زبان های تاریخی ایرانی و فارسی

پیش نویس

      از ابتدای پیدایش انسان امروزی یا homo sapiens ،  زبان گفتگو،  اصلی ترین و مهمترین مسئله رشد و تکامل بود.  بنظر من در ابتدا فرهنگ لغات زبان در دوران اولیه،  فقط یکی دو صفحه بود،  سپس طی زمان این فرهنگ ده و بیست و سپس امروزه به هزاران صفحه رسیده است.

      در بررسی های تاریخی،  بدلیل اینکه دسترسی به زبان تاریخی وجود ندارد،  از روی خطوط بجا مانده در سنگ و کتیبه و کتاب تا حدودی می توان زبان را گفت و شناخت.

      امید است روزی کتیبه های بیشتری از دوران های مختلف ایران کشف شود،  و جوانان باهوش متخصص روی آنها بمنظور ترجمه و تعیین زبان کار کنند.  خطوط و زبان موجود در آنها،  بما خیلی چیزها را ریشه ای خواهند گفت.

تصویر قدیمی ترین شاهنامه،  در اینجا ببینید و مطالعه کنید،  ع شماره 3278.

   توجه:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خ ر و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.

لوگو پرسشگر و مطالبه گر باشید،  ع شماره 1625.

کلیک کنید:  مدنی و اجتماعی ایران

. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .

زبان های تاریخی ایرانی و فارسی

زبان فارسی یا پارسی

      در شاهنامه فردوسی آمده که در زمان کیومرث سی گونه خط چون رومی و تازی و پارسی و سغدی و چینی و پهلوی و هندی و... در ایران بوده است،  و کیومرث آنها را آموخته است.  در آنجا ذکری از زبان ها نشده،  زیرا زبان های این خطوط خیلی با یکدیگر نزدیک بوده،  و نیاز به آموختن آنها را نداشته است.

      زبان پارسی یکی از این زبان ها می باشد،  در زمان سلسله هخا ان بخاطر اداره امور کشور،  نیاز به یک زبان مشترک داشتند،  که از همه این زبانها شکل گرفته و تدوین شده باشد.  زبان دری که داریوشی و یا درباری گفته اند،  این زبان بود،  که به زبان فارسی معروف شده است.

      این نوشته اندکی از قدرت تاریخی زبان پارسی است،  که در طول تاریخ درخشیده،  و نیازی به تکرار آن در وبلاگ نیست،  زیرا نمی گنجد.  در تاریخ نیک چگونگی  تاریخ و تمدن ایران عزیز را بدون دروغ و واقعی نوشته ام.  نگارش و تعریف زبان پارسی در وبلاگ،  دلیلی بر بی اهمیت بودن زبان های دیگر در جغرافیای وسیع ایران فرهنگی نیست.

      همچنین همانطور که بارها در ارگ ایران گفته ام،  استعمار می خواهد ملتها و زبانها را رو در روی یکدیگر قرار دهد.  دشمنان دروغگو باید بدانند ایران و ایرانی هوشیار تر از ترفند های استعماری است.

      در مقالات  سنت گریزی و دانایی قرن 21 نوشته ام،  این قرن زمان آگاهی ها و فرهنگ یادگیری می باشد،  با مطالعه این وبلاگ براحتی می توانید،  دانش خود را در تاریخ و تاریخ اجتماعی بالا برده و مچ دشمنان را گرفته،  و آینده ای خوب برای ایران عزیز مان ساخت.

      در اکثر منابعی که این چند صفحه را از آنها نوشته ام،  فارسی را عربی شده پارسی می گویند.  درصورتیکه چنین نیست،  فارسی از دوران کهن بجای پارسی گفته می شده است.  برای ورود به جهانی نو دانستن و گفتن درست،  خیلی مهم است،  در ضمن نگرش های نو به جهان را نباید فراموش شود.

کلیک کنید:  حروف هیروکلیف جی

   ــ  فارسی = فا =  فر، بزرگی، شکوه + رسی = رستن و روئیدن،  فارسی = زبان رستن و روئیدن شکوه و بزرگی،  یک واژه کاملاً فارسی است.  به دروغ گفته اند:  چون اعراب نمی توانستند پ را تلفظ کنند،  بجای آن ف می گفتند،  بنابر این پارسی شد فارسی.  درصورتیکه پارس =  پر + سر =  پرسر،  مشروح در:

کلیک کنید:  معنی نام ا و روستاهای ایران

      زبان فارسی از هزاره اول خورشیدی ایرانی،  طی چند هزاره،  از تمدن های کهن ایران،  به مناطق وسیعی در آسیا گسترده شد،  در بسیاری از سفرنامه های واقعی نوشته شده است،  که زبان پارسی راه گشای آنها بوده.  زبان پارسی از  قدیم ترین زبانها و از گروه زبان های ایرانی آریایی یا تحریف شده هندو ایرانی (آرین) است،  زبانی پیوندی می باشد.

      این گروه زبانی مجموعه ای از چندین  زبان را شامل می شود،  که بزرگترین جمعیت جهان به این  گروه سخن می گویند.  صدها واژه مشترک میان پارسی،  و زبان های آسیای جنوبی و غربی و میانه وجود دارد.  قبل از نفوذ استعمار و ورود زبان های آنها،  پیوستگی وسیع این زبانها در طول تاریخ کمتر شد.

زبان های تاریخی ایرانی و فارسی

واژه سازی زبان پارسی

      زبان پارسی پایه اصلی زبانهای و لهجه های آریایی است،  اعراب بدلیل نداشتن  پ  در زبان خودشان،  پارسی را فارسی گفتند.  از دوره صفویه با نفوذ استعمار و عوامل داخلی آنها تا کنون،  به اشتباه پارسی را فارسی گفته اند،  و روان شده است.  زبان پارسی یا فارسی توانایی گسترش تا 226 میلیون واژه را دارد.

      زبان پارسی  1500 عدد ریشه دارد،  که با افزودن 250 پیشوند،  و  600 پسوند آن،  به اصل ریشه می توان واژه های دیگری ساخت.  مثلاً از ریشه  رو  می توان واژه  پیشرو  و  پیشرفت  را با پیشوند پیش  و  واژه  روند  و  روال  و  رفتار  و  روش  را با پسوند های  اند  و  ال  و  آر  و  اش  ساخت.   در این مثال ملاحظه می کنیم که ریشه  رو  به دو شکل آمده است،  یکی  رو  و دیگری  رف.

      با فرض اینکه از این تغییر ریشه ها صرف نظر کنیم و تعداد ریشه ها را همان  1500 بگیریم ترکیب آنها با  250 پیشوند تعداد  375000 = 250 × 1500  واژه بدست می دهد.  اینک هر کدام از واژه هایی را که به این ترتیب بدست آمده است می توان با یک پسوند ترکیب کرد،  مثلاً  از واژه  خود گذشته  که از پیشوند  خود  و ریشه  گذشت  درست شده است.

      می توان واژه  خود گذشتگی  را با افزودن پسوند  گی  بدست آورد،  و واژه  پیشگفتار  را از پیشوند  پیش  و ریشه  گفت  و  پسوند  آر  ساخت.  و از ترکیب  375000 واژه که در بالا نوشتم با  600 پسوند،  375000 × 600 = 000/000/ 225  واژه بدست می آید،  از ترکیب ریشه با پسوند،  1500 × 600 = 000/900 عدد واژه میتوان ساخت.

      جمع واژه هایی که از ترکیب ریشه ها با پیشوندها و پسوندها بدست می آید میشود:  226 میلیون واژه که در تمام زبانها بی نظیر است.  بدلیل توانایی بسیار خوب و ساده واژه سازی در زبان پارسی،  و هم خانواده بودن با زبان های هند و اروپایی توانایی بیشتری به این زبان شیرین داده است.

طرح درختی زبان

تصویر طرح ها از اینترنت،  شماره های 5577 و 5578 .

  توجه:  منظور از هند،  در هندو اروپایی،  هنداستان زمان سلسله هخا ان است،  که همان استان خوزستان فعلی می باشد،  جهت اطلاع بیشتر به جغرافیای تاریخی ایران بروید. 

       در قرن 21  با گسترش دانش و دانایی قرن،  که در مقاله قرن سنت گریزی گفته ام،  و تازش واژه های بیگانه به زبان پارسی،  نیازمند گرفتن تدبیری هوشمندانه برای افزایش توانایی زبان پارسی می باشیم.  بیشتر واژه های علمی به زبان انگلیس در جهان ساخته میشود،  و ما ناگزیریم در وسایل مختلف مثل کامپیوتر از آنها استفاده نماییم.

       در صورتی که آنها را داخل زبان پارسی نماییم در مدت کوتاهی چیزی از زبان پارسی باقی نخواهد ماند،  و اگر از آنها واژه های نو بسازیم،  ترکیب های عجیب خواهیم داشت،  که در نهایت نه پارسی داریم و نه انگلیسی.  بنظر من بهترین روش داشتن دو زبان رسمی است،  فارسی ملی و ادبی،  و انگلیسی بعنوان زبان علمی کشور.  که به این ترتیب با دانستن انگلیسی بصورت کامل و گسترده تا حدودی به علم و تولید جهانی می رسیم.

   پرسش از عموم:  شما درباره زبان چه پیشنهاد می کنید؟

  تصویر تاریخی کتابدار پارسی حدود 1310 خورشیدی،  مشروح در تاریخ کتاب و کتابداری،  ع شماره 1255.

زبان های تاریخی ایرانی و فارسی

واژه های پارسی در زبان های دیگر

      زبان های دنیا 6 هزار می باشد،  که البته هر سال تعدادی از آنها از بین می روند،  بعضی از این زبانها  بسیار به هم شبیه هستند  .بنابر این همه زبانها را می توان  در 20 گروه عمده  جای داد.  یکی از مهمترین،  گروه های زبان ایرانی است (هندو ایرانی)،  که تمامی زبان های شبه قاره هند و ایران و اروپایی را دربر می گیرد.

      ریشه بسیاری از کلمات زبان های اروپایی یکی است، مانند:  است ـ پدرـ برادر ـ خواهر ـ  مردن ـ ایست،  و بسیاری دیگر که در اینجا نمی گنجد.  از  زبان پارسی  امروزه  دهها کلمات بین المللی  شده و به بیشتر زبان های مهم دنیا راه پیدا کرده، مانند:  بازار- کاروان –  کیمیا-  شیمی- الکل –  دیتا –  بانک –  درویش -  آبکری –  بلبلشال –  شکر –  جوان –  یاسمین – اسفناج-  شاه –  زیرا – –  لیمون – نارنج – ترنج – اورنج -  تایگر –  کلیدکماندان – ارد (امر، فرمان) استار –  سیروس-  داریوش- جاسمین ،  ( گو= کو)ناو- ناوی-  توفان –  مادر-  پدر-  خوب – بد-  گاد- نام –  کام - گام – لنگ- لگ – لب- ابروتو – من -  بدن - دختر( داتر) -  و صدها و بلکه هزارها کلمه دیگر .  

      همانطور که کتاب تاریخ  نیک گفته ام،  در تاریخ زبانها در کنار یکدیگر تکامل یافته اند،  منجمله زبان پارسی که واژگانی از زبان های همسایه اش وام گرفته،  و  واژگان زیادی نیز به آنها واگذار کرده است.  بدلیل مرکزی بودن تمدن ایرانی تاثیر شگرف زبان پارسی بر زبان های نیمه غربی آسیا نیاز به توضیح ندارد.

      زبان پارسی زبان بین المللی عرفان است،  و عارفان بسیاری از عزیزان ترک و عرب و هندی،  کتاب های عرفانی خود را به پارسی نوشته اند.  مکتب تصوف هند و ایرانی که از طریق ایران به آسیای غربی و حتی شمال آفریقا نشر یافته است،  بیشتر کتابها و نوشته های خود را به نثر یا شعر پارسی نوشته اند،  زبان تصوف در شبه قاره هند و حتی در میان ترکان همواره پارسی بوده است.

      در زبان های اروپایی و از جمله در انگلیسی امروز،  نیز کلماتی با ریشه پارسی وجود دارد،  و صدها کلمه مشترک میان پارسی،  و زبان های اروپایی وجود دارد مانند:  بهتر (بتر)، خوب (گود)، بد،  برادر، داتر (دختر)، مادر، پدر (فادر، پیر، پیتر)، کاروان، کاروانسرا، بازار، روز،  و اینها را می توان تا بیش از  700 کلمه ادامه داد،  دلیل این اتفاق زبان باستانی سنسکریت می باشد،  که زبان مادری تمام زبان های ایرانی آریایی (هندو اروپایی) استدر قرآن و انجیل و تورات،  واژگانی از پارسی وجود دارد،  مانند:  پردیس (فردوس).

      بسیاری از نام های جغرافیایی و مکانها در خاورمیانه و شمال آفریقا،  از پارسی است، مانند:  بغداد، الانبار، عمان (هومان)، رستاق، جیهان، بصره ( پس راه)، رافدین، هندو کش، حیدر آباد، شبرقان (شاپورگان)، تنگه،  بدلیل فراوانی در هر دیاری و نقشه ای،  بسیار نام های پارسی می بینیم.

      واژه های پارسی بسیاری در زبان قرقیزی، قزاقی، ایغوری و ترکمنی می ی م.  در مالایا،  جوار قریه بنام سامودرا، قبر حسام الدین وجود دارد،  که در سال 823 هجری درگذشته است.  سنگ قبر او در مالایا بی نظیر است.  این اشعار از ات سعدی روی آن نوشته و حکاکی شده است:

* بسیار سالها بشر خاک ما رود <><>  کاین آب چشمه آید و باد صبا رود *

* این پنج روز مهلت ایام آدمی <><>   بر خاک دیگران به تکبر چـرا رود *

     بیش از 350 کلمه فارسی در زبان اندونزیایی شناسی شده است،  واژه های:  خوش، سودا، بازرگانی، کار، کدو، نان، ید فروش، حروف ربط : از، به، هم،  و امثال آن در اندونیزیای امروزه رایج است.

      نمونه ای از شعر شاعر آلبانیایی (آبوگویچ)،  از قرن نهم میلادی داریم:

* رخت ز آه دلم گر نهان کنی چه (نیست) عجب <>   ی چگونه نهد شمع در دریچه بــــاد *

      شاعران پارسی گفتار و نویسندگان نامدار در قلمرو یوگسلاوی قدیم،  و سرزمین قفقاز مانند:  نرودویچ و بابا سرخیان آثاری از خود بجا گذاشته اند،  که سومه های نفوذ زبان پارسی را درآن نقاط جهان تمثیل می کنند.

      هفتصد سال پارسی زبان اداری هندوستان بود،  تا اینکه در سال 1836م،  چار تری ویلیان زبان انگلیسی را بجای زبان پارسی رسمیت داد.  روی مزار جهان آرا (دختر شاه جهان) این بیت نگار  شده است:

* بغیر سبزه نپوشد ی مزار مـرا <><>  که قب وش غریبان همین گیاه بس است *

      همچنین بر لوحه سنگ مزار نور جهان و جهانگیر (در تاج محل)،  این شعر نور جهان حک شده است:    

* برمزار ما غریبان نی چراغی نی گلی <><>  نی پر پروانه سوزد نی سراید بلبــلی *

زبان های تاریخی ایرانی و فارسی

ای ویژگی زبان پارسی

   1 ــ  در پارسی گاهی با تبدیل یک آوا معنی دیگری از کلمه حاصل می شود،  مانند تبدیل حرف ب به حرف و در کلمه  بالا ـ  والا،   که در اینجا والا معنی عظیم و مهم می دهد.

   2 ــ  تمام نامها بدون استثنا در زبان پارسی می توانند با ان و یا ها جمع بسته شوند .

   3 ــ  در پارسی با یک ریشه، می توان ریشه های دیگری ساخت،  و با افزودن پسوند و پیشوند به کلمات می توان دهها کلمه ساخت مانند:  دل، دانش، و ...،  که برای هرکدام می توان 20 کلمه ساخت،  مانند:  دل بر، دل داده، پردل،  کم دل، دل سوز، دل رحم، دل سنگ، دلگر، دلدار، بی دل، بادل، نادل، دل جین، دلچی، و.....

       ، دانشجو، دانش ورز، دانشمند، دانشیار، بی دانش، پر دانش، دانشی، دانشور، دانش