أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوء

با توجه به اهمیت محتوای وبلاگ أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوء خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است مسئولیت کلیه اطلاعات پست و وبلاگ نمایش داده شده با عنوان أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوء برعهده مرجع و منبع اصلی آن میباشد. و یاسمین هیچ گونه مسئولیتی در قبال مطالب ندارد.

بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم
برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره فتح جلسه 02 (1395/03/03)

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً (۱) لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنْبِکَ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَ یَهْدِیَکَ صِرَاطاً مُسْتَقِیماً (۲) وَ یَنْصُرَکَ اللَّهُ نَصْراً عَزِیزاً (۳) هُوَ الَّذِی أَنزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدَادُوا إِیمَاناً مَعَ إِیمَانِهِمْ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماوَاتِ وَ الأرْضِ وَ کَانَ اللَّهُ عَلِیماً حَکِیماً (٤) لِیُدْخِلَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَ یُکَفِّرَ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَ کَانَ ذلِکَ عِندَ اللَّهِ فَوْزاً عَظِیماً (۵) وَ یُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ وَ الْمُنَافِقَاتِ وَ الْمُشْرِکِینَ وَ الْمُشْرِکَاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَیْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ سَاءَتْ مَصِیراً (۶) وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ کَانَ اللَّهُ عَزِیزاً حَکِیماً (77)

فرق نَصر و ظَفَر با فتح و علّت متّصف شدن صلح حدیبیه به آن

سوره مبارکهٴ «فتح» در جریان «صلح حُدیبیه»[1] و در مدینه نازل شد؛ آن روزها چند جنگ علیه و مسلمان ها تحمیل شد که غالب آن جنگ ها با نصرت الهی به ظفرمندی و مسلمان ها ختم شد؛ اما از هیچ کدام به عنوان فتح یاد نشد. در جریان جنگ بدر، جریان جنگ خندق و مانند اینها مسلمان ها پیروز شدند، اما «ظَفَر»، «نَصر» و مانند آن غیر از فتح است؛ فتح آن است که انسان بر رقیب مسلّط بشود، وارد کشور و شهر او بشود، شهر او را باز کند و وارد سرزمینش بشود یا قلعهٴ او را مثل فتح خیبر بگشاید و وارد قلعه بشود. جریان خیبر را می گویند فتح، جریان «صلح حُدیبیه» را می گویند فتح، جریان فتح مکّه را می گویند فتح؛ اما جریان بدر و جریان خندق و مانند اینها «نَصر» است و «ظَفَر» است، از آنها به عنوان فتح یاد نشده است.

جریان «صلح حُدیبیه» چون زمینه برای فتح مکّه شد و اینها تعهّد د که شما سال بعد وارد بشوید، این فتحی بود که به دروازه مکّه رسیدند و دروازهٴ مکّه به روی آنها باز شد، این می شود فتح؛ لذا چون فتح غیر از «نَصر» است، یکی می تواند بر دیگری عطف بشود یا یکی می تواند سبب دیگری بشود. در آیه سوم، همین فتح سبب «نَصر» تلقّی شده است: وَ یَنْصُرَکَ اللَّهُ نَصْراً عَزِیزاً، چه اینکه در سوره مبارکهٴ «صف» یکی بر دیگری عطف شده است؛ آیه سیزده سوره مبارکه «صف» این است: وَ أُخْرَی تُحِبُّونَها نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ، «نَصر» اگر عین فتح بود، یکی بر دیگری عطف نمی شد یا یکی سبب دیگری قرار نمی گرفت. بنابراین هم مادهٴ «فتح» و هم هیأت «فتح» غیر از «نَصر» و «ظَفَر» است. جریان «صلح حُدیبیه» یک فتح قَریبی بود که فتح مطلق را به دنبال داشت و آن جریان فتح مکّه است، فرمود: إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً.

رواج واژه «ذَنب» در جامعه قبل از و شارع مؤید آن

مطلب دیگر این است که «مغفرت» و «ذَنب» حقیقت های ابتکاری شارع نیستند، در محاورات عرف بودند؛ منتها شارع حدودی برای آن ذکر کرده؛ دیگران اگر دستور برتر را تخلف می د، می گفتند این «ذَنب» است، گناه است؛ منتها دین آمده برتر را مشخص کرده و وجوب اطاعت را تعیین و تبیین کرده و ترک اطاعت را «ذَنب» دانسته، اجتناب ن از مَنهی را «ذَنب» دانسته و حدودی را برای آن مشخص کرده است. اصل «ذَنب» در جامعه بود، هر ی حق دیگری را ضایع د نسبت به او ظلم کرده و در برابر قانون آن جامعه «مُذنب» هست؛ منتها «ذَنب» اگر «حق الله» باشد، «حکم الله» باشد و دستور الهی باشد، این استغفارِ از خدا لازم است؛ اما اگر حق مردم باشد ـ حقی که مردم قائل هستند ـ این «ذَنب» نزد مردم است.

سخن موسای کلیم به «مُذنب» بودن خود به گمان اهل مصر

در سوره مبارکه «شعراء» که قبلاً بحث شد، ذات اقدس الهی آن جا از وجود مبارک موسای کلیم چنین یاد کرد که وقتی حضرت مأمور شد به طرف مصر حرکت کند، موسی ـ در همان آیه چهارده سوره مبارکهٴ «شعراء» ـ عرض کرد: وَ لَهُمْ عَلَیَّ ذَنبٌ فَأَخَافُ أَن یَقْتُلُونِ؛ من که مأمور شدم بروم مصر و آنها را هدایت کنم، چون قبلاً فَوَکَزَهُ مُوسَی[2] من مُشت زدم، سیلی زدم و ی را کُشتم، نزد اینها «مُذنب» هستم و از نظر اینها من «ذَنب» دارم، می ترسم که مرا بکشند، تکلیف چیست؟ که خدا فرمود ما یاری می کنیم، هم آن مشکل قبلی را حلّ می کنیم، هم نمی گذاریم مشکل بعدی پیش بیاید! این وَ لَهُمْ عَلَیَّ ذَنبٌنشان می دهد که این اصطلاح رواج داشت و این کلمه صحیح بود که انسان از نگاه دیگران «مُذنب» تلقّی بشود.

بیان رضا(علیه السلام) بر مقصود آیه از غفران «ذَنب» به واسطه فتح

این جا ذات اقدس الهی به وجود مبارک پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود که شما با دین اینها، با عقیده اینها، با رسوم و رسوبات جاهلی اینها مبارزه کردی و نزد اینها «مُذنب» بودی؛ اما وقتی که فاتحانه وارد مکّه بشوی و از همه اینها صَرف نظر کنی و عفو کنی و شعار «أَلْیوْمُ یوْمُ الْمَرْحَمَةِ»[3] بدهی و خانه ابوسفیان را بَسط قرار بدهی، با این کارها همه آن گناهانی که آنها می پنداشتند را حلّ می کنیم؛ چه گناهان کهنه و چه گناهان تازه، چه گناهانی که قبلاً در مکّه به زعم آنها انجام دادی و چه گناهانی که در مدینه بعداً به زعم آنها انجام دادی، این تأخّر با فعل ماضی ذکر شده ـ مَا تَقَدَّمَ و مَا تَأَخَّرَ ـ نه «ما یتأخّر»! نه اینکه بعداً می آید! گناهان نو و کهنهٴ نزد اینها! این تحلیل از وجود مبارک رضا(سلام الله علیه) در جوامع روایی ما آمده، در تفسیرهای اهل تحقیق آمده تا رسیده به المیزان که ایشان هم همین راه را طی د. مرحوم فیض(رضوان الله علیه)[4]این روایت را از عیون اخبار الرضا[5] و وجود مبارک رضا(سلام الله علیه) نقل کرده، مرحوم فیض در ذیل همین آیه این حدیث را نقل می کند: «و فی العیون عن الرضا علیه السلام قال انّه سئل عن هذه الآیة» که لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنْبِکَ یعنی چه؟ حضرت فرمود: «لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ عِنْدَ مُشْرِکِی أَهْلِ مَکَّةَ أَعْظَمَ ذَنْباً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ‏»؛ نزد مردم مکه هیچ گنا ارتر از حضرت رسول نبود! چرا؟ «لِأَنَّهُمْ کَانُوا یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ سِتِّینَ صَنَما»؛ 360 بُت را اینها می پرستیدند، «فَلَمَّا جَاءَهُمْ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ بِالدَّعْوَةِ إِلَی کَلِمَةِ الْإِخْلَاصِ کَبُرَ ذَلِکَ عَلَیْهِم‏»؛ حضرت آمد بر روی همه این بت های سیصد و شصت گانه خط بطلان کشید که این کار برای همه بت پرست ها سنگین بود! «فَلَمَّا جَاءَهُمْ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ بِالدَّعْوَةِ إِلَی کَلِمَةِ الْإِخْلَاصِ کَبُرَ ذَلِکَ عَلَیْهِم‏ْ وَ عَظُمَ وَ قَالُوا أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً» که گفتند: إِنَّ هذا لَشَیْ‏ءٌ عُجاب‏،[6] «الى قوله:إِلَّا اخْتِلاقٌ که گفتند این جزء اختلاق و خلقت ِ جعلی؛ اختلاق یعنی او خلق کرده و این حرف ها را ـ معاذالله ـ او خودش درآورده است! «فَلَمَّا فَتَحَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی نَبِیِّهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ مَکَّةَ قَالَ لَهُ یَا مُحَمَّدُ إِنَّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً ٭ لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ عِنْدَ مُشْرِکِی أَهْلِ مَکَّة»؛ پس گناهانی که به زعم آنها تو داشتی با این فتح بخشوده می شود، چون بر همه اینها منّت گذاشتی با اقتداری که نسبت به «أَعْدَیٰ عَدُوِّ» خودت داشتی از اینها صرف نظر کردی. «لِأَنَّ مُشْرِکِی مَکَّةَ أَسْلَمَ بَعْضُهُمْ وَ خَرَجَ بَعْضُهُمْ عَنْ مَکَّةَ وَ مَنْ بَقِیَ مِنْهُمْ لَمْ یَقْدِرْ عَلَی إِنْکَارِ َّوْحِیدِ عَلَیْهِ إِذَا دَعَا النَّاسَ إِلَیْهِ فَصَارَ ذَنْبُهُ عِنْدَهُمْ فِی ذَلِکَ مَغْفُوراً بِظُهُورِهِ عَلَیْهِمْ»‏.

برابر این تحلیل وجود مبارک رضا(سلام الله علیه)، این ذَنبی که در این آیه آمده لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ نظیر همان ذَنبی است که آیه سیزده سوره مبارکه «شعراء» است که لَهُمْ عَلَیَّ ذَنبٌ، وگرنه این «ذَنب» یعنی ـ معاذالله ـ گناه، هیچ ارتباطی با فتح مکّه ندارد تا اینکه معلول فتح مکه باشد یا علت آن باشد، تناسبی با آن ندارد! إِنَّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً تا اینکه گناهان تو را ببخشیم؟! گناه با توبه بخشیده می شود، با اَدا و قضا بخشیده می شود و با تأدیه حقوق بخشیده می شود، نه با نعمت! بنابراین خود صدر و ذیل این آیه نشان می دهد که منظور «ذَنب» مصطلح شرعی نیست و تحلیل وجود مبارک رضا(سلام الله علیه) هم نشان می دهد که این از سنخ آیه سیزده سوره مبارکه «شعراء» است که لَهُمْ عَلَیَّ ذَنبٌ.

مطلب بعدی آن است که برخی ها گفتند که از باب «حَسَنَاتُ الْأَبْرَارِ سَیِّئَاتُ الْمُقَرَّبِین‏»[7] و مانند اینها هستند، بر فرض هم از اینها باشند نسبت به وجود مبارک پیغمبر مطرح نیست، برای اینکه بیان آن حضرت این است که إِنَّ صَلاَتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیَایَ و َمَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ،[8] اگر انسان کامل به جایی برسد که حیات و موت او «للِّه» باشد، او که ذنبی ندارد!

عدم دل آیات دال بر مأموریت به استغفار بر «ذَنب» او

اما آنچه در سوره مبارکه ای که به نام خود حضرت است و قبلاً هم بحث شد، در آن سوره یعنی آیه نوزده سوره قبلی که فرمود: فَاعْلَمْ أَنَّهُ لاَ إِلهَ إِلاّ اللَّهُ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنبِکَ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ، استغفار هست و حضرت هم استغفار می کرد؛ اما استغفار ایشان «دفعاً للذنب» بود، نه اینکه «رفعاً للذنب المتحقِّق» باشد. ما استغفار می کنیم برای رفع گناهان آمده و حضرت استغفار می کند برای دفع گناهانِ نیامده؛ استغفار می کنند، اطاعت می کنند، عبادت می کنند، دعا می کنند و مواظبت دارند که گناه نیاید، پس این چنین نیست که همیشه استغفار برای رفع «ذَنبِ» آمده باشد، بلکه در این جا برای دفع ذَنبی است که نیامده است. بنابراین از آیه نوزده سوره قبلی هم نمی شود استفاده کرد که ـ معاذالله ـ حضرت ذَنبی داشت! البته آن «ذَنب» می تواند همین «ذَنب» مصطلح فقهی باشد، اما استغفار برای دفع «ذَنب» است، چه اینکه سوره مبارکه «نَصر» هم همین طور است؛ در سوره «نصر» که فرمود: إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ،[9] این هم شهادت می دهد که «نَصر» غیر از فتح است؛ همان طوری که آیه محل بحث سوره «فتح» شهادت می دهد و همان طوری که آیه سوره مبارکهٴ «صف»[10] شهادت داد، آیه اوّل سوره مبارکه «نصر» هم شهادت می دهد که «نَصر» غیر فتح است؛ در جنگ بدر «نَصر» بود؛ ولی فتح نبود؛ در جنگ احزاب «نَصر» بود، ولی فتح نبود؛ اما در جریان جنگ خیبر فتح بود که وجود مبارک حضرت (سلام الله علیه) دَر قلعه را کَند و همه وارد شدند. در جریان فتح مکّه اینها فاتح شدند، وارد شهر شدند و شهر را سرانجام گرفتند، این می شود فتح! اما در جریان احزاب و بدر فتحی در کار نبود و قرآن از جریان بدر و احزاب به عنوان فتح یاد نمی کند، بلکه به عنوان نصر یاد می کند. در آیه اوّل سوره «نصر» هم دارد: إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ، آن جا در ادامه فرمود: وَ رَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجاً ٭ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ اسْتَغْفِرْهُ،[11] این استغفار به منزلهٴ دفع غرورِ نیامده و شکر نعمتِ آمده است. پس اصل استغفار اگر به وجود مبارک حضرت اسناد داده شد، چه در سوره ای که به نام حضرت است و چه در سوره «نصر» و مانند آن، این استغفار از «ذَنب» مصطلح شرعی است، لکن «دفعاً للذنب» است، نه «رفعاً للذنب»! یک وقت است مگسی آمده که انسان سعی می کند این ه آمده را بردارد، یک وقت است که زیر پنکه می نشیند یا بادبزن در دست اوست که مگس نیاید، این ه نیاید، همه اینها برای دفع اوست، نه برای رفع او.

پرسش: اضافه «ذَنب» به ضمیر «ها»، ظهور در وجود نوعی «ذَنب» هست.

پاسخ: بله، «ذَنب» محقَّق است در نزد آنها؛ مثل همین بیان آیه سیزده سوره مبارکه «شعراء» که وجود مبارک موسای کلیم عرض کرد خدایا! وَ لَهُمْ عَلَیَّ ذَنبٌ که محقَّق هم هست؛ اما نزد آنها «مُذنب» هستم! تحلیل نورانی رضا(سلام الله علیه) در عیون اخبار الرضا همین است، فرمود حضرت نزد مردم مکّه «مُذنب» بود، وگرنه هیچ تناسبی بین فتح مکّه یا «صلح حُدیبیه» با بخشودن گناه نیست! فرمود ما در «حُدیبیه» شما را پیروز کردیم تا گناهان شما بخشوده بشود، این یعنی چه؟ ارتباطی باید بین سبب و مسبَّب باشد. این تحلیل نورانی رضا(سلام الله علیه) برابر عیون اخبار الرضا، معلوم می شود که منظور از این «ذَنب»، یعنی «ذَنب» «عند الناس»، نه «ذَنب» «عند الله»! نظیر آیه سیزده سوره مبارکه «شعراء» که از این تعبیرات امر رایجی هم هست. طبق بیان سیدنا ال هم این طور نیست که ما یک حقیقت شرعیه داشته باشیم، همان حقیقت لغویه قیودی به آن اضافه شده که شده مصطلح شرعی، وقتی انسان قانونی را اطاعت نکند می شود «مُذنب»، یا حق ی را رعایت نکند می شود «مُذنب».[12]

پرسش: امثال ابوسفیان ها ذهنیت آنها هیچ گاه مثبت نشدند!

پاسخ: هیچ راه چاره ای نداشتند! بیان نورانی حضرت این است که «مَا أَسْلَمُوا وَ لَکِنِ اسْتَسْلَمُوا»؛[13] فرمودند که دودمان بنی امیه اینها زندگیشان به دو بخش تقسیم شد: قبل از فتح مکّه کافر مطلق بودند و بعد از فتح مکّه هم منافق مطلق شدند و لحظه ای ایمان نیاوردند «مَا أَسْلَمُوا وَ لَکِنِ اسْتَسْلَمُوا»، اما توده مردم مکه دیگر نسبت به حضرت خود را طلبکار نمی دانستند، برای اینکه یا توحید را پذیرفتند یا تظاهر به توحید د، راهی نداشتند و فهمیدند که حق با آنها بود و جریان بُت ها را هم وجود مبارک حضرت هنگام فتح مکه وارد شد و همه اینها را ریخت دور و به صورت هیزم درآورد، دیگر هیچ حرفی برای گفتن نداشتند و فضای مکّه به حسب ظاهر فضای امنی شد.

پرسش: ممکن است که حضرت موسی(علیه السلام) درباره ... که خودش را گن ار امت مصر میدانست، این جا هم رسول خدا در جریان بدر و کشتههای بدر مثلاً خودش را گن ار بداند.

پاسخ: غرض این است که وجود مبارک موسای کلیم هم به خدا عرض نکرد که من در برابر قانون الهی «مُذنب» هستم! فرمود: لَهُمْ عَلَیَّ ذَنبٌ؛ من می ترسم قیام م، با اینکه خودش را معصوم می دانست و معصوم هم بود! همین تعبیر، طبق تحلیل وجود مبارک رضا در عیون اخبار الرضا نسبت به پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) هم هست، برای اینکه پیغمبر، بت های اینها را که آلهه اینها بود و 360 بُت داشتند، همه اینها را حضرت محکوم کرد و فرمود که اینها باطل هستند، آنها گفتند: أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلٰهاً وَاحِداً إِنَّ هٰذَا لَشَیْ ءٌ عُجَابٌ‏،[14] نزد آنها «مُذنب» بود، بعد حالا که فتح مکّه شد و توحید، حق شد و معلوم شد که آنها چوبی بیشتر نبودند، دیگر این «ذَنب» برطرف شد.

پرسش: اینکه فرمودید از نظر مردم مکّه گناه کار بود، آنگاه که گناه ایشان بخشیده شد، مردم بخشیدند یا خدا؟

پاسخ: نه! یعنی برطرف شد، اصلاً «ذَنب» نبود تا خدا ببخشد! مردم خیال می د که حق با آنها بود و معلوم شد که حق با آنها نیست.

اکمال دین و اتمام نعمت از ثمرات فتح مکه و بیان مصادیق آن

فرمود: وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ، در مسئله «حجّةُ الوداع» الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ آمده و وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی[15] آمده که اتمام نعمت همان نعمت ولایت است و اکمال نعمت دین که بعد از فتح مکّه آمده، به برکت همین فتح مکّه بود. وَ یَهْدِیَکَ صِرَاطاً مُسْتَقِیماً؛ یعنی خدا راه راست را در اداره و ادامه مسائل دینی تکویناً هدایت می کند و تشریعاً هم دستورها یکی پس از دیگری وارد می شود: وَ یَنْصُرَکَ اللَّهُ نَصْراً عَزِیزاً که این در فتح مکّه «نَصر» عزیز شده، «نَصر» عزتمندانه، ظفرمندانه و پیروزمندانه شده است. بعد می فرماید این کار برکات دیگری هم دارد، یک؛ عذاب های دیگری هم نسبت به کفّار دارد، دو؛ اینها را جمع بندی می کند که کلّ نظام، ستاد و الهی می باشند، این سه؛ این کارها هم نسبت به مؤمنان رحمت است، هم نسبت به کفار، نِقمت است، هم بیان اینکه در نظام تکوین آنچه در آسمان و زمین است مأموران الهی هستند که همه دست به هم دادند تا این فتح مکّه حاصل شد، وگرنه همان طوری که اباسفیان تعجّب می کرد و می گفت: «لَیْتَ شِعْرِی بِأَیّ شَیْءٍ غَلَبْتنِی»،[16] شما طبق علل و عوامل نظامی راهی برای پیروزی نداشتید، برای اینکه تمام امکانات نظامی در اختیار آنها بود و شما یا پیاده بودید یا با ما سربازان خود را اداره می کردید یا با چوب و امثال آن اینها را تجهیز می کردید! آنها با کباب سربازان خود را تغذیه می د و با مَرکَب داشتن و با شمشیر سربازان خود را تجهیز می د، شما فکر نمی کردید! همان فرمایشی را که در جریان نجات دادنِ مردم از دست یهودی های مدینه فرمود، این درباره فتح مکّه هم هست؛ در جریان کوچاندنِ یهودی های مدینه فرمود: مَا ظَنَنتُمْ أَن یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُم مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِنَ اللَّهِ؛[17] فرمود ما کاری کردیم که نه شما فکر می کردید و نه دشمنانتان! در مکّه هم همین طور شد! فرمود: مَا ظَنَنتُمْ أَن یَخْرُجُوا؛ شما فکر نمی کردید که یهودی ها مجبور بشوند مدینه را ترک کنند! وَ ظَنُّوا أَنَّهُم مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِنَ اللَّهِ؛ آنها هم فکر می د که قلعه نشین هستند و قلعه هم که قابل فتح نیست، این درِ قلعه را می گفتند که چندین نفر باید باز و بسته می د و ی هم نمی توانست درِ قلعه را فتح کند! این فقط حضرت می خواست و آنها هم که این را پیش بینی نمی د. فرمود ما کاری کردیم که در کوچاندنِ یهودی های مقتدر مدینه که نه شما فکر می کردید و نه دشمنانتان! مَا ظَنَنتُمْ أَن یَخْرُجُوا، یک؛ وَ ظَنُّوا أَنَّهُم مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِنَ اللَّهِ، این دو؛ چنین چیزی هم در فتح مکّه بود؛ لذا فرمود که این کارها را برای چندین نعمت کردیم هُوَ الَّذِی أَنزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ؛ نظامی ها، یان، ستاد و نیروی تج تو با آرامش آمدند، گرچه عدّه ای منافقانه به سر می بردند؛ ولی اکثری مسلمان های مدینه به هر حال تو را یاری د، با سکینت و طمأنینه الهی که در قلوب اینها القا شده است آمدند. قلب دشمنان را با رُعب لرزاند کهقَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ،[18] قلب مسلمان ها را با سکینت و آرامش مطمئن کرد هُوَ الَّذِی أَنزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدَادُوا إِیمَاناً مَعَ إِیمَانِهِمْ.

اینکه شما را بدون وسیله پیروز می کند و مشرکان مکّه را با وسیله محکوم به ش ت می کند، برای این است که لِلَّهِ جُنُودُ السَّماوَاتِ وَ الأرْضِ؛ آنچه در صحنه هستی هست، یان الهی می باشند و همه هم مقتدر هستند که نمونه هایش در بحث های قبل اشاره شد.

ناقصه بودن «کان» در وَ کَانَ اللَّهُ عَلِیماً حَکِیماً و معنای آن

وَ کَانَ اللَّهُ، این «کَانَ» را مستحضرید که اگر به یک نحوی بگویید «کان»، می گوید فعل است و اسم و خبر میخواهد؛ اما به یک حکیم بگویید، می گوید این حرف است، این فعل نیست. همان طوری که حرف مثل «إنّ» و «أنّ» ـ این حروف مشبهه فعل ـ یکی را نصب می دهند و دیگری را رفع می دهند، این «کَانَ» یکی را رفع می دهد و دیگری را نصب می دهد، این حرف است وَ کَانَ اللَّهُ عَلِیماً حَکِیماً؛ آنها می گویند که فعل است و مُنسلخ از زمان، این طور نیست که فعل ماضی باشد و معنایش هم این باشد که خدا قبلاً علیم و حکیم بود و الآن این «کان» نمی فهماند! آنها می گویند این اصلاً حرف است و زمان ندارد! برخی از آن محققان صَرفی هم گفتند حالا این مُنسلخ از زمان است، وقتی مُنسلخ از زمان باشد که کار حرف را می کند و کار فعل را ندارد. این «کَون» ناقصی که در کتاب های عقلی هست، می گویند همین است، یعنی «کان ناقصه» حرف است نه اسم، مثل «إنّ» که نصب و رفع می دهد یا «أنّ» که نصب و رفع می دهد، آنها منتها نصب به اسم و رفع به خبر می دهند، اینها رفع به اسم و نصب به خبر می دهند.

اِخبار قرآن از فرجام کار مؤمنین و مؤمنات و منافقان و مشرکان

وَ کَانَ اللَّهُ عَلِیماً حَکِیماً ٭ لِیُدْخِلَ الْمُؤْمِنِینَ که سکینت داشتند و تو را یاری د، مؤمنین و مؤمنات را در بهشتی که مِن تَحْتِهَا الأنْهَارُ جاری است جا بدهد، یک؛ اینها مخلَّد در او هستند، دو؛ وَ یُکَفِّرَ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ لغزش های اینها را مَستور کند و زمینه برای مغفرت سیئات آنها هم فراهم کند و این فوز عظیم است! اینها در فتح مکّه تو را یاری د، بعضی با مال و بعضی با جان، بعضی با فکر و م ، به هر وسیله ای بود باعث فتح مکّه شدند، هم زن ها و هم مردها! هم زن ها سعی د که سابق باشند، خانه دار باشند، بچه ها را خوب حفظ کنند و مردها را تشویق کنند که به جبهه بروند و بعد هم خود مردها حضور پیدا د، این مجموعه از فوز عظیم برخوردار شد؛ اما منافقانی که در جریان جنگ اُحُد و امثال اُحُد کارشکنی می د، آنها را ذات اقدس الهی به عذاب الهی گرفتار کند! چه اینکه مشرکانی که بالا ه ایمان نیاوردند و قبلاً علیه توطئه د و رخت بربستند آنها را هم به عذاب قیامت تعذیب کند! وَ یُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ وَ الْمُنَافِقَاتِ وَ الْمُشْرِکِینَ وَ الْمُشْرِکَاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ؛ اینها نسبت به خدا بدگمان بودند، ذات اقدس الهی را مخلوق و معزول از ساختار خلقت دانستند، او را عبادت نمی د و عبادت ها را به این صَنَم و وَثَن ها می سپردند؛ اینها «سَوء»[19] داشتند و «سُوء». تفاوتی جناب زمخشری بین سَوء و سُوء گذاشته که بازگشت آن به همین است؛ گاهی آسیبی در درون است و گاهی آسیب از بیرون است؛ نظیر «ضَعفَ» و «ضُعف» که در سوره مبارکهٴ «عنکبوت» و «روم» و اینها هست «جَعَلَ مِن بَعدِ ضُعفٍ قُوَّةً» یا مِن بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً،[20] چه اینکه بین «کَره» و «کُره» فرق است؛ اگر از درون باشد «کُره» است و اگر فشار از بیرون باشد «کَره» است؛ اگر از درون باشد، مثل اینکه مادر رنج را از درون تحمل می کند حَمْلُهُ و فِصَالُهُ[21] «کُره» است با فشار درونی و اگر ی را از بیرون وادار کنند می شود «کَره»، «اکراه» و «اجبار». یک تفاوت ادبی بین «سَوء» و «سُوء» ایشان ذکر می کند.[22]

پرسش: تکفیر سیئات همان غفران آنهاست یا ...؟

پاسخ: نه، «تکفیر» سیئات زمینه غفران است؛ آن به معنای «پوشاندن» است و بخشودن حساب دیگری دارد؛ تکفیر زمینه است که کم کم به «غفران» برسد، اساس مغفرت این است که کُلّ «ذَنب» بخشوده می شود، پس تکفیر غیر از مغفرت است.

پرسش: «کان» فقط برای ذات اقدس الهی هست یا ... .

پاسخ: نه، موجود مجرّد دیگری هم باشد چنین است.

پرسش: فرمود: وَ کَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ،[23] آن جا هم همین طور بود؟

پاسخ: آنکه نه، سابقاً هم بود و در کتاب های ادبی هم هست که استمرار داشت «و کانوا کذا، و کان کذا»؛ یعنی این استمرار داشت که دیگر آینده را شامل نمی شود، اما درباره ذات اقدس الهی که حال و گذشته و آینده ی ان است، این ماضی در برابر مضارع نیست! مضارع ها می توانند استمرار را برسانند؛ مثل وَ کَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ؛ یعنی از دیرزمان این چنین بوده است، این ماضی هست لکن ماضی مستمرّ؛ اما مضارع را شامل نمی شود؛ ولی درباره ذات اقدس الهی یا تعبیرشان این است که مُنسلخ از زمان است یا نه، اصلاً نظیر «إنّ» و «أنّ» حرف است.

بیان بعضی از برکات شامل حال مؤمنین و نقمات بر منافقین

برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - سوره ,اینها ,مکّه ,«ذَنب» ,جریان ,علیه ,الله علیه ,وجود مبارک ,اقدس الهی ,سوره مبارکه ,سلام الله ,لِلَّهِ جُنُودُ السَّماوَاتِ ,سوره مبارکه «شعر
بسم الله الرحمن الرحیم سوره ,اینها ,مکّه ,«ذَنب» ,جریان ,علیه ,الله علیه ,وجود مبارک ,اقدس الهی ,سوره مبارکه ,سلام الله ,لِلَّهِ جُنُودُ السَّماوَاتِ ,سوره مبارکه «شعر
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم


برچسب ها : بسم الله الرحمن الرحیم - iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
بسم الله الرحمن الرحیم iframe ,100% ,aparat ,embed ,iframe aparat ,aparat embed ,100% height ,embed frame ,width 100% ,iframe aparat embed ,aparat embed frame
به روز شده ها
اتفاقی
با توجه به اهمیت محتوای سایت خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج در سایت را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است یاسمین فقط منتشر کننده مطالب با ذکر منبع بوده و هیچ گونه مسولیتی در خصوص مطالب نشر داده شده ندارد.
All rights reserved. © Yasamin 2016-2017