم این مشکل را از نگاه خود دین و دغدغه هایی که پیشوایان مطرح می د بررسی کنم.
 عوامل دین گریزی جوانان در نگاه شما چیست؟ 
 اگر کمی با قرآن و متون اصیل دین آشنا باشیم می توانیم در این منابع سه عامل مهم برای زده شدن از دین پیدا کنیم. اولین عامل تغییر اولویت ها و جا به جا شدن اصل ها و فرع ها است.
وقتی به اصل دین مراجعه می کنیم می بینیم اولویت اصلی آیات قرآن و احادیث پیشوایان دین، موضوع اخلاق و انسانیت است و بقیه مسائل از جمله عقاید و احکام شرعی در اولویت های بعد قرار دارند. در حالیکه در دین رایجی که تبلیغ می شود اولویت با ظواهر و ضوابط شرعی است و به اخلاق به عنوان یک موضوع تزئینی نگاه می شود. البته منظور این نیست که عقاید و احکام اهمیت ندارند اما در دین واقعی عقاید و احکام جایگاه شان را از اخلاق می گیرند.
 دو عامل دیگر چیست؟ 
 دومین عاملی که در توصیه ها و هشدارهای پیشوایان دین خیلی روی آن تاکید شده است
بی توجهی به ظرفیت ها و تفاوت های افراد است. حکایت همان تازه مسلمانی که همسایه اش او را آنقدر به مسجد برد تا باعث شد از دین، زده و مرتد بشود مصداق خوبی برای این قضیه است. ان ما فراوان توصیه کرده اند به پیروان شان و مبلغان دین که از همه توقع ی ان نداشته باشید و فکر نکنید همه وظیفه دارند از همان زاویه دید شما به مسائل نگاه کنند. فرمودند خدا آدم ها را با تفاوت ها و ظرفیت های گوناگون آفریده است و اگر شما از مردم انتظار داشته باشید مثل شما فکر و عمل کنند حتما آن ها را از دین زده می کنید.
 عامل سومی که در این زمینه بسیار موثر است شیوه زندگی و رفتار متولیان و مبلغان دین است.
برخی از این افراد در حالیکه باید برای مردم حکم الگو و مصداق عینی دین باشند، حرف و عمل شان تناقض دارد. سخت گیری ها و تندخویی ها و دنیاگرایی برخی از آن ها موجب بدبینی مردم به دین می شود. مخصوصا اگر ت و حکومت هم به اسم دین تشکیل شده باشد و عده ای در پشت سنگر دین بخواهند قدرت را در دستان خود نگه دارند. طبیعتا همه مشکلات و نارسایی ها به جای اینکه به افراد برخورد کند به آن سنگر بر می خورد.
  راه چاره چیست؟ می شود بازهم برای حفظ دین جوانان، محدودترشان کرد؟ 
 واقعیت این است که تا وقتی علما و حوزه های علمیه ما اخلاق و انسانیت را بر احکام و شریعت اولویت ندهند و دین را به جایگاه درست خودش برنگردانند نباید انتظار داشته باشند با استقبال مردم مواجه شوند. در دنیای کنونی سطح آگاهی ها خیلی بالا رفته است و ارتباطات و دسترسی به اطلاعات باعث شده راه هایی که شاید در گذشته برای توجیه احکام و موضع گیری ها جواب می داده است دیگر تاثیری نداشته باشد. دیگر نمی شود با ممنوع کتاب ها و محدود شبکه ها و دسترسی ها جلوی پرسش ها و انتقادات را گرفت.
  بحث از اجبار در رعایت دستورات دین که بیشتر، ذهن جوان هایی چون من ناخواسته به سمت حجاب می رود؛ ماحصل این ماجرا و ماجراهای مشابه چیست؟
 متاسفانه از تجربه ها درس نمی گیریم.
ای کاش بررسی می کردیم که آیا اجبار در زمینه دین و دینداری تاثیر مثبتی هم داشته یا اینکه همین قبیل کارها باعث دورتر شدن مردم از دین واحساس نفرت و لجبازی شده است؟ من در اینجا به اینکه اساسا در دین اجباری نیست و پیشوایان هم ی را به این مسائل مجبور نکرده اند کاری ندارم. اما عرضم این است که حتی اگر فقط و فقط به اجرا شدن حکم خدا درباره حجاب هم فکر کنیم بازخوب است نگاهی علمی و منصفانه به پشت سر خودمان بیندازیم و ببینیم آیا این شیوه تا کنون موجب گسترش حجاب شده یا هرروز مشکلات بیشتری را در این زمینه به وجود آورده است.
  در حالیکه جامعه ما دارد سمت و سوی غربی پیدا می کند، هستند انی که از مذاهب دیگر دارند به سمت گرایش پیدا می کنند. علت این تضاد رفتاری چیست؟
تاریخ به ما ثابت کرده است که هرزمان اجازه مطرح شدن دیدگاه های گوناگون وجود داشته، پیشرفت حق و گرایش مردم به دین هم افزایش پیدا کرده است. علتش هم این است که حرف دین منطقی است و منطق می تواند به سایر حرف ها و افکار غلبه پیدا کند. بخش دیگری از این ماجرا ناشی از بی برنامگی خودمان و برنامه ریزی و فعالیت جدی آن هاست است. وقتی دیگران کار و تلاش و تبلیغ می کنند و از روش های علمی برای ترویج فرهنگ شان استفاده می کنند و ما هنوز در روش های کهنه و بی خاصیتمان گرفتاریم و صدها موسسه و نهاد فرهنگی مشغول ضایع بودجه ها و خنثی کار یکدیگر هستند، طبیعی است که نتیجه همین می شود. هر همان چیزی را به دست می آورد که برایش زحمت می کشد.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: دین حقیقی، پوستین وارونه، تابع نفس ، حقوق انسان، تناقض گفتار و رفتار، عوامل دین گریزی، اخلاق و انسانیت،
منبع :
برچسب ها : عوامل دین-گریزی - مردم ,می شود ,دینی ,عامل ,احکام ,چیزی ,پیشوایان ,انتظار داشته ,رفتار متولیان ,تناقض گفتار ,معرفی می شود
عوامل دین-گریزی مردم ,می شود ,دینی ,عامل ,احکام ,چیزی ,پیشوایان ,انتظار داشته ,رفتار متولیان ,تناقض گفتار ,معرفی می شود
نگاهی شاید بدبینانه ولی محتمل

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

    نگاهی شاید بدبینانه ولی محتمل   

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

وبلاگ ف ، غلامرضا ، خبرآنلاین : با آمدن ت ترامپ بر روی کار و تهدیدات بیش از حد او بر علیه ایران و با مستمسک قرار دادن و نیز حمایت همه جانبه مجالس سنا و کنگره و نیز دو حزب جمهوری خواه و دمکرات از آن و کج دار و مریز رفتار اروپاییان ولو این که به ظاهر حمایت های محتاطانه از می کنند این مطلب را به ذهن متبادر می کند که نکند این جنگ لفظی و زرگری است که و اروپا با هم راه انداخته اند و در خفا با هم هم پیمانند. ما که نمی دانیم در جلسات خصوصی آنها با هم چه قرار و مداری می گذارند.
دلائل من به این شرح است:
۱- و اروپا هیچ گاه با میانه خوبی نداشته اند و در جنگ ۸ ساله آن را به خوبی نشان دادند. در بسیاری از موارد دیگر هم با هم هماهنگ و همگام بوده اند. شمارش آن از حد بیرون است، اگر چه بعضی اوقات بنا به مقتضیاتی تفاوت هایی هم مشاهده شده است. آنها در هر حال ۱+۵ هستند و در مقابل ایران. فکر نکنیم تغییر مواضع داده اند. شاهد از غیب رسید و رئیس جمهور فرانسه که پس از سخنان ترامپ در سازمان ملل امسال (۱۳۹۶) که آن را نادرست خوانده بود در اظهار نظر بعدی گفته است که می توان بر ایران فشار بیشتری آورد.
۲- اروپا و همواره با رژیم صهیونیستی دوست بوده و از آن حمایت کرده اند.
۳- دو حزب جمهوری خواه و دمکرات علی رغم اختلاف سلیقه ها در رابطه با طرفداری از رژیم صهیونیستی و مخالفت با ایران یکی بوده اند. اوباما با اینکه نمی خواست را کند ولی تحریم های فراوان دیگری را بر علیه ایران وضع کرد. ترامپ همان کاری را می کند که او کرد منتها با شدت بیشتر. به عبارت دیگر می توان گفت که ت قبلی امریکا های بعدی را داشت و این ت های بعدی را عجولانه می خواهد در همین انجام دهد. به نظر نمی رسد از نظر محتوایی با هم فرق چندانی ند.این اقا فقط قدری عجول است. ایران باید آنقدر عاقل باشد که این زیرکی ها را پاسخ گوید. ترامپ زیاده خواهی می کند و ضمنا می خواهد مانور دهد که با سیاست دمکرات ها مخالف بوده است اگرچه این مخالفتهای انتخاباتی دارد کمرنگ می شود.
۴- به دنبال آتش افروزی و ترساندن و متحد کشور های عربی با هم است بر علیه ایران بمنظور بهره برداری اقتصادی بیشتر و اکنون هیچ سوژه ای بهتر از این نیست و عربها با تمایلات وه گری که بعضا دارند با این امر موافقند و نشان داده اند که تهدیدشان نیست چون نوچه امریکا است و با وجود امریکا زورشان به آن نمی رسد و چه بسا از نظر فکری وعقیدتی هم با آن هماهنگ بوده اند ولی رو نمی کرده اند. آ ین آن را در آشتی حماس با رژیم خودگردان فلسطین دیدیم. امریکا از این تهدید ها سود می برد و اسلحه های خود را می فروشد و سهمی هم در این زمینه نصیب اروپا و به ویژه انگیس می شود. پس این مناقشات به نفع امریکا و اروپا هر دو هست.
۵- اینکه اروپا بر نگهداشتن اصرار دارد چون واقعا به نفعشان هست. ما همه تعهدات در انجام دادیم و دیگر «از حق مسلم ماست» هم سخن نمی گوئیم و نبض کلی اقتصادمان توسط تصمیم گیرندگان طراز اول هم با معاملات خارجی و به ویژه غربی می زند و آنها هم از این بهتر چه می خواهند. هم فال است و هم تماشا. با حضورشان هم ارزی بیشتر ملت ایران و هم وابسته تر اقتصاد ما و در مواقع لازم هم آشکارا و یا زیرکانه تهدید از ان آنهاست. اکنون همه فعالیت های اتمی ایران زیر ذره بین سازمان انرژی اتمی دنیا است و تازه لفظ راستی آزمایی را هم برای ما به کار می برند!
۶- معاملات با ایران همچنان در هاله ای از ابهام است و این برای کشور ما همیشه دغدغه و نگرانی است. اروپا هم از این بی بهره نیست. پول های ما هم که به کشور برنمی گردد و ما منفعلانه باید در مذاکرات به نوعی تمکین کنیم و این برای اروپائی ها هم بد نیست. هر وقت بخواهیم حرفی بزنیم مسئله ادعاهای امریکا را به رخ ما می کشند.
۷- برای عده ای از ایرانی هایی که دل به آنطرف آب دارند هم بد نیست. آنها در نهایت میل به سمت غرب و امریکا دارند و لو هر چه باشد از وضع موجود ایران برایشان بهتر است. هر روز که از خواب بر می خیزند منتظرند تا افاضات آن طرف را بشنوند و سرگرم تحلیل حرفهای آنها باشند.
۸- اظهارات آقای در مورد به گونه ای است که انگار معجزه ای در قرن رخ داده است و تابوئی برای ایشان شده است که هیچگاه حاضر نیست و اجازه نمی دهد ی به آن نگاه چپ کند. او می گوید بر روی کلمه به کلمه آن کارشناسان ما کار کرده اند معنایش چیست؟ این این ایده آل و منتهای آرزوی ما بوده است و نه اینکه ما آن را بر حسب اضطرار پذیرفته ایم. در حالیکه ظریف می گفت این آنچه بود که توانستیم و نه آنچه که می خواستیم. این مسئله در زبان رئیس جمهور گم شده است و این اصرار بر حفظ به عنوان تابوئی که ی نباید به آن اعتراض کند امریکا را بیشتر ترغیب می کند که با نقض آن ما را بترساند. در حالیکه بهتر بود وی اشاره می کرد این ما بودیم که به آنها امتیاز دادیم که حاضر شدیم همه توانمندی های خود را نابود کنیم و از موضع خود کوتاه بیائیم و نه اینکه آنقدر فضائل دارد که مطلوب واقعی، و صد در صد ماست این موضع انفعالی در مورد است. باید ایشان مدعی باشد که در به ضرر ما عمل شده و ما کلی از منافع خودمان چشم پوشی کرده ایم و نه اینکه صددرصد مطلوب ما بوده که حالا مواجه با زیاده خواهی امریکا بشویم که اگر بر فرض کوتاه بیاید و دست از این زیاده خواهی ها بردارد ما خوشحال بشویم و از آن متشکر!
ما چقدر در مورد نقض کار حقوقی کرده ایم و در مجامع بین المللی آن را به ثبت رسانده ایم. اظهار نظر های روزمره باد هوا است و نمی ماند. مهم این است که اگر ما مدعی نقض توسط امریکا و یا دیگران هستیم با استمداد از کازشناسان حقوقی قوی آن را مستند کنیم.
به مسائل نباید دل بست و به اینکه امریکا در جهان مفتضح شد و مانند آن! در اجلاس وزرای خارجه در نیویورک هم هیچیک از اعضای ۱+۵ امریکا را با آن سخنان نادرستش در مورد ایران محکوم ن د و جلسه بدون نتیجه پایان یافت. سیاست این چیزها را نمی شناسد. الان در میانمار دارند قتل عام می کنند و هیچ کوچکترین اعتراض عملی جز اظهار تأسف نمی کند. زور همه چیز را دگرگون می کند. تروریست را به جای قربانی می نشاند و بر ع قربانیان می شوند تروریست. مگر نمی بینیم که عربستان که م ع و به وجود آورنده تروریسم بود و هست حالا مدعی مبارزه به تروریسم شده و رسانه هم دارند آن را به مردم القا می کنند.
اما نتیجه این تحلیل اگر درست باشد برای آنها به این قرار است:
۱- ایران را وادار می کند که به هر قیمت که شده از حمایت کند و سر انجام از اینکه نشود خوشحال باشد و لو اینکه چیزی از آن باقی نمانده باشد؛
۲- به اروپا دل می بندد و به هر لبخند آنها کلی خوشحال می شود و برای آنکه به امریکا نشان دهد که ضرر نکرده است به هر قرار دادی پایبند می شود و از ترس آنکه مبادا آنها هم با وی مخالفت کنند زیر بار هر تحمیلی می رود
۳- عرب ها خوشحال اند از این که مشغولیاتی برای ایران درست شده و این جنگ لفظی همچنان برقرار است و توجیهی برای اتلاف سرمایه های ملی شان می شود.
۴- ایران همیشه چشمش به سمت اروپا است کما اینکه تا کنون این طور نشان داده است و در نتیجه از تولید و اشتغال داخلی که مصیبت بزرگ کشور است باز می ماند و این مطلوب غرب و نیز ست.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: ، اتحادیه اروپا، جنگ زرگری، رژیم صهیونیستی، تحریم ها، اتحاد اعراب و ، زیاده خواهی امریکا،
منبع :
برچسب ها : نگاهی شاید بدبینانه ولی محتمل - ,امریکا ,اروپا ,اینکه ,بوده ,دارند ,زیاده خواهی ,علیه ایران ,اینکه ,نشان داده ,مورد
نگاهی شاید بدبینانه ولی محتمل ,امریکا ,اروپا ,اینکه ,بوده ,دارند ,زیاده خواهی ,علیه ایران ,اینکه ,نشان داده ,مورد
انشاالله که خیره ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

نتیجه تصویری برای دو صد گفته چون نیم کردار نیست

 

 

 

    انشاالله که خیره ...  

که تو چاله-ی عمیقی افتاد که بلندا وُ پهنایش تقریبا دو برابر هیکل او بود. کدخدای خودخواه که خودش سفارش کندن چاه را داده بود ، وقتیکه خبردار شد اون چاه نزدیک دامنه-ی ص ه، خیلی ج داره تا به آب برسه ، کار رو تعطیل وَ چاه رو همونطور ول کرد وُ رفت تا چند هزار متر پایین-تر، تو زمین دَرَندَشتی که داشت ، چاهی بکـَـنـــه که با ج کمتر به آب برسه.  وقتیکه  تو چاه افتاد با آه وُ ناله گفت : «خودم که لعنت بر خودم باد»!
 وَسطای روز بود که کم کم اهالی آبادی از ماجرا خبردار شدن. ِ منطقه اولین نفری بود که بالا سَر چاه وَ کدخدای بیچاره رسید. فورا دستی به ریش-اش کشید وُ گفت :
«کدخدآ آ ... استغفار کن، چه گناه کبیره-ای کردی»!؟

 نفر بعد، کشاورزی ِ تازه-واردی بود که برای رسیدگی وَ تهیه-ی گزارشی راجع به منطقه تشریف-فرما شده بود. تا به بالای چاه رسید، فقط یک مُشت خاک چاه رو تو دستش گرفت وُ «نوچ نوچ»-ی کرد وُ سَرش رو بعلامت تأسف حرکت داد.
 خبرنگار

 

 یکی بود، یکی نبود، کدخدای خسیس وُ از خود-راضی-ای بود که یک شب تیره وُ تار داشت با پای پیاده از سور-چرونی ِ مُفَصلی بطرف خونه-اش میرفت

جوان رادیو که یکی دو روز بود برای گزارشی از اوضاع منطقه اومده بود، تا به چاه نیمه کاره وُ رها شده رسید، زیر لب گفت : «اونوقت میگن وضع مالی مردم اینجا ابه! همینطور چاه رو ول رفتن ؛ اونوقت ما برای چندر غاز "حق مأموریت" باید از اون سَر مملکت پاشیم بیآییم اینجا» ...

 پزشک «خانه بهداشت» که همه آقای صداش می وُ اصل کارش فقط تزریقات وُ دادن قرص وُ شربت «خود-تجویزی» به مریضها بود، از اون بالا به کدخدا گفت : «بیخودی آه وُ ناله نکن، هیچ چـیت نیس! خیالات وُ ترسیه که کردی! در علم پزشکی بهش میگن "ایلوژن"»! ...

 معلم روستا که تا اونوقت انگار تو فکر حل ِ مسأله-ی ریاضی بود، بالا ه نطق-اش باز شد وُ گفت : «نکنه چشمآت آب مروارید گرفته وُ چاه رو ندیدی»! ...

 مکتبدار پیر روستا که خونه-نشین شده وُ لنگان لنگان، آ از همه به معرکه رسیده بود ، -ای صاف کرد وُ گفت : «دو صد گفته چون نیم کردار نیست! یک کاری کنیم زودتر بیآریمش بیرون ... انشاالله که خیره».

 نوشته : عـبـــد عـا صـی


برچسب ها: طمع، راه حل، منیّت، خودنمایی، نگاه متفاوت،
منبع :
برچسب ها : انشاالله که خیره ... - بود، ,منطقه ,کدخدای ,انشاالله
انشاالله که خیره ... بود، ,منطقه ,کدخدای ,انشاالله
بعضی ها ما را از اصل غافل می کنند ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  بعضی ها ما را از اصل غافل می کنند ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
  نتیجه تصویری برای زائری خندوانه

 

 

 در مقابل تهدیدها، چه واکنش نشان می دهید؟
 غیرت ناشی از احساس تعهد برای نگهبانی وَ مقاومت از آنچه خداوند به انسان امانت داده وَ رفتار وُ واکنش متناسب با تهدید است. خطرات بسیاری این امانت ها را تهدید می کنند،
اگر ی تهدیدی را ملاحظه کرد اما نسبت به آن بی ‎اعتنا و بی توجه بود به او بی غیرت گویند؛ چه این تهدید متوجه و کیان و خانواده او باشد یا متوجه دین و اعتقاد او باشد.
 مؤمنین و مسلمانان با هر تهدیدی مقابله می کنند
 باید با هر گونه تهدیدی مقابله کرد و غیرتمندانه در مقابل دشمن ایستاد و این مقابله، غیرت مندی مؤمنین و مسلمانان است.  
احساس تعهد، چه در حوزه ی فردی و چه در حوزه ی اجتماعی و جمعی ناشی از این است که ما یقین و باور داریم که روزی باید در مقابل فرصت ها، امانت ها و موقعیت های که خداوند به ما عطا فرموده است، جوابگو باشیم.
 غفلت جوانی، پشیمانی و حسرت
 در مناجات شعبانیه می خوانیم؛"أِلهی وَ قَد أَفنَیتُ عُمری فی شِرَّتِ سَهوِ عَنک وَ أَبلَیتُ شَب فی سَکرَتِ تَعابُدِ مِنک"، خدایا عمرم را در سرمستی و گیجی غفلت از تو گذراندم و جوانی ام را در سرمستی بی خبری و دوری از تو سپری و جز پشیمانی و حسرت چیزی برایم حاصل نشد.
 اگردر جامعه، کیان نظام اجتماعی، دستاوردهای جامعه ی دینی و حکومت ی در معرض خطر قرار گیرد، بی اعتمادی و بی غیرتی نسبت به این امانت های بزرگ الهی، به صلاح نیست. طبیعتاً باید با هر گونه تهدیدی مقابله کرد و غیرتمندانه در مقابل دشمن ایستاد و این مقابله، غیرت مندی مؤمنین و مسلمانان است.
 قمر بنی هاشم، ظهور کامل غیرت
 انسان با احساس مسئولیت و تعهد، نمی تواند نسبت به خطرها بی تفاوت باشد. همه ی اصحاب حسین علیه السلام غیرت الهی دارند، اما غیرت الهی و غیرت دینی در وجود مقدس قمر بنی هاشم تا آن جایی است که ظهور و بروز کامل غیرت است.
 اولین کار دشمن، ایجاد بی تفاوتی است
 آرام آرام بی غیرت می شویم ...
 غیرت الهی و دینی، یعنی انسان در مقابل تهدیدهایی که نسبت به امانت های خداوند احساس می کند، بی تفاوت نباشد.
دشمن اولین کاری که می کند این است که غیرت را ازما بگیرد و ایجاد بی تفاوتی کند.
 آرام آرام تا بی تفاوتی ...
 گناه لحظه به لحظه و آرام آرام مثل یک کرمی که از داخل میوه را می خورد و شما ظاهر میوه را نگاه می کنید اما کرم را نمی بینید و وقتی سیب را گاز می زنید می فهمید در آن چه خبر است ولی از ظاهرش پیدا نیست. گناه آرام آرام، کار خودش را انجام می دهد و انسان را نابود می کند. ما نسبت به بعضی چیزها آرام آرام بی اعتنا می شویم.
 بِمیرد مَرد
"وعلی ال سلام و لقد بلغنی ان الرجل منهم کان یدخل علی المرأه المسلمه..."، المؤمنین علیه السلام فرمودند، شنیده ام که ی در مرز، خلخال از پای یک دختر یهودی درآورده است، ای مسلمانان! « فلو ان المراَ مسلما مات من بعد هذا اسفا ما کان به ملوما»
جا دارد مرد از غیرت اینکه خلخال از پای یک دختر یهودی در نیروهای دشمن در مرز درآورده اند، بمیرد.
 غیرت سیم خاردار است
 فساد و رشوه داریم، فقط نگاه می کنیم، ربا تمام جامعه را گرفته و داریم نگاه می کنیم.
ما همان آدم ها هستیم ولی تغییر کرده ایم. غیرت این است که ما را تکان دهد؛ اما ضعیف شده است. آن دوربین مدار بسته از کار افتاده است، آلارم از کار افتاده است، سر نگهبان را بریده اند و ی فریاد نمی-زند. بحث غیرت بسیار اهمیت دارد، اگر غیرت نباشد دشمن می تواند تعرض کند. غیرت حصار است، سیم خاردار است، کانالی است که جلوی دشمن را می گیرد. غیرت که نباشد؛ حیا آرام آرام ازبین می رود ...
 ارتباط بی اعتنایی، غیرت و نفاق
 رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند، "ان الغیرت من الایمان "
غیرت نتیجه ایمان است. ایمان مراتب دارد؛ اگر می خواهی بدانی وضع ایمانت چطور است؛ ببین چقدر غیرت داری؟ "ان الغیرت من الایمان و ان المضاء من النفاق"، در مقابل ایمان، نفاق است. اگر بی رگی و بی غیرتی و بی اعتنایی و بی خیالی در مقابل تهدیدات و دشمن در وجود ی باشد؛ به همان اندازه نفاق وجود دارد؛ فرد کم غیرت؛ فرد منافق است.
 مفاسد اجتماعی وَ غیرت
 جامعه کم غیرت؛ جامعه منافق است.
جامعه ای که ایمانش به مرورضعیف شود؛ خود به خود آثارش را هم نشان می دهد؛ دروغ، تظاهر، ا، ریاکاری ، بدحج ، فساد، حق مردم را خوردن، بی اعتنایی به حق الناس. ظواهر مفاسد اجتماعی علت دارد؛ علت را باید پیداکرد. دروغگویی بین مردم؛ بدحج بین زن ها، عدم اعتنا به قول و قرار، مفاسداجتماعی، رفتارهای ناپسند، این ها علتی دارد و باید علت را پیدا کرد.
 خداوند، انسان بی اعتنا را دوست ندارد
 خداوند انسان غیور را دوست دارد." ان الله تعالی یحب من عباده الغیور" در مقابل" لیبغض الرجل یدخل علیه فی بیته فلا یقاتل" خداوند خشم می کند بر ی که دشمن به او تعرض کند و این شخص در مقابل دشمن بی اعتنا باشد و شمشیر نکشد.
 افراط وتفریط ها ناشی از بی غیرتی است.
 همه ی گرفتاری های ما از افراط وُ تفریط است. یک وقتی شمشیر را بر می داریم و دوست و دشمن را با هم شمشیر می زنیم و یک وقتی به تفریط می افتیم و می خواهیم به دشمن خود هم شاخه گل بدهیم. " اشداء علی الکفار رحماء بینهم " مبنای قرآن این است، با دشمن در کمال خشونت و جدیت باید برخورد شود، میدان جنگ محل رزم و شمشیر است. انی هستند که می گویند کدام جنگ؟ و انگلیس دوست ما هستند و شما خیلی بدبین هستید.
 گرفتار حاشیه ایم و از اصل غافل شده-ایم
 گرفتار حاشیه ها نشوید، اسیر بعضی مسایل بی اهمیت نشوید، اصل دعوا را در نظر بگیرید. واقعیت امروز ما، خیلی خیلی بزرگتر از تیترهای رو مه ای و جنجال ها است، بعضی ها با مشغول به حاشیه ها، ما را از اصل غافل می کنند.
 در کدام جبهه هستیم؟
 استکبار جهانی یکباره و یکجا در مقابل قرار گرفته است. امروز یک طرف، جبهه ای است از یمن، بحرین، فلسطین، لبنان، عراق و افغانستان، که در مقابل جبهه ی دیگری از ، اسراییل، انگلیس و فرانسه، ایستاده است. باید اصل این جبهه بندی را فهمید تمام مظلومیت های بشر در تاریخ معاصر یک جا در این جبهه جمع شده است. در مقابل استکبار ایستاد، مرد معمولی نبود. مرحوم اژه ای فرمودند، من از مرحوم از حادثه ی هفت تیر و حتی از ساعتش هم، خبر داشتم. همه ی ما باید تکلیفمان را معلوم کنیم که در کدام طرف جبهه هستیم؟
 غیرت در مقابل تهدید
 راجع به جزییات بحثی نداریم یک نفر پیراهن این رنگی دوست دارد و یکی آن رنگی، یکی شلوار جین می پوشد ... من به اینها کاری ندارم، مهم این صف بندی است؛ آیا نسبت به تهدید غیرت داریم یا نه؟ نسبت به دشمن غیور هستیم یا نه؟ نسبت به تعرض به خانواده مان حساس هستیم یا نه؟ نسبت به فساد اخلاق جوانانمان غیرت داریم یا نه؟
 امداد غیبی، نقشه دشمن را نابود می کند
 با آن چیزی که ما در جامعه می بینیم. اگر امداد غیبی، توجهه الهی، مدد قمر بنی هاشم و عنایت سیدال نباشد، وضع امیدوارکننده نیست؛
اگر صحنه ی زندگی اجتماعی امروز ما، خیابان های ما، دادگاه های ما، قوه ی قضائیه پلیس و همه ی اینها را روی میز بگذارید و یک نقشه بکشید ، حسین علیه السلام ، شب احیا، قمر بنی هاشم و لطف خدا و این ها را بردارید، با این وضعی که امروز در جامعه است؛ جای امیدواری هست؟ دشمن اتفاقاً درست پیش بینی می کند، اما چون در محاسباتش حسین علیه السلام، شب احیا، ماه رمضان، قرآن بر سر گرفتن و گریه بر قمر بنی هاشم، در محاسباتش نیست، می گوید این جامعه نابود می شود. تنها امیدی که هست، خیمه های عزا، مجالس، گریه ها و پارچه های مشکی است، تنها امیدی که هست همان "السلام علیک یا ابا عبدالله" است.

  ویرایش وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: تهدید، تعهد، قمر بنی هاشم، اصحاب حسین، غیرت الهی، بی رگی، مفاسد اجتماعی،

منبع :
برچسب ها : بعضی ها ما را از اصل غافل می کنند ... - غیرت ,دشمن ,مقابل ,است، ,نسبت ,آرام ,غافل می کنند ,علیه السلام ,آرام آرام , حسین ,حسین علیه ,مقابله، غیرت مندی مؤمنین ,گونه تهدیدی مقابله
بعضی ها ما را از اصل غافل می کنند ... غیرت ,دشمن ,مقابل ,است، ,نسبت ,آرام ,غافل می کنند ,علیه السلام ,آرام آرام , حسین ,حسین علیه ,مقابله، غیرت مندی مؤمنین ,گونه تهدیدی مقابله
مردم برای آن انقلاب د که ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  مردم برای آن انقلاب د که ... 

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

https://scontent-vie1-1.cdninstagram.com/t51.2885-19/s320x320/20214187_275036759645549_3492494365169811456_a.jpg

 

نتیجه تصویری برای و سیاست

 

نتیجه تصویری برای و سیاست

 

تصویر مرتبط

 

 

 تابناک: می-خواهیم بحث اخلاق وُ سیاست وَ حدود و صغور آن را در ارتباط با همدیگر داشته باشیم. این که آیا آنچه هدف سیاست در جامعه ی است چه ارتباطی با اخلاق دارد و تفاوت آن با نگاه غیر دینی در چه است؟
 ملاک دیدگاه ی در سیاست فقط قدرت نیست
 محمد رضا زائری : اساس سیاست قدرت طلبی است. سیاست راه به قدرت رسیدن را به ما نشان می دهد و سیاست ورزی تلاشی است برای به دست آوردن، حفظ و توسعه قدرت از طرف دیگر تلاش اخلاق برای ایجاد تعادل بین قوا است. تعریفی که از اخلاق می شود این است که انسان یا جامعه بین قوه غضب، و قوای دیگر تعادل برقرار کند. طوری که نه چنان دل رحم باشد که نتواند حکم خدا را اجرا کند و مجرم و متهم را در دادگاه محاکمه و مجازات کند و نه چنان بی رحم شود که فقط به ش تن و بستن و خوردن و بردن فکر کند و دیگران را نبیند. اینجا به نظر من تعارض به وجود می آید . ملاک دیدگاه ی در سیاست فقط قدرت نیست و نمونه های درخشانی در این زمینه در و سیره و اهل بیت و یارانشان داریم. اینکه در تصمیم گیری و قرار گرفتن در دوراهی ها اولویت را به ارزش ها داده اند. چون مکتب و اهل بیت برای تعالی بشر و انسان سازی آمده است و هویت بزرگانان این دین معلمی و پدری است. نه فقط در در یت هم حضرت به عنوان معلم محسوب می شود. یک معلم و یک پدر مساله اش حفظ قدرت نیست. مساله صلاح و سعادت فرزند و دانش آموزش است. وقتی به اکرم در بدترین شرایطی که حتی ایمان آوردن یک نفر هم برایش اهمیت داشت عده ای از مشرکین می گویند که ما ایمان می آوریم ولی نمی خوانیم، با هر محاسبه ظاهری و مادی بخواهیم حساب کنیم می گوییم باید قبول می کرد قدرت با تعداد افراد ایمان آورده بیشتر زیادتر می شد. همان اول می گوید مساله من این نیست هیچ هم یاری ام نکند باید وظیفه ام را انجام بدهم. المومنین بارها در شرایطی قرار می گیرد که کافی بود کمی بعضی معیارها را کنار می گذاشت تا قدرت بیشتری داشت اما هرگز زیر بار نمی رود. علی در رویارویی با معاویه و در شرایط دشوار آن موقع شام متهم می شود که زیرکی و سیاستمداری معاویه را ندارد در مورد این اتهام می گوید: به خدا قسم معاویه زیرک تر و سیاستمدار تر از من نیست. اگر تقوا نبود من از همه زیرک تر بودم. این که من خوب می دانم چگونه می شود دروغ گفت و فریب داد اما من برای اینها نیامده ام.
 در حادثه عاشورا صحنه های بسیار عجیب است که کمتر به آنها اشاره می کنیم. ما روضه ها را می گوییم ولی برخی از این آموزه های اخلاقی تاریخی را کمتر مورد توجه قرار می دهیم.
وقتی مسلم بن عقیل در خانه هانی بن عروه در است و ابن زیاد به عیادت هانی آمده است کافی است مسلم از پشت بیرون بیاید و ابن زیاد تنهای در موضع ضعف را از پشت گردن بزند. اگر با این محاسبه نگاه کنیم شاید اصلا حادثه کربلا اتفاق نمی افتاد و حسین شهید نمی شد. اما مسلم این کار را نمی کند چون متعلق به مکتبی است که که معیار دارد و به دشمن شبیخون نمی زند حتی اگر خودش کشته شود.
 خود حسین وقتی در کربلا با حر مواجه می شود و راه را به حضرت سد می کنند.
حضرت در کنار آب بودند. نه تنها آب را به لشکر حر نمی بندند بلکه خود حسین(ع) دستور می دهد که چون اینها همه خسته اند به همه شان آب دهید. از جانب یک یکی از لشکریان ابن زیاد نقل شده است حسین به من آب داد و وقتی خودم سیر شدم دستش را زیر دهان اسب من گرفت و از مشکش آب ریخت و به اسب من آب داد.
 آن چیزی که این مکتب را پایدار و زنده نگه داشته است این موارد است. در این گلوگاه ها و در این مقاطع حساس پیشوایان ما حاضر نشدند به هر قیمتی قدرت را به دست بیاورند.
_ یعنی «در مکتب دین تفاوت معنی داری در نگاه به سیاست، نسبت به غرب و نگاه غیردینی وجود دارد؟».
  کاملا است اما سیاست برای قدرتی که بتواند اه اساسی دین را تامین کند. بتواند جامعه را نجات دهد و خیری را فراهم کند.
 در دنیای غرب یک سیاست مدار قدرت می خواهد که بر منابع تسلط یابد و به ثروت برسد. اما در دین ما قدرت برای اصلاح است. برای این است که بتوانید عد را برقرار کنیم و سعادت ا وی را فراهم سازیم. برای همین است که المومنین می گوید به خدا قسم اگر نتوانم حقی را اقامه کنم و جلوی ظلمی را بگیرم این حکومت از آب بینی بز برایم کم ارزش تر است. برای المومنین حکومت به هر قیمتی هدف نیست.برای همین است که سالها می رود در خانه می نشیند و در کارش در مزارع چاه کندن و درخت کاشتن است. برای اینکه نمی خواهد به هرقیمتی حکومت کند. حتی وقتی مردم می آیند با ازدحام زیاد با خواهش و تمنای فراوان از او می خواهند برای حکومت بیاید ایشان می گوید: «من اگر بیایم بیت المال را از ک ن و مهریه نشان هم باشد پس می گیرم. اگر بیایم بر اساس سیره حکومت خواهم کرد». این روندی بود که پیشوایان ما در پیش می گرفتند. رویکرد کاملا است اما سیاست برای قدرتی که بتواند اه اساسی دین را تامین کند. بتواند جامعه را نجات دهد و خیری را فراهم کند. اگر غیر از این باشد و اگر در هر مرحله ای لازم باشد کاری را که با آن اصول تعارض دارد قطعا باید رفتارمان را متوقف کنیم. ما دنبال این نیامده ایم.
 _بعد از استقرار با همین شیوه جلوه آمده ایم؟
 تمام این سیاست ورزی و سیاست پیشگی و نهاد سازی و دستگاه های اجرایی و مجلس خبرگان و شورای نگهبان تا مجلس شورای ی وریاست جمهوری همه این ها وسیله بوده برای تحقق هدفی بزرگ تر.
 از شهید بهشتی چند خاطره عجیب نقل شده است. ایشان در برابر دشمن خودش در مناظره با سران حزب توده، وقتی شخص آیه ای از قرآن کریم را اشتباه می خواند، شهید بهشتی روی کاغذ آرام بی سر و صدا، شکل صحیح آیه را می نویسند و بی آنکه ی متوجه شود او را راهنمایی می کنند.
بعد از پایان جلسه، ایشان که رقیب و طرف مناظره بوده است به شهید بهشتی می گوید تعجب می کنم تو چرا این کار را کردی؟ من اگر جای تو بودم و طرف مقابلم بخشی از کتاب سرمایه مار را اشتباه می خو همان را چماق می و بر سر تو می زدم و مناظره را به نفع خودم تمام می . شهید بهشتی می گویند ما نیامده بودیم که با هم بجنگیم. آمده ایم که حقی را با کمک هم آشکار کنیم. در آن ایام ملتهب و انقل اول انقلاب وقتی مردم در ضد شاه شعار داده بودند که شاه زاده است. شهید بهشتی با تندی و عصبانیت می گویند شما شرعا و اخلاقا حق ندارید چنین چیزی بگویید. پدر و مادر شاه ازدواج شرعی کرده بودند. شما حق ندارید به دشمن خودتان تهمت بزنید. یا در جایی دیگر وقتی طرف مقابلشان بنی صدر است و کار او تا درگیری مسلحانه پیش رفته، گروهی برای زن بنی صدر تعقیب و مراقبت گذاشته اند تا از این طریق بتوانند خود بنی صدر را دستگیر ند. ایشان جلوی این کار را می گیرند و به تندی برخورد می کنند می گویند ما حق نداریم در امور خانوادگی افراد دخ کنیم. ما با خودش کار داریم با خانواده-اش چکار داریم؟!
 اینجاست که مفهوم قدرت متمایز می شود و ارزش محسوب می شود. ما نیامدیم به هر قیمتی این قدرت را حفظ کنیم. نیامدیم به هر قیمتی قدرت را به دست بگیریم. ما برای یت دیگری آمده بودیم. تمام این سیاست ورزی و سیاست پیشگی و نهاد سازی و دستگاه های اجرایی و مجلس خبرگان و شورای نگهبان تا مجلس شورای ی وریاست جمهوری همه این ها وسیله بوده برای تحقق هدفی بزرگ تر.
_ به نظر نمی-رسد که ما نسبت به اول انقلاب، در دعواهای و مباحثات انتخاباتی از آن رویکرد آرمان گرایانه فاصله گرفته ایم؟ شاید با مروری بر آرشیو رو مه ها و تیتر آنها، شکل و محتوای مناظره-های فکری و انتخاباتی و تحلیل آماری واژگان به کار رفته این تغییر را لمس کنیم. به نظر شما اخلاق و سیاست ورزی در جامعه ها دچار چه تحولی شده است؟ آیا مبانی و اصولی که بر روی آنها سیاست اخلاقی را می خواستیم پیش ببریم دچار آسیب شده است؟
 مدعیان اخلاق مداری از جمله خود ما ون گاهی آلوده شده ایم ...
 شد غلامی که آب جوی آرد / آب جوی آمد وُ غلام ببُرد
 خیلی وقتها ما برای هدف دیگری و کار دیگری شروع کردیم ولی ممکن است سر از جای دیگر درآوردیم. در دوره های اول و دوم مجلس شورای ی یکی از نامزدهای انتخابات مجلس را به خاطر دارم که وقتی به او می گفتند که چرا برای تبلیغات اقدام نمی کنی؟ می گفت من شرعا وظیفه داشتم به عنوان یک تکلیف الهی و به عنوان یک واجب شرعی نامزد انتخابات شوم تا به خدمت کنم. مردم خواستند رای بدهند این تکلیف گردن من می-آید و اگر رای ندادند از روی گردن من می افتد و بر می گردم سر کار خودم. یادم می آید یک ریال هم هزینه نکرده بود و از ی هم پول نمی گرفت. می گفت اگر ی یک ریال به من بدهد بعدا توقع خواهد داشت و انی هم که می خواستند برای او پوستر چاپ کنند وَ تبلیغ کنند، می گفت اگر بین خدا و خودتان این را وظیفه الهی می دانید انجام بدهید حتی اگر به من اطلاع هم ندهید تا من به شما احساس دین م. تا اینکه امروز وقتی ی می خواهد مجلس شود باید میلیاردی ج کند با صاحبن زر و زور و تزویر هماهنگ شود. در بعضی مناطق حتی کار انقدر شکل نازل پیدا می کند که سران برخی طوایف و قبایل را جمع می کنند و تراول چک پخش می کنند و وعده وُ وعید می دهند. سیب زمینی توزیع کند، شام بدهد وعده های دروغ که ربطی به مسولیت نمایندگی ندارد. تا مسائل ت یبی. برخی شرکت ها و گروه ها رسما رقم اعلام می کنند که برای زمین زدن رقیب شما این قدر مبلغ بدهید تا مثلا در فضای مجازی او را نابود کنیم با ع فوتوشاپی و خبر دروغ و فضاسازی که انجام خواهد شد رقیب نابود بشود. از آن خاطره مجلس اول انقلاب تا این موردی که ذکر در دوره اخیر به طور مصداقی مواجه شده-ام.
 این مساله و این تغییر کاملا مشهود است. علت اصلی وضعیت امروز منفعت طلبی و دنیاگرایی و سودجویی وُ حرص است. متاسفانه مدعیان اخلاق مداری از جمله خود ما ون گاهی آلوده شده ایم. انی که در جایگاه دعوت مردم به تعالیم اخلاقی و دینی بودند به منفعت طلبی های حزبی و آلوده شده اند. طبیعتا در چنین جایگاهی نسبت مردم و سیاستمداران مثل بچه ها و والدینشان خواهد بود. وقتی بچه ها دیدند که پدر و مادر دارند کاری انجام می دهند خودشان به شکل اولی آن کار را انجام خواهند داد. «اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی/ برآورند غلامان او درخت از بیخ» ...
  ی که از یک ثروتمند مشهور شهر خودشان چند میلیارد پول می گیرد این پول را چگونه برخواهد گرداند؟ با حقوق نمایندگی؟ طبیعتا تخلفی از قانون، یک کار مجرمانه و پنهان و غیراخلاقی انجام خواهد داد تا این پول را برگرداند.
 وقتی مردم ببینند مجلسشان، استاندارشان، مدیرکلشان و رئیس اداره-شان در موضوعی چندان پایبند و ملتزم نیست طبیعتا وضعیت بدتری خواهند داشت. این منفعت طلبی، دنیاگرایی و سودجویی باعث شده معیارهایمان را کنار بگذاریم و حاضر شویم به هر قیمتی قدرت را به دست بگیریم. حتی کار به جایی برسد که محاسبه مادی و چرتکه بیاندازیم که انقدر میلیارد ج کنم بعد از به دست آوردن منصب فلان میلیارد می توانم جبران کنم. ی که از یک ثروتمند مشهور شهر خودشان چند میلیارد پول می گیرد این پول را چگونه برخواهد گرداند؟ با حقوق نمایندگی؟ طبیعتا تخلفی از قانون، یک کار مجرمانه و پنهان و غیراخلاقی انجام خواهد داد تا این پول را برگرداند.
 شاید این امر و هزینه کرد انتخاباتی به این شکل در دنیای سیاست مرسوم در دنیا پذیرفته شده باشد ما با مدلی متفاوتی که مدعی آن هستیم وَ به این عرف معتقد نیستیم ساز وُ کار وَ نهاد خاصی نداریم که به این مساله را کنترل کند؟ از لحاظ نظارت و قانون و غیره؟
 _اگر یک ناهنجاری فراگیر شد دیگر قابل کنترل نیست.
 کنترل اولا زمانی اتفاق می افتد که آن اجرای قانون خودش آلوده نباشد و بتواند سفت بایستد و برخورد کند. البته در این حوزه قوه قضاییه ضعیف عمل کرده است. اینجا باید با قدرت وارد می شد. از قوه قضاییه که بگذریم خود دستگاه های اجرایی که متولی کنترل و نظارت و قانونمداری بودند گاهی خودشان آلوده شدند. و نتوانستند کنترل کنند. ثانیا کنترل و نظارت و جلوگیری و برخورد قانونی وقتی معنی دارد که در واقع یک ناهنجاری استثنتا باشد. اگر یک ناهنجاری فراگیر شد دیگر قابل کنترل نیست.
 اگر ع ی از نامزد انتخابات به دست شورای نگهبان برسد که آن آقا با خانمی در خارج از کشور ع انداخته است نسبت به این واکنش جدی نشان خواهند داد. اما اگر گزارش به دستشان برسد که هزینه های انتخاباتی فلان نامزد انتخابات به شکل خاصی تامین شده است شاید به آن صورت روی این موضوع حساسیت به ج داده نشود.
 در سیستمی که رشوه گرفتن و زیرمیزی گرفتن رویه و قاعده شد و همه آلوده شدند طرف می گوید حقم است چرا من نخورم. اتفاقی که در مسائل ما می افتد متاسفانه این است. نمی خواهم بگویم همه آلوده شده-اند. ولی میزان آلودگی و سطح خطا و انحراف آن قدر است که دیگر نمی شود آن را استثنا به شمار آورد. بلکه دارد به قاعده تبدیل می شود. و انی که انتظار می رفته با قاطعیت بایستند متاسفانه کوتاهی کرده اند. مثلا اگر ع ی از نامزد انتخابات به دست شورای نگهبان برسد که آن آقا با خانمی در خارج از کشور ع انداخته است نسبت به این واکنش جدی نشان خواهند داد. اما اگر گزارش به دستشان برسد که هزینه های انتخاباتی فلان نامزد انتخابات به شکل خاصی تامین شده است شاید به آن صورت روی این موضوع حساسیت به ج داده نشود. به هر حال این سوال به وجود می آید که این همه ج های تبلیغاتی از کجا تامین می شود؟
 شما در برخی موارد دیدید که افرادی مثل شهرام جزایری و بابک زنجانی یا دیگران در حواشی که پیرامونشان به وجود آمد، یکی از مسائل مطرح شده این بود که به برخی از مسئولان و چهره های کمک های مالی کرده اند. ی نیامد بررسی کند و آن مسئول هم نیامد صادقانه جواب دهد که من برای چه این را گرفتم. یکی از آقایان که مبلغی از او گرفته بود در جواب گفته بود او به همه کمک کرده است.
 امروزه در رقابت ها ، بحث ها و مبازرات ادبیاتی در حال رایج شدن است که قبلا وجود نداشت. ادبیاتی نزدیک به ادبیات ناسزا، واژه هایی که به نظر ادبیات لمپنیستی محسوب می شود. حال ممکن است این ادبیات از رو مه ای، تریبونی، کانال تلویزیونی و امثال آن منتشر شود. به نظر شما این ادبیات تا چه حدی برای جامعه ما قابل قبول و قابل توجیه است؟
 داماد شهید بهشتی خاطره-ای از ایشان نقل می کنند؛ می گوید: رفته بودیم قبر یکی از فلاسفه مشهور که به الحاد شناخته می شود در گورستانی قدم می زدیم می خواستیم قبر او را ببینیم. همین طور که می گشتیم یکی از همراهانمان که آنجا بود قبری را نشان داد که روی آن سگی نشسته بود و گفت حتما همان قبری است که سگی روی آن نشسته است و تعبیری توهین آمیز استفاده کرد. شهید بهشتی به قدری ناراحت شد و به تندی عتاب کرد که ما با او به جهت اعتقادی و فکری مشکل داریم. حق توهین و ناسزا گفتن نداریم. ادبی که پیروانش را با آن تربیت می کند طوری است که حتی به دشمن خودشان ناسزا نگویند. تعبیری از خواجه عبدالله انصاری نقل است؛ ی نامه ای به جناب خواجه و تعبیر بسیاری زشتی در مورد ایشان به کار برده بود. خواجه در پاسخ نوشته بود در مورد خودم فکر . به نظرم می رسد که شما اشتباه کرده اید. سگ با آن اوصافی که دارد آن صفت ها را در خودم نمی بینم. چهار دست و پا راه نمی روم و بدنم مو ندارد و ناخن هایم دراز نیست و غیره. می گویند طرف از این برخورد خواجه شرمنده شد. این درس را محمد باقر به جناب خواجه دادند. ی که وقتی طرف به مادر بزرگوارشان اهانت کرد حضرت جواب فرمودند: اگر نسبتی که به مادرم دادید راست است امیدوارم که خدا او را ببخشد و اگر آنچه گفتی دروغ است و ناروا خداوند از تو بگذرد. این منطق و منش و متانت و شخصیت در برخورد چیزی است که می خواهد در بین پیروانشان رایج باشد.
 _امروز مصیبت ما مصیبت دروغ است
 متاسفانه بالاتر از این اهانت ها در رفتارهای دروغ روا دانسته می شود.
بعضی از دوستان ما خبری را که صحت و سقمش معلوم نیست و حتی میدانند که شایعه است منتشر می کنند. وقتی به آن دوست اعتراض می کنم که چرا این کار را کردید؟ می گوید: تکذیبیه بفرستند تکذیبیه-اش را منتشر می کنیم. این رفتار را به هیچ وجه قابل توجیه و ی نمی-دانم.این با هیچ منطقی سازگار نیست. این کار انجام می شود که رقیب از میدان به در شود.
 _وقتی افراد دچار آلودگی می شوند و با متخلف هم برخورد نمی شود، مردم احساس می کنند که دوغ و دوشاب فرقی ندارد
 مصیبت ما امروز مصیبت دروغ است. که در احادیث اهل بیت و روایات تاکید شده است که بالاترین معصیت ها و رذایل دروغ است. این دامن همه ما را گرفته است. وقتی افراد دچار آلودگی می شوند و با متخلف هم برخورد نمی شود، مردم احساس می کنند که دوغ و دوشاب فرقی ندارد و فرقی بین راست گفتن و دروغ گفتن وجود ندارد این احساس در بین مردم ایجاد می شود که اگر تخلف نکنند ضرر کرده اند.
 اگر در جامعه شرایط طوری شود که مثلا کارمند یک اداره احساس کند اگر دروغ نگوید و چاپلوسی و ریاکاری نکند کارش پیش نخواهد رفت همه منافق می شوند. خطر اینجاست که همه فکر می کنند خوب و بد فرقی نمی کند. این شرایط اگر در جایی که بحث خدا و اعتقادات وجود ندارد باشد خطر کمتر است. ولی اگر این شرایط در فضایی باشد که مظاهر دینی همه جا را فرا گرفته، آن وقت اعتقادات مردم آسیب می بیند. چون اینجا همه اتفاقات به اسم دین انجام می شود و همه این اشتباهات به پای دین نوشته می شود.
 همه این آلودگی ها دامن دین را لکه دار می کند. منی که در جایگاه دعوت مردم به دین هستم وقتی دروغ می گویم، چاپلوسی و ریاکاری می کنم و تخلف انجام می دهم مردم می گویند شاید اصلا قیامت و بهشت و جهنمی که تا دیروز می گفت شاید خیلی هم واقعیت نداشته باشد. چون اگر واقعیت داشت خودش باید می ترسید و عمل می کرد. حالا که نگران نیست و احتیاط نمی کند و نگران نیست نکند سرکار هستیم.
 یکی از مسائلی هم که چند سال است در فضای رقابت و دعواهای و انتخاباتی بیشتر دیده می شود مساله افشاگری است. از سوی دیگر همین مقوله افشاگری در مطبوعات و رسانه هاست. اینجا مرز باریکی بین اخلاقی بودن و نبودن افشاگری وجود دارد.
آیا وقتی تخلفی را می بینید به عنوان یک مسلمان و یک شهروند به عنوان احساس مسولیت می توانید آن را اعلام کنید تا مورد رسیدگی قرار بگیرد یا آن را رسانه ای کنید. اینجا مساله آبروی مومن و اثبات تخلف و جرم در دادگاه هم مطرح می شود. ما کجا مجازیم سکوت کنیم و کجا در مقابل تخلف و فساد نباید سکوت کنیم؟
 در مسائل عمومی که باید تند و قاطع و جدی برخورد می شد آنجا شل عمل کردیم و هی گفتیم آبروی مسلمان در خطر است بد عمل کردیم.
 به نظرم باید بین دو حوزه تفکیک قائل شد.
یکی در حوزه خصوصی و مسائل فردی است. آنجا اتفاقا اصل بر پوشی و تجاهل و بی اعتنایی است. اما حوزه دیگر، حوزه عمومی است که باید سخت گیری و افشاگری و دادگاه و محاکمه تند و جدی باید صورت گیرد. متاسفانه در سال های گذشته در حوزه خصوصی افراد بسیار بسیار تند عمل کردیم. طرف در خیابان با خانمی میرفته رفتیم از آنها شناسنامه خواستیم در حالی که شرعا مجاز نبودیم این کار را . یا گزارش رسیده در فلان خانه فلان اتفاق دارد می افتد ریخته در خانه و جمعشان کرده. از آن طرف در مسائل عمومی که باید تند و قاطع و جدی برخورد می شد آنجا شل عمل کردیم و هی گفتیم آبروی مسلمان در خطر است بد عمل کردیم.
 
آنجا که حوزه خصوصی است تخلف طرف به پول بیت المال و مسائل اداری و مسئولیت عمومی فرد ربطی ندارد. زمانی در دوره جنگ فردی نظامی در بخشی توپخانه ای مسئولیت مهمی داشته . به حضرت خبر می دهند این فرد مثلا در اهل مشروبات الکلی است. می پرسند که آیا در محل کار مشروب خورده؟ در محل کار چطور آدمی است؟ اتفاقا خیلی منظم است. صبح ساعت 8 می آید و 4 بعد از ظهر می رود. کارش ایرادی ندارد. آدم دقیق و مطمئنی است. می پرسد پس مشکلش چیست؟ می گویند شنیده ایم بعد که خانه اش می رود فلان کار را می کند. اتفاقا آنچه که برای ما مهم است چیست؟ آنجا که زندگی شخصی است نه تنها حق نداریم برخورد کنیم بلکه باید به روی خودمان نیاوریم.
 روایات کم نیست
در مورد اینکه المومنین در حوزه شخصی افراد وارد نمی شود و نمی-بیند و نمیشنود. همین المومنین وقتی خبردار می شود فلان فرماندار و فلان حاکمش در منطقه ای تخلفی کرده چنان برخورد می کند که آبرویی برای او در تاریخ باقی نمی گذارد و چنان برخورد می کند که ی جرات نکند دخ کند.
 وقتی به حضرت علی اطلاع می دهند که دختر شما گردنبندی را از بیت المال گرفته است، چنان عصبانی می شود و فریادی بر می آورد که بروید اسناد را بیاورید ببینم قید امانت شده است یا نه؟ وقتی دفتر بیت المال را می آورند و مشخص می شود که قید امانت شده است،
حضرت فریاد می زنند که به خدا قسم اگر قید امانت نشده بود در اسناد امانی بیت المال رسید نداشت و حساب و کتاب نداشت، دست دخترم را به عنوان اولین دختر از بنی هاشم انگشتانش را قطع می . مساله این است که وقتی پای بیت المال و مسائل عمومی به میان می آید شدت و حدت و قاطعیت لازم است.
 _گاهی به اسم کار ، حزبی و تشکیلاتی و رسانه ای اخبار دروغ را منتشر میکنیم.
 متاسفانه ما این دو حوزه را با هم قاطی کرده-ایم. گاهی یک سری حرف ها را که معلوم نبوده تا چه حدی درست و راست است را منتشر کرده ایم که اتفاقا وظیفه داشته ایم که سکوت کنیم. در روایات داریم برای دروغگویی یک نفر همین بس است که هر چه می شنود او را بیان کند. تا وقتی یقین پیدا نکردی که این حرف راست است حق نداری آن را منتشر کنی. در 1400 سال پیش برای جلوگیری از اشاعه شایعه چنین اصلی گذاشته-اند که بین حق و باطل اندازه 4 انگشت فاصله است فاصله بین دیدن و شنیدن فاصله بین چشم و گوش. فقط چیزی را نقل کن که خودت دیدی و اسنادش را داری و مستند است. متاسفانه گاهی به اسم ، حزبی و تشکیلاتی و رسانه ای اخبار دروغ را منتشر کرده-ایم. اینجا ما و رقیب کمک می کنیم تا یک اصل مشترک از بین برود.
_ وقتی اعتماد عمومی از بین برود اعتماد نسبت به هر دو جناح از بین می رود
 وقتی اعتماد عمومی از بین رفت اعتماد نسبت به هر دوی ما از بین می رود. مخاطب نمی گوید قرمز خوب است آبی بد است یا بالع . مخاطب نمی گوید اصولگرا خوب است و اصلاح طلب بد یا اصلاح طلب خوب است اصولگرا بد. همه باهم از بین میروند.
مشکلی که داریم که منفعت دراز مدت عمومی و مصالح مشترک را درک نمی کنیم.
 _ن یتی عمومی حاصل همه رفتارهای غیراخلاقی جناح ها و گروه ها و جریانات مختلف در طول این سالهاست.
 منفعت دراز مدت را بر منفعت آنی مقدم نمی کنیم. همه جای دنیا مردم این را رعایت می کنند. خیلی وقت ها ضررهای کوتاه مدتی را تحمل می کنند تا یک منفعت بزرگ تری حاصل شود. وقتی این اتفاق می افتد و مصلحت عمومی کشور را بر مصالح فردی خودمان مقدم نمی دانیم، به این فکر نمی کنیم که قرار است 50 سال دیگر هم بچه های ما در این کشور زندگی کنند. به این فکر نمی کنیم نیاز دارم آبرو داشته باشم 10 سال دیگر هم در این کشور زندگی کنم. مساله این است که الان رای بیاورم به مجلس بروم. الان حزب من قدرت به دست بیاورد. اینکه بعدش چه اتفاقی خواهد افتاد برایمان مهم نیست. نتیجه اش می شود بی اعتمادی عمومی و ن یتی و شیوع حال بد مردم. در تا ی و اتوبوس می بینید به طرز عمومی ن یتی را شاهد هستید. این حاصل همه رفتارهای غیراخلاقی جناح ها و گروه ها و جریانات مختلف در طول این سالهاست.
 _یکی از مواردی که می خواهیم نظر شما را در رابطه با آن بدانیم مساله دو قطبی شدن یا نشدن جامعه در مباحث انتخاباتی و است. ی اخیرا به یکی از ک داهای احتمالی توصیه داشتند که برای جلوگیری از دوقطبی شدن برای جامعه فعالیت های انتخاباتی نکنند. از طرفی دیگر انتخابات نیازمند فضای پرشور و شوق و رقابتی است . به نظر شما چگونه باید رفتار کرد که هم جامعه را دوقطبی نکرد و هم انتخاباتی پرشور برگزار کرد؟
  بزرگوار انقلاب سالهاست روی این نکته تاکید داشتند و از وقتی من یادم می آید ایشان نسبت به این موضوع با حساسیت برخورد می د که مسائل کلان نظام و اصول اساسی انقلاب باید حفظ شود.
آنچه ایشان نگرانند و آسیبی را که در پس دوقطبی شدن انتخابات می بینند این است که ما نسبت به مبانی و اصول و منافع مشترک بی توجه شویم. از این حوزه که بگذریم به طور طبیعی رقابت وجود دارد. افراد و جریانات که مثل هم نیستند. در دیداری که رو مه نگاران در سال 75 با انقلاب داشتند خاطرم است که ایشان به صراحت اعلام د که مساله ما دگر ش نیست.
 باید بر سراصول و منافع مشترکی کنار هم بایستیم
 آن ایام در رسانه ها اصطلاح «دگر ش» رایج بود. ایشان در آن دیدار به صراحت بیان د که دگر ش بودن ایرادی ندارد و بعد از آن هم دیگر این اصطلاح کمتر استفاده شد. طبیعی است افراد دگر ش باشند. قرار نیست همه مثل هم فکر کنند. آن چیزی که خطرناک است و در طول این سالها ایشان نسبت به آن حساسیت نشان داده اند این است که ما مبتلا به وضعیتی نشویم که آن ریشه ها را بخواهیم از بین ببریم. ما باید بر سر منافع مشترکمان بایستیم. در رقبای اگرچه رقیب هم هستند ولی در یک سری اصول مشترک کنار هم می ایستند. آنچه مهم است این است که ما باید بر سراصول و منافع مشترکی کنار هم بایستیم. اخیرا از طرف 30 نفر نامه ای خطاب به ترامپ نوشته شده است و در خواست تحریم بیشتر ایران شده است. شما ببینید. حتی انی که خیلی هم با شرایط موجود کشور از لحاظ همراهی و همدلی ندارند محکوم د. چون همه می فهمند این خیانت و وطن فروشی است. ما باید یک جایی بتوانیم کنار هم بایستیم. گرچه با هم کلی اختلاف نظر داشته باشیم.
 _در چند ماه گذشته مساله املاک نجومی، حقوق های نجومی، برخی مفاسد اقتصادی و تخلفات مالی در رسانه ها و افکار عمومی موضوع بحث و گفتگو بوده است. همین موارد در رقابت های و انتخاباتی هم به عنوان سوژه داغ مطرح شده و خواهد شد. به نظر شما تا چه حدی می شود این مباحث را وارد مسائل انتخاباتی کرد؟ و شایسته است مردم، رسانه ها و نظام با این مسائل چگونه برخورد کنند؟
 _پاشنه آشیل نظاممان آلودگی مالی است
 مردم برای آن انقلاب د که حلبی آباد نداشته باشیم
 در این که چشم اسفندیار و پاشنه آشیل نظاممان آلودگی مالی است تردیدی ندارم. متاسفانه در این زمینه خیلی ها پایشان گیر است. آن چیزی که باعث شد مردم جذب انقلاب ی شوند این نبود که مثلا انقلاب برای آنها برج بسازد و تلفن همراه را گسترش دهد. چون مردم می فهمیدند شاه شاید بهتر از این را می توانست انجام دهد. وضع دوبی قبل انقلاب را با الان مقایسه کنید. اگر قرار بر مسابقه اینچنینی با دوبی بود قطعا وضع ما بهتر از این بود. اگه قرار بود شاه همچنان حکومت کند و یا پسرش شاه ایران باشد، آیا و غرب به ما کمک نمی کرد که اتوبان و ساختمان داشته باشیم؟ اما مردم برای این ها انقلاب ن د. مردم برای آن انقلاب د که حلبی آباد نداشته باشیم. وقتی به خیابان می آمدند و شعار می دادند هدفشان این بود که دستورات دینی آنگونه که در سیره و اهل بیت خونده بودند اجرا شود. این بود که آنچه ون در بالای منبر می گفتند را در عرصه عمل ببینند.
 شهید بهشتی در یک سخنرانی پس از بازگو سیره رسول خدا(ص) در برخورد با مردم، افزودند: «ای مسئولان ! (خطاب به خودم که یکی از شما هستم و خطاب به بقیه که شما هستید)، ما اگر ذرّه ای از این سیره نبی اکرم منحرف شویم، اگر مناسبات داخل جامعه ی و مناسبات بیرون جامعه ی تنها الفبایی که با آن حرف می زنیم الفبای قدرت باشد، به خدا سوگند این جمهوری دیگر باقی نخواهد ماند.
ما اگر در هر برخورد، در هر رفتار، در هر رابطه نشان بدهیم که عاشق آن هستیم که انسان هایی را به راه نورانیت و وارد کنیم، با سخنمان، با علم مان، با عدل مان، با حق مان و با صدق مان و حاکمیت بر جامعه ی حاکمیت صدق و حق و عدل شود، آن وقت است که می توانیم مطمئن باشیم جمهوری ما باقی خواهد ماند». اگر رفتار ما و کردار ما طوری بود که مردم احساس د در سیره و رفتار اهل بیت شنیده اند و خوانده اند و منتظرش بودند آن وقت این هویت هویتی است که مردم پای آن می ایستند و آن وقت این تمامیت و این شاکله طوری است که مردم حاضرند جان خودشان را هم برای آن بدهند. اما اگر احساس د به هر میزان بین آن آرمان و این واقعیت فاصله است به همان میزان هم وفاداری مردم نسبت به نظام کاسته خواهد شد.
 _برای اینکه این به تعبیر شما پاشنه آشیل دستاویز گروه ها نشود و عادلانه مورد بررسی و برخورد قرار بگیرد چه باید کرد؟
 اینجا قوه قضاییه باید فارغ از رفتار و جناحی و حزبی به شکل امین مردم و دستگاه مردم و به عنوان دادستانی که قرار است داد مردم را بستاند وارد میدان شود و فارغ از اینکه هرمتخلفی به چه دستگاه و جریان ، نهاد، حوزه و جریان فکری اعتقادی تعلق دارد طبق قانون برخورد کند. ی که همه باید از آن حراست ند و قاعده-ای که همه باید به آن زام داشته باشند قانون است. هر چه حرمت قانون بیشتر شود سلامت و امنیت جامعه افزایش خواهد یافت.
 

گفتگو کننده: سایت تابناک
 

منبع :
برچسب ها : مردم برای آن انقلاب د که ... - مردم , ,کنیم ,قدرت ,برخورد ,سیاست ,شهید بهشتی , ,نامزد انتخابات , حسین ,مردم برای ,مجلس شورای ی ,فلان نامزد انتخابات ,گفتیم آبروی مسلمان ,آباد نداش
مردم برای آن انقلاب د که ... مردم , ,کنیم ,قدرت ,برخورد ,سیاست ,شهید بهشتی , ,نامزد انتخابات , حسین ,مردم برای ,مجلس شورای ی ,فلان نامزد انتخابات ,گفتیم آبروی مسلمان ,آباد نداش
مرده ان ببرد با بمب هسته ای- تان! ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  مرده ان ببرد با بمب هسته ای- تان! ...      

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای کره شمالی پادگانی تمام عیار

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

 

نتیجه تصویری برای کاریکاتور کره شمالی

 

نتیجه تصویری برای کاریکاتور کره شمالی

 

 وبلاگ محمد مهاجری ، خبرآنلاین:  4سال پیش تقریبا در همین ایام، کره شمالی بودم. همین کشوری که این روزها تیتر اول رسانه های دنیاست و دلواپس های وطنی قند توی دلشان آب می شود که همین الان "اون" (پسرشجاع )یک موشک می-زند به قلب امریکا و به همه دنیا نشان می دهد که " " یعنی کشک!
 کره شمالی را نه من، که خیلی ها اینجوری دیده اند:
- از دم گیت ورودی فرودگاه، یک امنیتی دنب می آید که اسمش "راهنما"ست. همه جا همراهت است حتی - ببخشید- تا پشت در دستشویی.
-مردم صبح زود که می روند سر کار، ل تر و خموده تر و افسرده تر از بی هستند که از کار به خانه برگشته اند.
-مردم ماشین شخصی ندارند، و آنطور که راهنمایم می گفت:" انمان بخاطر اینکه سلامت بمانیم ماشین بهمان نمی دهند تا پیاده برویم و چاق نشویم"
-کنکور و حتی در پایتخت مال فرزندان مقامات امنیتی و نظامی و حزب حاکم است.
در بقیه ا،حد تحصیلات مشخص شده. عده ای می توانند دیپلم بگیرند، تعداد بیشتری سیکل و عده بیشتر تری،تا پایان ابت درس می خوانند.
-
هیچ ایمیل شخصی ندارد و اگر آدرس پست الکترونی ا بخواهی یک ایمیل تی تحویلت می دهد و می گوید مربوطه که بداند برای من فرستاده ای، پرینتش را به من می دهد.
-
اگر هوس رو مه خواندن کنی باید امروز سفارش بدهی، تا شب برایت چاپ کنند و فردا بروی بگیری.
-
محکومی به دیدن2شبکه تلویزیونی . یکی از عصر تا سر شب . و دیگری از عصر تا یکی دوساعت بعد از غروب آفتاب.
نصف بیشتر برنامه ها هم به نشان دادن"اون" و و آواز و طبیعت اختصاص دارد.
- حتی اگر بخواهی به سفارت ک بروی، امنیتی لازم می داند همراهت بیاید.
-
گاه و بیگاه مجبوری بروی جلوی مجسمه بابا و بابابزرگ"اون"تعظیم کنی.
- بر اساس جایگاه اجتماعی-ات، درآمدی داری که فقط می توانی از فروشگاههایی که مربوط به طبقه خودت است ید کنی.
اگر بخواهی گوشت بخوری و مثلا هوس گوشت کنی باید 2تا3برابر گوشت سگ هزینه کنی.
- غیر از پایتخت که به زور بزک دوزک قیافه اش را - آن هم در معابر اصلی- تزیین کرده اند، بقیه کشور را نکبت فراگرفته و فقر از در و دیوارش بالا می رود.
-...
 کاش دلواپس های عاشق موشک و سلاح هسته ای که قبله شان"اون" است و قطعا با ویزای سریع و تور مجانی می توانند به کره شمالی بروند یک هفته را در کعبه آ ان بگذرانند و بعدا نظر بدهند. شاید آنها زودتر از امثال من به این نتیجه برسند که حتی اگر در آن کشور روزی صدتا بمب هسته ای هم تولید کنند،هیچ شرفی برای مردم و کشورشان ندارد. و یقین دارم این مهمانان دلواپس موقع برگشتن از خاک کره زیر لب خواهند گفت:"مرده ان ببرد با بمب هسته ای تان". (البته اگر وجدانشان را پیش"اون" جا نگذارند.)
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

منبع :
برچسب ها : مرده ان ببرد با بمب هسته ای- تان! ... - هسته ,مردم ,امنیتی ,بخواهی ,گوشت , ,مرده ان , ان ببرد , امنیتی
مرده ان ببرد با بمب هسته ای- تان! ... هسته ,مردم ,امنیتی ,بخواهی ,گوشت , ,مرده ان , ان ببرد , امنیتی
ارزشمندتر از طـــلای نـــآب؟! ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  ارزشمندتر از طـــلای نـــآب؟! ...  

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای فلفل سیاه

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای فلفل سیاه


فلفل سیاه میوه های خشک شده تیره رنگ گیاه فلفل است. گیاه فلفل بومی جنوب هند است. فلفل سیاه علاوه بر این که خواص درمانی دارد و به غذا طعم می دهد، کاربردهای دیگری نیز دارد که در این مطلب به آن اشاره شده است.
 
براق نگه داشتن رنگ لباس : بعضی از لباس ها پس از شست و شو، کدر می شود اما این بار هنگام شست و شو مقداری فلفل سیاه (یک قاشق چای خوری) روی لباس ها بریزید و سپس ماشین لباسشویی را روشن کنید. این امر باعث براق شدن لباس ها می شود.
 رفع سرفه خلط دار : اگر دچار سرفه خلط دار شده اید، کافی است یک فنجان چای سیاه حاوی مقداری فلفل سیاه و عسل مصرف کنید. این یک شیوه درمان قدیمی انگلیسی و طب سنتی چینی است.فلفل، گردش خون را بهبود می بخشد و باعث جریان یافتن خلط غلیظ می شود. عسل تسکین دهنده طبیعی و آنتی بیوتیک است.یک قاشق چای خوری فلفل سیاه تازه آسیاب شده و 2 قاشق غذاخوری عسل را در فنجان مخلوط کنید و روی آن آب جوش بریزید و بگذارید 15 دقیقه دم بکشد. یا این که مقداری فلفل سیاه روی برش لیمو بریزید و بمکید.
 ترک سیگار : نتایج تحقیق سال 2013 نشان می دهد زمانی که مصرف کننده نیکوتین، روغن فلفل سیاه را استنشاق می کند، تمایل وی به مصرف این ماده (نیکوتین) کاهش پیدا می کند. داوطلبان احساس سوزش خفیفی را گزارش دادند که هنگام سیگار کشیدن نیز احساس می کنند. محققان به افرادی که سیگاری هستند توصیه می کنند هر زمانی که هوس سیگار کشیدن د، کمی روغن فلفل استنشاق کنند.
 رفع گرفتگی بینی : فلفل سیاه، یک ضد احتقان طبیعی و حاوی ماده شیمیایی است که باعث رقیق شدن خلط می شود و از این طریق سینوس ها پاک می شود. تقریباً 5 قطره روغن فلفل سیاه با کمی روغن اوکالیپتوس را به آب جوش اضافه کنید. با استنشاق این مایه سینوس ها باز می شود.
تسکین درد عضلات : پس از یک تمرین ورزشی سخت، تقریباً همه دچار گرفتگی عضله می شوند که با ماساژ دادن با روغن فلفل سیاه می توان درد گرفتگی عضلانی را کم کرد. این روغن باعث گردش خون و ایجاد حرارت در عضلات می شود. این روغن به سفت شدن عضلات کمک می کند. 2 قطره روغن فلفل سیاه را با 4 قطره روغن رزماری و در صورت تمایل 2 قطره روغن زنجبیل به قسمت موثر بمالید.
 مراقبت از پوست : فلفل دارای خاصیت ضدباکتریایی و آنتی ا یدانی است که باعث صاف شدن پوست می شود. فلفل به طور طبیعی گردش خون را افزایش می دهد و این امر کمک می کند با ایجاد حرارت ملایم روی پوست، منافذ آن باز شود. فلفل سیاه به عنوان اسکراب، دانه های سرسیاه پوست را از بین می برد.
 درمان زخم : فلفل خاصیت ضدباکتریایی دارد و باعث ه شدن خون و در نتیجه متوقف شدن خونریزی نیز می شود. در جنگ جهانی دوم برای درمان سربازان زخمی و رفع خونریزی آن ها از فلفل سیاه استفاده می د.
 خواص فلفل سیاه : در برخی از ای هند مردم روز را با یک فنجان قهوه سیاه همراه با مقداری پودر فلفل سیاه که داخل آن حل شده، آغاز می کنند. بسیاری از مطالعات و آزمایشات پزشکی تایید می کنند که فلفل سیاه فعالیت مجاری گوارشی را تقویت می کند و علاوه بر بهبود فرآیند هضم غذا، تحریک کننده ترشحات بزاقی است. این ادویه هم چنین در بهبود عملکرد معده نقش مفیدی دارد.
 فلفل سیاه پرزهای چشایی را تحریک می کند و پیامی به معده می فرستد که باعث ترشح اسید هیدروکلوریک و در نتیجه هضم بهتر غذا می شود. وجود اسید هیدروکلوریک برای هضم پروتئین ها و دیگر مواد غذایی در معده ضروری است. در استعمال داخلی به عنوان محرک اشتها، مدر، بادشکن، گرم کننده و ضد سم و برای رفع انواعی از مسمومیت های غذایی به کار می رود. همچنین فلفل سیاه برای معالجه اسهال تابستانه، اسهال خونی، کاهش احتمال سرماخوردگی و دردهای روماتیسمی مفید است. فلفل سیاه هم چنین خواص آنتی ا یدانی فوق العاده ای دارد. این ادویه تاثیر فوق العاده ای برای مقابله با رشد باکتری های مضر بویژه در روده دارد.

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی   


برچسب ها: فلفل سیاه، سرفه خلط دار، ترک سیگار، گرفتگی بینی، درد عضلات، درمان زخم، هضم غذا،

منبع :
برچسب ها : ارزشمندتر از طـــلای نـــآب؟! ... - فلفل ,سیاه ,روغن ,باعث ,مقداری ,لباس ,فلفل سیاه ,روغن فلفل ,قطره روغن ,مقداری فلفل ,اسید هیدروکلوریک
ارزشمندتر از طـــلای نـــآب؟! ... فلفل ,سیاه ,روغن ,باعث ,مقداری ,لباس ,فلفل سیاه ,روغن فلفل ,قطره روغن ,مقداری فلفل ,اسید هیدروکلوریک
شَرم از خدا نباشه، انجام هر کاری مُجازه ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

   شَرم از خدا نباشه، انجام هر کاری مُجازه ...  

 

  شَرم از خدا نباشه، انجام هر کاری مُجازه ...  

 

 

  پیروزی از نگاه آدمـخـــواران ...  

 

 

  باطلی که تا دندان مُسلح-ست ،

 تحمل ِ هیچ فریاد اعتراضی را ندارد ...  

 

 

 اینم تَندیس یکی دیگه از مُزدوران «نظام سلطه» ...

 

 

 باز هم خون تو جـــوهَـــر قلم ِ خواهان میشود ...

 

 

 ثـمـــره-ی «زر ، زور ، تبعیض» ...

 

 

 وقتی با قطع شاخه-ها به نتیجه نمیرسند،

 هر تَرفندی میزنند تا به ریشه-ها برسند! ...

 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: شَرم از خدا، آدمـخـــواران، فریاد اعتراض، مُزدوران نظام سلطه، تبعیض، ریشه-ها،

منبع :
برچسب ها : شَرم از خدا نباشه، انجام هر کاری مُجازه ... - شَرم ,مُجازه ,کاری ,انجام ,نباشه، ,کاری مُجازه ,نباشه، انجام
شَرم از خدا نباشه، انجام هر کاری مُجازه ... شَرم ,مُجازه ,کاری ,انجام ,نباشه، ,کاری مُجازه ,نباشه، انجام
مردم نان ندارند، اینها می خواهند به عیاشی بروند!؟ ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

  مردم نان ندارند، اینها می خواهند به عیاشی بروند!؟ ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

مردم نان ندارد، اینها می خواهند به یوم بروند

 

 عصر ایران ؛ مصطفی داننده : این روزها بحث ورود خانم ها به ورزشگاه برای دیدن مسابقات فوتبال داغ داغ است. قبل از این نیز ماجرای لغو کنسرت ها در برخی ا به ویژه مشهد تبدیل به داستان هزار و یک شب کشور شده بود. وقتی این دغدغه ها مطرح می شود، عده ای با پاک صورت مسئله می گویند مردم نان ندارند بخورند اینها می خواهند به یوم بروند یا وقتی جوانان بیکار هستند چرا کنسرت برگزار می کنند.  این افراد اعتقاد دارند مسئولان کشور نباید وقت خود را صرف این کارها کنند و بهتر است به مشکلات اقتصادی کشور برسند.  حرف این افراد در مورد این که کشور دچار مشکلات عدیده اقتصادی است درست است. بله، بسیاری از جوانان درگیر اشتغال، ازدواج، مسکن و ... هستند. بسیاری از مردم با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته اند اما آیا این مشکلات باعث نمی-شود ما چشم خود را بر دیگر مشکلات دیگر ببندیم و مانع از حقوق مردم بشویم.
 علاوه بر این، این موارد ارتباطی با هم ندارند. عدم برگزاری کنسرت یا عدم حضور خانم ها در ورزشگاه ها، مشکلات اقتصادی را حل نمی-کند بلکه تنها بخشی از جامعه را از حق و حقوق خود محروم می کند. همچنین صاحبان چنین استدلال هایی انگیزه اصلی خود را در مخالف با برگزاری کنسرت یا ورود خانم ها به ورزشگاه ها را در پشت چنین استدلال هایی پنهان می کنند.
 تصور کنید خانه شما دچار مشکلات عدیده ای است. دیوارش ترک خورده، آب قطع است، برق ندارید. قطع بودن آب احتمالا برای شما جدی تر از مشکلات دیگر است. سعی می کنید آن را حل کنید اما آیا در این میان تلاش نمی کنید به مشکل برق هم رسیدگی کنید یا فکری به حال دیوار ترک خورده کنید.  امروز هم ایران یک مشکل اساسی به نام اقتصاد دارد و مسئولین هم در حال تلاش برای حل آن هستند اما نمی شود به خاطر این مشکل، چشم خود را برای دیگر مشکلات کشور ببندیم.
 همین نرفتن جوانان به کنسرت به ویژه در شهر مشهد و یا نرفتن ن به یوم می تواند در سال های پیش رو تبدیل به معضلی بزرگ برای کشور شود.
 معمولا در جهان ورزشگاه ها و سالن های کنسرت محلی برای تخلیه انرژی جوانان است. جوان احتیاج به تخلیه انرژی جوانی دارد. برای جوان به ویژه خانم ها چه جایی امن تر از کنسرت و ورزشگاه ها.
 تصور کنید جوانان نتوانند انرژی ها نهفته خود را تخلیه کنند. می دانید این انرژی های نهفته و البته سرخورده می تواند چه مشکلاتی برای این افراد بوجود بیاورد.  به راحتی با دست خودمان مشکلات کوچک با راه حل های ساده را چنان بزرگ می کنیم که نمی توانیم از پس آن بر بیاییم.
 نکته ای که برخی دوستان فراموش کرده اند این معناست که جوان امروز با جوان ده یا بیست سال پیش فرق دارد. برای این جوانان این نسل، اندازه جهان برای به اندازه یک موبایل یا تبلت است.
 به واسطه شبکه های جهانی امروز تمام اتفاقات دنیا پیش چشم آنهاست. متولدین دهه 60، 70 و حتی 80 در جریان تمام اتفاقات فرهنگی و اجتماعی دنیا هستند.
 با مشکلات این نسل نمی شود همانگونه برخورد کرد که در دهه 60 برخورد می شد. جوانان امروز احتیاجی به رفتاری ایج دارند نه برخوردی سلبی. باور کنیم با رفتن ن به ورزشگاه یا برگزاری کنسرت هیچ مشکلی برای کشور پیش نخواهد آمد و تازه بسیاری از مشکلات هم حل خواهد شد.
 کاش از خودمان سوال می کردیم دلیل گرایش برخی جوانان امروز ایران به سمت رفتارهای غیرصحیح، پرخطر و آسیب های اجتماعی از جمله چیست؟
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

منبع :
برچسب ها : مردم نان ندارند، اینها می خواهند به عیاشی بروند!؟ ... - مشکلات ,جوانان ,کشور ,کنسرت ,مردم ,ورزشگاه ,اینها می خواهند ,برگزاری کنسرت ,برای کشور , تصور کنید ,تخلیه انرژی ,ندارند، اینها می خواهند
مردم نان ندارند، اینها می خواهند به عیاشی بروند!؟ ... مشکلات ,جوانان ,کشور ,کنسرت ,مردم ,ورزشگاه ,اینها می خواهند ,برگزاری کنسرت ,برای کشور , تصور کنید ,تخلیه انرژی ,ندارند، اینها می خواهند
صمدی-های خودبین ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

    صمدی-های خودبین ...    

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8306544434/xodb3ny_hem8qat_ast_2.jpeg

 

http://s9.picofile.com/file/8306544518/xodb3ny_hem8qat_ast_4.jpeg

 

http://s9.picofile.com/file/8306544642/xodb3ny_hem8qat_ast_6.jpeg

 

http://s8.picofile.com/file/8306545284/xodb3ny_hem8qat_ast_1.jpeg

 

http://s8.picofile.com/file/8306545334/xodb3ny_hem8qat_ast_3.jpeg

 

http://s8.picofile.com/file/8306545442/xodb3ny_hem8qat_ast_5.jpeg

 
چند سال پیش تو محله ما همسایه-ای داشتیم خود شیفته و از خود راضی، خودشو عقل کل میدونست. تو کار همه اهالی محل دخ میکرد اما اجازه نمیداد ی در موردش حرفی بزند ، اسمش هم آقا صمد بود.
 یک عادت بسیار بدی هم خانوادگی داشتن این بود که حتما در طول هفته با یکی درگیر میشدند. بعد کلی داد و بیداد تو کوچه می وُ میرفتن بالا پشت بام شروع می د به جیغ و داد و گفتن بد و بیراه به طرف. به خیال خودشون میخواستن آبروی طرفو ببرن. تا اینکه خدا خواست یکی از همسایه ها میخواست خونه-شو بفروشه بره به شهر همسرش. بقول همسرش میگفت آ عمری میخوام در کنار بابا و مامانم که پیر شدن باشم و عصای دستشون. این آقا خونه را فروخت به یه نفر به اسم آقا طاهر. ظاهرش خیلی خوش تیپ و بلند قد و صدای رسایی هم داشت . سه تا پسر و دوتا دختر هم داشت اما همسرش واقعا کلانتر بود و از خدا خواسته کلانتر محل هم شد. زن و شوهر افرادی بودند مردم دار، اما اگر ی میخواست به ی زور بگه یا ی رو اذیت کنه حس جلوش در می-اومدند . البته اولش با نصیحت و آیه و حدیث. اما اگر نمیشد، حتما طرف یه سیلی از آقا طاهر که واقعا هم برای خودش غولی بود میخورد. همه اهل محل بهشون احترام میذاشتن بخاطر این اخلاق حسن-شون. تا اینکه زد یه روزی همسر صمد آقای خود شیفته که دل خوشی هم از اینا نداشت با همسر آقا طاهر درگیر شد. طبق معمول تو کوچه داد و بیداد د بعدش رفتن پشت بام جیغ و داد . وقتی آقا طاهر از سر کار برگشت اومد خونه وضعو دید رفت درشونو زد. کلهم اجمعینهمشون ریختن بیرون. آقا طاهر با خوشرویی سئوال میکرد اونا همشون یهویی با داد و بیداد جواب میدادند. هرچه آقا طاهر خواهش میکرد پدر خانواده حرف بزنه هیچکدام راضی نمیشدن و همگی باهم برای یه سئوال جواب میداند. آقا طاهر دید نه بابا اینا اهل صحبت و احترام نیستن. دو قدم گذاشت جلو یقه-ی آقا صمد رو گرفت بلندش کرد کوبیدش زمین بعد پسرشو زد زمین ، بعد زنشو زد زمین. دختراش رفتن تو درو بستن. آقا طاهر گفت ضعیفه ی سلیطه بلند شو برو گمشو حالا با هرکدوماز دستاش پدر و پسر رو گرفته کله شونو بهم میزد، اینا هم اولش بد و بیراه میگفتن بعدش افتادن به خواهش تمنا و غلط کردیم. همسایه ها رفتن جلو وَ پا در میانی موضوع حل شد اما همگی خوشحال بودن که این آقا صمد خود شیفته بد جوری دماغ سوخته شد اونم برای اولین بار. دیگه محل امن و امان شده بود آقا صمد و خونواده-اش هم سر براه شده بودند به همه سلام میدادند.
 تو مملکت ما هم هستن افرادی که خود شیفته هستن گاهی دماغ سوخته میشن باز هم از شیطون نمیان پائین.
مکرو ومکر الله والله خیر و الماکرین. یدالله فوق ایدیهم ...

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

منبع :
برچسب ها : صمدی-های خودبین ... - طاهر ,شیفته ,اینا ,زمین ,رفتن ,خونه ,دماغ سوخته
صمدی-های خودبین ... طاهر ,شیفته ,اینا ,زمین ,رفتن ,خونه ,دماغ سوخته
آیت الله امجد: بدبختی ما این است که همه را جهنمی و خود را بهشتی می دانیم ...
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

آیت الله امجد: بدبختی ما این است که همه را جهنمی و خود را بهشتی می دانیم ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

     به گزارش جماران، آیت الله امجد شب احیاء ، شب نوزدهم ماه مبارک رمضان در موسسه نوید صالحین، گفت: در این عالم، برخی احکام بر برخی احکام دیگر و برخی قوانین بر برخی قوانین دیگر حاکم هستند. تبعیت بر همه چیز حاکم است و اگر تبعیت بر همه چیز حاکم باشد، جامعه به این بدبختی نمی افتد.
آیت الله امجد در ادامه تصریح کرد: به راستی شکر کدام نعمت خدادادی را می توانیم به جا آوریم؟ شما می توانید شکر کنید که خدا ما را وادار کرده روزی ۱۰ مرتبه قرآن بخوانیم؟ با آن همه گرفتاری روزی چندین مرتبه قرآن می خواند؛ چهره مظلومی است.
وی با اشاره به اینکه هرچه خدا گفت، برع انجام دادیم، تصریح کرد: ما امانت خدا هستیم و به خودمان خیانت کردیم؛ خدا گفت «نکنید»، انجام دادیم؛ خدا گفت «انجام دهید»، نکردیم. ما گوش شنوا نداریم.
 آیت الله امجد با تاکید بر اینکه اعتدال نداریم، گفت: یا هیچ کاری را انجام نمی دهیم، یا همه کار می کنیم. مدیر باید دارای ۴ شرط مدیریت باشد؛ مدیر باید اختیار داشته باشد، امین باشد، حسابرس باشد و آگاهی داشته باشد.
وی با تاکید بر اینکه مشکلات زیادی در جامعه وجود دارد که انسان را خُرد می کند، اظهار کرد: امشب آمده ایم تا قرآن را روی سر بگذاریم؛ قرآن نور است، قرآن هدایت است. مشکلات جامعه کم نیست؛ مشکلات جامعه آدم را د می کند. امشب آمدیم برای ظهور زمان (ع) دعا و طلب مغفرت کنیم. باید از گناهان خود توبه کنیم.
آیت الله امجد با اشاره به شهادت آیت الله مدنی، گفت:
آیت الله مدنی ۴۰ سال قبل از شهادتش، شک کرده بود که کشته می شود، وی یکپارچه نور بود؛ شب احیاء بالای منبر رفته بود و به مردم گفته بود که «آقایان شما آمدید از گناهانتان توبه کنید، من آمده ام از منبر هایم توبه کنم». آیت الله مدنی، شهید بزرگوار، نسبت به ارزش ها حساس بود اما بالای منبر رفته بود و گفت که می خواهم از منبر خود توبه کنم.
وی با تاکید بر اینکه آمده ایم امشب با علی (ع) آشتی کنیم و او را بشناسیم، اظهار کرد: این دنیا متاع غرور و متاع بلاغ است؛ دنیا معبد، و جای انبیاء است؛ اینجا از بهشت بالا تر است چرا که در بهشت ترقی عملی نیست، در دنیا با یک صلوات به عرش می رسید. اینجا، جای متاع بلاغ است. اما هیچ به اندازه حضرت علی (ع) به دنیا تیر نزده است، چیست دنیا؟ از خدا غافل شدن.
آیت الله امجد با تاکید بر اینکه انسان نباید اسیر نان و آب باشد، گفت: ما همه ابزار خدادادی، زمین، آسمان، ک شان و... را که برای انسان آفریده شده را به یاد داریم؟ فرض کنیم بهشت و جهنم نباشد، آیا درست است که گناه کنیم؟ همه این ها برای این است که انسان نان و آب داشته باشد.
وی تصریح کرد:
پیغمبر (ص)، حضرت علی و زمان (عج) پدران شما هستند، چه غم دارید؟ ی پدر دارد، غم دارد؟ علی (ع) بعد از جانشین است، علی جان شیرین است. خدا به نام علی (ع) جلوه کرده است، می خواهید خدا را ببینید، علی (ع) را ببینید.
آیت الله امجد با تاکید بر اینکه اگر مجتهد عادل و رساله عملی داشته باشیم، پیرو علی می شویم، خطاب به حاضرین اظهار کرد: انسان درصورتی که خود را بشناسد می تواند خدا را بشناسد، خود را بی د تا خدا را بشناسید. چه بخواهید و چه نخواهید بهشت و جهنم وجود دارد، امشب خود را بشناسید.
وی ادامه داد: فردی به حسین (ع) می گوید، می خواهم گناه کنم؛ حسین (ع) مانند ما نیست که به او بگوید خبیث، ملعون؛ او را بگیرید، ببرید، ۱۱۰ را خبر کنید و ببرید زندان؛ حسین (ع) انسان است. بشر با انسان فرق می کند؛ این بشر آمده تا انسان شود، انسان بی نهایت بزرگ. حضرت می فرماید، اگر می خواهی گناه کنی، برو جایی که خدا تو را نبیند؛ این بزرگان این گونه تربیت می د.
آیت الله امجد افزود: ممکن است فردی اهل گناه باشد و در نهایت به بهشت برود، ممکن است فردی تمام عمر در حوزه باشد و به ته جهنم برود. تمام بدبختی ما از خودبینی و تمام سعادت در خدا پرستی است. انسان باید بداند که مبداء است. دریا است؛ خویش را باید در خویش پیدا کند. ما خودبینیم. خودبینی، تکبر، کبر به همراه می آورد.
ما دو دشمن چون نفس و زینت دنیا داریم و تمام بدبختی ما از خودپرستی، خودبینی و عدم خداپرستیمان است. ما همه را جهنمی و خود را بهشتی می دانیم.
وی با تاکید بر اینکه امشب برای توبه آمده ایم، اظهار کرد: خدا غیر از قاتل حسین (ع) همه را می بخشد؛
هر ، هرچه، هرجا، هر فرصت می تواند توبه کند. توبه، پشیمانی است. ما مرده های عمودی هستیم که بعدا افقی می شود. باید «خ مان» را کنار بگذاریم، در این صورت آدم می شویم؛ تا خ می کنیم، آدم نمی شویم. اگر بتوانیم امشب خودخواهیمان را کنار بگذاریم به عرش می رویم.

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

منبع :
برچسب ها : آیت الله امجد: بدبختی ما این است که همه را جهنمی و خود را بهشتی می دانیم ... - الله ,انسان ,امجد , ,اینکه ,امشب ,الله امجد , حسین ,بهشتی می دانیم ,بالای منبر ,الله مدنی،
آیت الله امجد: بدبختی ما این است که همه را جهنمی و خود را بهشتی می دانیم ... الله ,انسان ,امجد , ,اینکه ,امشب ,الله امجد , حسین ,بهشتی می دانیم ,بالای منبر ,الله مدنی،
به روز شده ها
اتفاقی
با توجه به اهمیت محتوای سایت خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج در سایت را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است یاسمین فقط منتشر کننده مطالب با ذکر منبع بوده و هیچ گونه مسولیتی در خصوص مطالب نشر داده شده ندارد.
All rights reserved. © Yasamin 2016-2017