علم یا ثروت هر یک دارای ارزش و اعتبار هستند اما در دیدگاه مجرد می توان گفت این دو پدیده یعنی علم و ثروت به تنهایی فاقد هر گونه ارزش هستند . حتی گاه می توان ارزش آنها را منفی دانست یا به اصطلاح آنها را چند ارزش نامید . همانگونه که ملاحظه می شود برخی از علوم گاه برضد منافع بشری کاربرد پیدا می کند و نیز دیده می شود گاه ثروت های د و کلان بلای جان صاحبش و دیگران می شود . آنچه می تواند به علم و ثروت، ارزش و اعتبار واقعی ببخشد اخلاق است.اخلاق، همان حقیقتی است که نبودنش همه ی داشته ها را حتی علم و ثروت را بی ارزش و نابود می کند. اگر اخلاق با علم و ثروت بپیوندد به آنها ارزش و بهتری می بخشد بنابراین می توان بیان کرد: علم و ثروت با قرار گرفتن در آغوش اخلاق ارزش دارند و هر کدومشان بیشتر با خلاق در آمیخته شود بهتر است. علم با اخلاق از هر ثروتی بیشتر و پاینده تر است و ثروت با اخلاق تمام علوم را در خدمت می گیرد و باعث توسعه علم می شود .