دایره مینا

با توجه به اهمیت محتوای وبلاگ دایره مینا خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است مسئولیت کلیه اطلاعات پست و وبلاگ نمایش داده شده با عنوان دایره مینا برعهده مرجع و منبع اصلی آن میباشد. و یاسمین هیچ گونه مسئولیتی در قبال مطالب ندارد.

چشمهایت


وباز اب می کند

چشمهایت

خانه ی نگاه مرا

چیست درچشمهایت؟

باطل السحر ؟

یا افسون نگاهی ناگاه؟

یا خود جادویی برای تسخیر نگاهم؟

وباز اب می کند

چشمهایت

این بارجادوی نگاه مست مرا

ومن

در ابات چشمهایت

مست و اب

تسلیم واسیر نگاهت می شوم

وباز اب می کند

چشمهایت

مناجات وخواهشهای مرا

چیست مگر

درشهلای چشمهایت؟

که اینگونه

تمناهایم بال می گشایند

ودر ابات نگاهت

من اب ترازآن می شوم

که بگویی اب

وباز ابم می کند

چشم هایت

مستی مستانه ام را

با خمار نگاهت

ودرآغوشم می کشد

با ناوک ابرو

درمحراب

می نوشد لاجرعه

جام های پیوسته

از

وآنگاه

چشمهایت نگاهم را

غرق دربوسه های مستانه اش می کند

تا کام من برآید

یا جام تو سرآید




حمیدرضاابراهیم زاده

20مهر1382



تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصارمولف محفوظ است
عنوان وبلاگ : دایره مینا
منبع :
برچسب ها : چشمهایت - اب ,نگاهت , چشمهایت ,چشمهایت
چشمهایت اب ,نگاهت , چشمهایت ,چشمهایت
سکوت

سکــوت:

یعنی پوشیدن جامه ی ابهت و بردباری برای چیدن پی د ی واژه ی آری.

سکوت:

یعنی درهم ش تن واژه های غول آسای نفاق و زاری.

یعنی برخواستن از کابوس و رسیدن به بیداری.

سکوت یعنی اینکه دوستت دارم وتو خبر نداری.

یعنی فقط تو بپرسی و من بگویمت آری.

سکوت که همیشه نیست تب تلخ ترس ونداری و نزاری .

برای من اینک سکوت یعنی اینکه آری و تمام شد واژه های چشم انتظاری ...

سکوت ارزش و غنای اعتباری بسیار بالائی دارد.

یعنی حرفهای بزرگ و ناگفته های مهمی وجود دارد که بجای آن نتوانسته ایم واژه بسازیم

همیشه از سکوت ناغافل و ناگوار ترسیدیم.

همیشه با سکوت خود را پنهان کردیم.

همیشه درسکوت غوطه خوردیم تا دلخوشی هایمان را نرنجانیم .

سکــوت به اندازه ی اسمش بزرگ و مهیب است. می تواند براندازد و یا برافرازد.

مُهرسکوت یعنی مِهر ورزیدن برای خاطر خواهی.

مولاناگفت:

آنکه را اسرار حق آموختند مُهر د و دهانش دوختند

گاه نگفتن راز، زندگی ساز و سعادت بخش است. گاه گفتنش خانمان برانداز شقاوت بخش است.

اینجاست که مهر بر دهان ی که راز می داند می زنند تا قلبی آزرده نشود و چشمی نمناک نگردد

ش تن مهر سکوت هم یعنی مهر ورزی برای افشای یک حقیقت.

یعنی نور بر زاویای تاریک پاشیدن و روشنگری.

اینجاست که باید برای آبروی ی رازی را بر ملا کرد تا از زیر دست و پای خباثت ها نجات یابد

تا قلبی شاد شود و حقی احقاق.

سکوت نشانه ی رضایت است.

و گاه با سکوت باید گفت رضایتی است مرا ولیکن حیا در گفتن آری مرا مخییر داشته.

و گاه این سکوت می تواند بذر تردید و دودلی را در دل بکارد.

پس باید با سکوت مدارا کرد و با زبان به حس تلاطم گفت آری.

حق السکوت

چماق باطلی است که برای افشا نشدن راز بر فرق راز باخته می کوبند.

اسفا بر آدمیتی که راه اقتدار و ارتزاقش این باشد.

اسفا بر رازباخته ای که به کفتاری چون او ببازد.

کرامت و حمییت و مردی و مروت این است که با راز دیگران نکنیم...

روزه ی سکوت


در تنگنای عسرت مریم با روزه ی سکوتش طفل سه روزه را به زبان آورد.

خدای مریم گفت: آیتک الا تکلم الناس ثلاث لیا ل سویا-(مریم آیه 10)

مریم مقدس گفت:انی نذرت للرحمن صوما فلن اکلم الیوم انسیا- (مریم26)

گفت: انی عبدالله آتانی الکتاب وجعلنی نبیا وجعلنی مبارکا-(مریم آیه 30)


تا نبندی ز سخن لب، نشود دل گویا
نطق عیسی ثمر روزه مریم باشد

روزه ی سکوت می گیریم که خاموشی گزینیم تا خشنود کنیم صاحب سکوت را.

بالا ه من هم فهمیدم چرا خدا این قدر صبر و سکوت دارد.

حمیدرضا ابراهیم زاده 30 شهریور 1392

حق انتشار مخصوص مولف است

عنوان وبلاگ : دایره مینا
منبع :
برچسب ها : سکوت - سکوت ,یعنی ,مریم ,روزه ی ,روزه ی سکوت ,یعنی اینکه ,سکوت یعنی
سکوت سکوت ,یعنی ,مریم ,روزه ی ,روزه ی سکوت ,یعنی اینکه ,سکوت یعنی
زائردرخت بید

یخبندان

پل چوبی د ده را لیز کرده است

و سوزآذر ناله ی دل اش نرده های پل را به گوش بید می رساند

دل بید برای زائری که معشوقه اش آنسوی پل از سردی انتظار بی تاب است ،زخمی است

وبازهم باد سیلی اش را به صورت بید حواله می کند..........



نتیجه تصویری برای درخت بید

می دمد طواف باد

به گوش دشت فریاد

وزایر درخت بید

تکیه داده است به یادها

گمان من درون آیه ها ی دشت وباد

نوشته است

قسم به بید وزائر وغروب

ودرنگاه مست شب

نهفته است این ضماد

تکیده است آغوش درخت بید

ز زخمه های ناگوار

ودرهجوم تگرگ دی

یاد می کند از بهار و داد

وجاپای بهاررا می شمارد به آرامی

نوای آفتاب مست مرداد

وبی رحم هیزم شکن

که می پنداردازسرما

خشکیده است حیات ونبات بید

ومی شکافد ش با تبر بیداد

وبازهم بید مهر

که سایه اش تموز را ماوا بود

گرم می کند محفل وکاشانه زائر و معشوقه اش را با یاد......


نتیجه تصویری برای درخت بید


************

6آذر1393


تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصارمولف محفوظ است

عنوان وبلاگ : دایره مینا
منبع :
برچسب ها : زائردرخت بید
زائردرخت بید
در مستی اروند من


شادم

که اغوا می شوم

بافتح الفتوح چشمهات

چشمان تو

چون بعث عراق

آن بی دفاع شهر دلم

چون محمره

شد درمحاق

من غرق گشتم

ناگهان

در چشم های بعثی ات

توغرق گشتی

بی گمان

در مستی اروند من

20مرداد94




* تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار شاعر محفوظ می باشد
عنوان وبلاگ : دایره مینا
منبع :
برچسب ها : در مستی اروند من - مستی اروند
در مستی اروند من مستی اروند
صاحب

شرحی بر ترجمه ی یک لغت قرآنی

معرفت کلمات و اسامی وشناخت درست واژه ها برای استخدام دقیق آنها جهت بدست آوردن وحصول نتیجه ی گفتگو ویا پیام بسیارمهم وجادویی است.

جادوی کلام هنگامی رخ می دهد که ی چینش و واستخدام واژه ها دقیق وحساب شده صورت بپذیرد.

ان البیان لسحرا : بیا ن جادوست!

وقرآن بیان است بیانی که سراسر سخنانش ازهرلحاظ ی شده وچینش کلماتش حساب شده وبلکه چشمه ی معجزه است.

خداوند آموزگار ومالک ودارنده وسرمایه دار کلام و مرجع نهایی و بدوی همه ی اسماء وکلام و واژه هاست .


وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِکَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسْمَاءِ هَٰؤُلَاءِ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ البقرة: ٣١


وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّیَّتِی قَالَ لَا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ البقرة: ١٢٤



إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِکَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ وَجِیهًا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ آل عمران: ٤٥



گاه درترجمه ی آیات وبلکه واژه ها به عباراتی برمی خوریم که مفهوم دقیق ودرستی ازآن واژه نداشته ایم.و مراد ازآن عبارت هرگز محتوایات ذهنی ما نبوده است

مثلا:

واژه ی صاحب به گوش پارسی زبانان به معنای مالک ترجمه شده است. اما واقعیت این است که این واژه کاملا عربی از مصدر ص ح ب هست وکلمه ی صحبت نیز از بطن همین مصدر است اج شده است.

صاحب درلغت نامه ی دهخدا

صاحب .] ح ِ ] (ع ص ، اِ) نعت فاعلی مذکر از صُحْبة و صحابة. یار. ج ، صَحْب ، صُحبة، صُحْبان ، صِحاب ، صَحابة، صِحابة. ج ِ فاعل بر فَعالة جز در این مورد نیامده است .

(منتهی الارب ). ج ، اَصحاب ،صَحب ، صَحابة، صِحاب ، صُحبة، صَحبان . || همراه . (ربنجنی ). || همسفر. (دستورالاخوان ). ملازم . رفیق . قرین . جلیس . دمساز. انیس :


خازنت را گو که سنج و رایضت راگو که ران
شاعرت را گو که خوان و صاحبت را گو که پای
./ منوچهری .


صاحبا عمر عزیز است غنیمت دانش
گوی خیری که توانی ببر از میدانش . سعدی /.

بنا براین صاحب به مفهوم همراه .همدم . یار . دوست و ملازم و همسر و همسفر ترجمه شده است.

و صاحب الزمان ؛ ه ن و همدم با روزگار معنا می شود ونمی تواند اختیار دار زمان ویا مالک الرقاب زمان ودوران معنا شود.

بلکه صاحب ا مان قرین وهمسفر بازمان است ی است که دربطن زمان و در رحم زمانه محصور وزنده وپویاست وازمجموعه ی احوالات زمانه خویش کاملا باخبر است.

درقرآن نیز واژه ی صاحب وصاحبه 18 بار تکرار شده است.

که شالوده ی همه ی این آیات هشداراست.

(1) إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُوا ثَانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَأَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ کَلِمَةَ الَّذِینَ کَفَرُوا السُّفْلَىٰ وَکَلِمَةُ اللَّهِ هِیَ الْعُلْیَا وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ وبة: ٤٠

- یاروهمراه : جناب خلیفه ی اول ابابکر(رض).


(2) وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَىٰ وَالْیَتَامَىٰ وَالْمَسَاکِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَىٰ وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنبِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ مَن کَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا النساء: ٣٦

- همجوار: نیکی به اقوام وهمسایگان .

(3) وَإِن جَاهَدَاکَ عَلَىٰ أَن تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ لقمان: ١٥

- همراهان : توصیه لقمان به پسرش درعدم دنیا گرایی.

(4) قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا مَا بِصَاحِبِکُم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِیرٌ لَّکُم بَیْنَ یَدَیْ عَذَابٍ شَدِیدٍ سبإ: ٤٦

- یاور مهربان: برای امتش یار ودوستدار است که مجنون نیست.

(5) یَا صَاحِبَیِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُکُمَا فَیَسْقِی رَبَّهُ خَمْرًا وَأَمَّا الْآخَرُ فَیُصْلَبُ فَتَأْکُلُ الطَّیْرُ مِن رَّأْسِهِ قُضِیَ الْأَمْرُ الَّذِی فِیهِ تَسْتَفْتِیَانِ یوسف: ٤١

- قرین وهمگام:یوسف نبی سالها دررحم زندان فراموش شده بود.

(6) بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنَّىٰ یَکُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَکُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ الأنعام: ١٠١

- یار وهمدم : خدارا همسری نیست.

(7) قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ یُحَاوِرُهُ أَکَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاکَ رَجُلًا الکهف: ٣٧

- ه ن وهمراه: مثال وشرح یک گفتگو.

(8) وَکَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ یُحَاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنکَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا الکهف: ٣٤

- دوست وهمراه:مثال وشرح یک گفتگو.

(9) قَالَ إِن سَأَلْتُکَ عَن شَیْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِی قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّی عُذْرًا الکهف: ٧٦

همراه وهم صحبت:موسی بن عمران درهمراهی با خضر نبی.

(10) یَا صَاحِبَیِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ یوسف: ٣٩

- ه ن وقرین درزندان: یوسف نبی.

(11) أَوَلَمْ یَتَفَکَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِیرٌ مُّبِینٌ الأعراف: ١٨٤

- یاوروه ن: مجنون نیست.

(12) فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَلَا تَکُن کَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَىٰ وَهُوَ مَکْظُومٌ القلم: ٤٨

- ه ن وهمراه:اشاره به یونس نبی که در بطن نهنگ زندانی وه ن شده بود.

(13) وَأَنَّهُ تَعَالَىٰ جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا الجن: ٣

- همسر وهمدم: خداوندرا فرزند وهمسری نیست.

(14) فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَىٰ فَعَقَرَ القمر: ٢٩

- همراه: اشاره به شرح داستان ثمود و ی که ناقه را سر برید.

(15) مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَىٰ النجم: ٢

- همراه و یار : هرگز منحرف نشده است.

(16) وَمَا صَاحِبُکُم بِمَجْنُونٍ کویر: ٢٢

- ه ن وهمراه: دیوانه نیست.

(17) وَصَاحِبَتِهِ وَأَخِیهِ المعارج: ١٢

- همسر وهمراه: درقیامت همسری وبرادری را با ی پیوندی نیست.

(18) وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِیهِ عبس: ٣٦

- همسر وهمدم: درقیامت زن وفرزندرا با شما پیوند نیست.

درنتیجه به تملک درآوردن واژه ی صاحب به عنوان مالک بعید و محال به نظر می رسد.

حمیدرضا ابراهیم زاده

5 مهر1394

· تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ می باشد

عنوان وبلاگ : دایره مینا
منبع :
برچسب ها : صاحب - صاحب ,واژه ,إِذْ ,وهمراه ,قَالَ ,ه ن ,ه ن وهمراه ,إِنَّ اللَّهَ ,وهمراه مثال ,وَهُوَ یُحَاوِرُهُ ,مثال وشرح ,هُوَ إِلَّا نَذِیرٌ
صاحب صاحب ,واژه ,إِذْ ,وهمراه ,قَالَ ,ه ن ,ه ن وهمراه ,إِنَّ اللَّهَ ,وهمراه مثال ,وَهُوَ یُحَاوِرُهُ ,مثال وشرح ,هُوَ إِلَّا نَذِیرٌ
دانشجو کیست؟

موسی صدر:



دانشجو محترم است، زیرا آینده ساز است و به شایستگی آینده ساز است، زیرا در حین تحصیل در جستجوی آینده است و دنبال منافع فرزندان نسل کنونی و فرزندان ماست. پس باید محترم باشد.

دوست دارم معنای واژۀ دانشجو را توضیح دهم. دانشجو کیست و چرا از دانشجو سخن می گوییم؟ خصوصیات دانشجو چیست؟ دانشجویی که ما از او سخن می گوییم کیست؟

اگر می بینید که آنچه را شما در مرحلۀ عمل انجام می دهید، من با بیانم یاد می کنم، معذرت می خواهم. دانشجو جوانی است که دانش می آموزد. شایستگی هایی دارد: شایستگی جوانی و شایستگی یادگیری. شایستگی جوان چیست؟ تفاوت میان او و پیر چیست؟ با اینکه در منطق دینی، می خواهم برای خود توجیهی دست و پا کنم که انسان پا به سن گذاشته هم اگر مؤ من و درست کار باشد، به تعبیر دین، به جوانان ملحق خواهد شد، اما تفاوت میان جوان و پیر این است که جوان امتیازات مادی و معنوی ای دارد که دیگران از آن برخوردار نیستند.

نخست: قدرت بیشتر جوان است و این کاملاً روشن است و قدرت همیشه قاعده و ابزار و سبب کامی است، زیرا هر تلاشی نیازمند نیروست و هرچه نیرو بیشتر باشد، تلاش نیز بیشتر خواهد بود.

دوم: صبر و تحمل جوان در برابر سختی ها بیشتر است و این هم یکی از عوامل پیروزی است. تلاش نیازمند تحمل سختی هاست، به خصوص در حین تحول و تغییر، به خصوص زمان رویارویی با محافظه کاران و سنتی ها.

سوم: شکیبایی جوانان در برابر تمایلات و هوس ها بیشتر است. شاید این امر عجیب به نظر برسد، اما این حقیقت است. نیاز جوان به عناصر فریبنده و تمایلات بیش از دیگران است، اما صبر و توانایی و مقاومت او در برابر آن ها نیز بیشتر است. می توانیم مثال کوچک و روشنی ارائه کنیم. روزه را در نظر بگیرید که خودداری از خوردن و آشامیدن در مدتی معین است. نیاز جوان و نیاز سلول های بدن او به خوردن و آشامیدن بیشتر است، اما توانایی او نیز در خودداری از خوردن و آشامیدن در آن مدت معین بیشتر است. هرچند نیاز جوان بیشتر از دیگران است، اما شکیبایی او نیز بیشتر است و این چه بسا عجیب به نظر برسد. اما مطالعۀ اجمالی انعطاف پذیری جوانان در این امر را ثابت می کند و پزشکان و تحقیقات آنان دربارۀ بدن انسان در دسترس شما قرار دارند، می توانید از آنان بپرسید.

چهارم: فرصت روزانۀ جوان بیشتر است، زیرا فرد مسن در طی 24 ساعت شبانه روز، نیاز به استراحت بیشتری دارد. نیاز به برخی آمادگی ها برای حضور در مجالس عمومی دارد. جوان حتی اگر شب نخوابد، روز می تواند در کلاس یا کارخانه و یا اداره حاضر شود و کارش را انجام دهد، درحالی که شخص مسن اگر کم بخوابد و یا شب بیداری بکشد و یا در معرض هوای سرد قرار گیرد، امکان چنین کارهایی را ندارد. کوچک ترین مشکلی او را از کارش بازمی دارد. هرجا دیدید که مردی مسن در اجتماعات حضور یافته است، مطمئن باشید که وقت زیادی برای آماده خود به منظور شرکت در آن مجلس صرف کرده است. به این ترتیب، درمی ی م که با اینکه 24 ساعت شبانه روز برای پیر و جوان مشترک است، فرد مسن نمی تواند از بیش از سه چهار ساعت آن استفاده کند، درحالی که جوان می تواند از بخش اعظم آن بهره گیرد.


بدون جوانان جامعه ای وجود ندارد


پنجم: شور جوانان در هنگام وم بیشتر است و همین امر است که احساسات روانی جوان را در برابر صبر و تمایلاتی که یاد کرده ایم، تثبیت می کند. ارتباطات جوان و تعهدات او در جامعۀ کنونی کمتر است، زیرا میان انسان مسن، که دوره ای از زندگی را در یک جامعۀ معین پشت سر گذاشته است، و جامعه، روابط و تعهداتی شکل می گیرد. این روابط و تعهدات، دست و دل و شۀ آنان را می بندد و آنان را بیشتر به جامعه شان وابسته می کند. در حالی که جوانی که در جامعه ای زندگی می کند، هنوز ارتباطات و تعهدات محکمی با جامعه اش ندارد. بنابراین، پایبندی جوان به جامعه اش کمتر است. و همین امر به جوان کمک می کند تا تلاش بی نهایت خود را برای تحول و تغییر جامعه به کار گیرد. این به معنای آن است که موانع تحرک در برابر جوانان کمتر از دیگران است. دیگران وقتی که می خواهند حرکتی یا انقل یا تحولی و یا طرح تازه ای برای نظم جامعه رقم بزنند، با منافع خود و خانواده و خویشاوندان و دوستانشان برخورد می کنند و باید به آنچه در فلان مجلس و فلان سال گفته اند، پایبند باشند و هزاران بند و زنجیر آنان را زمین گیر کرده که غالباً مانع تحرک و تغییر آنان می شود.

از این مهم تر، فرصتی که جوان در طول عمر خویش دارد، بیشتر از دیگران است، یعنی جوان وقتی که می خواهد برنامه ریزی کند، می تواند برای بیست سال یا سی سال برنامه ریزی کند، زیرا می داند که فرصت درازی دارد. درحالی که فرد مسن امکان چنین برنامه ریزی درازمدتی ندارد، زیرا مطمئن نیست مدت طولانی زنده باشد، مگر آنکه احساس کند که بشریت یکی است و همانند آن دهقانی بین د که گفت: دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم و دیگران بخورند؛ و بدین ترتیب، با انی که پس از وی خواهند آمد، احساس یگانگی کند.

از حیث روحی نیز امکانات جوان بیشتر است، زیرا هرچیزی را ممکن می شمارد. این امر شاید مبالغه به نظر برسد، چراکه عملاً هر چیزی شدنی نیست. اما احساس جوان به اینکه هر کاری شدنی است، سرمایۀ عظیمی در مسیر تحرک و تلاش است. جوان در برابر خود هیچ چیزی را محال نمی شمارد و این نیز فرصتی است.

اما از حیث روانی، صفای نفْس و قوای دِماغی جو ان طراوت بیشتری دارد، که به سرعت حافظه و سرعت اراده و سرعت فراگیری و سرعت یادآوری می انجامد. به این ترتیب، درمی ی م که جوان از نیروی جسمی و روحی و مادی بهره ای دارد که دیگران ندارند. از این روست که کتاب های دینی از جوانی با تعبیر «فلما بلغ اشده؛ زمانی که به قدرت رسید» یاد می کنند. یعنی وقتی که می خواهند بگویند ی به سن جوانی رسید، می گویند او همۀ نیروهای خود را به دست آورد. بنابراین، جوان ی است که در عمر خود صاحب بیشترین نیروی روانی و روحی و جسمی و مادی است. از این رو، به میزانی که جوان نیروی بیشتری داشته باشد، مسئولیت هایش بیشتر و انتظار و امیدی که از او می رود، بیشتر است.

اما در عمل، در مقام باید بگویم که بیشتر ان و بلکه تمام آنان در سنین جوانی شدند: ابراهیم و موسی و عیسی و محمد و بیشتر دیگر ان در سن جوانی به ی رسیدند. شک نیست که در منطق دین، مقام نبوت بالاترین مقام است و زمانی که انسان شایستۀ مقام ی شود، شایستۀ همۀ مقامات است. بنابراین، انسان جوان در حقیقت محور امید زمین و آسمان است و در منطق ماده و منطق روح، مسئول آینده است. این گوشه ای از تفسیر مفهوم جوان و جوانی بود.

اما دانشجو، ی است که تحصیل می کند و در فضای دانش زیست می کند و بیش از آنکه در فضای واقعیت زندگی کند، در فضای دانش زندگی می کند و چنان که می دانیم، جوانان میان واقعیت و حقیقت تفاوت قائل اند. طبعاً، در اثر این همزیستی با علم و نه با واقعیت، دانشجویان بیشتر به آرمان گرایی و اخلاص نزدیک می شوند، زیرا به اصطلاح دینی زندگی واقعی سرشار از تاریکی هاست؛ سرشار از امور ناهمخوان با علم و سرشار از ظلم فردی و اجتماعی و تزویر و حقیقت پوشی است. درحالی که دانشجو ساعت ها با کتاب و و آرا و نظریات و بررسی ها و مباحثات سروکار دارد و می توان گفت که بیشتر ساعت های بیداری اش را با علم می گذراند.

اما علم چیست؟ پرتویی برای کشف حقیقت است. جوان بیش از آنکه در فضای واقعیت خارجی زیست کند با حقیقت مجرد و محض زیست می کند و این امر بر آرمان گرایی و اخلاص او می افزاید. حتی اگر طبقۀ منحرفی از جوانان را دیدیم، اغلب در اخلاص آنان شک نخواهیم کرد و خواهیم دید که آنان این مسیر را از روی رغبت صادقانه به کشف حقیقت و تلاش مثبت و سازنده انتخاب کرده اند، زیرا منافع دانشجویان در پیمودن این خطوط کمتر از دیگران است. آنان تعهدات و ارتباطات چندانی با جامعه ندارند، چنان که در تفسیر مفهوم جوان گفتم.

بنابراین، جوان در مقام جوان، عنصری است دارای نیروهای شگرف و در مقام دانشجو، عنصری است که بیش از آنکه با واقعیت خارجی ارتباط داشته باشد با علم و حقیقت سروکار دارد. دوم آنکه دانشجو در فضای علم جدید و متجدد زیست می کند که این هم نکته ای اساسی است. حتی علما و هنرمندان و ادبا و خبرگان خارج از نیز در فضای علم سال های گذشته زندگی می کنند؛ سال هایی که دوران دانشجویی را در می پیمودند. اما همیشه با دانشجویان خود و در فضای علمی که دائماً در حال نو شدن است، زیست می کند. در این وضعیت نیز تفاوت های بزرگی با گذشته پدید آمده است، زیرا در گذشته سال ها و بلکه ده ها سال نیاز بود تا آرا و نظریات تغییر یابند، ولی در اوضاع کنونی هر روز و هر ماه و هر سال آرای جدیدی در زمینه های مختلف عرضه می شود.

دانشجو در فضای علمی به سر می برد و این علم هم همواره در حال نو شدن است. بنابراین، دانشجو در مقایسه با عالِمی که در خارج از است و در وضعیت دانشجویی قرار ندارد، به حقیقت نزدیک تر است.

حال به موضوع اصلی این سخنرانی می رسیم. بدون هیچ تعارفی باید بگویم این است امکانات و سرمایۀ انسانی عظیمی که دانشجویان دارند. بی تعارف، تنها تلاش ما این است که آنان را در برابر مسئولیت های خود قرار دهیم و از آنان خواهش و تمنا کنیم و آرزو و دعای خالصانه کنیم. جوان دانشجو ثروت و سرمایۀ هر جامعه است، زیرا جوان با امکاناتی که دارد، آینده را می سازد و جامعۀ بدون جوان دانشجو جامعه ای ابتر است و بلکه آینده اش بی روح است و هرگاه تفاوتی میان حال و آینده نباشد، به معنای مرگ و جمود است. بنابراین ، جوان بخش متحرک جامعه است و یا به تعبیر فلسفی قدیم و جدید آنتی تز هر جامعه ای است که می تواند با قدرت و شایستگی ها و امکاناتش آینده را بسازد.

هان ای جوانان،
شما سازندگان جامعه اید. بدون شما جامعه ای وجود ندارد. ما گروه مهمل و بیکاره ای از بشر در این منطقه ایم؛ نه صاحب ملت و نه امت و نه جامعه. چیزی نداریم، جز آرزو دربارۀ آینده و تحقق این آرزوها به دست شما.



*
در این سخنرانی که در 1969/۱۲/4 در دانشکدۀ حقوقِ لبنانی ایراد شده، به نقش دانشجویان در ساختن آینده یا ساختن سرنوشت اشاره شده است. بخشی از سخنرانی موسی صدر با محوریت جوان و ویژگی های آن برای اولین بار منتشر می شود

http://www.imam-sadr.com

عنوان وبلاگ : دایره مینا
منبع :
برچسب ها : دانشجو کیست؟ - است , است، , جوان ,دانشجو , است ,دیگران ,است، زیرا , است، زیرا ,دیگران است، , زیست می کند ,فضای دانش
دانشجو کیست؟ است , است، , جوان ,دانشجو , است ,دیگران ,است، زیرا , است، زیرا ,دیگران است، , زیست می کند ,فضای دانش
خلیل

خلیل

هنگامی که انسان به تنگنا و بحران دچار می شود ازخود می پرسد عیب کارهایم چه بود؟

اولین نکاتی که بخاطرش می آید دخ مشاوره و یا رفاقت با برخی از افراد. ووابستگی اش با برخی ازمکانها ووابزارها و اعلام و...است

درآن زمان که شه اش درحال بازی خطاها واشتباهاتش هرروزنه ای را می کاود، می گوید: ای وای کاش این دلبستگی ورفاقت بین ما نبود.

رفاقت با افرادی که بوی سلامت وکرامت وفطرت نمی دهند؛ افراد بخیل. نادان. خودفریب ومغرور . شهرت طلب. پرست . بی شعور و حریص وآزمند . ترسو و... همیشه باعث فشارها وخلا ها وچاله های عمیق درکارکردهای ما می شود وبه تدریج به ما رنگ و بوی آنهارا خواهد داد.

هنگامی که ازچشم اندازهای خود دورشویم درمی ی م که دلیل اینهمه دوری فقط وفقط گرایش به فرد وافراد. کتاب ومشرب.فضا وگروه. وحزب. ابزارها و ...رفتارهایی بوده است که مارا از حیز انتفاع خارج کرده و از چشم اندازها و آرمانهایمان منحرف و دور ساخته است.

انسان هدفمند وهوشیار برای خود آرمانها وافق مشخصی برای تکامل وپویایی آرمانهایش دارد.

نشست وبرخاست ما با هرآنچه که آرمانهایمان را به تدریج مورد دستخوش قرار می دهد، اشتباهی نابخشونی است.

مرحوم ما شخصیتی به غایت حکیم و شمند بود برای آگاه ما از محیط ورفیق ناهمگون ازمثالی درعمل استفاده کرد که تلالو آن هنوزپس از بیست وپنج سال در ذهنم می درخشد.

غروب تابستانی گرم از باغ روبروی خانه ی بزه های رسیده جمع کردیم که عطرمسحورکننده ای داشت. بزه هایی که ازشدت حب و شیرینی ورایحه ی دلفریب، دلشان ترکیده بود.

هوا گرم بود ومن هم به بزه ارادت واشتیاق عجیبم پنهان نبود ونیست. هیچگاه نشد شهد بزه مرا بیازارد. واین عطش سیری ناپذیرم به بزه ای که همش آب و بو است ازچشم دورنماند.

به مناسبتی یکی ازهمسایگان درآن غروب در زد و مقداری گوشت بره برای تبرک به منزل آورد.

همسایگان واهالی د ده لطفی وافر به داشتند.و به همین مناسبت ما هم ازاین لطف طفیلی بی نصیب نمی م م.

غروب ها قبل ازاینکه درس وبحث مان با بچه های گروه وهم مباحثه ای های عزیز شروع شود . ابتدا یک پذیرایی مختصر. شربت و چای و یا به فرا خور موقعییت فصل وایام ، نوشیدنی و خوراکی برای بچه ها می آوردیم.

منزل بزرگ بود. وایشان دربین باغی زیبا ومجلل س ت داشت. من هم دریکی ازاتاق ها اتراق کرده بودم و بیشتر روزها وشب ها همانجا کنارشان می ماندم. اغلب اوقاتم را درآنجا مطالعه می ویا بعد از کار و امور روزمره آنجا استراحت می .

یا بچه های گروه که نوه ها و خانواده واقوام بودند درآن اتاق اتراق می د.

اتاق نسبتا بزرگ که درطبقه ی بالای ساختمان قرار داشت که پنجره ی مشرف به آفتاب صبح وغروب منظره ی زیبایی به آن می داد وما دراین اتاق گرد هم می آمده وگفتگو واستراحت می کردیم و خوش می گذر م.

اتاقم قفسه ای پرازکتاب داشت ومیزکوچک تحریری هم گوشه ی شرقی کنا نجره صبح قرار داشت که اغلب چند نفری روی آن خط تمرین می کردیم ویا متن می نوشتیم. چند قلمدان داشتم که خودم با نی بامبو درستش کرده بودم مملو ازقلم های خوشتراش برای خوشنویسی و یک قلمدان هم پراز خ ر ومداد و... و همچنین یک لیوان مدادرنگی وماژیک.

یک گلدان بلوری زیبایی هم داشتیم که یکی ازبچه ها زحمتش را کشیده بود. به هرمناسبت وفصلی گل درآن می گذاشتیم . اغلب رز سفید مهمان ما می شد.

روی تاقچه ی پنجره ی صبح هم یک گلدان سفالی شمعدانی بود. وآنطرف پنجره ی غروب هم چند گلدان سفالی ازگل شمعدانی چیده شده بود. پنجره ها باز بودند وباد صدای قهقه ی مستانه مان را تا قله ها به سوغات می برد. وبرای مان هوای مطبوعی ازکوه ودریاچه به ارمغان می آورد.

ی اتاقم توری ابریشمی سفید رنگ و نازکی بود که با هرنسیمی گیسویش به هوا برمی خواست و دلداده اش می شد.

کف اتاقم ازچوب درست شده بود. دیوارش هم به چند تابلوفرش وتابلوی نقاشی زیبا آراسته بود.

اتاقم را دوست داشتم.

اتاقی که بهترین لحظات و روزهای زندگی ام درآن سپری شد.

به هرحال آن غروب قبل آمدن بچه ها ، فرمود پیازی پیداکن برای شام کباب مخصوص برایتان درست کنم. عرض روشش را بمن بفرمائید انجام بدهم. فرمود نه خودم می خواهم کباب بسازم دوست داری بیا و ببین.

پیاز نسبتا بزرگی را از زنبیل مطبخ پیدا . کم پیش می آمد مزاحم حاج خانم برای اینگونه ازکارها بشویم. ایشان هم سرشان به کارهایشان گرم بود وبا همصحبتی با بچه ها ونوه ها وکارهای منزل ازسالمن ان لذت می بردند .

، به هیبت وقامت پیاز سیری فرمود وگفتند؛ باشه نصفش کفایت می کند من نصفش ونصف دیگر را فرمود د کن . تا گوشت را درآن عمل بیاورم.

اما نصفه ی مازاد را به دستم داده وفرمود:عزیزجان ! این نیمه را بااین بزه ی چاک چاک شکری ، داخل جا یخی بگذار تا خنک بشه.

من هم هردو را داخل سینی گذاشتم.

یخدان ما یک صندوق بزرگ نیم متر دریک متری از جنس یونولیت یا چوب پنبه ی ضخیم بود. که بجای یخچال ازش استفاده می کردیم. تهش یخ وبرف سفت بود ویک سینی یا لایه صاف چوب پنبه که فضای درونی یخدان را می گرفت، رویش گذاشته بودیم تا غذا ها را روی آن ثابت نگه داریم وبعد هم د وش چوب پنبه بود که یخدان چفت و قفل می شد.

کمی بعد بچه ها آمدند و درس شروع شد. همهمه ی کلاس ما ستودنی ترین نجوا وهمهمه ای است که تا کنون شنیده بودم.عطر سخن وجستجو وپژوهشگری بچه ها را به وجد می آورد. و من مسحورهمین شعف وشادمانی بودم.

ساعت هایی که برما می گذشت. زمان را مانند مادیانی سرخوش بر دشت وسیع وآزاد می تازند و ما دیر متوجه زمان می شدیم.

در آن شامگاه پایان درس ، من، کنفرانس بحث آزاد مان درباره ی آیه ی " یا ویلتی لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا " (فرقان 28) را انجام می دادم ،که خلیل سرخی آتش برروی ذغال است که براثره نی با حرارت شدید آتش، ذوب و گداختگی و این سرخی خوشرنگ برذغال حاصل می شود. و... مصادیق زیادی ازاین درهم ذوب شدنی هارا گفتم. حتی به گل هم اشاره . که طبق فرمایشات شاعران و لطیفان ادب وسخن ؛ حتی گل هم دره نی با خار مغرور می شود.

ای گل نشستن با خسان پیوسته ات گر خوست روزی بیاید کز تو نه رنگی به جا نه بوست

با غیر اگر که آشنا از چه به من یار است سالک به من گر بی وفا از چه به اغیار است. (حسن صدر سالک اصفهانی)

سخن به درازا کشید ویکی ازبچه ها چیزی گفت؛ که گاه دوری از برخی افراد باعث طرد وانحطاطشان می شود یا باید دستشان را بگیریم و یا باید از داشته هایشان چشم پوشی کنیم. این درحالی بود که یکی از ما جدیدا با فردی دوست شده بودیم که به ظاهر دانش خاصی داشت ولی درباطن کردار و دانشش برای ما نه تنها سودمند نبود بلکه ه نی اش برای ما می توانست آسیب زا باشد و از این موضوع باخبر بود. منتها اصلا زبان به پند و هشدار نگشود. واین فرصت برایش پیش آمده بود که کارستان د. حرف و خطابه های ما همه درلفافه مزین بود و مبحث به هیچوجه شفافیت برای کانون گذاشتن برسرآن موضوع پنهان را نیافت.

فرمودند : دستگیرباید حجاب نیک وپشتیبان وپشتوانه ای برای آلوده نشدنش داشته باشد که این حجاب و پشتوانه پارسایی ودانش اوست به هرحال اگراین دستگیری به ه نی بیانجامد مصداق همان گل می شود.

اص خار همینی است که هست. درکنارگل هیچ خاری ترک ماهیت نمی کند، اگرچه ازیک ریشه تغذیه می کنند. زیرا ماهیتش همین خاربودنش هست. وهمین خاربودنش هست که گل را درخود محصورمی کند وبلکه ماهیت کل را به غرور و انزوا وخودشیفتگی سوق می دهد...

یکی پرسید : چرا دست گیر برای نجات و کمک به ی نباشیم که ه نی اش برای مان بد است؟

روبه من د وفرمودند:عزیزجان پارسا کیست ؟

گفتم : ی که احتیاط می کند و زیرک است تا آلوده نشود.

فرمود: آفرین ! احتیاط از روی زیرکی.

آن که پارسایی می ورزد و احتیاط می کند نمی خواهد که آلوده شود.البته امر به معروف ونهی ازمنکر مراتبی دارد که برهرمسلمانی مطابق با احراز شرائطش واجب کفایی است.

بعضی ها می خواهند را هم نجات دهند ویا به ابلیس رانده شده امر به معروف کنند.در حالیکه به پارسایی و پرهیزکاری نیاز دارند.

از انی نباشید که در توهم نجات به خواب زدگان ، نجابت خود را می بازند.

وگرنه ابلیس هم با توجه به اندک دش که در توهم گرفتار است می شود بیدارش کرد.

اما نه اینطور نیست.! او خود را برتر می شناسد و در توهمش لجاجت دارد و به آن پایبند وپایدار است.کمک وه نی به ابلیس آن می کند که شرط بندگی وپارسایی و احتیاط نیست. باید از اینگونه افراد به خدا پناه برد.

وقتی ی که نخواهد بیدارشود . بیدارنمی شود چون درخواب نیست. بلکه خود را به نشنیدن زده است.

صم بکم عمی فهم لایرجعون. او کصیب من السماء فیه ظلمات.../ بقره18

خداوند برای دمندان پارسایی را تاکید و سفارش فرمود.

وبه ش فرمود: ازلجاجت لجوجان روگردان باش.

واژه ی اعراض در قرآن بارها تکرار شده است. . وعلت آن نیز روشن است..

واعرض عن الجاهلین . واعرض عن المشرکین. و...

فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ/ سوره حجر94

خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِینَ / اعراف 199

حیات انسان آنقدر بسیط نیست که بتواند خود را برای نجات لجوجان درلجن پندار وکردارشان آلوده کند.

بهتراست به همان مراتب موکد سفارش به معروف کنیم. واز منکر بازداریمشان. واگرنشد تکلیف برما برداشته می شود این وظیفه حکومت است که تشکیلاتش را برای بازدارندگی منکرات استفاده کند.

اما برای پارسایان و د مندان و نیک باوران و افراد عادی فقط مراتب کفایی آن امر مترتب است.

دفاعیه هارا به نوبت شنیدند و سپس بمن امرفرمود یک پذیرایی بفرمائید تا کباب آماده شود.

من هم رفتم بزه های قاچ شده وخنک را برای بچه ها بیاورم.

بزه رادرظرفی گذاشتم تا برای بچه ها قاچ و تقسیم کنم.

به صحن کلاس یا پیشخوان وروبروی بچه ها که رسیدم باتبسمی نگاهی به قامتم انداختند. وبه یکباره این نگاه درهم گره خورد و من همه ی راز نگاهش را ازبرشدم .

دفاعیه ام این بود:

دوستان عزیز!.

این بزه خوشبوی خوش عطر شکری دراثره نی با حضرت پیاز هم اکنون بوی پیاز می دهد.

این شما واین هم طعم جدید جناب بزه.

بزه بااین همه عظمتش. با آن همه شکوه ورنگ ولعابش. با همه ی نجابت ووقارش بوی پیازمی دهد...

پایان جلسه به کباب خوری انجامید. ولایه های صحبت به ه نی های لازم وم وم ختم شد. همشینی هایی که همدیگررا کامل می کنند. نیمه های گمشده ی هم هستند و یا پازل همدیگررا کامل می کنند . زندگی پراست ازاین همه ناهمگونی ها وتناسبات، مثل همین کب که به نیش می کشیم. گوشتی که به ه نی پیاز نیاز داشت. و خلیل جناب پیاز شد...

دوست خوب. رفیق همراه. یارغار و گرمابه وگلستان وه ن ماانسانها به غیرازهمنوعان وکتاب ها وفضاها ومحیطی که با آنها انس گرفته و همراه می شویم ، خود وجودمان است که اغلب با ما غریبه می شود. تربیت وتهذیب نمی شود و درخود شراره های حیوانیت وخشم و را می وشاند.

گاه این دوست وه ن غریبه خودمان هستیم. که درونمان را تربیت وتهذیب و تطهیر نکرده ایم.

همه ی ما انسانها با مجموعه مختصاتی که برما مفروض است؛ درخود بمب خطرناکی را ساخته ایم. که این بمب چیزی جز توهم وغرور یا خودفریبی نیست. غرور و توهمی که با ما دوست وه ن می شوند ومارا به انحراف واشتباهات نابخشودنی سوق می دهند. این بمب هوشمند زمانی منفجر می شود که بداند ما بااین انفجارنابود خواهیم شد.

آگاه باشیم ونگذاریم که این بمب دروجودمان ساخته شود. وقبل ازانفجار با توکل برخدا ویاری خواستن از او ودوستان گرامی اش وبا ابزارنیک پنداری ونیک شی و ونیک گفتاری ونیک رفتاری وپاکیزه نگهداشتن درون وپارسایی ،آن را خنثی کنیم.

والی الله المصیر

حمیدرضا ابراهیم زاده

26 آبان 1397


تمامی حقوق مربوط به این اثردر انحضارمولف محفوظ می باشد


عنوان وبلاگ : دایره مینا
منبع :
برچسب ها : خلیل - , بزه ,فرمود ,دوست ,پیاز ,درآن ,تربیت وتهذیب ,دوست وه ن ,همدیگررا کامل ,برای نجات ,کرده بودم
خلیل , بزه ,فرمود ,دوست ,پیاز ,درآن ,تربیت وتهذیب ,دوست وه ن ,همدیگررا کامل ,برای نجات ,کرده بودم
عید ولایت زمان مبارک باد

نتیجه تصویری برای زمان

سالروز آغاز زمام داری زمان حضرت مهدی (ع)

وعید ولایت عصر بر محبان

وآزادگان ومستضعفان جهان

مبارک باد


نتیجه تصویری برای زمان

عنوان وبلاگ : دایره مینا
منبع :
برچسب ها : عید ولایت زمان مبارک باد - ,ولایت , زمان
عید ولایت زمان مبارک باد ,ولایت , زمان
طرح اتحاد ی

توسعه فرهنگ وتمدن ی با رویکرد اتحاد ی

وحدت ی به عنوان بزرگترین آرزوی خدا و رسولش در جهان بینی امت مورد توجه قرار گرفته است.

خورشید با رویکرد پیام صلح وآرامش جهانی با بعثت نبی اکرم در مکه طلوع کرد ، وبا توسعه این هدف مترقی جهانی شد.

پس از رحلت وانقطاع باب رس ،پیروان درروند ی امت ی به چند فرقه تقسیم شدند واز آن پس، جنگها ونزاع ها وفساد وجنایاتی در لایه های مختلف امت ی بروز کرد.که منجر به آسیب جدی بر پیکره امت واحد گردید.

بزرگترین عوامل این آسیب ها:

1- برداشت نا صواب از قرآن وسیره رسول خدا

2- عدم پایبندی به اصل گفتمان صلح ونزج نهال نوپای وجدی نگرفتن توصیه های نبی اکرم توسط خواص.

3- عدم تلاش برای حفظ پیکره امت واحده.

4- اختلاف ورقابت برسرگفتمان ی ی.

5- تغییر مطالبات امت ی بر اثر خوانش جدیداز دین وتحریف در دین.

6- انزوای خواص وعدم میانجی گری برای رفع شبهات وکدورت ها.

7- تلاش برای ارتداد وقتل مخالفین درونی.ودشمنی با منتقدین با سیاست تکفیر وتفسیق.

8- به بازی گرفتن قرآن واحادیث برای نیل به اه وتمنیات شخصی.

9- جنگ های داخلی ثمره ی قشریگری وظاهر پرستی وانحصار طلبی .

10-هزینه از برای تشکیلات وآبروی تشکیلاتی ان.

11- جعل احادیث وروایات به صورت گسترده ورسوخ نااهلان به تفسیر قرآن.

12- تحریک دشمنان خارجی برای نزاع بین ادیان وجنگهای بزرگ صلیبی و...

13- تحریک دشمنان قسم خورده برای ایجاد مذاهب وفرقه های جعلی

اکنون پس از 1420سال انباشت اختلاف کلامی وفقهی و ا صولی،وحدت بین المسلمین با رفتار نا مطبوع برخی از علماو ان شیعه وسنی ، به راحتی امکان پذیر نیست.

فتوا وحکم به مباح بودن خون شیعیان از یک طرف وفحاشی به خلفا و وحکم به مرتد بودن ان اهل تسنن از سویی دیگر دامنه آتش فراق را از هر نسل به نسل دیگر گسترده تر میکند.

متاسفانه صرف دسترسی به قدرت و رسانه ، بسیاری از علما و مروجین دینی در تلاشهای مذبوحانه خود از معبر منابر وشبکه های تلوزیونی اقدام به ت یب چهره اتحاد ی ودر نهایت تمام انرژی خود را برای اثبات حقایقی که هیچ وقت نسبت به هم اقناع کننده نیست.و بازده آن جز نفاق وکینه وبددلی نسبت به هم وفروپاشی انسجام ی وفرصت طلبی دشمنان نیرنگ باز برای رخنه در این شکاف های ریز ودرشت است.

یکی از بزرگترین حرکت هایی که در قرن اخیر با آن مواجه هستیم. هتک حرمت مسلمات دینی امت است.هتک قرآن وهتک ساحت حضرت رسول امری بسیار رایج است که همه ساله با انتشار کتاب وداستان و وکاریکاتور ومقاله وبازیهای کامپیوتری و...امت ی را به واکنش وا می دارد.

مسلمانان جهان با توجه به گستردگی جمعیت ، وتمرکزدر منطقه لولای سه قاره واحراز منابع مقتدراقتصادی و ،وتاثیر گذار بودن خدماتشان بر جهان، هنوز هم نتوانسته اند.بر این مشکلات فائق بیایند.بزرگترین دلیل عدم نیل به این توفیقات ، انحصار طلبی ومصلحت طلبی و منفعت طلبی است.

بطور قطع بیان منجر به این نخواهد بود که به مقدسات و آزادگان جهان نقض شود.اگر کشورهای ی عضو سازمانهای بین المللی بجای اتلاف وقت خود بر سر بسیاری از منازعات بیهوده وگذرا بر سر تعیین وتصویب کنوانسیونها ومواد الحاقی به کنوانسیونها برای خاتمه دادن به هر گونه تعرضات وتوهین های مذهبی متمرکز کنند. بی تردید اقدام موثری برای مهارآتش جنگها ی سرد وبرخورد تمدنها وکشمکشهای ومنازعات ونظامی صورت می پذیرد.

بسیاری ازکشورهای ی در فکر ایجاد متحد ی وبانک واقتصاد متحد ی هستند، اما دلیل عدم توفیق رادر جاهایی غیر از تنش ز بین خود جستجو می کنند.داشتن مسلماتی چون اعتقاد به توحید ونبوت خاتم الانبیا و معاد ی ویه به نظر می رسد.و علما و مفتیان ی درکنفرانس های تخصصی باید هرچه بیشتر به سمت اتحاد ی ورفع تنش درونی وسلائق فی ما بین اقدام نمایند.همچنین نیاز کشورهای ی به خیزشها وحرکت های ی تحت لوای بیداری ی بسیار ضروری ومناسب به نظر می رسد. تلاش و همت این خیزش ها می تواند بیدارگر اذهان به خواب رفته و دستگیر و یاور محرومان باشد.

البته خیزشهای ی که به صورت دائم ویا وقت در خدمت ورهایی از استعمار وبردگی واعتلای ی اقدام به فعالیت می کنند، بعضا خطرشان از دشمنان بیشتر است.

آفت هایی که خیزشهای ی را به چالش کشیده است، بی تردید خانمان سوز وبرانداز است.

برخی از آسیب های رایج خیزش های ی شامل:

1- تاکید بر اجرای شریعت در بخشهای زندگی وفراموشی سایر حوزه ها.

2- قشری گری وسطحی نگری در فهم شریعت.

3- گسست از علما، شمندان و روند اجتهاد اصیل ومترقی.

4- خود شیفتگی وانحصار گرایی براساس اجتهادات ناصواب.

5- شیفتگی وپذیرش برخی از دیدگاه های غربی به نام نو شی .

6- گرایش به خشونت وتروریسم.

7- دگماتیسم سازمانی ومصلحت گرایی تشکیلاتی (علنی و یا بانقاب).

8- یاس ونومیدی وکاهلی وجمود ورکود.

با علم به این حقیقت درمی ی م که امت نیازمند به همدلی برای سازماندهی فعالیتهای جهانی است . ان وعلمای جهان باید به فکر اتحادیه کشورهای ی با رویکرد اقدامات چند وجهی در حوزه واقتصادی و... مشخص باشند تا بتوانند ازامنیت بالاتری برخوردار شوند.

امنیت اقتصادی و ونظامی امری است که کشورهای ی با آن بیگانه شده اند. وما امت واحده نیازمند به اقتصاد و رفاه واحدی هستیم که در مقابل صعوبات، پشتوانه امت باشد.ودر کلان سیاستهای بهداشت ودرمان و دارو .فرهنگ و تمدن.اقتصاد وتولید و بازار کار ومصرف تعریف شده ای داشته باشیم.

آفتهایی که سازمان فعالیتهای متحد ی را مخدوش می کند:

1- توسعه طلبی تبعیض گرایانه برخی از علما و ان دینی بر سر منافع وتمنیات شخصی.

2- کشمکش درون سازمانی برای احرازهرم تشکیلات

3- کشمکش برای ادا وترویج سلائق بومی ومذهبی

4- انزوای شمندان ونخبگان با رفتار سرد و ون.

5- انحصار طلبی احزاب وسلائق داخلی بر سرمصوبات کلان.

برای برون رفت از این نقائص باید ابتدای امرمدارای منجر به انصاف وچشم اندازهای آرمانی امر را اولویت بخشید. وفضای ابقای حرکت را باز نگه داشت واز افراط و تفریط و پرداختن به حواشی وسلائق چالش بر انگیز دوری جست.وبه مشترکات وآرمانهای مشترک پرداخت وتلاش همه جانبه برای جذب نخبگان وحمایت طلبی از توده ی مردم را رونق بخشید.و بیداری ی را تحکیم بخشید وامت ی را برای رستاخیز بزرگ ی تربیت وترغیب نمود.که همه این موارد با تلاش همگانی همه سران کشورهای ی بویژه علما ونخبگان آن کشورها موثر واقع می شود.

انتظار می رود با گسترش حضور و تعاملات نسل جدید مسلمانان درعرصه های علمی وفرهنگی واجتماعی واقتصادی ، ان وزعمای دینی تلاشهای عملی بیشتری را برای اتحاد وانسجام ی بروز دهند.وبا تنسک به مشترکات دینی سایه جمود وخشونت را از گَرده ی امت بردارند وبرای توسعه فرهنگ وتمدن ی واشاعه پیام صلح جهانی همت گمارند وچهره ی زیبا وواقعی راجهان بشناسانند.

دوام توفیق و عزت و سلامتی همه خادمان به و مسلمین را از ذات اقدس ربوبی خواهانم.

حمیدرضا ابراهیم زاده

براساس طرحی ازاتحاد ی

1382/1/5 شیراز

عنوان وبلاگ : دایره مینا
منبع :
برچسب ها : طرح اتحاد ی - ی , ,طلبی , ان ,دینی ,کشورهای ,کشورهای ی ,متحد ی ,انحصار طلبی ,بیداری ی ,خیزشهای ی ,فرهنگ وتمدن ی ,توسعه فرهنگ وتمدن
طرح اتحاد ی ی , ,طلبی , ان ,دینی ,کشورهای ,کشورهای ی ,متحد ی ,انحصار طلبی ,بیداری ی ,خیزشهای ی ,فرهنگ وتمدن ی ,توسعه فرهنگ وتمدن
ضریحی بر کتابخانه ها

معجزه ی جاویدان رس خاتم الانبیا قرآن است.

و قرآن کریم خود را کتاب و نماد دانش معرفی می کند. خداوند خود را آموزگار بشر برای بلوغ فهم بشر وتکامل انسانیت می خواند

ارزش دانایی وسهم آن درتکامل و تعادل بشر ازمنظرقرآن کریم و روایات معصومین مقدس وارزشمند است.

دانش در وقرآن اقتدار واعتباراست. ودرحقیقت دانایی و آگاهی، قدرت آور است.

ازاین منظر تلاش دانشمندان، جهاد ومقدس است. وفضیلت های بی شماری برای مطالعه ودانایی مترتب است

قلم وقدم اهل علم ودانشمندان وپژوهشگران مقدس است ودرحقیقت باید برای ساحت مطالعه ضریح ساخت.

به عقیده ی من بایدبه اعتبار دانش ومجاهدات علمی بر درگاه وعتبه مدارس. ومحافل علمی و ها بوسه زد .



نتیجه تصویری برای ضریح


آنقدر منزلت کتابخانه ها و مراکز علمی مقدس ومحترم ومعتبراست که می شود برآن ضریح ساخت. وبه نظرم اگر مبلمان ومعماری کتابخانه ها واتاق های مطالعه به شکل ضریح طراحی شود گزافه نرفته ایم.

زیراهمه ی آرزوهای ان واه معصومین آگاهی بخشودن به مردم برای درک کرامت انسان و صیانت از کرامت انسانهاست. صیانت از حقوق شهروندی بدون آموزش وآگاهی ومطالعه وپژوهش میسر نیست.

هراندازه که سرانه ی مطالعه وسهم آموزش وپژوهش بالاتر می رود به همان نسبت به توسعه یافتگی نزدیکتر شده وبرقلمرو شرافت وکرامت انسان اعتبار شامخ تری نهاده می شود.

اقتدار وفضیلت علم وآگاهی در این است که انسانیت به تکامل وکرامت می رسد

برای اعتبار بخشاندن به مطالعه وبالا بردن سرانه ی مطالعه ،جامعه نیازمند عزم ملی وجهادی برای توجه و موانست با کتاب وکتابخانه ومطالعه است .

ان فرهنگی اعم از اساتید وآموزگاران.هنرمندان وشاعران مروجین وعلما و ون ونویسندگان وپژوهشگران برای اعتلای این کوشش همگانی نقش ارزشمند ومهمی را درفرماندهی وهدایت شه ی جامعه ایفا خواهند کرد.

والی الله المصیر


حمیدرضاابراهیم زاده

12بهمن1395



تمامی حقوق این اثردرانحصارمولف محفوظ است*

عنوان وبلاگ : دایره مینا
منبع :
برچسب ها : ضریحی بر کتابخانه ها - مطالعه ,علمی ,ضریح ,دانش ,ضریح ساخت
ضریحی بر کتابخانه ها مطالعه ,علمی ,ضریح ,دانش ,ضریح ساخت
گذشت و گذشت

هوالعزیز

... تا رسیدم به این آیه؛

خذالعفو

وامر بالعرف

واعرض عن الجاهلین / اعراف199

عفو و گذشت را برگیر

به نیکی فراخوان

واز نادانان رویگردان باش

-اگر ی این توصیه ی خدا را روش زندگیش کند در دل همه ی مردم جا می گیرد. و زندگیش آسان می شود.

بیشترین سختی ما این است که با همه بر سرهر چیزی می جنگیم و برای کلمات مفت دیگران جز به جز ستیزه می کنیم. و لحظات گران بهای مان را برایش هدرمی دهیم .

برای ی که نمی خواهد لجاجتش را کنار بگذارد ،اصرار به فهماندن واصلاح شان، مارا لجوج و کم ارزش می کند. و لطافت وجودمان را به هرز برده و مخدوش می کند.همان صفاتی را بکار می گیریم که آنها در عناد و کینه توزی و دشمنی پیشه کرده اند.

بهتراست تا همان مرتبه رهایشان کرد که خلاق حکیم فرمود:

لکم دینکم ولی دین ./کافرون6

رویگردانی از لجاجت نادانان و نادانی گری.باعث صلابت و موفقیت در برخورد باایشان وسلامت نفس ما است.

که حضرت رحمان در احوال پارسایان زیرک فرمود:

واذاخاطبهم الجاهلون قالوا سلاما / فرقان64

والی الله المصیر

حمیدرضا ابراهیم زاده

سحرگاه اول آذر1397


تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصارمولف محفوظ است.

عنوان وبلاگ : دایره مینا
منبع :
برچسب ها : گذشت و گذشت - گذشت
گذشت و گذشت گذشت
ترجمه ی حدیث ا

ترجمه ی حدیث ا


از رانده شده به خدا پناه می برم

بنام خداوند بخشنده ه ی مهربان


جابر می گوید: از فاطمه زهرا شنیدم که فرمود: پدرم رسول خدا برمن دریکی از روزها وارد شد

و فرمود: سلام بر تو اى فاطمه در پاسخش گفتم : درود بر تو باد.

فرمود: در بدنم سستى و ضعفى را حس مى کنم

گفتم :سوگندبه خدا اى پدرجان تورا از سستى و ضعف پناه مى دهم

فرمود: اى فاطمه برایم اء یمانى را بیاور و مرا با آن بپوشان .

من اء یمانى را برایش آوردم

و او را با آن پوشاندم و هم چنان به او مى نگریستم . در آن حال چهره اش همانند ماه شب چهارده مى درخشید

پس ساعتى نگذشت که دیدم فرزندم حسن وارد شد و

گفت :سلام بر تو اى مادر .گفتم : بر تو باد سلام اى نور دیده ام.و میوه دلم.

گفت : مادرجان من در نزد تو بوى خوشى استشمام مى کنم گویا بوی جدم رسول خدا است .

گفتم : آرى همانا جد تو در زیر اء است پس حسن بطرف اء رفت

وگفت : سلام بر تو اى جد بزرگوار اى رسول خدا آیا به من اجازه مى دهى که با تو در زیر اء وارد شوم ؟

فرمود: سلام بر تو باد اى فرزندم و اى صاحب حوض من . اجازه ات دادم.

پس حسن نزد آن جناب به زیر اء رفت.

ساعتى نگذشت که پسرم حسین وارد شد و گفت : سلام بر تو اى مادر

گفتم : بر تو باد سلام اى فرزند من و اى نور دیده و میوه ی دلم.

فرمود: مادر جان من در نزد تو بوى خوشى استشمام مى کنم، گویا بوى جدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)است .

گفتم آرى همانا جد تو و برادرت در زیر اء هستند.

حسین نزدیک اء رفته گفت : سلام بر تو اى جد بزرگوار، سلام بر تو اى ى که خدا او را برگزید.

آیا به من اذن مى دهى که با شما در زیر اء داخل شوم

فرمود: و بر تو باد سلام اى فرزندم و اى شفاعت کننده ی امتم . به تو اذن دادم پس او نیز با آن دو در زیر اء وارد شد.

در این هنگام ابوالحسن على بن طالب وارد شد و فرمود سلام بر تو اى دختر رسول خدا.

گفتم : و سلام بر تو باد اى ابا الحسن و اى مؤ منان.

فرمود: اى فاطمه من بوى خوشى نزد تو استشمام مى کنم

گویا بوى برادرم و پسر عمویم رسول خدا است ؟

گفتم : آرى او است که با دو فرزندت در زیر اء هستند.

پس على نیز به طرف اء رفت و گفت: سلام بر تو اى رسول خدا آیا اذن مى دهى که من نیز با شما در زیر اء باشم ؟

رسول خدا به او فرمود: و سلام بر تو باد اى برادر من و اى وصى و خلیفه و پرچمدار من به تو اذن دادم.

پس على نیز وارد در زیر اء شد، در این هنگام من نیز به طرف اء رفتم

و عرض :سلام بر تو اى پدرجان اى رسول خدا آیا به من هم اذن مى دهى که با شما در زیر اء باشم ؟

فرمود: و سلام بر تو باد اى دخترم و اى تنم به تو هم اذن دادم ، پس من نیز به زیر اء رفتم ،

و چون همگى در زیر اء جمع شدیم . پدرم رسول خدا دو طرف اء را گرفت و با دست راست بسوى آسمان اشاره کرد

و فرمود: خدایا اینان خاندان من و خواص ونزدیکانم هستند گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است.

هرچه ایشان را بیازارد مرا مى آزارد . و هرچه که ایشان را به اندوه در آورد مرا به اندوه مى اندازد .

هر که با ایشان بجنگد من با او وارد جنگ می شوم

و هر که با ایشان سازش کند با او سازش می کنم.

ودشمنم باهر که با ایشان دشمنى کند و دوستم با هر که ایشان را دوست بدارد .

اینها از من هستند و من نیز از ایشانم . پس درودها و برکتها و مهر و آمرزش و خوشنودیت را بر من و بر ایشان بفرست .

و پلیدى را از ایشان دور کن و بخوبى پاکیزه شان کن .

پس خداى عزوجل فرمود: اى فرشتگان من و اى نان آسمانهایم براستى که من نیاف بنای آسمان را و زمین رانگستردانیم

و ماه را نتابانیدم و مهر رادرخشان ن و فلک راچرخان ن و دریارا روان ن و کشتى را درجریان نینداختم .

مگر بخاطر دوستى این پنج تنی که در زیر ایند.

پس جبرئیل امین عرض کرد: پروردگارا در زیر اء چه انی هستند؟

خداى عزوجل فرمود: آنان خاندان نبوت و سرچشمه ی رس ند: آنان فاطمه و پدر و شوهر و دو فرزندش هستند.

جبرئیل گفت: پروردگارا آیا به من هم اذن مى دهى که به زمین فرود آیم تا ششمین آنها باشم ؟

. خدا فرمود: آرى به تو اذن دادم.

پس جبرئیل امین به زمین آمد و گفت : سلام بر تو اى رسول خدا، علىّ اعلى سلامت مى رساند و تحیت و اکرام مخصوص برایت روا داشته است

و مى فرماید: به عزت و جلالم سوگند که من نیاف بنای آسمان و زمین گسترده و ماه تابان و مهر درخشان و فلک چرخان و دریاى روان و کشتى درجریان را مگر بخاطر شما وبرای و محبت و دوستى شما.

و به من نیز اجازه داده است که با شما در زیر اء باشم .پس آیا اى رسول خدا شما هم بمن اجازه مى دهى ؟

رسول خدا(ص ) فرمود :و سلام بر تو باد اى امین وحى خدا. آرى. به تو هم اذن دادم .

پس جبرئیل با ما وارد در زیر اء شد و به پدرم گفت : همانا خداوند بسوى شما وحى کرده و مى فرماید:

((حقیقت این است که خدا مى خواهد پلیدى (و ناپاکى ) را از شما خاندان ببرد و شما را با پاکیزگى کامل،تطهیر کند )) .

على علیه السلام به پدرم گفت :

اى رسول خدا به من بگو نشستن ما در زیر اء چه فضیلتى (و چه شرافتى ) نزد خدا دارد؟

پیغمبر(صلی الله علیه وآله و سلم ) فرمود:

سوگند به آن خدائى که به حق مرا به ى برانگیخت و به رس و نجات دادن (خلق ) برگزید که این خبر (و سرگذشت ) ما در انجمن و محفلى از محافل مردم زمین یاد نمی شود که در آن گروهى از شیعیان و دوستان ما باشند جز آنکه بر ایشان رحمت (حق ) نازل شود و فرشتگان به گردشان فرا گیرند و براى آنها آمرزش خواهند تا آنگاه که از دور هم پراکنده شوند،

على (که این فضیلت را شنید) فرمود: با این ترتیب به خدا سوگند ما رستگار شدیم و سوگند به پروردگار کعبه که شیعیان ما نیز رستگار شدند،

دوباره پیغمبر فرمود: اى على! سوگند به آنکه مرا بحق به نبوت برانگیخت و به رس و نجات دادن (خلق ) برگزید این خبر (و سرگذشت ) ما درانجمن ومحفلى از محافل مردم زمین که در آن گروهى از شیعیان و دوستان ما باشند و در میان آنها اندوهناکى باشد ذکر نشود جزآنکه خدا اندوهش را برطرف کند و هیچ غمناکى نیست جز آنکه خدا غمش را بگشاید و حاجت خواهى نباشد جز آنکه خدا حاجتش را برآورد،

على گفت : بدین ترتیب به خدا سوگند ما کامیاب و سعادتمند شدیم وبه خدا سوگندکه شیعیان ما نیز رستگار وخوشبخت شدند.


- ترجمه : حمید رضا ابراهیم زاده

15 اسفند1393


تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصارمولف محفوظ است.

عنوان وبلاگ : دایره مینا
منبع :
برچسب ها : ترجمه ی حدیث ا - اء ,سلام ,رسول ,فرمود ,ایشان , فرمود , اء باشم ,خداى عزوجل ,عزوجل فرمود ,جبرئیل امین ,محافل مردم ,خداى عزوجل فرمود
ترجمه ی حدیث ا اء ,سلام ,رسول ,فرمود ,ایشان , فرمود , اء باشم ,خداى عزوجل ,عزوجل فرمود ,جبرئیل امین ,محافل مردم ,خداى عزوجل فرمود
شه دین حضرت احمد



عید میلاد باسعادت ف کائنات حضرت ختمی مرتبت صاحب کنز سعادت ومعدن جود وسخاوت حضرت محبت

و مولانا صادق (ع)

مبارک باد



بر درخانه ی حضرت باران نوشته اند


او( ) دوستی است که درهمه ی پیشامدها وحوادث ناگوار امید شفاعت از وی می رود



اللهم صل علی محمد وآل محمد

عنوان وبلاگ : دایره مینا
منبع :
برچسب ها : شه دین حضرت احمد - حضرت
شه دین حضرت احمد حضرت
عطر سخن

هوالعزیز

گفته ها و سخنان ما رنگ و رایحه دارند.

هرسخن وکلامی بویی خاص دارد وساعت ها روی روان وجان وتن ما می ماند واثرمی گذارد

وتاسالها رنگ وبویش درخاطرمان می ماند

حرفهارا خوشرنگ وخوشبو کنیم تا رایحه ها و تابلوهای دیدنی و به یاد ماندنی ازخود به جای بگذاریم

لحظات برای زندگی هستند ؛

وباید درهرلحظه ای تصمیمی نوتر وشاداب تر وخوشرنگ تر وخوشبو تر برای زندگی مان رقم بزنیم

ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضو لها عسی ان تدرک کم فلاتشقوا بعدها ابدا.(نبی اکرم.بحارج68ص231)

آگاه باشیم هرلحظه ای که می گذرد شاید نسیمی به سوی ما بوزد که ماازان رویگردان بودیم...

زندگی ما آدم ها یکی از عجایب آفرینش است وباید چشم هایمان رابشوئیم تا زیبایی هایش را ببینیم

که فرستاده راستگو فرمود:غضوا ابصارکم ان ترون العجائب:

چشمهایتان را بربندید وفروگذارید تا ببینید شگفتی هارا

زیبایی هایی که گاه تلخ است و گاه به مذاق ما شیرین. وما نمی دانیم .

وگاه کراهت داریم وشیون می سرائیم وگاه خوش خوشانمان می شود وسرمست می شویم...

عسی ان تکرهوا شیئا وهو خیرلکم! و عسی ان تحبوا شیئا وهو کره لکم! ..(بقره216)

ی چه می داند مدبرعالم چه نقش ونگاری در بذرنشاط و حزن ترسیم کرد؟

وفرمایش بانوی پیام آور کربلا ازاین منظر زیباتراست که در حزن جانگداز همه ی هستی اش فرمود:

مارائیت الاجمیلا .

مرگ زیباست همچنانی که تولد زیباست

زندگی باید کرد دربطن مرگ وتولد.

نقاش هستی هرآنچه که با قلم لطیف عشق بر بوم حیات ما می کشد زیبا و هدفمند است.

تابلویی که اززندگی ما اتود می زند و رنگهایش را درمی آمیزد آن چیزی است که به آن می گوئیم تقدیر وخشنودی حضرت آفریدگار

وخداوند برنامه ریز ومدبرهستی است که مرگ را دربهترین لحظات وح برای مارقم خواهد زد.

درحالیکه های ابهام از مقابل دیدگان ما برداشته خواهد شده .

أَوَلَمْ یَنظُرُ وا فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ ضِ وَمَا خَلَقَ اللَّـهُ مِن شَیْءٍ

وَأَنْ عَسَىٰ أَن یَکُونَ قَدِ اقْتَرَ بَ أَجَلُهُمْ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ (اعراف/185)

پروردگارا حجاب نان و نام و ناله را از چشم ونگاه و زاویه ی دید ما بردار

آمین

والی الله المصیر

حمیدرضا ابراهیم زاده

نهم آبان 1396



تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصارمولف محفوظ است

عنوان وبلاگ : دایره مینا
منبع :
برچسب ها : عطر سخن - زندگی ,زندگی ,برای زندگی
عطر سخن زندگی ,زندگی ,برای زندگی
حقوق ک ن

بسم الله الرحمن الرحیم


کودکی آغاز یک سرنوشت ومنشا پیدایش آرزوهاست.

مهمترین و شیرین ترین وتاثیرگزارترین بخش از دوران زندگی هر فردی به دوران کودکی اش مربوط است .

کودکی و های و آرزوها وآرمانهایش . کودکی و فراغت از دغدغه ها ومصائب زندگی اجتماعی وفرهنگی واقتصادی برای هر انسانی همراه با خاطرات خوشایند ولذت بخشی است که انسان را تنها دراین مورد به به بازگشت به منوی سابق به آرزوی محال ترغیب می کند

اما شاید همه انسانها اینگونه از کودکی خویش به خیر یاد نکنند

ک ن بی س رست وبد س رستی که در توفان آسیبهای اجتماعی وکوران حوادث ناشی از کاروبردگی ومصائب زندگی به بزرگسالی رسیده اند؛ می دانند که این دوران اززندگی آنها بحرانی برای حیات ومعاششان به شمار می رفته است.

در این دوران ،انسانها شاکله ی فهم ودرک وآرزوهایشان شکل می گیرد و تاثیرات آموزش وحوادث و نیک وسوء این ایام از موقعَیت زندگی افراد، همواره تا زوال عمر نقشهای بسیارمهمی را در قوام وتجلی شخصیت افراد ایفا می کند.

وبی شک تاثیرات جبری سازمان یافته این دوره از ایام عمرمان مداخله گر ساختار مطلوب ویا نامطلوب دوران بزرگسالی ماست .

دوران کودکی ونوباوگی ما انسانها به اختیار خودمان رصد وسازمان دهی نمی شود. بلکه سایه ی جبری عمیق والدین و جامعه برآن استواراست.

بنابرین س رستان ووالدین ک ن درنگاه نخست ،کارگزاران وادا کنندگان حقوق مربوط به آنها هستند.

از نام نیک برای نوزاد گرفته تا ایجاد فضای سالم و امن وآرام برای زندگی و آموزش وتربیت صحیح از ابت ترین ونخستین مطالبات هرکودکی می باشد.

بنا براین در همه فرهنگها، سازمان حمایت از حقوق کودک بدوا در نهاد خانواده ترسیم شده است. وازآن پس حکومت ها و ت ها موظفند از ک ن بعنوان سرمایه های ملی خود صیانت نموده واز حقوقشان در همه ی حوزه های زیستی نهایت حمایت را به عمل بیاورند

برای ادای این منظور سازمانهای بین المللی اقدام به تاسیس وایجاد کمیته های صیانت از حقوق ک ن نموده اند تا از رشد فزاینده ی جمعیت ک ن بدس رست وخیابانی وک ن کار درملل جهان جلو گیری نمایند.

متاسفانه دهلیزهای بسیار وحشتناکی برای تضییع آرامش ونشاط ک نه ی ملل جهان دربرابر ک ن بی س رست وبد س رست وجوددارد. که ک ن رادر مسیر استثمار وبرده داری و سو استفاده های چند جانبه قرار می دهد و قطعا دخ ت ها و حکومت را برای رهایی این ستم دیدگان می طلبد

برای این برون رفت از این بحران ت باید زیر ساختهای لازم را برای حمایت همه جانبه از حقوق ک ن در نظر بگیرد

وضمن تقنین درحوزه حقوقی.وآموزش حقوق شهروندی وبارور هویت وکرامت انسانی به رفاه وتامین اجتماعی اقشارو اشتغال وآموزش وتحصیلات شهروندان نیز نهایت دقت و تلاش را داشته باشد. بدیهی است که با زیرساختهای حقوقی و آموزشی ورفاه اجتماعی امکان استثمار ک ن بسیار ضعیف خواهد شد وبالطبع با حضوراحزاب ورقبای ت و تهای سایه، نوک تیز پیکان انتقاد در بسیاری ازموارد رفاه وامنیت اجتماعی به سمت ت ها درجریان خواهد بود و مسیر اعتدال وتوسعه نیز از انسداد دور خواهد ماند

یکی از نشانه های جوامع توسعه یافته دارای ک نی سالم و بانشاط (سرمایه های بالقوه فراوان وشاداب ) است و چشم اندازهای آموزش وازدواج واشتغال مشخصی برای ک ن وجود دارد. دراین جوامع امکان استثمار کودک ، برای تمران کابوسی بیش نیست .

اما بااین وجود همچنان ک نی درجهان معاصربرای امکان حق زیست وحیات ومعاش به کار گماشته می شوند و شاید چتر حمایتی تد ر هیچ حکومت و تی بر سرشان سایه نیفکند

آمار ارتکاب به جرائم.فقر واعتیاد وطلاق وضریب جینی های هر تی نشان ازاین دارد که باید برای برون رفت ازبحران بازهم یک دهه تلاش لازم است تا با زیرساخت های متقن تری به کمک ک ن فردا بشت م.

ودراین گذار استثمار فرهنگی واعتقادی ک ن نیزهرگز ازتیررس استعمارگران خارج نخواهد بود

سرمایه ها ی به هرز رفته ی هرجامعه ای از ح فرصت به ح انفعال و تهدید در می آیند و نقش کمرنگ حیات تربیتی وفرهنگی ک ن با طلوع ادعاهای پر زرق وبرق رفاه ولذت ونشاط اجتماعی با وجی های متضاد با ادعا ها افول فرهنگ ها پررنگ تر می شود

ونابسامانی هایی که ک ن رادر حوزه تربیت واخلاق وکرامت انسانی می آشوبد و این سرمایه ها را به هرز رهنمون می کند قطعا از تغییردرسبک فکر وتفکر زیستی سرچشمه می گیرد وبازهم استثمار وبردگی فکری که به مراتب خشن تراز بردگی جسمی است شکل می گیرد

این نوع ازاستعمار واستثمار نو بابرده داری فکری و عقیدتی از سرمایه های ما بعنوان مطیعان وسربازان بی مزد ومواجب وگوش به فرمان بسیاری از تها وگروههای اقتصادی ومنفعت طلب جهانی ، مبدل می کند.

واین نوع از بردگی ک ن نیز بسیار نامحسوس پوستی در رگ جوامع درحال توسعه جریان دارد

بنابراین برای مبارزه با هردو نوع از استثمار ک ن. لازم است برنامه های مدونی در حوزه حقوقی سازمانهای بین المللی تهیه و به ت ها ارائه شود تا از میزان جرم وجنایات و هزینه های مربوط به استثمار جلو گیری گردد

که دراین راستا پیمان نامه حقوق کودک به عنوان یکی از اقدامات موثر ومفیدی است که درسازمان ملل مصوب گردیده است.

پیمان نامه حقوق کودک

یک کنوانسیون بین المللی است که حقوق مدنی، ، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ک ن را بیان می کند. ت هایی که این معاهده را امضا کرده اند موظف به اجرای آن هستند و شکایت های راجع به آن به کمیته حقوق کودک ملل متحد تسلیم می شود.

این کنوانسیون در ۲۰ نوامبر ۱۹۸۹ مورد پذیرش مجمع عمومی سازمان ملل متحد قرار گرفت و از ۲ سپتامبر ۱۹۹۰ (سی روز پس از تودیع بیستمین سند تصویب یا الحاق) لازم الاجرا شده است. تاکنون ۱۹۳ کشور (تمام اعضای ملل متحد به جز ایالات متحده و سومالی) این سند را امضا کرده اند و در ۱۴۰ کشور اجرا می شود. و به این ترتیب مقبول ترین سند در تاریخ می باشد.

کودک بر اساس ماده یک این پیمان به هر انسان کمتر از ۱۸ سال گفته می شود. مگر آن که قانون قابل اعمال در مورد کودک سن قانونی کمتری را تعیین کرده باشد.

این کنوانسیون شامل ۵۴ ماده و دو پروتکل اختیاری بوده که چهار اصول پایه ای آنرا جهت می دهد:

هیچ کودکی نباید از تبعیض رنج ببرد.

زمانی که در رابطه با ک ن تصمیم گیری می شود، باید منافع عالیه آنان در راس قرار گیرد.

ک ن حق حیات داشته و باید رشد کنند.

ک ن حق دارند آزادانه عقاید و نظرات خود را ابراز کنند و این نظرات در تمامی اموری که به آنها مربوط می شود، باید مورد توجه قرار گیرد.

کمیته حقوق کودک ملل متحد نهادی برای بررسی پیشرفت کشورهای عضو در دستی به تحقق تعهدات ناشی از پیمان است که به موجب ماده ۴۳ کنوانسیون تأسیس شده و از ده کارشناس تشکیل می شود که از اتباع کشورهای عضو با توجه به پراکندگی جغرافیایی و نظام های حقوقی اصلی انتخاب می شوند. وظیفه اصلی این کمیته بررسی گزارش های رسیده از کشورهای عضو کنوانسیون، ارائه پیشنهادها یا توصیه های کلی بر اساس بررسی گزارش ها درخواست مشاوره و مساعدت فنی از صندوق ک ن ملل متحد، سازمان های تخصصی ملل متحد و دیگر نهادهای دارای صلاحیت است.

گزارش کشورهای عضو به کمیته باید تا دو سال پس از تصویب یا الحاق و پس از آن هر پنج سال یک بار صورت پذیرد. کمیته نیز بایستی گزارش فعالیت های خود را هر دو سال یک بار به مجمع عمومی تسلیم کند.

پروتکل های اختیاری

در ۲۵ مه ۲۰۰۰ الحاق دو پروتکل اختیاری به کنوانسیون مورد پذیرش مجمع عمومی سازمان ملل متحد قرار گرفت. یکی «پروتکل الحاقی درباره ید و فروش ک ن، خودفروشی ک ن و هرزه نگاری ک ن» که این اقدامات را در کشورهای عضو ممنوع می سازد.

و دیگری «پروتکل الحاقی درباره بکارگیری ک ن در مناقشات مسلحانه» که خدمت سربازی اجباری افراد زیر ۱۸ سال را ممنوع می کند و اعضا تعهد می کنند از هر اقدام ممکن برای جلوگیری از ورود ک ن به گروه های مسلح استفاده کنند.

****

پیمان جهانی حقوق کودک بر اساس پیشینه ای تاریخی شکل گرفته است. جنگ بین الملل اول پیامدهای ناگواری برای همه ی جهانیان به وی ژه ک ن داشت. به همین علت پس از پایان جنگ در سال ۱۹۲۳ میلادی اولین اعلامیه حقوق کودک به منظور حمایت از ک ن در برابر آسیب های ناشی از جنگ، در ژنو تنظیم گردید و در سال ۱۹۲۴ به تصویب جامعه ملل رسید. مفاد این اعلامیه بیشتر در زمینه فراهم امکانات مناسب برای تغذیه بهداشت و مسکن برای ک ن جنگ زده و آواره و حمایت از آنان در برابر آسیب های جسمی و روانی ناشی از جنگ بود

تأسیس صندوق بین المللی ک ن – یونیسف در سال ۱۹۶۴ که بر اساس قطع نامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد پس از جنگ دوم جهانی و به منظور حمایت از ک ن به وجود آمده، اقدام مؤثر دیگری در زمینه توجه به حقوق کودک بود.

تصویب اعلامیه جهانی در سال ۱۹۴۸ گام دیگری درجهت تحقق حقوق ک ن به شمار می رفت. زیرا این اعلامیه، حقوق اساسی تمام انسان ها را بدون توجه به رنگ، نژاد، جنس، زبان، دین، ملیت و سایر ویژگی ها مطرح می سازد.

تصویب دومین اعلامیه حقوق کودک در سال ۱۹۵۹ توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد اساس و پایه پیمان جهانی حقوق کودک را پایه ریزی کرد. این اعلامیه با مواد ده گانه خود حمایت از ک ن را در زمینه های اساسی رشد و زندگی آنان مانند حق آموزش رایگان و اجباری، عدم تبعیض، منع هر نوع بد رفتاری و آزار، برخورداری از تغذیه، بهداشت، تفریحات و مسکن مناسب و ... مورد توجه قرار داده است.

در سال ۱۹۷۹ میلادی، «انجمن بین المللی روان شناسان آموزشگاهی» اعلامیه حقوق روانی کودک را که شامل نه اصل بود تدوین کرد. این اعلامیه نیز منبع مهم دیگری برای تدوین پیمان حقوق کودک بود. حق برخورداری از محبت، امنیت، رهایی از ترس و آزارهای جسمی و روانی، آموزش، هویت ، بیان، تشویق، بازی و رشد خلاقیت از جمله اصول نه گانه این اعلامیه بود.

در کنار این پشتوانه تاریخی، نیازهای ک ن نیز محور دیگری برای تدوین پیمان جهانی حقوق کودک بود. کودکی، دوران رشد و پرورش و شکل گیری شخصیت ک ن است و از این رو از اهمیت ویژه ای برخوردار است و جا دارد که برای تأمین رشد و سلامت ک ن از همان آغاز کودکی چاره شی شود و با رعایت حقوق اساسی آنان شرایط و امکانات مناسب برای رشد بهتر و سالم تر آنان فراهم شود. به ویژه که ک ن به سبب ویژگی های سنتی خود بسیار آسیب پذیرند و خود قادر به حفظ حقوق خویش نیستند و نیاز به حمایت و مراقبت از جانب بزرگسالان دارند.

نگاهی به آمار های مربوط به ک ن در سطع جهانی وسعت و شدت وحجم این آسیب پذیری را نشان می دهد.

۲۵۰ میلیون کودک در جهان به کار، اشتغال دارند.

۱۳۰ میلیون کودک ۱۱-۶ سال به تحصیل اشتغال ندارند.

۱۴ میلیون نفر در جهان از بیماری ایدز به هلاکت رسیده اند که ۲۵ درصد آن ها کودک بوده اند.

۱۲ میلیون کودک زیر ۵ سال در اثر عوامل قابل پیشگیری هر سال در کشورهای در حال رشد، می میرند.

۲۹ درصد ک ن زیر ۵ سال از سوء تغذیه رنج می برند.

۲ میلیون کودک در جنگ ها کشته ، ۴ میلیون مجروح و ۱۲ میلیون پناهنده و آواره شده اند.

این آمارها که نمونه هایی از وضعیت ک ن جهان و مشکلات آنان را نشان می دهد.

ضرورت حمایت از ک ن را از راه تدوین پیمان نامه های جهانی و تلاش در راه تحقیق حقوق آنان مطرح می سازد.

پذیرش گسترده پیمان جهانی حقوق کودک از طرف کشورهای جهان به دلیل خصوصیاتی است که این پیمان نامه دارد و توانسته است در زمان نسبتاً کوتاهی، تمام ت های جهان را حول محور خود گردآورد.

پیمان حقوق کودک نگرشی علمی و جامع نسبت به کودک دارد .در این پیمان تمام مسائل مربوط به رشد ک ن در زمینه های جسمی،ذهنی، روانی و اجتماعی به صورت یکپارچه مورد توجه قرار گرفته است. نگاه پیمان به کودک به عنوان موجودی مستقل، بالنده و پویا، زمینه را برای رشد و پرورش کودک در جهانی سرشار از صلح، آرامش، و امنیت، فراهم می سازد.

انعطاف پذیری، خصوصیت دیگر این پیمان است که سبب شده توسط کشورهای مختلف جهان با نظام ها و ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی متفاوت، مورد پذیرش قرار گیرد و هر کشور با توجه به شرایط خود در راه تحقق آن گام بردارد. اصولاً تحقق هر پدیده ای امری نسبی است و این نسبت، تابع شرایط خاص زمانی – مکانی هر کشوری است در مورد پیمان حقوق کودک، نیز وضع به همین گونه است.

توجه به نهاد خانواده در کنار حفظ بیشترین و بالاترین منافع و مصالح ک ن، مشخصه ی دیگری است که در پیمان حقوق کودک بر آن تأکید شده است. در واقع بدون توجه به مشکلات حقوق ک ن امکان پذیر نیست و این امر به علت نقشی است که خانواده به عنوان اولین و مهم ترین محیط رشد و پرورش ک ن در سال های حساس کودکی و پس از آن بر عهده دارد.

نقش ت ها در تحقق حقوق کودک از ویژگی های مهم پیمان است . بسیاری از برنامه های مربوط به رشد، آموزش، بهداشت و حمایت کودک باید در برنامه ریزی های کلان در سطح ملی مورد توجه قرار گیرد. ازا ین رو نقش ت ها در تأمین حقوق اساسی ک ن بسیار مؤثر و مهم است و ت ها موظف هستند رشد و سلامت ک ن را تضمین کنند. البته وظایف ت ها، نقش مشارکت های مردمی را در تحقق حقوق کودک نادیده نمی گیرد.

پیمان حقوق کودک شامل یک مقدمه و سه قسمت است. مقدمه موقعیت کلی پیمان را مشخص می کند. قسمت اول مواد ۱ تا ۴۱ را شامل می شود که حقوق کودک را مشخص می کند. قسمت دوم شامل مواد ۴۲ تا ۴۵ است که راه کارهای اجرایی و نظارت بر تحقق پیمان را معین می کند. قسمت سوم مواد ۴۶ تا ۵۴ را شامل می شود که نحوه پذیرش ، تصویب و الحاق کشورها به پیمان را مشخص می سازد.

به منظور آشنایی با مواد پیمان به اختصار به آن اشاره می شود:

ماده ۱ – تعریف کودک: کودک ی است که سن او کمتر از ۱۸ سال باشد.

ماده ۲- منع تبعیض: تعلق حقوق کودک به تمام ک ن بدون هیچ گونه تبعیض.

ماده ۳- منافع عالیه کودک: اولویت منافع کودک در کلیه اقدامات

ماده ۴ – تحقق حقوق کودک: تلاش ت ها در راه تحقق حقوق مندرج در پیمان

ماده ۵- س رستی والدین: حقوق و مسئولیت های والدین در پرورش ک ن

ماده ۶ – بقا و رشد کودک: حقوق طبیعی کودک برای زندگی و وظیفه ت ها در تأمین بقا و رشد کودک

ماده ۷ – نام و ملیت: حق برخورداری کودک از نام و ملیت

ماده ۸ – حفظ هویت: وظیفه ت ها در حمایت از هویت کودک

ماده۹ – ج از والدین: حق کودک برای زندگی با والدین و ارتباط با آنان در صورت ج

ماده ۱۰ – پیوستن به خانواده: حق ک ن و والدین آن ها برای محلق شدن به یکدیگر در هر کشوری

ماده ۱۱ – انتفال غیر قانونی کودک: وظیفه ت ها در جلوگیری از انتقال غیر قانونی ک ن به کشورهای دیگر

ماده ۱۲- عقیده: حق کودک برای بیان آزادانه عقاید خود.

ماده ۱۳- بیان: حق کودک برای بیان عقاید خود و ب اطلاعات بدون توجه به مرزها

ماده ۱۴- شه و مذهب: وظیفه ت ها در احترام به شه و مذهب کودک

ماده ۱۵- اجتماعی: حق ک ن برای تشکیل اجتماعات و پیوستن به آن ها

ماده ۱۶- زندگی خصوصی: خودداری از دخ در امور خصوصی و خانوادگی ک ن

ماده ۱۷ – دسترسی به اطلاعات: دسترسی ک ن به اطلاعات مناسب و محافظت آنان در برابر اطلاعات زیان بار

ماده ۱۸ – مسئولیت والدین: مسئولیت مشترک والدین در رشد و پرورش کودک با مساعدت ت ها .

ماده ۱۹- حمایت در برابر بد رفتاری: وظیفه ت ها در حمایت از ک ن در برابر هر نوع بد رفتاری.

ماده ۲۰ – حمایت از ک ن بی س رست: حمایت از ک ن بی س رست و تأمین جایگزینی مناسب برای آنان

ماده ۲۱- فرزند خواندگی: توجه به حفظ منافع کودک و حمایت کامل از او در امر فرزند خواندگی

ماده ۲۲ – کودک پناهنده: تأمین، حمایت و مساعدت ت ها و دیگر سازمان ها برای ک ن پناهنده

ماده ۲۳ – ک ن معلول: توجه ویژه به مراقبت، آموزش و حمایت از این ک ن

ماده ۲۴- خدمات بهداشتی: حق برخورداری کودک از بهداشت و مراقبت های پزشکی

ماده ۲۵ – بررسی موقعیت کودک: وظیفه ت ها در ارزی منظم وضعیت ک نی که به مؤسسات یا خانواده ها س می شوند.

ماده ۲۶- تأمین اجتماعی: حق برخورداری کودک از بیمه و تأمین اجتماعی

ماده ۲۷- سطح زندگی: وظیفه والدین و ت ها در فراهم سطح زندگی مناسب

ماده ۲۸- آموزش و پرورش: حق برخورداری کودک از سطح مناسب آموزش و پرورش و امکانات آموزش ابت رایگان و اجباری و سطوح دیگر آموزشی.

ماده ۲۹- هدف های آموزشی و پرورشی: رشد شخصیت و استعدادهای کودک و آماده ساختن او برای زندگی فعال

ماده ۳۰ – ک ن اقلیت های مذهبی: حق برخورداری آنان از فرهنگ خود و انجام اعمال مذهبی

ماده ۳۱ – تفریح و فعالیت های فرهنگی: حق برخورداری کودک از بازی، تفریح وفعالیت های فرهنگی و هنری

ماده ۳۲- کار ک ن: تعیین حداقل سن برای کار ک ن و حمایت از آنان

ماده ۳۳ – : حمایت از ک ن در برابر استفاده از ، تولید و یا توزیع آن.

ماده ۳۴ – سوء استفاده : حمایت از ک ن در برابر هر نوع سوء استفاده

ماده ۳۵ – ید و فروش کودک: ممانعت از ید و فروش و ربودن کودک

ماده ۳۶- دیگر شکل های استثمار: حمایت از ک ن در برابر هر نوع استثمار و بهره کشی

ماده ۳۷- شکنجه و بازداشت: منع شکنجه، بازداشت غیر قانونی، حمایت و حبس ابد در مورد کودک و حق دسترسی او به مشاوره حقوق

ماده ۳۸- درگیری مسلحانه: جلوگیری از درگیر شدن ک ن زیر 15 سال به هر شکل در جنگ

ماده ۳۹- توان بخشی: حمایت از ک ن آسیب دیده بر اثر جنگ، بد رفتاری و استثمار

ماده ۴۰ – دادرسی رسمی ویژه ک ن: حق ک ن مجرم برای برخورداری از امکان دفاع از خود و امکان دسترسی به مشاوره حقوقی

ماده۴۱ – رجحان ملاک های بالاتر: توجه به ملاک های بالاتر در زمینه حقوق کودک در صورت وجود آن ها در هر کشوری

ماده ۴۲ تا ۴۵: راه کارهای اجرایی و نظارت بر اجرای پیمان

ماده ۴۶ تا ۵۴: نحوه پذیرش و تصویب پیمان توسط کشورها.

استقبال کشورها از پذیرش پیمان حقوق کودک از آن جا که نشانه توجه ت ها به ک ن و مسائل آنان است، بسیار امیدوار کننده است، اما این اقدام نباید در سطح پذیرش و تصویب پیمان باقی بماند. ت ها باید تلاش کنند تا حد امکان، حقوق مندرج در پیمان تحقق یابد و برای دستی به این هدف راه کارهای کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت را پیش بینی و اجرا کنند.

اولین گام در راه تحقق حقوق کودک، آشنایی همگان با این حقوق است .به ویژه والدین، معلمان و خود ک ن باید از این حقوق آگاهی یابند تا بتوانند در پویایی آن مشارکت فعال داشته باشند. برنامه ریزی مناسب در سطح ملی برای تحقق این حقوق و کاهش موانع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در این راستا، گام دیگری است که باید برداشته شود.

ایران درسال ۱۳۷۳ به صورت مشروط پیمان حقوق کودک را پذیرفته است و مجلس شورای ی نیز آن را تصویب نموده است. پذیرش و تصویب پیمان در هر کشور در حکم ا ام به اجرای آن است. اما به نظر می رسد تا کنون در این زمینه اقدامات جدی صورت نگرفته است و حتی در مورد اولین گام یعنی آشنایی همگان با پیمان، صرف نظر از موارد جزیی و محدود، فعالیتی انجام نشده است. آگاه سازی و اطلاع رسانی وآموزش در مورد پیمان را می توان با تنظیم برنامه مشخصی از رسانه های گروهی به ویژه صدا و سیما در سطحی وسیعی انجام داد تا راه برای اقدامات دیگر در زمینه تحقق کودک در جامعه ما هموار گردد.

حمیدرضا ابراهیم زاده


1/5/2015



تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصار مولف محفوظ می باشد

عنوان وبلاگ : دایره مینا
منبع :
برچسب ها : حقوق ک ن - ک ن ,کودک ,حقوق ,ماده ,پیمان ,حمایت ,حقوق کودک ,پیمان حقوق ,وظیفه ت ,تحقق حقوق ,مجمع عمومی ,مجمع عمومی سازمان ,برای تدوین پیمان ,«پروتکل الحاقی در?
حقوق ک ن ک ن ,کودک ,حقوق ,ماده ,پیمان ,حمایت ,حقوق کودک ,پیمان حقوق ,وظیفه ت ,تحقق حقوق ,مجمع عمومی ,مجمع عمومی سازمان ,برای تدوین پیمان ,«پروتکل الحاقی در?
ولی موعود ما سرت سلامت


آغاز ولایت عهدی حضرت صاحب الامر زمان

را به ساحت شریف آن حضرت و به عموم شیعیان ومنتظران قدوم مطهرش

وهمه ی آزادگان جهان تبریک عرض می نمایم




ای که باسلسله ی زلف دراز آمده ای

فرصتت باد که دیوانه نواز آمده ای

ساعتی ناز مفرما بگردان عادت

چون به پرسیدن ارباب نیاز آمده ای

پیش بالای تو میرم چه به صلح و چه به جنگ

چون به هر حال برازنده ناز آمده ای

آب و آتش به هم آمیخته ای از لب لعل

چشم بد دور که بس شعبده بازآمده ای

آفرین بر دل نرم تو که از بهر ثواب

کشته غمزه خود را به آمده ای

زهد من با تو چه سنجد که به یغمای دلم

مست و آشفته به خلوتگه راز آمده ای

گفت حافظ دگرت قه آلوده ست

مگر از مذهب این طایفه بازآمده ای / حافظ



ولی عهد موعود ما سرت سلامت



حمید رضاابراهیم زاده

30آذر1394

عنوان وبلاگ : دایره مینا
منبع :
برچسب ها : ولی موعود ما سرت سلامت - آمده ای
ولی موعود ما سرت سلامت آمده ای
آرامش


انسان درجستجوی آرامش ،سریعترین دونده ی کائنات است.

خواجه فرمود: مرغ زیرک چون بدام افتد تحمل بایدش....

تکیه بر تقوا ودانش درطریقت کافریست راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

ضیق صدر یا دلتنگی باعث می شود آدمیت آدم، زمین به این وسعت را برای خودش تنگ ببیند

دلتنگی یا ضیق صدرآفتی است که زمینیان به آن دچارند چون جنس کالبدشان از خاک است.

ووقتی روحشان خاک مالی می شود حس شکنجه وسختی وحبس به آنها دست می دهد

می خواهند پروازکنند و خود را آرام کنند. به دنبال آرامش تقلا می کنند تا پا از باتلاق کالبد بیرون بکشند و...

ولی قدرت بلع وکشش باتلاق خامی کالبد وجودشان قوی تراست.

هرآنکه بیشتر دراین باتلاق دل خوش می کند زندگیش بی برکت تر می شود

اما وقتی برکت به آرامش انسان می آید صاحب سعه ی صدر می شود.

برکت در جان .آبرو .شاد وسلامتی و...چیزی است که درنگاه مردم ویا عوام ازچشم افتاده ولی سخت به آن نیازمندند.

وبی نهایت ی ویه به برکت درمال چشم دوخته اند که یک هزارم ارزش را نسبت به سایر برکات ندارد.

برکت دررزق هم جدای از مال ی ومال دوستی است.

والبته رزق هم خورد وخوراک معنا نمی دهد بلکه همین آرامش وسلامتی وشادکامی معنا می دهد

برکت درمال هم وقتی خوب است که صرف در آرامش می شود وآرامشش را با آن را می د. نه اینکه آرامشش را با مال خواهی اب کند.

همواره حب مال باعث شود تا آرامش قربانی و هزینه شود...

مهمترین اشتباه استراتژیک ما این است که آرامش ورفاه را می فروشیم تا پول ب یم.

ای بسا فقرای مالی که با آرامش می خوابند وخانواده شان دورهم به هم محبت می کنند.

وای بسا که سرمایه دارانی که بخاطرحفظ تمول آرامشی ندارند واعضای خانواده نسبت به هم نقشه ی کلاهبرداری و مرگ می کشند...

آرامش تنها خواسته ی واقعی من وشما ویا هر ی می تواند باشد. قیمتی هم نمی شود برایش گذاشت.

گران است وآسان بدست می آید وآسان می رود

گاه با یک لبخند ویک سلام ویا یک خبراز دلخوشیهای مان آرام می شویم و گاه با یک اخم روزگارمان سیاه می شود


نتیجه تصویری برای آرامش


من آرامش را برهمه چیز این دنیا ترجیح می دهم. نیازی که خود خدا درآن وجود دارد .

والبته آرامش نامی از اسماء الحسنی است .

هروقت ی که بخواهد آرامم کند یا اینکه باعث آرامشم شود، را یک فرشته ویا سربازی از جانب خدا می دانم.

وحس می کنم تکه ای از اعضای بدن خداست.جگر گوشه ی حق است که درما وبقا ست...

دوستش دارم وفدایش می شوم آنکه فرشته خوست و یت دارد تا مرا وانسانیتم آرام کند...

ومن هم اگر سرباز خدایم باید این چنین بنمایم وبنمایانم./.

حمیدرضا ابراهیم زاده

نهم آبان 1395




* تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ می باشد

عنوان وبلاگ : دایره مینا
منبع :
برچسب ها : آرامش - آرامش ,برکت ,باعث ,آرام ,برکت درمال
آرامش آرامش ,برکت ,باعث ,آرام ,برکت درمال
تیر غیب

تیر غیب


واژه ای غریب که گرفتار آمدن به آن بسی تلخ ودرد ناک است

درد عجیبی است که از پستو های رفتار وپندار افراد بر جان شان می گدازد

ستم در لوای بی انصافی وخود برتری بینی کمان این چله را به کشش وامی دارد وبه ناگهی از غیب تیری بر می جهد و دقیقا به سیبل اعماق نباید ها جا خوش می کند

تیر غیب ناشناس ونا بهنگام می آید و ی جز خدا موقعیت زمان ومکان دقیق اصابتش را نمی داند

دردناک ترین نوع داغ این است که دلخوشی های آدمی را ازمیان بردارند ویا براو ستم روا دارند.

اینجاست که خدا هرگز از حق مظلوم نمی گذرد.

مراقب پندارها وگفتارها و رفتارهایمان باشیم و از قضاوت های نابجا بپر م.

گاه به تبسمی یا به اخمی یا به طعنه ای انی را می آزاریم که پناهی جز خدا ندارند وهجمه به اینان دقیقا غیرت خدا را به قهر وا می دارد

آبرو وحریم شخصی افراد بزرگترین داشته ها ودلخوشی های آنان است هر ی که با آبروی اهل باور خود را مشغول کند بی تردید درمصاف با خدا اعلان نبرد کرده است.

و هرآن به تلافی بی انصافی هایش تیری درچله ی غیب به سمت سیبل وجودش دور خیز میکند وشتاب برمی دارد...

حمیدرضاابراهیم زاده

26 بهمن1394



تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ است

عنوان وبلاگ : دایره مینا
منبع :
برچسب ها : تیر غیب
تیر غیب
آدم اهل

آدم اهل کیست؟

تعلیم و تربیت training- education - trinment and education

تعلیم یا آموزش:

این واژه در لغت نامه دهخدا به معنی آموختن، آگاهانیدن، ی را چیزی آموختن، آموزانیدن و... آمده است.

تربیت یا پرورش:

در همان جا به معنی پرورانیدن، پروردن، پروردن و آموختن معنی شده است.

معنای تربیت در یک عبارت این است: «روش رفتاری و گفتاری دادن به غیر، طوری که این روش، ملکه ذهن او شود.» ی را تربیت یعنی این که روش رفتاری و گفتاری به وی یاد داده شود.

اینجاست که می گویند: «مربّی او را تربیت کرده است.» تربیت شامل ایجاد یا فعلیت بخشیدن هر نوع کمالی در انسان می شود که مطلوبیت و ارزش داشته باشد. این کمال گاهی جنبه شناختی دارد که به دانش، شناخت و آگاهی انسان مربوط می شود. گاهی نیز جنبه کنشی یا حرکتی دارد که به رفتار و اعمال عینی انسان که اغلب دارای مظاهر جسمانی هستند مربوط می گردد و بالا ه گاهی جنبه گرایشی یا عاطفی دارد که با نگرش، اعتقاد، ایمان و علایق، احساسات انسان مرتبط است.

بشر ازآغاز حضورش در دنیا هم به فراخور فطرت و هم به خاطر خصوصیت خلقت نیاز به تعلیم و تربیت دارد.

درجهانبینی موضوع مربی وتربیت از اهمییت بالایی برخورداراست. وخداوند اولین مربی بشر به شمار میرود ونام خود را رب می نامد ومی فرماید بخوان به نام پروردگارت

اقرا باسم ربک الذی خلق...

بااین رویکرد موضوع آموزش وتربیت اصلی ترین جهاد و تلاش انبیاءعظام برای صیانت ازکرامت انسان و بوده است.ومسائل تربیتی ازاهمیت ویژه ای برای جامعه سازی الهی برخورداراست.

شهید مطهری:

"مسائل تربیتی بسیار مسائل حساسی است، تیغ دو دم است؛ یعنی این مسائل اگر خوب و صحیح آموزش داده شود اثر بسیار عالی دارد، ولی اگر یک ذره از مسیر خودش منحرف شود، صد درصد اثرش مع است؛ و من خودم در حدودی که مطالعه کرده‏ام و مخصوصاً در قرآن کریم در این زمینه مطالعه دارم، می‏بینم که غالب مفاهیم اخلاقی و تربیتی - اگر نگوییم تمام آنها- به شکل وارونه‏ای الآن در افکار ما مسلمانها وجود دارد."

(احیای تفکر دینی ص57)

درجامعه ی ایرانی آموزش مدون و تربیت پایدار که باید با مدل فرهنگ جامعه متوازن باشد .

برای توسعه یافتگی جامعه ی ایرانی لازم است آموزه های دینی وباورهای نیک الهی شالوده وبنیان پیشرفت وعد محسوب شود.

زیرا تربیت انسان را اهل و امن می کند . وانسان با آموزش هدفمند امن واهل و پویا وکامل محسوب می شود.

اما بی تربیتی آدم ها را نا امن می کند .انسانی که اهلی نباشد ناامن است واز بی فرهنگی وعقب ماندگی وتحجر رنج می برد ودیگران را نیز به رنج می اندازد .

انسانها اقلیم وسرزمین هایی هستند که در وجود خودانواع اقلیم ها و کلیماهای متفاوت ومتناسب با طبایع وسرشت های مختلف را حائزهستند

خداوند وجود آدمیان را به سرزمین ودشت هایی تشبیه فرموده است که اقلیم های متفاوتی دارند.

اقلیم حاصلخیز و پاک وطیب ،با سرزمین های شور زار ولجن زار وزمین های خشک و بایرمتفاوت هستند.

حضرت رحمان درسوره ی اعراف آیه 58 فرمود :

والبلد الطیب ی ج نباته باذن ربه

والذی خبث لای ج الا نکدا

دل آدم اهل وامن ، پاکیزه است وازان به اذن خدا گل وگیاه می روید. و سرزمین وجودی او حاصلخیز وگلستان محسوب می شود.

اما در اقلیم خباثت و دل بیغوله ، دشت وجود انسان نا امن گردیده و وجی اش چیز جز تیغ و خارو خشکی وشوره زار و لجن زار نیست و امتدادش با گمراهی و نکبتی توام خواهد بود.

آدم های نا امن ونا اهل اقلیم بایر دارند وشکم های دایر.

بقول علامه ی آملی؛ " تا شکم دایراست دل بایر."

وبر خلاف آنان ، آدم های اهل وایمن و امین ، کشتزارهایی حاصلخیز و باغهایی سرسبز دروجودشان دارند.

انسان تربیت شده واهل ،مانند سرزمینی حاصلخیز وتوسعه یافته است که امنیت وتوسعه یافتگی و می و خوشی وادب ووقار ونجابت ومتانت را به عنوان پشتوانه و سرمایه های خویش دارد .

با این رویکرد دل انسان اهل یا مومن ویا نیک باور حرم خداست .

و مراد ازکعبه باطنی ویا اقلیم باطن در قرآن کریم ،دل آدمی است. که وهذا البلد الامین... اینجاست.

سرزمین امن واقلیمی با ویزای ایمن و برگ سبز وگذرنامه ی معتبر. دل وجان انسان کامل و امین است.

ادب ونجابت و وقار ومتانت وصداقت و امانت آدمی از تربیت درست او سرچشمه می گیرد.

نجیب زادگی در آئین عزیز محصول دور شی ونجابت پارسایان است.

ژن برتر و خوب درنگاه عزیز مربوط به پارسایان است.

وهمه ی اهل بیت با سیره ی درخشان شان ژن برتر ویا بهترین الگوی انسان ا سعه یافته محسوب می شوند.

پارسایی چیزی جز هوشمندی درمدیریت بحران و کارزارها وفتنه ها نیست تربیت یافتگان مکتب قرآن و اهل بیت پارسایانند

آنان بسیارمحتاط و زیرکانه عمل می کنند تا در موضع فتنه وعصیان وطغیان قرار نگیرند .

اما کعبه ی گل نیز حرم خداست. که به دست ابراهیم خلیل بنا شد وامت برای انسجام وهمدلی به گرد آن حلقه می زنند وطواف می کنند.

زیب النسا بیگم شاعره ی عارف قرن یازدهم از دو کعبه ظاهر وباطن اینگونه برمی دارد.

برو طواف دلی کن که کعبه ی مخفی است که آن خلیل بنا کرد و این خدا خود ساخت.

دردیوان شمس این گونه آمده است که:

طواف کعبه دل کن اگر دلی داری دلست کعبه معنی تو گل چه پنداری.

طواف کعبه صورت حقت بدان فرمود که تا به واسطه آن دلی به دست آری.

هزار بار پیاده طواف کعبه کنی, قبول حق نشود گر دلی بیازاری.

بنا براین دل انسان واقلیم وجود مومن کعبه ومطافی است که آرزدن و رنجاندنش جسارت است به حضرت حق . واعلان نبرد است با خداوند جبار ودرهم کوبنده ی مستکبران.

زیرا کعبه ی دل را خدا خود ساخت و ن شد و س ت غیر را درآن جایز نمی بیند .

وبه آن قسم یاد می کند که سرزمین امن من این است:

لا اقسم بهذاالبلد...

هر آدمی در قلمرو وجودی خویشتن بلد امینی دارد.سرزمین امنی دارد که چون کعبه حرم خداست.تجلی گاه انوار وصفات الهی هست و آن قلب اوست.

به واسطه ی این حرمت و بیت اللهی قلب است که حرمت مومن از کعبه هم فراتر می رود.ومی شود انسان امن وتوسعه یافته و پویا .

که انسان امن مورد وثوق همه ی موجودات است

همه مردم وحتی حیوانات ،آدم اهل را دوست دارند وبه او پناه می برند وازاو مدد می خواهند. انسان اهل مامن وپناهگاه همه می شود.

حتی آهوی گریز پا و مضطرب هم به او پناه می برد...

اهل بیت آدمیانی امن و کامل وپویا بودند. ودقت در سیره وزندگی ایشان نشان می دهد که آنان برای صیانت از کرامت انسان حتی ازجان عزیزان وجگرگوشه هایشان نیز گذشتند.

وازاین حیث برای ما مقدس وقابل احترام هستند که جان وجانان و جگرگوشه هایشان را برای پاسداری از کرامت انسان به انسانیت وخدای انسانها تقدیم د.

آنها انی هستند که به تربیت نفوس وآموزش ستمدیدگان وملت ها و اهل انسان ها و آدم سازی انسانها ازجان ومال و آبروی خود گذشتند .

انسانهای توسعه یافته وبا فرهنگ به همه ی ابعاد هویتی خود دقت وتوجه می کنند.

آدم امن وتوسعه یافته ؛ نیک پندار ونیک گفتار ونیک رفتار است. و به باورهای نیکش عمل می کند.

آنتوان دوسنت اگزوپری درشا ار خود به نام شازده کوچولو که اگرچه درظاهر آن را برای ک ن نوشت اما درواقع این داستان را برای تربیت وروشنی ذهن و به بلوغ کشاندن آدمیت نگاشت .

در فصل بیست ویکم یا همان فصل مشهورآشنایی با روباه ، جمله های زیبا و ژرفی دارد که درآنجا :

شازده کوچولو از روباه می پرسد: اهلی یعنی چه؟

روباه گفت: چیزی است که پاک فراموش شده است ؛ معنیش ایجاد علاقه است.

می گوید: "آدم فقط از چیزهایی که اهلی می کند می تواند سر دربیاورد . آدم ها برای فهمیدن وکنجکاوی وقت ندارند همه چیز را همین جور حاضر و آماده از دکان ها می ند اما چون دکانی نیست که دوست معامله کند آدم ها مانده اند بی دوست... تواگر دوست می خواهی خوب مرا اهلی کن.! "

شازده پرسید راهش چیست؟

روباه پاسخ داد:

"باید خیلی شکیبا باشی... چون سرچشمه ی همه ی سوء تفاهم ها زیر سر زبان است..."

روباه به شازده ای که به گل رز سیاره اش علاقه داشت گفت:

"جز با چشم دل هیچ چیزی را چنان که باید نمی توان دید . نهاد وگوهر را چشم سر نمی بیند. ارزش گل تو به میزان عمری است که به پایش صرف کردی"

و درانتهای فصل روباه می گوید: " آدمها این حقیقت رافراموش کرده اند اما تو فراموشت نشود . تو تا زنده ای نسبت به آنی که اهلی کردی مسئولی. تو مسئو ل گلت هستی..."

تربیت به زبان ادبیات. داستان وانیمیشن و ودرسنامه ها در همه جای جهان مرسوم است

در کلیله ودمنه ی عبدالله . در بوستان وگلستان سعدی وآثار سایر بزرگان موضوع ادب آموزی برای ایرانیان بصورت کاملا هدفمند ومدون جدی گرفته شده بود.

حضرت ختمی مرتبت محبت فرمودند هیچ ارثیه ای همسنگ با ادب و تربیت نیست

لا میراث کالادب

همچنین درادبیات خارجی که کشورهایی مانند انگلستان و فرانسه و آلمان غنای عمیقی در موضوعات مختلف ادبیاتی وجود دارد .همانند داستانها و اشعار و ها وانیمیشن هایی که بصورت هدفمند منتشر شده اند .

آثار ش پیر. جک لندن.جین وبستر.جرج اورول. چار دیکنز و...

آثاری مانند بابا لنگ دراز. دنیای وحش. قلعه ی حیوانات.بینوایان .آرزوهای بزرگ وبزرگ ن کوچک و...

به ویژه دراین اثرشاخص ادبیات داستانی فرانسوی نیز موضوع تربیت واهلی آنقدر امتیاز دارد که اثر شازده کوچولو ی خلبان مفقود الاثر آنتوان اگزوپری بارها وبارها بعنوان کتاب سال جایزه دریافت می کند.

مدل تربیت جامعوی هر کشوری و یا جامعه ای با فرهنگ ها وباورهای جامعوی آن ملت متقارن است. و درنهایت همه ی جوامع خود را ملتی با فرهنگ برتر وصلح جو ودوستدار وم ع صلح پایدار می دانند

مقوله ی تربیت درهمه ی جوامع دنیا با گرایش به جرائم درتضاد است.

هراندازه که موضوع تربیت جدی تر وهدفمند تر گرفته شود عد شاداب تر و جرائم کمتر می شود و به پیرو آن پرونده های کمتری بر سرمحاکم قضایی دنیا هوار می شود.

عد درواقع آن روی سکه پیشرفت است که جز با تربیت ویا فرهنگ سازی و آموزش میسر نمی شود.

پایه واساس توسعه در مدارس و ها ی می گردد.

مربی و داور دو روی سکه توسعه هستند.

یکی می آموزاند و دیگری حقیقت را پاسبانی و نظارت می کند و جزا می دهد.

مهمترین دغدغه مردم عصرما بدست آوردن واز دست ندادن است.

شوق بدست آوردن که می تواند باعث بسیاری از توقعات و طمع کاری ها و هنجارها و ناهنجاری ها شود

وترس از دست دادن نیز می تواند باعث بروز بسیاری از توقعات ومطالبات وناهنجاری ها شود.

بقول آقای قمشه ایی : همه چیز زیر سر صرف جویی است آدم ها بدنبال چیزی هستند که برایشان بصرفد.

د وتربیت گمشده ای است که می تواند برای عصر جدید با همه ی مقتضیاتش راهگشا باشد

بزرگترین دشمن حقیقت ، فقط نادانی وشک نیست بلکه اصلی ترین دشمن حقیقت توهم و افه است یعنی جهل سازمان یافته ای که صورت وهیبت دانایی و برآزندگی به خود می گیرد.

اساسی ترین دشمن دانایی نیز توهم دانایی است که منجربه غرور و خود برتر بینی و فریب و خود فریبی می شود.

غرور به معنای فریب است . و بهتر باید گفت: که غرور، همان خود فریبی است که می تواند منجر به عقب ماندگی های چند جانبه و زوال هویتی و جامعوی شخص. گروه. حزب و جامعه ای گردد.

جامعه ی ا سعه پذیر ویا پیشرفته جامعه ای است که امنیت پایدار داشته باشد و یا کمترین جرائم ونا امنی را ببیند.دراین جامعه بیشترین تفاهم و تعامل بین مردم ومسئولان ونخبگانش برقرار می شود.

توسعه ی پایدار وامنیت پایدار در جامعه ای رخ می دهد که ؛ در آن تورم واعتیاد وبیکاری و طلاق و جرایم وجود نداشته باشد و یا

عنوان وبلاگ : دایره مینا
منبع :
برچسب ها : آدم اهل - تربیت ,انسان ,جامعه ,کعبه ,آموزش ,توسعه ,طواف کعبه ,وتوسعه یافته , شازده کوچولو ,کرامت انسان , یعنی
آدم اهل تربیت ,انسان ,جامعه ,کعبه ,آموزش ,توسعه ,طواف کعبه ,وتوسعه یافته , شازده کوچولو ,کرامت انسان , یعنی
تغییر درسرنوشت تمدن وجامعه

مصاحبه

"اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم". سوره رعد، آیه یازده

کاربردی این قسمت از آیه شریفه در زندگی امروز چگونه است ؟

بنام سلام بهترین ادب است برای انعقاد کلام

رشد وتکامل انسان مست م تحول وعید ومعاداست

انسان باید ازساختن وتحول وتکامل فردبه ساختن جامعه وتمدن برسد

هیچ تمدنی بدون زیرساختهای باور و شه وتشکیلات سازمانی اعتقادی وفرهنگی سامان نیافت

سازمان هر تشکیلاتی وهرم هر تمدنی به یک باور منوط وپیوسته است

ومبدا پیدایش هرنوع فکری ساختار وباورهای فردی آن مجموعه یا سرمایه های بزرگ آن مجموعه است

برای هرتحول وساختاری: فرد به فرد خانواده به خانواده. ایل به ایل. شهر به شهر وملت به ملت وجامعه به جامعه باید خواهان این تغییرباشند.

چه تغییر معنوی مثبت وچه منفی ومخدوش.

همه ی جوانب تحول وتغییر به تصمیم واراده ی افراد وابسته است

وخداوند هرگزدراین تغییر تصرفی ندارد چون مربوط به باورهای اکتس افراد است

به اکراه واجبار نمی شودبهشت و تغییر وتکامل وتحول ساخت

مسیر بهشت زورکی ازجهنم هم گزنده تر خواهدبود...

پس ادیان درخدمت انسانیت هستند تا انسان وهویت انسانی وکرامت او شاکله ی تحول واقتدار وعزت وآرامش را بپذیرد

نتیجه تصویری برای تغییر

---------------------


جناب پاسخ شما

مفید و فوق العاده است

تحول را حضرتعالی در نهاد بشر دانستید و خواست او توسط پیش نویس خدا

ی سوال تحولی که انسان خطا کار پیش می گیرد و خانواده ای و یا به قول شما ایل یا کشوری را منحل می کند خدا چگونه این را برای فرد خطاکار جبران می کند؟ و یا برای آن خانواده یا افراد اسیب دیده جبران می کند !

برای روشن تر شدن موضوع توضیح تفصیلی در صورت تمایل دهید متشکرم

***

خداوند بسیاری ازمصائب و ابتلائات محتوم جمعی را برای بشرازاین منظر منجربه شهادت واجر دانسته وبرای مصیبت دیدگان پاداش بزرگ خواهان است

مثلا برای قومی عذاب می اورد ودراین راستا بی گناهانی هم دراین ابتلا ومصیبت صدمه می بینند

درخواست صبر برای مصیبت زده ازاین منظر قابل بررسی است

الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ البقرة: ١٥٦

أَوَلَمَّا أَصَابَتْکُم مُّصِیبَةٌ قَدْ أَصَبْتُم مِّثْلَیْهَا قُلْتُمْ أَنَّىٰ هَٰذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنفُسِکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ آل عمران: ١٦٥

مقام صابرین وجایگاه وامتیازات دنیوی وا وی آنان دردرک پذیرش لذتهای بهشت دنیا وآ ت بسیار ارزشمند وبالاست


یکی از رازهای صابرین (بردباران)وصامتین(سکوت کنندگان)وصائمین (روزه داران)است.

دربرابر طعنه ها وتوهمات وتوهین ها، نه از ترس بلکه بخاطر حیا وصبر طاقت می آورند بلاها را به جان می ند وآزمونهای سخت و بلند را می پذیرند

آنها با وتوکل وبردباری به چشمه ها وجاهایی می رسند که ما فکرش را هم نمی توانیم .

هم جایگاه دنیایی آنها براهل نظررفیع است وهم مقامات ا وی بلند و ارزشمندی دارند...

والی الله المصیر


حمید رضا ابراهیم زاده

24تیر1394


* تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصارمولف می باشد

عنوان وبلاگ : دایره مینا
منبع :
برچسب ها : تغییر درسرنوشت تمدن وجامعه - تغییر ,خانواده ,تحول ,انسان ,افراد ,وتکامل
تغییر درسرنوشت تمدن وجامعه تغییر ,خانواده ,تحول ,انسان ,افراد ,وتکامل
به روز شده ها
اتفاقی
با توجه به اهمیت محتوای سایت خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج در سایت را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است یاسمین فقط منتشر کننده مطالب با ذکر منبع بوده و هیچ گونه مسولیتی در خصوص مطالب نشر داده شده ندارد.
All rights reserved. © Yasamin 2016-2017